نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - يوسف نجيب ما

يوسف نجيب ما


تواز كهن ترين زخم عشيره سخن مى گفتنى .

واز داغ هاى باغ داغهاى هزار ساله !

تو در سال ٥٧ فرعون را غرق ساختى .

برخى[ قيام] را دون شان خود مى دانستند.

و حتى[ نوافل] را نشسته مى خواندند.

چرا كه قيام حال مى خواهد و آنهااز[ حال] بى خبر بودند.

و مستقبل را تنها تا مسافت سه سانتى مى ديدند.

آنان طى دهسال انقلاب

سنگ اندازى شان هرگز قضا نرفت .

يوسف نجيب من !

مى ترسيدم حسودان تو را به چاه اندازه .

تو چگونه استخوان[ تهتك] و خار[ تنسك] را سالها تحمل مى كردى ؟

دل شيفتگانت ژرف ترااز چاه و رازدارتراز نخلستان ها بود.

چرا داغ ها و رازهايت را با ما باز نمى گفتى ؟

در حوزه ها [ الفيه ابن مالك] سينه ها رااشغال كرده بود.

و تفسير آيات مهجور از دروس جنبى حوزه بود.

و[ اصول فقه] نبايد[ اصول دين] را تحت الشعاع قرار دهد.

بارى ...

دل تو[ عرش الرحمان] بود و ديرى بود كه بى كمترى مقاومتى . به اشغال خدا در آمده بود.

تو نهال كدامين سرو را در ذهن حجره مرطوب كاشتى .

كه اكنون در دشت فيضيه .

جنگلى از كاج و سرو و صنوبر قامت افراشته است ؟..

اى تناور سرسبز سرفراز!

آيا تو خود را غرس كرده بودى

كه همه جوانه ها به جوانى تو مى مانند؟...

انفاس قدسى تو در دروس فلسفه

آن سالها چه كرد كه مدرس زير كتابخانه

ديوار به ديوار عرش تكيه زده است ؟

و درس فقه تو با دلها چه مى كرد

كه آجر آجر ديوارهاى مسجد سلماس هنوز هم عشق را

مى فهمد؟

آهوى چشمانت

پلنگ خمارى بود خفته درانبوه بيشه مژگان .

وابروانت تفسير[ ن والقلم] .

خط عارضت معنى[ ومايسطرون] .

مژگانت به نماز كه قامت بسته بود اينچنين موزون ؟!...

ما در مدرسه عشق ثبت نام كرده ايم .

تا در محضر چشمانت [ حكمت الاشراق] بياموزيم .

تو[ ابوالبركات] بودى .

[مفاتيح الغيب] در ميان دستان تو بود.

به گواهى آيه[ قل الروح] توازامر خدا بودى !...

و ما در روزگار ديگراز زادان چون تويى عقيم است .

تو حتى بعدازانقلاب هم انقلابى ماندى .

چشمان رمق ديده تاريخ

براى اولين بار بود كه ديد:

چكمه هاى سرخ در وادى مقدس تو خلع شدند.

و چشم كفر ورشكسته .

براى نخستين بار در عرش خدا را زيارت كرد.

دريچه اى كه تو قصد گشودن آن را داشتى .

به خاطر عدم قابليت قابل] مفتوح نشد.

وگرنه ايرادى به فاعليت تو نبود.

و...اين طبيعت خفاش است كه از پنجره مى گريزد ١

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى :
١. گزيده اى از تلويحات[ على اكبر رشاد] بااندكى تغيير در عبارات .