نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - روش تصحيح انتقادى و نشر متون اسلامى
مقدمه :
يكى از وظايف مهم فضلاى حوزه هاى علميه اينست كه متون اسلامى را كه حاصل ميراث گرانبهاى فرهنگ غنى و پرباراسلام است از كنج انزواى كتابخانه ها بيرون آورند و بصورتى عالمانه و مهذب ومنقح آن را عرضه دارند تاامت مسلمان بااستفاده از آن گنجينه نفيس بنياد واساس جامعه نوينى را كه بايد متكى به اسلام بوده واز تاثر شرق و غرب بدور باشداستوار سازند..!
در طى صدو پنجاه سال گذشته استعمار شرق و غرب نخست پنجه بر آثار علمى ماافكند و آن را به كتابخانه خود منتقل نمود. تا هم ما رااز نظر علمى خلع سلاح كرده باشند و هم با رد بضاعتمان به خودمان ما را وابسته خود گردند! تااين وابستگى فرهنگى و علمى مقدمه براى وابستگى سياسى واقتصادى و غيره شود!ازاين جهت است كه مى بينيم متون مهم اسلامى از تاريخ گرفته مانند تاريخ طبرى و مروج الذهب تا جغرافى ماننداحسن التقويم و صوره الارض وادبيات مانند مقامات حريرى و مفصل زمحشرى و حتى فقه مانند كتاب اختلاق الفقها و كتاب الحيل والمخارج بوسيله غربيان تصحيح شده و در شهرهاى لندن و پاريس و لنين گراد و برلن و روم چاپ و منتشر گشته است !! و بدنبال آن سيل دانشجويان از كشورهاى اسلامى به آن بلاد سرازير گشته تا آنچه را كه خود داشته انداز بيگانه تمنا كنند! و آن بيگانه چيزهاى ديگرى را هم بانان تحميل كند! تا بارمغان به كشورهاى خود بياورند و پايه هاى جامعه وابسته را فراهم سازند!!
اكنون بر ملت هاى مسلمان است كه از يك طرف ذخائر خطى را به كتابخانه هاى عمومى منتقل كنند واز آنچه كه قبلا خارج شده عكس و ميكروفيلم بگيرند و در آن كتابخانه ها متمركز سازند. واز طرفى ديگر اولياى علمى و سائل تحقيق را فراهم سازند تااين آثار تدريجا مورد تصحيح و تحقيق قرار گيرد و براى تحقق اين امر محققان و پژوهشگران بايداصول و روش تصحيح و تحقيق در متون را فراگيرند. و آن روش را نخست بر روى رساله ها و جيزها بكار بندند و سپس آن را بر روى كتب مطوله و جوامع مفصله اعمال نمايند.اميداست مطالب كه در اين گفتار مى آيد كمك ناچيزى به اين منظور مهم كند بعون الله و توفيقه تعالى
تاريخچه تصحيح انتقادى متون اسلامى
تا قبل از پيدايش صنعت چاپ مردم كتابهاى مورد نياز خود رااز روى دست نوشته ديگران بازنويسى مى كردند و در نتيجه سهو واشتباه و بااظهار نظر كردن كاتب و ناسخ بيشتر نسخ خطى كه در دست مااست مغلوط بوده كه از راه مقابله آنها با يكديگر مى توان آن غلطها را اصلاح كرد.از آنزمان كه صنعت چاپ درايران معمول گشت كتابها بر اساس يك نسخه خطى كه احتمال داده مى شداز ديگر نسخ صحيح تراست به چاپ رسيد: و جستجوئى براى يافتن نسخه كاملتر و يا مقدم ترانجام نگرفت . لذا در تهيه آن كتابهاامر تصحيح و مقابله با نسخ متعدد صورت نگرفته ! واگر تصحيحى انجام شده براساس استنباط كسى بوده كه عهده دار چاپ آن متن گرديده است ! كه تصحيح را يا در خود متن قرار داده و يااگر مى خواسته رعايت امانت را كرده باشد در حاشيه كتاب آن را متذكر شده است !اينگونه تصحيح در كتابهاى درسى حوزه مشاهده مى شود.
تصحيح انتقادى متون از حدود نيم قرن پيش درايران معمول گشت واز پيش كسوتان اين امر مى توان مرحوم ميرزا محمدخان قزوينى را نام برد كه كتابهاى متعددى رااز جمله تاريخ جهانگشاى جوينى و لباب الالباب عوفى و مرزبان نامه سعد وراوينى را تصحيح كرده است . و بدنبال او استادانى همچون ملك الشعراء بهار در تاريخ سيستان واحمد بهمن يار در تاريخ بيهقى و جلال الدين همائى درالتفهيم بيرونى و فروزان فر در ديوان شمس تبريزى و مجتبى مينوى در كليله و دمنه همان روشى را انتخاب كردند و شاگردان اين استادان هم در تصحيح متون مختلف همين روش را برگزيده اند و بايد يادآور شد كه اين گروه بااستفاده از تحصيلات طلبگى خود توانستند موازين علمى كه در علوم ادبى و بلاغت و همچنين اصول فقه اسلامى وجود دارد در تصحيح متون بكار بندند.
روش تصحيح انتقادى متون
تا آنجا كه نگارنده اطلاع دارد كتابى به زبان فارسى درباره روش تصحيح و مقابله نوشته نشده در نتيجه تمام اغلاط احتمالى كه در نسخه خطى وجود داشته به نسخه چاپى منتقل گرديده است براى مثال در نسخه چاپ سنگى باب حادى عشر آمده : قال البخارى يا در جاى ديگر دارد: الحسن البصرى . در نسخ چاپى كه دوباره از روى آن چاپ شده نيزاين دو غلط آمده است ! در حالى در نسخه چاپ سنگى دارد: قال النجار (يكى از متكلمان معروف ) و بجاى الحسن البصرى ابوالحسن بصرى آمده كه شخص ديگرى است واين صحيح است
هر چند كه مصححان متون در مقدمه آن ها يادآور شده اند كه چگونه و براساس چه روشى آن متون را تصحيح كرده اند ولى به زبان عربى چند كتاب وجود دارد كه روش تصحيح متون عربى در آن ها ياد شده است اين كتاب ها عبارتنداز:
١اصول نقدالنصوص و نشرالكتب كه مجموعه خطابه هائى است كه مستشرق آلمان برگشتى اسر در سالهاى ٣٢ - ١٩٣١ در دانشكده ادبيات دانشگاه قاهره ايراد كرده است .
٢ تحقيق النصوص و نشرها از عبدالسلام هارون چاپ دوم قاهره ١٣٨ ه ١٩٦٥ م .
٣ قواعد تحقيق المخطوطات از دكتر صلاح الدين المنجد چاپ چهارم بيروت ١٩٧٠.
٤ فى تحقيق النصوص از دكتر مصطفى جواد مجله المورد بغداد ١٩٧٧.
لازم به تذكراست كه پيش از شروع در تحقيق و تصحيح كتابى بايد نخست مطمئن شويم كه آن كتاب چاپ نشده و براى اين منظور مى توان از [فهرست كتاب هاى چاپى فارسى] و همچنين[ مولفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون[ تاليف خانباباى مشار] كتابشناسى ده سال ايران ١٣٤٣ - ١٣٣٣ تاليف ايرج افشار و[ كتاب شناسى ملى ايران] كه بطور ساليانه از ١٣٤٤ تاكنون به چاپ رسيده است و نيز قسمت كتاب هاى تازه[ مجله راهنماى كتاب] و مجله آينده جديد و مجله نشر دانش استفاده كرد.
در ضمن يادآور مى شود كه در زبان عربى هم كتابهائى وجود دارد كه مى توان بوسيله آنهااز كتابهاى عربى چاپ شده اطلاع حاصل كرد.از ميان گونه كتابها سه كتاب زير را نام مى بريم :
[ ١اكتفاءالقنوع بماهو مطبوعا]
اين كتاب راادوارد فنديك گردآورى كرده و سيد محمد بيلاوى آن را تصحيح نموده و نيز ملحقانى بدان افزوده است . قاهره ١٨٩٦ م ١٣١٣ ه.
در مقدمه اين كتاب از جاهائى كه كتابهاى عربى در آن جاها نگاهدارى مى شود و هم چنين فهرست هاى كتابهاى عربى بحث شده و در باب اول آن اشاره به توجهى كه اروپائيان به زبان عربى كرده ا ند شده است .!!
٢معجم المطبوعات العربيه والمعربه
اين كتاب شامل نامهاى كتابهاى عربى كه در شرق و غرب انتشار يافته و همچنين نام مولفان آنهاست از روزى كه صنعت چاپ پيدا شد تا پايان سال ١٣٣٩ ه. ١٩١٩ م . گردآورنده اين كتاب يوسف البان سركيس است و در قاهره ج ١ سال ١٣٤٦ ه. ٠٩٢٨م ج ٢ سال ١٣٤٩ه. ١٩٣٠ م چاپ شده است و در ذيل اين كتاب نام كتابهائى كه مولفشان مجهول است نيز آمده است .
٣ معجم المخطوطات المطبوعه بين سنتى]١٩٦٠ - ١٩٥٤
دراين كتاب و مشخصات ٢٩٨ متن قديمى عربى كه در ميان سالهاى ١٩٥٤ تا ١٩٦٠ چاپ شده بترتيب نام مولفان آورده شده است . گردآورنده اين كتاب دكتر صلاح الدين المنجداست و كتاب در سال ١٩٦٢ در بيروت بطبع رسيده است .
در كتاب نفيس الذريعه الى تصانيف الشيعه تاليف مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى كه راهنماى كتابهاى عربى و فارسى اعم از چاپى و خطى است تصريح به زمان و مكان چاپ كتابهاى چاپى شده است .
تفحص از نسخ خطى
با توجه به ضرورت پيدا كردن اصح و يااقدم نسخ و مقابله آنها با يكديگر بايد مااطلاع كامل از نسخه موجود كتاب مورد نقد خود داشته باشيم تا با ملاحظه تاريخ كتابت و ساير مشخصات بتوانيم چند نسخه براى اينكار برگزينيم شكى نيست كه براى اينكار بايد تفحص و كنكاش تام كرد! زيرااگراز يك كتابخانه غفلت كنيم احتمال دارد نسخه قديم تر بهتر در همان كتابخانه باشد آن وقت است كه ما كارى را به صورت ناقص انجام داده ايم . در صورتيكه امكان انجام كامل آن وجود داشته است .
حتى اگر در پايان تصحيح و مقابله و حتى چاپ كتاب نسخه درست تر يافتيم بايد اختلافات را بصورت جداگانه به آن ضميمه كنيم . همچنانكه[ نيكلسن] كه متن مثنوى مولانا را تصحيح و ترجمه و تفسير آن را به رشته تحرير در آورده در پايان جلد آخراختلافاتى را كه در نسخه قونيه مكتوب بسال ٦٧٧ بوده و هنگام چاپ كتاب در دسترس او قرار نداشته ياد مى كند تا خواننده خود به تصحيح آن قسمت تصحيح نشده بپردازد!
براى آگاه شدن ازاينكه نسخه هاى خطى از يك كتاب در كدام كتابخانه قرار دارد بايد دراطاق مرجع كتابخانه ها به فهرست نسخه هاى خطى مراجعه كرد.اكنون بسيارى از كتابخانه هاى داخلى و خارجى داراى فهرست نسخ خطى است .از مهمترين كتابخانه هاى ايران كه داراى فهرست كتابهاى خطى است مى توان كتابخانه هاى ١ مركزى دانشگاه ٢ ملى ايران ٣ مجلس شوراى اسلامى ٤ آستان قدس رضوى ٥ آيت ... مرعشى ٦ ملى ملك را نام برد.!
البته كتابخانه هاى كوچكتر مانند كتابخانه مجلس سناى سابق و كتابخانه دانشكده ادبيات و كتابخانه دانشكده الهيات و كتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد و همچنين كتاخانه هاى شخصى هم مانند وزيرى در يزد و نخجوانى در تبريز و مهدوى در تهران فهرست نسخه هاى خطى دارند كه براى آگاهى بيشتراز آنها ميتوان به سلسله نشريه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران مراجعه كرد. واز مهمترين كتابخانه هاى خارجى مى توان از كتابخانه هاى موزه بريتانيا و ملى پاريس و واتيكان ايتاليا واسكوريال اسپانيا و لنين گراد و تاشكند واستانبول و بالاخره دارالكتب المصريه قاهره و ظاهريه دمشق نام برد.البته دانشگاههاى مختلف اروپا و آمريكا و همچنين كتابخانه هاى هندوستان و پاكستان وافغانستان و سوريه و عراق و ساير كشورهاى داراى نسخه هاى خطى هستند كه از نظر كيفيت و كميت شايد به مرتبه آن قسمت اول نرسد.
گذشته از مراجعه به يك يك از فهرست هاى كتابخانه هاى داخلى و خارجى مراجعه به فهرست هاى عمومى كتابهائى است كه مولف آنها با مراجعه به فهرست هاى مختلف نسخه هاى متعددى را كه متعلق به كتابخانه هاى مختلف است معرفى كرده اند.از ميان اينگونه فهرست هاى عمومى نخست دو كتاب درباره كتابهاى عربى نوشته شده معرفى مى كنيم سپس به معرفى دو كتاب ديگر كه درباره كتابهاى فارسى است مى پردازيم .
١ كتاب تاريخ ادب عربى نوشته كارل بروكلمان بزبان آلمانى تحت عنوان زير:
e atu abisshchen lite a geschichte de ockelmannbCD PROFC
كه در سالهاى زير چاپ شده است : ج ١ ١٩٣٧ ج ٢ ١٩٣٨ ج ٣ ١٩٤٢اين سه جلداصل كتاب است ج ١ ١٩٤٣ ج ٢ ١٩٤٩ اين دو جلد متمم است
اين كتاب به زبان عربى تحت عنوان زير چاپ شده :
تاريخ الادب العربى نقله الى العربيه الدكتور عبدالحليم نجار جامعه الدول العربيه الاداره الثقافيه .
ترجمه عربى در سه مجلداست (شايد بيشتر هم چاپ شده باشد) چاب جلد اول آن در سال ١٩٤٩ صورت پذيرفته است .
٢ تاريخ ميراث اسلامى نوشته فواد سزگين بزبان آلمانى تحت عنوان زير:
ifttums abichen shgin Geschichte des a Faut se
تاكنون هشت مجلدازاين كتاب بطبع رسيده و جلداول آن تحت عنوان زير به زبان عربى ترجمه شده است :امتياز كار فواد سرگين نسبت به بروكلمان - وى اين كار را تا زمان حاضر دنبال كرده است .!
تاريخ التراث العربى المجلدالاول نقله الى العربيه الدكتور فهمى ابوالفضل راجعه الدكتور محمود فهمى حجازى الجزءالاول الهيئت المصريه العامه للتاليف والنشر القاهره ١٩٧١.
مجلد دوم هم ظاهرا چاپ شده است .
دو كتابى كه درباره كتابهاى فارسى است عبارتست از:
١ادب فارسى نوشته استورى بزبان انگليسى تحت عنوان زير
ac vey London Luaphical Su bibliog bioeau sian Lite pe eyStoC
٥جلداول قسمت اول :
ادبيات قسمت اول : eatu anie Lite Qu
تاريخ و شرح حال :
apy y and biog Histo
قسمت دوم :
شرح حال واضافات و تصحيحات :
Eection indexes addition and co aohybiog
قسمت ادبيات و علوم قرآنى را مرحوم عباس اقبال آشتيانى ترجمه كرده و محمدتقى دانش پژوه آن را در دفتراول نشريه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران درباره نسخ خطى ص ١٥٣ - ٦٧ طبع كرده است ١٣٣٩ ش - تهران .
جد دوم قسمت اول : رياضيات
mathematices
اوزان و مقادير: esWeights and Measu
ستاره شناسى : ology onomy and st st
جغرافى : aphy Geog
لندن ١٩٥٨
قسمت دوم : پزشكى Medicine
از لندن ١٩٧١
قسمت رياضيات بوسيله آقاى تقى بينش به فارسيترجمه شده نسخه هاى خطى :٤ ١٣٥١ (به نقل از ج ٢ فهرست مقالات فارسى شماره ٨٥) كتاب استورى به ترتيب موضوع منظم شده و كتابهاى چاپى و خطى را در ذيل نام مولف آورده و مولفان را هم به ترتيب تاريخ زندگى آنان ياد كرده است .
٢ فهرست نسخه هاى خطى فارسى ازاحمد منزوى مولف كتاب در مقدمه جلد ششم ميگويد كه دراين شش مجلد ٤٩٠٢٢ كتاب معرفى شده و منابع آن يعنى فهرست هاى نسخ خطى داخل و خارج ازايران بالغ بر ١٤٦ كتاب مى شود.
نكته قابل تذكراين است كه معرفى فهرست براى آشنائى كامل با كتاب كافى نيست زيرا فهرست كتاب را كاملا خلاصه معرفى مى كند. و نيزاحتمال بعضى از اشتباهات در آن مى رود.
براى دسترسى به نسخه خطى كه در خارج ازايران است بايد ميكورفيلم آن را براساس شماره اى كه در فهرست است سفارش داد و سپس از روى آن ميكروفيلم عكس تهيه كرد ولى پيش از آنكه سفارش ميكروفيلم بدهيم بايد مطمئن شويم كه ميكروفيلم آن درايران وجود ندارد براى اين منظور بايد دو مجلد[ فهرست ميكروفيلمهاى كتابخانه مركزى] تاليف آقاى دانش پژوه مراجعه كنيم . و نيز پيش از آنكه بخواهيم از ميكروفيلم عكس تهيه كنيم بايد مطمئن شويم كه نسخه عكسى آن در كتابخانه مركزى دانشگاه موجود نيست مگراينكه خواسته باشيم عكسى تهيه كنيم كه براى هميشه در خارج از كتابخانه دراختيار خودمان باشد.
نسخه هاى خطى
چنانكه ياد شد بيشتر نسخه هئا خطى كه براى ما بازمانده دستخوش تصرف كاتبان و ناسخان قرار گرفته ازاين جهت است كه از لحاظارزش با هم يكسان نيستند. برخى از نسخه ها آن قدر پر غلط هستتند كه نبايد براى تصحيح مورداستفاده قرار گيرند! و برخى ديگر كه بى غلط يا كم غلط است بايد مورداستفاده در تصحيح و مقابله قرار گيرند. بنابراين وظيفه مصحح ناقداست كه پس از گردآورى نسخ يا ضبط مشخصات آن نسخه هاى بهتر را براى امر مقابله و تصحيح انتخاب كند. ملاك انتخاب نسخه بهتر دراين است كه اولا نسخه كامل و بى نقش باشد و ثانيا خود خط و قابل خواندن باشد و ثالثا بزمان مولف نزديكتر باشد.
تذكره(١):البته اگر نسخه اى يافت شود كه قبلا بوسيله دانشمندى تصحيح شده و يا آنكه با نسخه خطى ديگر مقابله گرديده ارزش آن بيشتراست .
تذكر (٢): مساله نزديكتر بودن به زمان مولف كه از آن تعبير به الاقدم فالاقدم مى شود و در بعضى موارد صادق نمى آيد چنانكه اگر نسخه اى از روى خط موغلف بوسيله كاتبى ناآشنا نوشته شده باشد و نسخه اى ديگراز همان كتاب بوسيله دانشمندى از روى نسخه دانشمندى ديگر نوشته شده باشد كه اين دانشمند دومى از روى خط مولف نوشته است دراين مورد نسخه باواسطه كه جديدتراست ارزش زيادترى دارد!از نسخه بدون واسطه كه قديم تر مى باشد. در زمان قديم رسم بود كه استاد مطالب را بر شاگردان خوداملا ميكرد و آنان مى نوشتند و در پايان دست نوشته يكى از شاگردان را ميخواند و آن را باامضاى خود تصديق مى كرد. بديهى است چنين نسخه اى ارزشش همپايه نسخه بخاط مولف است و گاه اتفاق مى افتاد كه كاتب كتابى را بر مولف قرائت مى كرد و تصديق او را در پايان نسخه يادآور ميگرديد. بنابر آنچه كه ياد شد بهترين نسخه در درجه اول آن است كه بخط مولف باشد. به صورت نهائى آن كه پاكنويس شده است در درجه دوم صورت ابتدائى آن كه پيش نويس يا مسوده باشد در درجه سوم نسخه اى كه بخط يكى از شاگردان مولف باشد و مولف هم آن را خوانده و تصديق كرده باشد در درجه چهارم نسخه اى كه بخط يكى از شاگردان مولف باشد و بر مولف قرائت كرده باشد.اينها كه بگذريم برابر ميشويم با نسخه هائى كه بوسيله كاتبان و ناسخان حرفه اى نوشته شده و آنان فقط قصد داشتند كه كار خود را تمام كنند واجرت دريافت دارند. دراينگونه موارد بهمان ميزان كه كاتب علم واطلاع داشته نسخه اش داراى ارزش است .!!
ولى ما با ديدن نسخه هاى خطى خوبى خط را تشخيص مى دهيم . ولى علم و اطلاع كاتب را نمى توانيم تشخيص دهيم اين مورد هم استثنا دارد زيرا چه بسا كاتب بى علم واطلاع عين كتاب و كلمان آن را نقاشى مى كند! و دخل و تصرفى در آن نمى نمايد در حاليكه كاتبى كه عالم كامل نيست ولى بى بهره از علم هم نيست بنا بذوق و سليقه خود دخل و تصرف در كلمات ميكند و صورت اصلى آنها را با نظر وراى خود تغيير مى دهد. ناسخان و كاتبان معمولا تاريخ كتابت را در پايان كتاب ياد مى كنند و نيز يادآور ميشوند كه از روى چه نسخه اى آن را نوشته اند و گاه اتفاق مى افتد كه عين تاريخ مصحح اول را بازنويسى ميكنند دراين مورد مصصح دچاراشتباه مى گردد. حتى بعضى از مصححان تاريخ تاليف كتابى را كه در پايان
آن آمده تاريخ كتابت ميپندارند و تصور ميكنند نسخه بسيار قديم است در حالى كه چنين نيست .
پس از گردآورى نسخه هاى خطى ميتوان برخى از آنها را مطلقا كنار گذاشت زيرا با پيدا كردن اغلاط مشابه مى توان به اين نتيجه رسيد كه مثلا سه نسخه هر يك از روى ديگرى نوشته شده بنابراين از آن خانواده يكى كه قديمى تر هست كافى است و به آن دومى ديگر نياز نيست . مثلا من كه خود در جريان تصحيح ديوان ناصر خسرو بودم و بدنبال نسخ درست و قديمى مى گشتم براى اينكه زود بدرستى و صحت نسخه اى پى ببرم يك مورد را كه دو مصراع ساقط شده و همه نسخه هاى متاخر همان طور نقل كرده اند مورد ملاحظه قرار مى دادم . در نسخه هاى متاخر در قصيده معروف ناصر خسرو:
نكوهش مكن چرخ نيلوفرى رابرون كن ز سر باد خيره سرى را
چنين آمده :
نگر نشمرى اى برادر گزافهبدانش دبيرى و نه شاعرى را كه اين پيشه هائيت نيكو نهادهمرالفغدان راحت آن سرى را
در حالى كه در نسخه كهن مورخ ٧٣٦ چنين آمده است :
كه اين پيشه هائيت نيكو نهادهمرالفغدان نعمت ايدرى را دگرگونه راهى و علميست ديگرمرالفغدن راحت آن سرى را
ص ١٤٣
ناصرخسرو در مقام رد شاعرى و دبيرى (كاتب و منشى دربار) بعنوان علم است مى گويداين دو را جزء علوم شمردم گزاف است در حاليكه بيت بعد دبيرى و شاعرى را سبب اندوختن راحتى براى آن دنيا شمرده .! كه ظاهرا مفهوم اين دو بيت با هم متناقض است . لذا مرحوم دهخدا براى رفع تناقض گفته آن سرى نبايد باشد بلكه اين سرى است تا شاعرى و دبيرى علم براى اندوختن راحتى دنيا باشد نه آخرت .
در حاليكه دراصل تناقضى نبوده بلكه اين توهم بلحاظ حذف شدن همان دو مصراع مذكوراست