پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - مهمترين تحولات سياسى ايران و جهان - ارکان مائده

مهم‌ترين تحولات سياسى ايران و جهان
ارکان مائده

 سفر نورى المالكى، نخست وزير عراق به تهران، ارائه بسته پيشنهادى جديد گروه ٥+١ توسط مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا به منوچهر متكى، رأى منفى مردم ايرلند به پيمان ليسبون، پايان نظام پادشاهى در كشور نپال و پايان رقابت‌هاى درون حزبى در ايالات متحده امريكا از مهم‌ترين موضوعات قابل بررسى و تأمل در اين قسمت مى‌باشد.
 
  سفر رئيس كميته سياست خارجى اتحاديه اروپا به ايران
 »خاوير سولانا« در تهران:  خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا روز ١٤ ژوئن، ٢٥ خرداد همراه با نمايندگان گروه ٥+١ به جز امريكا وارد تهران شد تا بسته پيشنهادى جديد اين گروه را به منوچهر متكى، وزير امور خارجه، تقديم كند. بسته پيشنهادى جديد گرچه به لحاظ محتوى با بسته قبلى تفاوت چندانى ندارد، ولى به گفته مقامات غربى سخاوتمندانه است و باعث شگفتى مردم ايران خواهد شد. در همين راستا، خاوير سولانا قبل از ورود به تهران ابراز اميدوارى كرد كه بتواند مقامات تهران را متقاعد كند كه دست از غنى سازى اورانيوم بردارند.
 مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا كه با سه نسخه جديد پيشنهادى براى منوچهر متكى، سعيد جليلى و على لاريجانى وارد تهران شد، بسته تشويقى را به منوچهر متكى وزير امور خارجه تحويل داد و سپس با سعيد جليلى دبير شوراى عالى امنيت ديدار و گفت و گو كرد. وى سپس به باغ سفارت آلمان رفت تا ضمن پاسخگويى به سؤالات خبرنگاران بسته پيشنهادى جديد را در اختيارشان قرار بدهد. سولانا كه بسته پيشنهادى گروه ٥+١ را از طريق سفارتخانه ايران در بروكسل دريافت كرده بود و در جمع خبرنگاران گفت: ما به درخواست خود در مورد تعليق غنى سازى اورانيوم ادامه مى‌دهيم، ما در مورد تعليق غنى سازى طى زمان مذاكره مى‌كنيم و مى‌بينيم چه نتايجى به بار خواهد آمد. خاوير سولانا با بيان اينكه همراه خود نامه‌اى آورده است كه وزراى خارجه چين، آلمان، فرانسه، انگليس آن را امضا كرده‌اند، گفت: ايران براى ما كشورى بزرگ با تاريخ و تمدنى كهن است و نقش مهمى در جامعه بين المللى دارد. اين دليل حضور ما در اينجاست. وى در مورد بسته پيشنهادى ايران ابراز داشت: ما فكر مى‌كنيم كه سر فصل‌هاى بسته پيشنهادى ايران با بسيارى از بخش‌هاى بسته پيشنهادى گروه ٥+١ همخوانى دارد و مى‌توانيم روى آن كار كنيم. البته لازم به ذكر است فشار بر ايران به منظور توقف غنى سازى هنوز ادامه دارد. در همين راستا در سفر اروپايى بوش به اروپا - كه آخرين ديدار وى از اروپا ناميده شده است - كشورهاى اروپايى بيانيه‌اى را تنظيم كردند كه بر اساس پيش نويس آن به ايران هشدار داده شد، در صورت عدم تعليق غنى سازى، تحريم‌هاى بيشترى عليه اين كشور اعمال خواهد شد. فشار بر بانك‌هاى ايران براى وادار كردن تهران به توقف غنى سازى از موضوعات مهم اجلاسيه ساليانه اتحاديه اروپا - امريكا در »ليويليانا« پايتخت اسلوونى بود، كه رئيس جمهور امريكا در آن شركت داشت.
 لازم به ذكر است سولانا قبل از سفرش به تهران، در بروكسل با وزير امور خارجه چين »ليانگ جيه چى« ديدار كرد و در كنفرانس خبرى مشتركى با وى گفت: ما اميدواريم اين سفر نتيجه مثبتى داشته باشد و تنها به يك سفر محدود نشود. وى ادامه داد بار ديگر روندى را در تلاش براى يافتن راه حل ديپلماتيك براى اين برنامه احيا كند. اين در حالى بود كه يك روز قبل از اين كنفرانس مشترك وزير امور خارجه امريكا، كاندوليزارايس، مدعى شد كه جهان صبر و طاقت خود را از آنچه وى وقت تلف كردند تهران در زمينه بازگشت احتمالى به گفت و گوها درباره برنامه هسته‌اى خوانده، از دست داده است.
 متن بسته پيشنهادى جديد كه در زمينه انرژى هسته‌اى، مشاركت در حوزه انرژى، كشاورزى، محيط زيست، زير ساخت‌ها، هواپيماهاى غير نظامى، مسائل سياسى، اقتصادى، اجتماعى و توسعه انسانى و بشر دوستانه مى‌باشد، از صراحت و شفافيت بيشترى نسبت به بسته قبل برخوردار است، گرچه محتواى آن تفاوت چندانى با بسته قبلى ندارد،
 ولى زمان بندى آن با بسته پيشنهادى قبل متفاوت است. زمان بندى به اين معنا كه غرب ابراز اطمينان كند كه ايران حداقل در طول مذاكرات غنى سازى را تعليق كند. لازم به ذكر است آنچه مهم است لحن بسته پيشنهادى مى‌باشد كه به روشنى مشخص مى‌كند كه در قبال تعليق غنى سازى از طرف مقامات ايرانى، غرب چه امتيازاتى را به تهران خواهد داد. در همين رابطه مقامات اروپايى اظهار داشته‌اند كه اگر ايران اين بسته را قبول كند، كليه قطعنامه‌هايى كه در شوراى امنيت عليه ايران به تصويب رسيده است را ملغى خواهد كرد، در ضمن اينكه چند راكتور آب سبك براى توليد برق به ايران خواهد داد، لذا روابط اروپا و امريكا با ايران به يك رابطه طبيعى و نرمال تبديل خواهد شد. سياست تحريم كه غرب در قبال برنامه هسته‌اى ايران در پيش گرفته به نظر برخى از تحليل گران  سياسى معتقدند كه به دليل قيمت بالاى نفت با عدم موفقيت روبرو خواهد شد و برخى ديگر از تحليل‌گران معتقدند به دليل ارتباطات گسترده در جهان امروز سياست تحريم اقتصادى در جهان مؤثر نيست. ولى غرب همچنان به اعمال تحريم‌ها عليه ايران تأكيد دارد.
 پس از دريافت بسته پيشنهادى جديد توسط مقامات ايرانى، منوچهر متكى، در نشست سازمان كنفرانس اسلامى در اوگاندا (جمعه ٣١ خرداد) براى مذاكره درباره بسته پيشنهادى جديد مشوق‌هاى گروه ٥+١ اعلام آمادگى كرد. وى گفت: بسته پيشنهادى توسط گروه ٥+١ در حال حاضر تحت بررسى است و تهران در زمان و مكان مناسب پاسخ‌هاى خود را ارائه خواهد داد. لازم به ذكر است كه اين بسته گرچه از نظر مقامات ايرانى به يك نكته منفى يعنى غنى سازى اورانيوم حداقل در طول مذاكرات اشاره دارد و ايران آن را خط قرمز نظام مى‌داند، ولى تهران هنوز خواهان بررسى بيشتر روى پيشنهادات اين بسته و ارائه مذاكرات با مقامات غربى است. البته امريكا و دوستان اروپايى اش براى گسترش تحريم‌ها عليه برنامه هسته‌اى ايران، در صورت مخالفت ايران با تعليق غنى سازى، بررسى لايحه تحريم‌هاى جديد عليه ايران در سناى امريكا را شروع كرده‌اند كه از جمله مفاد آن كه »قانون تحريم‌هاى ايران در سال ٢٠٠٨« نام دارد، ممنوع شدن هر گونه كمك دولت امريكا براى پيوستن ايران به سازمان تجارت جهانى (WTO)، مجازات عليه شركت‌هاى امريكا كه به صورت آگاهانه و از طريق شركت‌هاى كوچك‌تر و وابسته به خود، در خارج از امريكا تحريم‌هاى موجود عليه ايران را نقض كنند، در صورتى كه روسيه به همكارى نظامى و هسته‌اى با ايران خاتمه ندهد. توافقنامه مسكو - واشنگتن باطل خواهد شد. مجازات مالى بانك جهانى در صورت اعطاى هر گونه وام به ايران علاوه بر اين به موجب اين قانون دولت امريكا موظف مى‌شود فهرستى از شركت‌هايى كه بيش از ٢٠ ميليون دلار در ايران سرمايه گذارى كرده‌اند، آنها را مشمول تحريم كند. البته لازم به ذكر است در صورتى كه لايحه قانون تحريم عليه ايران در سناى امريكا به تصويب برسد، براى رئيس جمهور امريكا اجراى آن الزام آور نيست. در صورتى كه سنا به لايحه تحريم‌ها عليه ايران رأى مثبت ندهد، مجلس نمايندگان امريكا هم بايد آن را تأييد تا به امضاى رئيس جمهور به يك قانون تبديل شود. با اين حال، مقامات ايران خواهان ادامه مذاكرات با نمايندگان گروه ٥+١ هستند تا در مورد بسته گروه ٥+١ و بسته ايران مذاكراتى را انجام دهند و بر اساس فصول مشترك آن دو بسته عمل نمايند.
 
  سفر نخست وزير عراق به ايران
 نورى المالكى در تهران: نورى المالكى نخست وزير عراق روز ٣ خرداد (٧ ژوئن) در رأس هيأتى بلند پايه واردتهران شد. اين سفر در حالى صورت گرفت كه مقامات امريكايى همچنان به اتهامات خود مبنى بر دخالت ايران در امور داخلى عراق تأكيد دارند. ديدار نورى المالكى از تهران كه براى دومين بار در سال جارى صورت گرفت، از اهميت سياسى فراوانى برخوردار بود. هدف از اين سفر علاوه بر تحكيم روابط سياسى و اقتصادى، قانع كردن مقامات ايرانى درباره توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن بود.
 سفر نخست وزير عراق به تهران گرچه از ابعاد مهم سياسى و اقتصادى برخوردار بوده است، ولى بحث توافقنامه امنيتى عراق - امريكا يكى از مهم‌ترين دلايل سفر وى به ايران بود. مالكى در اين سفر با مقامات ايرانى، محمود احمدى‌نژاد رئيس جمهور، منوچهر متكى وزير امور خارجه و سعيد جليلى دبير عالى شوراى امنيت ملى ديدار و گفت و گو كرد و توضيح داد كه اين توافقنامه هيچ ضررى براى ايرانيان نخواهد داشت و عراق اجازه نمى‌دهد كه اين كشور تبديل پايگاه دائمى براى نيروهاى امريكايى شود و امنيت كشورهاى همسايه از جمله ايران را به خطر بيندازد.
 توافقنامه بغداد - واشنگتن كه به امريكا اجازه مى‌دهد ٤٠٠ مركز نظامى، پادگان و پايگاه جديد در عراق تأسيس كنند و نيروهاى امريكايى و افرادى كه داراى تابعيت امريكايى هستند از مصونيت قضايى برخوردار باشند، مورد اعتراض سياسيون و مذهبيون اين كشور قرار گرفته است. اين توافقنامه از جانب ايران هم مورد مخالفت قرار گرفته است (ايران تنها كشور همسايه است كه مخالفت علنى خود را با اين توافقنامه ابراز داشته است). مقامات ايرانى نگرانى‌هاى زيادى در مورد خطرات ژئوپوليتيكى اين توافقنامه كه براى آنها ايجاد مى‌كند، دارند. اين در حالى است كه نورى المالكى در شرايط فعلى وضعيت اش در بين نيروهاى شيعه كمى ضعيف شده است.
 نورى كامل محمد حسن المالكى در سال ١٩٥٠ در يكى از توابع استان بابل عراق متولد شد. وى از خاندان »بنى مالك« از قبايل معروف عرب است. جد او از رهبران انقلاب سال ١٩٢٠ ميلادى در عراق، ضد استعمار انگليس بود كه در سال ١٩٥٢، وزير معارف شد. مالكى در سال ١٩٧٠ به حزب الدعوه اسلامى عراق پيوست و براى مدتى از سوى رژيم صدام حسين بازداشت شد. وى در پى محكوميت به اعدام از سوى مديريت وقت حاكم در سال ١٩٧٨عراق را به سمت ايران ترك كرد و از آنجا به سوريه رفت و تا سرنگونى رژيم بعث عراق در اين كشور اقامت گزيد. نخست وزير عراق المالكى به هنگام تشكيل »شوراى انتقالى قدرت عراق« به عضويت اين شورا در آمد و پس از پيروزى در نخستين انتخابات پارلمانى آزاد در عراق به عنوان نايب رئيس مجلس ملى موقت اين كشور برگزيده شد. وى كه از اعضا سرشناس فهرست ائتلاف يكپارچه عراق حاكم به شمار مى‌رود، در ماه مى سال ٢٠٠٦ مأمور به تشكيل كابينه دولت عراق شد. از مهم‌ترين اقدامات او در طول دو سال صدارتش اجراى طرح امنيتى بغداد و به موازات آن پى‌گيرى طرح آشتى ملى در عراق است. نورى المالكى بر اساس ايجاد وحدت بين گروه‌ها و اقوام در داخل كشور و تلاش براى تحكيم دولت و رابطه با كشورهاى جهان از جايگاه داخلى و خارجى مهمى برخوردار است. لذا سفر وى به تهران در همين راستا و براى تقويت روابط دو جانبه سياسى و اقتصادى صورت گرفت كه مى‌تواند چشم انداز مطلوبى از آينده روابط بين دو كشور را رقم بزند.
 
  پايان نظام سلطنتى در نپال
 كاخ سلطنتى »تاراپانهيت« به موزه تبديل شد: گيانندرا پادشاه نپال روز چهارشنبه ١١ ژوئن، (٢٢خرداد) كاخ سلطنتى را ترك كرد. با تصويب مجلس مؤسسان قانون اساسى نپال، سرنوشت اين كشور به دست حزب كمونيست مائوئيست رسيد و حكومت جمهورى بر پا شد. با انحلال نظام پادشاهى نپال آخرين پادشاهى هندوى جهان از سلطنت خلع شد.
 گيانندرا دوازدهمين پادشاه حكومتى سلطنتى ٢٤٠ ساله نپال بود كه پس از قتل عام خونين سال ٢٠٠١ميلادى توسط وليعهد »ديپندار« به پادشاهى رسيد و مدت ٧ سال سلطنت كرد. ديپندار در اين حادثه هفت عضو خانواده سلطنتى از جمله »بيرندار« (برادر بزرگتر گيانندرا) كه از سال ١٩٧١ به سلطنت رسيده بود و از محبوبيت قابل توجهى در بين مردم نپال برخوردار بود، به ضرب گلوله كشت. اين قتل عام بزرگترين قتل عام سلطنتى تاريخ جهان پس از كشتار خانواده رومانوف (حاكمان روسيه از سال ١٦١٣ تا انقلاب فوريه سال ١٩١٧ ميلادى) بوده است. گيانندرا با رسيدن به سلطنت سياست‌هاى مستبدانه در پيش گرفت وى در سال ٢٠٠٥ با گسترش نظام مستبدانه‌اش باعث سقوط نظام پادشاهى شد و از سلطنت عزل شد.
 نپال كشورى كوچك است، واقع در كوه‌هاى هيمالايا كه با ٢٧ ميليون نفر جمعيت يكى از كشورهاى فقير دنيا محسوب مى‌شود. در اين كشور سالهاست كه مخالفان حكومت پادشاهى خواهان تشكيل نظام جمهورى و دموكراتيك هستند و در اين راه مبارزات زيادى را انجام داده‌اند.
 مائوئيست‌هاى نپالى تحت حمايت چين، در سال ١٩٩٤ با جدا شدن از حزب كمونيست نپال شاخه »مركز وحدت« پديد آمدند و يك دهه است كه جنگى مسلحانه رابراى رسيدن به هدفشان (نظام جمهورى) شروع كرده‌اند. در اين سالها هزاران نپالى قربانى شدند و چندين قيام مردمى سركوب شد. در ميان اين قيام‌ها، قيام سال ٢٠٠٦ بزرگترين قيام مردمى بود كه سركوب گرديد. اين قيام به تضعيف حكومت پادشاهى نپال انجاميد و كم كم پادشاه موقعيتش را در بين مردم اين كشور از دست داد. به گفته برخى از تحليل گران سياسى پايان سلطنت در نپال نتيجه پيروزى مائوئيست‌ها نبود، بلكه حاصل نفرت از گيانندراى ٦٠ ساله بوده است. نفرت عمومى از گيانندرا زمانى به اوج خود رسيد (٢٠٠٥) كه او به جاى معرفى دولت، خود شخصاً هدايت دولت را به عهده گرفت و اعلام حكومت نظامى كرد. به دنبال اين اقدام شاه، اعتراضات عمومى آغاز شد، كه در نهايت با عقب نشينى وى منجر به امضاء تفاهم نامه بين مائوئيست‌ها و احزاب سنتى گشت. اين تفاهم نامه اساس انتخابات مجلس مؤسسان قانون اساسى بود.
 سياست‌هاى سركوبگرانه پادشاه نپال كه از سال ٢٠٠٥ شدت گرفت و تا سال ٢٠٠٧ با مخالفت‌هاى گسترده مردمى روبرو شد. گيانندرا پادشاه را ناچار به برگزارى انتخابات عمومى براى پارلمان اين كشور كرد. وى در اين انتخابات هيچ نقشى نداشت. در اين انتخابات مائوئيست‌هاى تحت حمايت چين با كسب ٢٠١ كرسى از ٦٠١ كرسى پارلمان اين كشور از آن خود كردند. اين حزب كه نامش در فهرست تروريست‌هاى دولت امريكا مى‌باشد، به همراه حزب كنگره نپال، كمونيست متحد نپال و حزب مذهبى جانادهيكار با گرايشاتى به هند، شاه را مجبور به تشكيل دولتى كردند كه مائوئيست‌ها و ديگر مخالفان در آن وزرايى را داشته باشند. به موازات اين اقدام، مائوئيست‌ها در پارلمان با مخالفان خود متحد و با فشار بر شوراى قانون اساسى و پارلمان اين كشور سعى كردند قانون اساسى را تدوين كنند كه راه را براى ايجاد يك نظام دموكراتيك و مردمى هموار كنند. روز ٢ ژوئن (١٣ خرداد) اين امر اتفاق افتاد و نظام سلطنتى ٢٤٠ ساله نپال بر چيده شد. اين تغيير رسمى نظام با نخستين دستور شوراى قانون اساسى كه در همان جا طراحى قانون اساسى جمهورى جديد پذيرفته شد، انجام گرفت. لازم به ذكر است كه دو سال صرف طراحى اين قانون اساسى شد و هم اكنون اين شورا نقش پارلمانى نپال را بازى مى‌كند.
 انحلال سلطنت در نپال كه نتيجه قرار داد اصلى بود كه در سال ٢٠٠٦ بين شورشيان مائوئيست و ديگر مخالفان حاكميت گيانندرا امضا شد، شاه را از سلطنت خلع و مجبور به ترك كاخ كرد. درهمين راستا شوراى قانون اساسى و پارلمان دو نهادى بودند كه آراء عمومى را با خود داشتند و به شاه هشدار دادند كه هر چه زودتر كاخ سلطنتى تاراپانهيت در مركز شهر كاتماندو، پايتخت را ترك كند و در صورت عدم ترك پادشاه از كاخ به زور متوسل مى‌شوند. اين اقدامات گيانندرا را مجبور به ترك كاخ كرد. وى هم اكنون به عنوان يك شهروند عادى در نپال زندگى مى‌كند. لازم به ذكر است با انحلال نظام سلطنتى نپال يكى ديگر از حكومت‌هاى پادشاهى مستبد جهان منحل شد و اين كشور با تشكيل يك حكومت جمهورى و مردمى، تاريخى دوباره را آغاز كرده است.
 
  رأى منفى مردم ايرلند به پيمان ليسبون
 اصلاحات مجدد در پيمان ليسبون: پيمان ليسبون كه با هدف روان‌تر كردن تصميم‌گيرى در اتحاديه اروپا، ايجاد هماهنگى بيشتر بين دولت‌هاى عضو اين اتحاديه و تقويت موضع بين المللى آنها در اوائل سال جارى ميلادى تنظيم شد روز ١٣ژوئن (٢٤ خرداد) به رأى مردم ايرلند گذاشته شد. رأى منفى مردم ايرلند به اين پيمان كشورهاى عضو اتحاديه اروپا را با شوك روبرو كرد.
 »پيمان  ليسبون« كه چند ماه پيش به دليل رأى منفى مردم هلند و فرانسه در سال ٢٠٠٥ ميلادى، از اصلاحات به وجود آمده در »قانون اساسى اتحاديه اروپا« متولد شد. نسخه دوم و اصلاح شده روندى است كه قانون اساسى اتحاديه اروپا نام دارد. اين پيمان كه بر ارزش‌هاى اساسى قاره اروپا چون اصل دموكراسى و حقوق بشر تأكيد دارد، با تعريف دو پست براى رئيس اتحاديه اروپا و يك مسئول سياست خارجى اصلاح شد. اين معاهده وسعت پارلمان اروپا و تصميم‌گيرى اين اتحاديه را كاهش داد. در واقع مى‌توان گفت اين اصلاحات قانون اساسى اين قاره سبز را لاغرتر كرد تا مورد قبول ٢٧ عضو اتحاديه اروپا قرار گيرد. حذف پول، پرچم، زبان و سرود مشترك از جمله موارد تعيين شده در اين پيمان بود. لازم به ذكر است كه اين پيمان گرچه با مخالفت هايى مبنى بر اينكه بخش بزرگى از حق حاكميت اروپا به بروكسل (پايتخت اتحاديه اروپا) واگذار مى‌شود، روبرو شد اما در ليسبون پايتخت پرتغال به امضا اعضا اتحاديه اروپا رسيد و تصويب گرديد.  پيمان ليسبون در پارلمان ١٨ عضو اين اتحاديه مورد تصويب قرار گرفته است و قرار بود ٦ ماه ديگر به اجرا در آيد كه با رأى منفى مردم ايرلند متوقف ماند. در همين رابطه رئيس كميته اروپايى اتحاديه اروپا، خوزه مانوئل باروسو در واكنش به رأى منفى مردم ايرلند گفت: اين نخستين بار نيست كه قانون واحد اتحاديه اروپا با رأى منفى روبرو مى‌شود، بنابراين ما اميدواريم كه بتوانيم راهكار جديدى براى ادامه دادن اين مسير بيابيم. در همين راستا بريتانيا كه قرار بود پس از رأى‌گيرى در ايرلند، روند تصويب اين معاهده را به جريان بيندازد، با مخالفت ايرلندى‌ها روبرو شد، ولى مقامات بريتانيا گفته‌اند كه تلاش خود را براى تصويب اين معاهده ادامه خواهند داد. در همين راستا گوردون براون، نخست وزير بريتانيا با وجود مخالفت محافظه كاران انگليس با آغاز رأى‌گيرى در خصوص اين معاهده اعلام كرد كه نمى‌تواند به تعهدى كه به همراهان اروپايى خود در اتحاديه اروپا داده است بى توجه بماند.
 رأى منفى سه ميليون ايرلندى باعث شد كه اعضاى اتحاديه اروپا دوباره به فكر اصلاح در پيمان ليسبون بيفتند. در همين راستا وزراى خارجه ٢٧ عضو اين اتحاديه بعد از رأى منفى ايرلندى‌ها در لوكزامبورگ تشكيل جلسه دادند. اين وزيران قصد دارند پيمان ليسبون را زنده نگه دارند، لذا سعى مى‌كنند به مردم ايرلند اطمينان دهند كه خطرى براى سيستم مالياتى و مهاجرتى اين كشور وجود ندارد. لازم به ذكر است قبل از اين رأى‌گيرى در ايرلند اعضاى اتحاديه اروپا معتقد بودند كه رأى منفى مردم ايرلند پايان راه است و اين پيمان بايد كنار گذاشته شود، ولى اكنون مى‌بينيم كه تمام اعضاى اتحاديه اروپا خواهان تغييراتى در اين پيمان هستند كه دوباره به رأى مردم ايرلند گذاشته شود. آيا ايرلندها بعد از اصلاحات در پيمان ليسبون به اين پيمان رأى مثبت خواهند داد يا خير؟
 به دنبال رأى منفى مردم ايرلند، اكنون رهبران اروپا براى تصويب پيمان ليسبون با مشكلاتى روبرو هستند در همين راستا اجلاسيه كه در بروكسل در روزهاى ٢٠ و ٢١ ژوئن در پايتخت اتحاديه اروپا برگزار شد تا به بررسى موضوعات جهان بپردازد، تحت تأثير رأى منفى مردم ايرلند قرار گرفت، لذا بحث اصلى اين اجلاسيه پيمان ليسبون شد. اين مسئله نشان مى‌دهد كه رأى منفى يك كشور براى رهبران اروپا بسيار با اهميت تلقى مى‌شود به دليل اين كه باعث عدم اجراى پيمان ليسبون خواهد شد.
 
  انتخابات رياست جمهورى امريكا
 پايان رقابت‌هاى مقدماتى درون حزبى در امريكا: پس از هفده ماه مبارزات انتخاباتى پرفراز و نشيب ميان هيلارى كلينتون، سناتور ايالت نيويورك و همسر بيل كلينتون رئيس جمهور سابق امريكا، باراك اوباما سناتور ايالت ايلينويز، سرانجام رقابت‌هاى درون حزبى به پايان رسيد و باراك اوباما نخستين امريكايى افريقيايى تبار توانست، نامزد حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهورى آينده ايالات متحده امريكا شود. هم اكنون دو كانديداى حزب جمهوريخواه، جان مك كين و حزب دموكرات باراك اوباما كه از دور اولى رقابت‌هاى انتخاباتى صعود كرده‌اند اين وظيفه را به عهده دارند كه براى يافتن معاون مورد نظر خود تصميم‌گيرى كنند و آنها را معرفى نمايند.
 با انجام انتخابات در داكوتاى جنوبى و مونتانا كه آخرين آوردگاه دو كانديداى حزب دموكرات بود، باراك اوباما توانست با كسب حمايت نمايندگان ارشد يا سوپر دليگيت‌ها بر هيلارى كلينتون پيروز شود. اوباما با گذشت پنج ماه از رقابت‌هاى مقدماتى و ١٧ ماه در كارزار انتخاباتى توانست در مجموع ٢١١٨ دليگيت و سوپر دليگيت را از آن خود كند و حد نصاب لازم دموكراتها براى انتخابات رياست جمهورى كه ٢٠٢٦ نماينده است را به دست آورد و به اين ترتيب به طولانى‌ترين انتخابات مقدماتى در تاريخ معاصر امريكا پايان دهد.
 پس از پيروزى اوباما بر كلينتون، وى هيلارى را رقيبى عالى خواند كه طى رقابت‌ها در بيش از ٥٠ ايالت او را همراهى كرد. خانم كلينتون پس از شكست در طى يك سخنرانى در واشنگتن دى سى از رقابت كناره‌گيرى كرد و از اوباما حمايت كرد. علت حمايت او را شايد بتوان وحدت در حزب دموكرات دانست كه درجريان انتخابات درون حزبى دچار شكاف شده بود. در همين حال باراك اوباما هم اعلام كرد كه حزب دموكرات دچار دو دستگى و شكاف شده است، لذا سعى مى‌كند شكاف به وجود آمده را بر طرف كند تا بتواند ١٧ ميليون رأى خانم كلينتون (كارگران، خانم‌هاى سفيد پوست ميانسال، امريكايى‌هاى اسپانيايى تبار) را در انتخابات آينده رياست جمهورى به دست آورد.
 اوباما كه توانست در اين انتخابات يك پديده شود، سرانجام با اين پيام كه خواستار »تغيير امريكاييان است« بر پيام هيلارى كلينتون كه سعى مى‌كرد »امريكا را تغيير دهد« پيروز شد، اين پيروزى نشان داد كه جامعه امريكا ديگر نمى‌خواهد راه گذشته را ادامه دهد و خواهان تغييرات اساسى است. وى كه نماينده تازه كارى است و نه در اقتصاد و نه مسائل اجتماعى و نه سياست خارجى از تجربه كافى برخوردار است، توانست در سياست امريكا لابى‌هاى اسرائيل را به خود جلب كند و پيروز شود. بى تجربه‌گى آقاى اوباما هميشه مورد تأكيد خانم كلينتون در سخنرانى‌هاى انتخاباتى‌اش بود. لذا از نظر هيلارى كلينتون عنصر تجربه پاشنه آشيل اين سناتور سياه پوست بود. به گفته »فردبارنز« به نقل از ويلكى استاندار كلينتون حتى هنگامى كه به نقاط ضعف اوباما در مقام رئيس يك كميته فرعى روابط خارجى سنا اشاره مى‌كرد، كارگر نيفتاد. در نتيجه مى‌توان گفت كه مؤلفه تجربه در انتخابات سال ٢٠٠٨ رياست جمهورى امريكا اثر خود را از دست داد. اما به نظر مى‌رسد عنصر سياست خارجى در اين دوره از انتخابات امريكا نقش مهمى را به عهده داشت آنجا كه نامزدهاى حزب دموكرات تأكيد زيادى در سخنرانى‌هاى خود بر مسئله ايران، عراق داشتند. در همين راستا كلينتون و اوباما در سخنرانى‌هاى خود خواهان گفت و گو مستقيم بدون پيش شرط با ايران البته در يكسال اول رياست جمهورى‌شان و بعد تمايل به افزايش فشار اقتصادى بر ايران و در نهايت حمله نظامى. اما جان مك كين نامزد حزب جمهوريخواهان در سخنرانى‌هاى خود تأكيد بر خطر ايران هسته‌اى و توقف فعاليت غنى سازى اورانيوم در ايران داشت. در مورد عراق دو رقيب حزب دموكرات خواهان خروج نيروهاى امريكايى از عراق بودند و معتقد بودند كه حمله نظامى به عراق يك اشتباه استراتژيك دولت امريكا بود. اكنون امريكا بايد نيروهاى خود را از عراق بيرون بياورد. ولى نامزد حزب جمهوريخواهان خواهان ادامه حضور نظامى امريكا در عراق است. وى معتقد است كه عراق يك مسئله جداگانه از مسائل امنيتى امريكا به نظر نمى‌رسد. تأكيد بر اين مسئله در سخنرانى‌هاى نامزدهاى دو حزب نشان مى‌دهد كه عنصر سياست خارجى در اين دوره از رقابت‌هاى انتخاباتى امريكا نقش تعيين كننده‌اى در سرنوشت نامزدهاى انتخاباتى خواهد داشت و دارد.
 بعد از پيروزى دو نامزد حزب دموكرات و جمهوريخواهان اكنون بحث بر سر انتخاب معاون رئيس جمهور آينده امريكا وجود دارد و جان مك كين و باراك اوباما در تلاش هستند كه معاون مورد نظر خود را انتخاب كنند. در همين راستا بحث‌ها بر سر انتخابات خانم هيلارى كلينتون زياد است. بعضى از تحليل گران سياسى معتقدند اگر هيلارى كه يكى از سياستمداران با تجربه و با نفوذ در امريكا است، معاون اوباما شود، اوباما ضعف خود در سياست را نشان خواهد داد. به اين دليل كه وى مى‌خواهد از يك فرد با تجربه در كنار خود استفاده نمايد. به هر حال خانم كلينتون اگر به عنوان معاون رئيس جمهور آينده ايالات متحده هم انتخاب نشود، همچنان يك فرد قدرتمند در سياست امريكا محسوب مى‌شود. وى فردى با نفوذ و قدرتمند در سناى امريكا است و مى‌تواند همواره با نمايندگان طرفدارش تصميماتى را بگيرد كه »اوباما« نمى‌تواند مانع آن شود.