پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - بوش و اصلاحات خاورميانه - قلی پور منصوره

بوش و اصلاحات خاورميانه
قلی پور منصوره

واژه «دموكراسى و اصلاحات»، امروزه در بسيارى از كشورها به عنوان اصطلاحى پرسروصدا مطرح شده است. اين واژه در داخل ايران، اگرچه با پيروزى طيف منتقد اصلاحات در انتخابات مجلس هفتم، رفته رفته رنگ باخته و بسيارى از فراموش شدن كلى آن نگران هستند، اما به تازگى در منطقه خاورميانه اوج گرفته و در صدر مسائل سياسى قرار گرفته است.
گنجانده شدن اين دو واژه، به عنوان يكى از موضوعات مهم و محورى در برنامه كار و بيانيه پايانى اجلاس گروه ٨ نشان دهنده اهميتى است كه ايالات متحده و برخى كشورهاى مهم صنعتى، براى طرح و اجراى آن در منطقه خاورميانه قائل هستند.
با اين حال، بازتاب اين موضوع در كشورهاى عربى و دولت‌هاى خاورميانه‌اى متفاوت است. برخى دولت‌ها به آن اميد بسته و برخى ديگر با ابهام و ترديد به آن مى‌نگرند. اما بازتاب در ميان طبقه روشنفكر بسيار متفاوت و قابل تأمل‌تر است.
در حالى كه جرج بوش همه تلاش خود را براى برگزارى مطلوب اجلاس گروه ٨ در ايالت كلرادو به كار گرفته بود، شمارى از مسئولان دولتى و صاحب نظران دانشگاهى منطقه، در كويت گرد آمدند تا درباره طرح اصلاحات در خاورميانه و آينده دموكراسى در اين منطقه به تبادل نظر بپردازند.
تحليل‌گران سياسى معتقدند كه نقش‌هاى فعال در خصوص منطقه به اقليت حاكمى مربوط است كه از بيرون به منطقه تحميل مى‌شود و نقش منفعل به اكثريت خاموشى مربوط است كه تنها به ايفاى نقش تماشاگر اكتفا كرده‌اند.
يكى از انتقادات تأمل برانگيز در اجلاس كويت كه البته در ظاهرى ديگر و در قالب موضعى ديگر مطرح شد، مسئله خاموشى روشنفكران نسبت به رويدادها و حوادث مهمى است كه منطقه شاهد آن است؛ اين در حالى است كه جرج بوش، عليرغم همه انتقادات جهانى عليه اقدامات وى در خاورميانه در نقش يك روشنفكر ارگانيك، بنا به تقسيم‌بندى خاص گرامش ظاهر شد و بسيارى از خواست‌هاى مطلوب خود را در بيانيه پايانى اجلاس گروه ٨ گنجاند.
آلتونيوگرامشى ماركسيست عمل‌گرا و دانشمند فلسفه سياسى ايتاليا، در يادداشت‌هاى خود تحت عنوان «زندان»، چنين نتيجه مى‌گيرد كه ايفاگران نقش روشنفكر در جامعه، مى‌توانند به دو گروه تقسيم شوند.
١. روشنفكران سنتى مانند مدرسين، كشيش‌ها، مديران و كارگزاران كه كارشان از نسلى به نسل ديگر تداوم مى‌يابد. ٢ ـ روشنفكران ارگانيك كه در پيوند مستقيم با طبقات يا تشكيلاتى هستند كه براى سازمان دادن به خواست‌ها، كسب قدرت و مهار دامنه دارند، روشنكفران را به كار گرفته‌اند.
اگر چه «بندا» با تعبيرى، تعقيب كنندگان مطامع مادى را در مقابل روشنفكران حقيقى، به عنوان وجدان بشريت عوام معرفى مى‌كند و از اين منظر، بوش و اهداف وى در خصوص منطقه، در قالب اخير طبقه بندى مى‌شود.
جولين‌بند روشنفكران را دسته كوچكى از فيلسوف ـ شاهان معرفى مى‌كند كه با استعداد و امتيازهاى اخلاقى برتر، وجدان بشريت به شمار مى‌آيند؛ او همان‌گونه كه نام نمونه‌هايى مانند اسپينوزا، ولتر و ارنست رنان را از دوران اخير بر مى‌شمارد، بارها به نام‌هاى سقراط و مسيح هم اشاره مى‌كند.
از اين رو، وصف بندا درباره روشنفكران كه آنها را حامى معيارهاى ابدى حقيقت و عدالت مى‌داند، بيانگر رجحانى است كه او براى روشنفكران در مقابل عوام (Laity) قائل مى‌شود.
بنابراين، روشنفكران واقعى فقط زمانى خود را مى‌يابند كه با ترغيب و تحريك احساسات شديد متافيزيكى و اصول بى غرضانه عدالت و حقيقت جويى، در صدد نفى فساد، دفاع از ناتوانان و ستمديدگان، مبارزه با قدرت نامشروع و ستم پيشه برآيند.
به گفته «بندا» لازم به يادآورى است كه چگونه فنلون و ماسيون، تعدادى از جنگ‌هاى لويى چهاردهم را نفى كردند؟ چگونه ولتر تخريب كنت نشين پالاتينيت را محكوم كرد؟ چگونه ارنست رنان، خشونت ناپلئون را رد كرد؟ چگونه باكل، نابردبارى‌هاى انگلستان نسبت به انقلاب فرانسه را به زير سؤال برد؟ و چگونه نيچه در عهد معاصر، بى‌رحمى‌هاى آلمان نسبت به فرانسه را مورد انتقاد قرار داد؟
در نظر وى، مشكل امروزى جامعه اين است كه روشنفكران، آمريت اخلاقى خود را به چيزى واگذارده‌اند كه او ـ در تعبيرى پيشگويانه ـ آن را «سازمان دهى هيجان جمعى» مانند فرقه گرايى، احساسات توده‌اى، خصومت‌هاى ناسيوناليستى و منافع طبقاتى مى‌نامد.
حال نگاهى به اظهارات و مواضع مطرح شده در اجلاس كويت، خلأهاى موجود در خصوص روشنفكرانى را كه بتوانند جريان سياسى منطقه را هدايت نموده، به عنوان وجدان بشرى ايفاى نقش نمايند، منعكس مى‌كند.

آينده دموكراسى

همايش دموكراسى در كشورهاى عربى كه چندى پيش از سوى مركز پژوهش و تحقيقات كشورهاى توسعه يافته در كويت برگزار شده بود، هنگامى كه انديشمندان اين كشور از حضور دموكراسى مورد نظر بوش در منطقه انتقاد كردند، به عرصه نزاع‌هاى كلامى تبديل شد.
دكتر شملان العيسى، مدير مركز تحقيقات استراتژيك دانشگاه كويت، در سخنان خود از حضور دموكراسى موردنظر بوش در منطقه جانبدارى كرد و گفت: رهايى امت عربى تنها از خارج تحقق مى‌يابد. ما از بوش رئيس جمهور امريكا و نيروهاى امريكايى كه به منطقه ما آمدند تا دموكراسى را در آن پياده كنند، تشكر مى‌كنيم و اگر امريكا براى حركت دادن كشورهاى عربى به سوى دموكراسى پيش‌قدم نمى‌شد، اين كشورها خود هرگز براى اصلاحات اقدام نمى‌كردند.
دكتر شملان العيسى در سخنان خود، به همين حد اكتفا نكرده، در ادامه گفت: چرا كشورهاى عربى اقدامات اصلاح‌طلبانه خارجى از سوى ايالت متحده را رد مى‌كنند؟ كشورهاى عربى دچار دوگانگى شده‌اند؛ چرا كه برخى از اقدامات امريكا براى گسترش روش‌هاى آموزشى و تبليغات دينى را تأييد مى‌كنند و در مقابل اقدامات ديگر آن را رد و محكوم مى‌كنند. وى دليل اين دو گانگى را ضعف روشنفكران عرب به عنوان قشرى تأثيرگذار بر مردم دانست.
دكتر شملان سخنان خود را با تشكر عميق از بوش و بلر به پايان برد و گفت: اگر ما منتظر ايجاد و اجراى اصلاحات از سوى دولت‌هاى عربى بوديم، اين اصلاحات هيچگاه تحقق نمى‌يافت، به ويژه آنكه روشنفكران عرب خود اساس عقب‌ماندگى دموكراسى در منطقه هستند و عراق امروز بهترين نمونه آن است؛ چرا كه در حال حاضر، بيش از ١٠٠ حزب و ١٧٠ نشريه عراقى در آن وجود دارد، در حالى كه پيش از آن چيزى اصلاً وجود نداشت.
در اين هنگام خشم برخى از حاضران برانگيخته شد و يكى از آنان در حالى كه عكس‌هايى از شكنجه زندانيان عراقى در زندان ابوغريب توسط امريكايى‌ها را در دست داشت، گفت: اگر اين دموكراسى‌اى است كه شما به دنبال آن هستيد، پس بگيريد و اين را در كشورتان پياده كنيد.
تنها سخنان دكتر مصطفى كامل السيد، توانست اين جو به هم ريخته و متشنج را آرام كند؛ وى گفت: اختلاف‌ها پيرامون اصلاحات، چه از نوع خارجى و چه از نوع داخلى، ما را از مسئله اساسى كه دموكراسى است، دور خواهد كرد.
دكتر صفى الدين خرپوش، استاد علوم سياسى نيز گفت: مفهوم دموكراسى فراگيرتر از مفهوم اصلاحاتى است كه كشورهاى عربى از زمان‌هاى طولانى آن را آغاز كرده‌اند.
او از رفاعه الطهطاوى در مصر و عبدالكريم تونسى، به عنوان شاهد اين گفته خود ياد كرد و نسبت به برخوردى استعلايى غرب با كشورهاى غربى يا آنچه به آن كشورهاى جنوب گفته مى‌شود، هشدار داد و گفت: استعمار از گذشته‌ها، تحت عنوان «اصلاحات»، سيستم‌هاى حكومتى عرب را تغيير مى‌داد تا آن را با سياست‌ها و رويكردهاى خود سازگار كند؛ لذا رژيم‌هاى دست‌نشانده خود را در منطقه تقويت مى‌كرد؛ چنان كه در سال‌هاى ميانى جنگ جهانى اول و دوم اتفاق افتاد يا هم اكنون در عراق رخ داده است.
وى تأكيد كرد: ما خواهان دموكراسى اى هستيم كه به ويژگى‌ها و خصوصيات كشورهاى عربى احترام بگذارد. دكتر صفى الدين، سخنان خود را با اين شعر احمد شوقى به پايان برد كه
در اشتباه است هر كه بپندارد
روباه دين و مذهبى دارد
سپس دكتر على الغننيت، استاد حقوق بين‌الملل از قاهره گفت: دموكراسى بايد از آزادى برآمده باشد و ملت‌هاى عربى نبايد به سكوت و بى‌تحركى براى تحقق دموكراسى روى آورند كه عدم احساس ذلت و ضعف، از شروط اوليه آن است.
عادل عيد، وكيل و حقوق‌دان مصرى و عضو مجلس ملى اين كشور نيز طى سخنانى اظهار داشت: تنش و خشونت موجود در منطقه عربى كه از آن به ترورسيم ياد مى‌كنند، از وجود يك نظم مسلط در منطقه كه با خواسته‌هاى امريكا در تعامل بوده، ضرورت اطاعت از آن را از سال‌ها پيش بر اين منطقه حاكم كرده است، سرچشمه گرفته است.
گفتنى است در اين همايش، ديدگاه روشنفكران در خصوص اصلاحات با انواع نسخه‌هاى داخلى و خارجى آن، ديدگاه اسلام‌گرايان در خصوص اصلاحات سياسى در مصر، مسائل عراق و فلسطين، چگونگى اصلاحات سياسى در شرايط كنونى، و مداخله نيروهاى خارجى در روند اصلاحات سياسى و آينده آن موردبررسى قرار گرفت.

آينده خليج

«كشورهاى خليج فارس و انديشه در خصوص آينده» عنوان سمينار ديگرى بود كه چندى پيش در كويت برگزار شد و طى آن، شمار زيادى از صاحب‌نظران سياسى و پژوهشگران جهان معاصر، به تبادل نظر پرداختند.
برخى از صاحب‌نظران شركت‌كننده در اين سمينار، به همزيستى واقعى با رويدادهاى جهانى و ضرورت حل مسالمت‌آميز اختلافات در منطقه اعتقاد داشتند.
شيخ حمد بن جاسم وزير خارجه قطر طى سخنانى گفت: ما پس از ١١ سپتامبر، بايد فراموش كنيم كه فقط يك پمپ بنزين هستيم، بلكه ما اكنون در يك مرحله مختلف جهانى قرار داريم.
جاسم الخرافى رئيس مجلس مردم كويت، در مراسم افتتاحيه اين سمينار گفت: عليرغم رشد و توسعه همكارى‌هاى اقتصادى جهانى، منطقه ما اگر چه شريك حياتى اين همكارى‌هاى اقتصادى است، اما از قدرت رقابت در اقتصاد جهانى برخوردار نبوده است و عليرغم تحول فكرى و معرفتى، به نظر مى‌رسد كه شكاف تمدنى ميان ما و ملت‌هاى توسعه يافته عميق است و عراق به عنوان همسايه شمالى كويت، به دليل حضور نيروهاى اشغالگر در آن، در غياب مؤسسات بين‌المللى، ريشه و پايه اصلى اين مشكل در موقعيت كنونى است.
دكتر عليزاده، مدير مركز تحقيقات عربى لندن، سخنران ديگر اين سمينار، اظهار داشت: رهبرى دينى ايران بايد توجه داشته باشد كه دسترسى به سلاح‌هاى هسته‌اى، از ايران در برابر حمله امريكا حمايت و محافظت مى‌كند.
همچنين مسئله فلسطين بخش مهمى از مباحث سمينار را به خود اختصاص داد، شيخ صباح الاحمد نخست وزير كويت، با اشاره به روابط كشورهاى منطقه با غرب گفت: يكى از محورهاى مهم اين سمينار، موضوع روابط آينده با غرب، به ويژه با ايالات متحده امريكا است و در اين باره علاقمند هستم كه به حقائقى اشاره كنم؛ اول اينكه اختلاف با سياست‌هاى امريكا در خاورميانه و منطقه خليج فارس، به يك راه حل عقلانى نيازمند است تا آن روابط تصويب شده و به سرنوشت صحيح خود بازگردد.
دوم اينكه عوامل وفاق و اتفاق نظر مشترك ميان طرفين، چه در زمان فعلى و چه در آينده، بيش از عوامل اختلاف و رويارويى است.
سوم اينكه صلح عادلانه و فراگير در منطقه خاورميانه هرگز وجود نخواهد داشت، مگر از طريق وجود يك راه حل عادلانه و فراگير در خصوص مسئله فلسطين و پايان دادن به تنش عرب‌ها و اسرائيل، براساس اصل زمين در مقابل صلح.
اما دكتر تركى الحمد، محقق و نويسنده سعودى، در سخنان خود نسبت به نقشه‌ها و طرح‌هاى امريكا هشدار دادو گفت: ايالات متحده پيش از واقعه ١١ سپتامبر حقيقتاً درباره اوضاع داخلى هيچ كشورى اهتمام نداشته است، مگر در موارد نادر كه جزئى از جنگ سرد بوده و در اين چارچوب نيز از رژيمى حمايت مى‌كرده كه به آغوش كمونيسم نغلطد يا سرنگون كردن رژيمى را به خاطر هم‌پيمانى با كمونيسم دنبال مى‌كرده است.
دكتر غسان العطيه، مدير مؤسسه عراقى توسعه و دموكراسى خاطرنشان كرد: عراق مانند خانه‌اى است كه آتش گرفته؛ اين حقيقتى است كه همه مى‌دانند؛ از اين رو وقت آن رسيده است كه وضعيت را پيش از آنكه به سوى شكاف بلغزد، ساماندهى كنيم.
هوشيار زيبارى نيز سخنرانى طولانى خود را به تبيين وضعيت عراق، قبل و بعد از جنگ اختصاص داد و از كشورهاى همسايه خواست كه به عراق، براى آنكه در امور داخلى‌شان مداخله نشود، كمك كنند.
عبدالخالق عبدالله، استاد علوم سياسى دانشگاه امارات، بدون توجه به سخنان هوشيار زيبارى گفت: اهالى خليج فارس به سادگى از ايالات متحده درخواست امنيت و ثبات دارند و چيزى جز آن نمى‌خواهند؛ اين معادله در سال پيش، امنيت در مقابل نفت بود كه ايالات متحده در اين مدت، نفت ارزان گرفت و حتى لحظه‌اى امنيت را براى منطقه برقرار نكرد.
به هر حال، حقائق گفته و ناگفته‌اى كه در خصوص وضعيت جارى منطقه وجود دارد، گوياى آن است كه تصميم‌هاى بيرونى، هدايت كننده مسيرى است كه چون طوفانى سهمگين،وجود و اراده ملت‌هاى عربى را درو مى‌كند؛ بى‌آنكه بازتاب و انعكاس شايسته‌اى در ميان روشنفكران منطقه داشته باشد، تنها كسانى كه ايستادگى در برابر همه نقشه‌هاى مورد انتظار را برعهده گرفته است، روحانيت تحت فشار و حوزه نجف بوده كه تا حال بيشترين هزينه را نيز پرداخته است.
ادوارد سعيد نويسنده فقيد فلسطينى مى‌نويسد: «هيچ انقلابى در تاريخ معاصر، بدون حضور روشنفكران به وقوع نپيوسته است، همچنين هيچ جنبش ضدانقلابى نيز بدون حضور روشنفكران پانگرفته است». به تعبير وى، روشنفكران پدران و مادران و البته پسران، دختران و حتى برادرزادگان جنبش‌ها هستند.
او در جايى مى‌نويسد: سرگذشت حماسى، خواسته‌ها و چالش حيات روشنفكرى در مخالفت عليه حفظ شرايط موجود به شمار مى‌آيد... هم در غرب و هم در دنياى عرب، شكاف ميان دارا و ندار، هرلحظه عميق‌تر مى‌شود و اين امر بى‌اعتنايى كوته نظرانه‌اى را در ميان روشنفكران استوار بر سرير قدرت پديد آورده است كه به راست هولناك است؛ چه چيزى مى‌توانست به اندازه «پايان تاريخ» فوكوياما يا «ناپديد شدن روايات اصلى» لئونارد، در يكى دو سال بعد از آنكه به شدت ذهن همگان را تسخير كردند، كم جاذبه‌تر و دورتر از حقيقت شود؟
همين نكته را مى‌توان درباره عملگرايان و واقع‌گرايان سرسختى گفت كه افسانه‌هاى مضحكى مانند «نظم نوين جهانى» يا «برخورد تمدن‌ها» را ابداع كردند... ضرورتى ندارد كه روشنفكران شاكيانى بى‌نشاط و خشك باشند؛ اين موضوع در مورد ناسازگاران پرانرژى و نامدارى مانند نوام چامسكى و گور ويدال نيز صادق است. شاهد وضعيتى تأثيرانگيز بودن، زمانى كه فرد از چارچوب قدرت غايب است، به هيچ وجه عملى يكنواخت و همگن نيست.
اين امر دربردارنده چيزى است كه فوكو، آن را «دانش پرستى افراطى» نام نهاده است؛ يعنى جست‌وجو در پى منابع جايگزين، از خاك بيرون كشيدن اسناد مدفون شده، و احياى تاريخ‌هاى فراموش شده....