نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - القاب و عناوين ميرزا
در حوزه هاى علميه دانش پژوهان وقتى به مرحله اى از تهذيب نفس و دانش مى رسيده اند از طرف عالمان واساتيدى كه شناخت كافى و وافى از مراتب علمى آنان داشته اند به مناسبت اوصاف والقابى ضميمه نامشان مى شده است .
اين كار بيشتر براى تجليل و قدرانى از زحمات دانش پژوه و يا معرفى او به مردمان و مشخص كردن جايگاه و مقدار دانش و تقواى او بوده است .
از باب نمونه :
به مرحوم كلينى [ ثقة الاسلام] مى گفته اند به اين خاطر كه وى در حفظ نگهدارى آثار اهل بيت و احاديث متبحر بوده است .
به ميرزا حسين نورى شيخ عباس قمى محدث و به مرحوم صدوق رئيس المحدثين مى گفته اند. به مرحوم سيدمحمد مهدى طباطبائى به خاطر گستردگى علم و دانش لقب بحرالعلوم داده بودند. مرحوم حسن بن يوسف حلى از جهت جامعيت در كمالات مختلف و دانش فقهى و كلامى بسيار به [علامه] اشتهار داشته است .
مرحوم طبرسى صاحب مجمع البيان به امين اسلام مرحوم اردبيلى به مقدس مرحوم
شفتى ٢ به حجه الاسلام شيخ طوسى به شيخ الطائفه صاحب كفايه به آخوند ابوالقاسم نجم الدين جعفر بن محمد صاحب شرايع به لحاظ تحقيقات عميق و تيزبينى در مسائل به محقق شهرت يافته اند.
مرحوم ميرزاى شيرازى نيز به خاطر دانش بينش تقوا تلاشهاى سياسى و...القاب واوصافى را عالمان و فرزانگان آشناى به مراتب علمى و تقوايى ايشان ضميمه نام شريف آن بزرگوار كرده اند كه هر يك حكايتگر بعدى ازابعاد شخصيت آن مرحوم است .
از جمله :
١. حجه الاسلام
اين لقب از مشهورترين القاب ميرزاست . تذكره نويسان ازايشان به همين لقب ياد كرده اند. در عنوان رساله هاى عمليه مانند: رساله [نجاه العباد] رساله[ مجمع المسائل] رساله هاى سوال و جواب و... كلمه[ حجه الاسلام] ٣ يا[ حجه الاسلام و آيه الله فى الانام] ٤ به كار برده شده است .
صاحب نجوم السماء كه از معاصرين ميرزا بوده است ازايشان به عنوان : جناب ميرزا سركار حجه الاسلام نام برده است . ٥
همين لقب را مرحوم نورى در خاتمه مستدرك درباره استادش به كار مى برد. كلمه حجه الاسلام به معناى نماينده اسلام و حجت بين خدا و خلق است كه در آن زمان به چهره هاى برجسته حوزه گفته مى شده است .
قبل از ميرزا مرحوم سيد محمدباقر شفتى بيدآبادى از مراجع بزرگ اصفهان مرحوم ملااسدالله بروجردى ٦ متوفاى ١٢٧٠ ه.ق . ملامحمد نراقى مولى محمدتقى ممقانى و... ملقب به اين لقب بوده اند. ٧
از معاصرين ميرزا ميرزاى رشتى و مرحوم ميرحامد حسين موسوى به اين نام شهرت داشته اند. درباره ميرحامد حسين نوشته اند:
[حجه الاسلام والمسلمين لسان الفقها... ميرحامد حسين] ٨
درباره ميرزاى رشتى صاحب تكمله امل الامل صاحب ريحانه الادب نوشته است :
[والفقه والاصول على الميرزيين حجتى الاسلام الميرزا محمد حسن الشيرازى والمحقق الميرزا حبيب الله الرشتى] ٩ .
وى فقه واصول را نزد دو ميرزا و دو حجه الاسلام ميرزاى شيرازى و ميرزاى رشتى تلمذ كرد.
٢. آيه الله
اين لقب نيزاز مناصب بزرگ و عالى حوزه است كه در عصر ما بر زعمانى حوزه و مراجع و مجتهدين گفته مى شود.اولين كسى كه اين لقب درباره اش شده است مرحوم علامه حلى است .
[حسن بن يوسف ...الحلى ... ملقب بجمال الدين و معروف بايه الله فى العالمين] ١٠ .
درباره ميرزاى شيرازى نيز گفته شده است . در ديباچه رساله مجمع المسائل كه با حواشى عموم تلامذه و علماى بعداز ميرزا مزين شده است از ميرزا به عنوان :[ آيه الله على الانام] نام برده شده است .
مرحوم آقابزرگ نيز از ميرزا به عنوان :[ الايه العظمى و الحجه الكبرى] ياد مى كند و مرحوم ميرزاى نائينى نيزازاستاد خويش با عنوان آيه الله ياد مى كند:
حضرت آيه الله العظمى سيدناالاستادالعلامه آقاى ميرزا شيرازى ... ١١
٣. مجدد
محدد به معناى تجديد كننده دين واحياءگر شريعت از مشهورترين القاب ميرزاست .
مرحوم آقا بزرگ تهرانى به طور مكرر از ميرزا به عنوان مجدد نام مى برد. در عنوان رساله اى كه درباره ميرزا نوشته آورده است :
[ هديه الرازى الى الامام المجددالشيرازى]
در ديباچه رساله نوشته است :
فى ترجمه احوال سيدناالمجدد فى راس المائه الاخيره ... والمجدد للدين المله فى راس القرن الثالث عشر و مربى الفقهاءالقرن الرابع ١٢.عشر حامى بيضه الاسلام حافظ شرع سيدالانام ماجى آثارالفجره الطعام .
هديه ناچيزى است ... در شرح حال سيد مجدد آيت عظمى و مجدد دين و امت در قرن سيزدهم و پرورش دهنده فقهاى قرون چهاردهم . حامى اسلام حافظ شرع پيامبراكرم (ص ) از ميان بردارنده آثار فاسقان واوباش .
مرحوم حرزالدين در معارف الرجال بارهااز ميرزا به عنوان : [مجدد] ياد كرده است .از باب نمونه دراحوالات سيدمهدى بوشهرى مى نويسد:
[در بحث مجدد ميرزا محمدحسن شيرازى حاضر شد] ١٣ .
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى در علت اشتهار ميرزا به مجدد مى نويسد:
[مشهور ميان مسلمين چنين است كه : خداوند متعال در پايان هر قرنى يك مجدد يعنى تجديد كننده براى دين اسلام مى فرستد تا آن را حياتى ديگر بخشد و به مسلمين عزت دهد. همين طور براى هر قرنى مجددى است تا اين كه به پايان سيزدهم مى رسد كه مجدداين قرن مرحوم ميرزاى شيرازى است] ١٤ .
اين حديث گر چه از نظر سند و دلت در نظر حديث شناسان شيعه تمام نيست ولى از جهت اين كه مجدد به معناى احياءگر
حيات بخش و زنده كننده دين و ملت است مى توان اصل مجدد دين را تاييد كرد.اين تعبير را درباره امام حسين ( ع ) هم داريم زيرااو دين اسلام و شريعت پيامبر(ص ) رااز مردن نجات بخشيد ١٥ واحكام الهى راازاندراس و كهنگى رهانيد.
درباره عالمان دين چنين گفته اند:
[فان فينااهل البيت فى كل خلف عدولا ينفون عنه تحريف الغالين و انتهال المبطلين و تاويل الجاهلين] ١٦ .
از خاندان ما در هر نسلى جماعتى هستند كه تحريف اهل غلو رااز دين مى زدايند و نيز دعواى اهل باطلى را كه مردم را به سوى خود مى خوانند و همچنين تاويل و تفسير نادانان رااز دين دور مى سازند.
ميرزا به اين معنا مجدد دين واحياءگراست زيرا به حوزه هاى دينى حيات تازه بخشيد انسانهاى بى روح و بسان مردگان را به حركت واداشت و دين رااز دست منحرفان و كسانى كه باعث ذلت مسلمانان شده بودند نجات بخشيد دستورات از ياد رفته اسلام را زنده كرد و به واژگان : جهاد، [نهى از منكر] [ ظلم ستيزى] [غيرت دينى] [ وحدت] [ايثار] و... معنايى تازه بخشيد.
مرحوم شيخ حسن كربلايى در مورد نهضت تنباكو مى نويسد:
[ اين شد كه خلق ايران از عالم و عامى دراين خصوص روى استغاثه به حضرت رئيس علماى ملت بردند. رئيس علماى ملت پناه واميد اسلاميان حضرت حجه الاسلام آيه الله فى العالمين آقاى حاج ميرزا محمدحسن ارواحنا فداه كه وجود مسعود مباركشان دين قويم اسلام را در صدراين ماثه ركن اقوم و عماداعظم است] ٤٧ .
مرحوم ثقه الاسلام ميرزا حسين نورى از ميرزااين گونه تجليل مى كند:
[سيد سند حجه الاسلام نادره الايام استاد رهبران بشر مجدد مذهب در قرن سيزدهم و رهبر مطاع] ١٨ .
در رثاى آن بزرگوار شاعران عرب مرثيه ها سروده اند.افزون براين در بسيارى از مراثى كه در مجلس ختم بزرگان مرثيه سرايان مى سروده اند به عنوان ختامه مسك از ميرزا به القاب مختلف ياد مى كرده اند از جمله :
مجدالله محيى الاسلام احياءگر علوم روشنگر طريق دانش هدايتگر دانش پژوهان .
مرحوم سيدمحسن امين درباره مرحو ميرزا سروده است :
محمدحسن احبرالذى سمكت له مفاخره فوق السماء درجااحياء معالم دين الله ماتركتفيها هدايته امتا و لاعوجا
من للوفودالاولى زجوار واحلهملباب جودك لايبغون منعرجامن مرمل يبتغى من كربه فرجاراى يمينك تهمى بالندى فرجااون يروم على اعدائه فلجا الفاك حصنا منيعا فى الورى فلجا ويا يتامى الورى الاتى نعمت بهذوى ربيعك فاقتاتى اسى وشجىمن للعلوم التى او ضحت منهجها يحمى حماها و ينفى الهرج والمرجاوحجه الله فيناان مضت فلقد ابقى الاله لنا من بعدها حججا هذا محمد قداحيا بهمته ميت العلوم و منهاج الهدى نهجا ١٩
محمد حسن دانشمندى دراوج وافتخاراتى برتراز آسمان .
نشانه هاى دين را زنده كرد و در هدايتگريش نفى و سستى ره نيافت .
كجايند كاروانهايى كه در كنارش آرامش يابند و در خانه اش بيارامند.
كو آن افسرده اى كه اندوهش را پايانى باشد و در پرتو قدرتش برايش گشايشى باشد.
و آن كس كه از دشمنانش به تنگ آمده و در پناه محكم تو آسوده گردد.
و آن يتيمانى كه در پرتو رحمت تو پرورش يافته و رشد يابند.
و آن دانشهايى كه تو روشهاى آنها را روشن ساختى .
و در پناه تو رشد يافت واز هرج و مرج رهايى يافت .
و حجت خداونداگراز ميان ما رفت
خداوند برايمان حجتهايى باقى گذاشته است .
امام
ازالقاب ديگرى كه بزرگان علم وادب براى ميرزا گفته اند لقب [ امام] است .امام به معنى لغوى كلمه يعنى رهبر و پيشوا و آن كس كه درامر دين و دنياى مردم زعامت دارد و جلوداراست .
مرحوم آقا بزرگ تهرانى كتاب خويش را به[ الامام المجدد] و[ الامام العلامه] هديه نموده واز ميرزا به عنوان امام و رهبر نام برده است .
دراشعار عالمان بزرگ اهل بيت نيز از ميرزا به لفظامام ياد شده است .
شاعر بزرگ شيعى سيدجعفر حلى در رثاى ميرزا سروده است :
بمن يقيل عشارا بعدك الزمنو من سواك على الاسلام يوتمنانى تقوم لدين الله قائمه و ليس فيهاالامام السيدالحسن
لاصح بعدك جنب لان مضجعهولا راى الصبح طرف زاره الوسنماسرت وحدك فى نعش حملت بهبل انت والعدل والتوحيد مقترن ٢٠
به چه كسى شكافها و مصيبتها پرشود و چه كسى بعداز تواسلام را امين باشد.
كجا براى دين خدا پرچمى افراشته گردد در حالى كه امام سيدحسن در آن نباشد.
بعداز تو آرامگاهى كه انسان را در كنار گيرد نبوده و سپيده كنارى كه سواران به زيارتش شتابند نخواهد ديد.
تو در تابوت تنهاسفر نكردى كه با تو عدالت و توحيد همراه بودند.
شيخ على كاشف الغطاء نيز در قصيده اى از ميرزا به عنوان امام ياد كرده است :
نعيت امام المسلمين و كهفهاو ندبا قامت تعج النوادب نعيت فتى قد طبق الكون رزوه مشارق منه اظلمت و مغارب ٢١
رهبر و پناه مسلمانان در خاك رفت و در عزايش گريه ها بلند شد.
جوانمردى به خاك رفت كه ماتمش همه هستى را پر كرد. و مشرقها و مغربها در تاريكى فرو رفت .
مرحوم سيدمحسن امين در تذكره ميرزا مى نويسد:
كان اماما عالما فقيها ماهرا. ٢٢
اوامام بود عالم و فقيهى ماهر.
بحق لفظ عالم و پيشوا زيبنده ميرزا بود چرا كه در همه علوم و دانشهااستاد و دراموراجتماعى و سياسى پيشوا و جلودار مردم بود. وقارى پيامبرگونه داشت و فكرى نافذ واز شجاعتى بى نظير برخوردار بود. سلاطين عالم از وى حساب مى بردند و صولتش بر دولت عثمانى نيز سايه افكنده بود.
در قضيه اى حكومت سامراء راانذار مى كند:
[وانذرالميرزا حكومه سامراء] ٢٣
در ميان مردم از نفوذ كلام برخوردار بود:
[در مذهب شيعه هيچ زعيمى ديده نشده است كه تا بدين حد نفوذ كلام داشته و مورداطاعت مردم باشد] ٢٤ .
عالمان و بزرگان دين در مقابلش سرتسليم فرود آورده و همگى در اجراى اوامرش در فرمان بودند.
ميرزاى آشتيانى مى گويد:
[مثل حكم جناب حجه الاسلام ميرزا ادام الله ظله العالى حكم حجت امام عصر( ع ) است بر خلق و نقض حكم ايشان نقض حكم امام ( ع ) است و وسوسه بودن حكم از جناب ايشان مثل وسوسه در قرآن است] ٢٥ .
مرحوم كربلائى مى نويسد:
اين منصب بزرگ سرحددارى اسلام واين مرتبه جليله نيابت امام امروزه در زير
آسمان و روى اين زمين همان شخص يگانه جنابشان را مسلم آفاق است و بس ... عهده حضرتشان را حتم و لازم افتاد كه فريادرسى اسلام واسلاميان را...تصميم گرفته و عز فرموده ٢٦ ...
و علماءايران در پاسخ شاه كه از آنان مخالفت با ميرزا را خواسته بود نوشتند:
شما خود مى دانيد كه دراين منع ما را از هيچ رو مدخليتى نبوده و نيست .از جانب رفيع الجوانب حضرت حجه الاسلام كه نايب امام و حكم جنابش درباره مجتهد و مقلد نافذ و واجب الاتباع است در سر من راى حكمى به منع استعمال دخانيات شرف صدور يافته واين حكم به مجرد رسيدن در كمتراز نيمروز دراين بلد در همه جا شايع و همه كس اطاعت نموده ما نيز دراين خصوص مانند ساير مردم اطاعت نموديم .
٢٧ اين همه بر عظمت و مكانت بلند ميرزا و شايستگى وى براى امامت و رهبرى امت اسلام دلالت دارد.او نيز با جلودارى خردمندانه خويش ملت را رهبرى كرد و به اسلام و مسلمين عظمت بخشيد.
مقاله را با ذكر جملاتى از قصيده ميرزا حبيب الله خراسانى كه درباره على ( ع ) سروده وابياتى از آن را به ميرزاى شيرازى اختصاص داده است به پايان مى بريم :
الحق اين تهنيت دلكش واين نظم بديع در خور بزمگه حضرت محيى السنن است .
مهبط نور هدى بحركرم كوه وقارصدف معرفت و صدق كه نامش حسن است . دوحه گلشن دين سرو گلستان وجود آن كه بر خلق زحق منتخب و منتجب است .نه منم قابل مدح و نه تويى مايل مدح چكنم قافيه امروز به نام حسن است هر زمان نام تو در قافيه تكرار كنم زان كه نامت به مثل چاشنى شعر من است . ٢٨
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
٢. قصص العلماء .١٣٥.
٣. رساله عمليه نجاه العباد.
٤. مجمع المسائل مقدمه .
٥. نجوم السماء ج ٢.١٥٠.
٦. همان مدرك ج ١.١١٠.
٧. تاريخ رجال ايران ج ٦.٤١.
٨. ريحانه الادب ج ٢.٤٣٢.
٩. تكمله امل الامل .١٦١.
١٠. قصص العلماء .٣٥٥.
١١. تنبيه الامه .١٠٤.
١٢. هديه الرازى /٠١
١٣. معارف الرجال ج ٣.١٣٤.
١٤. نقباءالبشر ج ١.٤٤٠ پاورقى .
١٥. مفاتيح الجنان زيارتهاى امام حسين ( ع ) بويژه زيارت امام حسين در عيد فطر و قربان .
١٦. اصول كافى ج ١.٣٢.
١٧. قرارداد رژى .٣٢.
١٨. خاتمه مستدرك ٨٧٨.
١٩. اعيان الشيعه طبع جديد ج ٥.٣٠٩ جزء ٢٣.
٢٠. همان مدرك .
٢١. همان مدرك .
٢٢. همان مدرك .٣٠٤.
٢٣. معارف الرجال ج ٢.١٢٢. يكى از سادات نجف تحت تعقيب حكومت عثمانى قرار گرفته بود و بيم جانش بود. وى به ميرزا پناهنده شد. ميرزا به حفاظت از وى اقدام كرد و حكومت را تهديد كرد. بدين وسيله جان وى محفوظ ماند و سيد به ايران آمد.
٢٤. ميرزاى شيرازى .٤٣.اين كتاب ترجمه هديه الرازى الى الامام المجددالشيرازى نوشته آقابزرگ تهرانى است كه توسط وزارت ارشاد ترجمه شده است .
٢٥. تاريخ بيدارى ايرانيان ج ١.٣٥.
٢٦. قرارداد رژى .٣٢.
٢٧. تحريم تنباكو تيمورى .١٢٢.
٢٨. شيخ آقابزرگ محمدرضا حكيمى .٣٣ به نقل از ديوان حاج ميرزا حبيب خراسانى .٣٠٩.