پگاه حوزه
(١)
نگاهى جامعهشناختى به احزاب و تشكلها - سليمى بنى صادق
١ ص
(٢)
بوش و اصلاحات خاورميانه - قلی پور منصوره
٢ ص
(٣)
مناره تبليغاتي -
٣ ص
(٤)
نقد نسبىگرايى در فلسفه علم معاصر - حسنی ابوالحسن
٤ ص
(٥)
تأملى كوتاه درباره رهيافت وجودى به دين -
٥ ص
(٦)
كاوشى در ماهيت و قلمرو عصمت - قدردان قراملکى محمدحسن
٦ ص
(٧)
رابطه خاتميت و مبدأ وحياني -
٧ ص
(٨)
اسلام، غرب و نگرههاى سحرآميز
٨ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - نگاهى جامعهشناختى به احزاب و تشكلها - سليمى بنى صادق
نگاهى جامعهشناختى به احزاب و تشكلها
سليمى بنى صادق
كارنامه و استراتژىهاى «جامعه روحانيت مبارز»
قسمت دومسياستهاى كلّى خارجى
روحانيت مبارز در زمينه سياست خارجى معتقد به برقرارى رابطه ديپلماتيك جمهورى اسلامى با تمامى كشورهاى جهان به غير از دولتهاى امريكا و اسراييل مىباشد. از نظر اين تشكّل آنچه به عنوان يك معيار اساسى در برقرارى رابطه با ساير كشورها بايد مد نظر قرار گيرد، پرهيز از سلطهپذيرى و سلطه جويى است:
با همه كشورهاى جهان كه در موضع سلطهجويى نباشند، ارتباط متقابل خواهيم داشت.(١)
براساس اين رويكرد،اساسىترين جهتگيرى سياستخارجى جمهورى اسلامى بايد مبتنى بر دفاع از مظلومان و ستمديدگان در اقصى نقاط جهان به ويژه در كشورهاى اسلامى باشد. در بيانيهاى كه از سوى جامعه روحانيّت به مناسبت هفدهمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى صادر شد، اين مطلب مورد تأكيد قرار گرفته بود:
وزارت امور خارجه و مجموعه ديپلماسى خارجى نظام ما بايد حركت خود را با سرعت تحولات جهانى تنظيم كند. ما بايد دفاع از مظلوم و ستيز با ظالم را در تمامى شرايط حفظ كنيم. اصلىترين وظيفه ما در ديپلماسى خارجى، دفاع از مظلوم و ستيز با ظالمين در جاى جاى سرزمينهاى اسلامى است.(٢)
با اين توصيف برخىاز ديدگاههاى جامعه روحانيت در حوزه سياست خارجى را به صورت عينى و مصداقى در قبال ساير بازيگران بينالمللى مورد بررسى قرار مىدهيم:
١ ـ نگرش به مجامع بينالمللى
از ديدگاه اين تشكّل روحانى، تسلّط قدرتهاى غربى بر مجامع بينالمللى و نيز استفاده ابزارى و سياسى نو استعمارگران غربى از آن مجامع، دليل واضحى بر عدم اعتماد به آن مجامع مىگردد:
ما به شعارهاى به ظاهر انسانى و حقوق بشرى مجامع بينالمللى هيچگونه اعتماد و اعتقادى نداريم. زيرا گردانندگان و حاكمان ظاهر و پنهان اينگونه مجامع دل براى بشريّت و انسانيّت نمىسوزانند.(٣)
٢ ـ نگرش به جهان غرب
روحانيت مبارز معتقد است كه بين نظام ارزشى حاكم بر جوامع غربى و جمهورى اسلامى ايران تفاوت ماهوى وجود دارد و همين امر اصطكاك ميان آنها را اجتنابناپذير مىسازد. اين تشكّل روحانى در پايان قرن بيستم ميلادى در بيانيهاى هشدار داد:
رنجى كه بشريّت در آستانه ورود به قرن بيست و يكم مىبرد، خوى استكبارى حاكمان غرب است. گروهى از سردمداران رژيمهاى متفرعن كه از باده پيشرفت صنعت و تكنولوژى سرمست هستند، انسانهاى خارج از محيط غرب را بندگانى مىخواهند كه هر صبح و شام در برابر بت غرب به تسليم و تكريم برخيزند، غربى كه تاريخش جنايات و كشتارهاى فراوانى را در سينه خود ثبت دارد. از جنگهاى صليبى گرفته تا جنگهاى اول و دوم جهانى....(٤)
يكى از افتخارات نظام جمهورى اسلامى در نظرگاه روحانيت مبارز، استقلال اين نظام از زير چتر جهان غرب بوده است:
ارزش ما به اين است كه ارزشهاى حاكم بر جوامع غربى را با انقلاب خودمان زير سؤال برديم و ماهيت ضد انسانى و ضد بشرى آن را افشاء نموديم.(٥)
٣ ـ نگرش به فرانسه و انگليس
جامعه روحانيت معتقد است در صورتى كه نوع و چگونگى رابطه جمهورى اسلامى با فرانسه و انگليس تعيين حدود و تعريف شده باشد، برقرارى و استمرار رابطه با آنها نيز با منافع ملى جمهورى اسلامى سازگار خواهد بود. دبير كل روحانيت مبارز تأكيد كرد كه:
كسى از رابطه ضرر نمىكند. اكنون ما با لندن و پاريس روابط ديپلماتيك داريم. معناى اين روابط تأييد سياستهاى آن دولتها نيست. اين روابط تعريف شده است و تا موقعى كه در چهارچوب ارزشهاى ماست ارتباط ادامه دارد و اشكالى هم ندارد.(٦)
٤ ـ نگرش به امريكا
جامعه روحانيت به تبعيّت از معمار انقلاب اسلامى و مقام معظم رهبرى، برقرارى هرگونه رابطه با امريكا را به شدّت رد مىكند. به عنوان نمونه در يكى از بيانيههاى صادره از سوى اين تشكّل اين مهم مورد تأكيد قرار گرفت:
جامعه روحانيت بنابر نصّ صريح فرمايشات حضرت امام خمينى(ره) بنيانگذار جمهورى اسلامى و حضرت آيتا... خامنهاى (اداما... ظله على رؤس المسلمين) صريحاً اعلام مىدارد؛ مذاكره و ارتباط با دولت جنايتكار و سلطهطلب امريكا هرگز. اين موضع قاطع رهبر عظيمالشأن انقلاب اسلامى، ملت و دولت ماست كه به صورت شعار مقدس و ملى «مرگ به امريكا» تجلى يافته است.(٧)
از نظر روحانيت مبارز همانگونه كه دشمن شماره يك ايران، امريكاست، دشمن شماره يك امريكا نيز ايران است(٨) و دشمنى ايران با امريكا نيز برگرفته از اعتقادات اصيل اسلامى نظير «قاعده نفى سبيل»(٩) است. در بيانيهاى از روحانيت مبارز آمده است كه:
موضعگيرى ما در قبال امريكا، يك موضعگيرى موسمى و تاكتيكى نيست. ما عميقاً به مواضع رهبرى عاليقدرمان معتقديم كه عداوت ملت ايران با دشمنان اسلام و در رأس آنها امريكا پايانناپذير است.(١٠)
موانع انجام مذاكرات و تجديد روابط ايران و امريكا از نظر جامعه روحانيت در موارد زير خلاصه مىشود و تا زمانى كه ايالات متحده رفتار خود را تغيير نداده و در صدد جبران خسارت ناشى از موارد فوق برنيايد، برقرارى رابطه با آن نيز همچنان غير ممكن خواهد بود:
١ ـ بلوكه كردن اموال و دارايىهاى ايران.(١١)
٢ ـ توطئه عليه نظام جمهورى اسلامى از طريق كودتا، تقويت ضد انقلاب، هدايت و رهبرى جنگ تحميلى.
٣ ـ مداخله نظامى در ماجراى طبس؛ سرنگونى هواپيماى مسافربرى ايران و كشتار بى رحمانه زنان و مردان و كودكان بى گناه و هدف قرار دادن كشتى ايران اجر و سكّوهاى نفتى ايران در سال پايانى جنگ (١٣٦٧ ه. ش).
٤ ـ محاصره اقتصادى و سياسى.
٥ ـ حمايت از رژيم صهيونيستى اسرائيل.
٦ ـ برترىطلبى و تلاش براى ايجاد رابطه سلطه مجدد با ايران(١٢).
٧ ـ دخالتهاى نابجا در امور مسلمانان جهان.
چگونگى نگرش به مقوله «رابطه با امريكا» در نظرگاه جامعه روحانيت از آنچنان درجهاى از اهميت برخوردار بوده كه معتقد است گروههايى مجاز به انجام فعاليت در صحنه قدرت و سياست ايران مىباشند كه كمترين نرمشى را در برابر امريكاى مداخله جواز خود نشان ندهند؛
كسانى كه نسبت به امريكا موضع روشنى ندارند و در مبارزه جدى با دشمنان قسم خورده اسلام دچار تساهل و تسامحاند بايد بدانند كه ديدگاه آنان منطبق بر مواضع روشن امام(ره) و رهبرى نيست و آنها نمىتوانند در صحنه سياسى كشور تأثيرگذار باشند.(١٣)
٥ ـ نگرش به اسراييل
موضع جامعه روحانيت مبارز در قبال بحران فلسطين، منطبق با موضع رسمى جمهورى اسلامى از ابتداى پيروزى انقلاب تاكنون مىباشد؛ يعنى پايههاى حكومت اسرائيل را مبتنى بر غصب دانسته و موجوديّت آن را به رسميّت نمىشناسد.
جامعه روحانيت در مناسبتهاى مختلف نظير روز قدس و در مواقعى كه بحران بين مردم مسلمان فلسطين و اشغالگران اسرائيلى شدت مىيابد، با صدور بيانيههاى رسمى به آگاهىبخشى مىپردازد.
جامعه روحانيت تنها راه حل بحران فلسطين را مبارزه مردم مسلمان فلسطين با رژيم صهيونيستى دانسته و هر گونه سازش و مصالحه با آن از سوى هر يك از گروههاى فلسطينى را محكوم به شكست مىداند. به همين دليل با صدور بيانيههاى متعدد سازش سازمان آزادىبخش فلسطين (ساف) به رهبرى ياسر عرفات با رژيم صهيونيستى را به شدّت محكوم كرده و مىكند. به عنوان نمونه در فراخوان راهپيمايى روز قدس سال ١٣٧٨ ه. ش چنين آمده بود:
تجربه تاريخى نشان داده است، مسأله فلسطين و رهايى بخشى از پيكره اسلامى از چنگال اشغالگران صهيونيسم در پشت ميز مذاكره حل نشده، كمترين اثر جريان سازش كه استكبار جهانى آن را طراحى نموده، خروج رژيم صهيونيستىاز بحران مشروعيّت مىباشد. بنابراين هرگونه راهكارى كه به گونهاى رژيم اشغالگر را به رسميّت شناخته و بر سر حقوق ملت فلسطين معامله نمايد، پذيرفتنى نيست و در حال حاضر راه كار اصلى، همان است كه فرزندان قهرمان فلسطين و جريان انتفاضه در پيش گرفتهاند.(١٤)
مسايل سازمانى
نحوه نظارت و برخورد با تخلفات اعضاء، شرايط عضويت، سلب عضويت، منابع مالى و چگونگى انحلال سازمان جامعه روحانيت، مهمترين مسائل سازمانى تشكيلات جامعه روحانيّت مبارز مىباشند كه در زير مورد بررسى قرار مىگيرد:
١ ـ مكانيسم تصميمگيرى
در جلسات درون تشكيلاتى جامعه روحانيت كه با حضور اعضاى شوراى مركزى به منظور تصميمگيرى و اعلام مواضع تشكيل مىشود، معيار اصلى مورد استفاده براى تصويب يا رد موضوعات مورد بحث، بهرهگيرى از مكانيسم رأىگيرى است.
در صورتى كه اكثريت اعضاى حاضر در جلسه يعنى نصف به علاوه يك شركتكنندگان، جزو موافقين مسأله پيشنهادى باشند، تصويب آن قطعى مىشود، در غير اين صورت تصويب آن منتفى مىگردد.
٢ ـ نحوه نظارت و برخورد با تخلّفات اعضا
براساس ماده هفدهم اساسنامه، شوراى مركزى جامعه از ميان خود و يا افراد ديگر روحانيت مبارز، عدهاى را كه حداقل سه نفر و حداكثر هفت نفر مىباشند براى داورى در مورد اختلافات جامعه روحانيت و نيز درمورد تخلّفات اعضا با رأى مخفى انتخاب مىنمايد. برطبق همان ماده، «اعضاى هيأت داوران» بايد علاوه بر دارا بودن شرايط عضويت شوراى مركزى، مجتهد و آشنا به مسائل روز باشند. البته بر طبق ماده نوزدهم اساسنامه، رسيدگى و احكام هيأت داوران براساس آييننامههاى خاصى خواهد بود كه به تصويب شوراى مركزى مىرسد. برابر آخرين يافتهها، آييننامه فوق تا زمان تدوين اين اثر، تنظيم نشده بود.
علاوه بر اين، براساس ماده بيستم اساسنامه، شوراى مركزى جامعه روحانيت سه نفر از اعضاى مطّلع و آگاه جامعه روحانيت را به عنوان بازرس براى مدّت سه سال انتخاب مىكنند. بر اساس ماده بيست و يكم اساسنامه «هيأت بازرسان» حداقل سالى دو بار عملكرد دبير جامعه، اعضاى هيأت اجرايى، دبيرخانه و هيأت داوران را بررسى و گزارش آن را همراه با نظرات مستدل به شوراى مركزى ارايه مىدهند.
بايد عنايت داشت كه، جامعه روحانيت مبارز از علماى روحانى تشكيل شدهاند كه به دليل آشنايى و تسلّط آنها بر مبانى و اصول اسلامى، در برخورد با تخلّف احتمالى اعضاء، از مكانيسمهايى اسلامى نظير اصل كنترلى و ارشادى «امر به معروف و نهى از منكر»، براى نظارت بر رفتار همديگر استفاده مىكنند. حجتالاسلام ناصحى مدير اجرايى جامعه روحانيت در اين رابطه گفت:
در جامعه روحانيت مبارز به دليل جو معنوى و صميميّت حاكم و همچنين موقعيّت اعضا در نظام جمهورى اسلامى و اصالت مذهبى افراد، در صورت بروز تخلّف در اعضاء، برخوردها، ارشادى است و برخوردهاى تنبيهى وجود ندارد. البته الحمدلله مورد خاصّى هم اتفاق نيفتاده و هميشه صلح و صفا حاكم بوده و توانايى مهار اختلافات در اين تشكّل موضوعيّت نداشته، چون اختلاف خاصّى كه قابل مهار باشد، وجود نداشته است.(١٥)
٣ ـ شرايط عضويت
ماده بيست و پنجم اساسنامه جامعه روحانيت شرايط عضويت در آن تشكّل را در موارد زير منحصر كرده است:
١ ـ داشتن تحصيلات علوم اسلامى حوزوى در حدّى كه قادر بر استفاده صحيح از قرآن و سنّت و منابع فقهى و ساير متون اسلامى باشد.
٢ ـ تقوى و حسن ظاهر و التزام به شؤون روحانيت.
٣ ـ اعتقاد به مبانى انقلاب اسلامى و همكارى در تداوم انقلاب و حفظ دستاوردهاى آن.
٤ ـ سلب عضويت
براساس تبصره ٢ مادهيازدهم، سلب عضويتاعضا در شوراى مركزى با پيشنهاد دو سوم شوراى مركزى و تصويب شوراى منتخب مناطق جامعه مىباشد. در نتيجه، هرگاه فردى از اعضاى شوراى مركزى سلب عضويت شود، عضويت آن از جامعه روحانيت مبارز نيز سلب مىشود.
٥ ـ منابع مالى
فصل چهارم اساسنامه جامعه روحانيت مبارز در دو ماده پيرامون امور مالى و بودجه آن تشكيلات بحث مىكند.
برطبق ماده بيست و هفتم، بودجه جامعه از محل درآمدهاى منطبق با موازين شرعى و قانونى تأمين مىگردد و رعايت شؤونات روحانيّت در كسب درآمدها الزامى است.
تاكنون جامعه روحانيّت هيچگونه منبع درآمدى نظير كارخانه، بنگاه تجارى و... براى تأمين هزينههاى خود نداشته است. پرداخت حق عضويت از سوى اعضاء و نيز كمكهايى كه به طور يكسان و به مبلغ ٥ ميليون ريال در هر ماه از سوى دفتر مقام معظم رهبرى به تشكلهاى روحانى و غير روحانى مىشود، بخش عمدهاى از منابع تأمين مالى جامعه روحانيت به حساب مىآيد. حجتالاسلام والمسلمين قربانى از كاركنان دفتر جامعه روحانيت مبارز پيرامون منابع مالى جامعه روحانيت چنين گفت:
آيتا... مهدوى كنى راجع به درآمدهاى جامعه روحانيت مبارز فوقالعاده احتياط مىكنند. شايد هر كس جاى ايشان بود تا بحال يك منبع درآمد ثابت نظير مؤسسه اقتصادى و غيره تأسيس مىكرد، اما جامعه روحانيت تا به حال هيچگونه مؤسسه اقتصادى براى تأمين بودجه و اعتبار ندارد ومنابع تأمين اعتبار آن از كمكهاى مقام معظم رهبرى و در صورت عدم كفايت از سوى اعضاى شوراى مركزى تأمين مىگردد. همچنين روحانيت مبارز منابع تأمين اعتبار خارجى هم ندارد.(١٦)
براساس ماده بيست و هشتم، كليه اسناد مالى جامعه با امضاى دبير و فرد مطّلع و امينى كه توسط شوراى مركزى به عنوان خزانهدار تعيين مىشود، معتبر است.
اعتبارات جامعه روحانيت عموماً براى پرداخت حقوق كاركنان دفتر مركزى جامعه روحانيت مبارز، هزينههاى تبليغاتى و مخارج روزمره مورد نياز براى تشكيل جلسات، هزينه مىشود.
٦ ـ انحلال
براساس ماده بيست و نهم اساسنامه، اگر فعّاليّت و كارآيى جامعه روحانيت به هر دليلى منتفى گردد و جامعه نقش و رسالت خود را از دست بدهد با تشخيص و پيشنهاد شوراى مركزى و موافقت مقام ولى فقيه، جامعه منحل مىگردد.
ماده سىام بيان مىدارد كه در صورت انحلال جامعه، كليه اموال منقول و غير منقول و مطالبات و بدهىهاى جامعه توسط هيأت تسويه كه توسط شوراى مركزى جامعه تعيين مىشوند، بررسى و طبق نظر مقام ولى فقيه به مركزى كه داراى اهداف مشترك و مشابه با جامعه باشد منتقل و تحويل مىگردد.
ماده سى و يكم نيز مقرّر مىدارد كه كليه تصميمات شوراى مركزى جامعه در رابطه با انحلال جامعه، براى فرد فرد اعضا الزامآور مىباشد.
ارگان رسمى و غير رسمى
جامعه روحانيّت مبارز تهران به دليل آنكه خود را حزب يا تشكّل سياسى صرف نمىداند و به طور مكّرر و به صورت رسمى خود را صرفاً يك تشكل روحانى اعلام كرده، هيچ نشريه و ارگان رسمى كه كاركردهاى حزبى داشته و از طريق آن فعاليّتها و مواضع خود را اعلام نمايند، ندارند.
برخى تحليلگران سياسى، ارباب جرايد و نويسندگان، روزنامه «رسالت»، هفتهنامه «شما» (ارگان جمعيت مؤتلفه اسلامى)، نشريه «جام» (ارگان جامعه اسلامى مهندسين) و «پيام صادق» (وابسته به دانشگاه امام صادق(ع)) را به مثابه ارگان غير رسمى روحانيت مبارز فرض مىكنند.(١٧) امّا بايد عنايت داشت كه هيچ گاه چنين نشرياتى سخنگوى روحانيت مبارز به حساب نمىآيند، بلكه به دليل همسويى صاحبان چنين نشرياتى با اين تشكّل روحانى، نقطه نظرات آن را منعكس مىكنند.
با وجود آنكه جامعه روحانيّت مبارز فاقد ارگان رسمى مىباشد، يك بولتن خبرى با طبقهبندى محرمانه و در قطع پالتويى در ١١٠ صفحه در هر ماه از سوى اين تشكّل منتشر مىشود. اين بولتن در تيراژ نسبتاً قابل توجهى براى مديران ارشد نظام، اعضاى شوراى مركزى روحانيت مبارز، تشكلهاى همسو با آن و برخى از هواداران كليدى آنها به صورت مستقيم ارسال مىگردد. هدف دستاندركاران از انتشار اين خبرنامه، اطلاعرسانى صحيحو بهموقع، افشاى جريانات و روشنگرى درباره آنها، تبيين مواضع و ديدگاههاى روحانيت مبارز و رهبران آن، پاسخگويى به سؤالات و شبهات و نيز برقرارى ارتباط مستمر با هواداران و همفكران مىباشد. بولتن داخلى روحانيت مبارز حاوى اخبار مختلف داخلى و خارجى است كه بهطور رايگان براى افراد موردنظر در پايان هر ماه ارسال مىگردد.(١٨) افراد دريافت كننده بولتن داراى كد ويژهاى هستند و بخش «تبليغات» كه زير مجموعه واحد فرهنگى است، مسؤوليت انتشار و توزيع آن را به عهده دارد. واحد سياسى مسؤوليت تهيه و تدوين مطالب بولتن را عهدهدار است.
فقدان ارگان رسمى سبب گرديده تا روحانيت مبارز به منظور اعلام مواضع خود در مناسبتهاى مختلف به صدور بيانيهها و اعلاميههاى رسمى مبادرت ورزد. اين بيانيهها به دو دسته تقسيم مىشوند:
١) يك دسته از اين بيانيهها براى يادآورى و گراميداشت مناسبتها همانند سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى، روز قدس، روز جمهورى اسلامى و... مىباشد.
٢) دسته دوم، بيانيههايى هستند كه به طور اساسى و برجسته نقش ايفا مىكنند. بيانيه روحانيت مبارز در هنگام انتخابات از اين قبيل هستند. مواضع و ديدگاههاى جامعه روحانيت مبارز تهران را نيز بايد از درون همين اعلاميهها و بيانيهها استخراج كرد.
جامعه روحانيت مبارز برخلاف حزب جمهورى اسلامى علىرغم اينكه مؤسسين و گردانندگان آن مشترك بودند، فاقد كتاب مواضع و ديدگاهها مىباشد كه همين امر يكى از نقايص مهم تشكيلات روحانيت مبارز به حساب مىآيد.(١٩)
ارتباطات برون سازمانى
عمدهترين و بارزترين ارتباطات برونسازمانى و ائتلافات جامعه روحانيت با تشكلهاى همسو با آن است. جامعه اسلامى مهندسين، جامعه اسلامى پزشكان، جامعه اسلامى فرهنگيان، جامعه اسلامى كارگران، جامعه زينب، جمعيت مؤتلفه اسلامى، جامعه وعاظ تهران، جامعه انجمنهاى اسلامى اصناف و بازار تهران، جامعه اسلامى دانشجويان، جامعه اسلامى دانشگاهيان و كانون اسلامى فارغالتحصيلان شبه قاره هند، مهمترين تشكلهاى همسو هستند كه براساس بينش و اعتقادات خود به روحانيّت مبارز علاقمند مىباشند. همين امر موجب گرديد تا آنها رهبرى فكرى و سياسى روحانيت مبارز را پذيرفته و در مواقع و مسائل مختلف به آن تأسى نمايند.(٢٠)
همسويان جامعه تا قبل از انتخابات مجلس ششم با اسم «تشكلهاى همسو»، و در انتخابات مجلس ششم با نام «ائتلاف گروههاى پيرو خط امام(ره) و رهبرى»، و هم اينك با عنوان «جبهه پيروان خط امام و رهبرى» شناخته مىشوند.
جامعه روحانيت با جوامع ياد شده در شرايط و موقعيتهاى خاص، به ويژه در هنگام انتخابات نشستهاى مشتركى داشته، و براى نزديك كردن مواضع خود به تبادل نظر پرداخته است.
نوع و مكانيسم همكارى با تشكّلهاى همسو
شيوه و مكانيسم همكارى و ارتباط اين گروهها با جامعه روحانيت بدين صورت است كه هر تشكّل و گروه، در مركزيّت تشكيلات خود مطالب مورد نظر را مطرح و به نتيجه رسانده، سپس موضع، ديدگاه، نظر، پيشنهاد و طرح خود را در «شوراى هماهنگى تشكلها» كه مركب از نمايندگان تشكلهاى مذكور هستند، به بحث مىگذارد. آن گاه حاصل و جمع نظرات آنان به جامعه روحانيت ارسال مىشود. در اين زمان شوراى مركزى روحانيت مبارز ديدگاه و نظراتش را در كنار نظرات رسيده مطرح و پس از تبادل نظر با بهرهگيرى از مكانيسم رأىگيرى، تصميمگيرى مىنمايد. در اغلب موارد آنچه كه مورد تصويب شوراى مركزى روحانيت مبارز قرار گرفته و تصويب مىشود، مورد قبول و تبعيت تشكلهاى اسلامى همسو نيز قرار مىگيرد.(٢١) در نيمه اول دهه ١٣٧٠ ه. ش آقاى ناطق نورى از سوى جامعه روحانيت در جلسات «شوراى هماهنگى تشكلهاى همسو» شركت كرده و ديدگاه و نقطه نظرات آنها را به شوراى مركزى جامعه روحانيت گزارش داده است.(٢٢)
بايد توجه داشت كه رابطه جامعه روحانيت و تشكلهاى همسو از نوع روابط ارگانيك و سازمانى نيست به نحوى كه جامعه روحانيت نظرات خود را به صورت سلسله مراتبى به تشكلهاى مذكور ابلاغ نموده و انجام دستورات و ابلاغيههاى مذكور را همانند دستورات حزبى از آنها بخواهد. عكس قضيه نيز صادق نيست يعنى تشكلهاى همسو هم بهطور مطلق در تصميمگيرىهاى روحانيتمبارز نقش اساسى ايفانمىكنند. باچنين رويكردى اظهار نظر افرادى نظير نويسنده كتاب «رمز موفقيت يك رئيسجمهور» كه مىگويد تشكلهاى سياسى غيرروحانى نظير جمعيت مؤتلفه و جامعه اسلامى مهندسين و... با تأثيرگذارى بر جامعه روحانيت از اين تشكل روحانى به نفع جريان خود بهرهبردارى كرده و مىكنند، باترديد مواجه مىشود.(٢٣) مهندس محمدرضا باهنر كه از اعضاى فعّال جامعه اسلامى مهندسين و همسويان طراز اول با جامعه روحانيت است مىگويد:
اينكه شما فكر كنيد مثلاً ما تئورىپرداز جامعه روحانيت هستيم يا به آنها خط مىدهيم، اين واقعاً ظلم است، يعنى نه شأن و حدّ ماست كه چنين كارى بكنيم و نه آنها آدمهايى هستند كه منتظر تئورىپردازى ما باشند يعنى در ضمن اينكه جامعه روحانيت مبارز حزب نيست ولى اعضاى آن آدمهاى سياسى پختهاى هستند و اينطور نيست كه كسى بتواند به آنها خط بدهد و از آن طرف همسويى ما با آنها هم به اين معنا نيست كه ما مقلّد جامعه روحانيّت هستيم. ما با هم جر و بحث مىكنيم، دعوا هم ممكن است بكنيم يعنى نه ما به آنها خط مىدهيم و نه اين كه هر چه آنها گفتند ما چشم بسته بگوييم چشم! با هم گفتگو مىكنيم، بحث مىكنيم و به يك نتيجه مىرسيم.(٢٤)
روابط جامعه روحانيت و تشكلهاى همسو عمدتاً برگرفته از وحدت در اهداف و اصول كلى نظير دفاع از انقلاب اسلامى، امام(ره)، رهبرى، حفظ نظام، قانون اساسى، اجراى احكام اسلام و... مىباشد. البته تشكلهاى همسو به دليل آنكه جامعه روحانيت را به عنوان يك مجموعه روحانى داراى مواضع مستحكم و برخوردار از سابقه ديرينه در فهم و معرفت دين و فعّال در صحنههاى سياسى اجتماعى مىدانند، نوعى از پيشگامى، پيشتازى و رهبرى فكرى و سياسى را براى روحانيت مبارز قائل هستند.(٢٥)
با وجود اين، بايد توجه داشت كه پذيرش پيشگامى و رهبرى جامعه روحانيت از سوى گروهها و تشكلهاى همسو هرگز به آن معنا نيست كه آنها خودشان را ملزم به اجراى مو به موى مواضع و ديدگاههاى جامعه روحانيت بدانند، بلكه اولاً) هر كدام از آن تشكلها به تنهايى از مرامنامه، اساسنامه و ساختار تشكيلاتى و نيز كاركرد حزبى و غير حزبى جداگانهاى برخوردار مىباشد، ثانياً) آنها ضمن احترام به نظرات بزرگان جامعه روحانيت، از ديدگاههاى متفكران و دانشمندان علوم سياسى و صاحبنظران خود در تحليل و موضعگيرى پيرامون مسائل روزمره، بهره مىگيرند. به گفته حجةالاسلاموالمسلمين مصباحى عضو شوراى مركزى جامعه روحانيت:
گاه اتفاق مىافتد كه مواضع آن تشكلها بهطور صد در صد و مطلق با مواضع جامعه روحانيت انطباق پيدا نمىكند. گرچه ممكن است كه جامعه روحانيت نيز درصدد نفى و مقابله با مواضع آنها نباشد، زيرا آنها داراى ارتباط ارگانيك و سازمانى با جامعه روحانيت نبوده و علىالاصول زير مجموعه روحانيت محسوب نمىشوند كه جامعه بخواهد با آنها برخورد بكند. از طرف ديگر آنها در مقابل جامعه روحانيت هم نيستند كه جامعه روحانيت بخواهد علم اصطكاك با آنها را برافراشته كند.(٢٦)
در واقع تشكلهاى همسو بسان گروههاى شبه اقمارى هستند كه يك نوع ارتباط معنوى و داوطلبانه غير سازمانى با مركزيّت جامعه روحانيت دارند. در نتيجه اين ارتباط، جامعه روحانيت نوعى گروه مرجع براى آنان محسوب مىشود. البته اين ارتباط داوطلبانه، هرگز به معناى دنبالهروىِ بىچون و چرا نيست. بلكه آن تشكلها سعى مىكنند از حيث مشى سياسى اجتماعى در كنار روحانيت باشند، تا حدى كه حتى در بعضى موارد از ديدگاه خود چشمپوشى مىكنند. سخن آيتا... عباسعلى عميد زنجانى عضو شوراى مركزى جامعه روحانيت در اين رابطه چنين است:
ديدگاه جامعه روحانيت اين است كه در كانديداتورى رياست جمهورى يا مجلس خيلى ضرورتى ندارد كه بازار نماينده داشته باشد. اما آنها اينگونه فكر نمىكنند، آنها مىگويند چه فرقى مىكند وقتى مىخواهيم عناصر معتقد به اسلام، انقلاب و نظام داشته باشيم كه فعّال باشند، حال شغل بازارى باشد يا بازارى نباشد، فرقى نمىكند چه بسا در مسائل اقتصادى آنها صاحب نظرباشند. [در [اينگونه مسائل كه به استراتژى و خط مشىهاى كلى مربوط نمىشوند و عمدتاً به شيوه كار و راهكار بازگشت مىكند، ممكن است اختلاف نظرهايى وجود داشته باشد كه معمولاً تشكلهاى همسو خود را با جامعه روحانيت هماهنگ مىكنند.(٢٧)
به نظر مىرسد، گروههاى تشكيل دهنده جبهه پيروان خط امام و رهبرى و همسو با جامعه روحانيت، علاوه بر آنكه مصلحت خود را در كسب اعتبار از جامعه روحانيت مىدانند، از نظر تغذيه ايدئولوژيك نيز نيازمند به آن هستند.
در مقابل، جامعه روحانيت هم بهواسطه برخوردارى برخى از اين تشكلها از استحكام تشكيلاتى و كاركرد حزبى كه خود را فاقد آن مىداند، در مواقعى نظير انتخابات براى پيشبرد اهداف خود از اين تشكلها بهره مىجويد. مهندس محمدرضا باهنر از فعّالان جامعه اسلامى مهندسين در مرداد ماه ١٣٧٩ ه. ش در اين اتباط چنين مىگويد:
در طول اين بيست و يك سالى كه جامعه روحانيت مبارز تشكيل شده [به صورت تشكيلات رسمى [به مناسبتهاى گوناگون اعضاى برجسته آن اعلام كردهاند كه جامعه حزب نيست و دنبال كار حزبى هم نخواهد رفت. از اين طرف ما به عنوان نيروهاى سياسى همفكر با جامعه روحانيت كار حزبى مىكنيم، فكر حزبى داريم و اصلاً من معتقدم نظام ما كه يك نظام پارلمانى است نمىتواند بدون حزب باشد. بنابراين ممكن است فعّاليّت ما به نوعى خلأ فعاليت حزبى يك جريان نيرومند روحانى مثل جامعه روحانيت را پر كرده باشد.(٢٨)
به رغم آنكه تشكلهاى اسلامى همسو با جامعه روحانيت، ارادت و وفادارى خود را در پذيرش رهبرى فكرى آن جامعه نشان داده و مىدهند، دو اشكال عمده بر نوع ارتباط برون سازمانى روحانيّت مبارز با گروههاى همسوى آن به وضوح قابل مشاهده است:
١) فقدان طرح مشخّص از سوى روحانيت مبارز براى استمرار ارتباطات و جهتدهى و هدايت فكرى تشكلهاى همسو.(٢٩)
٢) ارتقاى سطح ارتباط صرفاً در ايام برگزارى انتخابات و مسكوت گذاشتن ارتباطات در ديگر ايام سال(٣٠)، نتيجه قهرى اين امر رنجش خاطر هواداران تشكلها و كاهش سطح قدرت روحانيت مبارز در بين هواداران را در پى دارد اين امر موجب كاهش پايگاه اجتماعى روحانيت مبارز در گذر زمان مىگردد.
وضعيت فعلى و آسيبشناسى سياسى
در اين مقاله، مهمترين مسائل و موضوعات مطرح پيرامون جامعه روحانيت مبارز از نگاه جامعهشناسى سياسى مورد بررسى قرار گرفت. در پايان، با رويكردى آسيبشناسانه به اختصار به جمعبندى نتايج و يافتههاى تحقيق مىپردازيم.
١ ـ انشعابات احتمالى
به دليل درك آثار زيانبار انشعاب تعدادى از اعضاى جامعه روحانيت و تأسيس تشكل روحانى جديد مجمع روحانيون مبارز، امكان انشعاب احتمالى در جمع شوراى مركزى جامعه روحانيت مبارز غير ممكن است.
٢ ـ آينده قابل پيشبينى
در حال حاضر در جامعه ايران امروز، بنا بر دلايل زير پايگاه اجتماعى جامعه روحانيت مبارز به شدّت در حال تنزل است:
١ ـ كهنسال بودن اكثر قريب به اتفاق اعضاى شوراى مركزى از يك سو و عدم برقرارى رابطه مطلوب آنان با جوانان و نوجوانان وارث انقلاب كه بيش از نيمى از جمعيت كشور را به خود اختصاص دادهاند؛
٢ ـ سنّتى بودن روشهاى برقرارى ارتباط با مردم، نظير بهرهگيرى صرف از بيانيه و اطلاعيه و عدم انتشار ارگان رسمى و نشريه ويژه و آشكار جهت برقرارى ارتباط با اقشار و طبقات مختلف مردم؛
٣ ـ فعاليت موسمى در هنگام انتخابات و برقرارى ارتباط با هوادارن و همفكران تنها در زمان انتخابات و قطع ارتباط با آنها در بقيه زمانها.
بر اين اساس به رغم حفظ و گسترش نفوذ جامعه روحانيت بر جايگاههاى انتصابى در نظام جمهورى اسلامى، نفوذ جامعه روحانيت بر لايههاى آشكار و انتخابى قدرت نظام جمهورى اسلامى، در حال تنزّل و حتّى از بين رفتن است.
بر اساس اين واقعيت، در صورتى كه جامعه روحانيت مبارز از نظر تركيب نيروى انسانى، نوع و كيفيت روشهاى ارتباطى و فعال نمودن ساير كار ويژههاى خود در كنار كار ويژه انتخاباتى، تجديد نظر اساسى نمايد، قدرت و نفوذ اجتماعى خود را باز خواهد يافت. در غير اين صورت، بنا بر قرائن و شواهد موجود بعيد به نظر مىرسد كه از حيث جامعه شناختى، بتواند جاى پايى در جامعه سياسى ايران داشته باشد.
٣ ـ اصالت سازمان يا اهداف اوليه
پس از گذشت ربع قرن از زمان تأسيس جامعه روحانيت مبارز به دليل آن كه تا كنون:
١ ـ اساسنامه اين تشكل موقتى است؛
٢ ـ مجمع عمومى جامعه روحانيت جهت انتخاب اعضاى جديد و تصويب اساسنامه قطعى تشكيل نشده است؛
٣ ـ سليقههاى شخصى برخى از اعضا در برخى اوقات نظير دوره هفتم انتخابات رياست جمهورى بر اهداف اين سازمان ريشهدار مقدم گرديده است؛
نتيجه گرفته مىشود كه در گذر زمان به تدريج حفظ تشكيلات جامعه روحانيت بر حفظ و تحقق اهداف اوليه مؤسسين و بنيانگذاران آن، تقدم و اصالت يافته است. عملكرد انتخاباتى جامعه روحانيت مبارز در ادوار مختلف، صحت اين فرض را تقويت مىكند.
٤ ـ آسيبها و تهديدهاى متوجه انقلاب
جامعه روحانيت قبل از پيروزى انقلاب فعاليت خود را آغاز و نقش مهمى در پيرزوى انقلاب اسلامى داشت. پس از پيروزى انقلاب نيز نقش مهمى در استقرار، تثبيت و پاسدارى از نظام برآمده از انقلاب اسلامى ايفا كرد. در حال حاضر نيز اين تشكل روحانى نه تنها هيچ گونه برنامه تخريبى آشكار و پنهان براى براندازى و يا تضعيف قدرت نظام جمهورى اسلامى ندارد، بلكه تبعيت اعضاى شوراى مركزى آن از مقام معظم رهبرى، بىخطر بودن جامعه روحانيت مبارز را به اثبات مىرساند. با وجود اين، بنا بر دلايل زير آسيبهايى از سوى اين تشكل روحانى متوجه انقلاب مىشود:
١ ـ انجام فعاليتهاى شديد انتخاباتى و عمل به كار ويژههاى حزبى و در عين حال عدم اقدام در به ثبت رساندن اين تشكل روحانى در كميسيون ماده ١٠ احزاب كه تناقض رفتار با گفتار را در اين عرصه به اثبات مىرساند. در واقع در حالى كه در بيانيههاى رسمى، جامعه روحانيت خود را فاقد كار ويژههاى حزبى اعلام مىكند، در عمل در موسم انتخابات يكى از مهمترين كارويژههاى حزبى را تحقق مىبخشد كه همين امر ضربه شديدى به موقعيت نهاد مقدّس روحانيت كه ارتباط تنگاتنگى با نظام جمهورى اسلامى و بقا و استمرار قدرت آن دارد، مىزند.
٢ ـ نداشتن طرح و برنامه كارآمد و امروزى جهت تبليغ دين و پاسدارى از نظام جمهورى اسلامى؛ در حالى كه احاديث و رهنمودهاى فراوانى از معصومين: وجود دارد كه هم صدايى و هم نوايى آنها با مخاطبين مختلف (جوانان، پيران و كودكان) را در پيامرسانى مورد تأكيد قرار داده است. امّا اين تشكل روحانى فاقد چنين برنامههايى است.
٣ ـ عدم ارائه الگويى قابل انتظار از سياستمدار اسلامى توسط برخى از اعضا در برخى مواقع.
٤ ـ ملاحظه فاحش منافع تشكيلاتى در برخى مواقع نظير حمايت بى چون و چرا از برنامههاى اقتصادى دولت آقاى هاشمى رفسنجانى كه عضو اين تشكل روحانى بود، در حالى كه در برخى زمينه و حوزهها از سوى دولت ايشان بديهيات اسلامى نظير عدالت اجتماعى در عمل فداى توسعه و بسيارى از ارزشهاى انقلاب اسلامى نيز ناديده گرفته مىشد.
اما مواضع انتقادى جامعه روحانيت مبارز در قبال برنامههاى دولت آقاى خاتمى گرچه در مواردى پسنديده و بجا نيز هست؛ چون در قبال برنامههاى دولت آقاى هاشمى حمايت صرف، مطلق و بى چون و چرا داشته، تناقض در موضعگيرىهاى آن را به اثبات مىرساند. اين چنين تناقضهايى ضربه سختى بر موقعيّت روحانيت و در نتيجه انقلاب اسلامى وارد مىكند.پىنوشتها:
١ ـ بيانيه جامعه روحانيت مبارز، روزنامه رسالت، ١٧ / ١١ / ١٣٧٣.
٢ ـ روزنامه رسالت، ٩ / ٨ / ١٣٧٤.
٣ ـ روزنامه رسالت ٢٨ / ١٢ / ١٣٧٠.
٤ ـ بيانيه جامعه روحانيت مبارز در محكوميت دولت و دستگاه قضايى بلژيك در صدور حكم دستگيرى اكبر هاشمى رفسنجانى رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام.
٥ ـ روزنامه رسالت، ١١ / ٢ / ١٣٧١.
٦ ـ همان.
٧ ـ نشريه مسجد، مهر و آبان ١٣٧٢، بيانيه جامعه روحانيت مبارز، رابطه و مذاكره با امريكا هرگز.
٨ ـ روزنامه رسالت ١٧ / ١١ / ١٣٧٣، بيانيه روحانيت مبارز به مناسبت هفدهمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى.
٩ ـ اين قاعده برگرفته از آيه ١٤١ سوره «نساء» است كه مىفرمايد «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِريِنَ عَلَى الْمُؤْمِنيِنَ سَبِيلاً» خداوند براى كافران سلطه و راه برترى و چيرگى بر مؤمنان قرار نخواهد داد. يعنى اين امر براى هميشه منتفى است. بر اين اساس وقتى كه خداوند چنين سلطهاى را نمىپذيرد، خلق خداوند هم نبايد چنين سلطهاى را بپذيرند.
١٠ ـ نشريه مسجد، پيشين.
١١ ـ ويژهنامه رسالت ١١ / ٢ / ١٣٧١، مصاحبه آيتا... مهدوى كنى.
١٢ ـ نشريه مسجد، بهمن و اسفندماه ١٣٧٣، بيانيه جامعه روحانيت مبارز تهران.
١٣ ـ روزنامه رسالت ١٧ / ١١ / ١٣٧٣، بيانيه جامعه روحانيت در آستانه هفدمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى.
١٤ ـ روزنامه اطلاعات، ٨ / ١٠ / ١٣٧٨.
١٥ ـ مصاحبه نگارنده با حجتالاسلام ناصحى.
١٦ ـ مصاحبه نگارنده با حجتالاسلام والمسلمين قربانى.
١٧ ـ حجت مرتجى، جناحهاى سياسى در ايران امروز (تهران، نقش و نگار، ١٣٧٧) ص ١٦.
١٨ ـ على دارابى پاياننامه كارشناسى ارشد علوم سياسى، «روحانيت مبارز و تأثير آن در تحولات نظام سياسى جمهورى اسلامى ايران»، به راهنمايى دكتر حسين بشيريه (تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ١٣٧٥)، ص ١١٤.
١٩ ـ همان.
٢٠ ـ مصاحبه نگارنده با حجةالاسلام والمسلمين تقوى.
٢١ ـ همان.
٢٢ ـ مصاحبه نگارنده با آيةا... عميد زنجانى.
٢٣ ـ حميد كاويانى، رمز پيروزى يك رييس جمهور، چاپ دوم (تهران، ذكر، ١٣٧٨)، ص ٥١.
٢٤ ـ روزنامه كيهان، ٢ / ٥ / ١٣٧٩.
٢٥ ـ مصاحبه نگارنده با حجةالاسلام مصباحى.
٢٦ ـ همان.
٢٧ ـ مصاحبه نگارنده با آيتا... عميد زنجانى.
٢٨ ـ روزنامه كيهان، ٢ / ٥ / ١٣٧٩.
٢٩ ـ مصاحبه نگارنده با آقاى محمدعلى مسؤول روابط عمومى و ستاد خبرى ائتلاف پيروان خط امام و رهبرى در انتخابات مجلس ششم شوراى اسلامى.
٣٠ ـ مصاحبه نگارنده با حجةالاسلام والمسلمين مصباحى.