پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - ناتوى فرهنگى و استراتژى دفاع و مقابله - دلاور پوراقدم مصطفی

ناتوى فرهنگى و استراتژى دفاع و مقابله
دلاور پوراقدم مصطفی

 با فروپاشى شوروى و نظام دو قطبى و حاكم شدن »نظام مبنى بر هژمونى«»قدس سره« ايالات متحده تلاش مى‌كند تا سيطره چند بعدى خود را در حوزه‌هاى اقتصادى، فرهنگى، سياسى و نظامى بر كل جهان اعمال كند.
 جمهورى اسلامى ايران به عنوان بازيگرى ساختار شكن، مخالف نظم نوين جهانى بر پايه‌هاى نظام سلطه است. از اين رو طبيعى است كه ايالات متحده تلاش كند تا با بهره بردارى از ابزارهاى نرم‌افزارى و ديپلماسى رسانه‌اى، بنيان‌هاى فرهنگى را در ايران تضعيف نمايد. به همين دليل يكى از كار ويژه‌هاى ديپلماسى فرهنگى كارگزاران بايستى اين باشد كه نسبت به شناسايى سناريوهاى تهديدزا در حوزه فرهنگ اقدام كرده و متوليان امر پاداستراتژى لازم را كه بر آمده از انسجام فكرى - رويه‌اى مثلث كارگزار - دانشگاه حوزه، است را تبيين، سازماندهى، اجرا و نظارت كنند.
 بنابراين اهميت مقابله با ناتوى فرهنگى به حدى است كه مقام معظم رهبرى بارها بر ضرورت هوشيارى براى دستيابى به خرد جمعى براى مهار آن تاكيد فرموده‌اند؛ زيرا »جهانى شدن« و قرار گرفتن كشورها در يك »دهكده جهانى« از شاخصه‌هاى برون سيستمى »نظم مبتنى بر ثبات هژمونيك« است، از اين رو واشنگتن تلاش مى‌كند تا با حاكميت بر »ابزارهاى فرهنگى« ليبرال دموكراسى را به عنوان يك مكتب جهان شمول به جامعه بين المللى تزريق كند و براى دستيابى به اين هدف، از نخبگان فكرى نيز كمك مى‌گيرد كه از مصاديق آن مى‌توان به »نظريه برخورد تمدن‌هاى »ساموئل هانتينگتون« و يا »پايان تاريخ« فرانسيس فوكوياما اشاره كرد.
 جهت‌گيرى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران بر اساس مهندسى سه پارامتر منابع ملى، آرمان انقلاب و ارزش‌هاى اسلامى پايه گذارى شده است.
 به عنوان مثال: مقابله با نظام سلطه هم با منافع ملى سازگارى دارد (اصل استقلال سياسى) و هم در ارزش‌هاى اسلامى به آنها تأكيد شده است.
 از طرفى برخى از بازيگران منطقه‌اى نيز با الگو بردارى از ايران، به سمت تمايلات استقلال خواهانه و مقاومت در برابر نظام سلطه تشويق شده‌اند، كه تداوم اين روند با هدف راهبردى واشنگتن كه سلطه بر نظام‌هاى منطقه‌اى و زير سيستمى است، پاردوكس و اصطكاك دارد.
 در اين راستا، تهاجم سخت‌افزارى صرف با چالش زيادى روبروست كه از موارد آن عبارتند از:
 نا كامى‌هاى آمريكا در عراق و افغانستان، افزايش رشد تروريسم و منازعات مسلحانه فرقه‌اى، مخالفت افكار عمومى با سياست‌هاى جنگ طلبانه، يافت نشدن تسليحات كشتار جمعى در عراق، احياء قدرت طالبان و سازمان القاعده، افزايش قدرت نامتقارن جمهورى اسلامى ايران، شكسته شدن تابوى قدرت رژيم صهيونيستى پس از جنگ سى و سه روزه، عمق استراتژيك پايين فلسطين اشغالى، پراكندگى نيروهاى آمريكايى در منطقه و افزايش آسيب پذيرى و در تيررس بودن آنها، آشنايى نسبى يگان‌هاى عملياتى ايران با ژئوپلتيك منطقه، نفوذ معنوى ايران در ميان جنبش‌هاى اسلامى، تهديد امنيت عرضه انرژى به دليل عبور نزديك به يك چهارم نفت دنيا از تنگه هرمز، خلا اطلاعاتى آمريكا در سه حوزه بعد، دامنه و قابليت‌هاى دفاعى ايران.
 موارد فوق بيانگر اين است كه آمريكا در قبال ايران از يك »رويكرد تلفيقى« استفاده مى‌كند؛ به عبارتى سناريوهاى تهديدزاى ايالات متحده از سه بعد سخت‌افزارى، نرم‌افزارى و عدم تقارن تشكيل شده است.
 در بعد سخت‌افزارى امريكا به سمت جنگ اقتصادى و افزايش پلكانى تحريم‌هاى شوراى امنيت متمركز شده است، هر چند تلاش مى‌كند ناتوى نظامى را نيز در موضوع هسته‌اى ايران فعال كند و در بعد نرم‌افزارى به سمت ناتوى فرهنگى متمايل شده است.
 جمهورى اسلامى ايران هنگامى مى‌تواند با »ناتوى فرهنگى« مقابله كند كه به آسيب‌شناسى عملكرد ديپلماسى فرهنگى در دو حوزه درون مرزى - برون مرزى و در چهار سطح قانونگذارى، مديريت، اجرا و نظارت اقدام كند و در گام دوم به سمت تبيين يك پاداستراتژى نرم‌افزارى پيش برود.
 
 راهكارهاى ديپلماسى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در برابر ناتوى فرهنگى
 از رويكرد امنيت ملى، مهم‌ترين و شاخص‌ترين راهكارهاى ديپلماسى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران عبارتنداز:
 ١. توجه به سه مقوله ظرفيت سنجى، نياز سنجى و امكان سنجى.
 متوليان ديپلماسى فرهنگى بايستى »فرصت‌ها و آسيب‌ها و تهديدها« را از رويكرد استراتژيك و راهبردى مورد كنكاش قرار دهند، كه در اين راستا توجه به چند گام مهم ضرورى مى‌نمايد:
 در گام اول بايستى از ديدگاه واقع گرايى و دورى از جزم گرايى،نسبت به شناسايى، طبقه بندى و اولويت بندى فرصت‌ها و نقاط قوت اقدام كرد.
 در گام دوم بايد وارد تبيين خلأهاى فرهنگى و مقوله نياز سنجى شويم؛ يعنى اينكه در سه سطح زير سيستمى، ملى و منطقه‌اى، كاستى‌ها و نقاط ضعف مشخص مى‌شوند.
 در گام سوم وارد فاز مديريت احتمالات مى‌شويم؛ يعنى اينكه با ظرفيت‌ها و ابزار موجود تا چه ميزان مى‌توان خلأهاى فرهنگى را رفع كرد.
 بى توجهى كارگزاران فرهنگى به سه گام فوق الذكر، مى‌تواند هزينه‌هاى عملياتى مقابله با ناتوى فرهنگى را به شدت افزايش دهد.
 
 افزايش توجه كارگزاران به توسعه قدرت نرم بسيج
 به دليل اينكه بسيج از شاكله مردمى، ملى و فراگير بودن برخوردارات، هرگونه توسعه فرهنگى و نرم‌افزارى اين نهاد مقدس، مى‌تواند به عنوان يك پتانسيل نيرومند فرهنگ ساز در ارتقاء و تسريع سياست‌هاى فرهنگى نظام كمك كند.
 
 آشنايى نسبى متوليان فرهنگى با سازو كارها و اهداف راهبردى سياست‌هاى فرهنگى سند چشم انداز
 متوليان سياست‌هاى فرهنگى، هنگامى مى‌توانند از اقدام‌هاى موازى و يا هزينه شدن بيهوده ظرفيت‌ها و قابليت‌هاى نظام جلوگيرى كنند، كه در گام اول يك انسجام فكرى رويه‌اى ميان مثلث كارگزار، دانشگاه و حوزه، در مورد نحوه تحقق اهداف راهبردى سند چشم انداز ايجاد شود. به عنوان مثال ايالات متحده از سال ٢٠٠٥ به پيشنهاد »كميته خطر جارى«»رضى الله عنه« به رياست مارك پالمر، سياست‌هاى »براندازى نرم«»عليهاالسلام« را در قبال - جمهورى اسلامى ايران اتخاذ كرده كه اين سياست مى‌تواند براى برخى از سياست‌هاى فرهنگى كلان نظام اصطكاك ايجاد كند.
 در اين راستا توصيه مى‌شود تا اقدام‌هاى زير مورد توجه كارگزاران قرار گيرد:
 ١. آشنايى با اولويت‌هاى سياست‌هاى فرهنگى نظام در سند چشم انداز؛
 ٢. آشنايى با اولويت‌هاى آمريكا در سياست بر اندازى نرم؛
 ٣. انسجام فكرى - رويه‌اى ميان كارگزاران فرهنگى با اطلاق فكر (نخبگان حوزه و دانشگاه) در مورد نحوه سياستگذارى، مديريت، اجرا و نظارت بر پاداستراتژى نظام در برابر ناتوى فرهنگى؛
 
 اجتناب از برخورد حزبى با مقوله فرهنگ
 يكى از آسيب‌هاى ديپلماسى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران، دخالت دادن نگرش‌هاى حزبى در سياست‌هاى كلان فرهنگ است. به عنوان مثال با تغيير رياست جمهورى و يا وزير، نه تنها مديران ميانى تغيير مى‌كنند، بلكه سياست‌هاى حزبى نيز در تمام ساختارهاى زير سيستمى تزريق مى‌شود، در حالى كه سياست‌هاى كلان فرهنگى بايستى با اولويت‌هاى سند چشم انداز مطابقت داشته باشد و تغيير كارگزاران نبايستى به تغييرات بنيادين در شيوه‌ها، ابزار و ثبات مديريتى منجر شود.
 
 اجتناب از بهره بردارى منابع فرهنگى در جهت منافع حزبى
 يكى از موانع توسعه ديپلماسى فرهنگى، بهره بردارى متوليان امر از منابع فرهنگى در جهت تأثير گذارى بر نتايج رقابت‌هاى انتخاباتى است.
 نهادهاى نظارتى، مانند مجلس شوراى اسلامى بايستى با تصويب ساز و كارهاى قانونى از هزينه شدن منابع بيت المال در مسير رقابت‌هاى حزبى كه در مواقع رقابت‌هاى انتخاباتى پر رنگ‌تر مى‌شود، جلوگيرى كنند؛ زيرا تداوم اين فرآيند مى‌تواند ثبات جهت‌گيرى برنامه‌ريزى‌هاى راهبردى را با كندى و چالش مواجه نمايد.
 
 پرهيز از شكل‌گيرى نهادهاى موازى و متنوع در حوزه فرهنگ
 يكى از موانع توسعه ديپلماسى فرهنگى، وجود نهادهاى موازى با اهداف يكسال است، كه اين خود مى‌تواند برخى از چالش‌هاى زير را در حوزه مديريت كلان و راهبردى سياست‌هاى فرهنگى ايجاد كند:
 الف. نهادها با سياست فرافكنى، هرگونه خلأ و سوء مديريت فرهنگى را به نهاد ديگر نسبت مى‌دهند؛
 ب. افزايش بى مورد بودجه‌هاى فرهنگى؛
 ج. تضعيف فرآيند نظارت بر نحوه مديريت، توزيع و مصرف بودجه؛
 د. تضعيف انسجام مديريتى در حوزه فرهنگ و سليقه‌اى شدن نظام تصميم‌گيرى؛
 ه. افزايش زمان فرآيند تصميم‌گيرى.
 
 اجتناب از مدل »آزمون و خطا« در ديپلماسى فرهنگى
 به هر ميزان بُعد و دامنه يك حوزه مطالعاتى افزايش يابد، به همان ميزان پيامدهاى تصميم‌گيرى غلط راهبردى نيز گسترش مى‌يابد؛ يعنى همان‌طور كه نظام اقتصاد كلان ملى را نمى‌توان با الگو بردارى از »آزمون و خطا« اداره كرد، در مورد مقوله فرهنگ نيز نبايستى از اين الگو استفاده شود، كه اين خود ضرورت بهره‌گيرى ساختارهاى فرهنگى از متخصصان فرهنگى را تقويت مى‌كند.
 بنابراين در صورتى كه كارگزاران بخواهند، مدل »آزمون و خطا« را در حوزه فرهنگ بكار برند؛ بايستى آن را در يك نمونه كوچك مورد بازبينى قرار داده و آنگاه در سطح ملى بكار برند، كه البته در اين حد نيز بايستى دقت شود؛ زيرا جمهورى اسلامى ايران از تكثر قومى - فرهنگى بالقوه‌اى برخوردار است و سياست‌هاى فرهنگى را بايستى متناسب با شاخصه‌هاى جامعه شناختى و اكولوژيكى بكار برد.
 به منظور مهار اين چالش، توصيه مى‌شود در »مديريت منابع انسانى« از نظام عقلانيت محور استفاده شود و يك رابطه عقلانى بين سه مؤلفه جايگاه، شغل و تخصص وجود داشته باشد و برنامه‌هاى عملياتى قبل از اجرا در اطاق فكر كاناليز، سازماندهى و آسيب‌شناسى شوند.
 
 آسيب‌شناسى و بازبينى عملكرد ديپلمات‌هاى فرهنگى (رايزن‌هاى فرهنگى)
 يكى از ساز و كارهاى جمهورى اسلامى ايران براى تقويت ديپلماسى فرهنگى، بازبينى دوره‌اى عملكرد ديپلمات‌ها و دفاتر فرهنگى خارج از كشور است.
 كارويژه‌اى ديپلمات‌هاى فرهنگى عبارتنداز:
 ١. نقش يك سنسور فرهنگى در رصد تهديدهاى فرهنگى را ايفا مى‌كنند؛
 ٢. نقش يك نوع فيلتر در جهت جلوگيرى از ورود برخى تهديدهاى فرهنگى را به عهده دارند؛
 ٣. به صورت متقابل به جاذبه‌هاى فرهنگى كشور ميزبان توجه و هدف را مشخص مى‌كنند؛
 ٤. انعكاس تصوير مناسبى از هويت ايران اسلامى؛
 ٥. انعكاس جنايات گروه‌هاى تروريستى از طريق نمايش فيلم و يا برگزارى نمايشگاه‌هاى فيلم و عكس؛
 ٦. ارتقاء فرهنگ ايرانى - اسلامى ايرانيان مقيم خارج از كشور؛
 ٧. ترجمه، چاپ و توزيع كتاب‌هاى لاتين با موضوع فرهنگ؛
 ٨. تقويت تعلقات ملى؛ مانند حمايت همه جانبه از نام »خليج فارس«؛
 ٩. برگزارى نشست‌هاى كارشناسى؛
 ١٠. تسهيل حضور نخبگان داخلى در سمينارهاى فرهنگى مهم خارج از كشور؛
 ١١. حضور فعال جمهورى اسلامى ايران در يونسكو و به ثبت رساندن آثار ملى.
 يكى از آسيب‌هاى ديپلماسى فرهنگى برون مرزى جمهورى اسلامى ايران، به كارگيرى رايزنى‌هاى فرهنگى غير متخصص و نا آشنا با فرهنگ منطقه است و يا اينكه در ارايه كار ويژه‌هاى فوق الذكر ضعيف هستند، كه پيامد آن تضعيف تاثير گذارى هويت ايرانى - اسلامى بر ساختارهاى برون مرزى است.
 
 تقويت و توسعه صنعت توريسم
 يكى از مهم‌ترين كار ويژه‌هاى »سازمان ايرانگردى و جهانگردى«، تشويق و توسعه صفت توريسم به عنوان يكى از منابع درآمد زاى غير نفتى و انعكاس فرهنگ صحيح تمدن ايرانى اسلامى است. اين سازمان بايستى ضمن ارايه مشوق‌ها و تسهيلات لازم، در تعامل با رايزن‌هاى فرهنگى نسبت به آشنايى خارجيان با اماكن فرهنگى - زيارتى ايران اقدام كنند. در اين ميان رسانه‌هاى برون مرزى ايران نفس مهمى را به عهده دارند، حتى مى‌توان با خريد برخى زمان‌هاى پر مخاطب در شبكه‌هاى بين المللى براى تحقق اين كار ويژه اقدام نمود.
 شيوه ديگر، چاپ برخى از اماكن تاريخى؛ مانند تخت جمشيد و يا آرامگاه حافظ، سعدى و... بر روى كالاهاى صادراتى است كه مستلزم همكارى وزارت بازرگانى است.
 مثال فوق الذكر بيانگر اين است كه براى دستيابى به يك هدف فرهنگى؛ ساختارهاى مختلف جمهورى اسلامى ايران بايستى با هم هماهنگ باشند، به عبارتى يك عزم ملى در اين حوزه ايجاد شود. آنچه مسلم است متوليان صنعت توريسم نتوانسته‌اند در چار چوب درآمد زايى غير نفتى و يا مقابله با ناتوى فرهنگى؛ از ظرفيت‌هاى موجود بهره‌بردارى بهينه كنند، در صورتى كه اگر جايگاه هر نهاد در دار بست كلان فرهنگى مشخص شود، بهتر مى‌توان جنبش نرم‌افزارى فرهنگى را ايجاد كرد.
 اهميت داربست كلان فرهنگى به حدى بالاست كه اگر يك بخشى از آن به درستى وظايف خود را انجام ندهد، مى‌تواند به لرزش كل دار بست منجر شود.
  برگزارى همايش‌ها و سمينارهاى مناسب و مؤثر متناسب با سه مؤلفه زمان، مخاطب، موضوع
 دلايل برگزار كنندگان همايش بايستى با دغدغه‌هاى فرهنگى در بسيج سطح درون سيستمى، ملى، منطقه‌اى، فرا منطقه‌اى و جهانى تناسب داشته باشد؛ يعنى اينكه زمان برگزارى يك سمينار يا همايش بايستى طورى سازماندهى شود، كه بتواند از وقوع يك مشكل ،چالش و يا در نهايت بحران فرهنگى جلوگيرى كند.
 هم اكنون برخى از ابزارهاى ناتوى فرهنگى براى ضربه زدن به انسجام ملى، تضعيف علقه‌هاى ملى است. نمايش فيلم ٣٠٠ و يا تلاش براى تغيير نام خليج فارس يكى از راهبردى آمريكا براى تضعيف احاد ملى است.در سطح برون مرزى نيز، واشنگتن تلاش مى‌كند تابا ارايه تصوير مجازى از بنيان‌هاى مكتب متعالى اسلامى و يا قرار دادن بعضى از مفاهيم مقدس، مانند »الله« در گروه‌هاى تروريستى، مانند جند الله، انصار الاسلام، و... زمينه‌هاى تخريب فرهنگ اسلامى را مهيا كنند.
 مخاطب همايش‌ها نيز متفاوت است؛ مخاطب ممكن است قشر جوان، روحانيون، مبلغان مذهبى، دانشجويان، و... باشند.
 موضوع همايش‌ها نيز بايستى راهبردى باشد؛ يعنى اينكه هزينه‌اى كه از بيت المال براى برگزارى يك سمينار مصرف مى‌شود، بايستى بتواند راهكارهايى را براى حل چالش‌هاى استراتژيك ارايه دهد و فقط جنبه تبليغاتى نداشته باشد.
 واكاوى برخى از همايش، و سمينارها در ايران، بيانگر اين است كه به دليل بى‌توجهى به سه مؤلفه (زمان - مخاطب - موضوع)، نتوانسته‌اند متناسب با هزينه صرف شده، انتظارات را برآورده كنند.
 
 تقويت مكانيسم‌هاى نظارتى بر قانونگذارى، مديريت و اجراى سياست‌هاى فرهنگى
 سياست‌هاى فرهنگى مقطعى و ميان مدت جمهورى اسلامى ايران بايستى با اهداف سند چشم انداز افق ايران ١٤٠٤ موازى باشد؛ يعنى اينكه در حوزه فرهنگ ميان اهداف عملياتى و راهبردى تطابق وجود داشته باشد؛ به عبارتى متوليان فرهنگى بايستى با اهداف فرهنگى كه در سند چشم انداز اشاره شده و به تأييد مقام معظم رهبرى نيز رسيده است، اشراف داشته باشند كه طبق الگوى زير قابل تعريف است:
 تحقق مصوبات سالانه مجلس و دولت در حوزه فرهنگ  برنامه‌هاى تحقق پنج ساله    برنامه‌هاى تحقق سند چشم انداز
 سياست كوتاه مدت ساختارهاى فرهنگى بايستى تحقق مصوبات سالانه مجلس و دولت باشد.
 سياست ميان مدت بايستى تحقق اهداف فرهنگى برنامه، پنج ساله توسعه باشد .
 سياست راهبردى نظام نيز تحقق اهداف فرهنگى افق ايران ١٤٠٤ است.
 
 آسيب‌شناسى كار وجوه فرهنگى ديپلماسى عمومى
 »ديپلماسى عمومى« يكى از شيوه‌هاى اثر گذارى سياست كلان در سطح ملى و كلان است كه برخى از ابزارهاى آن عبارتنداز: رسانه‌هاى صوتى - تصويرى، ماهواره، مطبوعات، اينترنت، كتاب، فيلم، عكس، اعزام تيم‌هاى ورزشى.
 جمهورى اسلامى ايران بايستى مديريت ابزارهاى ديپلماسى عمومى را به صورت دوره‌اى مورد باز انديشى قرار دهد و متناسب با سطح ،عمق و شيوه تهديدها، از سبك‌هاى مختلف استفاده كند.
 ديپلماسى عمومى از ابزارهاى هنجار ساز، ايستار ساز و فرهنگ ساز در جامعه است، كه طيف وسيعى را زير پوشش قرار مى‌دهد و در صورت تبيين ساز و كارهاى مناسب، مى‌تواند جايگاه و موقعيت ايران را در عمليات‌هاى نامتقارن روانى - رسانه‌اى ارتقاء دهد.»رحمهم الله«
 واژه ديپلماسى عمومى اولين بار توسط »ا دموندگوليون« در دانشكده حقوق و ديپلماسى فلچه در دانشگاه تافت بكار رفت.»قدس سرهم«
 تشكيل دفتر ويژه ايران در وزارت خارجه آمريكا و يا تاسيس دفاتر در شهرهايى مانند دوبى، استامبول، باكو، لندن و فرانكفورت، كه محل تردد شمار زيادى از ايرانيان است، از اقدام‌هاى آمريكا براى مديريت افكار عمومى ايران است.
 از طرف آمريكا در سال ٢٠٠٧ به مبلغ ٨٥ ميليون دلار در حوزه ديپلماسى عمومى عليه ايران اختصاص دارد، كه پنجاه ميليون دلار آن مختص گسترش راديو و تلويزيون فارسى زبان خارج از كشور است تا بتوانند يكى از اهداف تهاجمى خود را كه همان راهبرد »فشار از بيرون تغيير از درون« با استفاده از گفتمان‌هاى نرم‌افزارى است را تحقق بخشند.
 
 بهره‌ورى از »فن آورى‌هاى نوين« در اجرا و نظارت بر سياست‌هاى فرهنگى
 در كشورهاى توسعه يافته به شدت بر توسعه عمق ديپلماسى عمومى با بهره بردارى از ديپلماسى ديجيتال و سايبر ديپلماسى؛ مانند ماهواره و اينترنت تأكيد شده و يا از آخرين شيوه‌هاى روانشناسى تبليغات استفاده مى‌شود، در حالى كه جمهورى اسلامى ايران از خلأهاى فراوانى در اين حوزه رنج مى‌برد.
 
 بررسى باز خورد مديريت اعزام دانشجو به خارج از كشور
 دانشجويانى كه با هزينه‌هاى دولتى در دانشگاه‌هاى خارج از كشور مشغول به تحصيل هستند، نقش سفير غير رسمى را به عهده دارند كه مانند يك سيستم عمل مى‌كنند، به طورى كه هم بر محيط تأثير گذاشته و هم از آن تأثير مى‌پذيرند.
 تجربه مطالعاتى و ارزيابى‌هاى ميدانى نشان داده، افرادى كه مدتى در يك محيط مى‌مانند به مرور تحت تأثير متغيرهاى فرهنگى برون سيستمى آن منطقه قرار مى‌گيرند و با توجه به اينكه اكثر اين افراد بورسيه هستند و به احتمال قوى در مناصب مديريتى بالا قرار مى‌گيرند، مى‌توانند بر افراد و ساختارهاى زير سيستى خود تأثير بگذارند و در ميان مدت در سطوح مديريت راهبردى زمينه خلأهاى هويتى را ايجاد كنند.
 به همين دليل توصيه مى‌شود: متوليان امر، نسبت به اعزام دانشجو به خارج از كشور، به ويژه در مورد موضوع‌هاى استراتژيك از رويكرد امنيت ملى برخورد كنند و نسبت به ميزان تعلقات فرهنگى - ملى آنان مطالعات كارشناسى صورت پذيرد.
 
 نتيجه‌گيرى
 ايالات متحده در ديپلماسى خصمانه ناتوى فرهنگى از »گفتمان نرم‌افزار گرايى« براى دستيابى به گزينه تغيير رفتار و يا تضعيف نظام استفاده مى‌كند، كه هدف از آن تغيير مهندسى سياسى - اجتماعى جمهورى اسلامى ايران با استفاده از ابزارهاى »قدرت نرم«»صلى الله عليه وآله وسلم« و نهادينه كردن »صلح آمريكايى«»عليه‌السلام« از طريق ترويج و تبليغ » مكتب سياسى ليبرال دموكراسى«»عليهماالسلام« است.
 نو محافظه كاران ايالات متحده در دهه نود ميلادى براى عملياتى كردن اهداف خود، تنها از ابزارهاى سخت‌افزارى بهره مى‌بردند كه نقطه عطف آن »جنگ دوم خليج فارس« و نقطه اوج آن حمله به عراق در مارس ٢٠٠٣ است، كه پس از آن تغييراتى در جهت‌گيرى ديپلماسى امنيتى آمريكا در قبال ج.ا. ايران ايجاد مى‌شود، به طورى كه واشنگتن به سمت بهره‌گيرى از راهبرد تلفيقى (قدرت نرم و سخت) متمايل مى‌شود، ولى در اواسط سال ٢٠٠٥ وزنه نرم افزارگرايى و بهره‌گيرى از ابزارهاى ناتوى فرهنگى براى تضعيف بازيگران مخالف نظام مبتنى بر هژمون در اولويت ديپلماسى امنيتى - دفاعى آمريكا عليه ايران قرار مى‌گيرد كه عقبه فكرى آن توسط »مارك پالمر« از پژوهشگران ارشد موسسه مطالعاتى »كميته خطرجارى« آغاز شد و در آن با مفاهيم عوام پسندانه؛ مانند... حمايت از حقوق بشر، و »دموكراسى سازى«»صلى الله عليه وآله« تلاش مى‌شود، زمينه‌هاى مداخله سخت‌افزارى و يا... مداخله‌هاى بشر دوستان»٠قدس سره« فراهم شود.
 كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران به دنبال تأكيدات مكرر مقام معظم رهبرى براى مقابله با »ناتوى فرهنگى« بايسته است از رويكرد امنيت ملى به اين مسئله توجه كنند و هم انديشى با ستاد فكرى (دانشگاه و حوزه) به پاداستراتژى لازم براى مهار سناريوهاى تهديد زا را تبيين، سازماندهى، مديريت و نظارت كنند.
 
 پى نوشت‌ها:
 ١. Present Dangar Commihee
 ٢. Mark Palmer
 ٣. Soft Subversion
 ٤. Public Diplomacy
 ٥. of law ans Diplomacy Edmund Gullion,Tufts University s The Fletchetr School
 ٦. Soft Power
 ٧. Pax Americana
 Liberal Democracy.٨
 building.٩ _Democracy
 ١٠. Humanitarion Interrention