نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - مصاحبه منتشر نشده اى از آيت الله صدوق

مصاحبه منتشر نشده اى از آيت الله صدوق


سئوال : مسئله ولايت فقيه و تفكر حكومت بعدازائمه اطهار[ ع] در زمان غيبت ويژه امام امت و ياران اوست يا در ميان فقهاء گذشته نيز بوده است و نيز مسئله ياد شده در متون اسلامى و روايات ما چگونه است
جواب : ولايت فقيه كه از زمان غيبت صغرى تا به حال برقراراست به اين معنا نه اين است كه[ النبى اولى با لمومنين من انفسهم]... ءپيغمبر تمام اختيارات رااز جان مردم و مال مردم داشت

ولايت اولا و بالذات مال خداست[ الله ولى الذين آمنوا] (چون ) آفريدگار و خالق ماست . پس كسى كه ما را آفريده و خلق كرده همه گونه اختيارى را هم دوباره ما دارد. واختيار تامه ئى را كه خداوند متعال نسبت به بشر دارد و نسبت به عبادتش دارد تعويض شده است به پيغمبرش : [النبى اولى با لمومنين من انفسهم] . .

[و ما كان لمومن و لا مومنه اذا قضى الله ورسوله امراان يكون يكون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله فقدضل ضلالا مبينا] ٢ [فلاوربك لايومنون حتى يحكموك فيما شجربينهم ثم لا يجدوا فى انفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما] ٣ .
در برابر پيامبر تمام امت بايد تسليم باشد.

واين ولايت را خداى متعال داده است به پيامبرش حتى اگر به فردى بگويداز مالت خارج شو از زن و بچه ات جدا شو وظيفه اش اين است كه جدا شود هر دستورى كه پيامبر بدهد بايد عمل بكنند

[ اين جنگها كه مى شد بوسيله رسولخدا بود به امر رسول خدا بود.

٨٤ غزوه سريه كه براى رسول خدا پيدا شد.(و) پيغمبر با كفار و قريش مى جنگيد ( با) ولايتى بود كه خدا به او داده بود ولايتش رااعمال مى كرد بعدا هم اين ولايت را داده به جانشينانش . به على[ ع] و... تا رسيده به زمان حضرت مهدى حضرت مهدى هم وقتى غيبت كبرى شروع شد بوسيله توقيع شريفش كه به آخرين نماينده اش فرمود ديگر جانشين براى خود معين نكن و فرمود[ : واماالحوادث الواقعه فارجعوا فيهاالى رواه حيثنا فانهم حجتى عليكم وانا حجه الله عليكم

پس ولايت فقيه از جانب ولى عصراست ولى عصر هم از جانب پيغمبراست و پيغمبراز جانب خداست پس اين ولايت را خدا داده به فقيه . منتهى در دوران قدرت طواغيت و شاهنشاهى نمى گذاشتند كه همه اين قدرت اعمال بشود. سد راه اين قدرت بودند. و جلواين قدرت را مى گرفتند ولى باز هم تمام كارهاى مسلمين بوسيله فقاء بوسيله مراجع بزرگ بود كه انجام مى گرفت . نصب قيم براى صغير مى كردند اجازات ديگرى مى دادند به اشخاصى كه صلاحيت داشتند اجازه امور حسبيه مى دادند براى غياب و قصر نصب قيم دستور مى دادند اينها را داشتند منتهى كارهاى كلى را دولتهاى وقت بواسطه قدرتهائى كه در دست داشتند نمى گذاشتند كه فقيه اجراء كند.

ولى حالا كه ديگر قدرت در دست مردم مسلمان است فقيه هم در راس است به امرامام زمان امام زمان هم به امر پيامبر و پيامبر هم به امر خداست . پس ويلات فقيه يك امرى نيست كه مردم به فقيه داده باشند!اين يك امرى است الهى كه خدا به او داده واگر هم مسلمان مسلمان باشد بدون ولايت فقيه اصل كارش درست نيست .

تمام امور در دست فقيه جامع الشرايط است[ مجارى الامور بيد العلماء] ٥ همين حديثى كه خواندم و حديث : ينظران من كان منكم ممن

قدروى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و رف احكامنا فليرضوا به حكما فانى قد جعلته عليكم حاكما فذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانمااستخف بحكم الله و تلينا رد والراد علينا راد على الله و هو على حدالشرك بالله] ٦امام عصر مى فرمايد كه او حجت است از جانب من به شما (آنكه عارف به حق ماست و من هم حجت براو هستم . كسيكه نسبت به فقيه جامع الشرايط رد كند مثل اينكه ما را رد كرده است و كسى كه ما را رد كند شرك بخداست .

پس يك امر به اصطلاح فعلى نيست كه نشسته باشند در مجلسين يا در قانون اساسى تفويض كرده باشند و به فقيه امرى است كه خدائى است او را تقريرش كرده اند و تثبيتش كرده اند. واگر هم كسى زير بار ولايت فقيه نباشد زير باراسلام هم نيست نمى شود گفت مسلمان نمى شود گفت مومن هر مقامى مى خواهد باشد اگر ولايت فقيه را قبول ندارد ما در اسلامش شك داريم و درايمانش به خدا نه شك بلكه مى گوئيم مومن نيست مسلمان نيست .

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها:
١. مرحوم سيدمحمد فشاركى عالم عامل و فقيه بصيراز بزرگترين شاگردان مرحوم ميرزا حسن شيرازى بود كه برخى از بزرگان وى را [استاد كبير] خطاب مى كردند وى در حال حيات استاد داراى حوزه درسى عظيمى بود و مرحوم نائينى و حاج شيخ عبدالكريم حائرى از شاگردان او هستند مرحوم ميرزا حسن شيرازى پس از آنكه در مقام رهبرى قرار گرفت كرسى درسش را به او سپرد. وى عالمى نفس كشته مجتهدى وارسته از وابستگيها و فقيهى خداشناس و معاد باور بوداز اين روى هنگامى كه همه انظار به طور طبيعى براى زعامت و مرجعيت به او متوجه شد استنكاف ورزيد و فرمود:انااعلم انى لست اهلا لذلك لان الرياسه الشرعيه تحتاج الى امور غيرالعلم بالفقه والاحكام من السياسات ومعرفه مواقع الامور.

من خود را شايسته مرجعيت نمى دانم . زيرا رياست دينى و زعامت اسلامى به غيراز علم فقه و آشنائى بااحكام امور ديگر لازم دارد.از قبيل آگاهى از مسائل سياسى و شناختن موضع گيريهاى درست در هر كار !.فوائدالرضويه ج ص ٥٩٢ ريحانه الادب ج ٤ص ٣٤١هديه الرازى الى المجددالشيرازى ص ١٤٨.

بنگريد فقيه عاليقدر و عالم بيدار دل در مسئله رهبرى تا چه حد محتاطانه گام بر مى دارد و براى زعامت چه چيزى را شرط مى داند [....معرفه الامور] خوب است دراينجا به بيانى روشنگر از امام على(ع) اشاره كنيم:

و لا تحمل هذا الامر الا اهل الصبر والبصر والعلم بمواقع الامور شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٧ ص ٣٦ .
خوب است عالمان ژرف انديش و طلاب فاضل تيز هوش موصغدار اين حقايق را بگسترند و ذهن جامعه را نسبت به مرجعيت و زعامت بيشتراز پيش روشن سازند.

امروز روشنگرى در مفهوم دقيق[ اعلميت] [ شرايط رهبرى] و تبيين ضرورتها و بايستنيهاى مقام رهبرى بسيار ضرورى است تا همگان بدانند كه بار سنگين امامت و رهبرى و وراثت پيامبران و صيانت مكتب و معارف اهل البيت و ... را چه كسى مى تواند بدوش كشد.

يكبار ديگر در بيان شهيد محراب دقت كنيم : ذكر گو نمى خواهيم نماز جماعت خوان نمى خواهيم مرجع جامع مى خواهيم در مسائل ياد شده نگاه كنيد به: [الحياه] ج ٢ باب ٨ و ٩ بويژه از ص ٣٤١ به بعد و همچنين به [بيدارگران اقاليم قبله] ص ١٢٦ به بعد. و مصاحبه روشنگر حضرت آيه الله صانعى در مجله[ پاسداراسلام] سال دوم شماره ٤.

٢- احزاب ٣٦ نگاه كنيد به :الميزان جلد ١٦ ص ٣٢١ تفسيرالصافى جلد ٤ ص ١٩٠و...

٣- نساء.٦٥ نگاه كنيد به :الميزان جلد ٤ ص ٦٠٤ - تفسيرالصافى جلد ٢ ص ٤٣٢ - تبيان جلد ٣ ص ٢٤٥ - مجمع البيان جلد ٣ ص ٦٩.

٤الغيبه للشيخ الطوسى ص ١٧٧ - كمال الدين و تمام النعمه ج ٢ ص ٤٨٢ احتحاج طبرسى ج ٢ ص ٢٨٣ وسائل الشيعه ج ١٨ ص ٩٨ باب ١١ من ابواب صفات القاضى ح ٩.

٥. مستدرك الوسائل ج ٣ ص ١٨٨ باب ١١ من ابواب صفات القاضى ح ١٦ - تحف العقول چاپ قم ص ١٦٩.

٦. قسمتى است از روايت[ مقبوله عمر به حنظله] - وسائل الشيعه ج ١٨ ص ١٠٠ الكافى ج ١ ص ٤١٢ - تهذيب الاحكام ج ٦ ص ٣٠١ الاحتجاج ج ٢ ص ١٠٦ - مستدرك الوسائل ج ٢ ص ١٨٧ - و جواهر ٤٠ ص ٣٢