پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - نهادهاى اجتماعى و همبستگى ملى - حسینی سید حسین
نهادهاى اجتماعى و همبستگى ملى
حسینی سید حسین
چكيده
نهادهاى اجتماعى اصطلاحى است جامعه شناختى، كه به ساحت و ساختى پردوام از الگوهاى رفتارى، نقشها و تعاملات انسانى - اجتماعى اطلاق مىشود، كه بنا به ضرورت و نياز اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى جوامع شكل گرفته و با ويژگىهايى چون هدفمندى، دارا بودن چار چوب و يكپارچگى ساختارى، دوام و پايانى نسبى، پويايى و انطباق پذيرى، وجود هنجارها و ارزشهاى مدون و غير مدون مورد شناسايى قرار مىگيرند، كه ايجاد هماهنگى و ثبات، تعميق همبستگى ملى و جامعه پذيرى سياسى، به عنوان مهمترين برآيند و كاركرد و وظايف آن محسوب مىشود. به عبارتى مىتوان گفت: همبستگى ملى در مفهوم عام، محصولكاركرد و تعامل متناسب مردم، دولت و نهادهاى اجتماعى است و با مفهوم مشروعيت پيوند ناگسستنى دارد.
مقدمه
تحولات شتابان جهان معاصر، تغيير در منابع و ماهيت قدرت، مشروعيت، نگرشها و رويكردها، افزايش تعاملات فراگير ملى، منطقهاى و بينالمللى، به ويژه تحولات گسترده در سطح منطقه و كشورهاى همسايه، موضوع همبستگى ملى و انسجام اجتماعى را به يكى از دل مشغولىها و اولويتهاى جامعه سياسى ايران مبدل ساخته است.
در حالى كه وفاق، وحدت، يكپارچگى و انسجام اجتماعى، مفاهيمى با ريشههاى تاريخى چند هزار ساله و به قدمت حيات اجتماعى بشر هستند؛ همبستگى ملى مفهومى است جديد كه از زمان شكلگيرى دولتهاى ملى در دو قرن اخير پديدار شده است.
اين در حالى است كه همبستگى ملى در مفهوم عام، محصول كاركرد و تعامل متناسب مردم، دولت و نهادهاى اجتماعى است، كه حذف و بدكار كردى هر يك از نهادها، به كل همبستگى ملى خلل وارد مىسازد و باعث ايجاد مانع در راه توسعه مىشود. در نتيجه تقويت نهادهاى اجتماعى در جهان جهانى شده به عنوان اساس همبستگى ملى، كارايى بهترى در مسير توسعه و پيشرفت خواهد داشت.
الف. زبان و همبستگى ملى
زبان پارسى و همبستگى ملى
ايران همواره در تاريخ تحولات خويش، از دورترين روزگاران، سرزمين تيرهها و تبارهاى گوناگون بوده است. همه اين تبارها و تيرهها كه گه گاه زبانها و پاره فرهنگهايى گوناگونى نيز داشتهاند، در پهنه ايران زمين در كنار يكديگر مىزيستهاند.
آنچه اين تيرهها و تبارها را به يكديگر پيوند داده، زبان و فرهنگ فراگير ايران بوده است.
اين زبان، كه زبان پارسى درى است، زبانى است نغز و دلاويز، چونان زبان فراگير ديوانى و فرهنگى و ادبى، در سراسر ايران زمين و در برهههايى از تاريخ در پهنهاى از گيتى گسترش و روايى يافته و به گونهاى جهان شاهى شگرف فرهنگى را پديد آورده است.
در روزگار ما نيز زبان پارسى درى، با هر ديد و داورى، همان رشته پيوند است كه تيرهها و تبارهاى ايرانى را در پهنه ايران زمين به يكديگر پيوند مىدهد. در اين روزگار پر آشوب كه روزگار گسستنها است، بيش از هر زمانى به پيوند و همبستگى و يكپارچگى نياز داريم. از همين روى بايد زبان پارسى را كه استوارترين رشته پيوند و نيرومندترين و كارسازترين ابزار همدلى و همبستگى مان است، پاس بداريم.
سياست زبانى در روند جهانى شدن
با توجه به گسترش بى سابقه زبان انگليسى متعاقب پديده جهانى شدن، تأثير آن بر جنبههاى گوناگون زندگى در جوامعى چون ايران قابل تأمل است و اين مسئله به عنوان چالش جديدى براى كشورهاى غير انگليسى زبان قابل طرح است.
با توجه به بررسى تجربه ساير كشورهاى آسيايى در خصوص اين موضوع، اين سؤال به ذهن متبادر مىشود كه سياست زبانى ايران، در اين رابطه چه نقشى مىتواند ايفا كند؟ چگونه دولت ايران توانسته يا مىتواند ساختار هويت فرهنگى - ملى خود را حفظ كند و همزمان به يك زبان خارجى كه حاوى ارزشها، فرهنگها و سنتهاى متفاوتى است، اجازه عرض اندام و پيشرفت مىدهد؟
در پاسخ بايد گفت: سياستهاى كلى نظام جمهورى اسلامى ايران در خصوص جهانى شدن، در عرصه فرهنگ و در مدار ملى، حكايت از آن دارد كه بايد به زبان خارجى به عنوان مهارت مورد نياز و نه عامل هويت برانداز نظر داشت. از اين رو كاربرد آن در جامعه به گونهاى بايد مهار شود كه هويت ملى به مخاطره نيفتد.
با توجه به آنكه مديريت يا سياست زبانى، شكلى از دخالت زبانى است كه در سطح ملى، در خصوص اولويتهاى زبان تصميم مىگيرد و ناگزير از تكيه بر ايدئولوژىهاى زبانى به عنوان باورهاى زيربنايى است. بر برنامهريزى صريح و دقيق زبانى و بر ارزشهاى فرهنگى - اسلامى و نيز بر نقش ابزارى زبان انگليسى به عنوان زبان ميانجى با نگاهى به تجربه ديگر كشورها تأكيد مىشود.
لهجه ايرانى زبان آذرى و نقش رسانهها در تقويت و تضعيف آن
با توجه به مطالب گذشته، سؤالاتى كه قابل طرح است اين است كه آيا زبانهاى محلى، از جمله زبان آذرى تحديدى براى همبستگى ملى ايرانيان است؟ يا اينكه براى تعريف و تقويت هويت ملى ايرانيان بايد زبانهاى محلى، از جمله زبان آذرى تضعيف، تحديد يا حذف شود؟ نقش رسانههاى ملى، به ويژه صدا و سيما به عنوان يك رسانه ملى در بهرهگيرى از ظرفيتهاى زبان آذرى و متون موجود در آن در جهت تقويت انسجام ملى ايرانيان چگونه است؟ در جواب بايد گفت: لهجه مردم تبريز به عنوان لهجه و نماد ايرانيان در زبان آذرى مورد توجه است؟ تقويت لهجه - و مكتب ادبى - تبريز در مقابل لهجه - و ادبيات باكو در زبان آذرى در نهايت منجر به تقويت وحدت ملى ايرانيان شده و موج تهاجمى واژگان وارداتى از جمهورى آذربايجان را به چالش خواهد كشيد. لذا عدم توجه به اين مقوله،منجر به تعريف غير رسمى گرامر، فونوتيك به رواج شيوه نگارشى كه در سالهاى اخير با الگو بردارى از الفباى كريل و لاتين در مطبوعات مناطق آذرى نشين در حال رواج و تثبيت است، باعث ظهور موج جديدى با عنوان تغيير الفبا از الفباى فارسى(براى زبان آذرى) به الفباى لاتين و يكسان سازى الفبا در آذربايجان واحد مطروحه از سوى عناصر تجزيه طلب خواهد شد.
بنابراين نقش رسانههاى مكتوب، مطبوعات محلى، نويسندگان و روشنفكران آذرى زبان، صدا و سيما و شبكههاى استانى اين رسانه در اين ميان قابل توجه است و عدم توجه به اين موضوع، ادبيات مكتوب غير رسمى را در سالهاى آتى ايجاد خواهد كرد، كه در نهايت، در كنار شيوه جديد و در حال رواج، انديشههاى تجزيه طلبانه را نيز در ميان قشر تحصيل كرده و نيز عامه مردم رواج خواهد داد.
ب. آموزش و همبستگى ملى
هويت و همبستگى ملى كتابهاى درسى آموزش و پرورش
نظام آموزشى،در شكلدهى به هويت ملى هر ملت در مقام ركنى اصيل از اركان هويتى كشورها، نقش بى بديلى به عهده دارد. تحليل و بررسى علمى مواد به كار رفته در نظام آموزشى وشيوه ارائه آنها به طور مستقيم و غير مستقيم و نيز بسامد كاربرد هر يك از مؤلفههاى اصلى و فرعى نسبت به يكديگر، موضوع بررسى كارشناسانه است. مقايسه اين مؤلفهها با يكديگر و جريان عمومى فرهنگ كشور، ابزار مناسبى براى ترسيم نقشه كلان سياست فرهنگى هر كشور خواهد بود. برخى نويسندگان در راستاى موضوع حاضر به تحليل و بررسى شانزده جلد از كتابهاى درسى تاريخ، جامعهشناسى، زبان و ادبيات فارسى، رشتههاى علوم تجربى، علوم انسانى، رياضى و فيزيك در مقطع متوسطه پرادخته و از اين طريق به دنبال بررسى انعكاس مؤلفههاى هويت ملى ومصاديق آن بودند.
بنابراين با فهم جايگاه مدرسه و نظام آموزشى مىتوان گفت: متمركزترين و پرداخته ترين فعاليت در راستاى تقويت يا تضعيف مؤلفههاى همبستگى ملى، احساس تعلق و هويت در كتب درسى آموزش و پرورش است كه امرى قابل توجه است.
كتب درسى دوره ابتدايى و هبستگى ملى
دوره ابتدايى، در مراحل مختلف آموزش و پرورش، نقش اساسى و بنيادى در تربيت افراد دارد. اين دوره، كودكانى را شامل مىشود كه در سنين شش تا ده سالگى قرار دارند. حافظه نيرومند، علاقه وافر به يادگيرى، كنجكاوى جهت دار و هدفمند، الگو بردارى و تقليد از ديگران و تمايل به ارتباط با ديگر كودكان و همسالان، از جمله ويژگىهاى كودكان در اين دوران است. در دوران ابتدايى، ميزان تأثير پذيرى و يادگيرى كودكان بسيار بالا است و در برنامه آموزشى دوره دبستان، بر ايجاد همبستگى ملى تأكيد فراوان شده و كتب درسى آن به گونهاى تدوين و طراحى شده كه مطالعه و آموزش آنها روح همبستگى ملى و جمعى را در بين دانش آموزان ايجاد و تقويت مىكند. به گونهاى كه شاهد هستيم براى تحقق اين هدف، در كتب درسى دوره ابتدايى، فصلى به مسائل ملى - ميهنى اختصاص يافته، كه در آنها به صورت مستقيم بر ايجاد همبستگى ملى تاكيد شده است.
با اين همه، مطالب كتب درسى دوره ابتدايى و برنامه آموزشى دوره ابتدايى در جهت تحقق همبستگى ملى به حساب مىآيد كه اصلاح آنها مىتواند هر چه بهتر و بيشتر به تحقق اهداف آموزشى مورد نظر در ارائه دروس مرتبط با موضوع همبستگى ملى كمك كند.
ج. رسانه و همبستگى ملى
صدا و سيما به عنوان نهاد اجتماعى، رابطهاى دو سويه با جامعه دارد، از يك سو از روندهاى موجود در جامعه تأثير مىپذيرد، كه با اين حساب متغيرى است وابسته به جامعه كه تابع تحولات و روندهاى اجتماعى است. از سوى ديگر، در جامعه تأثير مىگذارد و به صورت متغيرى مستقل عمل مىكند، كه نه تنها تابع روندها و تحولات اجتماعى نيست، بلكه بر آنها تأثير مىگذارد و به سمت و سوى مورد نظر خود هدايت مىكند.
سيماى جمهورى اسلامى ايران، به عنوان فراگيرترين و پر مخاطبترين رسانه در داخل كشور، نقش بسيار حياتى در چگونگى ساخته شدن واقعيت اجتماعى، از جمله در چگونگى تعريف روابط ميان گروههاى اجتماعى در ايران بر عهده دارد.
فايده تلاش جهت فهم بازنمايىهاى رسانهاى در ايران و تحليل تصاوير رسانهاى گروههاى قومى در سيماى جمهورى اسلامى ايران؛ نخست فارغ از اينكه سياستهاى رسانهاى همانند سيماى جمهورى اسلامى ايران درباره قوميتها تا كنون چه بوده و چه تغييراتى كرده است. آگاهى از ادراك اعضاى قومى مىتواند شناخت بهترى از مشكلات رسانه مذكور در قبال قوميتها به دست دهد و مسئولان آن را در سياست گذارى بهتر يارى كند.
دوم، چنين مطالعهاى، گامى در جهت فهم نظرى فرايند شكل گيرى هويتهاى اجتماعى محسوب مىشود كه در نتيجه تأثير اين نهاد بر روندهاى اجتماعى و تقويت جريانهاى همگرايانه در جامعه، براى ايجاد همبستگى ملى از كاركردهاى اين نهاد اجتماعى ناشى مىشود، كه عبارتنداز:
١. ايجاد روح جمعى و خود آگاهى ملى؛
٢. هماهنگ سازى هنجارهاى اجتماعى ؛
٣. يكپارچه سازى فرهنگى؛
٤. تقويت روندجامعه پذيرى و اجتماعى شدن؛
٥. ترسيم چشم انداز و ايدهآلهاى مشترك.
د. دين، مذهب و همبستگى ملى
از جمله آموزههاى مهم دين براى رسيدن جامعه به توسعه و پيشرفت، دستور به همبستگى اجتماعى و انسجام ملى است.
در ميان منابع اجتماعى اسلام، شايد كمتر منبعى را بتوان يافت كه به همبستگى و انسجام اجتماعى و گروهى نپرداخته باشد. همبستگى اجتماعى به عنوان يكى از مهمترين مؤلفههاى ارتباط اجتماعى و مبناى كنش انسانها به شمار مىآيد.
خداى سبحان با نصب كعبه توسط ابراهيم و زنده كردن آن توسط پيامبراسلام (ص) مكانى را مقرر كرد تا تمامى مسلمانان بر گرد آن حلقه زده و با طواف در اطراف كعبه مقدس، اعلام كنند كه همت و هدف همه مسلمانان در راستاى كلمه توحيد است و همه در يك مسير گام بر مىدارند.
تجلى وحدت اسلامى، از جمله مسائلى است كه همواره در هنر اسلامى جلوه گرى كرده و اين ادعا در بررسى بسيارى از هنرها، از جمله نگارگرى اسلامى مشهود است.
در نتيجه بايد گفت: آيينهاى مذهبى، واقعيتهاى اجتماعىاى هستند كه نقش انكار ناپذيرى در جامعه دارند و مىتوانيم آن را به عنوان مايه همبستگى جامعه در نظر بگيريم. آيينهاى مذهبى زاييده مناسك بوده و مناسك، احساس مذهبى را ايجاد، تقويت و تجديد مىكنند و حس همبستگى ملى را تشديد كرده و شركت كنندگان را به اهميت گروه و جامعه در قالب آيينهاى مذهبى آگاه مىسازند.
و. سياست و همبستگى ملى
سياست گذارىهاى هويتى در جمهورى اسلامى ايران
سياست گذارىهاى هويتى، يكى از محورىترين حوزههاى سياست گذارى در هر نظام سياسى در چار چوب چشم انداز نهايى همبستگى و اتحاد ملى است.
اهميت چنين حوزهاى، از آن جهت است كه استمرار حيات هر نظام سياسى در گرو خط مشىها و راهبردهاى انسجام و همبسته سازى است كه در ارتباط با مبانى هويت جامعه قرار گيرد.
سياست گذاران در اين زمينه مىكوشند با جلوگيرى از تبديل تفاوتها به عاملى براى تفرقه، تجزيه و از هم گسيختگى اجتماعى، حفظ همزيستى مسالمتآميز و ايجاد رويههاى آشتى گرايانه و مشروع به خواستهها و تقاضاى افراد و گروههاى اجتماعى پاسخ دهند. ايران كشورى با تنوع فرهنگى است و از اين رو، تدوين سياستهاى ويژهاى براى مديريت چنين جامعهاى ضرورت دارد.
در اين راستا، سرشت نظام سياسى، جايگاه و نقش مردم، تلقىها و نگرشهاى سياسى - ايدئولوژيك، ساز و كارهاى رسمى و غير رسمى تعبيه شده در مديريت و سياستگذارىهاى هويتى مىتواند نقش قابل ملاحظهاى داشته باشد.
جايگاه هويت و همبستگى در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران
دو مؤلفه ايرانيت و اسلاميت، چنان در يكديگر در آميختهاند، كه مهمترين تحولات اجتماعى و سياسى در ايران تحت تأثير برآيند آنها بوده است. قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران با تكيه بر دو عنصر ايرانيت و اسلاميت، اديان، مذاهب و اقوام حتى خرده فرهنگهاى محلى را نيز به رسميت مىشناسد و در عين حال، زبان و خط فارسى را مشترك ملت دانسته و به آنها رسميت مىبخشد.
مطالعه قانون اساسى نشان مىدهد اين انديشه در قالب اصول مختلف اين قانون به عنوان منظومه هويتى ايرانيان تدوين شده است در سه اصل دوازدهم، سيزدهم و چهار دهم اعتقاد قانونگذار به تكثر دينى و مذهبى را روشن مىسازد و مذاهب گوناگون در آن به رسميت شناخته شده و حقوق فرهنگى براى پيروان آنها در نظر گرفته شده است، يا اينكه اصل يازدهم تجلى گاه نگاه قانون گذار به جهان اسلام است. اصل هفده و هجده نيز نمادهاى ايرانى و اسلامى را در كنار يكديگر قرار مىدهند.
بدين ترتيب بر پايه آموزههاى قرآن و سنت و اصول كلى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران؛ از قبيل مساوات، عدالت، برادرى و همبستگى، حكومت ايران مكلف به تأمين حقوق همه شهروندان شيعه و ساير مذاهب و اديان است.
ه. اجتماع و همبستگى ملى
نقش نهادها و آيينها در همبستگى ملى ايران پس از انقلاب اسلامى
نهادها و آيينهايى كه در ميان جوامع شكل مىگيرند، داراى اهميت كاركردى هستند .آنها از يك سو، نشان دهنده نياز و ضرورت كاركردى خويش و از سوى ديگر منعكس كننده ميزان اهتمام و آگاهى مردم نسبت به آنها هستند.
ايران پس از انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، از جمله جوامع و نظامهاى سياسى است كه با وضعيتى نوين رو به رو شده است. انقلابها در نوع ساختارى، باعث تغيير ساختارى جامعه شده و با ارائه الگوهايى جديد در عرصههاى مختلف اجتماعى، سياسى و فرهنگى، تحولاتى عظيم به بار مىآورند و در نتيجه همبستگى ملى را در وراى آن شاهد خواهيم بود، كه به نوعى برخاسته از شعارها و نيازهاى اجتماعى مردم هستند.
جايگاه گردشكرى در تعميق همبستگى ملى
ايجاد همبستگى ملى از چنان اهميتى در جوامع كنونى برخوردار است ،كه دولتها براى نيل به آن، تمامى تدابير و روشها را به كار مىگيرند. در اين راستا توجه به كاركردهاى مهم حمايت از توريسم داخلى، كه به تقويت وفاق ملى و بساط انسجام و همبستگى عمومى مىانجامد، خالى از اهميت نخواهد بود.با اين فرض كه اگر ايرانى از عظمت فرهنگى و تمدنى خود بى اطلاع باشد، كمتر قادر به دفاع از هويت ملى و فرهنگى خود خواهد بود ،صنعت گردشگرى به عنوان يكى از ابزارهاى فهم عينى و ملموس عظمت فرهنگى و تمدنى كشور ارزيابى مىشود.
به عبارت ديگر، مناسبترين الگوى سياست هويتى براى جامعه ايرانى، سياست وحدت در تكثر است كه روش اجراى سياست وحدت در كثرت، ماهيت فرهنگى دارد و اين مهم، از طريق گسترش روابط يا گفت و گوى بين فرهنگى حاصل مىشود كه گردشگرى مىتواند يكى از اشكال آن باشد.
ى. اقتصاد و همبستگى ملى
با توجه به ابعاد و جنبههاى مختلف توسعه، از جمله اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى مىتوان بر همبستگى و اتحاد ملى به عنوان پشتوانه مهم در جهت رسيدن به توسعه تأكيد كرد. در واقع، رسيدن به توسعه بدون همبستگى و مشاركت فعال در فعاليتهاى مختلف غير ممكن است. به عبارتى يكى از لوازم برنامهريزى در دنياى جديد، توجه به مشاركت فعال و اثر بخش همه جانبه افراد جامعه در تمام ابعاد مختلف توسعه است.
در اين ميان شاهد آشكار شدن نقش بارز مشاركت اجتماعى و اقتصادى در سطوح مختلف جامعه هستيم،كه به صورت همبستگى كاركردى كه به عنوان مهمترين شكل همبستگى در نظامهاى اجتماعى مدرن است و بر الگوى بازار يا كنش عقلانى معطوف به هدف مبتنى است جلوهگر مىشود.
در اين راستا مىتوان به كار آمدى دولت و تأثير سياستهاى خصوصى سازى و كوچك كردن حجم دولت و نقش آن بر همبستگى ملى با توجه به سرمايه اجتماعى اشاره داشت.
نتيجه:
امروزه نهادهاى اجتماعى براساس ضرورتهاى اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى و با ويژگىهايى، از قبيل هدفمندى، دارا بودن چار چوب و يكپارچگى و... منجر به همبستگى ملى مىشوند. اين نهادها مىتوانند به صورت زبان، آموزش، رسانه، دين ومذهب، سياست، اجتماع، اقتصاد ظهور يابند و هر كدام بر مبناى نيازهايى كه بر اساس تفكر و جايگاه خود تشخيص مىدهند، در نهايت همبستگى ملى را ترويج و شكافهاى اجتماعى و آنچه كه شكاف در مسير توسعه و وحدت ملى قرار دارد را تا حدودى ترميم نمايند.