نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - آموزشهاى اخلاقى در حوزه
(قسمت دوم )
٣ آموزشهاى اخلاقى (گفتارى)
در مقاله پيشين تصويرى كلى از سيستم آموزشى اخلاق حوزه را نشان داديم و به دو بخش از آن بنام آموزشهاى اخلاقى[ نوشتارى] و[ كردارى] نيز پرداختيم . دراين فرصت برآنيم كه سومين محصوراز آن را بررسى كرده و در حد توان و به اندازه گنجايش اين نوشتار پيرامون اين بخش و مطالعه تاريخچه آن به بحث و كنكاش بنشينيم . شكى نيست كه بخش اعظم آموزشهاى اخلاقى در نظام حوزه درقالب[ درسهاى اخلاق] قراردارد كه ما دراين نوشتار از آن بعنوان[ آموزشهاى اخلاقى گفتارى] نام مى بريم . همانگونه كه يك نوشته و يا كتاب اخلاقى براى طالب علوم دينى باارزش و مورد توجه است و به همان گونه كه اسوه هاى اخلاقى در حوزه براى حوزويان سودمند والهامبخش هستند به مراتب فزونتراز آن آموزشهايى است كه بعنوان[ درس اخلاق] در حوزه مرسوم و معمول است مقصوداز[ درسهاى اخلاق] نشستهايى است كه در آن استادى فرزانه و وارسته بر كسى وعظ و نصيحت قرار گرفته و طلاب همچون پروانگان به دور شمع وجودش گرد
آمده وازانفاس قدسيه اش سود مى جويند كه بيشترين بهره هاى معنوى در حوزه هاى علوم اسلامى از همين جلسات و حلقه هاى [موعظه] اى نشات مى گرفته است. اين شيوه آموزشى - تربيتى در حوزه نشات گرفته از تعليمات قرآن كريم و سيره خاتم المرسلين وائمه دين [ صلوات الله عليهم اجمعين] است . قرآن مجيد كه كتاب انسانسازى است راههاى گوناگونى را براى تربيت نفوس بشرى بكار گرفته است كه يكى از آن شيوه ها و روش ها روش [موعظه] و پند واندرزاست تا آنجا كه خداوند گاهى خود را بعنوان پند دهنده معرفى كرده :
[ ان الله يامركم بالعدل والاحسان وايتاء ذى القربى وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغى يعضكم لعلكم تذكرون] ١
همانا خداوند فرمان بعدل واحسان مى دهد و به بذل و عطاء خويشاوندان امر مى كند واز كارهاى زشت و ناپسند و ظلم باز مى دارد به شمااز روى مهربانى پند مى دهد باشد كه موعظه خدا را بپذيريد.
و درجايى ديگراز قرآن خود را بهترين پند دهنده و موعظه كننده خوانده است :
[ ان الله يامركمم ان تودوا لامانات الى اهلها واذا حكمتم بين الناس ان تحكمو بالعدل ان الله نعما يعظلم به]... ٢ .
خدا به شماامر مى كند كه امانت را به صاحبانش باز دهيد و چون حاكم بين مردم شويد داورى بعدالت كنيد همانا خدا شما را پند نيكو مى دهد.
و در مقام ديگر قرآن را كتاب[ موعظه] واندرز بخش خوانده است :
[ هذا بيان للناس و هدى و موعظه للمتقين] ٣ .
اين (قرآن ) حجت و روشنگراست براى عموم مردم و راهنما و پندى براى پرهيزكاران .
و در آيات ديگرى به پيامبرش فرمان مى دهد كه : در برخورد با مردم از روش[ موعظه اى] اى بهره گير و با آنان همچون اندرز دهنده دلسوز برخورد كن :
[ ادع الى سبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه]... ٤ .
[ اى رسول ما مردم را به حكمت و برهان موعظه نيكو به راه خدا دعوت كن]... .
[...وعظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغا]... ٥ .
به آنها نصيحت كن و بگفتار دلنشين باايشان سخنگو.
و در سوره لقمان كه بخشى از مواعظ آن مردالهى را بيان مى كند در توصيف اين معلم اخلاق و مربى خود ساخته اينگونه مى فرمايد:
[...واذ قال لقمان لابنه و هو يعظه]... ٦ .
اى رسول ما ياد كن وقتى را كه لقمان در مقام پند و موعظه بفرزندش گفت... .
بنابراين اهميت[ موعظه] و اين كه يكى از راههاى هدايتى و تربيتى صحيح انسان برخورد كردن با اواز راه پند واندرزاست ازاين آيات بدست مى آيد. گذشته از قرآن كريم در كلمات رسول اكرم[ ص] واميرالمومنين[ ع] و سايرائمه دين نيز اين[ مواعظ] به چشم مى خورد كه نشانگراين معناست كه آنان نيز براى تهذيب انسانها به پيروى از قرآن از شيوه[ موعظه] اى سود مى جسته اند و بدينسان به پالايش جان رهروان مى پرداخته اند. و لذا مى بينيم قسمت مهمى از سخنان رسول اكرم[ ص] را مواعظى تشكيل مى دهد كه در زمينه هاى مناسب ايراد شده است و همچنين بزرگترين بخش[ نهج البلاغه] على[ ع] را همين موعظه ها تشكيل مى دهد كه به گفته استاد شهيد مطهرى[ از مجموع ٢٣٩ خطبه ٨٦ خطبه موعظه است واز مجموع ٧٩ نامه ٢٥ نامه تماما موعظه است و يا متضمن اندرز و موعظه]. ٧ و همين سيره و شيوه در كلمات ساير پيشوايان دينى نيز بچشم مى خورند كه خوانندگان را به موارد و منابع آن ارجاع مى دهيم . ٨
[ درسهاى اخلاق] حوزه علوم دينى نيز در همين راستا قرار گرفته واز همان شيوه تربيتى قرآن كريم و رسول اكرم[ ص] وائمه دين [ ع] پيروى كرده است آموزشهاى اخلاقى[ گفتارى] در حوزه از مقوله [موعظه] است زيرا مقصودازاين آموزشها بيدارى غفلت زدائى يادآورى به خود آمدن و ... مى باشد كه همه اين عناصرارزشى در موعظه و نصيحت نهفته است و لذا بايداز درسهاى اخلاق بعنوان[ پيام روح] ياد كرد كه سرو كارش با جان و روان حوزويان است . واگر مجموعه حوزه را همچون پيكرى بدانيم قلب اين مجموعه را در نظام آموزشى [درسهاى اخلاق] تشكيل مى دهد. زيرا دراين جلسات موعظه اى و حلقات معنوى و روحانى است كه غنچه جان دانش پژوهان در پرتو رهنمودهاى استادان شكوفا مى گردد. چنانكه گفته اند:
[ استعدادى در جان آدمى است كه تحث تاثير سخن قرار مى گيرد البته اين استعداد
موقتى است . لذا گفته بايد تكرار شود پند واندرزى كه مستقيمااز راه خير و باطن و وجدان راه خود را به جان انسانها باز كند آن را سخت به جنبش در آورده نهفته هايش را بر مى انگيزد... و بالاخره جان انسان مانند سيل گيرى است كه هر لحظه احتياج به لايروبى دارد]. ٩
ازاين روست كه همواره[ درسهاى اخلاق] مورد سفارش بزرگان حوزوى بوده و پند دهى و نصيحت كردن به طلاب را يكى از وظائف نخستين اساتيد بر شمرده اند. چنانكه مرحوم شهيد ثانى مى نويسد:
[معلم بايد در خاتمه درس خود نكات ظريف اخلاقى و حكمت واندرز و مطالبى را كه قلب واندرون انسان را تصفيه و پالايش مى كند به شاگردان القاء نمايد تا خالصانه و همراه با خشوع و خلوص نيت و صفاى باطن از جلسه درس بپراكنند زيرا بحث و مذاكره علمى خشك و عارى از مسائل عاطفى واخلاقى نيروئى را در دلها بهم مى رساند كه گاهى از قساوت و سخت دلى سر بر مى آورد. لذا مطالب سودمند واخلاقى مى تواند در هر لحظه و زمانى عامل محرك دانشجو باشد تا به علم و دانش روى آورد و درصدداستكمال معنوى خويش برآيد و هيچ انگيزه اى بهتر و سودمندتر از نصايح اخلاقى معلم نيست]. ١٠
واينك كه اشاره اى گذرا به جايگاه درسهاى اخلاق شد مى پردازيم به سير تاريخى [آموزشهاى اخلاقى گفتارى] در حوزه هاى علميه بويژه در قرون اخير و معاصر.
از آن زمانى كه رهبرى و راهنمائى امت مسلم بدست دانشوران و فقيهان شايسته سپرده شد همواره مركزى بعنوان[ حوزه] و مدرسه علوم دينى درسراسر عالم اسلام پايه ريزى شده است كه دراين حوزه ها همراه رشد فكرى و توسعه آگاهيهاى دينى فراگيرى ارزشهاى اخلاقى حوزويان نيز ازاهميت ويژه اى برخوردار بوده تا آنجا كه هر جا محفل درس و مركز تعليم دانش تشكيل گشته است همدوش آن مجلس وعظ و نصيحت بعنوان بازوى تواناى آن علوم نيز مطرح بوده است .
دراين فرصت برآنيم كه با نشان دادن بعضى از[ درسهاى اخلاق] در برخى از حوزه ها اين بعد پرورشى حوزه ها را به تصوير بكشيم . لازم بتذكراست كه بررسى اين بعد حوزه هااز آغاز تاكنون تتبعى گسترده تر و مجالى بيشتر مى طلبد كه فعلا در پى آن نيستيم و به ترسيم گوشه اى از آن بسنده مى كنيم .
حوزه نجف
نجف اشرف شهرى است كه قرنها مركز علوم دينى و فقه شيعى بوده است . بنيانگذاراين حوزه هزارساله شيخ الطائفه محمدبن حسن طوسى[ ره] است شيخ دوازده سال آخر عمر گرانبهاى خويش را در آنجا گذارنيد در اين مدت از هر سوى به منظور بهره مندى از محضر وى برخى از دانش دوستان و دانش پژوهان واهل فضل بدانجا روى آورده و به آن مركز مقدس رونق و شكوه بخشيدند.
دراين حوزه عظيم و گسترده از همان آغاز تاسيس فرا گرفتن علوم اسلامى رو به گسترش گذاشت گر چه فقه واصول ازاهميت بيشترى برخوردار بود. و لكن به ساير رشته هاى علوم نيز پرداخته مى شد.
چنانكه از سيره عملى شيخ طوسى[ ره] پيداست كه در كنار تدريس فقه واصول به تدريس عقايد واخلاق نيز مى پرداخته است و كتاب[ امالى] وى كه بعنوان مجالس نيز ناميده مى شود مويداين معنى است كه تنها همت ايشان گسترش فقه واصول نبوده بلكه به بعد پرورشى طلاب و حوزويان نيز بها مى داده است واز محتواى اين[ اماليها] مى توان به اين نتيجه رسيد كه[ درسهاى اخلاق] ردپائى در آن زمان آغازين حوزه نجف نيز داشته است گر چه شكل و روش آن بااين درسها متفاوت بوده است . در تاريخ حوزه نجف هر چه به زمان اخير نزديكتر مى شويم شكوفائى و گستردگى[ درسهاى اخلاق] را بيشتر مى يابيم .
چنانكه مى خوانيم : عالم فرزانه شيخ انصارى[ ره] در[ درس اخلاق] عارف وارسته سيدعلى شوشترى - كه در فقه و اصول از شاگردان شيخ بود - شركت مى كرده و به پند و نصيحت او گوش مى سپرده است و هفته اى يك ساعت مرتب به منزل آقا سيدعلى مى رفته واز محضرش كسب معنويت مى كرده است .
از مكتب تربيتى و درس اخلاق آقاسيدعلى فرزانگانى گوى سبقت رااز ديگران ربوده و خوداز مدرسين بنام و مشاهير زمان گرديدند كه يكى از آن چهره هاى درخشان مرحوم جمال السالكين آخوند ملاحسينقلى همدانى است كه خود داراى[ درس اخلاق] ١١ در حوزه نجف بوده است . و پس از فوت مرحوم آقا سيدعلى شوشترى به تربيت قابلين پرداخته و بيش از سيصدنفر را توانست تربيت كند.
اين عالم عارف تحولى شگرف دراعماق جان شاگردان پديد آورد و در اين جهت يگانه زمان خويش گشت . گر چه فرصت تدوين كتاب برايش پيش نيامد ولى توانست حقايق الهى و معارف حق را در صفحه جان و سينه درخشان نفوس مستعده بنگارد و نفوسى رااز قوه به فعليت برساند و به تصنيف كتاب انفسى دست يازد.
بنابراين يكى از[ درسهاى اخلاق] مشهور در حوزه نجف درس اين مردالهى بوده است كه به نوبه خود منشااثر فراوان بوده و توانسته است شاگردانى مبرز و توانا تربيت كند كه آنان نيز هر كدام به تشكيل [درس اخلاق] پرداخت و دراين زمينه به نتايج فراوانى برسند.
يكى از شاگردان ارجمند واستوانه هاى توحيد و معرفت كه خوشه چين محضر درس مرحوم آخوند بوده است مرحوم [آقا سيداحمد كربلائى تهرانى] بوده كه خود نيز از مدرسين اخلاق حوزه نجف بشمار مى آمده است . مرحوم علامه طباطبائى درباره (درس اخلاق ) و شيوه تربيتى اين اسوه تقوى و مجسمه اخلاق چنين مى گويد:
[ . ...ايشان بعداز درگذشت مرحوم آخوند در عتبه مقدسه نجف اشرف اقامت گزيد. و به درس فقه اشتغال ورزيده و در معارف الهيه و تربيت و تكميل مردم يد بيضا نشان مى داد. جمعى كثيراز بزرگان و وارستگان بيمن تربيت و تكميل آن بزرگوار قدم در دائره كمال گذاشته و پشت پاى ببساط طبيعت زده واز سكان دارالخلد و محرومان حريم قرب شدند]... ١٢ .
از مكتب اخلاقى اين عارف خودساخته و وارسته نيز ستارگانى درخشيدند كه هر كدام نادره دهر و آيتى عظيم گشتند و توانستند در راستاى حركت تربيتى پيشينيان گام گذاشته و به تشكيل حوزه[ درس اخلاق] دست يازند كه از آن جمله است : مرحوم حاج ميرزا على قاضى كه در معارف واخلاق استاد مرحوم علامه طباطبائى در حوزه نجف بوده است.
چنانكه ايشان درباره دست يابى به محضراين استاد و بهره مندى از درس اخلاق ايشان مى گويد:
[ ... وقتى به قصدادامه تحصيل علوم اسلامى به[ نجف] رفتم از على[ ع] خواستم
كه آنچه صلاح است مرا به آن راهنمايى كند در خانه نشسته بودم كه ناگهان درب باز شد و يكى از علماى بزرگ داخل شد و سلام كرد و سخنانى بدين مضمون برايم گفت:[ كسى كه به قصد تحصيل به نجف مى آيد خوب است علاوه بر تحصيل به فكر تهذيب و تكميل نفس خويش نيز باشد واز نفس خود غافل نماند]. اين را فرمود و حركت كرد. من در آن مجلس شيفته اخلاق و رفتاراسلامى او شدم و سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربانى چنان در دل من اثر كرد كه برنامه آينده ام را شناختم و تا مدتى كه در نجف بودم محضر آن عالم با تقوى را رها نكردم و در درس اخلاقش شركت مى كردم آن دانشمند بزرگ آقاميرزاعلى قاضى [ رضوان الله تعالى عليه] بود]. ١٣
بدينسان مى يابيم كه در حوزه نجف انسانهاى وارسته اى كه داراى نفس مسيحايى بوده اند و بر كرسى اخلاق مى نشسته اند و به اين بعد حوزه نيز توجه داشته اند فراوان بوده اند و هر چه به زمان معاصر نزديكتر مى شويم شكوه و جلوه درسهاى اخلاق - چه خصوصى و چه عمومى - بيشتر به چشم مى خورد. چنانكه استاد محمدتقى جعفرى دراين باره مى گويد:
...من از آيت الله عبدالهادى شيرازى شنيدم كه ايشان فرمود: وقتى من وارد حوزه نجف شدم هيجده[ درس اخلاق] دراين حوزه تدريس مى شد و من عرض مى كنم كه احتمالا حداقل پنجاه درس اخلاق در حوزه نجف بوده است كه هيجده تاى آن توانسته بروز و ظهور پيدا كند مى توان گفت هيجده درس از درسهاى درجه دو و درجه سه بوده است كه توانسته بروز نمودى داشته باشد. ١٤
در پايان اين بخش از بررسى درسهاى اخلاق در حوزه نجف بى انصافى است اگراشاره به درسهاى اخلاق پرشور و حركت آفرين حضرت امام خمينى [قدس سره] نشود.ايشان از همان آغاز رسالتش در حوزه نجف در كنار تبيين و تشريح پايه هاى حكومت اسلامى و ولايت فقيه و پيوند دين با سياست ضمن مبارزه با پندارها و باورهاى حاكم بر آن حوزه به مساله تهذيب و تكميل اخلاقى طلاب و حوزويان اهميت مى داد و خود يكى از مدرسين بنام و تواناى[ درس اخلاق] در آن حوزه عظيم به شمار مى آمد در اينجا بعنوان اشاره واين كه سندى زنده و جاويد در تاريخ حوزه نجف از درسهاى اخلاق بدست داده باشيم به گوشه
از اولين[ درس اخلاق] حضرت امام بسنده مى كنيم :
...خداوندا زبان ما رااز لغو نگهدار ما را بخودت متوجه فرما ما رااز غير خودت منصرف فرما حب دنيا رااز قلب ما بيرون فرما اخلاق نيك را در ما پا برجا كن .. شما فضلاى اعلام و طلاب جوان مسووليت داريد بايداز همين حالا همين جوان پانزده ساله و بيست ساله كه در مدارس علمى هستند خودشان را عادت بدهند به آنچه مورد رضاى خداست عمل كنند.اگر خداى نخواسته در خلال تحصيل علوم فقط در فكراين باشيد كه دقايق علمى را ياد بگيريد و در فكر تهذيب نباشيد و خودتان را به آداب الله مهذب نكنيد اين علم اثرى ندارد. بايد هر قدمى كه در راه تحصيل برداشته مى شوداگر عرض نكنم دو قدم لااقل يك قدم هم در باب تهذيب اخلاق واستقرارايمان در قلب برداشته شود.اين كار تفكر لازم دارد مراقبت لازم دارد ... شيطان راضى نيست به فسق تنها او كفر را مى خواهد!١٥
اين بود گذرى كوتاه واشاره اى مختصر به[ آموزشهاى اخلاقى گفتارى] در حوزه نجف بويژه در قرون اخير و معاصر البته بحث و تتبع مفصل در اين زمينه فرصتى وسيعتر لازم دارد و دراين نوشته بيش ازاين گنجايش سخن نيست و تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل .
حوزه سامراء
حوزه سامراء نيز همانند حوزه نجف مركز پرورش انسانهاى وارسته اى درطول حيات خويش بوده وازاين حوزه بزرگانى برخواستند كه هر كدام تحولى در عالم اسلام و حوزه ها بوجود آوردند كه در قرون اخير مى توان از ميرزاى شيرازى اول - صاحب فتواى تحريم تنباكو - و ميرزا محمدتقى شيرازى - صاحب فتواى حماسى جهاد باانگليس نام برد. دراين حوزه نيز به پرورش و پالايش جان حوزويان همراه با ساير آموزشها توجهى خاص مى شده است تا آنجا كه نوشته اند:[ مرحوم ميرزاى شيرازى كه داراى تعدادى كثيراز شاگردان مبرز و مجتهد بود هميشه قبل از درس به يكى از شاگردان مى فرمود: قسمتى از (مواعظ) و كلمات سازنده مولا اميرالمومنين[ ع] را بخواند تا زمينه فهم درست و نورانيت درون و صفاى باطن براى مسائل علمى فراهم گردد] ١٦ . واين خود نكته اى بسيار بلند وارزنده است كه بايد
حوزويان از آن الهام بگيرند. علاوه براين درسهاى رسمى اخلاق توسطاستوانه هاى علمى و عملى آن حوزه وجود داشته است كه به چند نمونه اشاره مى كنيم :
مرحوم آقا بزرگ در شرح حال مولا على نهاوندى مى نويسد:
[ اواز بزرگان[ علم اخلاق] واز مشاهير عرفاء به شمار مى آمد و در حوزه سامراء داراى كرسى درس بود و گروه كثيرى در آن درس شركت مى كردند وايشان همواره بر تهذيب و تزكيه آنان تكيه مى كرد و با ارشاد و وعظ و نصيحت به آنها تذكرات مى داد و دراين زمينه از هيچ كوششى دريغ نمى كرد]. ١٧
همچنين در شرح حال آخوند مولا على دماوندى مى نويسد: و
[...ايشان جزء مهاجرين نخستين به سامراء بود واز محضر آيت الله شيرازى كسب فيض مى كرد و در عين حال خود از مربيات طلاب بشمار مى آمد و داراى حوزه درس اخلاق بود كه گروهى همانند: مرحوم سيدعزيزالله تهرانى و شيخ حسن على تهرانى و ... در آن شركت مى جستند]. ١٨
حوزه كربلاء
حوزه كربلايكى از حوزه هاى كهن و با سابقه عالم اسلام است مهد پرورش انديشمندانى بوده است كه در زمان خود - و در كنار مرقد پيشواى شهيدان حسين بن على[ ع] - منشا آثار و بركات گوناگونى براى مسلمانان و پيروان اهل البيت گشته اند و آفاق فكرى و آثار وجودى آنان همواره فراراه امت اسلام بوده است . دراين حوزه همانگونه كه بحثهاى پرشوراجتهاد بدست تواناى مرحوم وحيد بهبهانى در برابر مكتب اخباريگرى بنيان گذارى شد و توانست ازاين جهت نقطه عطفى در تاريخ حوزه ها بوجود آورد به آموزشهاى اخلاقى مخصوصا شيوه[اخلاقى گفتارى] نيز توجه مى شده كه بدان اشاره مى كنيم :
...سيدمحمدسعيد بهبهانى از علماى قرن سيزدهم واز بزرگان و فضلاء [حوزه در كربلاء] بوده كه از نوادر آن عصر به شمار مى آمده واز شاگردان مرحوم سيدمحمد مجاهد بوده است ايشان[ درسهاى اخلاق] و مواعظ وارشادات اخلاقى استادش سيدمحمدمجاهد را يادداشت نموده و در كتابى بعنوان[ مصباح الانس]
گردآورى نموده است. ١٩
و در همين راستا شاگرد ديگر مرحوم سيدمحمد مجاهد شيخ محمدشريف مازندرانى قرار دارد كه پس از بهره مندى از محضراستاد و برگشتنش به ايران خود از معلمان دلسوز و مربيان اخلاق به شمار مى آمده است .
در شرح حال مرحوم سيداحمد تهرانى حائرى نيز نوشته اند كه :
[...ايشان يكى ازاكبار عرفا وارباب معرفت در عصر خود بوده و در [حوزه كربلاء] داراى تدريس اخلاق و سلوك بوده است]. ٢٠
وازاين نمونه ها فراوان است كه به همين مقدار بسنده مى كنيم بنابراين در حوزه كربلا نيز [ آموزشهاى اخلاقى گفتارى] مرسوم و معمول بوده تا آنجا كه فقيهى توانا همانند سيد محمدمجاهد استاد شيخ انصارى[ ره] داراى كرسى تدريس اخلاق بوده است .
حوزه قم
شهر قم از همان عصر حضورائمه[ ع] جايگاه فقيهان و دانشوران بلند مرتبه اى بوده است كه هر يك از چهره هاى درخشان مكتب تشيع بوده اند و در نشر و پخش فرهنگ دينى و معارف قرآنى جزء پيشتازان اين ميدان محسوب مى شده اند.اين شهر همواره كاشانه خاندان رسالت بوده واز زبان پيشوايان دينى در بزرگى و عظمت اين مكان مقدس و سرزمين مطهر سخنان فراوان گفته شده است . ٢١
اين حوزه همانگونه كه مركز حفظ و حراست از فرهنگ شيعى بوده و محدثين بنامى را در خود پرورانده و همانگونه كه فقهاء و مراجع عاليقدرى را به عالم اسلام تقديم داشته است و به همان نسبت كه در فقه واصول و ديگر آموزشهاى حوزه اى به مقامى ممتاز رسيده است مركز پرورش و پالايش انسانهاى وارسته اى نيز بوده و همراه فراگيرى علوم فنون حوزوى به فراگيرى[ اخلاق] نيز توجه گسترده اى داشته است دراين مقال كه در پى نشان دادن سير تاريخى (آموزشهاى اخلاق گفتارى ) هستيم به گوشه هائى ازاين بخش دراين حوزه بزرگ اشاره مى كنيم و بيشترين توجه ما به تاريخ اخيراين حوزه است و بحث و بررسى گسترده را به فرصتى ديگر موكول مى كنيم .
گذشته ازاسوه هاى اخلاقى كه در حوزه قم وجود داشتند همانند: آيت الله شيخ ابوالقاسم كبير قمى مرحوم شيخ محمدتقى بافق مرحوم آيت الله حائرى و .. كه كردارايشان براى طلاب و دانشجويان درس عملى اخلاق بوده و حتى افرادى مانند حضرت امام خمينى[ قدس سره] جهت بهره گيرى ازانفاس قدسيه مرحوم قمى به درس ايشان مى رفتند ٢٢ حوزه هاى رسمى [درس اخلاق] نيز دراين حوزه وجود داشته است ه از آن زمان تاكنون نيزادامه دارد. در دوران مرجعيت آيت الله العظمى بروجردى[ ره] كه از درخشان ترين زمانهاى حوزه قم است ايشان از مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى اخلاقى بزرگ دعوت مى كردند كه براى طلاب تدريس اخلاق داشته باشند.ايشان باانفاس قدسيه اش به وعظ وارشاد حوزويان مى پرداخته است چنانكه يكى از مدرسين فعلى حوزه مى گويد:
[... حضرت آيت الله بروجردى[ ره] مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى را براى[ تدريس اخلاق] به قم آورده بود و در مجالس درس ايشان شركت مى كرديم]. ٢٣
چهره اخلاقى ديگرى كه در محضر مرحوم آخوند همدانى در نجف به تكميل و تهذيب نفس پرداخته واخلاق علمى و عملى رااز وى آموخته بود و سپس در حوزه قم به تشكيل درسهاى اخلاقى همت گماشت واز مشاهير زمان گرديد مرحوم ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى است .اين مردالهى هم درس اخلاق عمومى براى طلاب و ديگران مى گفته و هم در منزل براى خواص و [ اصحاب سر] درس اخلاق و معرفت داشته است . چنانكه يكى از فضلاى معاصر دراين باره مى نويسد:
... وى سه ماه رجب شعبان و رمضان متواليا روزه مى گرفتند و در مدرسه فيضيه[ درس اخلاق] عمومى ايراد مى كردند. واكنون در و ديوار مدرس و فضاى مدرسه صداى حزين و گريان و ناله هاى پرشوق و سوزان او را كه مى گفت :
اللهم ارزقنى التجافى عند دارالغرور و الاتابه الى دارالخلود والاستعداد للموت قبل حلول الفوت] به گوش ارباب هوش مى رساند... ٢٤ .
در درس اخلاق اين عارف نامدار فرزانگانى تربيت شدند كه هر كدام نيز به سهم خويش منشا آثار و تحول در حوزه گشتند كه از آن جمله است حضرت امام خمينى[ قدس سره] كه بااستفاده از محضراساتيدى همچون مرحوم ملكى و مرحوم شاه آبادى والهام گرفتن از نفس مسيحايى و روح پاك آنان خود يكى از مدرسين
بزرگ اخلاق گشت و حوزه درس اخلاق ايشان از پرشورترين و پررونق ترين درسها به شمار مى آمده است . چنانچه مولف [آثارالحجه] بعداز بيان اساتيد معظم له و حوزه درسى فقه اصول و فلسفه ايشان مى نويسد :
[... و بخصوص در فن اخلاق و درس آن استاد منحصر به فرد حوزه قم بوده و حدود هشت سال در مدرسه فيضيه هفته اى دو روز (پنجشنبه و جمعه ) صدها نفراز فضلاء حوزه و غيره رااز بيانات شيوا و درس اخلاق خود مستفيض مى كرده است]. ٢٥
شكى نيست كه اينگونه درسهاى اخلاقى در كنار آموزشهاى علمى به طلاب و حوزويان نشاط اميد توكل اخلاص اعتماد به نفس عزت و ... مى آموزد و آنان را درادامه دادن راهى كه در پيش گرفته اند كنك شايانى واساسى مى كند. مرحوم استاد شهيد مطهرى در توصيف درس اخلاق حضرت امام مى نويسد:
...اما درس اخلاقى كه وسيله شخصيت محبوبم در هر پنجشنبه و جمعه گفته مى شد و در حقيقت درس معارف و سير و سلوك بوده نه اخلاق به مفهوم خشك علمى مرا سرمست مى كرد بدون هيچ اغراق و مبالغه اى اين درس مرا آنچنان به وجد مى آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد خودم را شديدا تحت تاثير آن مى يافتم بخش مهمى از شخصيت فكرى و روحى من در آن درس و سپس در درسهاى ديگرى كه درطى دوازده سال از آن استادالهى فرا گرفتم انعقاد يافت ... راستى كه او[ روح قدس الهى] بود.٢٦
درامتداد سير تاريخى[ درسهاى اخلاق] در حوزه قم به درسهاى اخلاق مرحوم علامه طباطبائى مى توان اشاره كرد.اين مردالهى كه يكى از حسنات دهر به شمار مى رفت وازاستوانهاى جامع و معقول حوزه قم و بلكه حوزه هاى علميه محسوب مى شد در كنار تاليف تفسير و معارف اسلامى دست به تربيت انسانهاى مستعدى زد كه هر كدام در جاى خود از فرزانگان علم و عمل گرديدند.ايشان همواره به تزكيه و تهذيب حوزويان بهاء مى داد و با تشكيل درسهاى اخلاق خصوصى و عمومى نفوس آنان را با نفس گرم خويش صفا مى بخشيد و آداب واخلاق اسلامى را به آنان مى آموخت . يكى از شاگردان ايشان دراين باره مى نويسد:
[ ايشان علامه طباطبائى علاوه بر درسهاى رسمى جلسه اخلاق و سير و سلوكى
داشت كه بعضى از علاقه مندان در آن شركت داشتند و كسب فيض مى نمودند شبهاى پنجشنبه و جمعه نيز يك جلسه خصوصى سيارى داشت كه عده اى ازافاضل طلاب به طور خصوصى در آن شركت مى كردند و كسب فيض مى نمودند]. ٢٧
همچنين يكى ديگراز شاگردان ايشان نوشته است كه :
[ مرحوم علامه طباطبائى در سال ٦٩-١٣٦٨ ه.ق در حوزه قم براى بعضى از طلاب [درس اخلاقى] بيان فرموده اند واين اولين دوره از درسهاى اخلاقى ايشان است كه خوشبختانه تقريرات درس ايشان در رساله اى بنام[ لب اللباب] به چاپ رسيده است]. ٢٨
يكى از كسانى كه موفق شداز درسهاى اخلاق حضرت امام و مرحوم علامه كسب فيض و كمال نمايد مرحوم شهيد قدوسى بود كه خود يكى از معلمان و مدرسان بنام حوزه قم در مسائل اخلاقى شناخته شده بود.اين مرد بزرگ كه هماره از شهرت طلبى و تشخص گريزان بود واز چشم مردم افتادن را بهتر مى دانست تااسير دام هوى و هوس شدن ! دست به تشكيل[ درسهاى اخلاق] به ويژه در مدارسى كه زير نظرايشان اداره مى شد زد. در توصيف و تاثيراين آموزشهاى اخلاقى گفتارى ايشان چنين نوشته اند:
.... يك صبح پنجشنبه پاى درس اخلاق قدوسى نشستن كافى بود تا كاخ آمال انسان فرو ريزد و همه چيز جز خدا را بى بها انگارد او با صراحت مى گفت :
آقايان !اگر آمده ايد باسواد شويد و بعد به جنگ روحانى شهر و ده خود برويد امام جماعت شويد تا مردم دستتان را ببوسند و پشت سرتان نماز بخوانند اسم و رسم پيدا كنيد و به شما سهم امام بدهند تا دير نشده و مسووليت تان سنگين نشده است برويد دنبال كسبى حلال كه[ خسرالدنيا والاخره] نشويد .٢٩
و در همين راستاست[ درس اخلاق] آيت الله حاج آقا رضا بهاءالدينى كه به توصيه حضرت امام خمينى[ قدس سره] و تقاضاى طلاب و تشنگان معرفت و اخلاق اين درسها را مدتى در فيضيه و گاهى در منزل ايراد مى كردند و هم اينك نيز اين فقيه خود ساخته وانسان وارسته هر چند گاهى با سخنان كوتاه ولى سازنده و پرمحتوى عطش درونى شركت كنندگان را بر طرف مى كند. به گوشه از توصيه هاى
اخلاقى ايشان كه در مصاحبه با[ مجله حوزه] فرموده اند بنگريد:
[ ...هر مبلغى بايد بعد از پرداختن به خود به ديگران بپردازد و در غيراين صورت هيچ فائده ندارد اين يك قاعده كلى است واستثناء هم بر نمى دارد.اگراصلاح خوب است اول خودت رااصلاح كن اگر خودسازى خوب است اول خودت را بساز اگر حرام بداست اول خودت رااصلاح كن اگر خودسازى خوب است اول خودت را بساز اگر حرام بداست اول خودت ترك كن چطور شده كه همه بايد تطهير شوند ولى خودت نبايد تظهير شوى ؟]! ٣٠
گر چه حجاب معاصرت گاهى مانع شناخت چهره هاى حوزوى مى شود ولى تا حدامكان بايدازاين چهره هاى درخشان حوزوى سخن گفت تا در تاريخ عظمت و كمال معنوى حوزه ها ثبت گردد و به آيندگان راه طى شده حوزه ها را بياموزد. يكى از آن چهره ها كه الگوى اخلاق و مجسمه تقوى و فضيلت است و همگان كم و بيش از[ درس اخلاقش] بهره گرفته اند حضرت آيت الله استاد بزرگوار آقاى مشكينى[ حفظه الله] است .اين استاد فرزانه در زمان طاغوت كه از همه سو به طلاب و حوزويان مشكلات هجوم آورده بود با درسهاى اخلاق و نصايح پدرانه اش به آنان وجد و نشاط مى داد و هنوز كه هنوزاست طنين سخنان دلنشينش از در و ديوار مسجدامام حسن عسكرى[ ع] به گوش مى رسد. و بارها شنيده شده كه بدين مضمون فرمود:
[من آنچه به شما طلاب عزيز مى گويم اول خودم عمل مى كنم پس به شما مى گويم]! آرى نصايح اخلاقى و مواعظ معنوى ايشان كه در ضمن درس تفسير و يا مستقلا بيان مى گرديد - چه قبل ازانقلاب و چه بعداز آن - مورد توجه واستقبال طلاب بود نا گفته نماند كه هم اكنون در حوزه علميه قم درسهاى اخلاق برقراراست از جمله جلسه درس اخلاق استاد مظاهرى كه در شبهاى جمعه در مسجداعظم قم تشكيل مى شود و عده كثيرى از طلاب در آن شركت مى جويند و نيز هستنداساتيد ديگرى كه ضمن تدريس معارف و علوم اسلامى و تفسير و تبيين دقايق و لطايف قرآنى به[ نصايح اخلاقى و رهنمودهاى معنوى] مى پردازند و همواره بر تزكيه و تهذيب طلاب همراه با فراگيرى علوم حوزه اى تاكيد مى ورزند كه از آنجمله اند:استاد حسن زاده آملى واستاد جوادى آملى واساتيد ديگرى كه در پايان هفته و يا در آغاز تعطيلات و پايان درسها به پند دهى دانش پژوهان همت مى گمارند.اين بود
اشاره اى گذرا به آموزشهاى اخلاقى[ گفتارى] در حوزه علميه قم بويژه در قرن اخير واينك مى پردازيم به درسهاى اخلاق در ساير حوزه ها به حد گنجايش اين نوشتار.
حوزه اصفهان
با نگاهى به گذشته در مى يابيم كه[ اصفهان] همواره مركز تلاش و حركتهاى علمى و مذهبى بوده و مدارس علمى و شخصيتهاى فرهنگى آن ديار - كه برخى از آنان در فنون گوناگون درخشيده اند - بسيار بوده اند و هر يك سندى زنده و گويا بر عظمت و گسترش علمى حوزه آن شهر مى باشند.
اين حوزه از هنگام تاسيس آن بدست محقق كركى و تقويت آن بوسيله مولا عبدالله تسترى و تداوم آن توسط چهره هايى همانند: شيخ بهايى ميرداماد ملاصدرا مجلسى اول و دوم در چه اى آخوند كاشى آقا رحيم ارباب قشقائى ميرزا على شيرازى شهيد مدرس و ... همواره و همپاى فراگيرى علوم و فنون مختلف به آموزش اخلاقى حوزويان توجه داشته و درسهاى اخلاقى دراين حوزه نيز ازاهميت و جايگاه خاصى برخوردار بوده است . چنانكه نوشته اند:
[...پس ازاولين جلسه اى كه ملاصدرا در درس ميرداماد شركت جسته بود پايان يافت ميرداماد وى را با خود به كنارى برد و گفت :اى محمد من امروز گفتم كسى كه مى خواهد حكمت را تحصيل كند بايد حكمت عملى را تعقيب كند واينك به تو مى گويم كه حكمت عملى در درجه اول دو چيز است : يكى به انجام رسانيدن تمام واجبات دين اسلام و دوم پرهيزاز هر چيزى كه نفس بوالهوس براى خودش مى طلبد]. ٣٥
درس اخلاق در حوزه اصفهان به شيوه ديگر حوزه ها معمول بوده است .
مرحوم آقا نجفى مى نويسد:
[ملامحمد كاشى كه دراصفهان نزداو منظومه را مى خوانديم بسيار محقق و ملا بود و خوب درس مى گفت . بااين كه معروف و مجتهد در معقول و رياضى بود بسيار مقدس و متدين و رياضت كش بود و هميشه پيش از درس به قدر يك ربع ساعت موعظه و نصيحت مى نمود كه خيلى موثر واقع مى شد به طورى كه مصمم
مى شديم بالكليه از دنيا و مافيها صرف نظر كرده متوجه آخرت گرديم]. ٣٢
همچنين در شرح حال آيت الله سيدابوالقاسم دهكردى كه از مدرسان بنام حوزه اصفهان بوده است . و در حوزه نجف از محضر مرحوم ميرزا حبيب الله رشتى سود مى جسته است . نوشته اند كه پس از مراجعت به حوزه اصفهان در مدرسه صدر مشغول به تدريس شد و همراه آن مجالس و عظ وارشاد واخلاق تشكيل داد كه خاص و عام از محضرش كسب فضيلت و معنويت مى كردند ٣٣ .
يكى از حوزه هاى درسى اخلاق كه مورد توجه همگان بوده و دراصفهان از پرشورترين و با معنى ترين محافل و مجالس پنددهى به شمار مى آمده حوزه درسى اخلاق مرحوم آقا ميرزا على شيرازى بوده است كه در توصيف درس و شيوه تربيتى اخلاقى اين مرد بزرگ استاد شهيد مطهرى اينگونه مى نويسد:
[ ...اديب محقق حكيم متاله فقيه بزرگوار طبيب عاليقدر مرحوم آقاى حاج ميرزا على شيرازى اصفهانى[ قدس سره] راستى مرد حق و حقيقت بود با همه مقامات علمى و شخصيت اجتماعى احساس وظيفه نسبت به ارشاد و هدايت جامعه و عشق سوزان به حضرت اباعبدالله الحسين[ ع] موجب شده بود كه منبر برود و موعظه كند. مواعظ واندرزهايش چون از جان برون مى آمد لاجرم بر دل مى نشست هر وقت به قم مى آمد علماء طراز اول مرحوم آيت الله العظمى بروجردى به اصرارازاو مى خواستند كه منبر برود و موعظه نمايد منبرش بيش از آن كه[ قال] باشد[ حال] بود. ٣٤
درادامه بررسى آموزشهاى اخلاقى - گفتارى در حوزه اصفهان به[ درس اخلاق] شخصيتى بر مى خوريم كه دين را با سياست علم را با عمل و انديشه را بااخلاق پيوند داده وافرادى همچون آقا ميرزا على شيرازى در محضراو كسب كمال و معنويت مى كرده و خوشه چين خرمن فيض او بوده اند. آرى آن بزرگمرد و مرد بزرگ مرحوم آيت الله شهيد مدرس رضوان الله تعالى عليه است كه در حوزه اصفهان پس از مراجعت از عتبات مشغول تدريس معارف واحكام الهى شد و همراه با آن به تدريس اخلاق كه متن آن[ نهج البلاغه] بود پرداخت . چنانكه مرحوم آقا ميرزاعلى شيرازى مى گويد
[...مدرس بعداز مراجعت از نجف به اصفهان پنجشنبه ها[ درس اخلاق] مى گفت
و درس اخلاق او[ نهج البلاغه] بود... من يك روز به درس ايشان رفتم سفارش مى كردند: آقا شخصيت به اخلاق انسانى است . پيامبر[ص] فرمود :[انى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق] و بالاترين كتاب اخلاق [نهج البلاغه] است بخوانيد و به ديگران نيز ياد دهيد]. ٣٥
درس اخلاق در حوزه هاى ديگر
در بخش پايانى اين نوشتار به ارائه چند نمونه از درسهاى اخلاق در ساير حوزه ها مى پردازيم و بررسى گسترده و مفصل را به مجالى ديگر و مقالى ديگر موكول مى كنيم .
از پژوهش و بررسى در پيرامون[ حوزه علميه مشهد] كه خوداز حوزه هاى با سابقه و بزرگ اين كشور پهناور به شمار مى آيد بدست مى آيد كه دراين حوزه نيز همپاى رشد و تكامل علوم حوزه اى مساله پاكسازى و پالايش روان از پليديهاى اخلاقى همراه با زدودن جهل و آثار آن مورد توجه حوزويان و مربيان آن ديار بوده است واز هرگونه فرصت براى بهره مندى از محضراساتيداخلاق استفاده مى كرده اند. چنانكه يكى از فضلاى معاصر مى نويسد:
[ در حدود سال ١٣٤١ ه .ق با چند تن از دوستان از محدث قمى خواهش كرديم شبهاى پنجشنبه و جمعه را در مدرسه ميرزا جعفرخان مشهد بعنوان[ درس اخلاق] درسى براى طلاب شروع كنند قريب هزار تن از علماء و طلاب شهر در آنجا حضور مى يافتند وايشان بر منبر مى رفتند و در حدود سه ساعت در قسمتهاى اخلاقى بحث مى كردند]. ٣٦
اين حوزه كه همواره مهد پرورش وارستگان اخلاقى بوده و در خود انسانى همچون مرحوم شيخ مجتبى قزوينى و شيخ هاشم قزوينى و ... پرورانده هم اكنون نيز در كنار تعليم و تعلم معارف واحكام و تدريس و تعليم فقه واصول و ... به فراگيرى اخلاق طلاب اهميت داده اساتيدى همچون حضرت آيت الله آقاميرزا جواد تهرانى و بزرگان ديگرى نيز هستند كه به تدريس اخلاق اشتغال دارند.
همچنين[ حوزه تهران] كه از حوزه هاى علمى فعال و پر تحرك اين مرز بوم بوده و هست و بزرگانى را در طول حيات علمى خويش بخود ديده است همواره به تدريس
اخلاق دانش پژوهان توجه مى كرده و بعضى ازاساتيد همچون مرحوم شيخ محمدتقى آملى كه از علماى اخير حوزه تهران بوده اند حوزه درس اخلاق داشته اند. يكى از شاگردان ايشان درباره روش تربيتى واخلاقى و كيفيت القاء مطالب اخلاقى اينگونه گفته اند:
[...ايشان سعى مى كردند هر وقت حضورشان مى رفتيم مجلس شان آموزنده باشد گاهى داستانى ذكر مى كردند كه حكايت از آن مى كرد كه انسان راهى جز تهذيب نفس ندارد... مرحوم آقاشيخ محمدتقى آملى سعى مى كردند به اين كه مجلس شان مجلس تعليم و تربيت و زهد و فضيلت باشد تا آخرين لحظه هم سعى مى كردند كه با[ بيان] و[ بنان] خدمت كنند و چيز بنويسند]... ٣٧ .
خوشبختانه تقريرات و[ مذاكرات اخلاقى] درس ايشان در مجموعه بنام [حيوة جاويد] به همت دو تن از شاگردان ايشان به چاپ رسيده كه مى تواند راهنماى خوبى براى فضيلت دوستان باشد.
و همچنين دراين حوزه مرحوم آيت الله ميرزااحمد آشتيانى مشغول تدريس : فقه تفسير حديث اصول حكمت واخلاق بوده كه برخى ازافاضات اخلاقى ايشان نيز به زيور طبع آراسته گشته است ٣٨ .
و درسهاى اخلاق در حوزه هاى بزرگ و كوچك فراوان بوده و هست كه به قول مولوى: [ اگر بگويم وصف آن بى حد شود]. بدينسان اين بخش از آموزشهاى اخلاقى حوزه را كه در سه بعد - نوشتارى كردارى گفتارى - عنوان كرديم به پايان مى بريم والسلام .
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. سوره نحل .٩٠.
٢. سوره نساء .٥٧.
٣. سوره آل عمران .١٣٨.
٤. سوره نحل .١٢٤.
٥. سوره نساء .٦٣.
٦. سوره لقمان /١٢
. ٧. سيرى درنهج البلاغه .١٩٨.
٨. ميزان الحكمه ج ١٠.٤٩١ ٤٦٨ ٥٧٩ و٥٤٠.
٩. روش تربيت دراسلام (سيدقطب ترجمه جعفرى ) .٢٥٤.
١٠. آداب تعليم و تعلم دراسلام حجتى .٣٢٥.
١١. نقياءالبشر ج ٢.٦٧٥.
١٢. مهرتابان حسينى تهرانى .١٥.
١٣. يادنامه علامه طباطبائى ١٢٠.
١٤. حوزه شماره ١٩ (مصاحبه بااستاد جعفرى) .
١٥. نهضت امام خمينى ج ٢ .١٥٦١٦١.
١٦. شيخ آقا بزرگ حكيمى پاورقى .٣١.
١٧. الذريعه ج ٤.٣٧٩.
١٨. نقباءالبشر ج ٣٠١٤.١
١٩. همان مدرك ج ٢.٦٠٠.
٢٠. همان مدرك ج ٢٠.٥١٩.
٢١. سفينه البحار ماده (قم) .
٢٢. نورعلم شماره ١٠.٨٨ - ٨٧.
٢٣. سيماى فرزانگان مختارى ج ٣.٥١.
٢٤. همان مدرك .٥٢.
٢٥. نهضت امام خمينى ج ١٠.٤٥.
٢٦. علل گرايش به ماديگرى /١٠
٢٧. يادنامه علامه طباطبائى .١٢٣.
٢٨. سيماى فرزانگان .٥٢.
٢٩. سيماى فرزانگان ج ٣.١٥٠.
٣٠. حوزه شماره ١٦.٣٢.
٣١. سيماى فرزانگان ج ٣.٣٧.
٣٢. سياحت شرق .١٨٨. ٣٣. نقباءالبشر ج ١٠.٩٦.
٣٤. سيرى در نهج البلاغه مقدمه .يازده .
٣٥. حوزه شماره /٠٥/٢٢
٣٦. سيماى فرزانگان .٤٩.
٣٧. كيهان فرهنگى شماره /٠٧/٩
٣٨. مكاتبات عرفانى بين سيداحمدطهرانى و مرحوم غروى /٠٥