نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - آثار و تاليفات ميرزاى شيرازى

آثار و تاليفات ميرزاى شيرازى


ناصرالدين انصارى
آيه الله العظمى حاج ميرزا محمدحسن حسينى شيرازى نامى بس آشنا در قاموس پيشوايان بشرى است .

شخصيت كم نظيرى كه توانست پس از رحلت استاد بزرگوارش آيه الله علامه شيخ مرتضى انصارى زمام رهبرى جامعه اسلامى را به عهده بگيرد.از سال ١٢٨١ تا ١٣١٢ه.ق .اكنون به پاس گرامى داشت يكصدمين سال رحلت ميرزاى شيرازى ١٤١٢١٣١٢ق . برآنيم فهرستى از تاليفات و تقريرات درس آن مرحوم را با ذكر توضيحاتى براى استفاده خوانندگان گرامى ارائه بدهيم .

يادآورى :
١. كاملترين كتابى كه درباره ميرزا به رشته تحرير درآمده است اثرارزنده علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى به نام : [ هديه الرازى الى الامام المجددالشيرازى] مى باشد. ١

در بخش پايانى كتاب فوق بخش مربوط به تاليفات ميرزا تمام نوشته هاى وى معرفى نشده است .

دراين مقاله ما ببا مراجعه به اعيان الشيعه وامثال آن فهرستى كامل از آثار آن جناب را عرضه كرده ايم .

٢. در هديه الرازى برخى از تقريرات درسهاى ميرزا آمده است كه ما با مراجعه به
كتابهاى ديگر از قبيل :الذريعه كرام البرره نقباء البشر واعيان الشيعه فهرستى كاملتراز تقريرات ميرزا عرضه كرده ايم .

٣. در كتابهايى مانند: هديه الرازى واعيان الشيعه جوماع فتاوى ميرزا ذكر شده است اما برخى از آن جوامع ذكر نشده كه ما تا حدى اين كمبود را برطرف كرده ايم .

٤. براى جلوگيرى از برخى اشتباهات در آثارميرزا از باب نمونه در كتاب :اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨ مرحوم امين در ضمن تقريرات ميرزا از كتاب ذخائرالاصول تاليف شيخ حسن بن مهدى شاه عبدالعظيمى نام مى برد. در حالى كه اين اشتباه است . خودايشان در هما جلد صفحه ٢٧٠ آن كتاب را تقرير بحث اصول شيخ انصارى برشمرده اند. علامه تهرانى نيز درالذريعه ج ١٠.٥ آن را تقرير بحث الفاظ وادله عقليه از درس اصول شيخ انصارى مى شمارد.اين اشتباه به ديگر كتابها نيز منتقل شده است .

به عنوان نمونه :

١. مقدمه تقريرات ميرزاى شيرازى مولى على دوزدرى نوشته آقاى سيد محمد بحرالعلوم چاپ موسسه آل البيت .

٢.ملحقات كتاب ميرزاى شيرازى نوشته محمد دزفولى .٢١٨.اين نوشته در سه بخش تدوين گرديده است :

١. تاليفات ميرزا.

٢. تقريرات بحث ميرزا.

٣. مجموعه فتاوى ميرزا.

تاليفات ميرزا
رساله فقهى :
١. كتاب الطهاره ٢ تا مبحث وضو

٢. كتاب الصلوه ٣ تا بحث

٣. رساله اى در رضاى . ٤ .

٤. كتاب المكاسب ٥ تا پايان معاملات .

٥. حاشيه بر نجاه العباد. ٦ .

٦. تعليقه بر كتاب معاملات وحيد بهبهانى . ٧ .

٧. تعليقه بر كتاب شرح لمعه . ٨

رساله هاى اصول :
١. رساله اى دراجتماع امر و نهى ٩

٢. تقريرات درس اصول شيخ مرتضى انصارى . دوره كامل . ١٠

٣. تعليقات بر فرائدالاصول تاليف شيخ مرتضى انصارى . ١١ .

تقريرات درس ميرزا
١. آقا سيدابراهيم دامغانى خراسانى م ١٢٩١ق .

وى از شاگردان برجسته مرحوم ميرزا و
مباحث فقه واصول وى را تحرير كرده است .

تقريرات فقه وى در كتابخانه آيه الله سيد حسن صدر موجوداست و تقريرات اصولى وى در نزد مرحوم آقا سيد محسن بحرالعلوم موجود بوده است . ١٢

٢. آيه الله علامه ميرزاابراهيم محلاتى شيرازى م ١٣٣٦ق . فزرند مولى محمدعلى .

وى از برزگان شاگردان ميرزا بوده است و علاوه بر درس عمومى در درس خصوصى استاد نيز شركت مى كرده است .از جمله تاليفات وى تقريرات فقه واصول ميرزاست . ١٣

٣. آقا شيخ اسدالله زنجانى ١٢٨٣ ١٣٥٤ق . فرزند ميرزا على اكبر.

وى در سال ١٣٠٠ق . براى بهره ورى از محضر ميرزاى شيرازى به سامراء آمد. علاوه بر درس ميرزا در درس مرحوم سيد محمد فشاركى و پس از وفات ميرزا در درس مرحومميرزا محمدتقى شيرازى شركت كرد واز محضر آن بزرگان بهره گرفت .

آقا بزرگ تهرانى مى نويسد:از وى تقريرات درس فقه واصول به جاى مانده است . ١٤

٤. علامه شيخ باقر زرقاى شيرازى م حدود ١٣٠٨ق .

وى برخى از مباحث استاد خود مرحوم ميرزاى شيرازى را به رشته تحرير درآورده است . ١٥

٥. شيخ باقر شروقى ١٣٣٣ق .آل حيدر.

وى ازافاضل تلاميذ ميرزا بوده و براى برخى از طلاب عرب زبان تدريس مى كرده است .ازايشان تقريرات برخى از مباحث درس ميرزا به جاى مانده است . در سال ١٣٣٣ق . در جهاد با قواى انگليس به شهادت رسيد. ١٦

٦. آقا سيدحسن فرزند سيداسماعيل حسينى قمى حائرى م ؟

وى علاوه بر شركت در درس ميرزا و بهره ورى از محضرايشان از مباحث فقهى واصولى علامه فشاركى و ميرزا محمدتقى شيرازى نيز بهره مند گرديده است .

علاوه بر تقريرات درس مرحوم ميرزاى شيرازى : (قاعده سلطنت واحكام وضعيه قاعده تسامح قاعده لاضرر) التحفه الحسينيه فى احكام الغيبه شرح التبصره و قواعدالحسينيه فى عده قواعد شرعيه از تاليفات آن مرحوم مى باشند.

٧. آيه الله علامه سيد حسن صدر كاظمى ١٣٥٤١٢٧٢ق . مولف تاسيس الشيعه الكرام لعلوم الاسلام .ايشان در سال ١٢٩٧ق . براى كسب دانش به سامراء مهاجرت كرد. تا پايان عمر ميرزا در آن شهر زيست واز محضر ميرزا بهره برد.افزون براين درس مرحوم ميرزا را
براى شاگردان ميرزا بازگو مى كرد.

وى گويا مباحث فقه واصول ميرزا را نگاشته است . ١٨

٨. آيه الله حاج شيخ حسن على تهرانى مشهدى م ١٣٢٥ق .

وى پيش از شروع درس ميرزا فرازهايى از نهج البلاغه را قرائت مى كرد. علاوه بر شركت در درس مرحوم ميرزا براى برخى از طلاب تدريس مى كرد. گاه به جاى ميرزا اقامه جماعت مى كرد.

پس از رحلت مرحوم ميرزا به مشهد مشرف شد و در جامع گوهرشاد اقامه جماعت مى كرد. وى مردى دائم المراقبه زاهد و كثيرالبكاء بود.

علاوه بر تقريرات درس فقه ميرزا ازابتداى بيع تا پايان خيارات معاملات وحيد بهبهانى را تعريب و آراء و فتاوى ميرزا را با آن منطبق كرده بود. ١٩

٩. ميرزا حمدحسين يزدى كرمانى فرزند ملا على اكبر واعظ م ١٣٠٠ق .

وى مدت طولانى از محضر ميرزا بهره برده و تعادل و تراجيح از بحث اصول ايشان را نگاشته است . ٢٠

١٠. آيه الله العظمى حاج آقا رضا همدانى صاحب مصباح الفقيه م ١٣٢٢ق .

از بزرگان مراجع تقليد واعاظم دانشمندان اماميه بود.

در ميان شاگردان ميرزا از نبوغ خاصى برخوردار بود وازاكمل شاگردان او به شمار مى رفت . در زهد و تقوا اعراض از دنيا پرهيزاز رياست و...... بى نظير بود.

از وى تقريرات درس ميرزا از جمله : كتاب البيع بر جاى مانده است . ٢١

١١. شيخ عباس كاشف الغطاء ١٢٥٣ ١٣٢٣ق . فرزند شيخ حسن فرزند آيه الله شيخ جعفر كاشف الغطاء صاحب منهل الغمام فى شرح شرايع الاسلام .

وى پيش از مهاجرت ميرزا به سامراء در سال ١٢٩١ق . مدتها در نجف از محضراستاد استفاده كرده بود.ايشان مباحث الفاظ و تعادل و تراجيح را تحرير كرده است . ٢٢

١٢. آقا شيخ عبدالله زنجانى م ١٣٢٧ق . فرزند آخوند مولى احمد صاحب تسهيل الوصول الى علم الاصول .

وى از محضر بزرگانى همچون : شيخ زين العابدين مازندارنى سيد حسن كوه كمرى و شيخ محمدآل ياسين بهره برده و به مراتب بالاى علمى رسيده بود. به زادگاهش زنجان مراحعيت و در آن جا به مقام مرجعيت دست يافته بود.

قبل از سال ١٣٠٠از مقام و موقعيت خويش كناره گرفت و براى استفاده از محضر
ميرزاى شيرازى رهسپار سامراء شد.

وى تقريرات درس فقه ميرزا را نگاشته است . ٢٣

١٣علامه كبير آخوند مولى على روزدرى م ١٢٩٠ق .

وى پس از تحصيل در حوزه واستفاده از محضر شيخ انصارى در حوزه درس مرحوم ميرزا شركت كرد.ايشان به نمايندگى از سوى ميرزا به تبريز اعزام گرديد.

تقريرات اصول كه به وسيله وى نگاشته شده مورد تحسين و تقديراستاد قرار گرفت . ميرزا شيوه نگارش تتبع در نظرات اصوليون حسن تعبير و شايستگى عبارات و طريق بيان مباحث و مبانى اصولى خود را پسنديده و به شاگردانش فرمان داد تااز آن استنساخ كنند.

خوشبختانه جلداول اين كتاب باارزش براساس سه نسخه : نسخه مولف مورخ ١٢٨١ق .نسخه شيخ محمد حائرى خراسانى مورخ ١٣٠٥ق . نسخه مرحوم آقا سيد عبدالحسين لارى دزفولى ( اين نسخه در دو جلداست . جلد اول آن شامل مباحث الفاظ و جلد دوم آن بحث قطع تا آخر مباحث اصول ( غيرازاستصحاب ) مى باشد.)به وسيله موسسه آل البيت عليهم السلام تحقيق و به چتپ رسيده است . مجلدات ديگر آن به زودى به چاپ خواهد رسيد. ٢٤

١٤. ميرزا محمدعلى شيرازى فرزند ميرزا محب على برادر بزرگتر آيه الله ميرزا محمدتقى شيرازى م ١٣١٩ق .

وى در نجف مدتى طولانى از محضر شيخ انصارى و ميرزاى شيرازى بهره برد و سپس به شيراز برگشت و زعامت آن شهر را به عهده گرفت .

از وى تقريرات فقه واصول درس ميرزا ( البته مشخص نيست كه تقريرات ٢٥.درس ايشان باشد.) به گونه اى نامرتب و تصحيح نشده بر جاى مانده است .

١٥. حاج شيد محمدعلى تنكابنى حسينى م ١٣١٧ق . فرزند سيد محمد صادق .

وى از محضر فاضل ايروانى بهره برده و در سال ١٣٠١ق . براى بهره ورى از محضر ميرزا به سامرال مهاجرت كرده است . پس از شش سال بهره ورى از محضر ميرزاى شيرازى در فقه واصول مجددا به كربلا برگشته واز آن جا به تهران مهاجرت كرده است .

پس از دو سال اقامت در تهران و شركت در درس ميرزاى آشتيانى رهسپار سامراء شد و تا پايان عمر ميرزاازافادات ايشان بهره برد.

از وى تقريرات درس ميرزا واساتيد ديگرش به جاى مانده است . ٢٦

١٦. شهيد شيخ فضل الله نورى ١٣٢٧١٢٥٩ق . صاحب الصحيفه الفائميه .
وى از بزرگان و نخستين شاگردان ميرزا بوده و ميرزا ب او علاقه فراوان داشته است . ميرزا درباره وى گفته است :

ميان من و شيخ فضل الله ضديتى نيست .ايشان خود من و نفس من است .

٢٧. آن بزرگوار در سيزدهم رجب سال ١٣٢٧ق . به جرم دفاع از كيان تشيع و حمايت از قوانين در تهران به دار آويخته شد و به شهادت رسيد.

تقريرات درس اصول ميرزا(بحث مشتق ) نوشته شيخ شهيد در سال ١٣٠٥ق . در تهران به چاپ رسيده است . ٢٨

١٧. آيه الله سيد محمد فشاركى اصفهانى م ١٣١٦ق . فرزندامير قاسم .

وى از نخستين شاگردان ميرزا در نجف اشرف بوده است . قبل از شركت در درس ميرزا كه از سال ١٢٨٦ق . به گونه مستمر و بى وقفه شروع شده از محضر فاضل اردكانى استفاده مى كرده است . در سال ١٢٩١ق . پس از مهاجرت مرحومميرزاا به سامراء وى هم به آن ديار هجرت كرد و تا پايان عمر ميرزا تدريس هم مى كرد و عده اى از شاگردان ميرزا در درس وى شركت مى كردند.از وى تقريرات درس اصول ميرزا بر جاى مانده است . ٢٩

١٨.آيه الله سيد محمد هندى غروى ١٣٢٣١٢٤٢ق . فرزند سيد هاشم صاحب شوارع الاعلام فى شرح شرايع الاسلام .

وى از شاگردان صاحب جواهر و شيخ انصارى بوده است . پس از وفات شيخ به حوزه درس ميرزاى شيرازى روى آورده و در سلك شاگردان ميرزا درآمد.

او علاوه بر پنچاه جلد تاليف و آثار گوناگون مباحث درس فقه ميرزا را نيز به رشته تحرير درآورده است . برخى از عناوين بدين شرح است : كبائر طهارت قضاء خلل الصلوه بيع عبد فرارژ تا پايان خيارات رهن تداخل اغسال زكوه حيض واستحاضه . ٣٠

١٩. آقا شيخ موسى نورى م ١٣٣١ق .

وى خواهرزاده علامه محدث حاج ميرزا حسين نورى است .

پس از ١٣٠٠ق . به سامراء مشرف شده واز محضر ميرزااستفاده كرده و مباحث ايشان را به رشته تحرير درآورده است . پس از ميرزا به نجف رفته و در درس آخوند خراسانى و حاج ميرزا حسين خليلى شركت كرده است .

٣١ ٢٠. سيد مهدى آل حيدر.

وى مدتى كه از محضر ميرزااستفاده مى برده تقريرات درس ايشان را مى نگاشته است . ٣٢
٢١. سيد مهدى حسنى كاظمى م ١٣٣٦ق . فرزند سيداحمد

وى دروس مقدماتى را در كاظمين فرا گرفت . براى ادامه تحصيل به نجف آمد واز محضر شيخ محمدحسين كاظمى و ميرزاى شيرازى بهره برد. پس از مهاجرت ميرزا به سامراء به سامراء رفت و تا پايان عمر ميرزا در آن جا ماند واز محضرايشان بهره برد. پس از رحلت ميرزا به كاظمين برگشت .از جمله تاليفات وى تقريرات درس اصول ميرزا مى باشد.

٣٣ از وى تقريرات درس فقه مرحوم ميرزا (صلوه طهاره و مكاسب ) به جاى مانده است

٣٤ ٢٣. آيه الله سيد هاشم آل بحرالعلوم . م ١٢٥٥ ١٢٨٤ق . فرزند علامه سيد على بحرالعلوم .

وى از شاگردان برجسته ميرزا بوده است . تقريرات وى مورد پسند خاطراستاد واقع شد.ازاين روى به شاگردان خود سفارش مى كرد كه از آن تقريرات استنساخ كنند.

برخى از عناوين تقريرات اصول وى عبارتنداز:

مباحث مقدمه واحب اجزاء دلالت نهى بر فساد مفهوم شرط جواز عمل به عام مبحث قطع حجبت ظواهر.اجماع منقول شهرت فتوائيه مخصصات عام خبر واحد و مبحث ضد.

وى در آغاز كما لو رشد بود كه چشم از جهان فروبست . ٣٥

٢٤. آقا سيد هاشم قزوينى حايرى ١٢٤٣.١٣٢٧ق . فرزند سيد محمدعلى موسوى .

وى سالها در درس عموزاده خود سيدابراهيم حائرى قزوينى صاحب : ضوابط الاصول صاحب جواهر و شيخ انصارى شركت كرده واز محضر آن بزرگان بهره برده است . پس از رحلت شيخ مرتضى انصارى در درس مرحوم ميرزا در سامراء شركت كرد.از وى تقريرات درس فقه ميرزا(ظاهرا) بر جاى مانده است . ٣٦

مجموعه فتاوى ميرزا
١. معاملات وحيد بهبهانى .اين كتاب از فارسى به عربى ترجمه شده و توسط شيخ حسن على تهرانى م ١٣٢٥ق .انطباق داده شده است . ٣٧

٢. مجموعه اى از فتاوى ميرزا به زبان عربى .

نسخه خطى آن در نزد صاحب اعيان الشيعه بوده است . ٣٨
٣. حاشيه بر مناسك حج شيخ مرتضى انصارى به زبان فارسى .

اين كتاب در سال ١٣٠١ با آراء و نظريات ميرزا به چاپ رسيده است . ٣٩

٤. حاشيه بر مناسك حج شيخ مرتضى انصارى به زبان عربى .

اين كتاب در سال ١٣٠١ق . در چاپخانه صبح صادق در عظيم آباد هند به چاپ رسيده است . ٤٠

٥. منهج النجاه

رساله اى است عمليه به زبان فارسى برگرفته شده از فتاوى ميرزا كه مرحوم حاج شيخ على نحفى اصفهانى آن را به صورت پرسش و پاسخ تدوين نموده است .

ايشان دراين كار فقط بر پاسخهايى كه به خط ميرزا و يا به امضاى وى بوده اكتفا كرده است . تاريخ فراغت ١٣٠٤ق .است . نسخه خطى آن در مكتابخانه مرحوم ميرزا موجود بوده است . ٤١

٦. رساله سئوال و پاسخ

اين رساله در برگيرنده ٢٣٦ پرسش و پاسخ است . سئوالهااز طرف شهيد شيخ فضل الله نورى و پاسخهااز طرف ميرزاى شيرازى است .

اين كتاب در سال ١٣٠٥ق . در تهران به چاپ رسيده است . ٤٢

٧. رساله سئوال و جواب يا شصت مساله .

سئوالها توسط حاج شيخ فضل الله نورى طرح شده و مرحوم ميرزا به آنها پاسخ گفته است .

اين رساله به سال ١٣٠٦ق . در ٩٣ صفحه به قطع جيبى در تهران به چاپ رسيده است . درباره اين رساله شيخ شهيد در يادداشتى چنين مى نويسد:

.... سطور دراين اوراق مسائل متفرقه نافعه است كه اين حقير فضل الله نورى دراين مجموعه جمع نمودم و تمام آن مستنسخ از خط شريف جناب مستطاب حجه الاسلام والمسلين سيدناالاستاد ادام الله ظلاله على روس العباد كه در جواب مسائلى كه از نواحى مختلفه مى آوردم مرقوم فرموده اند واگر چه جمله اى ازاين مسائل در رسائل عمليه ايشان بالفارسيه والعربيه مذكوراست لكن چون عين عبارت ايشان نافع است للمقلدين بل المجتهدين زحمت نقل را متحمل شدم به اميداجر و ثواب ان شاءالله ٤٣ .

٨. رساله سئوال و جواب :

اين رساله از كتاب : شصت مساله گسترده تر بوده و در تبريز به چاپ رسيده است . ٤٤

٩. صراط النجاه .

رساله اى است عمليه كه از فتاوى شيخ مرتضى انصارى توسط حاج محمدعلى يزدى
برگرفته شده است .

براين رساله حواشى زيادى از مراجع تقليد درج شده است .

بارها به زبان فارسى چاپ و نشر گرديده است .

نسخه خطى اين كتاب به زبان عربى با حواشى حضرات آيات عظام :

١. حاج ميزرا محمدحسن شيرازى م ١٣١٢ق .

٢. حاج ميرزا حبيب الله رشتى م ١٣١٢ق .

٣. حاج شيخ محمد طه نجف م ١٣٢٣.

در كتابخانه اميرالمومنين ( ع ) در نجف موجوداست . ٤٥

١٠. مجموعه اى از فتاوى ميرزاى شيرازى اين مجموعه به وسيله مرحوم حاج فاضل شيرازى از شاگردان ميرزا گردآورى شده است . ٤٦

شايداين همان رساله اى باشد كه نسخه خطى از آن نزد مرحوم آيه الله سيد محسن امين بوده است . ٤٧

١١. سراج العباد. به زبان فارسى

اين رساله از فتاوى شيخ مرتضى انصارى گردآورى شده كه همراه با حواشى مرحوم ميرزا مكرر به چاپ رسيده است

از جمله چاپهاى آن چاپ سال ١٣٠٢ق . در بمبئى است . ٤٨

١٢. سراج العباد. عربى .

اين رسال تعريب كتاب فوق است . بر آن سه تن از آيات بزرگوار حاشيه دارند:

١. ميرزا محمدحسن حسينى شيرازى .

٢. ميرزا حبيب الله رشتى .

٣. شيخ محمد طه نجف .

علامه تهرانى نسخه خطى آن را در ١٣٢٢ق . مشاهده كرده است . ٤٩

١٣. سرورالعباد

اين كتاب رساله اى است فارسى و جمع آورى شده از فتاوى شيخ انصارى .

اين رساله توسط حاج محمدعلى يزدى گرد آمده واز جمله در سال ١٣٠٢ در بمبئى همراه با حواشى و تعليقات ميرزا به چاپ رسيده است . ٥٠

١٤. طريق النجاه

اين رساله را كه رساله اى است فتوائى و به عنوان سئوال و جواب سيد مهدى يزدى از فتاوى ميرزا گردآورى كرده است .

اين رساله براى بار دوم در لاهور به سال ١٣٠٢ق . به چاپ رسيده است . ٥١

١٥. طريق النجاه فى بيان مرادات (نجاه العباد)

اين كتاب از تاليفات سيد زيين العابدين بن ابوالقاسم طباطبايى تهرانى است . بر آن حواشب شيخ مرتضى انصارى و
جناب ميرزاى شيرازى ديده مى شود.

نسخه خطى آن در كتابخانه ميرزا محمد تهرانى در سامراء موجود بوده است . ٥٢

١٦. مجمع المسائل

اين كتاب را سيداسدالله قزوينى به دستور ميرزاى شيرازى از حواشى كتابهاى : سرورالعباد سراج العباد نجاه العباد صراط النجاه طريق النجاه سئوال و جواب والنخبه مطابق با فتاوى ميرزا تا آخر بحث تيمم گرد آروده است . ٥٣

١٧. حاشيه برالنخيه

اين كتاب تاليف حاج محمدابرهيم كلباسى م ١٢٦١ق . و خلاصه كتاب : ارشادالمسترشدين در عبادات ( غيراز حج ) بوده است .

نخبه همراه با حاشيه جناب ميرزا درسال ١٢٨٩ق . به چاپ رسيده است . ٥٤

١٨. مجمع المسائل

كتابى است فارسى كه توسط ميرزا محمد حسن بن محمدابراهيم جزى اصفهانى مطابق با فتاوى حضرت ميرزاى شيرازى تدوين شده و در ٣٧٢ صفحه با قطع وزيرى به سال ١٣١٠ق . به تصحيح ميرزاى مهدى خراسانى به چاپ رسيده است .

اين كتاب با ترتيبى زيبا و و مشتمل ب رتمام ابواب فقه از تقليد تا ديات و مسائل متفرقه است . براين كتاب چند تن از آيات حاشيه دارند:

١. آخوند مولى محمدكاظم خراسانى م ١٣٢٩ق .

٢. ميرزا محمد تقى شيرازى م ١٣٣٧ق .

٣. سيد محمد كاظم يزدى م ١٣٣٧ق .

٤. سيداسماعيل صدر م ١٣٣٧ق . ٥٥

نسخه اى ازاين كتاب در كتابخانه آيه الله العظمى گلپايگانى با حاشيه هاى آيه الله سيداسماعيل صدر (با رمز صدر. تا صفحه ١٧٦ بحث نمازاحتياط) و آيه الله سيد محمد كاظم يزدى (با رمز محمد كاظم ) ظاهر به خط خودشان است .

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى :
١.ازاين كتاب دو ترجمه موجوداست : ١از حميد تيمورى .انتشارات ميقات . ٢ محمد دزفولى ارشاداسلامى .

٢. هديه الرازى آقا بزرگ تهرانى اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

٣. هديه الرازى بخش پايانى .

مرحوم علامه تهرانى مى نويسد:

آقا سيد محمد تقى اصفهانى از يكى از شاگردان ميرزا نقل نمود كه : زمانى استاد در بحث خارج فقه كتاب شرايع فرمودند:

من اين مباحث علمى را در كتابى كه درباره طهارت و صلوه نگاشته ام به تفصيل آورده ام.

٤. اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.
٥. همان مدرك ج ٥.٣٠٨.

٦.اين كتاب رساله علميه مرحوم جواهر و شامل ابواب : طهاره صلوه احكام امو ات صوم زكاه خمس حج به نام هدايه الناكسين رساله فرائض و مواريث بوده است . الذريعه ج ٢٤.٦٠.

مرحوم ميرزاى شيرازى براى آسان نمودن امور مقلدين خويش براين كتاب حاشيه اى نگاشته اند كه به چاپ رسيده است . ( هديه الرازى فصل آخر اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

( ٧. اين كتاب به زبان فارسى بوده و به چاپ رسيده است . ( اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

( ٨. سيد حسن صدر مى نويسد:

ميرزا دراوان تحصيل در شيراز هماره قبل از حضور در درس روضه را مطالعه كرده و شرح عبارات مشكل و نظراتش را مى نويسد و پس از آن در درس حاضر مى شود. مدتى كه بدين صورت سپرى شد نوشته ها و يادداشتهايى را خدمت استاد آورد.

و پس از بررسى و دقت در نوشته ها بدو گفت :

شيراز ديگر كسى را ندارد كه توازاواستفاده ببرى . لازم است به اصفهان كه امروز دارالعلم است مهاجرت كنى . (ميرزاى شيرازى .٣١ شرح زندگانى ميرزاى شيرازى ٥١٥٠.

( ٩. هديه الرازى اعيان الشيعه ج ٣٠٨٥.

١٠. اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

١١. مرحوم سيد حسن صدر براى علامه تهرانى نقل كرده است :

نوشته هايى را نزدامير مشاهده كردم كه آراء و مبانى خود را ذيل تحققات شيخ يادداشت كرده و شيخ نيز در زير آن نظرات پاسخهاى خويش را به خط خود نوشته بود. سپس ميرچا به طرح پرسش ديگرى پرداخته و باز شيخ به پاسخ گويى پرداخته بود. تمام نوشته ها به همين گونه ادامه داشت .

هنگامى كه ميرزا اين جزوات را به من نشان داد فرمود:

جناب شيخ مرتضى در لحظه هاى آخر عمر از من تقاضا كرد تا در كتاب رسائل تجديدنظر كنم و آن را تنقيح نمايم . با وجود آن كه ايشان چندى بار تكرار فرمودند اما من به دليل احترام به استاد از قبول اين امر سرباز زدم. ( ميرزاى شيرازى .٣٧! شرح زندگانى ميرزاى شيرازى) .٥٣.

استاد عزالدين زنجانى مدظله فرموده اند:

روزى پدرم در نجف به منزل نواده شيخ انصارى وارد مى شوند آقاى سبط مى گويند:

مايليد كه رسائل به خط خود شيخ را مشاهده كنيد.

ايشان اظهار خوشوقتى مى كنند.

آقاى سبط كتاب را مى آورند.

مرحوم پدرم مى بيند كه مطالب كتاب ازاصاله الطهاره به بعد به گونه اى عوض شده كه گويا بازنويسى شده است . وقتى علت را جويا مى شود ايشان مى گويد:اين تغييرات به خواسته شيخ توسط ميرزا محمدحسن شيرازى صورت گرفته است.

١٢. الذريعه ج ٣٦٨ ٣٦٧.٤ كرام البرره ج ١.٥٤.

١٣. همان مدرك ج ٤.٣٦٨ شماره ١٦٠٤ نقباءالبشر ج ١.٢٢.

١٤. الذريعه ج ٣٧١ ٣٧٠.٤نقباءالبشر ج
١.١٤٠.

ناگفته نماند كه علامه تهرانى معين ننموده كه تقريرات از بحث ميرزااستفاده شده و يااز مجلس درس علامه فشاركى .امت از آن جا كه مرحوم فشاركى ازاعاظم شاگردان ميرزا بوده و به احتمال نزديك به يقين در زمان ميرزا همان گفتاراستادش را تقرير مى نموده لذااين تقريرات را مى توان مسفاداز بيانات ميرزا دانست.

١٥. نقباءالبشر ج ١٨٧١.

١٦. اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

١٧. الذريعه ج ٤.٣٧٦ شماره ١٦٣٩ نقباءالبشر ١.٣٨٣.

١٨. شرح زندگى ميرازى شيرازى ٤١.

١٩. الذريعه ج ٤.٣٧٦ شماره١٦٤٣ نقباءالبشر ج ١.٤٥٥ هديه الرازى شماره ١٠٩ اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

٢٠. الذريعه ج ٤.٢٠٣ شماره ١٠١١ نقباءالبشر ج ٢.٦٢١.

٢١. الذريعه ج ٣٧٧٣٧٦.٤ نقباءالبشر ج ٢.٧٧٨ هديه الرازى شماره ١٥٥.

٢٢. الذريعه ج ٢٠٣.٤ نقباءالبشر ج ٣.٩٩٤.

٢٣. نقباءالبشر ج ٣.١١٩٢.

٢٤. الذريعه ج ٤.٢٠٣ شماره ١٠١٣ مجله آئينه پژوهش شماره ١.٣٥.

٢٥. نقباءالبشر ج ٤.١٥١٢.

٢٦. همان مدرك .١٤٤٩.

٢٧. خاطرات مستر همفر ترجمه شيخ حسين لنكرانى مقدمه .

٢٨. الذريعه ج ٤.٣٧٢.

٢٩. اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

٣٠. الذريعه ج ٣٨٦ ٣٨٥.٤ اعيان الشيعه ج ١٠.٨٥.

٣١. هديه الرازى شماره ٣٢٩.

٣٢. همان مدرك شماره ٣٢٨.

٣٣. لعيان الشيعه ج ١٠.١٤٣.

٣٤. هديه الرازى شماره ٣٤٠.

٣٥. رجال سيد بحرالعلوم مقدمه .١١٥.

٣٦. هديه الرازى شماره ٣٦٣.

٣٧. اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

٣٨. همان مدرك .

.٣٩ الذريعه ج ٢٢.٢٧٣.

٤٠. همان مدرك .

٤١. همان مدرك ج ٢٣.١٩٩ شماره ٨٦٢٣.

٤٢. مولفين كتب چاپى ج ٤.٨٦٢.

٤٣. الذريعه ج ١٢.٢٤٨ شماره ١٦٣٢.

٤٤. همان مدرك

٤٥. همان مدرك ج ١٥.٣٩٣٨.

٤٦. هديه الرازى شماره ٢٧٢.

٤٧. اعيان الشيعه ج ٥.٣٠٨.

٤٨. الذريعه ج ١٢.١٥٨ شماره ١٠٦٥.

٤٩. همان مدرك شماره ١٠٥٩.

٥٠. همان مدرك .١٧٥ شماره ١١٦٧.

٥١. همان مدرك ج ١٥.١٦٥ شماره ١١١٣.

٥٢. همان مدرك ج .١٦٩ شماره ١١١٧.

٥٣. همان مدرك ج ٢٠.٤٣ شماره ١٨٤٤.

٥٤. همان مدرك ج ٢٤.٩١٩٠.

٥٥. همان مدرك ج ٢٠.٤٣ ٤٤.