نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - سيماى حوزه در مطبوعات
در شمارههاى نخستين مجلّه، ستونى داشتيم به نام: آيينه مطبوعات. ظهور نشرياتى دراين باب، از ادامه آن ستون، بى نيازمان كرد. ولى نقش روحانيان در استقرار و استمرار نظام اسلامى، حضور و ظهور حوزويان در صحنههاى مختلف كشور، فضاى آزاد و كثرت مسبوعات، حوزه و معارف و رجال آن را در معرض قضاوتها، ارزيابيها و... قرار داد و صدها سطر از مطبوعات كشور را ويژه خود كرد.
ضرورت اطلاع حوزويان و نبودن مجال پىگيرى و مطالعه همه اين نظر گاهها در مطبوعات، براى حوزويان،ما را بر آن داشت تا اين ستون را بگشاييم و سيماى حوزه را در نگاه دوستان وديگران ببينيم واز اين راهافتها و كاستيها را جبران كنيم.قوتها را تحكيم ببخشيم و با توطئهها به مقابله برخيزيم.
بى شك، اين نوشتار، نه جامع است و نه مانع؛ ولى تلاش بر آن است ديدگاههاى تلخ و شيرين، منعكس شود و ناخوشاينديها برجستهتر گردد تا فضلان متعهد و عالمان وظيفه بان، بر تلاش رسالت بانى خويش، بيشتر پاى فشارند و با زدودن غبار خرافه وتحريف از چهره مكتب، معارف انسان ساز اسلام ناب را، از منابع ويژه آن، استخراج و به نسل انديشه ور امروز عرضه نمايند.
در اين شماره، فقط از مجلّه هايى كه به كتابخانه مجلّه حوزه رسيده بودند ودرباره حوزويان و علوم خاص حوزوى مطلبى داشتند، بهره گرفتيم. اميد آن كه اوليأ مطبوعات، با ارسال نشريات خود، در مايه ورى اين ستون، ياريمان كنند.
حوزه و تحول
استاد، مصباح يزدى، در گفتگويى كه با كيهان فرهنگى دارند، به طور گذرا از جايگاه
فلسفه در نظام آموزشى حوزه، وضعيت گذشته و فعلى حوزه، شيوه تدريس و عرضه علوم حوزوى سخن گفتهاند و در پايان، رابطه عقل و دين و چگونگى ارجاع تصديقات به تصورات و رجوع علم حصولى به علم حضورى را مطرح كردهاند.
گر چه در اين گفتگو، پرسشهاى اساسى مطرح شده است، ولى برخى پاسخها بسيار كوتاه و گذرا و نارساست.
كيهان فرهنگى. سال نهم، شماره١/
تأملى درباره سمينار بررسى مسايل حوزه
عنوان مقالهاى است در آينه پژوهش.
نويسنده در اين مقاله، فراگيرى همه طيفهاى فكرى حوزه را از نقاط قوت سمينار برشمرده است. و مسايلى چون: نارسايى قطعنامه پايانى، نبود فرصت براى مسايل و موضوعات مطروحه، عدم توجه به مسايل اصلى، يعنى مديريت حوزه، اهميت ندادن به پيشنهادهاى جدّى و سودمند را از كاستيهاى سمينار دانسته است.
آينه پژوهش. فروردين و ارديبهشت .٧١
مراكز تحقيقى حوزه علميه قم و چگونگى هماهنگى آنها
عنوان مقالهاى است در آينه پژوهش.
نويسنده مقاله، مسايلى چون: ابهام در هدف، نبود برنامه ريزى، نوپايى مراكز تحقيقاتى حوزه، نداشتن روش، ضعف امكانات تحقيقاتى، عدم پشتيبانى علمى و آموزشى، بى اطلاعى از كار يكديگر، ارتباط نداشتن با مراكز علمى و تحقيقاتى خارج حوزه وعدم جايگاه ارزشى شايسته پژوهش در نظام حوزه را، از كاستيهاى مراكز تحقيقاتى حوزه دانسته است و در زمينه روحيه پژوهش در حوزهها مىنويسد:
«از هنگامى كه حوزهها، بيشتر وقت خود رابه فهم و تكرار حرف ديگران و گذشتگان اختصاص دادند واز دايره نقاديها و تعارضات فكرى به دور ماندند، از نو آورى باز ايستادند.»
در بخش ديگرى از مقاله مىنويسد:
«اذهان و افكار جستجو گر طلاب را، بيشتر در فهم«ان قلت» و «فتامل» هاى كم اثر ديگران معطوف داشتهايم و هنر استادى را در بازگشايى آن دانستهايم.
همانهيچ مجالى براى تفكر و انديشههاى ديگر، نه براى استاد ونه براى شاگرد باقى نگذاشتهايم».
مدرك
حوزه و تحولات ابتر
عنوان ديباچه نشريه جديد الانتشار معرفت است. در اين يادداشت كوتاه، عامل ابتر ماندن تحول حوزه، از مقوله اخلاقى و معنوى دانسته شده است و عدم اخلاص، مانع:« بياييد اين بار، مجدّانه از خداى بخواهيم: در هر تلاشى كه در جهت اصلاح حوزه داريم و در هر گامى براى تحقق اين مهم بر مىداريم، اخلاص
داشته باشيم و مصلحت حوزه و حوزويان دردمند و آگاه را فداى مصالح فردى و يا گروهى نكنيم.»
معرفت، بهار ٧١/
نشريه دانش پژوهان بنياد فرهنگى باقر العلوم قم/
انتشار اين مجلّه را به دست اندركاران آن، تبريك مىگوييم. اميد آن كه هيأت تحريريّه محترم، از روى اخلاص، نيازهاى موجود عقيدتى و فرهنگى را شناسايى كرده و در تأمين آنها، با قلمى شيواتر و تفكرى جامعتر، به دور از تكرار مكررات، موفق باشند.
ابعاد فكرى شهيد مطهرى
استاد، مصباح يزدى، در مصاحبهاى با نشريه معرفت، ابعاد فكرى شهيد مطهرى را از زاويههاى گوناگون بررسى مىكنند و ويژگيهايى چون: مراعات نيازهاى واقعى مردم و جامعه، تبيين دقيق مطالب با زبان جذب را از عوامل كار آمد شدن انديشههاى آن شهيد بزرگ مىدانند.
استاد، در پاسخ به چگونگى بهرهگيرى از سيره شهيد مطهرى، در جهت سامان دادن به حوزه، مىگويد:«كسانى كه در صدد اصلاح حوزه و ايجاد يك تحول شايسته در نظام حوزه هستند، ابتدا بايد نيازهاى جامعه اسلامى را مورد توجه قرار بدهند، چه نيازهاى داخلى كشور و چه نيازهاى خارج از كشور... بايد، نيازهاى دينى و فرهنگى كليه جوامع اسلامى را در نظر بگيريم و براى آنها برنامه ريزى كنيم.»
استاد از ويژگيهاى بارز شهيد مطهرى، كه باعث درخشيدن و قلّه شدن او گرديد، آزاد انديشى عدم تقليد مىداند:« ايشان، از ديگران تقليد نمىكردند. اگر مىخواستند صرفاً از بزرگان، يا از شخصيتهاى معروف جهان علم، يا از جريانهاى موجود در اجتماع پيروى كنند، هرگز، مطهرى به وجود نمىآمد و هركز نقشى را كه ايفا مىكرد، نمىتوانست ايفا كند.
ايشان، خودش را فراتر از خط مشى مقلّد گونه قرار داد وهمه چيز را قبل تحقيق و قابل تعمق تلقّى كرد.»
معرفت، بهار١٣٧١
مردم سالارى درانديشه سياسى ميرزاى نائينى و امام خمينى
عنوان مقالهاى است در نشريه معرفت. در اين مقاله آمده است:
«در قسمت نخست مقاله حاضر گذشت كه: سه انگاره مرتبط به هم، فرضيه ما را تشكيل مىدهد:
.١ مردم سالارى، چهار اصل بنادين دارد كه عبارتند از:
الف. نفى ولايت.
ب. كفايت عقل.
ج. برابرى آرأ.
د.فرد گرايى.
اين اصول چهار گانه، شالوده بناى مردم سالارى را تشكيل مىدهد.
.٢ اصول ياد شده در انديشه سياسى ميرزاى نائينى و امام خمينى، پذيرفته نيست.
٣.آنچه اين دو متفكر، پذيرفتهاند، مردم سالارى مشروط است و نه مطلق.»
نويسنده، جايگاه عقل را در شريعت، كم رنگ گرفته و با انگارهاى از پيش پذيرفته شده، نقش و جايگاه عقل را بسيار كم رنگ نشان داده است. بر اساس همين انگاره، به انتخاب و تفسير كلمات اين دو مرجع بزرگ، در زمينه عقل پرداخته است. جمع بندى همه گفتههاى اين دو بزرگ، در زمينه عقل، ما را به جايگاه واقعى عقل، در جغرافياى تفكر آنان، واقف مىكند.
معرفت، بهار ٧١/
شيخ مفيد و كتاب اختصاص
عنوان ماقلهاى است در مجلّه نور علم. اين نوشتار، آخرين قسمت از سلسله مقالات نويسنده درباره زندگى عالم ربانى،مرحوم شيخ مفيد، قدس الله سره، است.
نويسنده در انتساب كتاب«اختصاص» به شيخ مفيد، ترديد كرده است و در پايان چنين نتيجهگيرى مىكند:«كوتاه سخن آن كه: كتابى كه نامش در فهرست كتب مفيد نبوده، هيچ شاهد قابل اعتمادى برانتساب آن، به مفيد نيافته مضامين آن با مضامين ساير كتابهايش توافق نداشته و تنها تعدادى از مشايخ مؤلفش از مشايخ مفيدبوده و اكثر آنها كسانى مىباشند كه مفيد از آنها در هيچ يك از كتابهاى معلوم الانتساب خود، روايت ننموده، بلكه عصر برخى از آنها با زمان وى سازگار نبوده، از بسيارى ازمشايخ معروف مفيد، اصلاً روايتى در آن وجود نداشته باشد... به هيچ وجه نمىتواند تأليف شيخ مفيد باشد.» ،
٤٢/نور علم شماره
استبداد صغير و نهضت مشروطيت
عنوان مقالهاى است در نشريه معرفت. اين مقاله، گزارشى است از نهضت مشروطيت: عكس العمل محمد على شاه، نقش قزاّقها در سر كوبى مشروطه خواهان، برخورد عالمان دين با نهضت مشروطه. نويسنده در زمينه برخورد عالمان دين با نهضت مشروطيت مىنويسد:
«آيات عظام مقيم تهرانى: بهبهانى، طباطبايى و شيخ فضل الله نورى به سبب اختلاف سليقههايى كه داشتند، هر كدام مردم را به سويى مىكشاندند. در مورد به دست گرفتن زمام امور شرعى تهران، با هم رقابت مىكردند.
پس از آن كه بهبهانى در سايه آزاديخواهى و همكارى با طباطبايى، از شيخ، جلو افتاد، شيخ نورى، با مشورطه خواهان همراهى نمود و
در هجرت كبرى، بار سفر بست و به قم رفت. ولى پس از بازگشت، گوشهگيرى اختيار كرد و از ادامه همكارى خود دارى نمود و با توجه به خطراتى كه از ناحيه روشنفكران به ظاهر اصلاح طلب و مشروطه خواه، متوجه اسلام مىديد، به طور كلى مشروطيت را مخالف اسلام اعلام كرد و از اين طريق، دربار و مستبدين، چه بهرها كه نبردند.»
نويسنده، پس از بيان مفاسد محمد على شاه، در پايان مقاله چنين آورده است:
«مسأله ديگرى كه مردم را دچار مشكل كرده بود.... مخالفت مرحوم آية الله شيخ فضل الله نورى، با مشروطه و قانون اساسى بود كه مستبدين از آن سؤ استفادههاى زيادى مىكردند. اين حكم، چهره روحانيت را نيز در بين مردم و روشنفكران، مخدوش مىكرد...»
معرفت، بهار ٧١/
چنانكه ملاحظه مىكنيد، نويسنده، به علت فقدان قوت تحليل مطالب و ناتوانايى از ريشه يابى جريانهاى تاريخ معاصر، چهرهاى نامطلوب از شيخ شهيد ارائه مىدهد. سزاوار است كه دست اندر كاران مجلّه معرفت، در چاپ چنين مقالاتى دقت بيشتر بكنند.
موقعيت شيخ انصارى درتاريخ علوم دينى
عنوان مصاحبهاى است از سيد احمد موسوى مددى با كيهان انديشه. در اين مصاحبه، موضوعاتى چون: نقش شيخ اعظم انصارى در تكامل فقه و اصول، مهارت علمى آن بزرگوار در كلام، فلسفه، رجال و حديث بحث شده است.
سيره اخلاقى، چگونگى برخورد با بيت المال و مرجعيت و... از بحثهاى جذّاب مصاحبه است. درباره كياست و هوشيارى شيخ اعظم، در مقام مرجعيت آمده است:
«حادثه ترور ناصر الدين شاه، در اوايل سلطنت، كه به دست بابيها، كه در اوايل مرجعيت مرحوم شيخ اتفاق و دربار سعى فراوان مىنمود، بيشتين بهره تبليغاتى را از آن ببرد، نتوانست، در موضعگيرى مرحوم شيخ تأثير بگذارد و حتى در اين حادثه هم، مرحوم شيخ، هيچ نوشته و يا تلگرافى به عنوان تبريك سلامتى اعليحضرت قدر قدرت! ندادند.
اصولاً، در فتنه باب، كه آن زمان، بزرگترين حادثه اجتماعى به حساب مىآمد، مرحوم شيخ انصارى، هيچ عكس العملى از خود نشان نمىدهند. اين جانب در اين باره، شفاهاً شنيده است: ايشان اين حركت را يك بازى سياسى هدايت شده از طرف دربار مىدانست.»
كيهان انديشه،شماره ٤١
روابط فقيه و سلطان
عنوان مقالهاى است در مجلّه كيان. اين مقاله گزارش ناقصى است از كتاب: «روابط
فقيه و سلطان» نوشته دكتر رضوان السيّد، ترجمه مقصود فراستخواه.
رضوان السيّد، استاد پژوهشهاى اسلامى دانشگاه لبنان است.در اين نوشته، وضعيت انديشههاى سياسى وبرخورد فقها با حاكمان، دردوران حكومت عثمانى، صفوى و قاجارى بررسى مىشود. درباره نقش علماى دين در حكومت صفويه و قاجاريه آمده است:
«علماى، دين، در حكومت صفويه و قاجاريه، از حيث ايدئولوژى فقهى از هموندان حنفى خويش، در عثمان، وضع برترى داشتند. زيرا به دليل نظريه غيبت امام معصوم، فقه شيعى، پيش از پيدايى تئورى ولايت فقيه، نمىتوانست به هيچ حكومتى لباس مشروعيت بپوشاند. بيشترين چيزى كه او اختيارش را داشت، كنار آمدن با سلطان و دم فروبستن در برابر كارهاى او و حداكثر، تأييدى غير مستقيم بود. امّا با افزايش فشار قدرتهاى غير دينى و شاهان خود كامهاى كه پشت سر هم در ايران و عراق، به حكومت مىرسيدند، اين انگيزه به تدريج براى فقها و مجتهدين پديد آمد كه در امور دينى، نه شاه، بلكه فقيه، مرجع مردمان است.
تبلور چنين نگرشى در سده هيجدهم ميلادى / دوازدهم هجرى، بود. تنهابه اين مقدار بسنده مىنمود كه به پشتگرمى توده با قدرتهاى سياسى رويارويى كند. امّا هنوز اين تئورى شكل نگرفته بود كه خود به «قدرت سياسى» دست يابد و حكومتى كند تا اين كه جريان آية الله خمينى و انقلاب اسلامى ايران پيش آمد.»
كيان، شماره ٥
بى اطلاعى استاد پژوهشهاى دانشگاه يك كشور اسلامى از تاريخ اسلام و فقه شيعه نشانه كم كارى و كوتاهى حوزهها و نهادهاى فرهنگى كشور است و عرضه اسلام ناب به مسلمانان جهان. البته اگر حمل بر بى اطلاعى نويسنده بكنيم و نه اغراض سياسى و...
آرأ كلامى طبرسى در مجمع البيان
عنوان مقالهاى است در مجلّه تخصصى و جديد الانتشار كلام. ديدگاههاى كلامى علامه طبرسى از تفسير پر مايه مجمع البيان، توسط عدهاى از طلاب و فضلأ استخراج شده و جناب سردبير مجلّه تنظيم كردهاند. اين مقاله، كه نيمى از نشريه كلام را ويژه خود كرده است، بازبان عربى و بدون هيچ تحليل عرضه شده است.
عنوان موضوعات ديگر اين نشريه عبارتند از:
علم كلام جديد يا مسايل جديد در علم كلام. استاد جعفر سبحانى
علم كلام.
يعقوب جعفرى
روشهاى بحث كلامى در ميان مسلمانان.
عباسعلى براتى
تاريخ و تطور قاعده حسن و قبح عقلى در كلام اسلامى.
ربانى گلپايگانى
كلام، بهار ١٣٧١
پيوستن اين نشريه تخصصى را به خانواده مطبوعات قم، به دست اندركاران آن، تبريك مىگوييم. اميد آن كه در شمارههاى آينده، بالندهتر، پرمايهتر و فنىتر عضره شود.
حضور آگاهى در فضاى حوزهها
از استاد محمد رضا حكيمى، پيشنهادها، هشدارها و راهنماييهايى براى طلاب و فاضلان انديشه رو، تحت عنوان «نامه» در چند آينه پژوهش به چاپ رسيده است.
در نگاه استاد، تعالى و انحطاط فكر، تربيت و فرهنگ جامعه اسلامى ايران، رابطهاى تنگاتنگ با سطح تفكّر و آگاهيهاى روحانيون و حوزويان دارد. در اين راستا، از وجود «كم اطلاعان خام، حوزه ديدگان درس نخوانده و واخورده، بى تقوايان و يا شيادان دنيا طلب و مريد باز و دكه دار، كه در گوشه و كنار ظاهر به هم زده و دسترسى به حسينيه و مسجد و محراب و منبرى پيدا كردهاند» بسيار مىنالند و شكوه مىكند وطلاب و حوزويان را به كسب آگاهى از انسان، از زندگى، شناخت مجموعه روابط انسانى در سياست، اقتصاد، تربيت، انديشه فرهنگ، شناخت هدف اعلاى حيات بشرى فرا مىخواند. اين آگاهيها را براى شناخت صحيح تكليف و بناى «مدينه قرآنى»، «مدينه قائم بالقسط» ضرور مىشمارد. او، در باب فريضه بودن آگاهى به معناى كامل و تحقيق شامل آن، براى حوزويان در حوزههاى علوم دينى، چنين مىنويسد:
«بايد(آگاهى) در فضاى حوزهها، چنان حضورى داشته باشد كه هر طلبه و روحانى آن را تنفس كند و در فضاى آن ببالد. اين آگاهى است كه ذهنيت مىدهد و ديد مىبخشد و افق مىآفريند.
انسان بى افق، يعنى زيسته در زير دالان معلومات ذهنى، با ديد بسته، براى خودش هم مصيبت است، تا چه رسد براى اسلام و مسلمانى.»
آينه پژوهش، شماره ١٢/
نقش زمان و مكان در اجتهاد
استاد، آية الله جناتى در گفتگو با كيهان فرهنگى، از زاويههاى گوناگون، به تبيين نقش زمان و مكان در اجتهاد پرداختهاند.
آقاى جناتى، انعطاف حقيقت احكام اسلامى را در قبال تحولات اجتماعى، ناروا مىداند و محطّ نقش زمان ومكان را درتغيير وتحول عناوين، ملاكات احكام و موضوعات و ويژگيهاى آنها مىداند.
ايشان، تحول وتغيير زمان را باعث بيرون بردن اشيأ، از عنوان حرام به حلال، يا مباح و بالعكس مىداند كه در اين صورت، تغيير در
حكم، پيش نمىآيد، بلكه موضوع عوض مىشود. تغيير عنوان، ممكن است عوامل مختلفى داشته باشد. گاهى ممكن است تغيير حكم، به جهت تغيير ملاك باشد، مانند: خون. وقتى نفع و بهره پزشكى براى انسان نداشت، معامله آن حرام بود، ولى با قرار گرفتن خون در حوزه منفعت انسانى، حكم حلّيّت معامله بر آن بار شد.
وى درباره تغيير ملاك حرمت مجسمه سازى دراين زمان مىگويد:
«مجتهد مىتواند در صورت احراز ملاك (امور نهى شارع در مجسمه سازى) و عدم دخالت امر ديگر، حكم به حال بودن آن در اين زمان بنمايد... چون ملاكى كه قبلاً سبب حرمت بود، حالا ديگر در آن وجودنداردو امروز نيز، مجسمه سازى به عنوان يك هنر گرانقدر و ارزشمند و به عنوان يك هنر گرانقدر و ارزشمند و به عنوان ابزارى بر تعليم روشندلان و... در آمده است. و مجتهد مىتوان در صورت احراز ملاك مذكور، حكم به حلال بودن كار ياد شده بنمايد.»
درباره موسيقى مىگويد:
«آواز، فى حدّ نفسه كه حرام نيست. در هيچ ملت و مذهب و دينى هم حرام نشده است. بلكه زمانى مىتوانيم اين را بگوييم كه به گونه لهو باشد و وسيله انحراف يا فساد فرد و جامعه قرار بگيرد.
آواز جالب و زيبا، از مواهب الهى است. حضرت داوود، معجزهاش، صدايش بود. در روايات زياد، ترغيب شده كه صداى خوب، از مواهب الهى است. حتى در بعضى از روايات داريم:ما بحث الله نبيّا ً الاّحسن الصوت.»
كيهان فرهنگى. سال نهم، شماره ٣
ادوار اجتهاد، عوامل نشر مذاهب اسلامى
عنوان مقالهاى است از آية الله جناتى در كيهان انديشه. در اين نوشتار، علل نشر مذاهب چهارگانه، انواع اجتهاد و ريشههاى آن، پيامدهاى انسداد باب اجتهاد، نقش دشمنان اسلام در سدّ باب اجتهاد و كيهانكوششهايى كه در اين اواخر، در جهت انفتاح باب اجتهاد انجام گرفته است، بررسى مىشود.
كيهان انديشه، شماره ٤١
امام و فقه سنتى
عنوان مقالهاى است از محمد محمدى گيلانى، در پاسدار اسلام. در اين نوشتار، اهتمام پيامبر به كتابت در صدر اسلام و عموميت آن براى زن و مرد، كتابت حديث در بين شيعيان و اهل سنت، چگونگى حجيت حديث در اين دو مذهب و نقش حديث در تحكيم قواعد و مبانى اسلام، بحث مىشود.
پاسدار اسلام، شماره ١٢٥ - ١٢٦