پگاه حوزه
(١)
الزامهاي نخبگان سياسي در حكومت ديني - علیخانی علی اکبر
١ ص
(٢)
غرب، اسامه بنلادن و جنبش جهاني اسلام - موسوی سید محمد
٢ ص
(٣)
مطبوعات سالاري يا دولت محوري؟! - لک زایی شریف
٣ ص
(٤)
شناختشناسي گفتمان سياسي و تمدّني - متولیان محمد علی
٤ ص
(٥)
اهداف پيدا و پنهان امريكا در افغانستان - فیض سعید
٥ ص
(٦)
مدلهاي نظري ـ رفتاري در ارتباط با تمدن غرب - رهدار احمد
٦ ص
(٧)
بنيانگذار اخوانالمسلمين و انديشهي دموكراسي -
٧ ص
(٨)
اقتضاها و امتناعهاي ساختاري ـ ذهني آزادي سياسي(2) - شفیعی محمود
٨ ص
(٩)
دموكراسي در دو نظريه قراردادهاي اجتماعي و اراده همگاني - پارسانيا حميد
٩ ص
(١٠)
كنش ارتباطي و ماهيت شناخت زبان - کرمی پور الله کرم
١٠ ص
(١١)
زبانشناسي جديد و فهم نص - مرادى مجيد
١١ ص
(١٢)
حقوق اقليّتهاي مسلمان در كشورهاي غير اسلامي - ظفرى محمدرضا
١٢ ص
(١٣)
پرسشهايي بنيادين در نسبت سينما و دين - میراحسان احمد
١٣ ص
(١٤)
نقدي بر نمايش «مهر و آينهها» - امجد حمید
١٤ ص
(١٥)
توسّل - محمدی سیدرضا
١٥ ص

پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - پرسشهايي بنيادين در نسبت سينما و دين - میراحسان احمد

پرسش‌هايي بنيادين در نسبت سينما و دين
میراحسان احمد

موضوع‌هايي كه علايق نظري را در سينما جلب كرده‌اند به سه دسته‌ي اصلي قابل تقسيم بندي مي‌باشند:
١. موضوع‌هايي كه به «چه اَستي» سينما پاسخ مي‌دهد. ما از نويسندگان خارجي و ايراني كتاب‌هايي داريم كه مي‌پرسند سينما چيست؟ و هر يك بر اساس نگرش خود مي‌كوشند تا به اين سؤال پاسخ دهند. و ذات و ماهيّت سينما را مطالعه كنند. از اين رو مباحث فلسفي درباره‌ي سينما و كليّات زيبايي‌شناسي سينما در همين قلمرو مي‌گنجد. كتاب‌هاي فراواني به زبان فارسي در كنار آثار نامور جهاني وجود دارد كه در اين حوزه مي‌كوشد تا ورود و خروج نويي داشته باشد. موضوع‌هايي كه «چه گونه‌اي» بودن سينما را مورد بحث قرار مي‌دهند و در پي مباحث عمومي چيستي سينما مطرح مي‌شوند. كتاب «حكمت سينما» نوشته‌ي سيد مرتضي آويني از منظري هايدگري ـ فرايدي به پرسش سينما چيست پاسخ مي‌دهد. در حالي كه كتاب «سينما چيست» اسحاق‌پور ـ كه ترجمه‌ي دكتر پرهام از متن فرانسه ـ مي‌كوشد از منظري ينچه‌اي به پرسش سينما چيست پاسخ گويد. جنبش ساختارگرايي در سينما، پرسش سينما چيست را در كتابي به همين نام، نوشته‌ي «آندره‌بازن» مورد بررسي قرار داده است. آثار «آرنهايم» مثل «مفهوم فيلم» نگرشي نوپوزيتويستي در پاسخ به سينما چيست را تشريح مي‌كند و «الن كيسبي‌ير» كه كتاب «درك فيلم» او ـ با ترجمه‌ي بهمن طاهري در ايران انتشار يافته ـ مي‌كوشد با افقي (Struetural) تشريح كند كه ادراك فيلم بر چه چيز استوار است. نظريه‌هاي زيبايي‌شناسي فيلم با تفسير هوگوفاستربرگ، كريستين متز، امبرتواكو، جرالدمست و... در حوزه‌ي چيستي سينما مباحث مبسوطي را بنا نهاده است. «استفان شارف» در عناصر سينما درباره‌ي تئوري تاثير زيبايي‌شناسي سينمايي گفت‌وگويي مفيدي را پي افكنده و در حوزه‌ي «نشانه‌شناسي سينما» اثر متز كه «رمپرت صافاريان» آن را به فارسي ترجمه كرده قابل توجه است. «نشانه‌ها و معنا در سينما» اثر وولن و با ترجمه‌ي تربيت و طاهري هم باز نشان مي‌دهد چه استي سينما چه بحث دامنه‌داري را در حوزه‌ي تئوري‌پردازي مدرن آفريده است. بويژه كتاب «مفهوم فيلم» به عنوان هنر آرتور آرنهايم نيز آثار انبوه نويسندگان نظريه‌پرداز در قلمرو چه استي سينما به زبان اصلي از شمار بيرون است. آثار مذكور به زبان انگليسي عبارتند از:
How to read A Film. Monaco, Newyourk, ١٩٧٧.
Woolen.P, Signs and Meaning in the Cinema, London, ١٩٧٢.
Perkins.Y.F, Film as Film, London, ١٩٧٤.
Mets. Christian Metz, Film Language, A Semiotics of Cinema, Tra Miehael Taylor, Newyourk, ١٩٧٤.
Arnheim. A, In the Nature of Photography.
Sharf.S. the Elements of Cinema, Calumbia University Press, Newyourk, ١٩٨٢.
Bordwell.D, Narration in the Fietion Film, the University of Wiss Cansin, P, ١٩٨٢.
تأملاتي در باب سينما و دين.جان.ر.مي و مايكل برد ترجمه‌ي شبها.
سبك استعلايي در سينما. پُل شرايدر، ترجمه‌ي محمد گذرآبادي.
ما خواهيم ديد كه از منظر دين نيز پديده‌ي نوين سينما مي‌تواند تعريف شود و در همين قلمرو چيستي جاي داشته باشد.
٢. موضوع‌هايي كه چگونگي و گونه‌هاي فيلم را مورد كاوش قرار مي‌دهد. كيفيت و انواع گونه‌هاي سينمايي وسيعا در اين حيطه مورد بحث قرار گرفته است. مساله‌ي «ژانر» يا نوع در اين حوزه بررسي مي‌شود. از اين رو بحث سبك‌ها و مكتب‌ها و ساختار در اين دسته مي‌گنجد و نيز محصول نگرش‌هاي ارزش‌ياب و تصوّرات مربوط به شايايي و بايايي و پايايي در اين قلمرو جاي دارد.

٣. موضوع‌هاي مربوط به چرايي نيز نوع ديگري از مطالعات سينمايي را تبيين كرده است. در هر دو زمينه‌ي فوق الذكر انبوه مطالب مجلاّت سينمايي و كتاب‌هاي بي شمار موجود است. هر پرسشي درباره‌ي علل رويدادها، ريشه‌هاي تاريخي سينما و همه ريشه‌يابي‌ها درباره‌ي رويدادهاي ماهوي، علت پديدارهاي اجتماعي، يا استيتكي در سينما، پرسش درباره‌ي خود فيلم‌ها، علل برتري و موفقيت و خوب و بد اتفاقات سينمايي و بررسي تحليلي زيباشناختي، جامعه شناسيك و درون شناسانه‌اي كه در جست‌وجوي منطق تجلّي پديده‌هاي سينمايي است، همه و همه در اينجا گرد مي‌آيد.
با اين مقدمه به نظر مي‌رسد پرسش سينماي ديني و جايگاه آن در مطالعات سينمايي مربوط به پرسش چگونگي و مطالب دسته‌ي دوم است، امّا با كمي دقت خواهيم ديد كه هم در حوزه‌ي موضوع‌هاي دسته اول و هم دسته‌ي سوم اين منظر جايگاهي قابل اعتنا دارد. من مطمئنا براي اين مطالعات جايگاهي قايل هستم و اين جايگاه را ما تعيين نمي‌كنيم، بلكه چون اين مطالعات صورت مي‌گيرد، خود بطور واقعي در مباحث نظري جايگاهي براي سينماي ديني پديد مي‌آورد. نگاه دين اسلام همه‌ي وجوه زندگي و پديده‌هاي جهان را در بر مي‌گيرد. در واقع شايد منطقي است نخست روشن كنيم منظور ما از سينماي ديني چيست؟ البته اين سؤال اساسا از يك منظر سكولاريستي و دنيوي بيني پديده‌هاي مدرن سؤالي نادرست است؛ زيرا طبق آن، سينما محصول تمدن غير ديني و مدرنيته است و نسبتي با دين ندارد بلكه با علم نسبت دارد. حتي گفته مي‌شود چون ما دوربين ديني، چراغ گاز و كامپيوتر ديني نداريم و همه‌ي اينها محصول تكنولوژي و در واقع علم تجربي انسان غربي است، پس اصلاً طرح پرسش سينماي ديني نادرست است. ظاهرا در اينجا خلط مبحثي صورت گرفته و وجود دارد؛ زيرا وقتي مي‌گوييم سينماي ديني، منظور ما ابراز نمايش فيلم نيست، بلكه هنر ـ صنعتي است كه همچون يك متن حاوي آگاهي و معنايي است كه محصول ابزارهاي توليد تصوير متحرك است. ابزار و رسانه حاوي محتوا است، نه وسيله‌ي صرف. ما به وسيله‌ي سينما آگاهي و متن تصويري خلق مي‌كنيم كه داراي سويه يا سويه‌هاي معنايي ديني يا غير ديني مي‌تواند باشد. ثانيا حتي خود تكنولوژي سينما نيز همچون يك تكنولوژي مدرن مي‌تواند از منظر آنكه پديده‌اي تصادفي نيست، بلكه محصول يك تمدن، يك نگاه و معناهاي ريشه‌دار و عوامل هميشه متعدد دوراني از حيات و رشد معنوي بشر و نحوه و مسير خاصي از زندگي است مورد تفسير قرار گيرد. مثلاً از منظر هايدگر و سپس از منظر پيروان و شاگردان ايراني او كه به نوعي خاص به منظر هايدگر از تكنولوژي و سينما مي‌نگرند، خود سينما محصول تمدن غرب است و هستي آن اصلاً با نگره‌اي ويژه و ملزومات خاص مدرنيّت غرب آميخته است. و بدون آن نگاه و ريشه‌ي معنوي، اين رسانه با اين كيفيّت و يا اين «هنر تكنولوژيك» با اين مشخصات وجود نمي‌داشت و نمي‌توانست وجود داشته باشد. پس خود دوربين و ابزارهم صامت و بي‌طرف نيستند و به خاطر همين مساله ذاتا با چيزي سازگاري دارند و با چيزي ندارند، لذا از اين زاويه‌ي ديد مي‌گويند كه سينما با نگاه ديني و غيب انديش سازگاري ندارد. پس مي‌بينيم حتي زماني كه سينما همچون ابزار تكنولوژيك مورد مطالعه‌ي نظري قرار مي‌گيرد، باز هم داراي سويه معنايي است و خنثي نيست و وارد يك نسبت با دين مي‌شود و مطالعه‌ي نظري آن مي‌تواند جايگاهي مهم در پرسش‌هاي كل‌گرا داشته باشد. همانطور كه از نگاه ديگر همه‌ي كساني كه سينما را محصول عقل و علم آدمي و در نتيجه جزيي از تجلّي اسماء الهي و در طول علم و خلاقيت الهي مي‌دانند، هرگز به ماهيت ضدّ ديني آن قايل نيستند و تفسيري متضادّ تفسير دسته‌ي اول از سينما ارايه مي‌دهند.
بدينسان بايد بگويم جدا از موافقت و مخالفت با چيزي به نام «سينماي ديني» از نظر توصيف امر واقع، اولاً ما چه بخواهيم چه نخواهيم، چه موافق باشيم چه نباشيم به اشكال گوناگون، دين و سينما با هم نسبت‌هايي برقرار مي‌كنند. طبيعتا مطالعات نظري درباره‌ي اين رابطه‌ها جايگاهي درخور خود دارد.
خارج از منظر، عقيده و ميل ما گونه‌اي از سينما همچون امري رخ داده و واقع شده، در دنيا پديدار شده كه به اشكال گوناگوني با دين، موضوعات ديني، احساس ديني، نگاه ديني و تجلّي متعال و پرسش‌هاي مربوط به جهان معنا و يا موضوعات مورد علاقه و پيشنهاد شده بوسيله‌ي وحي و خداوند و كتب آسماني رابطه دارد. طبيعي است اين واقعيت موضوع مهمي براي انديشيدن و پاسخ‌يابي است. از منظر معرفت‌شناسي نوع دوم، وصف نظري و مطالعه‌ي اين پديده و پرسش درباره‌ي چيستي اين سينما پرسشي ضروري است. چه اين كه براي نگاه غير ديني به سينما ـ بويژه براي دينداران ادراك چنين سينمايي ـ بررسي و سنجش آن هرگز نمي‌تواند بي‌اهميّت باشد. ما هر نامي كه براي اين پديده در نظر بگيريم، ناگزيريم در مطالعات جدي جايگاهي شايسته براي مطالعه‌ي سينماي ديني و يا هر اصطلاح ديگر فراهم آوريم. براي سينمايي كه دين در چشم آن بازتاب يافته، يا مطالعه‌اي كه به سينما در چشم دين و دين از چشم سينما دل مشغول است. در هر حال اينها نشان مي‌دهد كه خارج از اراده‌ي ما، خواه ناخواه جايگاهي براي بررسي‌هاي نظري سينمايي در حوزه‌ي پرسش سينماي ديني وجود دارد. بويژه آنكه پديده و رويداد عظيم يك انقلاب ديني در آستانه قرن بيست و يكم ضرورت اين مطالعه را چه در ميان دوستداران نظام ديني و جمهوري اسلامي ايران و چه در ميان مخالفان آن همچون امري ايدئولوژيك، اعتقادي، فكري و معنوي از يك سو و سياسي، اجتماعي و تاريخي از سوي ديگر صد چندان كرده است. طبعا جدا از اهميت فرهنگي و هنري، يا جامعه شناسانه و تاريخي، از منظر اقتصادي نيز، موضوع حايز اهميت، مطالعه تئوريك و بحث نظري و سينمايي است. بدين ترتيب پرسش سينماي ديني از منظرهاي مختلف در مطالعات نظري، جايگاهي مهم را به خود اختصاص مي‌دهد. در اينجا ما بايد با ديدگاهي روشن، تعريف دقيقي از سينما و دين تركيب اين دو؛ يعني «سينماي ديني» ارايه دهيم كه مطمئنا نوعي از سينما خواهد بود. بنابراين منطقي‌ترين صورت درك جايگاه سينماي ديني، ادراك «ژانر» نوعي سينما در كنار انواع ديگر است كه عنوان «سينماي ديني» را به آن اختصاص مي‌دهيم. اين همان راهي است كه براي تعيين جايگاه سينماي ديني، تحليل‌گران مدرن برگزيده‌اند. امّا از منظر ديني چنين جايگاهي عميقا تحريف‌آميز است. دين در همه‌ي اركان و همه‌ي وجوه زندگي و هنري مي‌تواند جاري باشد. براي همين چه در ژانرو گونه‌ي ملودرام، يا ژانروسترن، در نوع سينماي پليسي، يا سينماي مستند شاعرانه، يا حتي يك مستندگزارشي نگاه ديني، چون روح اثر مي‌تواند سّريان يابد. و هرگز سينماي ديني ژانري، كنار ژانرهاي ديگر و نوعي كنار انواع ديگر و داراي جايگاهي محدود نيست و بحث تفصيلي آن در قسمت تعريف سينماي ديني مي‌تواند طرح شود.

«ادامه دارد»