نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - نگرشى بر مجلس مشروطيت

نگرشى بر مجلس مشروطيت


امام صادق: لايلسع العاقل من ججر مرتين خردمنداز يك لانه دوبار گزيده نمى شود! ١
توجه به[ حركت هاى اجتماعى] و پندآموزى از آن مورد نظر[ شريعت اسلامى] است .اندوختن تجربيات از گذر حوادث راهگشاى راه آينده بشمار مى رود.

امام على(ع) اين حقيقت را چنين بيان نموده است :

لولاالتجارب عميت المذاهب ..
بهره گيرى از تجربيات دواثر مشخص دارد: ١ايجاد مصونيت نسبت به تاثير پذيرى از خدعه هاى مشابه :

من لم يجرب الامور خدع (امام على (ع) )
- كسى كه حوادث و مسائل را نديده و تجربه نكرده باشد فريب مى خورد. ٢

٢ آمادگى فكرى و روحى براى مقابله با مشكلات جديد:

من عرف الايام لم يغفل عن الاستعداد ( امام على[ ع] )
- آنكس كه روزگار و حوادث آن را بشناسد از[ آمادگى] خويش غافل نباشند. ٣

براى بهره گيرى از تجربيات [ سيستم مقايسه اى رخدادهاى اجتماعى] پيشنهاد شده است و به بيان زيباى امام على(ع):

استدل على مالم يكن بماقد كان فان الاموراشباه
حوادث گذشته را راهنماى حوادث آينده قرار ده . زيرا [رخدادها] مشابه يكديگرند. ٤

از ميان حوادث اجتماعى جامعه ما نهضت مشروطيت نقش ويژه اى را بر عهده دارد. نزديك بودن زمان حوادث آن به زمان حال و تاثيرات مشخص جنبش مشروطيت در رويدادهاى سده اخير كشورمان ( از جنبه هاى فكرى سياسى و ...) موجب مى شود كه با ديد عميقترى به ابعاداين حركت توجه شود.

ازاينرو بر آن شديم كه در آستانه انتخابات دومين مجلس شوراى اسلامى با ديدى اجمالى بر[ حوادث مجلس در دوران مشروطيت] نظرى افكنده تا تاانشاءالله در جهت سيرانتخاباتى مفيد قرار گيرد.

زمينه نهضت مشروطيت
تحليل خاستگاه و زمينه نهضت مشروطيت نيازمند بررسى گسترده اى است .امااين نكته را نمى توان انكار كرد كه اين نهضت با[ حمايت هاى مردمى] واستفاده از[ نفوذ رهبريت دينى و تلاش علماء شريعت] اوج گرفت . گرچه دراين ميان[ انديشه ههاى وارداتى] نضج مى گرفت و رهبريت مذهبى مشروطيت گاه و بيگاه رنگ باخته و بتحت تاثير[ خودباختگى غربگرايان] قرار مى گرفت اما نمى توان حضور ديانت را به عنوان[ نقشى مستقل] ناديده گرفت . روح عدالتخواهى اسلامى نهضت ضد فساد واستبداد را پيش مى راندو در قالب در خواست[ مجلس عدليه] خود را نشان مى داد. در تهران - مركزاوليه جنبش مشروطه - شيخ فضل الله نورى طباطبائى بهبهانى پرچمداراين حركت بشمار مى رفتند و پس ازافتتاح اولين دوره مجلس جنبش مشروطه در قالب يك[ نظام سياسى] بر مسند قدرت نشست .

دراولين دوره مجلس نقش و نفوذ ديانت و حفاظت از مصالح ملت در شعاعى محدود جريان داشت . به گفته يكى از نويسندگان تاريخ مشروطيت [بدون تاييد قبلى دو نفراز برجسته ترين مجتهدين يعنى سيدمحمد طباطبائى و سيدعبدالله بهبهانى هيچيك از مسائل مهم حل و فصل نمى شد]

اين حضور عظيم ديانت در نهضت مشروطيت در يك واقعه تاريخى نمايان مى شود كه ارمنى ها و يهوديان كسى را به وكالت انتخاب نكرده و دو سيد (طباطبائى - بهبهانى ) را به نمايندگى برگزيدند. ٦

دراين دوره از مجلس است كه عليرغم همه مشكلات و نارسائيها چون : وجود منحرفان از دين واستبدادطلبان قاجارى در مجلس و ديكتاتورى مطلقه محمد عليشاه و ... مجلس به يك سرى ازاصلاحات - هر چند ناقص - دست مى يازيد. واز مهمترين آنها رد قرضه ايران از دولتين انگليس و روسيه اعتراض به قرارداد ١٩٠٧ و تعديل بوده مملكت را مى توان به حساب آورد... كميسيون ماليه مجلس تمام كار هفت ماهه اش تقليل و حذف مستمرى ها بود. ٧

مجلس بعداز دوران استبداد صغير:
بعد از به توپ بسته شدن مجلس و گذشت دوران پرطلاطم استبداد و ورود مشروطه خواهان به تهران مجلس[ دوره دوم] باز مى شود. دراين عصراست كه مجاهدين[ روز شنبه] به حاكميت مى رسند. ٨اما رهبران مردمى دينى نهضت به فراموشى سپرده مى شوند. لكن هنوز چراغ مشروطيت نورافكنى خويش را گاه و بيگاه در مجلس و ... نشان مى داد. و دراين ميان نقش [مدرس] به عنوان عضو قانونى نظارت مجتهدين بر مجلس و در دوره هاى بعد به عنوان وكيل مردم تهران نمايان مى شود

روزى وكلاى مجلس ازاصفهان براى شركت دوم جلس دوم حركت مى كردند ديده شد كه سيدى ضعيف اسباب هاى ساده و مختصر خود را در گارى تك اسبه اى نهاده و خود هم بر آن مركب ساده سوار شد و به طرف تهران براى .شركت در مجلس حركت كرد.اين مرد عجيب[ سيدحسن مدرس] بود. ٩

و چنين است كه مجلس دوره دوم و چند دوره بعد به واسطه پاكمردانى چون مدرس و ... تطهير مى شد. مجلس در دوره اولتيماتوم روس ١٠ را رد مى كند.اما تحت فشارايادى بيگانگان حدود سه سال تعطيل مى گردد.

مورگان شوستر در كتاب معروف خويش به نام[ اختناق ايران] جريان مجلس را در داولتيماتوم چنين نقل مى كند:

روزاول دسامبر قبل ازاينكه ٤٨ ساعت اولتيماتوم روس پايان پذيرد دولت نظير خود را در مجلس اظهار كرد همه منتظر مجلس بودند. صمصام السلطنه در آخرين لحظات از مجلس خواست تا به كابينه در جهت قبول اولتيماتوم اختيار بدهند. ٧٦ نفر وكلاى حاضر در مجلس در سكوت فرو رفته بودند. يك عالم محترم اسلامى ايستاد و در موقعى كه به سرعت مى گذشت گفت : شايد قسمت خداوند براين امر تعلق گرفته باشد كه آزادى واستقلال ما به زوراز ما سلب شود ولى سزاوار نيست كه ما خودمان به امضاا خود آن رااز دست داده و ترك كنيم .الفاظ و عبارات او ساده و مختصر بود ولى مثل اينكه پر و بال داشت . وكلاى ديگر بهمين ترتيب ازاو متابعت كردند و بالاخره راى عمومى گرفته شد واولتيماتوم روس رد شد١١ .

مجلس و كودتاى رضاخان
با گذر زمان اوضاع نهضت مشروطيت اسفناكتر مى شد. مردم ازانقلاب بدور مانده و مايوس فرصت طلبان بر مسندها مشغول زد و بندهاى سياسى بودند جريان كودتا نضج مى گرفت . و سرانجام رضاخان مير پنج به دست ايادى انگليس رشد مى كند. مقام فرماندهى قزاق وزارت جنگ رياست وزراء فرماندهى كل قوا و... را دراختيار مى گيرد. دراين ميان مجلس نيز تحت تاثير سياست هاى خارجى رنگ مى باخت . معروف است وقتى بعضى از نمايندگان منتخب دولت حاضر نمى شدند بر بعضى لوائح راى بدهند وزير پيشنهاد كننده مى گفت اين لائحه با نظر رئيس دولت (رضاخان ) تنظيم شده و آنگاه فورى تصويب مى شد. ٧١٢ با خلع سلطن قاجار و تفويض !! آن به رضاخان - در دوره پنجم مجلس - مجالس مشروطيت چيزى جز تشريفات نبود و گويا رسم براين بوده است كه نمايندگان منتخب دولت روزهاى دوشنبه به پيشگاه ملوكانه شرفياب شده اعليحضرت (رضاخان )اشاره اى كنند وآنان اطاعت كنند!!

تقريبا تنها فرياداعتراضى كه از مجلس دوره ششم بر مى خاست از مدرس بود

اما تحمل وى را هم نياوردند و در دوره هفتم انتصابش نكردند!

گويند كه يكى از محارم شاه بعدازانتخابات پيش وى آمد كه شاه گفته چون در تهران انتخاب نشديد كانديداى يكى از شهرستانها بشويد تا دستور دهم كه انتخاب شويد!! مدرس با نهايت تندى گفت : به سردار سپه بگواگر مردى مردم را آزاد بگذار تا ببينى من از چند شهرانتخاب مى شوم والا مجلسى كه بدستور تو من نماينده اش گردم بايد درش را لجن گرفت . ١٤

البته اين شهامت هاابراز شجاعت ها برايش - به ظاهر - گران تمام مى شود. ولى وى را چه باك كه دل را به وظيفه بسته بود نه به آخور!! آنگونه كه حتى ياران نزديكش چنين كردند.

عوامل انحراف در جنبش مشروطيت :
دور شدن علما از صحنه سياست
گفته شد كه علما و طلاب در پيدايش نهضت و بسيج توده ها تلاشى اساسى از خود نشان دادند. علماى نجف به زعامت (آخوند خراسانى شيخ عبدالله مازندرانى حاج ميرزاحسين ميرزاخليل ) تهران (نورى طباطبائى بهبهائى )اصفهانى (حاج آفا نورالله آقا نجفى و...) تبريز (چون ثقه الاسلام تبريزى شيخ على اصغر ليلاوى شيخ محمد خيابانى و...) و سائر علماء در شهرستانهاى ديگر همت خويش را در پيشبرد مشروطيت گماردند.اما آنگاه كه درخت مشروطيت به بار نشست باغبانان آن يا به چند دستگى پرداخته و يا به كار[ حوزه اى] خويش مشغول گشته واز پاسدارى دستاوردهاى مشروطيت غافل ماندند.اصل دوم متمم قانون اساسى - كه محصول تلاش پيگير شيخ فضل الله نورى بشمار مى رفت . و نظارت ٥ مجتهد را بر مصوبات مجلس شرط مى كرد به فراموشى سپرده مى شود. فقط در [دوره دوم] مدرس بااين عنوان در مجلس شركت مى كند. هر چنداز اختيارات قانونى خود بى بهره است .

بى توجهى و غفلت حوزه هاى علميه نسبت به دستاوردهاى نهضت مشروطيت به جاى برخورد فعال باانحرافات آن - موجب شد كه مجلس وسيله تركتازى هاى دسته بندى هاى وابسته به قدرت هاى خارجى قرار گيرد. و در اين ميان با كنار كشيدن علمااز ميدان سياست توده هاى مردم نيزاز بسيج شدن در[ مواقع حساس] و حضور در صحنه بى بهره بمانند. و در نتيجه در مواجه با پديده شومى چون رضاخان مدرس و يارانش از حمايت فعال علماء و مردم برخوردار نشده و كودتاگر بيسواد به پشتيبانى قدرت هاى خارجى و و يارى اراذل واوباش به قدرت مى رسد .

. ٢ سستى گرفتن حمايت مردم :
نقش مردم در[ جنبش ها]انكار ناپذيراست .اين حمايت گسترده مردمى درابتداء نهضت مشروطيت با شعاع وسيعى خود را نشان مى داد. مثلا دراولين دوره انتخابات از بين وكلاى تهران كه ٦٠ نفر بودند ٣٢ نفر آنها به عنوان نمايندگان اقشار پائين شهرى واصناف به مجلس راه يافتند و در مجموع ٢٦ درصد كرسى هاى مجلس متعلق به اصناف بود. ١٥ گر چه به سبب ناواردى واطلاع نداشتن كامل از بند و بست هاى سياسى برخى ازاينان جذب جريانات مى شدند واز حالت انفعالى برخوردار بودند اما در عين حال طپش انقلاب را - در محدوده اى بهمراه داشته و حضور مردم را در مجلس مى رساند.

در جريان طرح استقراض از دولتين انگليس و روسيه مردم به مخالفت همه جانبه بااين امر پرداختند. و در[ تبريز] نمايندگان انجمن ايالتى به اتفاق[ ستارخان] پيشنهاد دادند كه اگر دولت از خود كشور وام بخواهد آذربايجان سهم بزرگى را خواهد پرداخت . ١٦

اوج اين جنبش مردمى را در دوران[ استبداد صغير] در تبريز و ديگر شهرها مى توان يافت لا دورانى كه به اعتراف كسروى :

[ از شگفتى هاى تاريخ مشروطه است كه چون محمدعلى ميرزا مجلس را برانداخت و مشروطه خواهان و سردستگان هر كجا بودند گريختند و يا بخاموشى گرائيدند ناگهان از ميان توده يك ستارخان بيسواد بزرگشده بيابان بپابرخاسته با جان بكوشش پرداخت واز هر گوشه صدها مردان از ميان توده بيارى او شتافتند و جانبازانه زبر درفش او گرد آمدند... كشيدن و بى تفاوتى معتمدان ملت ( علما)از جنبش و ... زمينه هاى حمايت مردمى را سست كرده و راه را براى كودتاچيان انگليسى باز كرد. سيزده ماه رشته كارها در دست اين برخاستگان از ميان توده انبوه بود كه هم ريشه خودكامگى را كنده بار ديگر مشروطه را به ايران برگردانيدند و هم با سياست همسايگان بر آمدند. ولى همينكه محمد على ميرزا برفتند و بار ديگر وزيران و بزرگان و دانشمندان واينگونه برجستگان !!! بميان افتادند و رشته كارها را به دست گرفتند در سايه خودخواهى و ناشايستگى و دغلكارى نه تنها كارى از پيش نبرده شور را دچار آشفتگى گردانيدند... ١٧ْ

واين چنين است كه حمايت مردم رو به افول مى نهد. عكس العمل مسندنشينان نهضت اطلاع نداشتن از حوادث پشت پرده جهت آمادگى و مقابله با آن كنار كشيدن و بى تفاوتي معتمدان ملت (علما) از جنبش و... زمينه هاى حمايت مردمى را سست كرده و راه را براى كودتاچيان انگليسى باز كرد.

٣- رخنه فرصت طلبان :
خوشه چينى از ثمرات انقلاب مخصوص[ مجموعه جامعه و مردم] است و پدران انقلاب حافظان آن براى مردم .اما در بسيارى از جنبش هاى مردمى فرصت طلبان پس از پيروزى نهضت دستاوردهاى آن را درانحصار خويش در آوردند. و جنبش مشروطيت چنين حادثه اى را پشت سرگذرانده است . به گفته يكى از مولفين تاريخ مشروطيت[ آقازاده ها و گل هاى سرسبد باغشاه] دوباره مجلل تراز پيش زندگى مى كنند ولى مجاهدان كه در راه رژيم مشروطيت فداكارى كرده بودند و شاه رااز تخت پائين كشيده بودند به نان شب محتاج مانده و مورداعتناء نبودند. ١٨

در چنين زمانى است كه[ سرداراسعد] و[ سپهدار] فرماندهان فتح تهران و سرسپردگان دولتين انگليس و روسيه [ فعال مايشاء] شده اند.

شيخ فضل الله نورى به دار آويخته مى شود.اما براى محمد عليشاه مقررى قابل توجهى (در حدود صد هزار تومان در سال ) تعيين مى شود. ١٩

ستارخان و باقرخان از تبريز تبعيد مى شوند ٢٠ و ظاهرا به تهران فراخوانده مى شوند اما حضور آنان در تهران نيز خوشايند فاتحين و مسندنشينان تهران نيست !! سعى در تبعيد محترمانه آنان به نجف مى شود!!! ٢١ و خلاصه به گفته يكى از فرصت طلبان روشنفكرماب : حالا كه جنگ خاتمه يافته بايد كارى كرد كه اين روساى مجاهدان از قبيل سردار (ستارخان ) و سالار (باقرخان )از بين بروند و سپس قرايشان را امامزاده كرد!! ٢٢اما شمشير[ لياخوف] - فرمانده هجوم قزاق به مجلس توسط سرداراسعد به كمرش بسته شد و دو مرتبه فرمانده قزاق ها شد و امنيت شهرها بدست وى سپرده مى شود!!! ٢٣ق

 

٤- استقلال فكرى نداشتن مجلس :

مجلس در دوران مشروطيت - در جنبه هاى فكرى از ضعف هاى متعددى برخوردار بود. البته اين ضعف ها در تمام دوره هاى مجلس يكسان نبود اما وجود داشت - واجمالا مى توان مواردى را ذكر كرد: ١ سرسپردگى به دولت هاى خارجى . در بسيارى موارد سياست هاى خارجى انگليس روسيه و بعدا آمريكا بر شكل راى وابستگان آنان در مجلس اثر مى گذشت . مسئله انتخاب[ رضاخان] به سلطنت نمونه بارزى دراين جهت به شمار مى رود. ٤

٢ منافع طبقاتى : بسيارى از شاهزادگان و ملاكين و نمايندگان طوايف وايلات در تصويب لوائح در مجلس درانديشه محكم كردن منافع و بدست آوردن منافع جديد براى پايگاههاى انتخابى خود بودند.اين امر موجب مى شد كه مصالح عمومى جامعه قربانى مصالح طبقاتى نمايندگان گردد.

٣ منافع فردى : در بسيارى از موارد مصالح نماينده و پر كردن جيب خويش از[ خزانه كشور] همت عمده وى در دوران نمايندگى بود. رشوه خوارى نمايندگان مجلس امرى معمول و متعارف بشمار مى رفت . ذكراين واقعه خالى از لطف نيست كه[ قرار داد نفت شمال] به يك شركت آمريكائى به اين جهت رد مى شود كه نمايندگان مجلس ازاين قرارداد سهمى براى خود مشاهده نمى كنند. واين علت را برخى از نمايندگان تصريح كرده بودند.٢٤

٤ برخوردار نبودن ازانديشه مستقل : برخى از نمايندگان در مجلس هاى دوران هاى مشروطيت بودند كه نمى توان اتهام وابستگى خارجى و يا پيروزى تام از مصالح طبقاتى فردى را به آنان نسبت داد.اما به واسطه نداشتن انديشه مستقل جذب بازى هاى سياسى بين المللى شده و آتش بياران ناآگاه سياست خارجى شدند. كسانى كه سكوى پرش[ ديكتاتورى رضا خانى] بودند اما خود طعمه آن ديكتاتورى شدند.

و در نهايت كلام :
چنين شد كه مشروطيت در سير نزولى تاريخى خويش با شعار [عدالت خواهى و مجلس عدليه] آغاز كرد اما به توجيه گر ديكتاتورى مرئى بيست ساله و[ ديكتاتورى مرئى و نامرئى سى واندى ساله] مبدل شد!!

براى شكستن استبداد فرياد كشيده شد اما خود كانالى براى استبداد گرديد.

براى از بين بردن دزدها و چپاولگران به وجود آمد اما در نهايت ارث دزدى ها به يك دزد رسيد!!

و بالاخره به گفته مدرس: ما تخم كبوتر كبوتر گذاشتيم كلاغ پر گرفت !!! ٢٥

واينك گر چه پر تو نهضت اسلامى مان در داخل و خارج كشور نورافشانى مى كند و رهبر و مرادمان پيامبر گونه امت را به پيش مى راند!!

گرچه اوج حماسه ها و موج ايثار مردم شهيدپرورمان حمايت و نصر كامل الهى را نويدمان مى دهد!

گر چه تلاش پيگير دراولين دوره مجلس بارقه هاى اميد را در[ دل هاى پراميدمان] زنده تر مى دارد!

گر چه[ دولت مكتبى] با تمام توان خود در صدد رفع نابسامانيها گام بر مى دارد!

گر چه ...

اما نبايستى خطرات احتمالى - هر چند دور - رااز نظر دور داشت . بايستى به اتكاء تجربه ها و تعمق در حوادث انقلاب را مصونيت بخشيد و با توكل بر حضرت احديت اميد مستضعفان جهان را بارور ساخت . انشاءالله

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١.الاختصاص - شيخ مفيد (با تصحيح على اكبر غفارى ) ص ٢٤٥.

٢. بحارالانوار ج ٧٨ص ١٢٨.

٣.ارشاد . مفيد ص ١٤٢.

٤. نهج البلاغه - فيض الاسلام ص ٩٣٥.

٥. تلاش آزادى - باستانى پاريزى ص ٩٦

٦. مدرك فوق - ص ١٠٠

٧. تاريخ سياسى معاصرايران - سيد جلال الدين مدنى ح ١ ص ٦٧.

٨. فتح تهران در روز[ جمعه] انجام يافت . وانقلابيون پس ازانقلاب !! در جنبش مشروطيت چنين نام يافتند.

٩. تاريخ احزاب سياسى - بهار. ص ١٣٣

١٠. مواداولتيماتوم روس عبارتنداز:

١١. مستر شوشتر آمريكائى (مسئول ماليه ) و مستر لكفراز كارهاى خود اخراج شوند.

١٢. دولت ايران در بكار گماردن بيگانان قبل از مشورت با دولتين انگليس و روسيه تصميم نگيرد.

١٣. مخارج لشكركشى دولت روسيه به ايران پرداخت شود. دراين اولتيماتوم به دولت ايران اخطار شده بود كه اگر تا ٤٨ ساعت جواب مثبت داده نشود سپاه روش از رشت به سوى قزوين حركت خواهد كرد. (تاريخ هيجده ساله آذربايجان - كسروى ص ٢٣٧ - ٢٣٦)

١٤. تاريخ سياسى معاصرايران - جلال الدين مدنى ج ١ ص ٧٣.

١٥. تاريخ سياسى معاصرايران ج ١ ص ١٢١.

١٦. همان مدرك

١٧. مدرس شهيد نابغه ملى ايران - على مدرسى ص ٣٤٧.

١٨. پيدايش و تحول سياسى - نظام مافى ص ١١٦.

١٩. تاريخ هيجده ساله آذربايجان احمد كسروى ج ١ ص ١٢١.

٢٠. تاريخ هيجده ساله آذربايجان - ج ١ ص ١٢٩ - ١٢٨

٢١. تاريخ مشروطيت ايران - دكتر ملكزاده ج ٦ ص ١٣٤. نقل از دو مبارز رحيم رئيس نيا و عبدالحسين ناهيد ص ١٠٦.

٢٢. دو مبارزه جنبش مشروطه رحيم رئيس نيا و عبدالحسين ناهيد ص ١٠٥.

٢٣و٢٤. مدرك سابق ص ١٢٦ - ١٢٥.

٢٥. قيام آذربايجان و ستارخان اميرخيزى ص ٤٤٧ - به نقل از دو مبارز جنبش مشروطه ص ١٠٧.

٢٦. دو مبارز جنبش مشروطه ص ١٠٥.

٢٧. جهت اطلاع از تفصيل واقعه رجوع شود به تاريخ بيست ساله حسين مكى ج ٣ ص ٩٤.

٢٨. مدرس شهيد. نابغه ملى ايران . ص ٣٢٠.

تذكر: نقل مطالب ذكر شده از كتب بمعنى تاييد تمامى مندرجات كتاب و مولف نخواهد بود.