نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - مصاحبه با حضرت آية الله سيد مصطفى خوانسارى
اى زهجرانت زمين و آسمان بگريستهدر ميان خون نشسته عقل و جان بگريسته
در شامگاه ١٤ خرداد ١٣٦٨ محبوب دلها را فرمان رسيد:
اى صاحب نفس مطمئن
به سوى پروردگارت باز گرد:
تواز وى خشنود
واواز تو خرسند
اين صفير عرض زمينيان شيفته و شيدا و مست باده آن بزرگ را در دريائى از غم واندوه فرو برد.
در غروب غمگين آن آفتاب زندگى درافق خاكيان
[ از شفق خود بچكيد
مه روى بكند و زهره گيسو ببريد].
دراين ماتم عظمى [ شب جامعه سيه كرد و صبح
برزد نفسى سرد و گريبان بدريد].
دراين درياى ناپيدا كرانه غم حال فرزندان داغدار و مصيب زده آن عزيز در مجله كه مدال افتخار نشرانديشه بلند و بنيادين پدر عزيزشان بر سينه دارند معلوم بود:
هر كه اواز همزبانى شد جدا بينوا شد گر چه دارد صدنوا
اين بينوايان گم كرده پدر مويه مى كردند و در آن شب سهمگين و غمين دنبال خورشيد مى گشتنداما صدافسوس و دريغ ماه نهان شد زير ميغ و خورشيد گرمابخش و روشنى ده زندگى از عالميان رخ بر گرفت از اين روى با هزاران اندوه و درد يعقوب واربه توصيف ماه كنعان نشستند تا تسلى بخش دل غمينشان باشد. !
از آنجا كه پرتو گرفتگان خورشيد بهترين و زيباترين سخنها را در توصيف و تفسير خورشيد دارند در محضرشان بهترين و زيباترين سخنها را در توصيف و تفسير خورشيد دارند در محضرشان نشستند تااز خورشيد بشنوند و پرتو بگيرند و پرچم عزت آفرين آن گرمابخش محفلهاى سرد را با كمك ازايزد يكتا در رفيع ترين قلل برافرازند. به اميداين كه گوهر شب چراغى كه ما خاشعانه از غواصان اين اقيانوس بزرگ گرفته ايم واينك تقديم عاشقان آن مقتداى عاشقان مى كنيم روشنى بخش زندگى زداينده غبار غم و برانگيزننده آنان در راه اعتلاى كلمه حق باشد.
[حوزه]
مصاحبه با حضرت آيت الله سيد مصطفى خوانسارى
حضرت آيه الله حاج سيدمصطفى خوانسارى به سال ١٣٢١ هجرى قمرى در خوانسار متولد شد مقدمات علوم حوزوى و دروس سطح و سطوح عاليه و نيز فلسفه و حكمت راازاساتيد آن ديار فرا گرفت . آنگاه به سال ١٣٤٠ به قم مشرف شد و به بهره ورى از مباحث خارج اصول و فقه مرحوم آيه الله حائرى پرداخت . در همينجااز محضر آيه الله سيدابوالحسن قزوينى اسفار را واز محضر مرحوم آيه الله شاه آبادى [ مصباح الانس] و[ شرح فصوص] قيصرى را در فلسفه و عرفان استفاده كرد.ازاساتيد بزرگ ديگرى كه وى به سود جستن از محفل درس آنان توفيق يافته است مى توان از مرحوم ميرزا محمد خراسانى معروف به[ آقازاده] حاج شيخ مرتضى آشتيانى حاج شيخ محمدرضا مسجدشاهى ميرزا محمدصادق احمدآبادى اصفهانى و ... نام برد. آقاى خوانسارى متجاوزاز بيست تن از مشايخ اجازه مانند: آيه الله حائرى آيه الله حاج آقا ضياء عراقى علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى علامه سيد عبدالحسين سيدشرف الدين آيه الله بروجردى و..اجازه روايتى دارند. آيه الله خوانسارى در علوم مختلف تاليفاتى دارند و به تكيل و تنقيح كتابهائى نيز همت گماشته اند كه به توفيق خداوند در موقعيت مناسبى از آنها سخن خواهيم گفت .
حوزه : براى آشنائى هر چه بيشتر ما و خوانندگان محتر مجله از دوران تحصيل و بعد علمى حضرت امام لطفا مطالبى را بيان بفرماييد.
استاد: حضرت امام رضوان الله تعالى عليه مقدمات را در شهر زادگاهش خمين فرا گرفته است و براى ادامه تحصيل در سال ١٣٣٩ هجرى قمرى به اراك تشريف برده اند. دراراك در محضر مرحوم آيه الله حاج سيد محمدتقى خوانسارى مقدارىاز سطح را خوانده اند. پس از مهاجرت حضرت آيه الله شيخ عبدالكريم حائرى به قم ايشان هم با ساير آقايان فضلاء به قم منتقل شدند. در سال ١٣٤٢ يا ١٣٤٣ هجرى بود كه در درس مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى شركت مى كردند و جزء افاضل آن درس بشمار مى رفتند. در درس مرحوم آيه الله حاج مير سيد على يثربى كاشانى هم شركت مى كردند و همچنين چند ماهى كه آقايان اصفهانى قم مشرف بودند در درس مرحوم حاج ميرزا محمدصادق احمدآبادى هم شركت مى كردند. و مدتى هم دراصفهان در درس ايشان و مرحوم ابوالمجد مسجدشاهى شركت مى كردند. حضرت امام رضوان الله تعالى عليه از مرحوم سمسجدشاهى اجازه روايت داشتند. و مشايخ مرحوم ابوالمجد مسجدشاهى آيات عظام : آقاى شريعت اصفهانى و آقا سيدحسن صدر كاظمينى و آقاى حاجى نورى[ ره] بودند.
حضرت امام رضوان الله تعالى عليه در همان زمان كه از محضراين بزرگان بهره مى بردند در مدرسه دارالشفاء شرح منظومه را تدريس مى كردند. بعداز مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم ايشان با مرحوم سيد محمد داماد و با جناب آقاى بهاءالدينى و مرحوم آقاى زنجانى يك بحث جمعى داشتند.
زمانى كه مرحوم آقا شيخ محمد رضا مسجدشاهى به قم تشريف آوردند كه قريب هشت ماه اقامتشان طول كشيد همگى در درس ايشان شركت مى كرديم . آقايان اصفهان هم كه قم مشرف شده بودند در درس ايشان شركت مى كردند. امام رضوان الله تعالى عليه هم دراين درس شركت مى كردند. آقاى گلپايگانى و ساير
بزرگان حوزه هم در درس شركت داشتند.
روزهاى تعطيلى هم درس و در منزل ايشان منعقد مى شد. مرحوم مسجدشاهى درس رااختصاص داده بودند به نقد و رد فلسفه داروين كه تاليف خودايشان بود. در اين بحث هم حضرت امام رضوان الله تعالى عليه شركت مى كردند. مرحوم رفيعى قزوينى معقول تدريس مى كردند و دراين درس هم حضرت امام يكى از شركت كنندگان بودند.
مرحوم حاج ميرزا جوادملكى بحث خصوصى داشت كه امام جزء شركت كنندگان در آن بحث بودند. دراين درس حدود ده - دوازده نفر شركت مى كردند و عصر جمعه ها هم به مدرسه مى آمدند و درس اخلاق مى گفتند و بعضى از بازاريها هم شركت مى كردند. حضرت امام رضوان الله تعالى عليه بعداز رحلت مرحوم ملكى اين درس اخلاق عصر روزهاى جمعه را به ترتيب شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى براى جمعى ازاهل علم و جمعى از مقدسين بازارادامه دادند.اين درس در مدرس مدرسه فيضيه بوداما رضاخان ملعون خبيث ازاين درس جلوگيرى كردند لذا اين درس به مدرسه مرحوم حاج ملاصادق منتقل شد.
مرحوم آقاى شاه آبادى شرح مصباح الانس و شرح فصوص قيصرى را تدريس مى فرمودند كه حضرت امام شركت مى كردند.
مرحوم آقا ميرزا على اكبر حكيم يزدى از شاگردان آخوند ملااسماعيل واحدالعين اصفهانى و ميرزاابوالحسن جلوه بود.ايشان مرحوم حكيم يزدى هم به عرفان و هم به فلسفه مسلط بودند. يادم هست كه به شرح فصوص قيصرى حاشيه مفصلى نوشته بودند و خط خيلى خوب هم داشتند. حالا آن نسخه چه شد؟ نمى دانم . حضرت امام در درس ايشان مرحوم حكيم يزدى هم شركت مى كردند.البته مرحوم حكيم يزدى براسفار و شوارق حاشيه داشتند. در درس مرحوم حكيم يزدى آيه الله آقاى حاج سيداحمد خوانسارى و مرحوم آقا محمد كبير و مرحوم اشراقى هم شركت مى كردند. بالاخره در اين درس پيرمردها هم شركت مى كردند زيرا مرحوم حكيم از قدما و به معقول و عرفان مسلط بودند. به طب هم مسلط بود و قبل از تاسيس حوزه علميه قم در قم طبابت مى كردند.
حوزه : حضرت عالى باامام رضوان الله تعالى عليه ارتباط زيادى داشته ايد لطفااز بد عبادى ايشان براى ما و خوانندگان صحبت بفرماييد.
استاد:اما بعد عبادى ايشان : من باايشان زيادارتباط داشتم .اصلا هرگاه ازايشان صحبت به ميان بيايد متاثر مى شوم . واقع مطلب اين است كه منقلب مى شوم شايد باور نكنيداگر بگويم : كمتر كسى را سراغ دارم كه مانندايشان اهل عبادت و تهجد باشد.
دراينجا صحنه اى از عبات ايشان را كه مشهود خودم بوده است نقل مى كنم : ( البته آقاى بهاءالدينى هم در مدرسه بودند و شايد به ياد داشته باشند.) يك سالى در قم خيلى برف آمده بود قريب پنج - شش ذرع كه سايل آمد و نصف قم را برداشت . در همان موقع و در همان وضعيت ايشان در نصف شب از دارالشفاء مى آمد مدرسه فيضيه و به هر زحمتى بود يخ حوض را مى شكست و وضو مى گرفت و مى رفت زير مدرس مدرسه در تاريكى و مشغول تهجدش مى شد. حالا چه حالى داشت ؟ نمى توانم بازگو كنم . با حالت خوشى مشغول تهجدش مى شد تااول اذان واول اذان مى آمد مسجد بالاسر و پشت سر آقاى حاج ميرزا جواد ملكى به نماز مى ايستاد و بعد بر مى گشت و مشغول مباحثاتش مى شد.
مى توانم بگويم كه ايشان در بين هم نوعانشان درامر عبادت و تهجد اگر بى نظير نبود يقينا كم نظير بود.
مساله ديگرى كه مناسب است اينجا مطرح كنم مساله غيبت استَ همان چيزى كه اكنون ما دچارش هستيم .ايشان هيچگاه غيبت نمى كرد. سيره اش اين بود كه :اگر حس مى كرد كسى مى خواهداسم شخصى را ببرد يا پا مى شد و مى رفت و يا جلوگيرى مى كرد.
حوزه : لطفااز خدمات حضرت امام به اسلام و حوزه هاى علميه قبل از انقلاب اسلامى مطالبى را بيان بفرماييد.
استاد: خدمات علمى ايشان به حوزه هاى علميه واسلام زياداست . فردى به نام على اكبر حكمى زاده كتابى عليه اسلام و معتقدات مسلمانان به نام [ اسرار هزار ساله] نوشت . تنها كسى كه عليه اين طرهات باطله كتابى نوشت و دراين امر جديت كرد حضرت ايشان بودند.
از كارهاى مهمى كه ايشان پس از فوت مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى انجام داد تصحيح و چاپ وانتشار[ عبقات] بود. ابتداء جلدى را كه مربوط به غديراست چاپ و منتشر كردند.ايشان التفات كردند و نسخه اى از آن كتاب را توسط مرحوم مطهرى براى من فرستادند. در نجف و بورساى تركيه تحريرالوسيله را نوشت . شيعه رساله اى به اين خوبى و جامعى نداشت .اين رساله كه دوره كامل فقه است بهترين يادگاراست از حضرت ايشان براى عالم تشيع .
من خودم بااين كه حافظه ام بد نيست اما وقتى كه مردم مساله اى از من مى پرسيدند به تحرير مراجعه مى كردم .
حوزه : نظر حضرت عالى درباره بقاء بر تقليدازايشان چيست ؟ آيا مقلدين آن مرحوم بر تقليدازايشان باقى بمانند و يا به ديگرى مراجعه كنند؟
استاد: فقه ايشان فقه قوى من عرض مى كنم كه : مقلدين حضرت امام به تقليدازايشان باقى بمانند. تاكنون هر كس از من مساله پرسيده است همين جواب را گفته ام .
من رفتنى هستم و لحظات آخر زندگى را مى گذارنم و وقتى كه من مى گويم بر
تقليدازايشان باقى بمانند كافى است و لازم نيست به غير رجوع كنند.
آن شخصيت بزرگ داراى ابعاد گوناگونى بود. فضائل علمى عملى داشت كه منحصر در خودش بود و با خودش هم برد و به هيچكس نداد. تهجدات گريه ها و حالت فوق العاده اى كه داشت منحصر به فرد بود.ايشان استعداد ذاتى منحصر به خودش داشت .
يك وقتى يكى از آقايان از من پرسيد:اساتيد خواجه نصيرالدين طوسى و شيخ مفيد كى بوده است ؟ من گفتم اين فوق العادگى كه دراين دو بزرگوار مى بينى ناشى ازاستاد نمى شود بلكه خودشان ذاتا فوق العاده بوده اند.امام هم همينطور بود. مرحوم امام يك صفحه را كه ازاستاد مى شنيد صد صفحه را خودش مى فهميد.
ايشان ذاتا داراى استعداد فوق العاده اى بودند. روى همين جهت است كه مى گويم به تقليدازايشان مقلدين باقى بمانند.
مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى به مقلدين استادش آقا سيدمحمدكاظم صاحب عروه الوثقى مى فرمودند: به من رجوع نكنيد به تقليدازايشان باقى بمانيد.
من هم مى گويم : مقلدين حضرت امام به تقليدازايشان باقى بمانند.
حوزه : جناب عالى كه در حوزه از نزديك شاهد حركات و كارهاى حضرت امام رضوان الله تعالى عليه بوده ايد از چه زمانى حضرت امام عملا با دستگاه ستم شاهى به مقابله برخاست .
استاد: درگيرى ايشان به نظام و شاه عملا بعداز مرحوم آيت الله بروجردى شروع شد زيرا محمدرضاى خبيث بعداز مرگ بروجردى جدى شد و كارهاى خلاف را بيشتر كرد.
حوزه : گويا حضرت امام رضوان الله تعالى عليه در آوردن و ترويج مرحوم آيه الله بروجردى نقش داشته اند.
استاد: بله حضرت امام رضوان الله تعالى عليه نقش اصلى را در آوردن آيه الله بروجردى به قم داشتند. مرحوم آيه الله بروجردى هم به حضرت امام علاقه داشتند و در كارهاى سياسى بدون نظر حضرت امام كار نمى كردند.
حوزه :ازاين بيشتر مزاحم نمى شويم و وقت شريف حضرت عالى را نمى گيريم و آخرين سوال را مطرح مى كنيم واز محضرتان مرخص مى شويم لطفا جايگاه علمى سياسى ايشان را بيان بفرماييد.
استاد: سرمايه اى كه روحانيت داشت از دستش رفت . سرمايه اى كه هشتاد و نود سال خداوند براى روحانيت فراهم كرده بود.ايشان علاوه بر قوت در فقه در ديگر علوم اسلامى متبحر و متخصص بودند: در فلسفه حكمت و عرفان .ايشان در عرفان رساله هائى نوشته بودند و من ديده بودم .
آقا ايشان مجمع الفضائل بودند. ذخيره الهى بودند براى اسلام و مسلمانان افسوس كه از دست رفت .ايشان نعمت بى بديلى بودند. من گاهى تعبير كرده ام كه كفران نعمت شد و خداوندايشان رااز ما گرفت . آن بزرگوار تشيع را زنده كرد اسلام را زنده كرد.
يكى از آرزوهاى آقاى بروجردى اين بود كه چند كتاب فقهى از كتابهاى قدمااز جمله : كافى ابى الصلاح الجامع للشرايع كشف الرموز آبى و المهذب ابن براج نشر شود.اين انقلاب كه با رهبرى حضرت امام رضوان الله تعالى عليه بوجود آمداين آرزو برآورده شد و آثار بسيارى از شيعه نشر يافت والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
كاش روزى بسر كوى توام منزل بودكه در آن شادى واندوه مراد دل بودكاش از حلقه ز لفت كرهى در كف بودكه كره بازكن عقده هر مشكل بود دوش كز هجر تو دل حالت ظلمتكده داشت ياد تو شمع فرو زنده آن محفل بود دوستان مى زده و مست و زهوش افتادهبى نصيب آنكه دراين جمع چو من عاقل بود آنكه بشكست همه قيد ظلوم است و جهول آنكه از خويش و همه كون و مكان غافل بوددر بر دل شدگان علم حجاب است حجاب از حجاب آنكه برون رفت بحق جاهل بودعاشق از شوق بدرياى فنا غوطه وراستبى خبر آنكه بظلمتكده و ساحل بود چون بعض آمدم از حوزه عرفان و ديدم آنچه خوانديم و و شنيديم و همه باطل بود