پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - برگزيده تحولات سياسى جهان - ارکان مائده
برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان مائده
كنارهگيرى »حسنى مبارك« از قدرت
روند انتقال قدرت در مصر و پيامدهاى آن: پس از آنكه عمر سليمان كنارهگيرى حسنى مبارك را از قدرت اعلام كرد و ارتش كنترل كشور را به دست گرفت، رهبران سياسى جهان از اين كنارهگيرى نه چندان آبرومندانه استقبال كردند. به نظر مىرسد اين انتقال قدرت مىتواند آغازى باشد بر پايان نظامهاى ديكتاتورى جهان.
امروز مقاومت مردم مصر در برابر ديكتاتورى مبارك و اهداء سيصد شهيد و هزاران مجروح سرانجام روز جمعه (١٢ فوريه) رئيس جمهور مصر، قاهره را به سمت شرم الشيخ ترك كرد. وى قبل از كنارهگيرى از طريق تلويزيون با مردم سخن گفت: سخنى كه نشانى از كنارهگيرى از قدرت نداشت و باعث تعجب كاخ سفيد شد. مبارك خطاب به جوانان مصرى گفت كه براى انتخابات همانگونه كه پيشتر گفتم نامزد نخواهم شد تا در انتخابات آينده قدرت را به هر كسى كه ملت در انتخابات آزاد انتخاب كند تحويل دهم. وى اظهار داشت آنچه كه براى قربانيان روى داد قلبم را فشرد. مبارك همچنين تأكيد كرد كه قانون وضعيت فوق العاده در مصر را با آرام شدن اوضاع لغو كرده و بخشى از اختياراتش را به معاون اولش منتقل خواهد كرد. به گفته مقامات كاخ سفيد ظهر روز پنجشنبه ١٠ فوريه يكى از روزهاى پر استرس كاخ سفيد بود. به گزارش العالم، يك منبع كاخ سفيد به روزنامه واشنگتن پست گفت: ظهر روز پنجشنبه قبل از سخنرانى مبارك در خصوص واگذارى برخى اختيارات خود به سليمان - مىتوان يكى از روزهاى پر استرس كاخ سفيد در طول ساليان اخير دانست، زيرا كاخ سفيد بعد از تأييد قصد نظاميان مصرى در بركنارى مبارك نمىدانست كه مبارك كدامين گزينه را در سخنرانى پنجشنبه شب خود اعلام خواهد كرد، يعنى آيا قدرت خود را به سليمان واگذار خواهد كرد يا به طور نهانى استعفا مىكند. اين منبع مىافزايد مبارك در آخرين لحظات تصميم گرفت كه در سخنرانى خود كنارهگيرىاش را اعلام نكند كه او با اين كار خود، بسيارى از دستيارانش را در مصر شگفتزده كرد و نه تنها كاخ سفيد را هم شوكه، بلكه خشمگين كرد و روشن شد كه مبارك قصد ادامه قدرت را دارد. اما هنوز چند ساعت از سخنرانى رئيس جمهور مصر نگذشته بود كه عمر سليمان، در طى يك بيانيهاى كوتاه كنارهگيرى مبارك از قدرت را اعلام كرد و خود هم كنار رفت و موجى از شادى مردم مصر را فرا گرفت. اكنون شوراى نظامى مصر به رهبرى محمد حسين طنطاوى، وزير دفاع، كنترل كشور را در دست دارد. اين شورا پارلمان مصر را منحل و قانون اساسى را ملغى اعلام كرد. شوراى نظامى در بيانيهاى اعلام كرد كميتهاى براى پيشنويس قانون اساسى جديد اين كشور و برنامهريزى براى يك همهپرسى در مصر تشكيل شده است.
سقوط مبارك بازتابى فراتر از مصر داشت. ايران اين كنارهگيرى را يك پيروزى بزرگ براى مردم مصر دانست. در همين راستا آيت الله هاشمى رفسنجانى اظهار داشت ريشه اصلى حوادث منطقه را بايد در عمق هوشيارى و آگاهى مردم جستجو كرد البته رسانههاى مستقل و غيروابسته نقش مهمى در اين تحولات داشتند. حماس اعلام كرد اين كنارهگيرى آغاز انقلاب مصر است. باراك اوباما، رئيس جمهور ايالات متحده از اين كنارهگيرى استقبال كرد و اين كنارهگيرى را با فروپاشى ديوار برلين در آلمان و يا جنبش استقلال هند به رهبرى گاندى مقايسه كرد و گفت اين تنها نقطه حركت آغازين مصر بسوى دموكراسى است. رئيس جمهور امريكا ضمن تقدير از ارتش مصر خواست كه به روند دموكراتيك در اين كشور كمك كند. لغو قانون فوق العاده كه به مدت سى سال است در اين كشور اجرا مىشود، احترام به حقوق شهروندى، اصلاح قانون اساسى و انتخابات آزاد و عادلانه از اصول دموكراتيك است كه مورد نظر آقاى اوباما بوده و در سخنان خود تأكيد داشته است.
حسنى مبارك كه با بركنارىاش از قدرت باعث تحولات سياسى مهمى در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا شد يكى از فرماندهان نظامى سرشناس مصر است كه نقش مهمى در امضاء قرارداد صلح كمپ ديويد ميان اسرائيل و مصر داشت. وى كه معاون انورسادات، رئيس جمهور مصر بود پس از ترور انورسادات سوگند رياست جمهورى ياد كرد. از آنجايى كه مصر عامل ثبات منطقه است حسنى مبارك مجرى سياستهاى امريكا در منطقه بوده و بزرگترين دريافتكننده كمك مالى در سال از امريكا بعد از اسرائيل. مصر مهمترين كشور عربى است كه حفظ ثبات و امنيت آن براى واشنگتن مهم و حياتى است به اين دليل كه ثبات اين كشور باعث تأمين امنيت رژيم اشغالگر قدس و از سوى ديگر تأمين نفت منطقه براى غرب مىباشد. هرگونه بىثباتى در منطقه به خصوص در كشورى چون مصر بر توليد و قيمت نفت تأثير خواهد گذاشت و غرب را با بحران انرژى روبرو خواهد كرد. از طرف ديگر نكته قابل توجه در اين تحولات ارتش بوده. ارتش مصر يك ارتش امريكايى است اين نهاد نظامى (از سال ١٩٥٢ كه افسران آزاد رژيم سلطنتى را سرنگون كرد تاكنون در رأس حكومت است) سالى دو ميليارد دلار كمك مالى از امريكا دريافت مىكند. اما همين ارتش نسبت به دخالت بيگانه در كشورش بىتفاوت نيست. در حوادث اخير هم جنبش مردمى مصر را سركوب نكرد و اين امر باعث شد كه ارتش مورد اعتماد مردم بوده محبوبتر شود. اكنون ارتش قدرت را در دست دارد و تعهد كرده است قدرت را به روش صلحآميز به غيرنظاميان انتقال دهد. اين نهاد نظامى از دولت احمد شفيق، نخستوزير خواسته تا انتخابات رياست جمهورى آينده، به كارش ادامه دهد. اين نهاد نظامى در آخرين بيانيه خود تأكيد كرد كه خودشان را به جاى يك دولت مدنى نمىدانند و حضورشان در اين جايگاه موقت است و فقط مىخواهد زمينههاى انجام اصلاحات را فراهم كند. علاوه بر اين ارتش اعلام كرده است به تمام تعهدات بينالمللى و منطقهاى مصر از جمله پيمان صلح با اسرائيل پاىبند است. برخى از تحليلگران سياسى معتقدند علت اينكه ارتش با مردم به مقابله نپرداخت چند دليل بوده است: ١. دخالت ارتش در مصر باعث مىشد كه آثار طبيعى آن به صحراى سينا كشانده شود، جايى كه محور تعيين »موازنه استراتژيك نظامى« بين ارتش مصر و اسرائيل است؛ ٢. طولانى شدن اعتراضات مىتوانست باعث به خطر افتادن امنيت منطقهاى كانال سوئز در دراز مدت شود؛ ٣. به دليل اينكه امريكا به خوبى مىداند بخش گستردهاى از نيروهاى ارتش مصر با قرارداد كمپ ديويد و نوع رابطه ارتش مصر با امريكا و اسرائيل به شدت مخالفت و خواستار تغيير موازنه ارتش مصر با اسرائيل هستند. بنابراين گسترش اعتراضات مردمى منجر به ظهور طبقه جديدى از افسران عالى رتبه مىشد كه مىتوانست فاجعه بزرگى براى امريكا و اسرائيل شود؛ ٤. ظهور رهبران راديكال در برابر مبارك، كه به جاى مبارك امريكا را هدف سرنگونى نظام مصر نشانه روند (به نقل از سايت تابناك) به اين ترتيب اين موارد نشان مىدهد كه ارتش مصر نقش مهمى در حكومت اين كشور و امنيت اسرائيل دارد.
پيامدها:
كنارهگيرى مبارك از قدرت و تغيير نظام سياسى مصر تأثيرات مهمى بر كشورهاى منطقه از جمله اسرائيل گذاشته است. اسرائيل نگران فسخ قرارداد صلح كمپ ديويد (١٩٧٥) است. مصر و رژيم صهيونيستى اسرائيل بعد از زمان امضاى اين قرارداد روابط نزديك سياسى، اقتصادى و امنيتى با يكديگر داشتهاند اسرائيل با همكارى سازمانهاى اطلاعاتى و امنيتى مصر براى جلوگيرى از نفوذ حزب الله در غزه و صحراى سينا همكارىهاى گستردهاى داشته است. به لحاظ اقتصادى اسرائيل واردكننده گاز از مصر مىباشد و به گاز اين كشور وابسته است و به لحاظ سياسى قاهره يك ميانجىگر ميان حماس و سازمان آزادىبخش فلسطين مىباشد. در واقع مصر يك انسجام دهنده بين گروههاى فلسطينى مىباشد و اين تغيير قدرت امكان دارد منجر به عدم رابطه بين گروههاى فلسطينى از جمله حماس با جنبش فتح شود. در همين راستا روزنامه گاردين مىنويسد مبارك هميشه از ياسر عرفات و جنبش فتح حمايت مىكرد. و بعد از محمود عباس اما خواهان سازى ميان فتح و حماس هم بوده است. به اين ترتيب كاهش يا قطع رابطه مصر با اسرائيل باعث نگرانى مقامات تل آويل شده است.
در همين راستا روزنامه گاردين مىنويسد مباكر هميشه از ياسر عرفات و جنبش فتح حمايت مىكرده و بعد از محمود عباس اما خواهان سازش ميان فتح و حماس بوده است.
به اين دليل كه اين امر منجر به انزواى بيشتر اسرائيل در منطقه خاورميانه خواهد شد. اسرائيل در سالهاى گذشته متحدان مهم خود همچون ايران (١٩٧٩) و تا حدى تركيه را از دست داده كه اين امر منجر به نگرانى اسرائيل شده است. »سهيل الناطور« متفكر فلسطينى معتقد است اسرائيل پس از سقوط همپيمان ايرانىاش در ٣٢ سال پيش و فروپاشى مهم همپيانىاش با تركيه در سه سال پيش آخرين همپيمان خود را در منطقه از دست داد، پايان اين هم پيمانى باعث مىشود تا اسرائيل در منطقه بيش از پيش منزوى شود و اين انزوا مىتواند بر توانايى استراتژيك اسرائيل يا ميزان درگيرىها و كلاً معادله درگيرىهايش بر پرونده اسرائيل و فلسطين تأثير بگذارد (به نقل از سايت خبر آن لاين).
اسرائيل اولين كشورى بود كه بعد از تحولات سياسى در مصر و سپس كنارهگيرى مبارك از قدرت نگران روابطش با مصر بود. البته به نظر مىرسد شخص مبارك براى مقامات اسرائيل مهم و حياتى نبوده بلكه روش حكومتدارى وى براى مقامات تل آويل مهم بوده به اين دليل كه نوع حكومتى كه طرفدار امريكا و اسرائيل باشد باعث زنده ماندن قرارداد صلح كمپ ديويد بين قاهره تل آويل و به دنبال آن امنيت و ثبات اسرائيل كه از منابع دائمى اين دولت در منطقه است خواهد شد. روزنامه گاردين به نقل از روزنامه اسرائيلى هاآرتص مىنويسد: حكومت اسرائيل تلاش مىكرد، تا ايالات متحده امريكا و اتحاديه اروپا را متقاعد كند كه به دليل حفظ ثبات در منطقه حتى موقعى كه واشنگتن و متحدانش خواستار انتقال بدون دردسر و منظم قدرت در مصر بودند مانع از انتقادهايشان به حسنى مبارك شوند گاردين مىافزايد در رسانههاى اسرائيلى نشانههايى از يك بازى سرزنشآميز در مورد اين سؤال كه چه كسى مصر را از دست داد »Who Lost Egypt« شروع شده، اين سؤال خطاب آن به مركز اطلاعات اسرائيل است كه خيلى روى آن مانور مىدادند. اين روزنامه مىافزايد در اسناد ويكى ليكس از ميرداگان كه تا همين اواخر رئيس سازمان جاسوسى موساد بوده نقل شده است كه رژيم قاهره رژيمى با ثبات بوده است. به اين ترتيب به نظر مىرسد مقامات اسرائيلى فكر نمىكردند با چند روز شورش مردمى كه جوانان فيس بوكى و آوريل بوجود آورنده آن بودند مبارك از قدرت كنار رود و موقعيت اسرائيل به خطر بيافتد از طرف ديگر بنا به ادعاى »ايندك« مدير برنامه سياست خارجى موسسه تحقيقات بروكينگز در واشنگتن، حفظ ثبات در مصر مهمتر از باقى ماندن بر سر قدرت است. وى معتقد است در صورتى كه مصر را از دست بدهيم حفاظت از تمام منافع ما در خاورميانه از ترويج ثبات گرفته تا حل و فصل مناقشه اعراب و اسرائيل، از جريان آزاد نفت به قيمت منصفانه گرفته تا مهار نفوذ ايران و گروههاى راديكال وابسته به آن يعنى حماس و حزب الله، اگر غيرممكن نباشد بسيار دشوار است. به اين ترتيب امريكا با ايجاد دولتهاى وابسته و حامى خود به منظور ايجاد ثبات در منطقه سعى در رسيدن به اهدافش است. اما ثباتى كه واشنگتن به دنبال آن است را برخى از مقامات امريكايى آن را قبول ندارند و معتقد كه اصلاً در منطقه ثباتى وجود ندارد. كاندوليزا رايس، وزير امورخارجه سابق امريكا در يك سخنرانى اظهار مىدارد كه ٦٠ سال است كه كشور من ثبات مدنظر خود را در خاورميانه به بهاى قربانى كردن دموكراسى تعقيب مىكند، در خاورميانه، ما نه به ثبات رسيديم و نه به دموكراسى. به اين ترتيب ثباتى كه مدنظر برخى از سياستمداران امريكايى بود امروزه با سونامى دموكراسىخواهى كه از تونس شروع و به ديگر كشورهاى استبداد زده رسيده، روبرو شده است. اكنون دولتهايى نظير بحرين، الجزاير، يمن، ليبى، اردن با بحران مشروعيت روبرو هستند گرچه شرايط سياسى و اقتصادى اين كشورها با يكديگر متفاوت است اما مردم اين جوامع ديكتاتورى و خسته از ظلم حكومتى اعتراضات خود را عليه دولتهاى مستبدشان شروع كردهاند. در بحرين اين اعتراض پررنگتر از ديگر كشورها بوده و علت ناآرامى عمومى در اين كشور با ديگر كشورها متفاوت است عدم مشاركت شيعيان در ساختار سياسى بحرين عامل ناآرامى بوده است. بحرين كشور كوچك با جمعيت كمى است كه اكثريت جمعيت آن را شيعيان تشكيل مىدهند. اين كشور كوچك اما مدرن ميزبان ناوگان پنجم امريكا در منطقه مىباشد. مردم بحرين اعلام كردهاند قصد مخالفت با پادشاه را ندارند اما خواستار بركنارى نخست وزير كه عموى پادشاه فردى مستبد مىباشد، هستند. از طرف ديگر آنها خواستار مشاركت شيعيان در ساختار سياسى كشورشان مىباشند. در اين كشور قدرت تنها در دست سُنها و خاندان پادشاه است و لذا مردم شيعه خواستار مشاركت در قدرت مىباشند. سياست امريكا در قبال بحرين به دليل پادگان نظامى در اين كشور و وجود نفت حمايت از اين رژيم است. بنابراين تحولات سياسى در اين كشور از يك طرف باعث نگرانى امريكا و از طرف ديگر عربستان شده است. مقامات عربستان اعلام كردهاند در صورتى كه كنترل از دست دولت بحرين خارج شود، عربستان دخالت خواهد كرد اما در يمن وضعيت متفاوت است يمن كشورى فقير و قبيلهاى است و داراى مشكلاتى اساسى، اختلافات يمن شمالى (حوثىها) با يمن جنوبى، حضور القاعده در اين كشور و جدائىطلبى جنوبىها از يمن كه چند سال پيش توسط ارتش سركوب شد. اين مشكلات بعلاوه اقدامات مستبدانه على عبداله صالح، رئيس جمهورى باعث اعتراضهاى مردمى در اين كشور شده است. اما به نظر مىرسد امريكا فشار چندانى براى بركنارى صالح نمىآورد به اين دليل كه فروپاشى دولت يمن و بركنارى على عبدالله صالح يعنى قدرت گرفتن القاعده در اين كشور و از طرفى جدائى جنوب از شمال شبكه الجزيره در روى سايت خود در تحليلى به نقل از والى استريب ژورنال مىنويسد: برخى از تحليلگران امريكا براين اعتقادند كه سقوط نظام فعلى يمن باعث ايجاد اختلالاتى گسترده در فعاليتهاى نيروهاى امريكايى در اين كشور كه مشغول آموزش نيروهاى نظامى در يمن هستند و از خاك آن براى حملات هوائى عليه جريانهاى تروريستى استفاده مىكند، شود. به اعتقاد آنها يمن مكانى براى نيات القاعده در شبه جزيره عربى است و فروپاشى نظام ضعيف على عبدالله صالح باعث گسترش حضور عنان گسيخته القاعده در منطقه خواهد شد. (به نقل از سايت ديپلماسى ايرانى).
الجزاير از ديگركشورهايى است كه عليرغم ثروتمند بودند مردم عليه رهبران سياسىايشان اعلام انزجار كردهاند و تظاهراتهايى را براهانداختهاند. اين كشور كه يكى از اعضاى اوپك به شمار مىرود و داراى ثروت فراوانى مىباشد با يك دوگانگى روبرو است. عربها و بربرها. بربرها معتقد هستند كه در ساختار سياسى كشورشان نقش ندارند. و تمام قدرت در دست عربها است. عبدالعزيز بوثفليقه كه بعد از اسلامگرايان افراطى در اين كشور به قدرت رسيد تا اين كشور به سمت آرامش به پيش ببرد امروزه خود باعث ناآرامى شده است بيكارى، مبارزه با فساد، عدالت از خواستهاى مردم اين كشور بوده است.
اردن ليبى كه امروزه شاهد ناآرامىهاى عمومى در اين دو كشور هستيم با مشكلات ٠اقتصادى فراوانى روبرو هستند. مردم اردن به سياستهاى ملك عبدالله، پادشاه معترض هستند گرچه وى قول اصلاحات در ساختار سياسى كشور داده است تا اصلاحات از پايين و توسط مردم شروع نشود. اما هنوز مردم اين كشور قانع نشدهاند. از طرف ديگر ليبى كشورى فقير است كه عموم مردم آن از تحصيلات و فرهنگ سياسى بالائى برخوردار نيستند. قذافى، رئيس جمهور ٤٢ سال است كه در اين كشور حكمرانى مىكند و سياستهاى مستبدانه وى باعث ناآرامىهاى عمومى در اين كشور شده است. قذافى داراى كميتههاى مردمى است تا به قول خودش براوضاع مسلط شود و به شورشها پايان دهد.
به اين ترتيب با شروع اعتراضات عمومى در خاورميانه و شمال آفريقا به نظر مىرسد سياست خارجى امريكا در منطقه تغيير خواهد كرد و امريكا با خاورميانه جديدى روبرو خواهد شد. خاورميانهاى كه واشنگتن هميشه به بهانه جلوگيرى از رشد اسلامگرايى افراطى در منطقه، دموكراسىخواهى را فداى آن كرده بود. اكنون امريكا بر سر دو راهى قرار گرفتهاند. نه مىخواهد اين كشورها را به دامن اسلامگرايان افراطى بياندازد و نه مىتواند از حكومتهاى مستبد دفاع كند و جنبشهاى دموكراسىخواهى را ناديده بگيرد.