پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - فرآيند ارتباطى تمدن سازى - فیاض ابراهیم

فرآيند ارتباطى تمدن سازى
فیاض ابراهیم

١- تمدنها يك نوع ارتباطشناسى خاص به خود دارند به همين دليل مى‌توان تمدن را بر اساس نوع ارتباطات طبقه بندى كرد به گونه‌اى كه مى‌توان يك رشته پژوهشى و آموزشى ارتباطشناسى تمدنها را تأسيس كرد كه حال در قالب و صورت رشته‌هاى ديگر بيان شده است مثلاً باستانشناسى و هنرشناسى و ادبيات و فلسفه و فرهنگ‌هاى عامه و مردم‌شناسى و فناورى شناسى و...
٢- تمدن‌ها براساس يك اقتصاد باثبات بنا مى‌شوند و اقتصاد با ثبات براساس يك نظام ارتباطى اقتصادى بوجود مى‌آيد كه هم شامل كالا و هم شامل نظام نشانه‌اى آن مى‌شود پس يك نظام اقتصادى تابعى از ماده و معنا است كه با هم به توليد و مبادله معنا و فرآيند ارتباطى مى‌پردازند پس اقتصاد براى محاسبه و تنظيم و مبادله احتياج به ارتباطات دارد و مهمترين عنصر ارتباطى، زبان است.
٣- زبان علائم و نشانه هايى است كه ذهن انسانى با توجه به طبيعت و محيط اطراف، آن را استخراج مى‌كند و واسطه آن هنر است كه در تصويرها خلاصه مى‌شود پس هنر است كه بواسطه طبيعت، زبانرا توليد مى‌كند .قدم اول آن نام نهادن بر طبيعت است. كه تسلط اوليه مفهومى را به بشر عطاء مى‌كند و طبيعت را وارد فرآيند ارتباطى انسان مى‌كند پس اولين قدم ارتباطشناسى تمدن، نام نهادن است كه قدم اوليه تسلط بر طبيعت و محيط وحشى اطراف را رقم مى‌زند.
٤- با ورود زبان و يا نظام نشانه شناختى، حافظه انسانى را قدرت و قوت مى‌گيرد كه در مرحله فرهنگ شفاهى، زبان شفاهى ،نقش حافظه سازى را بازى مى‌كند كه در قالب داستانها و اشعار و تمثيل و ضرب المثل‌هاى شفاهى حافظه بشرى و سپس حافظه تاريخى را بوجود مى‌آورد و با آمدن خط و زبان كتبى، حافظه انسانى و تاريخى دقيق‌تر و وسيع‌تر و قابليت ارتباطى بيشترى پيدا مى‌كند و امروز خط الكترونيكى و ديجيتالى، پردازش حافظه انسانى و تاريخى و قبل تاريخى را به مرز بى‌نهايت رسانده است .
٥ - حافظه و تاريخ دو عنصر بنيادى ارتباطشناسى تمدن‌ها است بدون آن دو، ارتباطات تمدنى، وجود نخواهد داشت براساس آن تمدن تغذيه معنا و باز توليد آن را انجام مى‌دهد و در مرحله بعد، زبان و نظام نشانه شناختى بوسيله همين توليد و باز توليد معناى تمدنى، انتزاعى‌تر مى‌شود و اين را از توليد معنا تخصصى بوجود مى‌آيد كه معناهاى كلى و عمومى تبديل به معناهاى جزئى‌تر مى‌كند. و معناهاى جزئى، نشانه‌هاى جزئى‌تر و انتزاعى‌تر بوجود مى‌آورد كه تركيب‌هاى متبوع‌ترى بوجود مى‌آيد به ونه‌اى كه حروف تصويرى كه بعد از عبور از حروف الفبائى به ديجيتالى مى‌رسدبه مرز بى نهايت تركيب مى‌رسد.
٦- با رشد توليد و مبادله معنا و سپس رشد ارتباطى و رسانه‌اى يك جامعه به انسجام معنايى و نشانه‌اى نائل مى‌آيد. در اين انسجام، انسجام تمدنى را رقم مى‌زند. توضيح آنكه يك جامعه هر چه بتواند معناهاى موجود و اشياء موجود در جهان را نشانه‌مند كند مى‌تواند، آنها را در ذهن خود، جاى دهد و سپس با ذهن و عقل، آنها را به جهت منفعت خود دستكارى وتركيب و تنزيه كند و سپس آن را در يك فرآيند ارتباطى قرار مى‌دهد و ارتباطات بر تراكم توليد معنا و نشانه مى‌افزايد كه انسجام معنايى و نشانه‌اى را رقم مى‌زند. سپس مى‌توان گفت قدرت تمدن‌ها به بسط كمى و كيفى ارتباطات بستگى دارد.
٧- آنچه درباره ارتباطات بيان مى‌شود محور آن معنا است تا نشانه، چرا كه نشانه‌ها عاريت گرفته مى‌شوند و تغيير پيدا مى‌كنند چگونگى تنظيم تغييرات معنايى با تغييرات نشانه‌اى يكى از محورهاى نظريه‌اى سياستگذارى زبانى و ارتباطى يك جامعه است. تحولات فناوريك و اقتصادى و سياسى و اجتماعى جان پديدارى‌ها تغيير مى‌دهند و به گونه تابعى، نظام معنايى نيز تفسير پيدا مى‌كندو براى ماندگارى يك تمدن بايستى توان تغيير نشانه‌اى براى مبادله معنا داشته باشد. پس عاريت‌گيرى نشانه و يا باز توليد نشانه‌هاى قديمى براى بسط آن و يا ايجاد نشانه‌هاى جديدبا توجه به محيط كار رهيافت‌هاى مورد نظر مى‌باشد. و اين نقطه ثقل ارتباطات ميان فرهنگى تمدنها را شكل مى‌دهد.
٨- حركت نيز بر ارتباطات تمدنى بسيار تأثير گذار است اين حركت گاهى به صورت مادى ترسيم مى‌شود مثل مهاجرت و يا تحولات فناوريك و گاهى تحولات معنايى و جهانى مثل تحولات معناشناسى جهان شناختى مثل نظريه‌هاى جديد نجوم ويإ؛ ّّ جهان‌شناسى فيزيكى كه تحولات دوگانه مذكور بر تفسير زمانى تأثير مى‌گذارد (حركت، زمان را بوجود مى‌آورد) و زمان كه تغيير يافت تأثير مستقيم در زبان مى‌گذارد چرا كه زمان يك ركن بنيادى از دو ركن فرهنگ، زمان و فضا، مى‌باشد و زبان قلب فرهنگ است.
٩- از مرحله قبلى كه تحولات زمانى، زبانى را ترسيم مى‌كند زبان ديگرى به وجود مى‌آيد كه زبان گفت و گو انسان با طبيعت است يعنى رياضيات كه زبان كنترل و تنظيم طبيعت است پس نظام ارتباطى يك تمدن براى اجتماعى سازى طبيعت (تعريف اجتماعى تمدن)، رياضيات است و از خلق رياضيات به عنوان زبان كنترلى انسان تحولات فناوريك رقم خورده مى‌شود چون دانش انسانى ،زمانى با عقلانيت يك جامعه پيوند مى‌كند فناورى توليد مى‌شود و چارچوب توليد فناورى، زبان رياضى به معناى عالم آن است پس تحولات تاريخى انسان براساس فناورى شكل مى‌گيرد.
١٠- زمانى كه دانش‌هاى توليد شده براى ارتباطات ميان نسلى براى استداد تمدنى، بكار برده مى‌شود، احتياج به آموزش دارد و از اين جاست كه فرآيند ارتباطى آموزشى پژوهشى رخ مى‌نمايد. مركز اسناد و كتابخانه‌ها به وجود مى‌آيد كه خود يك نوع فرآيند ارتباطى شكل مى‌دهد و در نتيجه آن به ارتباط آموزشى و ايجاد متون و رسانه‌هاى آموزشى مى‌رسيم پس فناورى توليد متون پژوهشى و آموزشى به ميدان قدم مى‌نهند. مثل چاپ و ديجيتال و يا سنگ نبشته‌ها و يا تصويرهاى غارهاى ما قبل تاريخ. پس مبادله ميان زمانى و ميان مكانى و ارتبطات ميان فرهنگى شكل مى‌گيرد.
١١- براساس آموزش و پژوهش، اعتباريات انسانى قدم به ميدان مى‌نهد و ارتباطات حقوقى و قانونى و هنجارى در جوامع شكل مى‌گيرد كه منشورات و نوشتارهاى حقوقى قدم به صحنه مى‌گذارد (مثل ارتباطات نوشتارى اديان و كتابهاى مقدس) نشانه‌هاى ثبات بخش و تعيين گذار اولين قدمهاى نشانه گذارى حقوقى بودند تا نظامهاى حقوقى كه براساس بسط معنايى و قبض نشانه‌اى ايجاد شوند و شكل بگيرند.
١٢- نظامهاى حقوقى و نظامهاى اعتبارى و جوامع بزرگ مثل شهرها، هم‌زمانى و هم مكانى دارند و ارتباطات شهرى و درون تمدنى را شكل و نسق مى‌بخشند.
پس امنيت عمومى محقق مى‌شود و سطوح بالاى ارتباطى نيز به وجود مى‌آيند و هنر و ادبيات به ظهور مى‌رسند و نرم‌افزار همبستگى اجتماعى را تشكيل مى‌دهند در همان حال فرآيند آينده نگرى و آينده سازى را رقم مى‌زنند و اين جاست كه نظام ارتباطى جامعه به تكامل و توازن مى‌رسد و جامعه در يك تمدن پويا و در همان حال متعادل، رشد و پيشرفت مى‌كند.