نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - سياست و حوزه هاى علميه

سياست و حوزه هاى علميه


در سير حركت علما وانديشمندان اسلامى بارها بر طرز فكر جدائى دين از سياست شورش شده است - جدائيى كه محصول دورى او تعاليم وحى و پاسداران آن بشمار مى رفت اما هيچگاه اين نوع حركت ها قابل مقايسه با آنچه ما آكنون مواجه با آن هستيم نبودخ و نيست . حركتى كه خود را در ١٥ خرداد نشان داد و با طرح مساله[ ولايت فقيه] به صورت مدون و منسجم از تئورى خاص حكومتى برخوردار شد.

امروز در جو و فضائى كه ما زندگى مى كنيم و با راهنمائى هاى پياپى امام و نمونه هاى روشن اثرات مثبت دخالت مذهب در سياست جدائى دين از سياست راه اساطيرى را در پيش گرفت . ليكن نبايد فراموش كرد كه هنوز در آنسوى مرزهاى جغرافيائى و حتى در داخل كشور پيروان اين فكراز پايگاههائى برانديشه برخى طبقات اجتماعى برخوردارند. تفكراتى كه ممكن است بر زبان نيايد اما در اعمال و حركتشان به وضوح خود را نشان مى دهد. اين انديشه با تكيه بر القائات حاكميت سلاطين جور وبرخوردارى از قداستى عوام پسند قادر است كه در ذهن هاى ناآگاه ايجاد شك نموده وترديدهائى را بيافريند.

با توجه به نكات فوق احساس اين ضرورت شد كه در نوشتارى هر چند مختصر به رووس برخى از مطالب اشاراتى شود تا سر آغازى براى تحقيقى گسترده گردد و پيش از شروع دراصل بحث تعريف گونه اى از سياست ارائه مى شود تا سياست مورد نظر دراين مقاله مكان واقعى خويش را بيابد واشتراك لفظى اين واژه موجب مغالطه نگردد.

تعريف سياست :
واژه سياست در معدود كلماتى است كه با گذر زمان و پيدايش اصطلاحات نوين در معنى آن تغيير چشمگيرى رخ نداده است . هر چند موارد كار برد آن حقيقت وارونه بوده وابزار كشنده اى براى جهانخواران امروزين گشته است تاارزشهاى انسانى را به مسلخ آن برند. ليكن سوء استفاده ها نبايستى نور حقيقت را بپوشاند بلكه بايد زنگاره ها را زدود و به حقيقت ها دست يافت .

در[قاموس المحيط] - كه يكى از كتب معتبرى لغوى است - سياست چنين تعريف شده است:

سست الرعيه :امرتها و نهيتها كه دراين تعريف سياست به امر ونهى و جكمرانى حاكم بر مردم تفسير شده است .

در[ لسان العرب] گفته شده است:[السياسه القيام على الشى ء بمايصلحه

و مشابه دو تعريف فوق در دو كتاب معتبر لغت[ نهايه ابن اثير] و[ مجمع البحرين] آمده است . و موارداستعمال اين واژه در روايات ادعيه و آلمات عرب مويد آن است .

بنابراين مى توان چنين نتيجه گيرى نمود

سياست مجموعه اعمالى است كه در جهت اداره مردم صورت مى پذيرد.

سياست و مكتب :
حكما مطلبى را بدرستى دريافته اند كه گاه ابهامات از ناتوانى در تصور ناشى مى شود. و به تعبير آنان[ مبادى تصوريه] ايجاداشكال در امر بديهى را مى نمايند. رابطه سياست و ديانت را مى توان مصداقى از براى اين قاعده كلى قرار داد زيرااگر ديانت بدرستى تصور شود و غايت و هدف آن در ذهن ترسيم يابد و سياست نيز معنى واقعى اش را پيدا كند دراينصورت هيچ انديشمند منصف مسلمانى را ياراى تصور جدائى آندو نمى باشد. مرحوم آيت الله بروجردى در مباحث درسى[ صلاه جمعه] اين نكته را تصريح فرموده اند كه:براى آنكس كه دراحكام و قوانين اسلام تتبع كند شكى باقى نمى ماند كه اسلام دين سياسى اجتماعى بوده و احكامش صرفا در محور عباديات و سعدات اخروى نيست . بلكه بيشتر آن با سياست مدن و تنظيم اجتماع پيوند مى خورد. و يا مربوط به هر دو جهان و دنيا و آخرت است

و در بحثى ديگراز كلامشان مى گويند:

[...اين خلط عميق بين جهات روحى و فوائد سياسى ازاختصاصات دين اسلام است] ٢

وامام خمينى نيز طى ساليان متمادى بر جوامع اسلامى براى تبيين همين اصل اساسى فرياد زدند و ما به ذكر نمونه هاى اندك از گفتار ايشان بسنده مى كنيم :

اسلام دين سياست است . ٣

دين اسلام يك دين سياسى است حتى عبادتش ٤

تبليغاتى فراوانى از طرف دشمنان داخلى و خارجى اسلام مى شود كه ديانت به سياست كارى ندارد. سياست مال امپراطوراست و ديانت مربوط به پاپ .! ٥

ارتباط عميق و گسترده ميان دين و سياست در مجموعه احكام دين به چشم مى خورد. و ما براى رعايت اختصاراين مسئله را در ٣ محور بررسى مى كنيم :

١ ضرورت احساس مسئوليت اجتماعى .

٢ شعائراسلامى و مسائل سياسى .

٣ لزوم حكومت دراسلام .

برگزيدن عناوين فوق در ميان صدها

عنوان مربوط به مسائل سياسى از آنجهت صورت گرفت كه[ احساس مسئوليت در قبال اجتماع] موتور تحرك فعاليت هاى سياسى [ ايجاد حكومت عدل] محور حركت هاى سياسى و[ شعائر اسلامى] اشكال پيشنهادى برخوردهاى سياسى بشمار مى روند.

و ما در نخستين مقاله بحث رااز[ احساس مسئوليت اجتماعى] آغاز مى كنيم :

زندگى اجتماعى :
انديشه زندگى دراجتماع و پرهيزازانزواگرائى دراديان توحيدى بسيار مورد تاكيد قرار گرفته است و به گفته علامه طباطبائى:[اولين كسانى كه بطور تفصيل آدميان را به اجتماع آگاه ساختند و بطور تفصيل توجه به حفظ اجتماع كردند پيامبران بودند]

اين انديشه دراسلام به شكل بارزترى مورد تاكيد قرار گرفت . و به عنوان نمونه مى توان امورى را ذكر كرد:

١ تاكيد به حسن معاشرت اجتماعى . ٧

٢ حقوق اجتماعى ( حقوق خانواده همسايه ارحام دوستان مومنان و...) ٨

٣ تكاليف ضامن بقاء جامعه (حدود تعزيرات انفاق زكات خمس و...) ٩

٤ عبادات دسته جمعى ( نماز جمعه عيدين نماز جماعت حج و...) ١٠

٥ نفى انزواگرائى و رهبانيت ١١

تاكيد عظيم اديان الهى بر حضور فعال در صحنه اجتماعى برخاسته از [آثار مثبت زندگى اجتماعى] است . زندگى اجتماعى علاوه بر رفع احتياجات مادى خلاقيت هاى انسانى را پيش مى برد. و موجبات رشد عقلانى و روحى انسانى را فراهم مى آورد و در مجموع زندگى اجتماعى ازاثرات و فوائد ذيل برخوردار خواهد بود:

١ايجادانس روانى : در حديث ازامام صادق عليه السلام آمده است . [وان المومن يستريح الى اخيه المومن كمايستريح الطيرالى شكله] ١٢

٢ رفع مشكلات :امام سجاد[ ع] دعاى[ اللهم اغننى من خلقك] را روا نمى شمرد. و چنين تعليل مى نمايند كه انسان ها را چاره اى جز يارى و كمك يكديگر نباشد. ١٣ و در بيانى ديگراز پيشوايان دين نقل شده است : [ المراء كثير باخيه] ١٤

٣ رشد عقلانى و روحى : به گفته فارابى:[ خيرافضل و كمال نهائى در جوامع ايجاد مى شود] ١٥

و در مخلص كلام مااگر مااگر فرضيه تاريخ نگاران علمى !! را قبول كنيم كه اضطرارهاى مادى باعث پيدايش جوامع شده اند امااين نكته را هيچ كس نمى تواندانكار كند كه اين ريشه مادى !! درخت پرثمر تفكر و انديشه را براى جامعه بشرى بدست آورده است . انديشه هاى ژرف و والائى كه از محدوده ماديت سر برون كشيده و در جريان تجربه ها چون فولادى آبديده شده است[ . واين مجموع ميوه هاى طيبه زندگى اجتماعى است] ١٦

و آنان كه راه فرارازاسارت تمدن جديد را در زندگى انفرادى مى جويند رجعت تاريخ بشر را به دوران[ توحش] طلب مى كنند!! دورانى كه گر چه آزادى حيوانى را به فراوانى مى توان يافت اما عقل انسانى كيميائى ناياب خواهد شد. ١٧

٢ مسئوليت عمومى
زندگى اجتماعى بدون احساس مسئوليت همگانى از عمرى ديرپاى برخوردار نخواهد بود. همانگونه كه در بدن انسانى همكارى و هماهنگى اعضاى ظاهرى و داخلى متضمن سلامت و بقاء آن خواهد بود. و به مجرد آنكه اين همكارى از موازين خويش خارج شد

هيولاى مرگ سايه خويش را بر آن مى افكند. پيامبراكرم[ ص] اين ارتباط را در مثالى زيبا چنين بيان مى كند:گروهى از مردم در يك كشتى سوار شدند و كشتى سينه دريا را مى شكافت و مى رفت . هر يك از مسافران در جايگاه مخصوص خود نشسته بود. يكى از مسافران به عذر اينكه اينجا كه نشسته ام جايگاه خودم است و تنها به خودم تعلق دارد با وسيله اى كه دراختيار داشت به سوراخ كردن همان نقطه پرداخت . اگر سائر مسافران دست او را گرفته و مانع مى شدند غرق نشده و مانع غرق شدن او نيز مى شدند١٨

ازاينرو زندگى در جامعه نقش جديدى را براى افراد پديد مى آورد. نقش و مسئوليتى كه گرچه در شرايط زندگى انفرادى وجود نداشت اما برخوردارى از مواهب زندگى درا جتماع و براى حفظ تامين لازم جهت بقاء جامعه آنراايجاب مى كند.

اسلام نيز به عنوان دينى كه انسان را مجزاى زندگى اجتماعى بحساب نياورده است مسئوليت هاى را دراين بخش بر عهده انسان گذارد. و براى نمونه به عناوينى ازاين نوع تكاليف اشاره مى شود:

١ تنظيم معيشت جامعه ( انفاق خمس زكوه كفارات ماليات هاى ثانوى و...)

٢ مقابله با فساد و ترويج صلاح در جامعه ( امر بمعروف و نهى از منكر حدود و تعزيرات و...) ١٩

٣ جعل حقوق اجتماعى (حقوق خانواده دوستان مومنان مسلمانان مستضعفان و...)

٤ نشرانديشه وافكارانسانى الهى ( ارشاد و تبليغ جهاد مبارزه با بدعت ها و...) ٢٠

٥ ....

موارد فوق نشاندهنده اهميت احساس مسئوليت اجتماعى است[ به ويژه امر بمعروف و نهى از منكر] كه با حفظ و بقاء شريعت پيوند مى خورد. و به تعبيرامام على ( ع ): قوام الشريعه الامر بالمعروف والنهى عن المنكر. ٢١ وامام باقر( ع )امر بمعروف و نهى از منكر را ضمانت اجراء جامعه اسلامى در تعالى و تكامل آن تلقى مى كند:

ان الامر بالمعروف والنهى عن المنكر سبيل الانبيا و منهاج الصلحاء فريضه عظيمه بها تقام الفرائض و تامن المذاهب و محل المكاسب يردالمظالم و تعمرالارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر...

امربمعروف و نهى از منكر روش انبياء و پاك مردان است . فريضه اى بس بزرگ است كه به وسيله آن سائر فرائض دينى نيك انجام مى شود.امنيت راهها كسب حلال بازگرداندن اموال به ظلم گرفته شده آبادانى زمين كيفر دادن دشمنان واستوار شدن امور دين همه به وسيله امر بمعروف و نهى از منكر حاصل مى شود.

احساس اين مسئوليت اجتماعى است كه رگ و ريشه هاى[ شوردينى] را در قلب ها زنده نگاه مى دارد و انسان رااز بى تفاوتى نسبت به حوادث اجتماعى باز مى دارد!! دراحوالات پيامبر(ص ) نقل شده است كه آن[ انسان كامل] را جز در هنگام احقاق حق خشمناك نمى ديدند (كان النبى (ص ) لايغضب للدنيا فاذااغضبه الحق لم يعرفه احد و لم يقم على غضبه احد حتى ينتصرله ) ٢٣

و در حديثى ازامام صادق ( ع ) نقل شده است [ كه دو ملك برئا عذاب شهرى فرستاده شدند وقتى آن دو به شهر رسيدند مردى را مشاهده كرده كه مشغول عبادت است . يكى از آن دو ملك از خداوند سئوال كرد كه با وجوداين فرد كه تو را دراين شهر عبادت مى كند آيا حكم را بايستى اجراء كنيم ؟از محضرالهى پاسخ مى شنود:

امض لماامرتك فان ذارجل لم بتمعر وجهه غيظا دستور رااجرا كن كه اين مرد چهره اش را خشم براى من فرا نگرفته است . ٢٤

عهد در برابرامت اسلامى:
در بينش اسلامى گرچه انسان مسلمان در برابر[ جامعه بشرى] مسئول است و براساس اين تعهد بايستى در جهت رفع استضعاف فكرى اقتصادى سياسى و ...انسان هاى غير مسلمان بكوشد. واصولا جعل و تشريع[ جهاد تهاجمى] دراين راستا قرار دارد اما در كناراين مسئوليت تعهدى عظيم تر واساسى تر در مقابل[ امت اسلامى] بر عهده او است زيرا وحدت در عقيده راه و هدف موجب مى شود كه انسان مسلمان نسبت به حوادثى كه در جامعه اسلامى مى گذرد و تيز بينانه تر بنگرد مطالعه كند و تحليل كند و براساس آن به تلاش مناسب برخيزد. زيرا بى توجهى به تحريكات داخلى تفرقه ها يا فسادهاى درونى و ...از يكسو و غفلت از حركات دشمن در جهت مبارزه با مكتب وامت اسلامى نتايجى را به بار مى آورد كه امروز كم و بيش ثمرات ناميمون آن را مشاهده مى كنيم .

نفوذ دشمن به صورت پايگاههاى مرئى ( اسرائيل و...) و نامرئى تحميل ايدئولوژيها وافكار بيگانه واسلام زدائى استثماراقتصادى امت اسلامى و موارد بسيار ديگر از بى توجهى اسلاف نسبت به حوادث جارى در جوامع اسلامى ناشى شده است . بى توجهى و غفلتى كه امروزه اخلاف آن ها حسابش را پس مى دهند. و اين قضاوتى است كه نل آينده نيز - در صورت تكرار آن - درباره ما خواهند نمود.

بنابراين نبايستى نسبت به حوادث و مسائل جوامع اسلامى بى توجه ماند. واين حركت در[ وزارت خارجه] محدود نمى ماند بلكه تك تك كسانى كه به آينده اسلامى فكر مى كنند بايداحساس تعهد نسبت به اين امر را داشته باشند. و تذكراين نكته ضرورى است كه احساس تعهد را بايستى با مطالعه و دقت بيشتر در سير جريانات و حوادث آميخت تا روح ايمان و برخوردارى از آگاهى كافى نتايج مثبت را رايج كند و هر مسلمانى سفيرى متعهد و آگاه براى انقلاب اسلامى گردد. وانتظار آن مى رود كه حوزه هاى علميه پيشقدمان اين مهم گردند.

مسئوليت علما
ميزان مسئوليت با مقدار آگاهى از كار محول شده رابطه مستقيم دارد. اين مسئله در مسئوليت هاى اجتماعى به شكل روشنترى خود را نشان مى دهد آنانكه با مفاصد و عمق آن بيشتر آشنا هستند واز راههاى درمان آن اطلاعات زيادترى دارند و تلاش آن هااثرات مثبت ترى را مى آفريند از اينان نسبت به[ مسائل اجتماعى و دخالت در آن] انتظار بيشترى مى رود و[ علماى دين و پاسداران شريعت] برخوردارازاين مزايا هستند. زيرا از رخنه دشمن واهداف آن اطلاع دارند كه چگونه قصد براندازى شريعت را دارد! و توجه مردم به آنان اثر تلاش هاى آنان را صد چندان مى كند. و لذا در آيات و روايات اسلامى مسئوليت هاى اجتماعى سنگينى بر عهده علماء قرار داده شده است و براى نمونه مواردى ذكر مى شود: ى

١ ولايت عامه مسلمين (ولايت فقيه )

٢احقاق حقوق مردم (قضاوت و...)

٣ نشر معارف اسلامى ( ارشاد تبليغ احكام دين تاليف تصحيح و چاپ كتب مورد نياز جامعه و ...)

٤ مبارزه باانديشه هاى انحرافى (مبارزه با بدعت ايدئولوژيهاى بيگانه و ...)

٥ مسئوليت در برابر عدالت اجتماعى ( ايجاد تعادل ثروت نفى طبقات استثمارگر واستثمار شده و ...)

٦ مبارزه با حاكميت هاى حور ( امر بمعروف و نهى از منكر اعلام جهاد و...) ٢٥

بنابراين اگر در جامعه اسلامى همه موطفند كه بر رخدادهاى بوجود آمده درامت اسلام به دقت بنگرند واز خويش واكنش نشان دهد علما و طلاب علوم دينى مسئوليتى ويژه را دراين امر برعهده دارند. واز اينرو مشاهده مى كنيم كه امام على ( ع ) پذيرش حكومت ظاهرى را به اين مسئله مرتبط مى كند كه چون خود رااز علماء مى شمرد احساس مسئوليت مى كند و در صحنه سياسى شركت مى جويد

[و مااخذالله على العلماءان لايقاروا على كظه ظالم ولاسغب مظلوم]
وامام امت بارهااين نكته را مورد توجه قرار داده و فرياد بر آورده اند:

[علماى اسلامى موطفند باانحصار طلبى واستفاده هاى نامشروع ستمگران مبارزه كنند و نگذارند عده كثرى گرسنه و محروم باشند و در كنار آن ها ستمگران و غارتگران حرامخوار در ناز و نعمت بسر برند]. ٢٧

نتيجه وجمع بندى
روشن شد كه انسان در بينش اسلامى از جايگاهى اجتماعى برخوردار است . واحدهاى اجتماعى از[ خانواده] شروع شده و به مجموعه جامعه بشرى پيوند مى خورد. واين حضورافراد در صحنه هاى اجتماعى مسئوليت ها و تعهدانى را در برابر آنان مى گشايد. و چنين است كه انسان مسلمان خود را همواره مسئول با توجه به[ ويژگى شخص] و[ قلمرو مسئوليت] تشديد مى شود كه انسان عالم مسئوليتى ويژه بر عهده دارد. و مسئوليت انسان در برابر همفكران خويش[ امت اسلامى] حساس تر مى گردد. واين [ احساس مسئوليت] نقطه اساسى حركت هاى سياسى است . و فقدان تلاش هاى اجتماعى از[ احساس مسئوليت نكردن] نشات مى گيرد بنابراين از آنجا كه اسلام بر ضرورت اهتمام به امورانسانها و بخصوص امت اسلامى تاكيد مى ورزد چاره اى جزاين باقى نمى ماند كه انسان از[ بافته هاى فردى] خويش بيرون آمده و درصدد ساختن خويش و جامعه در سير حركت عمومى برآيد. تقواى پرهيز را بايستى شكست و آن را به[ ملكه صيانت خويش] در زندگى اجتماعى تبديل نمود. واين امر چيزى جز دخالت سياسى نيست زيرا سياست همان اداره امور مردم است واين نوع فعاليت ها تلاشى در جهت تحقق آن بشمار مى روند. تلاش هائى كه ممكن است از وجوه مختلف برخوردار باشند اما در يك راستا گام مى نهند. در زمان غصب حكومت توسط[ حكام جور] احساس مسئوليت اجتماعى خود را در شكل سرنگونى حكومت نشان مى دهد و در زمان[ حاكميت عدل] - پيامبر[ ص] امام[ ع] ....فقيه - در تثبيت حكومت رفع مشكلات و نارسائيها و

و به بيان امام على[ ع] :ان الزهد فى و لايه الظالم بقدرالرغبه فى ولايه العدل ٢٨

( ادامه دارد)

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١و٢.البدرالزاهر فى صلاه الجمعه والمسافر تقريراز آيت الله العظمى منتظرى ص ٥٢٥٣

٣.از پيام امام به مناسبت عيد فطر ٥٧.

٤و٥.از سخنرانى امام در ٥٨/٠٦/٢٦.

٦.الميزان ج ٤.٩٣.

٧. مراجعه كنيد به

رساله مصادقه الاخوان شيخ صدوق - بحارالانوار ٧٥ باب ٣١ ٣٢ ٥٠ ٥٨ - بحارج ٧٦ باب ١٠٣ - ٧٩اصول كافى ٢.٤٣٥ - مسندامام الرضا ( ع ) عزيزالله عطاردى ص ٣٠١ - ٢٩١ - ثواب الاعمال شيخ صدوق ١٨٢ - ١٦٣ - تصنيف نهج البلاغه لبيب بيضون باب ٥ و ٨ التا لجامع الاصول شيخ على منصور تا سف ج ٥ ص ٨٥ - ٣.

٨. مراجعه كنيد به :

[ رساله الحقوق] امام سجاد( ع ) - تحف العقول (تصحيح غفارى - ترجمه كمره اى ) ص ٢٨٧ - ٢٦٠. بحارالانوار ٧٤.٢ حقوق مومنين واخوان باب ٥ ٦ ٧ ٨ ١١ ١٢ و... وسائل الشيعه ج ١١ باب ٢٥٣٩ اصول كافى ٢.١٦٥ - ثواب الاعمال ص ١٨٢ - ١٦٣.

حقوق ارحام "اصول كافى ٢.١٥٠ - بحار ٧٤.٨٧.

حقوق خانواده "اصول كافى ٢.١٥٧ - بحا ٧٤.٢٢ - كنزالعمال ١٦.٤٦١.

٩. مراجعه كنيد به :

[حدود و تعزيرات] : وسائل الشيعه ج ١٩ - دعائم الاسلام - نعمان بن محمد تميمى مغربى ٢.٤٠١ - روضه المتقين ج ١٠ مجلسى اول و ...

[ انفاق زكوه خمس:] وسائل ج ٦ روضه المتقين فى شرح من لايحضره الفقيه - ج ٣ ص ٢٢٢ - ١ محجه البيضاء ج ٣ ص ١١٩ - ٦٤ - جامع احاديث الشيعه ٦.٣٢٣ - تصنيف نهج البلاغه ص ١٥٠ و ١٨٤. دعائم الاسلام ج ١ ص ٢٦٤ . ٢٤٠ و ...

١٠. در مقاله بعد پيرامون[ شعائراسلامى] مفصلا بحث خواهد شد.

١١. مراجعه كنيد به :

)وسائل الشيعه ٨.٢٤٩ الحياه ١.٢٢٤ - سفينه البحار ماده (رهب ).

١٢. بحارالانوار ٧٤.٢٣٤ الحياه ١.٢٤٠

١٣.الحياه ١.٢٢٨

واما نظريه دوم از پيش كسوتان اين انديشه ژان ژاك روسو ١٧٧٨ - ١٧١٢است . وى در كتابى كه در زبان عربى به[ العقدالاجتماعى] و در فارسى به[ قراردادهاى اجتماعى] ترجمه شده است اين نظريه را چنين بيان مى كند:[تعارض مصالح خاصه قيام و مجتمعات را ضرورى و توافق اين مصالح آن را ممكن و محقق مى كند[ العقدالاجتماعى] ص ٥٩. ٦ ١٦.

و در قسمتى ديگر چنين مى گويد: حقانتى نظام اجتماعى برخاته از نظام طبيعى نيست بلكه تابع بكسرى قراردادهاست .

استاد شهيد مطهرى در فرضيه[ پيدايش جوامع] سه نظريه را نقل مى كند ١ فطرى بودن زندگى در جوامع ٢انتخابى و قراردادن بودن آن ٣ اضطرارى بودن زندگى در جوامع . (جامعه و تاريخ ص ١٢١٣) برخى از فيلسوفان يونانى و حكما و متكلمين اسلامى پيروان نظريه اول بشمار مى روند.اين نظريه در تاريخ تفكر جامعه اسلامى با نام[ الانسان مدينه بالطبع] ياد مى شود. مراجعه شود (به نظريات فارابى در آراءاهل مدينه فاضله خواجه نصير طوسى دراخلاق ناصرى و ... واز حكماء معاصر مرحوم علامه طباطبائى درالميزان ج ٤.٩٢ استاد شهيد مطهرى در مدرك سابق الذكر).

١٥. آراءاهل مدينه فاضله - ترجمه سيد جعفر سجادى [ ٢٥٣ژان ژاك روسو] ١٧١٢١٧٧٨ مى گويد: درانتقال از حالت طبيعى به حالت مدنى دراثر قرار دارداجتماعى گرچه انسان حريت طبيعى خويش را از دست مى دهد اماانسانيت انسان و فراروى از حيوانيت دراثراين حركت تحقق مى يابد. وانسان دراين ميان گرچه حق مطلق خويش را بر همه چيز تا آنجا كه قدرت دارد از دست مى دهد واراده وى محدود براراده عامه و علت وى مستند به مدرك و سند مى گردد اما در حقيقت آزادى واقعى راانسان دراين ميان مى يابد زيرا آزادى حيوانى عبوديتى بيش نيست !العقدالاجتماعى ص ١٤

٥٠٥١. تحف العقول (تصحيح غفارى ترجمه كمره اى ) ص ٣٨٧الحياه ١.٢٤٣.

مدرك سابق ص ٢٩) واما نظريه سوم اين انديشه از مبانى فكرى ماركسيست بشمار مى رود. و متاثران ازانديشه هاى ماركسيستى نيز به اين نظريه روى آورده اند.اينان رون توليد را موجب به وجود آمدن تشكيلات اجتماعى دانسته و ن را بر مبناى[ ضرورت تاريخى] توجيه مى كنند نه آنكه فطرت و سرشت انسانى آن راايجاب كرده باشد و نه آنكه انسان براساس انتخاب و داورى خويش اين راه را برگزيده باشد.

١٧. براى بحث و بررسى بيشتر در زمينه[ زندگى اجتماعى] به مباحث مرحوم علامه طباطبائى درالميزان ج ٤ص ٩٢ مراجعه شود. يادآورى مى شود كه مباحث مذكور با عنوان[ روابطاجتماعى دراسلام] ترجمه و به چاپ رسيده است .

١٨. جامعه و تاريخ - شهيد مطهرى ص ١٢ اين حديث با مقدارى اختلاف مضمون در سنن ترمذى ٤.٤٧٠ و كنزالعمال ج ٣ص ٨١ نقل شده است .

١٩. در زمينه امر به معروف و نهى از منكر مراجعه كنيد به : [كنزالعمال ٣.٦٤ و سائل ١١.٣٩٣ - كاى ٥.٥٥ - تصنيف نهج البلاغه ص ١٨٨ تحف العقول ص ٢٤٠.

٢٠. در زمينه تبليغ وارشاد فكرى مراجعه كنيد به :

الحياه ١.٥٦ بحار ٢.٣٠ ح ١٣ و ١٤٤ ح ٦ و ١٩٨ ح ١ و ٢٠٦ - حصال ط جامعه مدرسين قم ص ٢٢ - بحار ٧٨.١٢٨ الحياه ١.١١١.

٢١. غررالحكم چاپ دانشگاه تهران .٥١٨٤

٢٢. فروع كافى ٥.٥٦ وسائل الشيعه ١١.٣٩٤.

٢٣.الحقائق فى محاسن الاخلاق - فيض كاشانى ص ٧٣

٢٤. فروع كافى ٥.٥٨.

٢٥. تحف العقول ص ٢٤٠ - نهج البلاغه فيض الاسلام ص ٥٢ - دراين زمينه كتاب ارزشمند[ الحياه] به خوبى از عهده مطلب بر آمده است . رجوع ٢ ص ٣٦٩ - ٢٣٩ و ص ٢٨٧ به بعد.

٢٦. نهج البلاغه - خطبه ٣.

٢٧. ولايت فقيه به حكومت اسلامى ص ٤٣.

٢٨. غررالحكم ٢.٥٠٤.