پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - رويكرد جديد جهاني به افغانستان، زمينهساز استقرار صلح پايدار - گونتِر سباستين
رويكرد جديد جهاني به افغانستان، زمينهساز استقرار صلح پايدار
گونتِر سباستين
. اكنون كه سيطرهي گروه طالبان و تروريستهاي بينالمللي، از گسترهي خاكي كشور رنجور، مظلوم و ستمديدهي افغانستان دامن برچيده است، ضرورت استقرار صلح و ثبات و تشكيل حاكميت ملّي مقتدر از همهي زمانها آشكارتر گشته و زمينههاي مساعدتري را باز يافته است؛ زيرا ملتي كه ٢٥ سال در آتش جنگ داخلي سوخته و شعلههاي سوزناك آن بنيادهاي فكري، روحي و رواني آنان را متلاشي ساخته است و معضلات كلاني را برساختار زندگي اجتماعيشان تحميل نموده و با استحكام و اقتدار ملّي در مقابل گروههاي تروريستي و وابستهي به اجنبي واكنش نشان داده و آنان را محصور در لانههاي سنّتيشان كرده است و دستهاي مداخلهگر بيگانه را قطع نموده و فضاي مساعد موجود را به عنوان طلاييترين فرصت تشكيل حاكميّت خود ساختهي ملّي فراروي گروههاي سياسي و نهادهاي اجتماعي، ايجاد نموده است.
لذا همهي گروهها و بهويژه مردم مظلوم افغانستان حق دارند كه اينك با آرامش روحي و رواني در امنيّت كامل سياسي و اجتماعي بر سرنوشت خود حاكم گردند رهبران سياسي و ملّي نبايد فراموش كنند كه استقبال مردم و جشن و شادماني آنان در آزادي كشور از فراچنگ دژخيمان تروريست هيچگاه سفره پهن نمودن براي دعوت شيفتگان قدرت و رياست نيست، بلكه استقبال از رويكرد جديد جامعهي جهاني و محافل بينالمللي به افغانستان و مردم فراموش شدهي آن است.
رويكردي كه افقهاي روشن زندگي و بازسازي افغانستان مخروبه را به ارمغان خواهد آورد، لذا معني و مفهوم اقدام جمعي مردم رأي مثبت به استقرار نظام سياسي و حاكميت ملّي مقتدر است كه از فضاي بينالمللي موجود و فرصتهاي طلايي ايجاد شده به نفع ارادهي جمعي و مصالح ملّي مردم افغانستان كمال استفاده را بنمايد و به ارادههاي ملّي و خواستههاي مشروع آنان احترام بگذارد.
ارادههاي سوء كه در پشت تحولات سريع كشور مخفي شدهاند ـ تا از فرصتهاي ايجادشده به نفع اميال شخصي و نيل به قدرت انحصاري استفاده نمايند ـ در مقابل ارادهي جمعي و ملّي مردم افغانستان كه مبتني بر ضرورت صلح ميباشد، قرار دارد.
٢. با استقرار جبههي متحد اسلامي در شهر كابل امنيّت به عنوان ضروريترين نياز اين مقطع حساس، تأمين شده است، اما با وجود ديوارهاي بي اعتمادي حاصل از آنارشيزم گذشته، زنجيرهاي بهم پيوستگي ائتلاف فعلي را لرزان نشان ميدهد و هراس مردم از آن است كه يكبار ديگر حوادث فاجعه بار گذشته تكرار شود هرچند گذشت زمان و تفاوت ايّام پوشالي بودن اميال قدرتطلبانه را در افغانستان مخروبه اثبات نموده و به افتخار حكمراني بر اين خانهي ويران، خط بطلان كشيده است، اما با توجه به خصلتهاي روحي حاكمان در جوامع استبداد زده تصور اشتعال دوبارهي قدرتطلبي و رياستخواهي، دور از ذهن نخواهد بود. لذا درك دغدغهها و نگرانيهاي مردم كابل از آيندهي نامطمئن، بر كسي پوشيده نيست. بطور يقين دغدغههاي مردم از نحوهي تأمين امنيّت شهروندان و ايجاد فضاي معتمد است كه شوراي عالي وحدت ملّي در شهر كابل شكل بگيرد و حاكميت گروه خاص در كابل باعث امتيازطلبي و فزون خواهي آنان در سهمگيري سياسي و مشاركت عادلانه در قدرت نشود. نه اينكه دلمشغوليهاي بهحق مردم افغانستان، رضايت عام بر سرازير شدن بيرويهي لشكرهاي نظامي بيگانه در افغانستان تلقّي شود؛ زيرا ورود نيروهاي نظامي بيگانه بدون نظارت مقامات سازمان ملل و مشورت گروههاي سياسي كشور بر هرج و مرج نظامي در افغانستان ميافزايد و ترافيك سنگيني از قطعات مسلح با گونههاي متفاوت فرهنگي و خصلتهاي اجتماعي را در كشورِ تبدار و مضطرب افغانستان، تحميل مينمايد.
بنابراين اگر مديريت جامع و خردگرا بر عملكرد نيروهاي امنيتي در شهر كابل اعمال گردد و از هرگونه سوء تدبيرها و انحصارگريها و دخالتهاي سياسي در فرايند استقرار صلح، جلوگيري شود، ضرورت استقرار نيروي حافظ صلح بينالمللي در كابل چندان اهميتي نخواهد داشت؛ زيرا نيروهاي افغانستاني پتانسيل مناسبتري براي برقراري امنيّت در كشور، نسبت به يك نيرويي ـ كه با اعتقادات، خصلتها و كاراكترهاي اجتماعي مردم آن سامان آشنايي ندارد ـ خواهند داشت.
٣. معطوف شدن توجه جمعي جامعهي جهاني و محافل بينالمللي ـ بعد از حملات تروريستي يازدهم سپتامبر در امريكا ـ به افغانستان، از مسايل مهم و حياتياي است كه هرچند دير اتفاق افتاده، ولي از اموري فوقالعاده پر ارزش و تاثيرگذار در فرايند استقرار صلح و ثبات در كشور ميباشد؛ زيرا مساعدت جامعهي جهاني و بينالمللي در سايهسار توجّهات آنان به افغانستان ممكن ميگردد، چنان كه تحولات سه دههي اخير كشور افغانستان ثابت نموده است كه بدون مساعدتهاي جامعهي جهاني و محافل بينالمللي و سازمان ملل در عرصههاي مختلف حيات سياسي و اجتماعي موفق نخواهند بود، زيرا ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه، آسيب ديده و بدون كمكها و اعانههاي بينالمللي تعمير و آباداني مجدد آن ممكن نخواهد بود.
بنابراين گروههاي سياسي و رهبران اجتماعي در تصميمگيريها، ساماندهيها و تلاشهاي سياسي خود براي تشكيل حاكميّت ملّي و بستريابي تشكيل انتخابات آزاد مبتني برخود اراديّت جمعي مردم افغانستان، بايد به گونهي عمل كنند كه اين روند مثبت، گرايش عمومي جامعهي جهاني نسبت به افغانستان آسيب نبيند تا تلاشهاي موجود بينالمللي جهت حلّ صلحآميز بحران كشور، در چارچوب منافع ملي، تأثيرات ارزشمند و گرانسنگ خود را به ارمغان آورده و موجب بازسازي و ترقي اقتصادي و سياسي فرهنگي افغانستان گردد.
افغانستان در گذشتهي تاريخي در چنگ استبداد و خودكامگي حاكمان مستبد و ستمپيشه گرفتار بوده كه با بيخيالي تمام بر جنازهي نيمه جان اين كشور راهپيمايي كرده و هيچ مسئوليتي را در قبال مردم آن سامان، تاريخ و ادبيات و ترقي و كمال آنان، بر دوش احساس نميكردهاند. اين بياحساس، بيغمي و بيمسئوليتي حاكمان، غفلت و خواب رفتگي مردم و فراموشي افغانستان از سوي جامعه جهاني سه عاملي بوده كه در استيلاي فقر و عقبماندگي اين سرزمين دخالت تام داشته است. امروز كه شرايط تغيير كرده و فرصتهاي مغتنم ايجاد شده در پناه مساعدت جامعهي جهاني اين سوءال را در دل مردم افغانستان خلق كرده است كه آيا جامعهي بينالمللي به قولهايي كه جهت بازسازي و ائتلاف براي سازندگي افغانستان در اوان مبارزه با تروريزم در افغانستان، به مردم داده بودند، عمل خواهند كرد؟
٤. از عوامل موءثر در فرايند استقرار صلح و تشكيل حاكميّت ملّي ـ سياسي، مساعدت و همكاري همسايگان افغانستان است، خصوصا كشورهايي؛ چون ايران، پاكستان، تاجيكستان و ازبكستان كه به عنوان ميزبانان و مهمانداران گروههاي عظيم مهاجرين، نقش فوقالعاده تأثيرگذار در فرايند استقرار صلح و ثبات در افغانستان خواهند داشت.
انتظاري كه مردم افغانستان، بهخصوص قربانيان اصلي تداوم جنگ و ناامني، از اين كشورها دارند، همكاري و مساعدت آنان با تمهيدات بينالمللي، استقرار صلح و تشكيل حاكميّت ملّي در افغانستان است كه هم اكنون در سازمان ملل جريان دارد، تا در پرتو استقرار صلح و تشكيل نظام مردم ساختهي اسلامي در افغانستان، منافع مشروع همسايهگان نيز تأمين گردد و روند روبه رشد قاچاق موادمخدر و آوارگان جنگ و ناامني به عنوان دو پديدهي مشكلساز در كشورهاي همسايه و جهان از افغانستان قطع گردد؛ زيرا تجربههاي حاصل از سه دهه جنگ و تداوم بحران در كشور افغانستان به روشني تمام ثابت كرده است كه پديدهي آوارگي و قاچاق مواد مخدر فقط در سايهسار همكاري و مساعي بينالمللي قطع خواهد شد. رويكرد جديد جامعهي جهاني در قبال اين دو پديده، به شمول پديدهي تروريزم بينالمللي در افغانستان، فرصت تشكيل حاكميّت ملّي را در آن كشور مهيّا ساخته است كه به همكاري همسايهگان افغانستان در فرايند استقرار صلح سرعت خواهد بخشيد.
احمدي
از طلاب مهاجر افغاني در ايران