پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - برگزيده تحولات سياسى جهان - ارکان فائزه
برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان فائزه
چهارمين قطعنامه شوراى امنيت عليه ايران
رأى مثبت روسيه و چين: آخرين قطعنامه شوراى امنيت عليه پرونده هستهاى ايران پس از آنكه غرب توافق سه كشور ايران - تركيه - برزيل را بر سر انتقال اورانيوم به تركيه براى رفع نگرانىاش از اين پرونده ناكافى دانست،تصويب شد. براساس اين قطعنامه دولت ايران با محدوديتهاى مالى، بانكى و بازرسى محموله مواجه خواهد شد.
پس از آنكه متن پيشنويس قطعنامه جديد توسط امريكا تهيه گشت، اين متن در اختيار اعضاى دائم و غير دائم شوراى امنيت قرار گرفت و قطعنامه روز ١٩ خرداد به تصويب اعضاء شورا رسيد. دوازده راى مثبت، دو راى منفى و يك راى ممتنع، تركيه و برزيل به اين قطعنامه راى منفى دادند و لبنان راى ممتنع، براساس اين قعنامه ايران از خريد هر نوع كالا و خدمات مربوط به موشكهاى بالستيك، سرمايهگذارى در معادن اورانيوم، خريد سلاحهاى سنگين و سيستم موشكى منع شده است. اين قطعنامه با واكنش شديد مقامات ايرانى روبرو گشت.
محمود احمدىنژاد در واكنش به اين قطعنامه گفت: بيانيه تهران آغاز فصل جديدى در مناسبات جهان و فرصتى جديد بود كه تكرار نخواهد شد. وى باتوجه به راى مثبت چين به اين قطعنامه بر همكارى ميان چين و ايران تأكيد كرد و امريكا را عامل اصلى اين تحريمها دانست. محمد خزاعى سفير ايران در سازمان ملل هم اظهار داشت دولت ايران با تقابل غرب بطور مناسب برخورد خواهد كرد. پس از آنكه بيانيه تهران كه توافقى ميان ايران - تركيه - برزيل بر سر انتقال اورانيوم ضعيف به تركيه و بازگشت ميلههاى سوخت به منظور مصرف راكتور تحقيقاتى تهران بود به امضاى سران اين سه كشور رسيد، قرار شد يك هفته بعد ايران طى نامهاى اين پيشنهاد را به آژانس بين المللى انرژى اتمى ارسال كند. بعد از اينكه نامه به دست آژانس رسيد، اين نهاد بين المللى اعلام كرد بيانيه تهران در چارچوب طرح وين كه در ماه اكتبر مبنى بر انتقال اورانيوم ضعيف به روسيه است، نبوده لذا، غرب اعلام كرد كه اين پيشنهاد خارج از طرحى بوده كه فرانسه، امريكا و روسيه به نام گروه ٥+١ در نظر داشتهاند.
چند روز پس از انتشار بيانيه تهران يوكيو آمانو، مدير كل آژانس آخرين گزارش خود را از پرونده هستهاى ايران انتشار داد. براساس اين گزارش ايران ٢٥٠٠ كيلوگرم اورانيوم غنى شده را انبار كرده و نسل جديد از سانتريفيوژها به سمت غنىسازى اورانيوم تا غلظت ٢٠ درصد پيش مىرود. در همين راستا در اين گزارش آمده است كه آژانس احتمال مىدهد كه ايران برخى از فعاليتهاى هستهاى خود را مخفى كرده و همكارى لازم را براى اينكه آژانس بتواند صلحآميز بودن تمامى فعاليتهاى هستهاى ايران را تأييد كند، نداشته است. به اين ترتيب آنچه در اين گزارش آمده است، ادامه فعاليتهايى است كه از نظر شوراى امنيت و آژانس مخالف با خواستههاى جهانى مىباشد و مشكوك به پىگيرى هدفهاى نظامى.
البته نكته مهم ديگر در اين گزارش افزايش تلاش ايران براى بالابردن ميزان اورانيوم غنى شده است. البته اين گزارش حاكى از اين امر مىباشد كه تعداد سانتريفيوژهايى كه مشغول به توليد اورانيوم ٣/٥ درصد بوده افزايش پيدا نكرده است. لذا، اين امر خود نشان مىدهد كه ايران به طرف توليد سوخت اتمى حركت نمىكند ولى ظرفيت تبديل شدن به نيروى اتمى را در اختيار دارد. ايران در واكنش به اين گزارش همچنان بر صلحآميز بودن پرونده هستهاىاش تأكيد دارد و معتقد است كه هيچ چيزى را از ديد آژانس مخفى نكرده است.
پيشنويس قطعنامه جديد عليه تهران در حالى مطرح شد كه شوراى حكام آژانس كه نهاد ناظر سازمان ملل متحد بر برنامه هستهاى كشورها است، دور تازهاى از نشستهاى دورهاى خود را آغاز كرده بود. موضوع برنامه هستهاى ايران و اسرائيل محور اين نشستها بوده است. يوكيو آمانو بر »ويژه« بودن شرايط پرونده هستهاى ايران تأكيد كرد. ويژه بودن به اين معنا كه وى اظهار داشت در مورد ايران با پروندهاى روبرو هستيم كه بعد نظامى دارد و اين موضوع بايد روشن شود.
بر مبناى چهارمين گزارش آژانس بين المللى انرژى اتمى از پرونده هستهاى ايران مبنى بر عدم تعليق غنىسازى اورانيوم و بىتوجهى به سه قطعنامه پيشين شوراى امنيت، اعضا اين شوراى قطعنامه جديدى را عليه تهران به تصويب رساندند. گروه ٥+١ معتقد است كه ايران نه تنها به قطعنامههاى قبلى شوراى امنيت توجهى نكرده بلكه درجه غنىسازى را بالا برده است و امروزه ايران داراى ٢٥٠٠ كيلوگرم اورانيوم مىباشد. گروه ٥+١ معتقد است زمانى كه براساس توافقنامه وين در ماه اكتبر قرار بود ايران ١٢٠٠ كيلوگرم اورانيوم ضعيف خود را براى غناى بيشتر به روسيه تحويل دهد تا نگرانى غرب از طريق خارج كردن اورانيوم از ايران رفع شود تا به حال هفت ماه گذشته است. غنىسازى در ايران ادامه داشته و ذخاير اورانيوم دو برابر شده است لذا، اكنون ايران با داشتن ٢٥٠٠ كيلوگرم اورانيوم مىتواند دست به توليد يك يا دو بمب اتم بزند.
به اين ترتيب، نگرانى غرب در رابطه ذخاير اورانيوم كه منجر به تصويب قطعنامه چهارم عليه پرونده هستهاى ايران شد. قبل از تصويب اين قطعنامه خانم هيلارى كلينتون اين قطعنامه را سختترين قطعنامه عليه ايران دانست. اما به نظر مىرسد گفتوگوهاى چين و روسيه با امريكا براى گرفتن امتيازاتى از اين كشور از شدت تحريمها كاست. امتيازهاى واشنگتن به مسكو و پكن باعث شد كه اين دو به قطعنامهاى كه تحريمهاى آن بسيار گسترده و سخت نيست راى مثبت دهند. اين قطعنامه، تحريمهاى نفتى و انرژى را كه مدنظر چين است و پكن را به تهران وصل مىكند را شامل نشد. همچنين ساخت نيروگاه هستهاى در اين تحريمها نيامده است، تا به منافع روسيه ضربهاى وارد نشود. در همين راستا روسيه اعلام كرد كه تحويل موشكهاى S-٣٠٠ كه قرارداد آن بين تهران و مسكو در سال ٢٠٠٥ ميلادى امضاء شده به تعويق مىاندازد. مدودف، رئيس جمهور روسيه دليل اين تعويق را قطعنامه جديد خواند. به اين ترتيب چين و روسيه با گرفتن اين امتيازات از امريكا به چهارمين قطعنامه عليه تهران راى مثبت دادند. اما تحريمهاى اين دور شوراى امنيت با سخنانى كه خانم كلينتون مبنى بر تحريمها سخت و شكننده گفته بود فاصلهدار و ضعيفتر بود. با اين حال راى مثبت روسيه به اين قطعنامه منجر به واكنش مقامات ايران شد. تغيير رفتار روسيه در چند ماه اخير مقامات ايران را نگران كرده است. به گفته شبكه خبرى بى بى سى تحولات يكسال گذشته در ايران و همينطور موضع ايران در برابر غنىسازى، روسيه را متقاعد كرد كه منافع بلند مدتى كه در منطقه دارد را نمىتواند فداى منافع كوتاه مدت خود در ايران كند. البته پيشتر سرگئى لاوروف، وزير امور خارجه روسيه هم گفته بود كه اگر توافقنامه قرار است تصويب شود اين توافق نامه بايد منافع پكن و مسكو را تأمين كند.
به اين ترتيب گرچه مقامات ايران تلاش گستردهاى انجام دادند تا اين قطعنامه تصويب نشود، اما اين قطعنامه تصويب و تحريمهايى عليه ايران تحميل گرديد اين امر يك دستاورد براى واشنگتن و شكستى براى ايران محسوب مىشود. تحريمهايى كه اقتصاد و توان نظامى ايران را ضعيف مىكند، از طرف ديگر سران اتحاديه اروپا تحريمهاى يك جانبهاى وضع كردهاند. پست، بانك و كشتيرانى هدف اين تحريمهاست. اين تحريمهاى به اين دليلى تصويب شده است تا ايران تحريمهاى قبلى را نتواند دور بزند. و از طرف دير اتحاديه اروپا معتقد است كه ايران برنامه تسليحاتى را دنبال مىكند كه خطرى امنيتى براى اروپا دارد. به اين صورت است كه تحريمهاى سختى عليه ايران اعمال شده است. گرچه مقامات ايران بارها اعلام كردهاند اين تحريمها به ضرر دولت و مردم ايران نيست اما تلاشهاى ديپلماتيك مقامات هستهاى ايران نشان مىدهد كه تصويب اين قطعنامه و دور جديد تحريمها چقدر براى ايران مهم بوده است.
جرگه مشورتى صلح افغانستان
صلح با طالبان: جرگه صلح كه به منظور پيدا كرد مكانيزم مذاكره با طالبان برگزار گرديد كه با عدم شركت شبه نظاميان اين گروه روبرو شد و اين جرگه با صدور بيانيهاى پس از سه روز به كار خود پايان داد.
»جرگه مشورتى صلح« كه در ٢ ژوئن و طى سه روز ادامه داشت با صدور بيانيهاى ١٦ مادهاى به كار خود پايان داد. دولت افغانستان در نظر داشت با برگزارى اين جرگه با نمايندگان مردم و سياستمداران تعريف مشخصى از »مخالفان مسلح« خود بدست آورد و بعداً درباره چگونگى مذاكره با اين شورشيان تصميم بگيرد. كرزاى از ابتدا اعلام كرد كه اين جرگه فقط به منظور مشورت با نمايندگان مردم در رابطه با صلح با طالبان است و بنابراين از ابتدا سطح توقعات مردم و سياستمداران را پايين آورد تا مردم و نمايندگان نتايج مهمى را از اين جرگه خواستار شوند. ١٦٠٠ نفر از نمايندگان پارلمان، بزر گان قومى و سياستمداران در اين جرگه شركت داشتند.
جرگه صلح در خيمه بزرگى در حومه شهر كابل برگزار گرديد. اين خيمه در طى چند سال گذشته ميزبان برگزارى جرگهها و رويدادهاى مهم تاريخى بوده است. حامد كرزاى، رئيس جمهور افغانستان به منظور پايان دادن به شورشهاى خونين در اين كشور و برقرارى صلح با »مخالفان مسلح «يا »افغانهاى ناراضى«، خود برگزارى اين جرگه را در دوران فعاليت انتخاباتى سال گذشته به اين سو پيشنهاد نموده بود. در همين راستا دولت كابل براى برنامه آشتى ملى ١٤٠ ميليون دلار تعهد كمك از جامعه جهانى در كنفرانس لندن كه پنج ماه پيش برگزار شد، گرفته بود و در مقابل آن متعهد شد كه شرايط مذاكره با طالبان را به گونهاى ترسيم كند كه زحمتهاى هشت سال گذشته بيش از ٤٠ كشور حامى افغانستان هدر نرود. در همين راستا كرزاى سفر ماه گذشته خود به واشنگتن را كه با هدف جلب نظر سنا براى تصويب بودجهاى جديد براى افغانستان بود انجام داد، بودجه سال مالى ٢٠١١ امريكا مبلغى معادل ٣/٩٢ ميليارد دلار براى كمك به افغانستان اختصاص داده است. به اين ترتيب حامد كرزاى سعى مىكند، با اين مبالغ بتواند افغانستان را از نظر امنيتى و اقتصادى سر و سامان دهد. طرح آشتى ملى با طالبان مدتها است كه مدنظر حكومت كرزاى بوده اما اينكه چرا اكنون مخالفان دولت تن به اين امر دادهاند و تمايلاتى براى برقرارى صلح در آن ديده مىشود. افراد نزديك به رئيس جمهور افغانستان مىگويند شورشيان تنها در مقابل گرفتن سهمشان در دولت حاضر به دست برداشتن از خواست خود شدهاند و به اين صورت بود كه رئيس جمهور جرگه مشورتى صلح را كه هدفش تنها مشورت با نمايندگان مردم در رابطه با صلح با طالبان است را برگزار كرد.
حامد كرزاى در اين نشست از افغانهاى ناراضى خواست اسلحه خود را زمين بگذارند و به روند استقرار صلح بپيوندند. وى گفت كه تأمين امنيت در افغانستان و آوردن صلح هدف اساسى اين جرگه مشورتى است. رئيس جمهور افغانستان در جريان بيانيه، خطاب به تند روانى كه از افغانستان فرار نمودهاند اظهار داشت كه آنها نيز به كشور بازگردند و به جامعه ملحق گردند. اين جرگه گرچه مورد حمايت جامعه بين المللى نيروهاى ائتلاف قرار گرفت، اما برخى گروههاى سياسى افغان با برگزارى اين جرگه مخالفت كردند. ژنرال مك كريستال، فرمانده نيروهاى امريكا در افغانستان گفت: جرگه فقط يك گام به سوى كاميابى طويل المدت در افغانستان است. در همين راستا سفير امريكا در كابل داشت، كه جرگه مشورتى صلح را مذاكرات شفاف مردم افغانستان دانست كه در آن دموكراسى به نمايش گذاشته شده است.
اين نشست در حالى برگزار شد كه برخى گروههاى سياسى مخالف دولت افغانستان اين جلسه را تحريم كردند و در اين جرگه شركت نكردند. گروه طالبان برگزارى اين جرگه مشورتى را يك »ابتكار امريكايى« خواند و قبل از آغاز به كار اين نشست طالبان اهميت آن را مردود شمرده و حكومت فعلى افغانستان را يك »دست نشانده بى قدرت« خواندند. اين جرگه گرچه در ميان تدابير شديد امنيتى برگزار گرديد اما از راكتهاى طالبان بى نصيب نماند. همزمان با آغاز به كار اين جلسه شبه نظاميان طالبان با حملات راكتى خود در اين نشست اخلال ايجاد كردند كه به نظر مىرسد عكس العمل اين شورشيان به ماهيت و نتايج اين جرگه مشورتى صلح بود. اين جرگه مشورتى مخالفانى هم داشت. مخالفانى كه معتقد بودند تصميمات اين جرگه ضمانت اجرايى ندارد و كرزاى از راههاى مؤثر ديگرى مثل رفراندوم بايد در مورد آشتى با طالبان تصميم بگيرد. بعلاوه مخالفان معتقدند جرگهاى كه در آن شركت نداشتند تصميماتش نمىتواند قابل قبول باشد و دولت مىخواهد با برگزارى اين جرگه افكار عمومى را از فساد در دولت منحرف كند. مخالفان معتقدند رئيس جمهور كرزاى بعد از انتخابات رياست جمهورى و بحث تقلب در آن مقدارى از مشروعيت ملى و بينالمللىاش زير سؤال رفته و با انتقاداتى در اين باره روبرو شده است و از طرف ديگر فساد در دولت و مشكلات امنيتى و اقتصادى در اين كشور به كاهش محبوبيت و مشروعيت كرزاى كمك كرده است. به همين دليل رئيس جمهور براى مشروعيت بخشيدن به دولت اين جرگه را برگزار كرد. از سوى ديگر يك ماه ديگر كنفرانس بين المللى در رابطه با افغانستان برگزار خواهد شد، لذا كرزاى با تشكيل اين جرگه مىخواهد نشان دهد كه در محور هرگونه ابتكارات قراردارد. به همين دليل برخى از نمايندگان پارلمان افغانستان و برخى گروههاى سياسى از شركت در اين جرگه خوددارى كردند. عبدالله عبدالله رهبر جريان »تغيير و اميد« محمد محقق رهبر جريان »وحدت اسلامى« و ژنرال دوستم رهبر جريان »جنبش ملى اسلامى« از مخالفانى بودند كه در اين جرگه شركت نكردند.
استراتژاى جديد امنيت ملى آمريكا :
"مبارزه با تروريسم خانگى": باراك اوباما در سند استراتژى امنيت ملى آمريكا بر مبارزه با تروريسم داخلى، همه جانبه گرايى و پرهيز از يك جانبه گرايى در سطح بين الملل و توجه به اقتصاد به عنوان مبلغ اصلى قدرت تاكيده كرده است.
دولت ايالت متحده آمريكا روز ٢٧ مى سند استراتژى جديد امنيت ملى اين كشور را انتشار داد. با انتشار اين سند ٥٢ صفحه اى استراتژى جديد دولت اوباما روشن مى شود. اين سند بر مبارزه با افراط گرايى داخلى، همه جانبه گرايى به جاى يك جانبه گرايى و همكارى با ديگر كشورها براى دفاع از امنيت ملى، تاكيد بر اقتصاد به عنوان منبع اصلىقدرت ملى و مبارزه با تغييرات آب و هوايى تاكيد دارد. روساى جمهور دولت آمريكا از سال ١٩٨٦ ميلادى تاكنون بايد استراتژى امنيت ملى خود را ارائه دهند. اين استراتژى در حوزه هاى سياسى، امنيتى و دفاعى مى باشد. امسال باراك اوباما اين گزارش را در حالى انتشار داد كه نگرانى در رابطه با تروريسم در داخل آمريكا افزايش يافته است. كشتار ١٣ نظامى آمريكا در يك پايگاه نظامى در تگزاس به دست يك سرگرد مسلمان بطور ويژه مورد توجه اوباما قرار گرفت و به همين دليل وى در اين سند تاكيد خاص بر مبارزه با تروريسم خانگى دارد. دستگيرى فردى به نام فيصل شهرزاد به دليل بمب گذارى ناموفق درميدان "تايمز" نيويورك و حادث بمب گذارى در هواپيمايى در خطوط هوايى آمريكا بر اهميت اين مسئله افزود.
به گزارش شبكه خبرى بى بى سى، از زمانيكه باراك اوباما بر سر كار آمده فشار آمريكا بر القاعده افزايش يافته است. بهمين دليل باعث شده كه توانايى عملياتى گروه محدود شده و گروه به سوى راهبرد جديدى برود و آنهم استفاده از آنچه آقاى برنن معاون مشاور امنيت ملى، اشاره به پياده نظام دارد. وى معتقد است اين افراد به علت تازه كار بودن و فقدان سابقه راحتر مى توانند از حلقه حفاظتى آمريكا وارد اين كشور شوند. برنن معتقد است همزمان با تغييرات دشمن با شرايط جديد ما هم بايد به طور دائمى روشهاى خود را تغيير دهيم. به اين صورت است كه اوباما در استراتژى امنيت ملى خود تاكيد ويژه بر مبارزه با تروريسم خانگى دارد.
در اين سند رئيس جمهور آمريكا به جاى تاكيد بر تروريسم اسلامى به مبارزه با افراط گرائى در داخل خاك آمريكاتوجه كرده است. در همين راستا آقاى "برنن" مى گويد آمريكا سرجنگ با مسلمانان ندارد بلكه سر جنگ با القاعده دارد. دولت آمريكا همچون دولت قبلى معتقد است كه شبكه القاعده بايد از ميان برود، اما آنچه در استراتژى جديد امنيت ملى اهميت دارد موضوع "پيشگيرى" است.دولت جرج دبليوبوش با تاكيد بر استراتژى جنگ پيشگيرانه به جنگ با عراق پرداخت.
اما آنچه در استراتژى جديد امنيت ملى آمريكا تازگى دارد تغيير جهت اين نبرد به سمت تعامل با دشمنان به جاي برخورد با آنان است. در اين استراتژى جديد برخورد نظامى پس ازبه كارگيرى كامل ديپلماسى آخرين گزينه است. اوباما اشاره به دو كشور كره شمالى و ايران دارد. وى گفته است تهران و سئول با يك گزينه روشن روبه رو هستند. اين سند از كره شمالى خواسته است سلاح هاى هستهاى خود را از بين ببرد و از ايران هم خواسته به تعهدات بين المللىدر رابطه پرونده هستهاىاش عمل نمايد. به اين ترتيب واشنگتن خواهان حل و فصل اين معضلات از طريق ديپلماسى و تعامل با اين كشورها شده است. اما منتقدان اين استراتژى جديد مى گويند تعامل تا كنون ثمربخش نبوده چه در مورد برنامه هسته اى ايران و كره شمالى و چه در مورد بحران خاورميانه.
در اين سند جديد رئيس جمهور آمريكا تاكيد ويژه اى بر چند جانبه گرايى به جاى توجه به يك جانبه گرايى دوران بوش دارد. وى معتقد است كه آمريكا هميشه زمانى نتيجه بهتر گرفته كه با جامعه جهانى همكارى كرده است. مثلا در دوران جنگ جهانى دوم و جنگ سرد. به همين دليل اوباما همكارى بين المللى را مركز سياست خارجى واشنگتن مىداد. در همين راستا وى معتقد است كه اين مسئوليت نبايد تنها بر دوش سربازان و مردم آمريكا باشد. چالشهاى جهانى را بايد با تاكيد بر همكارى جهانى و تعامل ادامه دار در صحنه بين الملل حل و فصل كرد.
در سند استراتژى امنيت ملى آمريكا آمده است كه امنيت آمريكا نه تنها از طريق قدرت نظامى به دست مىآيد بلكه قدرت اقتصادى هم يكى از وجوه امنيت ملى اين كشور است. دكترين امنيتى جديد آمريكا اقتصاد را منشا و منبع قدرت مى داند و بر ضرورت نوسازى آن تاكيد مى كند. تقويت و حمايت از آموزش، دانش، فن آورى و انرژيهاى پاك اجزاى اين نوسازى هستند. از سوى ديگر در اين سند بر فرادستى آمريكا در زمينه سلاحهاى متعارف به عنوان يكى از وجوه امنيتى تاكيد شده است. در اين استراتژى، امنيت اسرائيل و همجوارى صلح آميز با كشور فلسطين، يكى از منافع ملى آمريكا توصيف شده است.
به اين ترتيب سند جديد امنيت ملى آمريكا، خواهان احياى مجدد رهبرى آمريكا از طريق استفاده غير مستقيم از زور به منظور مقابله با چالشهاى جهانى است. گرچه بر همكارى تمامى كشورها تاكيد دارد.