پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - تعديل تعطيلات - غفوری نژاد محمد

تعديل تعطيلات
غفوری نژاد محمد

مقدمه
بيش از دو سال از صدور فرمان مقام معظم رهبرى در مورد مسئله تعطيلات و ارائه طرحى در خصوص كاهش ميزان آن مى‌گذرد. و طى اين مدت مراكز مختلف دولتى و غيردولتى، صاحبنظران و كارشناسان امور استراتژيك به طرح مباحثى در خصوص ضرورت‌هاى كاهش تعطيلات، تأثير منفى تعطيلات بر رشد و توسعه اقتصادى كشور، مقايسه ميزان تعطيلات در كشورهاى ديگر جهان با كشورمان، نحوه برخورد با افكار عمومى و مقاومت‌هاى احتمالى و... پرداخته‌اند.
در همين راستا و پس از مفروض دانستن ضرورت كاهش تعطيلات، مسئله عمده و چالش‌انگيز اولويت‌بندى تعطيلات جهت حذف يا ابقاء مى‌باشد كه از اهميت ويژه‌اى برخوردار بوده و لازم است با بررسى ويژگى‌هايى كه هر يك از ايام تعطيل رسمى دارند شامل (ميزان اهميت ذاتى، محبوبيت و مقبوليت نزد افكار عمومى، ارتباط برخى از تعطيلات با اعتقاد اسلامى و انقلابى، ارتباط با تاريخ پرافتخار ميهن اسلامى و...) برنامه‌ريزى جامعى در اين خصوص صورت پذيرد.
اميد است با تشكيل هفتمين مجلس شوراى اسلامى اين مسئله مهم در دستور كار قرار گيرد و منتخبان مردم با عنايت به اهميت مسئله و با بررسى‌هاى كارشناسى لازم به نداى رهبر معظم انقلاب لبيك گويند.
در اين نوشتار پس از طرح مباحثى پيرامون ضرورت كاهش تعطيلات آسيب‌هاى اقتصادى و اجتماعى ناشى از آن، افكار عمومى و تعطيلات و... به تعريف ملاك‌هايى براى اولويت بندى ايام تعطيل خواهيم پرداخت.
البته ميزان تعطيلات، مدارس، دانشگاه‌ها و ساير مراكز آموزشى كه با احتساب تعطيلات تابستان به ٢٠٠ روز در سال بالغ مى‌گردد از مقوله‌اى ديگر است كه در اين مقال نمى‌گنجد و بحث خاص خود را مى‌طلبد.
همچنين تعطيلات پايان هفته و بررسى ميزان آن (يك يا دو روز) و تأثيرى كه در ميزان بهره‌ورى امور ادارى دارد بحثى ديگر بوده و مى‌بايست از مجارى قانونى خود پيگيرى شود.

الف. ضرورت‌ها
نگاهى به ميزان تعطيلات رسمى ديگر كشورهاى جهان و مقايسه اجمالى آن با اين ميزان در كشورمان تا حدود زيادى به تبيين ضرورت مسئله كمك مى‌كند. آمار تعطيلات برخى از كشورهاى اروپايى و آسيايى بدين شرح است:
١. آمار تعطيلات برخى از كشورهاى اروپايى:
١/١. هلند ٧ روز
١/٢. انگلستان، فنلاند و ايرلند جنوبى ٨ روز
١/٣. بلژيك، لوكزامبورگ و يونان ١٠ روز
١/٤. فرانسه و سوئد ١١ روز
١/٥. نروژ ١٢ روز
١/٦. اتريش ١٣ روز
١/٧. آلمان از ١٠ تا ١٤ روز (به اقتضاى سياست‌هاى داخلى متفاوت دولت‌هاى محلى)
١/٨. اسپانيا و پرتقال ١٤ روز
١/٩. ايسلند ١٥ روز
١/١٠. ايتاليا ١٦ روز
٢. تعطيلات برخى از كشورهاى آسيايى:
٢/١. تاجيكستان و لبنان ٩ روز
٢/٢. روسيه ١١ روز
٢/٣. مالزى ١٤ روز
٢/٤. پاكستان ١٦ روز
٢/٥. هند ١٧ روز
همانطور كه مشاهده مى‌شود در ميان كشورهاى نامبرده ايتاليا با ١٦ روز و هند با ١٧ روز داراى بيشترين تعطيلات مى‌باشند. اين در حالى است كه تعداد تعطيلات رسمى در كشورمان از ٢٥ تا ٢٧ روز متغير مى‌باشد.
دليل وجود اين دامنه تغيير چند روزه، تكرار شدن برخى از تعطيلات مربوط به سال قمرى (مانند عيد سعيد غدير، عاشورا و تاسوعاى حسينى، ميلاد معصومين و...) در بعضى از سال‌ها مى‌باشد، كه نمونه‌اى از اين تكرار را در سال گذشته شاهد بوديم. همچنين تعطيلات ميان دو تعطيلى را نيز بايد به تعداد فوق اضافه كرد.
مهم‌ترين تأثير منفى بالا بودن ميزان تعطيلات را مى‌توان در دو بعد اقتصادى و اجتماعى مورد بررسى قرار داد.
اقتصاددانان معتقدند:
»كشورهايى كه اساس سياست دولتشان توليد، اشتغال، درآمد و بهبود دائم زندگى مردم است و شاخص اوليه قضاوت درباره عملكرد دولت و حكومت، رشد اقتصادى و بهبود زندگى مردم در همين دنياست، هر دقيقه كار و فعاليتشان به طور جدى مورد توجه تمام دستگاه دولت است و شاخص‌هاى تعداد ساعات و دقايق كار انجام شده و بازدهى كار و كارآيى، اساس قضاوت است، و در سطح جهانى همين شاخص‌ها مورد قضاوت تطبيقى قرار مى‌گيرد. به عبارت ديگر هر دقيقه ساعت كار از دست رفته بر اثر اغتشاش و آشوب و اعتصاب، مورد توجه سرمايه‌گذاران و تصميم‌گيران اقتصادى است كه هم به طور مثبت و هم به طور منفى اين شاخص‌ها مرتب مى‌شود و مورد توجه واقع مى‌شود.
بنابراين، يك سرمايه‌گذار در مقياس جهانى، انضباط كار و بازده كار اساس قضاوتش است به اين دليل كه عامل كار مهم‌ترين متغير اقتصادى است كه هم در هزينه توليد و هم در قابليت رقابت واحدهاى توليدى اثر دارد و از طرف ديگر عامل كار در اشتغال ماشين آلات و استفاده از ساير متغيرهاى اقتصادى نقش تعيين كننده دارد.«
مسئله تعطيلات در بعد اجتماعى نيز به عنوان يك معضل، كه بر روحيه از كارگريزى افراد در جامعه دامن مى‌زند، قابل بررسى است. به اعتقاد بعضى جامعه‌شناسان، كشور ما در حال حاضر دچار بيمارى بيكارى است كه به صورت پنهان وجود دارد و رابطه ميزان تعطيلات با اين بيمارى پنهان قابل بررسى است.

ب. مبانى فكرى و نظرى
به طور كلى پديده‌هاى اجتماعى كه به مرور زمان شكل گرفته‌اند، بر پايه يكسرى مبانى فكرى و نظرى كه در فكر و ذهن اقشار مختلف مردم و سردمداران يك جامعه رسوخ كرده، پديد مى‌آيند و براى بررسى اين پديده‌ها نيازمند شناخت و تجزيه و تحليل اين مبانى هستيم.
مسئله زياد بودن تعطيلات در كشور به عنوان يكى از اين پديده‌ها از اين قاعده كلى مستثنى نيست و ذيلاً به برخى از مبانى فكرى و فرهنگى آن اشاره مى‌شود:
١. مهم‌ترين مبناى نظرى كه منجر به بروز اين معضل در كشور ما گرديده است، مرتبط دانستن نكو داشت و بزرگداشت يك مناسبت با تعطيل كردن آن مى‌باشد كه در جاى خود قابل تامل و بررسى است.
به نظر مى‌رسد مهم‌ترين عاملى كه باعث شده است مسئولان اجرايى كشور تصميم به تعطيل كردن برخى ايام نمايند و اصولاً باورى كه وجود آن در سطح جامعه چنين توقعى از مسئولان اجرايى را ايجاب مى‌كرده است، همين مسئله بوده است.
صحت چنين انديشه‌اى با توجه به جايگاه كنونى جامعه ما در روند پيشرفت جهانى به شدت محل تأمل و نقد بوده، و مبارزه با آن نيازمند برنامه‌ريزى مناسب از سوى نهادهاى فرهنگى و تبليغى مى‌باشد.
٢. دومين عامل در اين راستا انگيزه‌هاى مذهبى است كه داراى ريشه‌هاى عميقى در فرهنگ جامعه اسلامى ما مى‌باشد. تعطيلاتى كه صرفاً ريشه‌هاى مذهبى دارند حدود ٦٠% از ميزان كل تعطيلات در كشور را شامل مى‌شوند (١٥ روز از ٢٥ روز) كه به نظر مى‌رسد رقم بسيار بالايى است.
هر چند تعظيم شعائر دينى اسلامى در جاى خود از اهميت ويژه‌اى در فرهنگ اسلامى برخوردار است، ولى نبايد به بهانه‌اى براى تعطيل كردن كار و تلاش در جهت پيشرفت و ترقى جامعه اسلامى تبديل شود.
همانطور كه آموزه‌هاى دينى ما بر تعظيم شعائر تأكيد دارند، منابع روايى مشحون از رواياتى است كه به كار، تلاش، فعاليت در جهت تأمين معاش از طريق صحيح و... توصيه مى‌نمايند و سعى در تامين معيشت اهل و عيال را به عنوان عبادتى بزرگ معرفى مى‌كنند.
از حضرت امام جعفر صادق(ع) كه رئيس مذهب جعفرى است نقل شده است كه فرمودند: »اگر گمان كردى يا اين خبر به تو رسيد كه فردا قيامت بر پا مى‌شود (يا حضرت قائم (عج) ظهور مى‌كنند) از طلب روزى و كسب و كار دست مكش...«.
بنيانگذار فقيد جمهورى اسلامى ايران نيز مى‌فرمايند: ملت شريف ما اگر در اين انقلاب بخواهد پيروز شود بايد دست از آستين بيرون برآورد و به كار بپردازد: از بطن دانشگاه‌ها تا بازارها و كارخانه‌ها و مزارع و باغستان‌ها؛ تا آنجا كه خودكفا شود و روى پا خود بايستد.
اهميت كار و تلاش، زمانى كه فرد مسلمان در جامعه اسلامى زندگى مى‌كند كه داعيه رهبرى جهان اسلام را داشته و به عنوان نماينده جوامع و دول اسلامى بدان نگريسته مى‌شود، دو چندان مى‌گردد و اگر اين فرد مسلمان در مجموعه دولت اسلامى مشغول فعاليت باشد، باز هم بر اهميت مسئله افزوده مى‌شود و تأكيداتى كه در آموزه‌هاى دينى بر كار و تلاش و فعاليت شده است اهميت مضاعفى پيدا مى‌كند.
بنابراين اقتضاى جمع ميان اين دو دسته از آموزه‌هاى دينى (كه يكى بر تعظيم شعائر و ديگرى بر كار و تلاش تاكيد مى‌كند) آن است كه انسان در زندگى شخصى، ضمن اختصاص فرصت مناسب براى شركت در مجالس و محافل دينى و انجام عبادات شخصى از تعطيل كردن كار و تلاش به اين بهانه خوددارى نمايد، كه علماى اسلامى فرموده‌اند: »الجمع مهما امكن اولى من الطرح«.
٣. از ديگر عوامل فرهنگى و فكرى كه زمينه را براى زياد شدن ميزان تعطيلات در كشور فراهم كرده است، اتكاء بر منابع غنى و ثروت‌هاى عظيم خدادادى است كه در اين ميان نفت نقش اصلى را ايفاء مى‌نمايد. اين انديشه كه »چون ما از اين نعمت خدادادى - نفت - بهره‌مند هستيم نيازى به كار و تلاش مضاعف و مداوم نداريم« به عنوان يك آفت فكرى و فرهنگى به معضل تعطيلات دامن زده است.
ج. تعطيلات و افكار عمومى
برخلاف آنچه كه عموماً از مسئله كاهش تعطيلات و مقاومت احتمالى افكار عمومى به سبب آن، تصور مى‌شد برخى از نظرسنجى‌هاى انجام شده در اين راستا نشان از بينش بالا و وجدان آگاه و بيدار مردم دارد.
طبق نتايج يكى از اين نظرسنجى‌ها كه توسط مركز افكارسنجى دانشجويان ايران و با جامعه آمارى ٦٠٠ نفر انجام شده است، ٥٧/٧ درصد شهروندان تهرانى تعداد كنونى روزهاى تعطيل رسمى كشور را زياد دانسته‌اند. همچنين ٧٣/٨ درصد در مورد تأثير تعطيلات بر توسعه و پيشرفت كشور، معتقدند كه اين تعطيلات به ضرر اقتصاد كشور است. ٥/٢ درصد تعطيلات را به نفع اقتصاد كشور و ١٩ درصد نيز بى‌تأثير دانسته‌اند. ٥٧/٢ درصد موافق كاهش تعطيلات و ٦/٣ درصد موافق افزايش آن بوده و بالاخره ٣٤ درصد نيازى به تغيير در روزهاى تعطيل احساس نمى‌كنند.
ديگر نتيجه قابل توجه اين نظرسنجى آن است كه ٣٤/٧ درصد شهروندان در مورد تقويت روحيه دينى و اسلامى با تعطيلات روزهاى شهادت و يا ولادت موافق نبوده، ٣٤ درصد معتقدند كه اين تعطيلات باعث تقويت روحيه دينى مى‌شود و ٢٨/٨ درصد از شهروندان اين تعطيلات را تا حدودى مؤثر بر تقويت روحيه دينى دانسته‌اند.
ناگفته نماند كه اين نظرسنجى در ميان شهروندان تهرانى انجام شده است و لذا تعميم نتايج آن به كل مردم كشور قطعاً صحيح نخواهد بود.
با اين همه هرگونه تصميم‌گيرى در مورد كاهش تعطيلات و اولويت‌بندى براى حذف تعطيلات بايد با مطالعه، بررسى و ارزيابى افكار عمومى كشور باشد.
همچنين بر همين اساس كاهش تعطيلات نيازمند يك برنامه‌ريزى چندساله مى‌باشد. به عبارت ديگر لازم است روند كاهش تعطيلات روندى كُند و آرام باشد.
راهكارهاى مقابله زيربنايى با مبانى فكرى و فرهنگى كه در بخش پيشين اين نوشتار مذكور افتاد نيز بخش ديگرى از برنامه مربوطه را تشكيل خواهد داد.
د. اولويت‌بندى تعطيلات
اما مهم‌ترين بحثى كه لازم است مورد مطالعه صاحبنظران و كارشناسان قرار گيرد، اولويت‌بندى ايام تعطيل جهت حذف و يا ابقاء با توجه به ملاك‌هاى فرهنگى، فكرى و ميزان نفوذ اعتقادات مذهبى و غيرمذهبى در جامعه در مورد هر مناسبت مى‌باشد. توجه به ويژگى‌هاى فرهنگى، بعد مذهبى، ملى و يا باستانى هر يك از تعطيلات رسمى، علاوه بر آنكه از جهت پذيرش يا مقاومت افكار عمومى مسئله‌اى مهم به نظر مى‌رسد، از اين نظر كه ممكن است به خوراكى براى دستگاه‌هاى تبليغاتى دشمنان نظام بدل شود نيز حائز اهميت است. لذا لازم است براى حذف يا ابقاى هر يك از ايام تعطيلات توجيهات و استدلالات محكم و قابل قبولى ارائه و به نحو مقتضى و مستوفى به اطلاع مردم برسد.
تعطيلات رسمى را مى‌توان در يك دسته‌بندى به سه بخش تقسيم نمود:
١. تعطيلات مذهبى؛
٢. تعطيلات ملى - انقلابى؛
٣. تعطيلات ملى - باستانى.
هر يك از سه بخش فوق‌الذكر شامل دسته‌بندى‌هاى ريزترى بدين شرح مى‌شود:


نمودار ترسيم نشده است


همان‌گونه كه در نمودار صفحه قبل ملاحظه مى‌شود در هر يك از اين طبقه‌ها مناسبت‌هاى مشابه و كمابيش نزديك به هم وجود دارد كه به نظر مى‌رسد حذف برخى از آنها قابل بررسى است.
ناگفته پيداست كه هر يك از اين مناسبت‌ها - هر چند كه از نظر موضوعى نزديك به هم باشند - به تنهايى داراى پيشينه خاص خود بوده و در تاريخ مذهبى و انقلابى ما از جايگاهى بس مهم برخوردار مى‌باشند و دليل تعطيل كردن آنها نيز همين مسئله بوده است؛ ولى همان‌گونه كه در بحث مبانى فرهنگى تعطيلات مطرح شد، بزرگداشت يك مناسبت مستلزم تعطيل كردن كار و تلاش روزانه - به عقب‌ماندگى جامعه اسلامى و نهايتاً عدم پيشرفت اسلام منجر مى‌شود - نيست. و اقتضاى جمع ميان آموزه‌هاى دينى اكتفا به حداقل تعطيلات مى‌باشد.
به هر حال لازم است در ميان مناسبت‌هاى تعطيل، آن دسته از ايامى كه موضوع آنها به يكديگر نزديك است شناسايى و پس از بررسى اهميت هر يك از آن دو، يكى حذف و ديگرى ابقاء شود.
به نظر مى‌رسد در ميان طبقه‌هاى مذكور موارد ذيل داراى موضوعات شبيه به هم مى‌باشند و ضرورى است پس از بررسى‌هاى لازم يكى از آنها حذف شود:
١. ميلاد حضرت پيامبر اكرم(ص) و بعثت آن حضرت؛
٢. ميلاد حضرت امير مؤمنان(ع) و عيد سعيد غدير خم؛
٣. عاشوراى حسينى(ع) و اربعين حسينى(ع)؛
٤. سالروز پيروزى انقلاب اسلامى(٢٢ بهمن) و روز جمهورى اسلامى (١٢ فروردين)؛
٥. سالروز رحلت حضرت امام(ره) و حماسه ١٥ خرداد؛
٦. تعطيلات چهار روزه نوروز.
×××××
اكنون در مورد ترجيح هر يك از اين موارد جهت حذف يا ابقاء بحث كوتاهى خواهيم داشت:
١. در مورد ميلاد و مبعث حضرت رسول اكرم(ص) بايد گفت: موضوع اين دو مناسبت بزرگذاشت حضرت ختمى مرتبت(ص) مى‌باشد و بر هر دوى آنها نيز صبغه شادى و سرور حاكم است و به نظر مى‌رسد تعطيل كردن يكى از اين دو مناسبت در طول سال كافى مى‌باشد. (در ضمن اينكه سالروز وفات آن حضرت نيز تعطيل است).
به نظر مى‌رسد اين دو مناسبت، مبعث حضرت رسول اكرم(ص) اهميت بيشترى نسبت به سالروز ميلاد آن حضرت دارد؛ زيرا اهميت سالروز ولادت آن حضرت، به خاطر برگزيده شدن ايشان به پيامبرى است و آنچه بزرگداشت سالروز ميلاد را ايجاب مى‌كند، همين مسئله است. علاوه بر اين، مبعث آن حضرت بار محتوايى بيشترى نسبت به سالروز ميلاد دارد، بنابراين تعطيل كردن اين روز علاوه بر بزرگداشت مقام شامخ حضرت رسول اكرم(ص)، تأكيد مجددى بر پيام آن حضرت براى جهانيان و فرصت مناسبى براى تبليغ اين پيام خواهد بود.
پس اينكه برخى از كشورهاى اسلامى (مانند مالزى، پاكستان و هند) تنها سالروز ميلاد آن حضرت به عنوان تعطيل رسمى اعلام كرده‌اند، نوعى ظاهرگرايى بوده و نمى‌تواند دليلى براى تقليد ما از آنان باشد.
٢. در مورد ميلاد حضرت اميرمؤمنان(ع) و سالروز انتصاب ايشان به جانشينى پيامبر اكرم(ص) - عيد سعيد غدير - نيز همين مسئله عيناً صادق است.
بايد دانست كه ترجيح مذكور با اين مسئله كه ارواح مقدس معصومين عليهم‌السلام از ازل و در عالم ذر داراى مقامات عاليه بوده‌اند، و رفعت مقام آنان اختصاصى به بعد از رسالت يا وصايت آنان ندارد، متعارض نمى‌باشد؛ زيرا فيض اكملى كه از ناحيه اين ذوات مقدسه نصيب ساكنان عالم خاكى شده (يعنى هدايت و راهنمايى به طريق حق) پس از انتخاب آنان به رسالت يا وصايت بوده است.
٣. در مورد عاشوراى حسينى(ع) و اربعين حسينى(ع) كه به ترتيب سالروز شهادت حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و چهلمين روز شهادت آن حضرت مى‌باشند، باز همين مسئله صادق است.
يعنى اين مناسبت نيز هر دو به خاطر تجليل از مقام والاى حضرت سيدالشهداء و ايثارگرى‌ها و فداكارى‌هاى آن حضرت در راه پاسدارى از دين تعطيل اعلام شده‌اند و بر هر دوى آنها نيز صبغه عزا و ماتم حاكم است. پس از نظر موضوعى مشابهت زيادى دارند.
پرواضح است كه تعطيل ماندن سالروز حماسه با شكوه عاشورا از نظر اهميت وجودى بر اربعين حسينى رجحان دارد. علاوه بر آن، از نظر ريشه داشتن در اعماق قلب ملت ايران و تأكيداتى كه در متون دينى براى عدم اشتغال به امور دنيوى در روز عاشورا وارد شده است، جاى شبهه‌اى در اين بحث باقى نمى‌ماند.
در مورد تاسوعاى حسينى(ع) نيز از آنجا كه اتفاق خاصى در اين روز گزارش نشده است، توجيه علمى و منطقى براى تعطيل كردن آن وجود ندارد؛ ولى از آنجا كه از قديم‌الايام اين دو روز (تاسوعا و عاشورا) در اذهان و افواه مردم قرين يكديگر بوده‌اند، از طرفى عموم مردم اين روز را به نوعى منتسب به حضرت ابالفضل العباس(ع) مى‌دانند، بقاء تعطيل آن ترجيح دارد.
٤. سالروز رحلت حضرت امام(ره) و حماسه پانزدهم خرداد نيز از مواردى هستند كه تعطيل بودن هر دوى آنها ضرورى به نظر نمى‌رسد.
حماسه پانزدهم خرداد نقطه آغازين نهضت اسلامى بود كه به پيروزى انقلاب منجر شد و نقطه عطفى در تاريخ كشورمان محسوب مى‌گردد. بزرگداشت اين حماسه شامل سه بُعد خواهد بود:
١. تجليل از نقش سترگ حضرت امام خمينى(ره) به عنوان رهبر ايدئولوژيك و آغازگر نهضت.
٢. بزرگداشت شهدايى كه در اين حماسه با فداكارى و از جان‌گذشتگى، نهال نوپاى نهضت را آبيارى كردند.
٣. بزرگداشت روز پانزدهم خرداد به عنوان يك روز ملى.
در مورد بعد اول، از آنجا كه همه ساله در روز چهاردهم خرداد مراسم پر شور ارتحال حضرت امام(ره) با حضور اقشار مختلف مردم از اقصى نقاط كشور در مرقد آن حضرت برگزار مى‌گردد و تجليلى در خور شأن آن پير فرزانه به عمل مى‌آيد، تعطيل كردن يك روز ديگر پس از آن هيچ ضرورتى ندارد.
در خصوص بعد سوم نيز با توجه به اينكه روز ٢٢ بهمن و ١٢ فروردين را به عنوان روزهاى ملى در برنامه تعطيلات داريم (و البته چنان كه خواهيم گفت، يكى از اين دو روز نيز بايد از فهرست تعطيلات حذف گردد) ضرورتى براى تعطيل كردن پانزده خرداد از اين حيث وجود ندارد.
از آنجا كه سالروز ١٥ خرداد پس از رحلت حضرت امام(ره) در چهارده خرداد ١٣٦٨، تحت‌الشعاع اين واقعه جانگداز قرار گرفته و هيچ‌گونه مراسم سراسرى براى تجليل از شهداى اين حماسه خونين برگزار نمى‌گردد، از بعد دوم نيز ضرورتى براى تعطيل كردن ١٥ خرداد باقى نمى‌ماند.
٥. در مورد سالروز پيروزى انقلاب اسلامى (٢٢ بهمن) و روز جمهورى اسلامى (١٢ فروردين)مين مسئله صادق است؛ زيرا اين دو روز بزرگ، با آنكه هر دو از ايام‌الله هستند و به يادبود پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى و رسميت يافتن آن به عنوان تعطيل رسمى اعلام شده‌اند، ضرورتى براى بقاى هر دو به عنوان روز ملى وجود ندارد.
هر چند ممكن است ١٢ فروردين از بعد رسمى و بين‌المللى داراى اهميت بيشترى از ٢٢ بهمن باشد، ولى چون در ٢٢ بهمن ٥٧ مردم به عنوان صاحبان و حاميان انقلاب عملاً قدرت را به دست گرفتند و اركان نظام ستم‌شاهى را فرو ريختند، تعطيل ماندن اين يوم‌الله رجحان خواهد داشت.
سنت انقلابى ما در برگزارى راهپيمايى‌هاى عظيم ميليونى در تمام سال‌هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى مؤيد و گواه محكمى بر نفوذ آن واقعه بزرگ در اعماق جان ملت مسلمان ايران است.
تقارن ١٢ فروردين با تعطيلات نوروزى و در پى آن عدم برگزارى مراسم سراسرى در اين يوم‌الله در سال‌هاى اخير، عدم ضرورت تعطيلى اين روز را بيشتر روشن مى‌سازد.
٦. كاهش تعطيلات چهار روزه آغاز سال نيز مسئله‌اى ضرورى به نظر مى‌رسد؛ زيرا در جايى كه ضرورت‌هاى اقتصادى و اجتماعى، حذف تعطيلاتى همچون ١٢ فروردين، ١٥ خرداد، ميلاد پيامبر اكرم(ص) و حضرت امير(ع) را اقتضاء مى‌كند، به طريق اولى كاهش تعطيلات نوروزى كه داراى پشتوانه اعتقادى محكمى نمى‌باشد را ايجاب خواهد كرد.
چنانچه در خصوص حذف تعطيلى ١٣ فروردين خواهيم گفت، بر طبق برخى متون روايى ما، جشن‌هاى ١٢ روزه نوروز و سنت خرافى ١٣ نوروز، از سنت‌هاى برجاى مانده از اصحاب رس مى‌باشد كه اين قوم دوبار در قرآن كريم به طور صريح مورد نكوهش قرار گرفته است. البته بزرگداشت يك روز از سال به عنوان نوروز در برخى از روايات وارد شده است، از طرفى مطالعه ميزان تعطيلات ديگر كشورهاى جهان در آغاز سال نو نشانگر آن است كه هيچ يك از كشورهايى كه سابقاً از آنها نام برديم در آغاز سال نو داراى اين ميزان تعطيلى نمى‌باشد.
آمار تعطيلات آغاز سال نو در اين كشورها بدين شرح است: بوسنى و هرزه‌گوين ٢ روز، مالزى جمعاً ٢ روز (يك روز به مناسبت سال نو چينى‌ها و يك روز به مناسبت سال مسيحى‌ها)، هند ١ روز، انگليس ١ روز، آلمان ١ روز، تاجيكستان ٤ روز (دو روز به مناسبت سال نو ميلادى و دو روز به مناسبت عيد نوروز)، لبنان جمعاً ٢ روز (يك روز به مناسبت اول محرم و يك روز به مناسبت سال نو ميلادى) و بالاخره روسيه ٢ روز (كشور پاكستان نيز به اين مناسبت تعطيلى ندارد).
چنانكه مشاهده مى‌شود حداكثر تعطيلات آغاز سال نو در اين كشورها دو روز مى‌باشد كه همين ميزان هم در برخى از اين كشورها، معلول وجود قوميت‌هاى مختلف در آنهإ؛ است.
كشور تاجيكستان نيز كه از نظر فرهنگى مشابهت‌هاى فراوانى با كشور ما دارد، تنها دو روز را به مناسبت عيد نوروز تعطيل اعلام كرده است. بنابراين شبهه‌اى در لزوم كاهش اين ميزان باقى نمى‌ماند.
ه’. مناسبت‌هاى كم‌اهميت
صرف‌نظر از مناسبت‌هايى كه به دليل تشابه موضوعى ابقاى تعطيلى هر دوى آنها ضرورت ندارد، برخى ايام ديگر نيز وجود دارند كه فى‌نفسه داراى اهميت نبوده و حذف آنها ضرورى به نظر مى‌رسد. از آن جمله مى‌توان روز ملى شدن صنعت نفت اشاره كرد.
اين واقعه نيز از نظر سياسى در روزگار خود (سال ١٣٢٩) داراى اهميت فراوان بوده است. مبارزات آيت‌الله كاشانى و برگزارى تجمع يكصدهزار نفرى همزمان با تشييع جنازه رزم‌آرا نقش مؤثرى در تصويب ملى شدن صنعت نفت داشت و همين مبارزات بود كه باعث شد مجلس شوراى ملى و مجلس سنا به ترتيب در مورخه‌هاى ١٣٢٩/١٢/٢٤ و ١٣٢٩/١٢/٢٩ اين پيشنهاد را تصويب كنند.
تصويب چنين پيشنهادى با توجه به نفوذ انگلستان در دولت و دربار و حتى مجلس، در آن مقطع زمانى حائز اهميت فراوان بود.
ولى به نظر مى‌رسد پس از پيروزى انقلاب اسلامى و گذشت سال‌ها از كوتاه شدن دست بيگانگان از منابع خدادادى كشورمان ضرورتى براى تعطيل ماندن اين مناسبت وجود ندارد و بايد از فهرست تعطيلات حذف شود. به عبارت ديگر ملى بودن صنعت نفت در نظام جمهورى اسلامى مسئله‌اى عادى است و از آن درجه از اهميت برخوردار نيست كه تعطيل باشد.
و. جمع‌بندى
كوتاه سخن آن كه ضرورت كاهش تعطيلات امروزه بر هيچ كس پوشيده نيست و لازم است در اين خصوص طرحى چند ساله تهيه و ارائه شود. آن چه در اين نوشتار پيشنهاد شد فاز اول اين طرح خواهد بود كه طى آن ٨ مورد از ٢٥ تعطيلى رسمى در كشور حذف مى‌شود.
در اين پيشنهاد از هر يك از دسته‌هاى سه‌گانه تعطيلات (مذهبى، ملى - انقلابى، ملى - باستانى) با ملاحظه ويژگى‌هاى هر يك از آنها مواردى حذف مى‌گردد.
بدين معنى كه از ١٥ مورد تعطيلى مذهبى ٣ روز، از ٥ مورد تعطيلى ملى - انقلابى ٢ روز، و بالاخره از ٥ مورد تعطيلى ملى - باستانى ٣ روز حذف مى‌گردد.
به نظر مى‌رسد با مقايسه ميزان حذف شده از هر طبقه با كل آن، تعداد تعطيلى‌هاى حذف شده معقول و قابل قبول مى‌باشد.