نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - مصاحبه با تنى چند از بانوان فاضل ومدرس حوزه علميه قم

مصاحبه با تنى چند از بانوان فاضل ومدرس حوزه علميه قم


بانوان همه جا و همه وقت حساسى در جامعه ها داشته اند: در ذهنيت و فضاى فكرى و فرهنگى جامعه در تحولات سياسى اجتماعى در عرصه هاى اقتصادى و حتى در رويدادهاى نظامى . همه ابعاداجتماعى از حضور موثر و مستقيم و يا پنهان و غيرمستقيم اينان متاثر مى باشد. متاسفانه در جامعه ما هنوز به نقش محورى زن در حد مطلوب توجه نشده است .

ما براين باوريم كه : در حيطه مسائل فرهنگى نقش و جايگاه اجتماعى زنان يكى از مهمترين زمينه هاى هر تحول اساسى است حتى نه به دليل اين كه مثلا چون عامل سلامت و رشد كودك هستند بلكه بايستى مستقيما مورد توجه جدى و هدف برنامه ها باشند. ديرى است كه[ حوزه] در طرح
افكار و نظريات اساتيد وانديشه وران حوزه هاى دينى خواهران وانعكاس خواسته ها و پيامشان احساس وظيفه مى نمود و براين باور بود كه بايد:موفقيتها و كمبودهاى اين نهاد مقدس را براى دست يابى به آينده اى مطلوب از زبان خود آنان بشنود و عرضه كند. آمدن دى ماه و ميلاد حضرت زهراء[ س] و روز زن را مغتنم دانستيم و بر آن شديم كه بااين [ غريب آشنا] آشنا شويم و چه بهتراين بار حرف دل آنان رااز زبان خود آنان بشنويم . دراين شماره با صاحب نظرانى كه همگى خوداز پيشگامان در تاسيس و راه اندازى اين جريان مبارك بوده و هم اكنون نيزاز مسؤولين و مدرسين سطوح بالاى دروس حوزه اى مى باشند و بعضا در زمان ستم شاهى دراثر روشن نگرى و روشنگرى ممنوع ازايراد خطابه گرديده اند به گفتگو مى نشينيم سخن و شركت اينان دراين مصاحبه خود گواهى است بر روشن ضميرى واعتقاد به اهميت حضور فرهنگى زن مسلمان در جامعه اسلامى .

تذكر: جوابهايى كه با عنوان جامعه الزهراء آمده است حاصل كوشش تنى چنداز خواهران مسؤول و صاحب نظر جامعه الزهراءاست كه با درخواست خودشان از آوردن اسامى خوددارى شد.

[حوزه]
حوزه : ضرورت تفقه دراين را براى بانوان چگونه تبيين مى نماييد؟
خانم صفاتى : آيا تفقه در دين براى بانوان ضرورت دارد؟ و حتى آيا مى توانند به عنوان مجتهداعلم و مرجع تقليد مطرح باشند؟

براى پاسخ به اين سوال به اين سوال بايد برگرديم و متون اسلامى را ببينيم . آيا دلائلى كه دراين زمينه اقامه شده رساست ؟ وانصراف از زن دارد؟ به گونه اى كه بگويند: زن اگر مجتهد واعلم باشد نمى توان ازاو تقليد نمود گر چه در بين آقايان شخصى واجد شرايط نباشد؟ يكى از دلائل دراين مورد بناى عقلاست . مبناى بناى عقلا: رجوع جاهل به عالم است .اين بنا مفيد نيست اطلاق دارد. قيد نشده است كه عالم حتما بايستى مرد باشد.

روايت معروف :[ من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه] اطلاق دارد. حضرت مى فرمايد :[من كان] ( هر كس ) قيدى نزده اند. طبق اين روايت اگر چنين شرايطى در يك فرد وجود داشته باشد مرجع عالم است و مى توان ازاو تقليد كرد.

مرحوم آيه الله حكيم در كتاب مستمسك كه حاشيه اى است بر عروه الوثقى مى نويسد:

[ وامااعتبارالرجوله فهوايضا كسابقه عندالعقلا و ليس عليه دليل ظاهر غير دعوى انصراف اطلاقات الادله الى الرجال و اختصاص بعضها به لكن لوسلم فليس بحيث يصلح رادعا عن بناءالعقلاء و كانه لذلك افتى بعض المحققين بجواز تقليدالانثى].

اطلاقات اوليه هم زن و هم مرد را شامل مى شود. نمى توانيم بناى عقلا را قيد بزنيم . و شايد به اين دليل بعضى از محققين فتوا داده اند كه :[ يجوز تقليدالاثنى] تقليداز زن جايزاست . يكى ديگراز فقها كه شرحى براين مساله عروه نگاشته اند پس از نقل رواياتى كه در حول و حوش اين موضوع آمده است مى نويسد: روايات مطلق است و شامل زن و مرد مى گردد:
[بل مقتضى الاطلاقات و سيره العقلانيه عدم الفرق بين الاثاث وارجال].

اما دليل اين كه زن نتواند مرجع عام باشد گفته اند: مذاق شارع اينگونه است كه زن به دوراز دسترس و تيررس مردان باشد و بيشتر به امور خانه و تربيت فرزندان بپردازد. مرجعيت كار بزرگ و دشوارى است و بانوان نمى تواننداز عهده اين مهم برآيند.

آيااين موانع مى تواند آن اطلاقات ادله را قيد بزند؟ پر واضح است كه نمى تواند قيد بزند.اينها قيد زننده ادله نيست .

من مثالى عرض مى كنم :اگر زنى در رشته پزشكى تخصص پيدا كرد واز همه متخصصين اين فن برتر شد آيا مى توان گفت : رجوع به اين خانم براى آقايان جايز نيست ؟ مسلم حرام نبوده بلكه لازم و ضرورى است .اين طبق همان اصل عقلايى رجوع جاهل به عالم است . روى اين مبناست كه مى گوييم اگر زنى در دانش دين و فقه اعلم شد از همه آقايان در بعد علمى فقهى موقعيت والاترى پيدا كرد چه اشكالى دارد كه مرجع عموم شود؟امروز از طريق رسانه ها تلفن و تلكس مى توان با مردم در تماس بود بنابراين تبعاتى هم ندارد. پس اگر زنى جامع الشرائط بود دليلى بر نفى تقليد ازاو نداريم خصوصا تقليد نسوان از نسوان كه دراين باره مواردى در تاريخ ذكر شده است كه به نظريات فقهى آنان برخى عمل مى كرده اند.

غرض از پرداختن به اين بحث اين بود كه : زن مى توان در ثفقه عاليترين مرتبه را به دست آورد و زمينه رشد و شكوفايى دراين بعد را دين و مذهب براى او مهيا كرده است .اين ما هستيم كه به مذاق خودمان مسائل را تحليل و بررسى مى كنيم . (واما ضرورت تفقه كه در سؤال آمده است در پاسخهاى بعدى مشخص مى شود).

جامعه الزهراء:اگر منظوراز تفقه در دين مفهوم لغوى آن و ديدگاه آيات و روايات باشد نمى توان به يه يا روايتى برخورد كرد كه تفقه را منحصرااز وظائف گروه خاصى قرار داده باشد و بانوان را مستثنى كرده باشد وامااگر مراداز تفقه معنى و مفهوم مصطلاح و حوزوى آن است كه باز به همان جهتى كه مطرح شد تحصيل علم در زمينه فقه نمى تواند منحصر به گروه خاصى باشد زيرا معنى
اصطلاحى مورداشاره نيز مصداقى از تفقه در دين است البته بخشى ارزنده و مفيداز آن . اگر فقه تمامى شوون فردى واجتماعى واز گهواره تا گور در همه زمينه هاى فرهنگى واقتصادى و با همه ابعاد به عنوان ميزان و وسيله اى الهى روشنگر راه انسان است واحكام خداوند را در فروع معين مى كند واز طرفى گروه نسوان به عنوان نيمى از جامعه بشرى و عضوى ازاعضاى خانواده واجتماع مثل سايرافراد مكلف به اجراى احكام نورانى اسلامى باشند ازاين روى وظيفه دارند به اندازه وسع در همه ابعاد دين تفقه نمايند.

بطور كلى در عمده زمينه ها و موارد وظائف و تكاليف فردى واجتماعى زن و مرد يكى است و فقط به خاطراختف در خلقت جسمانى آنان كه خداوند حكيم براساس حكمت بالغه اش آن را وضع كرده در برخى زمينه هااحكام ويژه اى براى هر كدام ازاين دو گروه قرار داده است .

اما موضوع تحصيل علم و كسب معارف اسلامى و آموختن آن به ديگران هيچ گاه مختص گروهى خاص نيست بلكه طبق برخى آيات و روايات برزن و مرد فراگيرى دانش ضرورى است . بديهى است كه راه تعالى براى انسان چه زن و چه مرد باز و گسترده است و تعالى انسان ميسر نيست مگر با استفاده از دو بازوى : تزكيه و تعليم همچنانكه قرآن مجيد فرموده است . پس اگر تحصيل علم ويژه آقايان باشد معنايش اين است كه يكى از راههاى وصول به هدف كه همان قرب الله باشد به روى بانوان مسدود گشته باشد در حالى كه اين خلاف صريح آيات و روايات ماثوره مى باشد كه تمامى طرق رسيدن به كمال را براى همه آحاد بشر تبيين و تشريح فرموده اند.

خانم مقتدائى : آن طور كه از آيات و روايات متعدد روشن مى شود تفقه در دين بينش و آگاهى دقيق و عميق نسبت به وظائف انسانى پيدا كردن براى هر فردى اعم از زن و مرد لازم و ضرورى است و هيچ جاى معارف اسلامى استثنايى جهت تحصيل علم براى جنس يا گروه و يا طبقه خاصى قائل نشده اند. و به دليل دقيق بودن راه وصول الى الله و طى مسير كمال كه مستلزم معرفت و آگاهى عميق است هر
كس از هر جنس كه داراى شناخت بيشترى مى باشد به مراتب كمال انسانى نزديكتراست. حتى از آن جهت كه گروه خواهران تربيت فرزندان را (كه بخش مهمى از آنان گروه مردان را تشكيل مى دهد) به عهده دارند و در واقع سازنده جامعه و تاريخ مى باشند ضرورت تفقه ايشان اگر بيشتر نباشد كمتر نيست .اگر معناى اصطلاحى فقيه را كه مرجع تقليد شدن باشد هم در نظر بگيريم به حكم معناى اصطلاحى فقيه را كه مرجع تقليد شدن باشد هم در نظر بگيريم به حكم اين كه هر كس يا بايد مقلد باشد يا مقلد بانوان مى توانند به درجه اجتهاد برسند و در تشخيص احكام خود صاحب نظر باشنداما بنابراحترام خاصى كه براساس كيفيت خلقت اين جنس دراسلام مورد نظراست خانمهاازاين كه مرجع ديگران اعم از زن و مرد باشد ممانعت شده اند.

خانم انصارى : توجه به چند مساله ضرورت تفقه در دين را روشن مى نمايد:

١.اصل راهنمايى موجودات به سوى كمال ازاصول كلى و عمومى نظام آفرينش است و دراين ميان انسان موجودى است انتخابگر فقه به منزله دستوراتى است كه خطوط اصلى و كلى حركت را ترسيم و طريق پويندگى براى ايصال الى الله را مشخص مى گرداند. فقه چون قله رفيع و قلعه استوارى است كه فقيه رااز مخاطرات و آسيبها حفظ مى كند واو را در حصارامنيت و سلامت قرار مى دهد. بر همين اساس است كه امام صادق[ ع] در دين رااز شرايط تكامل نهايى انسان دانسته است .

٢. نقش اساسى زن در بنيان شخصيت و فكر كودكان و بالمال جامعه يك تاثير زيربنايى واصولى است و مى توان براساس بررسى ها و تجربيات به عمل آمده ادعا نمود كه :[ زن جهت بخش اجتماع است و فلاح و فساد جامعه تا حدود زيادى بر آگاهى و معرفت و تفقه زن بستگى دارد].

٣. آياتى از قرآن تفقه دينى را براى مرد و زن ضرورى دانسته است :

ما كان المومنون لينفروا و كافه فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوااليهم لعلهم يحذرون . ٤
نمى شود كه مردمان مومن همه (براى جهاد يا طلب علم ) بسيج شوند بنابراين چرا
نبايداز هر گروه ازايشان تنى چند بسيج شوند و بكوشند تا دانش دين بياموزند و هنگامى كه بازگشتند قوم خود را بيم واندرز دهند (بياگاهانند) باشد كه آنان نيزاز نافرمانى خدا حذر كنند.

نص آيه[ نفر] ضرورت تفقه دراين را براى همگان چه مرد و چه زن بيان مى كند. گر چه فعل[ ليتفقهوا] صيغه مذكراست اما آيه هر دو گروه را منظور دارد زيرا در لسان عرب تنها در صورتى براى مردان و زنان صيغه مخصوص مذكر و يا مونث به كار برده مى شود كه آن دو در برابر هم قرار بگيرند و گرنه براى شمول هر دو گروه از صيغه مذكر استفاده مى شود كه در قرآن مجيد نمونه هاى زيادى داريم .

همچنين آياتى همانند

والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر .

مردان و زنان باايمان ياران يكديگرند كارهاى پسنديده راامر و كارهاى ناپسند را نهى مى كنند.

شناخت موارد معروف و منكر از شرايط امر به معروف و نهى از منكر مى باشد و هر چقدر كه اين شناخت اجتهادى و عميق باشد آن دو واجب كاملتر و بهترانجام مى شود.

تذكراين نكته لازم است كه : فقه را نمى توان منحصر به يك سرى احكام مدون محدود دانست بلكه دامنه آن وسيع و شامل تمام علوم و معارفى مى شود كه دانستن و عمل بدان رستگارى انسان نقش تعيين كننده دارد و شامل مسائل حكومتى و سياسى واجتماعى واقتصادى نيز مى گردد.

حوزه : چه برنامه و پيشنهادى در رابطه با آموزش بانوان مشغول به تحصيل در حوزه هاى علميه داريد؟.
خانم صفاتى :اگر خانمى داراى چند فرزند باشد و در عين حال مشغول تدريس و
تحصيل و كارهاى اجتماعى باشد انصافا جمعش كار دشوارى است . البته توصيه من به خواهران اين است كه :اول خوب درس بخوانند بعد ازدواج كنند ولى نگذراند زياد طولانى شود واز كار بگذرد. فرصت قبل ازازدواج را براى تحصيل خيلى غنيمت بدانند.

آيا جمع بين خانه دارى واداره فرزندان و كارهاى اجتماعى و تحصيل امكان دارد يا نه ؟

اولا بايد نظم وانضباط خاصى در زندگى حكمفرما باشد چون دراين صورت است كه انسان به همه كارهايش مى رسد. پس از نظم مسئله فداكارى همسراست . مرد براى زنى كه اين همه فعاليت مى خواهد داشته باشد بايد فداكارى كند.اگر بخواهد همكارى نكند و توقعات وانتظاراتى داشته باشد طبيعى است كه اين خانم نمى تواند درس بخواند.البته خانمها هم نبايداز زيربار مسؤوليت در روند بايد مسؤوليتشان را خوب انجام دهند. خانمها تجملات و كارهاى تشريفاتى و ميهمانيهاى كذايى را كه اتلاف وقت است كنار بگذارند. و تنها در حد ضرورت به اين امور بپردازند.البته توصيه من به خواهران اين است كه : حتماامور فرزندانشان را در راس كارها قرار بدهند.امور فرزندان اعم از مسائل اخلاقى تربيتى و مادى از قبيل : تحصيل تغذيه و بهداشت . خلاصه با نظم وانضباط و فداكارى زن و مرد كنار گذاشتن تشريفات واكتفا كردن و ضروريات زندگى و در راس قرار دادن كار فرزندان و شوهردارى و در عين حال توفيق واستمداداز پروردگار متعال .

خانم انصارى : توجه به علم و دانش و مسؤوليت خانواده هر دو مهم و اساسى و شايان توجه مى باشد. يك زن با فضيلت بهتر مى تواند چراخ خانه و جامعه را به حركت در آورد و صفا و گرمى خانواده در گرو تعهد متقابل شوهر و زن است . در جامعه كنونى نياز مبرم به افراد تحصيل كرده و آگاه به معارف اسلامى كاملا محسوس است . در صورتى كه خواهرى توانايى انجام مسؤوليتى را داشته باشد و وظيفه خود راانجام ندهد نمى تواند خود را متعهد و پيرو حضرت زهرا[س] بداند. بالاخره پذيرش كار و مسؤوليت و تحصيل علم و دانش و حضور در صحنه اجتماع
توسط زن و شوهر بايد در حد معقول و متناسب با وضعيت روحى و جسمى و خانوادگى آنان باشد.

جامعه الزهراء: با توجه به فرصت كم خانمهاى مشغول به تحصيل و مشغله هاى زندگى در جهت كارآيى آنان مى توان به نكاتى اشاره كرد.

١.انتخاب يك نوع زندگى به قول حضرت امام رضوان الله تعالى عليه كسب زى طلبگى و كنار گذاشتن تشريفات زيرا تشريفات و تجملات در زندگى نه تنهاانسان رااز فعاليتهاى اجتماعى باز مى دارد بلكه مانع از تربيت فرزندان صالح وانجام وظائف ذاتى ايشان مى باشد.

٢.رعايت يك نوع برنامه معتدل و منظم بطورى كه با وظايفشان نسبت به خانواده و تربيت فرزندان و كسب علم تداخل پيدا نكند بلكه هر كدام در جهت رشد و پربار كردن ديگرى باشد.

٣. توجه به استعداد ويژه بانوان : نگاهى كوتاه به فعاليت علمى بانوان در رشته هاى مختلف و در دانشگاههاى گوناگون نشان مى دهد كه اگر شرايطى براى تحصيل بانوان گر چه با حداقل امكانات فراهم باشد بانوان در زمينه هاى تحصيلى موقعيتى كمتراز آقايان به دست نمى آورند بكله تجربه ثابت كرده است كه در برخى از موارد موفق تر هم بوده اند زيرا داراى روح لطيف واحساسات قوى هستند واين امر كمك مى كند كه آنان در جهت تعالى موفق باشند لذا بانوان بايستى به اين استعداد خاص خود توجه بيشتر كنند واز آن بهره بردارى لازم را بنمايند.

٤. توجه بيشتر به كارهاى جمعى و گروهى : زيرا تحقيقات و پژوهشهاى علمى اگر به صورت جمعى باشد مى توان قسمت عمده اى از مشكلات كه ويژه خواهران و زندگى خاص آنهاست بر طرف كند و در بازدهى كار آنان سرعت ببخشد.

٥. در صورتى كه يكى ازاعضاى خانواده از نظر علمى داراى صلاحيت باشد بانوان مى توانندازاين طريق با تبادل افكار و همكارى در زمينه هاى مختلف علمى و پژوهشى بطور مستقيم و غيرمستقيم علاوه بر نشراندوخته هاى علمى خود در جهت پويايى فعاليتهاى فكرى خويش گام بردارند.
حوزه : آيا شيوه فعلى مديريت حوزه هاى علميه خواهران را براى آموزش و شكوفايى استعدادهاى عظيم آنان كاى مى دانيد؟
خانم صفاتى : با تجربه اى كه داريم به نظر من عمر تحصيلى كوتاه خيلى ثمر ندارد واقعا خواهران روى تصميم گيرى و هدف صحيح جدى بيايند به ميدان و مدتى را درس بخوانند. درسها بايستى به شكل تخصصى در بيايد البته پس از گذارندن دوره اى در تحصيلات عمومى :ادبى فلسفى منطق اصول فقه و آشنايى با نهج البلاغه تفسير و عقايد. فراگيرى اين دانشها تا حدودى در حوزه خواهران وجود دارد ولى پس ازاين مرحله بعضى از خواهران دروس فقه واصول راادامه داده اند. سوال اين جاست كه آيااين سبك درست است ؟ يااين كه بايستى پس از دوره عمومى رشته هاى تخصصى به وجود آيد مثل رشته هاى تربيتى معارف و...

ببينيد وسائل الشيعه پراز رواياتى است كه مربوط به امور خانواده است .اين روايات مقدارى ذوق و سليقه مى خواهد كه مطابق با علوم روز تجزيه و تحليل شود.

اصولا پس از تخصص است كه فرد مى تواند كارآيى لازم را داشته باشد بويژه با توجه به اين كه دوران تحصيلى خواهران محدود مى باشد و پس از مدتى ادامه تحصيل با مشكلاتى همراه مى شود. در نتيجه اگر معلوماتى در حد تخصص فرا گرفته باشد پس ازاين دوره احساس مى كند كه صرف وقت در آن دوران برايش مفيد بوده است زيرا براى حضور فعال و مفيد فرهنگى يااجتماعى به اين حداز معلومات نيامنديم .

جامعه الزهراء: مسئولين حوزه خواهران از آغاز تاكنون زحمات زيادى كشيده اند. جا دارد دراينجا يادى ازاستاد بزرگوار و معلم اخلاق شهيد آيه الله قدوسى[ رض] بكنيم . آن بزرگوار با وجود مشكلات بسيار ( از جمله : مخالفت دستگاه
ستم شاهى و متاسفانه برخى از متدينين !) اقدام به تاسيس حوزه خواهران نمودند و دراين رابطه از هيچ گونه سعى و تلاشى دريغ نكردند. در پى آن بزرگوار مدارس ديگرى زير نظر بزرگان حوزه تاسيس گرديد. تااين كه در سال ٦٤ به لطف الهى حضرت امام رضوان الله تعالى عليه توجه خاصى نسبت به وضعيت تحصيلى خواهران و ضرورت آن مبذول فرمودند. هياتى را جهت هماهنگى و برنامه ريزى تحت عنوان هيات مؤسس تعيين نمودند و بااين پيام تمام مدارس خواهران تلفيق گرديد و تشكيلاتى تحت عنوان جامعه الزهراء به وجود آمد. و هيات مديره از طرف هيات مؤسس مسؤول برنامه ريزى و پى گيرى دراجراى آن شدند .

پس از رحلت حضرت امام رضوان الله تعالى عليه حوزه خواهران همچون ديگرارگانها واقشا جامعه مشمول عنايات و توصيه هاى ارزشمند مقام معظم رهبرى حضرت آيه الله خامنه اى قرار گرفت .

تشكيلات خواهران داراى دو بخش برنامه ريزى واجرايى است كه بخش اجرايى عمدتا توسط خواهران اداره مى گردد و در قسمت برنامه ريزى ازاين نظر كه حوزه خواهران جديدالتأسيس است وجود حضرات آقايان هيات محترم مؤسس و هيأت مديره در برنامه ريزى امرى طبيعى است .

البته دراين زمينه نيز خواهران بى نقص نيستند. خواهران درامور مربوط به خودشان نقش دارند. به عنوان نمونه : دو نفرازاعضاى هيأت مديره را خواهران صاحب نظر تشكيل مى دهند.

حوزه : متن درسى حوزه هاى علميه خواهران را چگونه ارزيابى مى كنيد.
جامعه الزهراء: مرحوم شهيد قدوسى[ ره] كه مسؤوليت مكتب توحيد و مدرسه منتظريه را داشتند معتقد بودند كه : درادبيات نبايد زياد وقت صرف كردازاين روى متونى تهيه گرديد و به چاپ رسيد.اين متون جديدادبى هم براى خواهران و هم براى برادران تدريس مى شد.اين روش اكنون نيز دنبال مى شود.افرادى كه
با چنين روشى درس خوانده اند درادامه تحصيل ازاين جهت كمبودى نداشته اند. اما در رابطه با متون فقهى اگر خواهران بخواهند فقط در حد آشنايى با فقه پيش بروند خوب است اما براى افرادى كه مايلند علاوه بر آشنايى به مرحله اى برسند كه قدرت استنباط هم داشته باشند كافى نخواهد بود.

مساله استعداد سنجى مطلبى است در خور توجه كه متاسفانه در حوزه خواهران و همچنين در حوزه برادران به آن توجه نشده است .

حضرات اساتيد محترم حوزه ها و كسانى كه در مديريت نقش دارند بايد سعى و تلاش خويش را در شناسايى استعدادها و جذب آنها به نحو صحيح به كاربرند تااستعدادهايى كه هر ساله وارد حوزه مى شوند ناشناخته باقى نمانند بلكه شكوفا شوند و پس از چند سالى كه از حوزه جدا مى شوند آموخته هاى خود را به نحو مطلوب مورد بهره بردارى قرار دهند و نقش چشمگيرى در جامعه ايفاء نمايند.

خانم صفاتى : به لحاظ گستردگى و پيچيدگى متون مقدار بهره بردارى و بازدهى به كارگيرى آنها جاى تامل دارد بويژه كه اين همه مقدمه اى است براى ذى المقدمه اى كه عبارت است از: برطرف كردن نيازهاى جامعه و پاسخگويى به مشكلات فكرى آن خوب چه اندازه اين مقدمات دراين راستا مى تواند مفيد باشد .

فعلا در حوزه خود خواهران بحث مى كينم ( مثل مباحث الفاظ كفايه ادبيات مرسوم در حوزه (در آن حدو شيوه ) و... چه اندازه مى تواند براى كارهاى اجتماعى اين خانم مفيد و موثر باشد؟ با توجه به اين نمته كه خواهران حوزه ما اغلب آشنايى چندان با مسائل اجتماعى ندارند. شايد يكى از دلايل عدم آشنايى آنان با مسائل اجتماعى اين است كه : در وقتهاى مقتضى و حساس كمتر در جوامع حضور دارند و كارهاى كليدى ندارند و خودانزوا موجب بى اطلاعى مى گردد. يااگراطلاع داشته باشند طرح ندارند تحرك ندارند و روشنگرى لازم به آنان داده نشده است . حضور فعال اين خواهران در همه عرصه هاى اجتماعى ضرورى است . لزومى ندارد كه تمام اوقات خواهران به تحصيل و تدريس سپرى شود. حضور در جامعه باعث
مى شود كه انسان با مشكلات برخورد كند شيوه حل مشكلات را ياد بگيرد .

الان براى ما گنگ است كه جامعه فعاليت ما در چه بعدى نياز دارد. تا نرويم نمى فهميم .اگر شم اجتماعى ما ضعيف باشد و نتوانيم مسائل اخلاقى و فكرى جامعه رارا ريشه يابى و تحليل كنيم جلوه هاى اين مشكلات اخلاقى بيش از گذشته نمودار مى گردد.

مثلا راديو و تلويزيون روزنامه ها و مجلات و دانشگاهها حضور خواهران دانشگاهى خيلى بيشتر و ملموس تراست و خيلى كم مى بينيم كه خواهران حوزوى دراين عرصه ها حضور داشته باشند. بنابراين علاوه بر ضرورت آموزشهاى ديگر به عنوان درسهاى جنبى نفس حضور در صحنه هاى اجتماعى به خواهران ذهنيتى مى بخشد كه واقع نگر بشوند واز آموخته هايشان در همين مسير بهره ببرند.

خانم انصارى : معتقدم به حفظ متون قديم به عنوان اساس واسكلت .اما به شيوه و تنظيم و تدوين نو. بعضى از بحثهاى كتب قديم مورد ابتلا نيست اساس واسكلت طريقه نگارش متون قديم به شكلى است كه محصل وقتى آن را مى بيند در مرحله اول فكر مى كند كه هيچ گاه نمى تواند آن را بفهمد زيرا بااين سبك نامأنوس است . براى حل اين مشكل لازم است عده اى از صاحب نظران كتابهايى متناسب با وضع روحى و مسؤوليتهاى خواهران در زمينه هاى مختلف تدوين نمايند. درس و كلاس بايد محصل را برانگيزاند به او شور و دلگرمى واميد بدهد. درس بايد شيرين و نشاط آفرين باشد. در حوزه ذوقها و گرايشها بايستى مورد توجه مسؤولين قرار بگيرد مثلا در دوره اى چهارساله اجمالى ازادبيات فقه اصول فلصفه منطق كلام تفسير و غيره را بگذارنند و سپس براى دوره تخصصى دروس را تفكيك كنند و فرد مطابق ذوق و علاقه خود در دروس مورد دلخواه شركت كند. شبيه اين برنامه اكنون در واحد خواهران دفتر تبليغات اسلامى قم اجرا مى شود.اين برنامه بيشتر جهت تربيت خواهران براى تبليغ و تدريس است و نتايج خوبى هم همراه داشته است .
حوزه :اشكالات يا موانع كارآيى را در چه چيزهايىمى بينيد.
خانم انصارى : براى رشد و تعالى فكر و فرهنگ اندازه كافى سرمايه گذارى نشده و عملا براى شكوفايى استعداد و قوه ناشناخته خواهران گام اساسى برداشته نشده است . روش برنامه ريزى هم منطبق به نيازهاى جامعه ما نيست . درسها بيشتر به صورت تئورى است .از ذوقها و هنرهاى خواهران تشويق و تقدير چندانى نمى شود. خواهران طلبه در متن جامعه قرار نمى گيرند تا نياز مردم را بشناسند.

برادران در شهرها و بخشها و نهادها مى توانند خود را معرفى كنند تا براى فعاليت فرهنگى آنان برنامه ريزى به عمل آيد واز وجودشان استفاده شود ولى خواهران بدين صورت نمى توانند زمينه فعاليت را براى خود فراهم نمايند. براى خواهران مشكلات سفر بيشتراست :از لحاظ وسيله رفت و آمداسكان وامكانات تبليغى . به هرحال على رغم اين مشكلات آمار موجود نشانگر موفقيت و بهره ورى چشمگيراز سرمايه گذارى روى تعليم و تربيت اين گروه مى باشد.

جامعه الزهراء: با توجه به قرآن و روايات هدف از تحصيل علم دو يز است : يكى درارتباط با خود و ديگرى در رابطه با جامعه . در مورداول تهذيب نفس و عمل به آموخته ها بهترين ثمره از فراگيرى است .

انما يخشى الله من عباده العلماء .

واحاديثى از قبيل :

العلم بلاعمل كالشجر بلاثمر .

نخستين بهره بردارى از تحصيل دانش را خود محصل بايدانجام دهد. با كسب اخلاق فاضله و صفات نيكوى انسانى و تهذيب و تزكيه نفس درخت تنومند دانش را به بار نشاند. بديهى است كه دراين زمينه هيچ تفاوتى بين زن و مرد نيست و خواهران نيز در حدى مساوى برادران براى رسيدن به قله هاى رفيع كمال و معنويت
از امكانات لازم برخوردارند گر چه ممكن است راه وصول به هدف اندك تفاوتى داشته باشد.

در مورد دوم و نشر معارف اصيل اسلامى كه فرد در مراحل مختلف تحصيلى آموخته است و ياد دادن آنچه فرا گرفته است به ديگران و هدايت و راهنمايى افراد جامعه به سمت صلاح و نور و تكامل چيزى است كه امام[ ع] از آن به عنوان زكات علم ياد مى نمايد.اين آموزش در شرايط فعلى اجتماع ما از طريق تدريس سخنرانى تشكيل كلاسهاى مختلف امكان پذيراست . در حال حاضر بسيارى از خواهران طلبه به تدريس در سطوح مختلف آموزشى مشغولند و بحمدالله اكثرا دراهداف حوزه موفق بوده اند. آمار كسانى كه به مناسبتهاى گوناگون يا به صورت متوالى جهت سخنرانى و يا تشكيل كلاسهايى چون : احكام عقايد اخلاق و قرآن در سطح شهر قم و ديگر شهرستانهاى كشور عزيمت مى كنند گوياى اين مطلب است كه دراين جهت نيز خواهران محصل علوم دينى نقش چشمگيرى داشته اند. گر چه اعتراف مى كنيم در برابر درخواست زياد جامعه وامكانات بسيار وسيعى كه بحمدالله پس از پيروزى انقلاب اسلامى براى تبليغ اسلام عزيز دراختيار ما قرار داده شده است قاصريم و نتوانستيم آنچنان كه بايد نيازهاى اجتماع را پاسخ گو باشيم امااين بدان معنى نيست كه از خواهران در تبليغ و فعاليتهاى اجتماعى بهره بردارى نمى شود.البته دقت هر چه بيشتر در برنامه هاى درسى خواهران و تطبيق آن با خواستهاى مردم و نياز آنان و در نظر گرفتن شرايط ويژه بانوان مطلبى است لازم و بايد مرتبا ارزيابى و تجديد نظر شود.

همانگونه كه متذكر شديم حضرت امام توجه خاصى به حوزه هاى علميه خواهران داشتند واكنون حضرت آيه الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب نيز عنايت خاصى به اين تشكيلات دارند كه اميدواريم در آينده شاهد نتايج مطلوب و رضايت بخش اين توصيه ها و توجهات در موسسات و ديگر حوزه هاى علميه خواهران باشيم .

دراينجا دو نكته لازم با يادآورى است :

١. حضور بانوان در جامعه و مراكز مختلف اجتماعى اگر چه امرى است لازم و
مفيد اما نبايد با حضور آقايان دراينگونه مراكز مقايسه شود زيرا برادران روحانى تحصيل تدريس و تبليغ را به عنوان كاراصلى خويش انتخاب نموده انداما خواهران براساس مسؤوليت مهم خانه دارى و همسردارى و تربيت فرزند كه وظيفه اصلى آنان است خواه و ناخواه بسيارى از وقت و كوشش خود را صرف اين امور مى كنند واگر در كار آن فعليتهاى اجتماعى دارند واقعا بااراده و پشتكار و تلاشى است كه خود نشان مى دهند .

قطعا بازدهى تحصيل خواهران با در نظر گرفتن اين مطلب هيچ گاه به سطح بازدهى علمى آقايان طلبه نخواهد رسيد.اين كه اشاره به عدم تطبيق آموخته هاى خواهران با نيازهاى جامعه شده است معقتديم اين اشكال در گذشته تا حدودى وجود داشته و در حال حاضر هم به طور كامل مرتفع نشده است گر چه مسئولين به فكر رفع آن هستندامااين مختصص به خواهران نيست بلكه در كل حوزه اين خلا وجود داشته است . بحمدالله پس از پيروزى انقلاب اسلامى و توجه گسترده جهان اسلام به حوزه قم به عنوان خاستگاه روحانيت مبارز و آگاه دست اندركاران برنامه هاى حوزه بر آن شده اند تا دراين جهت اقداماتى انجام دهند كه شاهد مواردى از آن بطور همزمان در حوزه خواهران و برادران بوديم .از طرفى با توجه به قدمت چند صد ساله حوزه علميه برادران و تجربيات فراوانى كه دراين مورد كسب شده و نيروهاى عظيمى كه در راه رشد و تعالى آن مصروف گرديده است طبيعى است كه از نظر كمى و كيفى نبايد با حوزه خواهران كه عمر كمتراز بيست سال دارد مقايسه شود. با در نظر گرفتن اين موضوع اگر بنابر مقايسه باشد اثرات فرهنگى واجتماعى بانوان تحصيلكرده و دانشمند كمتراز آقايان روحانى نبوده است .

٢. يك زن مسلمان آگاه بر فرض كه نتواند در جامعه به صورت بارز ثمرات دانش خويش راارائه دهد و فعاليت اجتماعى داشته باشد (حال علت آن هر چه باشد)اولا ثمره نخستين علم يعنى علم صالح را در خويش داشته باشد و ثانيا در خانواده با تربيت فرزندانى صالح و مطابق دستورات اسلام و فراهم ساختن محيطى مستعد جهت رشد و شكوفايى استعدادهاى سايرافراد خانواده همچون مجاهدى خستگى ناپذير كوشش نمايد اين خوداثرى والاست كه از همان علوم و معارف
اسلامى نشات گرفته و شايسته نيست دست كم گرفته شود.

خانم مقتدايى : حوزه ها به علت عدم برنامه ريزى بر حسب استعدادهاى موجود و نيازهاى جامعه و آموخته هايى كه منحصراست در فقه واصول (آنهم نه بطور دقيق و كامل ). قطعا نيازهاى تربيتى سياسى اجتماعى اخلاقى و فرهنگى و عقيدتى جامعه را پاسخ نمى دهند.البته با صرف نظراز عده قليلى كه خود به تنهايى غيراز دروس اصلى به تحقيق دراين مسائل پرداخته اند. مديريت و برنامه ريزى براى هر گوره خاصى وقتى به دست افرادى باشد كه به مشكلات و محاسن آنان بطور حسى برخورد كرده اند مفيدتر مى باشد .

حوزه : براى اين كه خانمهاى طلبه و محصل علوم دينى بتوانند در عرصه جامعه حضور فرهنگى واجتماعى موثر و روشنگرانه داشته باشند چه طرح و پيشنهادى داريد؟

خانم صفاتى :
١. خواهرانى كه براى اين جهت مى آيند بايد براساس تصميم گيرى و هدف صحيح بياينداين رشته راانتخاب كنند و مقطعى نباشد.

٢.اين متون مرسوم با عمر تحصيلى خواهران واهداف وانگيزه هايى كه ممكن است براى بهره گيرى و كارآيى در مسائل اجتماعى داشته باشند مناسبت ندارد. همانگونه كه گفتم : به لحاظ گستردگى و پيچيدگى مطالب اين متون بهره بردارى از آنها كار سختى است .

گذشته ازاين كه اساسا به يكسرى از مباحث نيازى نيست و باعث اتلاف وقت است . خلاصه آن كه : متون مرسوم فعلى و شيوه تحصيلى نه فراگيراست نسبت به آنچه بايستى خواهران آموزش ببينند و نه آنچه مى خوانند در خور نياز.

٣. درسها بايستى به سوى تخصصى شدن به پيش برود. دراين صورت فرد
مى تواند كارآيى لازم را به دست آورد و نسبت به مسائل پاسخگو باشد.

٤. رشته ها بايد در جهت نياز جامعه و متناسب با نوع فعاليتهايى كه خواهران بايستى در جامعه داشته باشند باشد.

٥. تعيين وانتخاب رشته روى علاقه واستعداد فرد صورت پذيرد.

٦. آشنايى خواهران با مسائل اجتماعى . نقش ورود آنان به جامعه خود بهترين وسيله اى است كه فرد را به نيازها و چگونگى برخورد و شيوه حل مشكلات آشنا مى سازد و تا نرويم نمى فهميم و با ذهنيت گرائى خود هيچ گونه حضور مفيد و موثر نخواهيم داشت .

٧. مساله مدرك در خور توجه است كه بايد مسؤولين بدان توجه كنند. براى حضور فعال در بسيارى از مراكز احتياج به مدرك پيدا مى شود.

٨. مديريت ازامور بسيار مهمى است . تصميم گيران بايستى كسانى باشند آگاه از جمله به مشكلات بانوان .افرادى نباشند كه براى زن فعاليت اجتماعى قايل نباشند. متوجه باشند كه نقش زن دراجتماع چيست و آنرا موجودى ضعيف ندانند.

٩. بالاخره آنچه كه براى يك فردمى توانداساسى باشد و در نحوه كاراجتماعى او دخالت موثر و مستقيم داشته باشد مساعدت خانوادگى است . پدر مادر و يا همسر بايستى مانع تحصيل و كاراجتماعى نباشند بلكه مشوق و كمك كاراو باشند. و گرنه واقعا فرد دراين نوع كارها بازدهى لازم را نخواهد داشت .

جامعه الزهراء: به نظر ما ايجادامكانات و تسهيلات لازم براى حضور فعال خواهران دراجتماع توسط مسؤولين دست اندركاران سطح بالاى جامعه و نيز تشويق و قدردانى از زحمات و تلاشهاى بانوانى كه همزمان در چندين مسؤوليت انجام وظيفه مى كنند از عوامل مهم حضور فرهنگى اجتماعى اين گروه مى باشند. مساله مهم ديگر آگاه ساختن مردان به عنوان سرپرستان خانواده كه مى توانند نقش موثرى در هموار ساختن راه براى همسران و دختران خويش در مسير تحصيل و تبليغ و فعاليتهاى فرهنگى ديگر داشته باشند .

اگر آقايان به نحوى صحيح دراين زمينه توجيه شوند و اين مطلب روشن شود
كه اسلام همانطور كه علم و آگاهى و تلاش وارشاد و تبليغ را براى مردان مى پسندد براى زنان نيز مى پسندد.

همانطور كه وظيفه مرد منحصر در كاركردن و پول در آوردن و تامين معاش خانواده اش نيست بلكه بايد هر لحظه اش با لحظه قبل فرق داشته باشد و هر روز آگاهيش نسبت به روز قبل بيشتر شده باشد و نسبت به محيط و پيرامونش بى تفاوت نباشد زن نيز درست همينگونه است وظيفه اش منحصر درامور خانوادگى و رسيدگى به فرزندان نيست گر چه تربيت فرزندان صالح وظيفه اصلى است بلكه حضور در جامعه وانجام كارهاى فرهنگى هم از وظايف زن مسلمان است .اگراين مطالب و شبهاتى ديگر كه پيرامون حضور زنان در جامعه در ذهن افراد حتى متدينين و متشرعين وجود دارد توضيح داده شود. گام بسيار موثرى دراين راه برداشته خواهد شد.

خانم انصارى :
با توجه به نقش تبليغ و تدريس و تحقيق در جامعه راههاى ذيل را پيشنهاد مى كنم :

١. فراهم نمودن امكانات كافى و هماهنگ با شرايط خانوادگى خواهران براى پيشرفت درامر تحصيل .

٢. شناسايى و كشف نيروهاى خلاق و خوش فكر و با فضيلت .

٣. توجيه همسران نسبت به ضرورت حضور فرهنگى زن در جامعه وارزش كاراو درامر هدايت وارشاد مردم .

٤. نظم و برنامه ريزى در زندگى . كار بيشتر و كاستن ازامور غيرضرورى .

٥. فراهم آمدن مقدمات واموراجرايى چنين مهمى .

خانم مقتدائى :
پيشنهاد من اين است كه : مراكز محترم آموزشى در سطح كشور ضوابط مدرك گرايى را تبديل به علم واخلاق و لياقتها بكنند. متاسفانه دراين نظام مقدس در بعضى از مراكز هيچ گونه ارزش و موقعيتى مناسب براى اين خواهران محترم قائل نيستند.
حوزه :الگو بودن حضرت زهراء[ ع] را براى زنان عصر حاضر چگونه ارزيابى مى كنيد؟
خانم مقتدائى : قرآن پيامبر[ص] را به عنوان الگو معرفى نموده است .

[ ولكم فى رسول الله اسوه حسنه].

حضرت زهراء[س] كه روح و جان رسول الله[ ص] بود اسوه خانمهاست . انتخاب الگو و تطبيق خويش با آن مستلزم شناخت صحيح و دقيق از آن مى باشد. براى بهره گيرى ازاين روح پيامبر به تزكيه و صفاى باطن نيازاست . با كم كردن فاصله خود و حضرت زهراء[ س] مى توان ظرف وجودى خويش را آماده پذيرش آن تجلى نمود. بعد معنويت و عبادت تا آنجا كه پيامبر[ ص] مى فرمايد:

[دلم مى خواهد در فضاى ملكوتى عبادت زهرا بنشينم و نيايش او را تماشا كنم و جز خدا نبينم و جز خدا نشونم].

در خانه پدر آنقد با صداقت وايمان خدمت كرد كه لقب[ ام ابيها] گرفت و پس ازاين كه با ساده ترين وجه ممكن ازدواج كرد زندگى او در خانه على[ ع] غرق در قداست و طراوت و محبت وايثار بود.

شجاعتها و فداكاريهاى همسر را مى ستود واو را براى جنگهاى آينده آماده مى ساخت . بطورى كه حضرت على[ ع] مى فرمودند:

وقتى به خانه مى آمدم و به زهراء نگاه مى كردم تمام سختيها و غم و غصه هااز وجودم رخت بر مى بست .

امام صادق(ع) مى فرمايند : [ فاطمه(س) حتى يكبار هم در زندگى على(ع) را غضبناك نكرد]. على رغم سختيهاى زندگى آن روز كه حتى آسياب كردن گندم و...از طريق خود حضرت صورت مى گرفت كارهاى زندگى موجب ترك تعليم و تبليغ ايشان نگشت و جلسات تعليمى زيادى در مدينه برگزار مى كرد. حتى در بستر بيمارى به دفاع ازاسلام على[ ع] و تبيين و تبليغ اسلام ادامه دادند و تلاشهايى كه براى به انزوا كشاندن اين خاندان مى شد با حركتهاى تبليغى
خويش خنثى مى نمود. خانه را به دانشگاهى تبديل نمود و در آن مكان مقدس درس فداكارى و صبر و مقاومت و شجاعت و مبارزه با بيدادگرى را مى آموختند

خانم انصارى : حضرت زهراء[س] در تمام شوون الگو واسوه حسنه است كه مهمترين آنها به اين شرح است :

١. پاسدارى از مقام امامت و ولايت و تبيين ضرورت امامت درانسجام و وحدت امت .

٢. توجه دادن مردم به جايگاه و عظمت حكومت دراسلام و نقش ن در سرنوشت جامعه .

٣. لزوم پيروزى و دفاع از رهبريت حق و روى گردانى از جور.

٤. حضور فعال و گسترده در صحنه اجتماع و رويارويى با مشكلات آن .

٥. پاسخگويى به مشكلات فقهى و علمى وارج نهى به چنين اشتغال فرهنگى (روايات دراين زمينه بسياراز جمله : بحارالانوار ج ٢.٣ رياحين الشريعه .٣١٨.

٦. شوق به عرفان و عبادت خداوند تبارك و تعالى .

٧. سنت شكنى و مبارزه با فرهنگ جاهليت .

٨.اهتمام به امور و مسائل ديگران حتى قبل از خويش .

٩. تعاون با همسر و ترغيب و تشويق او نسبت به مسئوليتها.

١٠. ساده زيستى و دورى از خواهشهاى واهى نفسانى .

١١. توجه به تربيت فرزندان .

خانم صفاتى : آنچه كه يك زن حتى در جامعه امروزى و قرن بيستم راى يك زندگى سالم و موفق لازم دارد از هنر گرفته تا كمالات وابعاد ديگرانسانى در حضرت زهراء[س] وجود دارد ازاين روى معتقدم زهراء [س] مى تواند يك الگوى به تمام معنى براى جامعه ما نيز باشد. آنچه را كه من در حد فهم خودم مى توانم بگويم اين كه : رفتار گفتار و همه فراز و نشيبهاى زندگى ايشان براى ما
درس است : در بعد مادرى همسرى شعور و عرفان قناعت صبر واستقامت در مقابل گرفتاريها سياست و خط دادن به جامعه واصلاح عموم ستم ستيزى رعايت تقوا و عفت و خلاصه : فضيلت و تقوا.

البته الگوپذيرى مبتنى بر شناخت است بنابراين تاافراد متمايل به هوا و هوسهاى درونى خويش و در بند آن باشند طبعا گرايش به چنين الگوهايى نخواهند داشت و متاسفانه افزون بر اين ما هنوز نتوانسته ايم اين شخصيتهاى والا و متعالى را به گونه اى در خور معرفى كنيم .

چه بسيارندافرادى كه چنين گم شده هايى دارند و درصورتى معرفى صحيح و شناخت او را به عنوان الگوى زندگى خويش مى پذيرند. بنابراين هم تبليغاتمان ضعيف است و هم عملمان ناقص بلكه احيانا منافى و ضد. براى جذب و علاقه مند نمودن افراد به شخصيتهاى بزرگ به متدها و شيوه هاى جديدى نيازاست .امروز سياستمداران همه اين راهها را مستقيم و غيرمستقيم براى ربودن دلها وافكار به كار مى گيرند. ما جوانها را با پوستر و ... نمى توانيم قانع كنيم . پاسخ گويى نياز به تلاش شبانه روزى فداكارى و زير پاگذاشتن هواى نفس كه بايداز خود ما شروع شود دارد.

شما ببينيد ما زندگى حضرت زينب[ س] را مى خواهيم مطالعه كنيم نوشته هاى فارسى و عربى يك نواخت هستند: آن بزرگوار كجا متولد شد؟ چكار كرد؟ و... يك زندگى نامه تحليلى و جاذب نداريم . همينگونه نسبت به حضرت زهرا[س] .

چند وقت پيش در ٢٨ ماه صفر در راديو بودم . يكى از مجريان حرف خوبى زد گفت : فلانى اين زندگينامه را كه شماها مى گوئيد خيلى خوب است ولى من فكر مى كنم اين زندگينامه ها بايد به شكل هنرى صحيح در بيايد. گفتم : حرفتان درست است . بنابراين دراين حدود ضعف و تقصير از ماست . در سينما تئاتر و تلويزيون وقتى مى خواهند زن مسلمانى را نشان بدهند يك چادر به كمرش مى پيچد و...! بااين طرز تفكر حاكم كه فرهنگ اسلام شناختى ندارند بگوئيم : بيائيد دنباله رو حضرت زهراء[ س] بشويد. اين عمل نيازمند به مقدماتى

است كه فرد آشنا به فرهنگ اسلامى و متمايل به آن گردد. بايد حوزه ها شروع كنند. كارها به گونه اى تخصصى انجام شود. به هر حال در حد وسع خودمان مى بايست زندگى واقعى حضرت زهراء[ ع] را بنمايانيم و دراين معرفى به زمان و حساسيتهاى زمان توجه داشته باشيم .

روش حضرت زهرا[ ع] اين نبود كه در كنج خانه بنشيند و مثل يك عابد منزوى عمل كند. حضرت سياست را خوب مى فهميدند و درك و تحليل درستى از وضعيت سياسى واجتماعى داشتند و تصميم گيريها از جمله : وضعيت ايشان نشانگر دورانديشى و تيزبينى آن بزرگوار مى باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. احتجاج طبرسى ج ٢.٢٦٣ ٢٦٤.

٢.مستمسك العروه الوثقى آيه الله حكيم چاپ كتابخانه آيه الله مرعشى ج ١.٤٣.

٣. اصول كافى ج ١.٣٩.

٤. سوره توبه آيه ١٢٢.

٥. همان مدرك آيه ٧١.

٦. سوره فاطر آيه ٢٨.