پگاه حوزه
(١)
نگاهى جامعهشناختى به احزاب و تشكلها - سليمى بنى صادق
١ ص
(٢)
بوش و اصلاحات خاورميانه - قلی پور منصوره
٢ ص
(٣)
مناره تبليغاتي -
٣ ص
(٤)
نقد نسبىگرايى در فلسفه علم معاصر - حسنی ابوالحسن
٤ ص
(٥)
تأملى كوتاه درباره رهيافت وجودى به دين -
٥ ص
(٦)
كاوشى در ماهيت و قلمرو عصمت - قدردان قراملکى محمدحسن
٦ ص
(٧)
رابطه خاتميت و مبدأ وحياني -
٧ ص
(٨)
اسلام، غرب و نگرههاى سحرآميز
٨ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - مناره تبليغاتي
مناره تبليغاتي
«نگاهي به الحرّه و جنگ رسانه اي امريکا با اعراب»
اشاره
حوادث يازدهم سپتامبر، اين پرسش بزرگ را در برابر مقامات امريكايى مطرح كرد كه علت نفرت مسلمانان و عربها از ايالات متحده چيست؟ نتيجهاى كه آنان در فرايند پاسخ به اين پرسش گرفتند، اين بود: «عربها و مسلمانان امريكا را نشناختهاند».
براساس اين منطق سادهانگارانه و بلاهتآميز، مقامات امريكايى دريافتند كه براى تحكيم و تثبيت سلطه تبليغاتى خود، به ضرورت بايد كانالهاى ارتباطى مختلفى به زبان عربى و براى منطقه خاورميانه تأسيس كند. هدف از اين اقدام، از سويى بازگرداندن درخشش و جلوه سابق به چهره امريكا در منطقه و تعريف ارزشها و اصول امريكايى است و از سوى ديگر، كاستن نفوذ شبكههاى عربى كه جرج بوش رئيس جمهور امريكا آنان را چنين وصف كرده است: «پروپاگاندا (تبليغات) زشتى كه امواج انتشار آن جهان اسلام را پر كرده است».
ايده تأسيس شبكههاى عربى با اهداف ياد شده، در ميان مقامات رسمى امريكايى، باپذيرش شبه اجماعى مواجه شد و كنگره امريكا منابع مالى آن را به سرعت تأمين و تصويب كرد تا اين شبكهها هرچه زودتر كار خود را آغاز كنند. سه حلقه از اين طرح، يعنى تأسيس راديو، شبكه تلويزيونى ماهوارهاى و مجله عربى تكميل شده است.
دولت امريكا در «جنگ تبليغاتى» بىتجربه نيست؛ اين دولت به قدرت ابزار تبليغاتى كاملاً باور دارد و اهميت آن را به درستى شناخته است. در اين زمينه اين كشور، تجربه پخش صداى امريكا به زبان عربى، در رويارويى با دشمن سابق خود اتحاد شوروى و كشورهاى اروپايى شرقى، به هدف كاستن از نفوذ و گسترش كمونيسم را در پرونده خود دارد؛ با اين تفاوت كه دشمن ديروز با دشمنان امروز كه بنيادگرايى اسلامى و دولتهاى سركش هستند، متفاوت بود و تحولات شگرفى در زمينه ارتباطات، فنآورىها و شيوههاى تازهاى براى كار به وجود آورده است كه ديگر فرصت يكهتازى را نمىدهد.
از اين رو سياست تبليغاتى امريكا، در شيوه جديد خود، تعديلهايى پديدآورده است تا قدرت تداوم بقا و موفقيت در فضايى سرشار از شبكههاى ماهوارهاى، راديوها، روزنامهها و مجلات متنوع را داشته باشد؛ ابزارهاى تبليغاتى و رسانههاى جديد امريكا سعى كردند تا اين بار زبانى بىطرفانه را به كارگيرند و بخش وسيعى از برنامههاى خود را به سرگرمى و هنر اختصاص دهند.
در اين راستا، ايالات متحده سه ابزار تبليغاتى ـ رسانهاى را به خدمت گرفت. ابتدا راديو «سوا»، سپس مجله «هاى» و در نهايت با شبكه ماهوارهاى «الحره» اين حلقه را تكميل كرد. اين شبكه ماهوارهاى كه مهمترين اقدام تبليغاتى امريكا است از روز چهاردهم فوريه سال ٢٠٠٤ پخش برنامههاى خود را آغاز كرده است.
بودجهاى كه كنگره امريكا به اين شبكه اختصاص داده است، معادل ٦٢ ميليون دلار براى سال ٢٠٠٤ است. در مقر اين شبكه كه در ايالات متحده داير است، حدود دويست روزنامه نگار مشغول به كار هستند كه بيشتر آنان عرب هستند.
شبكه «الحرّه» كه براى از رونق انداختن شبكههايى مانند الجزيره، العربيه، المنار و العالم راهاندازى شده است، برنامه خاورميانهاى خود را با مصاحبه اختصاصى با جرج بوش آغاز كرد. در اين مصاحبه رئيس جمهور امريكا، بار ديگر بر «تعهد خود نسبت به آزادى و دموكراسى در خاورميانه» تأكيد كرد و تصميم عراقىها براى تحقق دموكراسى را تحسين نمود و نسبت به آينده كشورشان ابراز خوشبينى كرد. وى همچنين بر عزم خود براى حمايت از تشكيل دولت مستقل فلسطينى تأكيد كرد و مواضع گذشته خود درباره گروههاى مقاومت فلسطينى را كه آنان را تروريست ناميد، تكرار كرد.
رئيس شبكه الحرّه گفته است: اين شبكه آفاقى جديدى را فراروى بينندگان در خاورميانه خواهد گشود و همچون منارهاى تبليغاتى، اشتياق بينندگان را برخواهد انگيخت!
معيارهاى حرفهاى
مدير شبكههاى الحرّه و سوا، خبرنگار لبنانى موفق حرب اعلام كرد: در اين شبكه، از به كار بردن اوصاف در متون اخبار و گزارشها پرهيز خواهد شد. وى افزود: ما تعابير و اوصافى اختراع نخواهيم كرد و بر همان تعابيرى كه رسانههاى محترم به كار مىبرند، اعتماد خواهيم كرد، هرچند اين شبكه از سوى ماليات دهندگان، يعنى ملت امريكا تأمين مالى مىشود، اما به بلندگوى تبليغاتى امريكا تبديل نخواهد شد، بلكه از معيارهاى حرفهاى حاكم بر رسانههاى تبليغاتى پيروى خواهد كرد؛ به عكس ديگر رسانههاى تبليغاتى سياستزده كه بلندگوى تبليغاتى حكومتها هستند.
شبكه الحره در هفتههاى اول، چهارده ساعته برنامه پخش خواهد كرد تا پس از مدتى، زمان پخش برنامه را به بيست و چهار ساعت برساند. به زودى نمايندگان اين شبكه به پايتختهاى جهان عرب و پايتختهاى غربىاى كه براى خاورميانه خبرساز هستند، مانند نيويورك، لندن و پاريس اعزام خواهند شد. همچنين سه خبرنگار اين شبكه در قدس شرقى و غربى، رام الله، غزه و تلآويو مستقر خواهند شد.
اين شبكه بنا به گفته «موفق حرب» مدير آن، همانند شبكه الجزيره، شبكهاى صرفا خبرى نخواهد بود، بلكه برنامههاى متنوع عربى، بينالمللى، سياسى، اجتماعى، گفتوگو و سرگرمى خواهد داشت و بخشى را به اخبار سينما، تكنولوژى و ورزش اختصاص خواهد داد.
آغاز به كار شبكه الحره واكنشهاى متفاوتى را در جهان عرب در پىداشت؛ بيشتر آن را محكوم كردند و گروهى در اهداف آن تشكيك كردند؛ عده كمى هم از آن استقبال نمودند. پرسشها و پيشگويىهايى نيز، نه درباره اهداف امريكا از راهاندازى چنين شبكهاى، بلكه درباره قدرت رقابت با اين همه شبكه عربى موجود مطرح شده است؛ اين پرسشها از استنتاج مقامات امريكايى كه ريشه نفرت عربها از امريكا را ناآشنايى آنان با امريكا مفروض گرفتهاند، آغاز مىشود. اين افراد معتقدند كه عربها از ارزشهاى امريكايى متنفر نيستند، زيرا حجم مهاجرتها از جهان عرب به امريكا و تمايل به كار، زندگى و تحصيل در اين كشور، خلاف اين امر را نشان مىدهد. نفرت عربها و مسلمانان از سياستهاى خارجى امريكا، به ويژه در مسئله اصلى آنان يعنى فلسطين است.
مشكل ديگر امريكا، برخورد دوگانه با نظامهاى سياسى خاورميانه، بدون توجه به ميزان پاينبدى يا عدم پايبندى اين حكومتها به حقوق بشر و اجراى دموكراسى است.
براين اساس، نوع رفتار شبكه الحرّه با موضوع فلسطين، محك پيروزى يا شكست آن در ميان بينندگان عرب زبان است. راه موفقيت اين شبكه اين نيست كه جوانان عرب و اسرائيلى را كنار هم بنشاند و به گفتوگو وادارد تا همزيستى ميان فلسطينىها و اسرائيلىها را به نمايش بگذارد (چنانكه اخيرا به اين كار اقدام كرده است) و در همان حال، از مسئله ديوار حائل نژادى چشم بپوشد.
پرسش مهم ديگر اين است كه آيا اين شبكه خواهد توانست، همانند شبكه بى.بى.سى كه در مسئله ديويد كلى، نخست وزير انگليس، تونى بلر را به رسوايى كشيد، از سياستهاى رسمى امريكا فاصله بگيرد؟