پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - جزيره مجازى
جزيره مجازى
قطر، شبه جزيرهاى است كه در ساحل غربى خليج فارس قرار گرفته و مساحت آن به ١١ هزار و ٤٠٠ كيلومتر مربع مىرسد. جمعيت اين كشور در سال ٢٠٠٠ ميلادى ٦١٨٥٠٠ نفر تخمين زده شد، كه غالب آنان در پايتخت (دوحه) ساكن هستند. بنابراين، كشور قطر از اين حيث، در مقايسه با ديگر كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس، يا ديگر كشورهاى آسيايى به لحاظ جغرافيا و جمعيت، اميرنشينى كوچك است. امارت قطر از قرن هجدهم و پس از آن كه به دولت عثمانى ملحق شد، تحت حكومت آل ثانى قرار گرفت، اما از سال ١٩١٦، پس از انعقاد قرارداد، همپيمانى با بريتانيا، روابط مستحكمى با اين امپراطورى برقرار بود، كه اين كشور تا زمان استقلال - در سوم سپتامبر ١٩٧١، كه نيروهاى انگليسى، منطقه خليج فارس را ترك كردند - تحت حمايت بريتانيا قرار داشت. از سال ١٩٧٢، كه شيخ خليفه بن حمد آل ثانى، اميرقطر شد، تا سال ١٩٩٥، سياست حاكم بر اين اميرنشين، سياستى سنتى و متكى بر شيخوخيت و وراثت اميرى و غايب زندگى سياسى و ممنوعيت فعاليت حزب و محدوديت رسانهها و مطبوعات در دايره گفتمان قدرت و تحميل سانسور بر رسانهها و هماهنگى با عربستان سعودى (برادر بزرگتر) در سياست منطقهاى و بينالمللى بوده است.
در ٢٧ ژانويه ١٩٩٥، منطقه خليج فارس با تغيير نظام حكومتى در قطر - كه در جريان انقلاب سفيدى كه شيخ حمد بن خليفه آل ثانى عليه پدرش راه انداخت - غافلگير شدند. وى كه در آن زمان ولىعهد پدر و وزير دفاع دولت او بود، در حالى كه پدرش در مسافرت اروپا به سر مىبرد، برنامهاش در به دست گرفتن قدرت را عملى كرد. گفته مىشود كه امير جديد، احساس كرده بود كه پدرش در صدد است تا يكى از برادران كوچكش را به جاى او جانشين خود گرداند.
پس از كودتاه يا انقلاب سفيد، خاندان حاكم بر قطر، بىدرنگ اعلام كردند كه پسر سوم شيخ حمد (جاسم، متولد ١٩٧٨) ولىعهد شده و لذا در اكتبر ١٩٩٦ پست نخستوزيرى تأسيس و به يكى ديگر از فرزندان امير سابق (شيخ عبدالله بن خليفه) واگذار شد.
بنابراين، تغييرات شتابناك، آن هم در رأس هرم قدرت، نهادهاى اين اميرنشين را به جنب و جوش انداخت و از حالت ركود ديرگاه، بيرون آورد، كه پس از آن اقداماتى در جهت تحول و اصلاح نهادها و قوانين، همچون دستور تعديل نظام اساسى يا قانون اساسى انجام شد و نهاد امارات از نهاد رياست وزيران (نخست وزيرى) تفكيك و اختيارات امير مشخص شد.
امير جديد در مسير سياستهاى اصلاحىاش بساط سانسور مستقيم بر روزنامهها را برچيد، كه از سال ١٩٨٥ به شكل بىرحمانهاى اعمال مىشد و روزنامهها از هر گونه انتقاد نسبت به رؤساى كشورهاى برادر و دوست هم منع شده بودند.
در كنار اصلاحات سياسى و اقتصادىاى كه در قطر به وقوع پيوست و همسايگان و بلكه جهانيان را به شگفتى واداشت، تأسيس شبكه ماهوارهاى الجزيره، مهمترين اقدامى بود كه نظام سياسى جديد در عرصه رسانهاى برداشت و با اين كار سر و صداى فراوانى را برانگيخت و آنگاه امير جديد اعلام كرد. اختلافات ميان دولت جديد و امير سابق (پدر خود) از طريق مصالحهاى پايان مىيابد؛ زيرا همه دعاوى قضايى برضد اميرسابق را حل و فصل مىكند و به وى اجازه بازگشت به كشور به همراه همراهانش را مىدهد، به شرط آن كه وى اموالى را كه در اختيار دارد، به خزانه دولت بازگرداند و تنها بخش اندكى از آن را در حساب خود نگه دارد. (التقرير الاستراتيجى العربى / ٢٦١) دولت جديد اعلام كرد كه مبلغ سه ميليارد دلار از دارايىهاى اميرسابق در بانكهاى لندن، پاريس و ژنو را بلوكه كرده است، اما اميرسابق تصميم به بازگشت نگرفت.
اين گامها، قطر را در آستانه مرحله سياسى و قانونى جديدى قرارداد. اميرجديد شعار اصلاحى خود را تداوم بخشيد و سانسور مستقيم بر مطبوعات را برچيد كه از سال ١٩٨٥ به شكل قاطعى بر مطبوعات محلى تحميل شده بود و در رأس قيود تعريف شده، عدم تعرض به هيچ يك از رؤساى كشورهاى دوست يا برادر بود.
اقدام بعدى امير جديد، انحلال وزارت ارشاد (اعلام) با هدف توسعه آزادىهاى روزنامهها و رسانههاى تبليغاتى بود، كه به جاى آن »نمايندگى تبليغاتى خارجى« تأسيس شد، كه هدف آن، معرفى قطر در همه حوزهها و تثبيت روابط با نهادهاى تبليغاتى در خارج و اشراف در دهه نود قرن بيستم، شبكههاى متعدد ماهوارهاى عرب زبان، چه در فضاى جهان عرب و چه در غرب فعاليت خود را آغاز كردند. مهمترين اين شبكهها، شبكه الشرق الاوسط (MBC) و شبكه (ORBIT) در رم، شبكه العرب (ART) و تلويزيون المستقبل در لبنان و شبكه ماهوارهاى لبنان (LBC) و شبكه اخبار العرب (ANN) در لندن است، كه شمار اين شبكهها از آسيا گرفته تا اروپا در پايان سال ٢٠٠٠ ميلادى به يكصد شبكه مىرسيد.
آنچه كه مىتواند اين پديده را تفسير كند، فزونى پشتوانه و اقبال مردمى وسايل ارتباطى و رسانهاى جديد و ناراحتى بسيارى از عربها از پوشش مسايل منطقهاى و امور داخلى، به وسيله رسانههاى ديدارى است.
شبكه الجزيره قطر، از اين دست رسانههاست كه خود را به عنوان پايگاهى براى پوشش اخبار معرفى كرد. اين شبكه سيستم فنآورى پيشرفتهاى را براى بيان اخبار و گزارشهاى زنده و مستقيم و برنامههاى فرهنگى، ورزشى و اقتصادى برگزيد و در بسيارى از پايتختها و شهرهاى مهم جهان دفتر نمايندگى تأسيس كرد. بنابراين، گزينش جسورانه اخبار و اجراى گفتوگوهاى داغ، شمار فراوانى از بينندگانى كه علاقهمند پىگيرى گفتوگوهاى علنى ميان مخالفان سياسى و طرفداران حقوق بشر و اسلامگرايان از سويى و مسئولان حكومتى و كارشناسان دانشگاهى از سوى ديگر بودند، به خود جذب كرد. با اين حال، پارهاى از روشنفكران عرب و كارشناسان نيز انگيزهها و شرايط تأسيس اين شبكه را مورد ترديد قرار دادند. دكتر جلال امين بر آن است كه: »شبكه الجزيره، پديدهاى همراه و همدوش جهانى شدن است؛ زيرا به دولتى بسيار كوچك وابسته است كه با اين حال توانسته است به سبب در اختيار داشتن فنآورىاى كه خود همزاد جهانى شدن است، نوارى از رهبران القاعده در افغانستان ضبط و تنها چند ساعت پس از آن، در همه جهان پخش كند«. وى در توصيف الجزيره مىگويد: »اين شبكه تلويزيونى، عجيب و به لحاظ فنى و فنآورى، بسيار پيشرفته است، اما گاه گاه زهرش را هم مىريزد«.
هسته كارشناسى و نيروهاى اجرايى اوليه الجزيره متشكل از شمارى از خبرنگاران، روزنامهنگاران، گويندگان و مجرىهاى زبدهاى بودند، كه كارشان را در شبكه BBC عربى از دست داده بودند، لذا الجزيره از اين فرصت، بيشترين بهره را برد و اين شبكه در روز اول نوامبر ١٩٩٦ آغاز به كار كرد.
اين شبكه در آغاز، كارش را با شش ساعت كار روزانه آغاز نمود و سپس ساعت كارىاش را به ١٢ ساعت و در ژانويه ١٩٩٩ به ٢٤ ساعت افزايش داد و شمار نيروهايش را به ٤٩٧ نفر و شمار دفترهاى نمايندگىاش را به پنجاه شهر و پايتخت دنيا رساند.
شبكه الجزيره، طى مدت كوتاهى كه از عمرش مىگذرد، توانسته است دستاوردهاى شگرفى را در سطح جهان عرب و بينالمللى تحقق بخشد. وقوع حادثه يازدهم سپتامبر ٢٠٠١ و جنگ افغانستان، جايگاه ويژهاى به اين شبكه داد و پخش شبانهروزى اخبار و پوشش لحظه به لحظه حوادثى كه اين شبكه براى بيننده اروپايى و امريكايى پوشش مىداد، آن را به صداى خاورميانه در غرب تبديل كرد. شبكه الجزيره در اين دوره، مورد توجه شديد شبكههاى ماهوارهاى غربى؛ مانند (MSNBC ,CNN ,CBC) قرار گرفت و منبع اصلى شبكههاى فرانسوى، آلمانى و انگليسى شد، كه امكان پوشش اخبار و حوادث افغانستان برايشان فراهم نبود. در چنين اوضاعى، الجزيره تنها شبكهاى بود كه قدرت پخش اخبار و گزارشهاى زنده و ضبط شده تازه را داشت.
مهمترين برنامهها
شبكه الجزيره با بهرهگيرى از خبرنگاران و كارشناسان زبده و گسترده خود برنامههاى متعددى در زمينههاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و دينى براى خود تعريف و اجرا كند كه پارهاى از آنها - به ويژه برنامههاى حساسيت برانگيز سياسى و فكرى كه آراى متضاد را عرضه مىكند - به شدت مورد استقبال بينندگان عرب مقيم در بلاد غربت واقع شده و از اين دسته برنامه مىتوان به: الاتجاه المعاكس (خلاف جهت)، المشريعة و الحياة (شريعت و زندگى)، اكثر من رأى (زواياى متفاوت) و شاهد على العصر (شاهدى بر زمانه) اشاره كرد.
برنامه »خلاف جهت« به سبب طرح قضاياى سياسى و فكرى حساس، بيشترين استقبال را از آن خود كرده است. مجرى اين برنامه، فيصل قاسم است، كه اهل سوريه بوده و داراى تحصيلات دكترى از يكى از دانشگاههاى بريتانياست. اين برنامه از سال ١٩٩٦ تاكنون پخش مىشود.
از مهمترين محورهاى اين برنامه مىتوان به موضوعاتى؛ مانند حقوق بشر در كشورهاى عرب، بحران دموكراسى، مشاركت سياسى و آينده ناسيوناليسم عرب، مشكل اقليتها و رابطه ميان عربها و غرب، اشاره كرد. شكل اجرايى برنامه »الاتجاه المعاكس« چنين است كه دو نفر، كه آراى متضادى در يك مسئله دارند، به برنامه دعوت مىشوند تا از راه گفتوگو يكديگر را نسبت به ايده و نظر خود قانع كنند. مجرى برنامه هم مىكوشد تإ؛ففحد در عين حفظ بىطرفىِ خود، فضاى گفتوگو را تحريك نمايد. اين گفتوگوها غالباً به مشاجره و خشم نيز منجر مىشود و تلاش فيصل قاسم براى آرام كردن طرفين بسيار ديدنى است. فيصل معتقد است: علت اصلى موفقيت اين برنامه، عدم دخالت دولت قطر در برنامه اين شبكه است.
از ديگر برنامههاى پربيننده الجزيره، برنامه »شريعت و زندگى« است. اين برنامه، شيوه جديدى از طرح مسايل فقهى مرتبط با زندگى انسان معاصر را دنبال مىكند. ارائه كننده اين برنامه دكتر شيخ يوسف قرضاوى مصرى، استاد شريعت و مطالعات اسلامى دانشگاه قطر و نيز رييس دانشكده شريعت اين دانشگاه است. وى با آزادى كامل و به شكل صريحى، آراى خود را بيان مىكند و مىكوشد تا به گونهاى ديگر، فهمى متناسب با عصر و زمانه از اسلام ارائه كند. موضوعاتى؛ مانند اسلام معاصر و اسلام دورههاى اوليه، چند همسرى، فعاليت اجتماعى زن مسلمان و حق رأى و نامزدى زن در انتخابات پارلمانى، از محورهاى مهم برنامه او بوده است.
برنامه »اكثر من رأى« (زواياى متفاوت) كه مجرى آن سامى حداد فلسطينى است، مستقيم از دفتر دوم الجزيره در لندن پخش مىشود، كه با برنامه »الاتجاه المعاكس« تفاوت دارد. مجرى اين برنامه، يك مسئله سياسى روز را پىگيرى و به بحث ميان طرفهاى درگير آن مىگذارد. بينندگان نيز مىتوانند با برنامه تماس گرفته و نظرهايى را كه گاه بسيار جسورانه، غيرقابل پيشبينى و غيرمنتظره است، مطرح كنند.
برنامه »شاهد على العصر« به گفتوگو با شخصيتهايى مىپردازد كه به طور مستقيم در ساختن تاريخ كشور خود و يا به شكل ملموس بر تاريخ كشورهاى عربى - اسلامى تأثير داشتهاند.
مجرى اين برنامه، احمد منصور به مهمان خود فرصت چندانى جهت سخن گفتن از زندگى و خاطرات خود نمىدهد و گاه وارد جزئيات زندگى او نيز مىشود و با پارهاى پرسشها او را به دردسر مىاندازد. برجستهترين كارهاى احمد منصور در اين برنامه، گفتوگو با همسر سادات (جهان سادات)، طلال بن عبدالعزيز (امير سعودى) و احمد ياسين رهبر معنوى حماس است. گفتوگو با همسر سادات در كتاب مستقلى منتشر شده است.
الجزيره در هجوم انتقادات
برنامههاى انتقادى شبكه الجزيره از موج انتقادات دولتهاى عربى و شك برانگيزى آنان در امان نبوده است. پارهاى دولتها، الجزيره را متهم كردند كه رويكردى اسلامى دارد و يا از دولت عراق (صدام حسين) حمايت مىكند و يا اينكه به ويترينى امريكايى و ابزارى براى سازش با اسرائيل تبديل شده است. عربستان سعودى، كويت، بحرين، اردن، عراق، ليبى، تونس و دولت خودگردان فلسطينى از منتقدان سرسخت الجزيره بودهاند، كه به سبب وابستگى مالى الجزيره به دولت قطر، بحرانهاى ديپلماتيكى ميان قطر و كشورهاى ياد شده شكل گرفته است. در جريان اين بحرانها بارها دفتر الجزيره بسته و خبرنگارانش از برخى پايتختها اخراج شدهاند.
درباره مشكل با عربستان سعودى، بسيارى از صاحبنظران معتقدند، كه مشكل رياض و دوحه، بسيار عميقتر و پيچيدهتر از قضيه الجزيره است، چرا كه به مشكلات درهم تنيده ميان اين دو كشور حاشيه خليج فارس برمىگردد، كه شبكه الجزيره اين مشكلات را بروز داده و به سطح رسانده است. به ويژه برنامههاى »الاتجاه المعاكس و بلا حدود« كه سياستها و مواضع عربستان سعودى را نسبت به مسئله فلسطين، حقوق بشر و دموكراسى به باد انتقاد گرفتند و انتقاداتى را هم متوجه خاندان حاكم و برخى اميران سعودى و در رأس ايشان ملك عبدالعزيز آل سعود (١٨٨٠ - ١٩٣٥) مؤسس سلسله پادشاهى نمودند.
با افزايش بلندپروازىهاى قطر براى ايفاى نقش منطقهاى فراتر از حجمش و اصطكاك اين بلندپروازى با مواضع عربستان سعودى در خاورميانه و خليج فارس و اعلام آمادگى قطر براى تأسيس پايگاه نظامى امريكايى در منطقه العديد، بحران ميان دو كشور رو به اوج نهاد و تقريباً آشكار شد، كه شبكه الجزيره مشكل اساسى ميان دو كشور نيست.