نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥
پاسخ به مقاله
«نقدى بر ترجمه و تبيينلمعه دمشقيه»
پاسخ به مقاله «نقدى بر ترجمه و تبيين لمعه دمشقيه»، را خوانديم. بجاست از تلاش نويسنده محترم اين نقد جناب آقاى فاطمى تشكر نمائيم، و قطعاً در چاپهاى آينده از نقد ايشان و نظرات سازنده و اصلاحى ديران بهره خواهيم گرفت. با اين همه تذكر چند نكته كوتاه را پيرامون نقد ايشان خالى از فايده نمىبينيم:
الف - درست است كه ذكر منابع ترجمه، اولى است، اما عدم ذكر آنها ذكر آنها به اين معنانيست كه مترجمين اين داعيه را داشته باشند كه كتاب سنگينى مانند لمعه را بدون مراجعه به منبعى ترجمعه كردهاند! روشن است كه هر نويسندهاى در كار خود به آثار ديگران در اين زمينه حتى المقدور نگاه مىكند.
ب - ذيل عنوان«اشتباه در ترجمه» توجه ناقد محترم را جلب مىكنيم به انيكه:
اشكال ١ و ٤ اشتباه در ترجمه نيست بلكه افتادگى در متن عربى يافارسى است.
همچنين اشكال ٢ و ٣ اولاً: وارد نيست و ثانياً: اگر وارد باشدبه تبيين بر مىگردد نه به ترجمه. اشكال ٥ نيز ناوارد است، چرا كه كلمه، مدفوع در ترجمه «عذره» همراه با قرينهاى است كه نشان مىدهد مراد مدفوع انسان است. مضافاً بر اينكه اين اشكال هم بفرض ورود، به تبيين مربوط است نه ترجمه، در اشكال ٦: اگر ناقد محترم در كلمه «قرار» كه در ترجمه آمده دقت بيشترى مىكردند، از اين اشكال منصرف مىشدند. در اشكالات ٢ و ٣ و ٧ و ٨ و ١٣ و ١٤ و ١٥: ناقد محترم، بيان نظر فقهى شارح و اقوال لغويين و... را با ترجمه متن مخلوط كردهاند كه به نظر ما صحيح نيست.
ج - اشكال ٣ در بخش نارسايى تبيين براى نگارنده عجيب آمد وندانستم چگونه ناقد محترم وجوب خارج كردن ٢١ دلو آب را از داخل كروشه خارج كردهاند! و در اشكال ٤ مىگوئيم نظر شهيد ثانى ونظر امام خمينى (ره)، نظر اين دو بزرگوار است نه نظر شهيد اول و برخى فقهأ ديگر كه صرف مطلق شدن آب مضاف متنجس را مطهّر مىدانند، فراجع.
اشكال ٥ وارد نيست، چرا كه اين ابهام در حقيقت به ماتن و شارح لمعه ونيز شارحين بعدى بر مىگردد نه به مترجم.
اشكالات ٦ و ٨ و ٩ و ١٠ در بخش تبيين ناشى از انتظارات و يا استظهارات شخصى ناقد است كه ما در اين باب حرفى نداريم.
د - در باب متون مورد استفاده بويژه در متن آقاى مرواريد و آقاى كورانى تذكر اين نكته را لازم مىدانم كه گر چه تلاش هر دو بزرگوار مورد تقدير است، اما به نظر ما كار آقاى كورانى اصح است، فراجع. اين نكته را نيز بيفزائيم كه در كنار اين دو متن، بعضاً به متون ديگر لمعه مثل لمعه آقاى كلانتر و لمعه آقاى رفيعى طالقانى مراجعه شده است، ولى بيشتر از اين دو متن استفاده گرديده است.
ه - وامّا اشكال ٢ در بخش نارسائيهاى متن نيز ناوارد است چون اهميت كتاب درسى، بلحاظ متن درسى آن لحاظ مىشود و نه مقدمه آن، گر چه آن مقدمه از جهات ديگرى بسيار مهم باشد.
و - اشكالات چاپى و اعراب و علامت گذارى برخى وارد و برخى ناوارد است. و بايد ناقد محترم بخصوص توجّه كنند كه همه اين نارسائيها رانمى توان به حساب نويسنده گذاشت. خوب است خود ايشان به صفحه اوّل نقدخود در مجله نگاه كنند كه داخل كادر نوشته شده:«نقدى بر ترجمه و تبيين...، اثر: محسن غرويان وعلى شيروانى» در حاليكه نقد از ايندو نيست و حال آنكه ظاهر آن كادر و نوشته داخل آن، اين معنا را افاده مىكند و جا داشت نقدى بر، خارج از كادر قرار مىگرفت. آيا اين نارسائى را مىتوان به حساب جناب آقاى فاطمى گذاشت؟ بگذاريم از اغلاط چاپى فراوان مقاله چند صفحهاى ايشان!
ز - اشكالات ويرايشى نيز كم و بيش باز گشت به ذوق و سليقه شخصى دارد كه خيلى بدان نمىپردازيم.
ح - اين همه مربوط به قسمت اول نقد است، و امّا درباره قسمت دومّ مقاله، كه درآن دوازده اشكال ذكر شده است، بايد عرض كنيم كه اشكال ٧ و ١١ اساساً وارد نيست؛ اشكال ٢ و ٨ و ٩ و ١٢ مربوط به نسخه و اعراب متن عربى است، و در همه اين موارد ترجمه كاملاً صحيح است، گر چه ناقد محترم هيچ اشارهاى به صحت ترجمه در اين موارد نمىكند؛ اشكال ٣ و ٥ مربوط به مرحله حروف چينى است؛ و قضاوت درباره اشكال چهارم را به عهده خواننده مىگذاريم. البته در اين ميان اشكال اول و دهم، كه سهواً به جاى«دائن» «مديون» نوشته شده است، دو اشكال وارد بر ترجمه است، و ياد آورى آن موجب كمال تشكر و امتنان مترجمان مىباشد.
و الحمد لله اوّلاً وآخراً
محسن غرويان، على شيروانى