پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تلويزيون و آموزههاى بدلى - شیرودی مرتضی

تلويزيون و آموزه‌هاى بدلى
شیرودی مرتضی

چكيده: جان تيلور گاتو (gohn Taylor Gatoo) برنده پنج دوره جايزه بهترين معلم سال نيويورك، و از جمله گردانندگان مؤسسه و شركت آمريكايى دنياى بدون تلويزيون است. دغدغه اصلى گاتو، دانش‌آموزانى‌اند كه بيش از حد تلويزيون مى‌بينند،او براى نجات اين دانش‌آموزان، روش‌هاى مختلفى را تجربه كرده كه اغلب آن‌ها توأم با موفقيت بوده است. وى در مقاله كوتاه خود تحت عنوان: مبادله زندگى حقيقى با زندگى مجازى، يكى از اين روش‌ها را كه با الهام از يك شيوه مذهبى ابداع كرده است، توضيح مى‌دهد. اكنون خلاصه‌اى از آن را از نظر مى‌گذرانيد:
مشكل: كودكانى كه به تلويزيون معتادند، اغلب، مسئوليت‌پذير نيستند، دائماً بايد به آنها تذكر داد، و از آنها مراقبت نمود. اين كودكان نسبت به يكديگر، بدخواه و مغرض هستند، و اكثر اوقات، در دلتنگى و بى حوصلگى غرق‌اند. آن‌ها، فاقد هرگونه هدف پايدار و ثابت‌اند، به گونه‌اى كه به نظر مى‌رسد، آن‌ها براى ساختن داستان واقعى زندگى خود، داستان تخيلى زندگى انسان‌هاى تلويزيونى را مصرف مى‌كنند. كودكان تلويزيونى، علائمى از كمبودى شديد را نسبت به يك انسان معمولى، در خود دارند، گويى كه آن‌ها به طور مصنوعى، دست‌كارى شده‌اند. تلويزيون، توجه كودكان رابه برداشت‌هايى كوتاه و سريع، كاهش مى‌دهد. اين امر، هيجان ايجاد مى‌كند كه در جهان واقعيت‌ها قابل ارضا نيست. در واقع، مشكل اصلى، گرايش شديد به تلويزيون، كاهش خطرناك تجارب واقعى زندگى و جايگزينى آن، با تجارب بدلى است.
راه حل نظرى: درمان اين حالت، درگير كردن كودكان با جهان واقعى و واقعيت‌هاى زندگى است. در اين صورت، آنها به طور داوطلبانه، زندگى از قبل دسته‌بندى شده و آماده تلويزيونى را كه نيازمند جديت و كاوش عقلى نيست، را رها مى‌كنند. به اين وسيله، كودكان به زندگى جذاب‌تر از زندگى خيالى تلويزيونى است،مى‌يابند. در واقع، غوطه‌ور كردن كودكان در درياى عميق زندگى واقعى و نگه‌داشتن آن‌ها در اين وضعيت، تا زمانى كه بفهمند چه ميزان از قدرت و توانايى آن‌ها، پيش از اين به هدر مى‌رفت، موجب كاهش شديد وابستگى آن‌ها به خانه عروسك‌هاى برقى يا همان تلويزيون خواهد بود.
گردش علمى: گاتو با الهام گرفتن از يك مسير زيارتى در شمال اسپانيا، به اين فكر افتاد كه با همكارى والدين دانش‌آموزان سيزده ساله‌اى كه وقت زيادى صرف تماشاى تلويزيون مى‌كردند را جدا كرده و به يك راهپيمايى درون شهرى در نيويورك ببرد. از اين رو، كودكان مسافتى در حدود ٢٨ مايل را پياده رفتند، و از نزديك و بدون واسطه با زندگى واقعى مردم در كوى و برزن آشنا شدند. حاصل اين گردش علمى آن بود كه:
١- آنچه را ديده بودند براى معلم‌شان بازگو كردند؛
٢- برخى از بچه‌ها، جريان گفت و گوى خود با مردم را مطرح نمودند؛
٣- برخى ديگر، نقشه‌اى از پارك مركزى شهر كشيدند؛
٤- بعضى از كودكان، نظرشان را درباره اصلاح شهر توضيح دادند.
اين گردش علمى چند بار تكرار شد. در كنار گردش‌هاى علمى، گاتو به اين كودكان ياد داده بود كه چگونه اطلاعات عددى، روايى و داستانى را تحليل كنند، و نيز، به آن‌ها آموخته بود كه چگونه اطلاعات به دست آمده را به چالش بكشند، به اين وسيله، دانش‌آموزان سيزده ساله يا كلاس هشتمى گاتو، قادر به اين پيش بينى شدند، كه آقاى ديفكين در انتخابات شهردارى‌هاى نيويورك پيروز مى‌شود، در حالى كه روزنامه نيويورك تايمز اعلام كرد كه ديفكين با ١٧ امتياز كمتر، بازنده خواهد شد. پيش‌بينى دانش‌آموزان گاتو به واقعيت پيوست، و آقاى ديفكين به پيروزى رسيد.
پايان مشكل: سخنرانى در مورد مضرات تلويزيون، هيچ اثر عمده‌اى در پى ندارد، امّا جذاب كردن زندگى واقعى نسبت به سايه‌هاى كمرنگ جعبه جادويى، موفقيتى بزرگ به دنبال مى‌آورد. به اين وسيله، كودكان مى‌آموزند كه رشد كردن و بزرگ‌شدن در عالم واقعى، متفاوت از آن چيزى است كه در تلويزيون تجربه كرده‌اند. بالغ بودن به معنى، با هدف، زندگى كردن، مسئوليت‌پذير بودن، شهروند بودن، قوى بودن، مبارزه كردن با ضعف‌ها و تقويت دل، عقل و روان است كه هيچ‌يك از اين‌ها با تماشاچى بودن به دست نمى‌آيد.

منبع:جان تيلور گاتو، »مبادله زندگى حقيقى با زندگى مجازى« مندرج در: AS٠ :page .The American Enterprise/valme:٢/march ١٩٩٩ به نقل از: سياحت غرب (دى ١٣٨٢) ص ٢٩ - ٢٤.