پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢
برگزیده تحولات جهان
ارکان مائده
رفراندومى با عنوان جدايى
استقلال سودان جنوبى: انتخابات به منظور جدايى جنوب سودان از شمال اين كشور در حالى صورت گرفت كه هنوز مرز ميان جنوب و شمال، سرنوشت ميدانهاى نفتى در مناطق مرزى و مهمترين منطقه توليدكننده نفت، ابيه روشن نيست. اين رفراندوم به بيش از سالها جنگ ميان شمال و جنوب سودان خاتمه خواهد داد.
انتخابات استقلال جنوب سودان از شمال اين كشور روز ٩ سپتامبر تا ١٥ ژانويه برگزار گرديد. اين رفراندوم براساس توافق ميان مقامات شمال و جنوب سودان صورت گرفت و تنها مردم جنوب در آن شركت داشتند. براساس گزارشهاى درسيده مردم جنوب سودان به استقلال اين قسمت از كشور راى دادند تا سودان جنوبى صد و نود و سومين كشور جهان شود. عمر البشر، رئيس جمهور سودان در گفتوگو با شبكه خبرى الجزيره اظهار داشت اگر جنوب جدا شود، بايد منتظر بىثباتى در كشور باشيم. وى معتقد است بخش جنوبى سودان تجربه كافى براى اداره يك كشور مستقل را ندارد. اما بشر قول داده در مقابل نتيجه همهپرسى هرچه باشد، مانعى ايجاد نخواهد كرد. در همين راستا كشورهاى غربى اطمينان دادند كه استقلال جنوب سودان، آغاز فرآيند تجزيه كشور نباشد.
سودان در شمال شرقى قاره آفريقا قرار دارد. اين كشور در سال ١٩٥٦ ميلادى استقلال خود را بعد از ٥٠ سال حكومت مشترك بريتانيا و مصر بدست آورد اما به استثناى يك دوره ده ساله بين سالهاى (٨٣ - ١٩٧٢) كشور سودان دچار ناآرامى و دو جنگ داخلى بوده است. چهل سال است كه نيروهاى دولتى شمال سودان با جنبش آزادىبخش خلق سودان مىجنگند كه تنها دستاورد اين جنگها فقر و مهاجرت براى مردم سودان بوده است. براساس گزارش سازمان ملل متحد (UN) جنگهاى داخلى سودان دو ميليون كشته و چهار ميليون آواره به جاى گذاشته است.
»عمر البشير«، رئيس جمهور سودان در سال ١٩٨٩ با همكارى »حسن الترابى« كودتاى نظامى را عليه »صادق المهدى«، نخست وزير وقت سودان انجام داد و دولت وى را سرنگون كرد. صادق المهدى از رهبران سودان بود كه دست به اصلاحاتى در كشور زد. بإ؛ كودتاى البشير عليه صادق المهدى وى با حسن الترابى، رهبر جبهه اسلامى ملى متحد شد و قانونى تصويب كرد تا قدرت پليس افزايش يابد. به اين ترتيب وى فضاى كشور را امنيتى و مخالفان را سركوب كرد. علاوه بر اين عمر البشير سعى داشت قانون شريعت را با خشونت و زور به مردم بقبولاند تا تمام مردم اين كشور دين اسلام را بپذيرند. البشير در سال ١٩٨٩ پس از انحلال»شوراى فرمان انقلابى براى رهايى ملى« به عنوان رئيس جمهور سودان سوگند ياد كرد و به اين ترتيب توانست قدرتش را بيشتر كند. وى در سال ١٩٩٩ با الترابى كه سخنگوى پارلمان سودان بود درگير شد و الترابى كه رهبر معنوى وى محسوب مىشد را بركنار كرد. الترابى در سال ٢٠٠١ به عنوان مخالف البشير به جرم اخلال در امنيت ملى دستگير و زندانى شد و اكنون در زندان مىباشد. در تمام اين سالها جنگ بين شمال و جنوب به دليل بىعدالتىها و جنايتهاى البشير ادامه داشت اما در سال ٢٠٠٥ دولت سودان با جنبش خلق سودان در جنوب توافقنامه صلحى را در كنيا به امضاء رسانند. براساس اين توافقنامه جنگ بين شمال و جنوب كه دو دهه به طول كشيد پايان يافت و قرار شد در سال ٢٠١١ به منظور جدايى جنوب سودان از شمال انتخاباتى برگزار شود. براساس اين توافق رهبر جنبش خلق، سيلوا كبير كنترل منطقه جنوب را به دست گرفت به همين دليل گفته مىشود اگر وى رئيس جمهور سودان جنوبى شود تا حدى داراى تجربه حكومتدارى مىباشد.
جنگ داخلى سودان كه به جز مرگ، فقر و مهاجرت براى مردم دستاوردى نداشت طولانىترين جنگ آفريقا ناميده شده است. اين جنگ به از اختلاف بر سر مسائل دينى تا تلاش براى رسيدن به برابرى سالها طول كشيد. برابرى جنوب با شمال. شمال كشور كه به علت سياستهاى البشير توسعه يافته است با جمعيتى مسلمان، در برابر جنوب كه داراى جمعيتى غالباً مسيحى و توسعه نيافته سالها با يكديگر جنگيدند. به گزارش شبكه خبرى بى بى سى، براساس برآوردهاى غيررسمى، استقلال جنوب از شمال تا ٨٠ درصد از درآمدهاى نفتى شمال خواهد كاست به اين دليل كه عمر البشير تمام درآمدهاى نفتى را براى شمالىها هزينه مىكرده است و جنوب بىنصيب از اين درآمدها بوده. علاوه بر اختلاف دينى به دليل سياستهاى رئيس جمهور و صرف درآمدهاى نفتى براى شمال سودان، منطقه ابيه كه از نفت خيزترين مناطق سودان مىباشد مورد اختلاف اين دو بوده است. سهم شمال از آب رود نيل هم از ديگر اختلافات شمال و جنوب سودان بوده است.
اما چرا عمر البشير به اين جدايى رضايت داد؟ به نظر مىرسد علت اين است كه البشر به اين رفراندوم تن داد كاهش فشار غرب از خود مىباشد. در سال ٢٠٠٩ دادگاه بينالمللى لاهه البشير را يك جنايتكار جنگى به علت نسلكشى مردم دارفور معرفى كرد. اين امر بعلاوه تحريمهاى سنگين وى را واداشت با انجام اين انتخابات از محدوديتها نجات يابد بنابراين مىتوان گفت عامل اصلى اين جدائى البشير است كه با انجام سياستهاى تفرقهافكنانه باعث اين جدائى شد. برخى از تحليلگران معتقد هستند هدف اصلى شورشيان جنوب و كشورهاى غربى از اين رفراندوم ايجاد بعدى در مقابل پيشروى اسلام در آفريقا و كشيدن خط انفعالى بين شمال و جنوب و همچنين جلوگيرى از نفوذ و تأثيرگذارى مسلمانان در جنوب كشور است و به نقل از سايت ديپلماسى ايران البته برخى ديگر از تحليلگران معتقدند كشور جنوب سودان به علت اينكه دو شاخه رود نيل در اين قسمت از كشور جريان دارد و داراى جنگهاى وسيع مىباشد و همچنين منابع نفتى درآمدزائى ما غرب هميشه خواستار جدائى جنوب مسيحىنشين از شمال مسلمانان بوده است. اميل حكيم معتقد است اين جدائى باعث انشقاق در جهان عرب خواهد شد. (به نقل سايت خبر آن لاين) به اين ترتيب جدايى جنوب سودان از شمال بالاخره با انجام رفراندوم انجام شد. جدائى كه باراك اوباما، رئيس جمهور امريكا آن را يك »واقعهاى« تاريخى خواند اما عمر البشير را »واقعهاى« غمانگيز. واقعهاى كه خود عامل اصلى آن است.
خودسوزى كه منجر به انقلاب شد
انقلاب »نان و كرامت« در تونس: پس از آنكه اعتراضات گسترده مردمى در تونس منجر به انحلال دولت ديكتاتورى »زين العابدين بن على« و در نهايت انقلاب شد، به نظر مىرسد اين رويداد مهم مىتواند درس عبرتى باشد براى نظامهاى ديكتاتورى كه ملتهاى خود را تحت شديدترين فشارهاى سياسى قرار دادهاند.
خودسوزى جوانى ٢٨ ساله و داراى تحصيلات دانشگاهى به دليل بيكارى در تونس منجر به انقلابى گشت كه جهان انتظار آن را نداشت. اعتراضات مردمى به دنبال اين خودسوزى تمام شهرهاى تونس را فراگرفت. زينالعابدين بن على، رئيس جمهور دولت و پارلمان را منحل اعلام كرد و خود به عربستان سعودى متوارى شد. اين تحولات آن قدر سريع اتفاق افتاد كه يكى از مستبدترين نظامهاى سياسى جهان عرب ظرف مدت بسيار كوتاه ساقط شد و مردم بعد از سالها طعم آزادى را چشيدند، گرچه هنوز اين آزادى تا تشكيل دولتى مردمى و دموكراتيك نيم بند است.
بن على با كودتاى آرام، حبيب برقيبه را در سال ١٩٨٧ از قدرت بركنار كرد. برقيبه بعد از استقلال تونس از فرانسه در سال ١٩٥٦ به قدرت رسيد و نظام سياسى بستهاى را به وجود آورد كه مغاير با اهداف نيروهاى ملىگرا، مسلمان و آزادىخواه تونس بود. برقيبه رهبر حزب دستور كه نقش مهمى در استقلالخواهى اين كشور داشت بعد از استقلال از دولت فرانسه نخستوزير نظام سلطنتى تونس شد. وى با انجام اصلاحاتى در اين كشور قدرت خود را تثبيت كرد. در سال ١٩٥٧ نظام سلطنتى تونس برچيده شد و مجلس ملى كه در واقع متشكل از نمايندگان حزب دستور جديد بود قدرت فوق العادهاى را به رئيس جمهور دادند و رياست حكومت، رياست قوه مجريه و رياست حزب به او واگذار شد و از اختيارات گستردهاى از جمله حق نقض قوانين مصوب مجلس ملى نيز برخوردار گرديد و در همين حال مجلس برقيبه را كه به آتاتورك تونسى مشهور بود به عنوان رئيس جمهور اعلام كرد(به نقل از سايت آفران). با انحصار قدرت در دست برقيبه بود كه فضاى سياسى كاملاً بستهاى را بوجود آمد و به سركوب مخالفان خود پرداخت و در نهايت توسط يك كودتاى آرام توسط نخستوزير، زين العابدين بن على سرنگون شد. وى قدرت را به دست گرفت و از سال ١٩٨٧ به مدت پنج دوره به عنوان رئيس جمهور مردم تونس بود. در مدت حكومت بن على كه روابط نزديكى با امريكا و متحدانش هم داشته. قدرت و ثروت در دست خاندان وى متمركز بود. اينترنت و مطبوعات تحت سانسور شديد قرار گرفته. احزاب سياسى فعاليت نداشتند و مخالفان سياسى حكومت در زندانها به سر مىبردند. اين نظام بسته سياسى عليرغم اينكه رئيس جمهور در ماههاى اخير وعده اصلاحات داده بود و البته كشور تونس در سالهاى اخير از رشد اقتصادى قابل توجهى در جهان برخوردار شده و تنها ٤ درصد مردم زير خط فقر قرار داشتند و نرخ تورم ٤/٥ درصد گزارش شده است. در پى اعتراضات مردمى كه جرقه آن را خودسوزى يك جوان تونسى در شهر »سيدى بوزيد« زد، سرنگون شد. اين خودسوزى با اين هدف توسط اين جوان تونسى انجام شد كه توجه حاكمان را به بىمسئوليت آنها و فلاكت مردم تونسى جلب كند. به گفته دكتر بيگنز استاد جامعهشناسى دانشگاه آكسفور كه در رابطه با اعتراضات سياسى تحقيق كرده، خودسازى يك عمل سياسى ناشى از عجز است كه درعين حال بسيار هم مؤثر مىباشد. وى مىگويد اين عمل در جهان اسلام به ندرت به صورت خودكشى ظاهر مىشود. (به نقل از شبكه خبرى بى بى سى).
بعد از سقوط دولت ديكتاتورى بن على محمد الغنوشى كه از سال ١٩٩٩ نخست وزير بن على و از اعضاى سابق حزب حاكم بود به عنوان نخستوزير موقت و فوائد المبزع رئيس جمهور موقت انتصاب شدند. اما غنوشى به دليل اينكه در تركيب كابينهاش از اعضاء حزب حاكم (جنبش دموكراتيك قانون اساسى) و چهرههاى دولت سابق استفاده كرد با مخالفت و انتقادهاى شديد مردمى روبرو شد. اين بار اعتراضات مردمى كه قبلاً عليه ديكتاتورى بن على بود شكل ديگرى به خود گرفت. مردم خواهان انحلال حزب حاكم و سقوط دولت جديد هستند مهمترين خواسته مردم تونس تولد دولتى است كه ارتباطى به رژيم گذشته و حزب جنبش دموكراتيك قانون اساسى نداشته باشد. به گزارش خبرنگار بخش فارسى بى بى سى در تونس، راهپيمايىهاى اخير بعد از سقوط دولت جديد را راديكالتر شده و گروههاى كوچكى را شامل شده است. گروههايى از سوى احزاب كارگرى. لازم به يادآورى است در اين اعتراضات گسترده مردمى ارتش برخلاف پليس ضدشورش حامى مردم بوده به اين دليل كه اين نهاد نظامى به فساد مالى و خشونت آغشته نشده است.
دوره بعد از تشكيل دولت جديد تونس و اعتراضات مردمى دولت جديد سقوط كرد و رئيس جمهور موقت استعفا داد. در همين راستا نخستوزير موقت قول داده است براى تشكيل دولت وحدت ملى از تمامى احزاب سياسى در تونس استفاده كند. وى اكنون در حال رايزنى و گفتوگو با رهبران احزاب سياسى مىباشد. البته به نظر مىرسد گردآورى اين احزاب و مذاكره با آنها به دليل بىتجربگى آنان به دليل عدم فعاليتشان در طى سالهاى متمادى كارى مشكل براى الغنوشى باشد.
دولت تونس عليرغم اينكه در سالهاى اخير درآمد اقتصاديش از صادرات توليدات صنعتى بالا بوده و علاوه بر اين از حمل درآمد توريستها سود فراوانى مىبرد اما مردم از مشكلات اقتصادى به ستوه آمدهاند. بن على در دوران رياستش بر تونس برنامههاى اقتصادى را دنبال كرد كه نهادهاى مالى بينالمللى آن را نمونهاى موفق و الگويى براى ديگر كشورهاى در حال توسعه اعلام كردند. اين موفقيتها تونس را به نمونهاى از ثبات، امنيت و رونق اقتصادى معرفى كرد و توريستهاى غربى را به اين منطقه گسيل داد. اما درآمدها صرف بخشى از مردم اين كشور شده و اين امر نشان از رشد نامتوازن اقتصادى و فساد در سيستم اقتصادى اين كشور را مىدهد. سايت باشگاه انديشه مىنويسد اتخاذ و سياستهاى نوليبرالى در صحنه اقتصادى تونس گرچه از يك سو توانست جهشى در رشد اقتصادى در اين كشور را ايجاد كند اما از سوى ديگر اين سياستها منجر به ايجاد نابرابرىهاى اقتصادى و افزايش شديد فاصله طبقاتى در اين كشور شده و در اين ميان فساد ادارى و اقتصادى در دولت يكى از مشكلاتى بود كه اجراى اين سياستها را در پى داشت. نكته قابل توجه در رابطه فساد اقتصادى در تونس مافياى اقتصادى و سياسى است كه همسر بن على يعنى ليلا طرابلسى در اين كشور به ره انداخته بود. اين امر باعث شده كه مردم تونس بيشتر از وى تنفر داشته باشند تا بن على درسال ٢٠٠٩ در كشور فرانسه كتابى منتشر شد كه نويسندگان آن ليلا طرابلسى و خاندان وى را حاكم مطلق در بسيارى از شريانهاى اقتصادى و سياسى كشور بعد از بيمارى بن على معرفى كردند. به اين ترتيب فساد مالى و اقتصادى كه به طبع آن بالا رفتن قيمتها و بيكارى را در اين كشور نتيجه داشت و همچنين فضاى بسته سياسى كه دولتمردان امريكا براساس تحقيق پژوهشگران خود از دو سال قبل از اين وضعيت نابسامان خبر داشتند. منجر به انقلابى شد كه از آن به انقلاب »نان و كرامت« ياد شده است. انقلابى كه مردم نه تنها به خاطر مشكلات اقتصادى بلكه همچنين به دليل بىتوجهى به شأن و منزلت انسانيت و عدم توجه به آزادىهاى فردى و مدنى به وجود آمد. اكنون اين انقلاب كه از آن به انقلاب گل ياسمنى نام بردهاند هراسى را در دل ديكتاتورها بوجود آورده كه با وجود داشتن منابع هنگفت مالى ناشى از درآمدهاى نفت و گاز و ديگر منابع زيرزمينى، ملتهاى خود را به منظور بقاء در قدرت تحت فشار قرار دادهاند. گرچه مردم اين كشورها به منظور رسيدن مطالبات و خواستههاى قانونى و مشروع خود دست به اقداماتى زدهاند. خودسودزى جوانى در مصر، اعتراضات مردمى در اردن و بالاخره تظاهراتهايى در الجزاير.