نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - نگاهى به منابع حديث شناسى

نگاهى به منابع حديث شناسى


درادامه تحقيق و تعليق مقاله سودمند و مفيد مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى اينك بخشى از مقاله وى درارتباط با[ علم حديث و درايه] مى آيدامااز آن روى كه آثار معرفى شده بخش بسياراندكى ازاين تاليفات را شامل مى شود سعى شده است ضمن توضيح و تشريح موارد متن در تتميم و تكميل آن آثارى از شيعه و سنى را معرفى كنيم بدان اميد كه مفيد واقع شود.

[حوزه]

نگاهى به منابع حديث شناسى
واما كتب احوال حديث و خبر ١
كه آن را علم درايه ٢ خوانند آن هم كثير و زياداست ٣ و ما بذكر آنها كه متداول بين طلاب واهل تحصيل است اكتفا مى نمائيم .

اول:[ رساله بدايه فى علم الدرايه]: از تصانيف حضرت فقيه كبير و عالم جليل وحيد شيخ زين الدين به على بن احمد بن محمد بن على بن جمال الدين بن تقى بن صالح بن اشراف جبعى عاملى شامى معروف به شهيدثانى ٥ كه در سال ٦ ٩٦٦ بجرم تشيع در قسطنطنيه بقتل رسيده و اين رساله در طهران بطبع رسيده است .

دوم:[ وجيزه] ٧ :از مصنفات حضرت شيخ معظم خاتم المجتهدين بهاءالدين محمد بن حسين بن عبدالمصد معروف به شيخ بهائى ٧ قدس سره . و نام مباركش مكرر دراين رساله ذكر شده .اين رساله در طهران بطبع رسيده .

سوم:[ رواشح المساويه]: ٨از مصنفات حضرت فقيه اعظم و فيلسوف معظم اميرالحكماء والعلماء على الاطلاق امير محمد باقر داماد ٩[ قدس روحه] . چون خواست شرح براصول كافى بنويسد در شرح ديباچه و مقدمه كتاب مزبوراحوال واحكام خبر و حديث را على التفصيل مرقوم داشته و آنرا موسوم به رواشح السماويه فرموده .اين كتاب در طهران بطبع رسيده است .

چهارم:[ نزهه النظرفى شرح نخبه الفكر] ١٠ : متن و شرح هر دواز مصنفات حافظ شهاب الدين احمد بن على بن حجر عسقلانى ١١است كه در سال ٨٥٢ وفات كرده .اين كتاب در كلكته هند بطبع رسيده واز قرارى كه در كشف الظنون مسطوراست براين كتاب شروح و حواشى زياد نوشتند ١٢ و بعضى از آن را بنظم در آوردند ١٣ وليكن در بلاد ما مشهور و متداول نيست .

پنجم:[ الفيه]: ١٤ جلال الدين عبدالرحمن بن ابى بكر سيوطى ١٥ كه ١١.٩ هجرى وفات كرده كه دراين ازمنه اخيره محيى الدين محمدابن عبدالحميد كه از مدرسين جامع از هر بوده بر آن شرح نوشته . خود الفيه مزبوره مكرر و بااين شرح هم درمصر بطبع رسيده . وليكن الفيه عراقى ١٦ كه سيوطى در مقدمه الفيه خود بدان اشاره كرده و گفت :

[فائقه الفيه العراقىفى الجمع والايجاز واتساق] .
و صاحب كشف الظنون آنرا منسوب به شيخ زين الدين عبدالرحيم ابن حسين العراقى ١٧ دانسته و شروح و تعاليق بر آن را شماره كرده دراين بلاد مشهور و متداول نيست .

واز جمله مختصراتى كه دراين موضوع نوشتند و بطبع رسيده ولى در ضمن مجامع و كتب ديگر بطبع رسيده چون منظومه ابن فرح شهاب الدين اشبيلى و منظومه بيقونى و منظومه صبان كه هر سه در نهايت اختصار و ايجاز مى باشند و در ضمن كتابى كه آن را[ مجموع المتون] نام نهاده اند و متون علوم متداوله را كه در نهايت اختصار مى باشند در آن جمع كرده اند در مصر بطبع رسيده است .

*****

آنچه تا بدينجا آمد متن مقاله مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى بود در اين بخش .اينك بعنوان تتميم و تكميل مقاله برخى از تحقيقات محققان را در[ علم الحديث] و[ درايه الحديث] معرفى مى كنيم بدان اميد كه براى دانش پژوهان و خوانندگان جستجوگر مجله مفيدافتد:

[منتقى الجمان فى الاحاديث الصحاح والحسان]: حسن ابن زين الدين - [صاحب

معالم] . كتابى است گرانمايه در فقه اسلامى براساس روايات[ صحيح و حسن] . مولف بزرگوار آن در آغاز كتاب بخشى دارد (ج ١.٤٤٧) در [درايه الحديث] شامل دوازده بحث در مسائل اين فن . درابتدا به دوازده بحث در مسائل اين فن . درابتدا به تبيين و تعريف دقيقى از [صحيح حسن موثق ضعيف] پرداخته و سپس در فايده دوم تزكيه راوى را بحث نموده واينكه شهادت يك عادل در تزكيه راوى كافى است يا نه ؟ و در فايده سوم چگونگى ذكراسنادى كه در كتابهاى[ مشايخ ثلاثه] آمده است و همچنين بحثهاى مفيد و سودمند ديگر.

از[ منتقى الجمان] نسخه هاى خطى بسيارى موجوداست ١٨ و سالهاى پيش نيز درايران در دو جلد و با تحقيق و تصحيح مرحوم آيه الله خادمى و شيخ مرتضى اردكانى چاپ شده بود واينكه محقق خيبر آقاى على اكبر غفارى مشغول تحقيق تعليق و نشر آن هستند كه جلداول آن توسط دفتر انتشارات اسلامى منتشر شده است و جلد دوم در حال انتشاراست .

منابع شرح حال مولف منتقى الجمان را پيشتر نگاشته ايم . ١٩

وصول الاخبارالى اصول الاخبار:اين كتاب يكى از آثارارزشمند و نوشته هاى پربار و سودمند فرهنگ اسلامى است . مرحوم ميرزا عبدالله افندى مى گويد: وصول الاخبار كتابى است نيكو مفصل سرشاراز مطلب پرفايده در دانش درايه . مولف در آغاز كتاب دلائل امامت را به تفصيل ذكر كرده است .... واو در ميان عالمان ما دومين كسى است كه در دانش[ درايه] كتاب نوشته است . ٢٠

كتاب پس از مقدمه مولف بااحاديثى در فضيلت حديث ادامه مى يابد و پس از آن ضمن بحثهائى به فضائل ائمه و مسائل مربوط به لزوم رجوع به ائمه مطرح مى شود و پس از آن توضيحى است كوتاه از[ مجامع پنجگانه حديثى] . و بالاخره تقسيمات اصطلاحات و بحثهاى ديگرعلم الدرايه .

وصول الاخيار ترتيبى نيكو و محتوائى سرشاراز تحقيقات دارد و متخصصان فن اين اثر را دانسته اند. وصول الاخيار به سال ١٣٠٦ به همت ميرزا حسين كجورى و تصحيح محمد مهدى موسوى جزائرى منتشر شده بود.

واخيرا با تحقيق و تعليق و تصحيح آقاى عبداللطيف حسينى كوه كمرى منتشر شده است .

محقق بجز مقدمه سودمندى در شرح حال مولف و شناسائى كتاب تمام احاديث متن را به منابع ارجاع داده واختلاف نسخه ها را يادآورى كرده و گاه توضيحاتى براى روشن شدن متن افزوده است .

مولف آن : عزالدين حسين ابن عبدالصمد عاملى پدر شيخ بهائى از

عالمان بزرگ و دانشمندان و فقيهان و محدثان بزرگ اسلامى است كه به سال ٩١٨ بدنيا آمد و در سال ٩٨٤از جهان رخت بربست . شيخ حر عاملى مى فرمايد:او عالمى ماهر محققى دقيق متبحر جامع اديب نويسنده و شاعرى بلند مرتبه و والا منزلت و بسيار موثق بود. مرحوم مدرس تبريزى مى نويسد:ازاكابر و ثقات علماى طرازاول اماميه و عالمى است فقيه اصولى محدث رجالى حكيم متكلم محقق مدقق رياضى مفسر اديب متبحر منشى شاعر ماهر در تواريخ و سير وامثال نوادر و لغات مشكله باخبر. بالجمله حاوى فروع واصول جامع معقول و منقول .اين عالم بزرگوار در موضوعات مختلف اسلامى آثار بزرگ وارجمندى به جاى گذاشته است . ٢١

الفوائدالرجاليه: اين كتاب كه گاه با عنوان[ رجال سيد بحرالعلوم] شناخته مى شود كتابى است ارجمند و سرشاراز تحقيقات رجالى و شرح حال نگارى . دراين كتاب ابتداءرجال برخى از خاندانها شناسائى شده اند مثلا[ آل ابى رافع] يا بنوالحرالجعفى و پس از آن شناسائى رجال حديث و فقهاء و محدثين آغاز شده و درارتباط با برخى از آنان پژوهش بى ارجمند بحث پيش رفته است از جمله در شرح حال نجاشى و كتاب وى . در پايان كتاب . بخشى دارد با عنوان:[ الفوائد الرجاليه] با ٣٣ عنوان در مباحث مربوط به حديث شناسى كه شامل مباحثى است سودمند با تحقيقى شايسته .اين كتاب در چهار جلد با تصحيح و تحقيق و پانوشتهاى بسيار مفصل و سودمند علامه محقق رجالى توانمند مرحوم سيدصادق بحرالعلوم و سيد حسين بحرالعلوم بچاپ رسيده است

محققان مقدمه ارزشمندى پيرامون زندگانى آيه الله بحرالعلوم نگاشته اند كه شامل : ويئگيهاى اخلاقى علمى عرفانى موقعيت اجتماعى مناظرات علمى استادان شاگردان نشستهاى ادبى آن مرحوم . و نيز گزارشى اجمالى از خاندان بحرالعلوم و شخصيتهاى علمى آن و شرح اجمالى از رجال اين خاندان مى گردد. پانوشتها واين مقدمه طولانى و سودمند برارج عظمت كتاب افزوده و آن را پربارتر نموده است مجلدات چهارگانه كتاب همراه است با فهرست اعلام منابع و فهرست مطالب متن و حواشى.

مولف آن فقيه بزرگوار نادره دهر مرحوم آيه الله بحرالعلوم است كه منابع شرح وى را پيشتر آورده ايم . ٢٢

رجال الخالقانى: محقق بزرگ فقيه توانمند درهم شكننده همينه دروغين اخباريان مرحوم وحيد بهبهانى تعليقاتى

بر[ منهج المقال] ميرزا محمداسترآبادى نگاشت و در سرآغاز آن مسائل و مطالبى مربوط به حديث شناسى را آورد با عنوان:[ الفوائدالخمس الرجاليه] و در آن نياز به دانش رجال شناسى واصطلاحات متداول در حديث شناسى و درايه امارات وثاقت راوى و تبيين اصطلاحات خودش در تعليقات را بحث و بررسى كرد. تعليقات وحيد بهبهانى بر[ رجال كبير]استرآبادى بويژه [فوائد پنجگانه] آن پس از وى بعنوان مرجع و منبعى براى پژوهش دراين زمينه تلقى شد.ازاين روى بر آن حواشى و تعليقات زيادى نگاشته شد ٢٣از ميان اين شرحها و حاشيه ها شرح محقق عاليقدر فقيه و رجالى پراطلاع شيخ على خاقانى نجفى ازاهميت ويژه اى برخورداراست . وى قبل از شروع در شرح و تفصيل متن[ الفوائد] ضمن ٦. عنوان مسائل و مباحث مهمى از قبيل عدالت اعتبار قانون رجالى اصحاب اجماع شناخت فرقه ها و نحله هاى منحرف را مطرح كرده و پيرامون آنها بگونه اى تحقيقى و مفصل بحث كرده است آنگاه شرح متن را شروع كرده است بگونه اى تحليلى با نقد و بررسى آراء علامه وحيد بهبهانى . و راستى به شايستگى از عهده بر آمده است .

كتاب[ رجال خاقانى] و در پايان آن متن[ الفوائد] با تحقيق و تعليق علامه سيدصادق بحرالعلوم و با مقدمه اى مفصل و سودمند پيرامون زندگانى و ثار مولف به قلم نوه مولف .اخيرا توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامى بطورافست چاپ و منتشر شده است .

مولف آن : فقيه محقق رجالى پژوهشگر شيخ على خاقانى نجفى حدود سال ١٢٥٥ در نجف بدنيا آمد. مقدمات علوم رااز پدر دانشمندش آموخت و براى تكميل تحصيلات خود در محضر درس شيخ انصارى ميرزاى شيرازى و ديگراستادان و محققان حوزه نجف حضور يافت . و با سختكوشى واستوارى درابعاد مختلف دانشهاى اسلامى به جايگاهى بلند رسيد.

مرحوم شيخ آقا بزرگ دراين باره مى فرمايند: وى از دانشمندان بزرگ و فقهاى جليل القدرى است كه در فقه اصول حديث رجال و ديگر علوم معقول و منقول جايگاهى رفيع و منزلتى بلند يافت .او به ورع تقوى زهد و روى گردانى از مظاهر دنيا شناخته مى شد و با تمام وجود متوجه خداوند بود... من مدتى طولانى در محضرش بودم و به خانه اش آمد و شد داشتم ...از سير و سلوك او شگفت زده مى شدم كه مردى بود در گفتار و كردار صريح در راه حق گوئى و حق گسترى - گر چه عليه خودش از سرزنش ملامتگران هراسى بدل راه نمى داد. ٢٤ شيخ آقا بزرگ درادامه گفتار وى را بسيار ستوده و درابعاد گوناگون او را مردى كارآمد و بزرگوار دانسته است . مرحوم خاقانى درابعاد مختلف

فرهنگ اسلامى آثارارجمندى به جاى نهاد و بالاخره عصر روز دوشنبه ٢٦ رجب سال ١٣٣٤ جهان را بدرود گفت . ٢٥

سماءالمقال فى تحقيق علم الرجال :[ سماءالمقال] در دو جلد نگارش يافته كه شامل مباحث مهم در[ علم الرجال] است . علامه كلباسى كه بگفته فرزندش اين اثر را در طول ٣٠ سال به رشته تحرير كشيده راستى را در تمامت مباحث ن سنگ تمام گذاشته است . وى دراين كتاب از[ اصول اربعه رجال و ديگر منابع رجالى كهن] به تفصيل و تحقيق سخن گفته و داوريهاى گوناگون پيرامون اصول رجالى را به دايره ريخته و با نقد و تحليل حق را بر كرسى نشانده است . آنگاه بحث را به مشتركات و مشتبهات شانده و با پژوهشى شايسته ابعاد بحث را كاويده و آنگاه بحث اصاحاب اجماع است واقسام حديث تعريف اصطلاحات رجالى و تحقيق پيرامون آنها. كتاب سماءالمقال از آثار كم مانند دانش رجال است . كه در دو جلد با مقدمه اى از فرزند مولف در شرح حال وى به سال ١٢٧٢ چاپ شده است .اين كتاب با محتوى عالى و تحقيقات ارزشمندى كه دارد شايسته چاپى نوين تحقيقى و زيباست كه اميداست انجام شود. در پايان اين معرفى گونه اجمالى بجاست سخن علامه صدر را درباره كتاب بياوريم وى در مقدمه اى كه بر آن نگاشته چنين فرموده است :

با ژرف انديشى و تعمق دراين كتاب براستى آن را در موضوع خود بى نظير و در ميان همگنانش يگانه يافتم . كتابى كه تحقيقاتش همانند ستاره گان درخشنده و ژرفنگريهايش چنان ماه تابان و بيانات بسنده آن همانند آفتاب نمايان و مشعشع است . بارى اين كتاب در ميان كتابهاى رجالى جايگاهى بلند دارد ٢٦

مولف آن : فقيه دانشمند رجالى محقق ميرزاابوالهدى كلباسى از شخصيت هاى برجسته و عالمان پراطلاع قرن چهاردهم هجرى است وى دراصفهان بدنيا آمد و در همانجا تحصيل را در محضر پر فيض پدر بزرگوارش آغاز كرد و پس از رحلت پدر با نجف هجرت نموده تحصيل راادمه داده واز محضر استادان و عالمان آن حوزه پر فيض بهره ور گرديده و در علم و عمل به جايگاه بلندى دست يافت .

در ميان علوم اسلامى به رجال اهميت ويژه اى قائل بود اين فن شريف را درس مى داد و در تمامت دوران تعليم و تدريس از تحقيق و ژرف كاوى پيرامون آن باز نايستاد. مرحوم صدر كه خودازاساتيد مسلم واز متخصصان كم ماننداين فن به شمار مى آيد در ضمن اجازه اى كه براى وى مرقوم داشته است نوشته اند:[...و هو من افضل علماءالدرايه و فقهاء الاحكام والهدايه]... . مرحوم

ابوالهدى در[ علم الحديث و علم الدرايه] و مسائل مربوط به اين دو فن آثار گرانقدرى بجاى نهاد و بالاخره در.٢٧ ربيع الثانى ١٣٥٦ رخت از جهان بربست . ٢٧

[علم الحديث] و[ درايه الحديث] در ميان مطبوعات فارسى برخى از نويسندگان و محققان در دانش حديث شناسى آثارى پديد آورده اند كه كتاب مذكوراز آن ميان داراى ارزش ويژه اى است . مولف اين دو كتاب را كه در چاپ جديد در يك مجلد تجليد شده است بعنوان متن درسى دانشگاه تدوين نموده و پس از آن با بازنگرى واضافات براى استفاده عموم منتشر كرده است . در[ علم الحديث] ازاهميت حديث تعريف[ علم الحديث] چگونگى تدوين حديث متون حديثى از شيعه و سنى انواع حديث و مولفات در زمينه آنها و ديگر مسائل مربوط به تحقيق و تتبع شايسته سخن گفته است . و در[ درايه الحديث] تاريخ تدوين[ درايه] تعريف آن و مسائل و موضوعات مربوط به دقت و براساس متون كهن بررسى و نقد و عرضه شده است بهرحال اين دو كتاب نيزاز مجموعه هاى بسيار سودمند و پربارى است كه در زبان فارسى جاى خالى چنين اثرى تحقيقى روان و سليسى را پر كرده است .

آنچه تا بدين جا آورديم، معرفى اجمالى از برخى از آثار محققان و عالمان و رجاليان شيعى در موضوع ياد شده بود، آثار ارزشمند ، تحقيقى ، و پر ثمر ديگرى در اين زمينه است كه ، ضيق مجال را ، از آوردن آنها خوددارى مىشود. و اينك در تتميم و تكميل اين كار به برخى از منابع (علم الحديث و دراية الحديث) اهل سنت اشاره مىكنيم بدان اميد كه مفيد افتد:

[ المحدث الفاصل بين الراوى والواعى] اين كتاب اولين مجموعه ايست كه در دانش درايه تدوين يافته است. [المحدث] با تبيى جايگاه حديث و روايان آن در فرهنگ اسلامى مى آغازد و با فضيلت دانش آموزى و حديث شناسى ادام همى يابد. و در فصلهاى ديگر ويژگيهاى دانشجو آداب دانش اندوزى شايستگيها و بايستگيهايش . و بالاخره مسائل مربوط به مصطلح الحديث آمده است . كتاب سرشاراست از آثار نبوى واقوال متفكران اسلامى .المحدث از آن رو كه دراين فن اولين اثراست داراى نواقص و كاستيهائى است كه پس از وى محدث بزرگ و محقق سختكوش و پراطلاع حاكم نيشابورى [ مهرفه علوم الحديث] را نگاشت و با ترتيبى نوين و افزودن اطلاعات و مباحثى ديگر كار را مهرمزى را به كمال نزديك ساخت .

بهرحال اين كتاب براى اولين بار به سال .١٣٩١ براساس چهار نسخه بوسيله محمد عجاج خطيب تصحيح شده و باافزايش پانوشتهاى سودمند و پر فايده اى منتشر شده است .

محقق كتاب در ضمن مقدمه مفصل و تحقيقى خود پيرامون مولف عصر وى استادان و آثاراو كتاب و جايگاه آن دراين فن سخن گفته و در پانوشتها به شرح حال استادان رامهرمزى پرداخته واحاديث را به منابع ارجاع داده و تاثير كتاب را بر مولفان بعدى نشان داده است . افزون براينها لغات اصطلاحات را شرح كرده و موارداختلاف را بدقت نشان داده است . و در نهايت كتاب را با فهرست منابع مراجع نامهاى استادان مولف اعلام احاديث اشعار امثال و ... به پايان برده است . محقق اين كتاب در تحقيق تعليق و عرضه شايسته كتاب رنج گرائى را متحمل شده است و كوشيده تا كتابى منقح و پرثمر عرضه كند.او با پانوشتها و تلاشهاى خودارزش كتاب را دو چندان نموده است . بجا و شايسته است كه كسانى كه دست به تحقيق كتابى مى زنندازاين نمونه هاى عالى درس بگيرند و آثار گرانسنگ عالمان سلف را كه محصول يك عمر تلاش آن بزرگواران است تباه نسازند. بگذريم ... كه اين رشته سر دراز دارد.

مولف آن : قاضى ابومحمد حسن بن عبدالرحمان بن خلاد رامهرمزى محدث شاعر و نويسنده اى پرتوان و نيك نگار بوده است .ابى نديم او را به حسن تاليف و زيبائى تصنيف ستوده است . وى براى فرا گرفتن دانش و جمع آورى حديث محضر بيش از دويست تن از محدثان و مشايخ را درك نموده واز آنها حديث فرا گرفت . رامهرمزى مردى پركار و در نگارش توانمند بوده است آثار مختلفى از خود بجاى نهاده كه گويا بجز كتاب:[ المحدث]... كتاب ديگرى از وى نشر نيافته است . مرحوم سيد محسن امين در كتاب گرانقدراعيان الشيعه شرح حال تفصيلى وى را آورده واز برخى آثار و روابط وى شيعه بودن او را استظهار كرده است . رامهرمزى به سال .٣٦٠ جهان را بدرود گفت . ٢٨

[ الكفايه فى علم الروايه] پس از رامهرمزى و حاكم نيشابورى خطيب بغدادى وارد ميدان نگارش در دانش درايه و حديث شناسى شد و با تاليف[ الكفايه] و[ الجامع] اين دانش را به كمال رساند. مولفان و محققان پس از وى ازاى ندواثر بهره برده و تحقيقات و تاليفاتشان را بر پايه كتابها و پژوهشهاى وى استوار ساخته اند. خطيب بغدادى در اين كتاب از جايگاه سنت در فرهنگ اسلامى تقسيم خبر و حديث اصطلاحات محدثان در

احاديث آغاز كرده و باابحاث گوناگون مربوط به اين فن بحث راادامه داده است . او در[ الكفايه] از قوانين اين علم و در[ الجامع] از آداب راوى سامع و مسائل مربوط به آن آنسان گسترده و تحقيقى بحث كرده كه عالمى پر اطلاع چون ابن جحر سخن ابن نقطه را تصديق كرد كه گفته بود:[ حدثان بعداز خطيب بر سر خوان دانش و كتابهاى خطيب نشسته اند].

الجامع گويا هنوز بچاپ نرسيده است اما[ الكفايه] ابتداء در حيدرآباد به سال ١٣٥٧ هجرى با تصحيح و تحقيق چاپ شده است با موخره اى در شرح حال آثار و مشايخ خطيب بغدادى و پس از آن در مصر با مقدمه اى پيرامون سنت لزوم عمل به آن مسائل ديگر و نيز شرح حال مولف با مراجعه و تحقيق دو تن از محققان مصرى . ولى بااندك تحقيق معلوم مى شود كه چاپ مصر بجز همين مقدمه و تجديد چاپ جيز شايسته اى افزون بر چاپ حيدرآباد ندارد.

مولف آن :احمد بن على معروف به[ خطيب بغدادى] محدث مورخ اديب حافظ فقيه واز نويسندگان و پژوهشگران پركار و سختكوش فرهنگ اسلامى است كه به سال ٣٩٢ از مادر بزاد و در سال ٤٦٣ رخت از جهان بر بست . مرحوم مدرس تبريزى مى نويسد:از مشاهير حفاظ و فقهاء مى باشد كه دراكثر علوم متداوله دستى توانا داشت در فقه و حديث و نحو و لغت و مانند آن تاليفات منيفه بسيارى دارد كه زياده بر شصت بوده بلكه بنوشته بعضى در حدود صد كتاب مى باشد .

ابن خلكان مى گويد: خطيب از دانشمندان متبحراست كه اگر بجز[ تاريخ بغداد] كه نشانگراطلاعات عظيم اوست كتابى نمى داشت درارائه عظمت وى بسنده بود ٢٩ او نزدى به صد كتاب دارد و شايستگى و برترى وى مشهورتراز آن است كه به وصف آيد. خطيب بغدادى درابعاد مختلف فرهنگى اسلامى دست به تاليف زده است و در حديث شناسى موضوعى نيست كه در آن كتابى نپرداخته باشد ٣٠ .

[تدريب الراوى فى شرح تقريب النواوى ]: نووى كتاب[ علوم الحديث] ابن صلاح را مختصر كرد و[ التقريب والتيسير لمعرفه سنن البشير النذير] ناميد. پس از وى سيوطى براين مختصر شرحى مفصل روان و پربار نگاشت و[ تدريب الراوى فى شرح تقريب النواوى] نام نهاد. سيوطى در هر موضوعى كه نووى بدان اشاره اى دارد به تفصيل سخن گفته و كتاب راازاطلاعات سودمند و مطالب مفيد آكنده واثرى شايان توجه و ارزشمند عرضه كرده است .

در ضمن فصول كتاب از نگارندگان

علم الحديث درايه صحاح سته و مولفان مسندنگارى واولين مسند سخن به ميان آمده است . سيوطى در بسيارى از موضوعات ضمن تبيين و تشريح موضوع آثار نوشته شده در آن را معرفى مى كند مثلا فصل .٥٢ در شناخت القاب محدفثين و روايان و نوشته ها دراين زمينه و ... سيوطى در مباحث مختلف كتاب به نقل اقوال و بررسى آراء پرداخته وازاين رهگذر كتاب جامعى ساخته است.[ تدريب الراوى] در دو جلد به سال .١٣٩٢ به تحقيق تصحيح و تعليق عبدالوهاب عبداللطيف انتشار يافته است . محقق در ضمن مقدمه مفصل و سودمند خود سير تدوين و تاليف پيرامون درايه و گزارشى از آثار علمى دراين زمينه را مطرح ساخته و پس از آن به شرح حال سيوطى پرداخته و جنبه هاى مختلف علمى او را تحليل كرده و به برخى از خرده گيران آثار سيوطى به تفصيل پاسخ گفته است . و بالاخره گزارشى است از آثار سيوطى و شرح حالى نووى و معرفى نسخه ها.

در پانوشتها برخى ازاصطلاحات مبهم را توضيح داده اسماء والقاب را به دقت ضبط كرده و برخى از رجال را به اجمال معرفى كرده است . چاپ [تدريب الراوى] منفح تعليقات و مطالب افزوده شده محقق شايان توجه و قابل تقديراست .

منابع شرح حال مولف[ تدريب الراوى] سيوطى را پيشتر آورده ايم ٣١ .

[قواعدالتحديث من فنون مصطلح الحديث ]: اين كتاب يكى از آثار پر ارج و سودمند[ فن درايه] است . مولف كتاب را با بيان اهميت حديث و نشر آن آغاز كرده و پس از آن به معناى حديث پرداخته و سپس علم الحديث درايه الحديث موضوع واهداف اينها را بحث كرده است وى ضمن يك بحث عميق و مفصل به جريان وضع تحريف و جعل پرداخته كه بحثى است پر ماده و ژرف با نمونه هائى از روايات جعلى باب پنجم جرح و تعديل است و پس از آن اسناد حديث و چگونگى آن . سپس مولف بحثى در اجازه تاريخ وانواع آن و بالاخره چگونگى نقل روايت و آداب نقل حديث و نگارش و درباب نهم كتابهاى حديثى طبقات آن و بحثهاى مفيد و سودمند ديگرى را طرح كرده است .

اين كتاب همراه دو مقدمه چاپ شده است : ١از رشيد رضا در نقد و تحليل كاب . ٢از ظافرالقاسمى فرزند مولف . پيرامون شرح حال مولف بااشاره اى ازانديشه ها وافكار وى تحليلى ازاوضاع اجتماعى و سياسى زمان او

مولف آن : سيد محمد جمال الدين قاسمى دمشقى متفكر واديب اسلامى وى در دمشق از مادر بزاد و در همانجا رشد كرد و دانش آموخت و با تلاش و كوشش به مقام

شايسته اى دست يافت . وى در موضوعات مختلف اسلامى داراى آگاهيهاى شايسته و لازمى بود و آثار مفيد و سودمندى از خود بجاى نهاد.

[علوم الحديث و مصطلحه]: صبحى صالح اين كتاب در ميان آثار متاخران ازاهل سنت از يكسواز جهت پژوهش و تحقيق اثرى ممتاز و قابل توجه است واز سوى ديگر برخى از ننگ نظريها و خفه ذهنيهاى بعضى از مولفان معاصر را ندارد. صبحى صالح در فصل اول به تفصيل پيرامون تاريخ حديث بحث كرده است .از جمله حديث و سنت و فرق بين اين دو خبر واثر و تبيين معانى آنها حديث قدسى و ... پس از آن مباحثى پيرامون تدوين حديث و سنت دير پاى جستجو براى فرا گرفتن حديث نقش و آثار آن چگونگى فراگيرى حديث و مراتب آن علم الحديث [روايه و درايه] . معرفى شاخه هاى علم الحديث . كتابها حديثى و مراتب و ويژگيهاى آنها شروط راوى اقسام حديث و جايگاه حديث در تشريع لغت ادبيات و ... نويسنده پژوهشگر و محقق كتاب براى سامان بخشيدن به اين كتاب از كهنترين آثار بهره گرفته امااز تحقيقات و پژوهشهاى معاصران نيز غافل نمانده است . كتاب وى آكنده است از آگاهيهاى سودمند مطالب مفيد و تحليلهاى راهگشا وارزشمند.

اين كتاب كه شامل دو شاخه[ علم الحديث] و[ مصطلح الحديث] مى باشد در هر دو موضوع به گستردگى و شايستگى بحث نموده است .

*****
آنچه تا به اينجا نگارش يافت تنهاارائه بخشى از خدمات گرانسنگ و قابل توجه محققان و پژوهشگران فرهنگ اسلامى است . سلف صالح ما در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى براساس نيازهاى زمان آثار پر بار و ارزشمندى عرضه كرده اند. واينك مسئوليت مشعلدارى و پاسدارى از ارزشها به دوش نسل هوشمند وانقلابى حوزه هاست كه با بهره ورى ازاين معارف در ياوار و آثار پرمايه و راهگشاى عالمان و محققان درابعاد مختلف علوم اسلامى دست به تحقيق و و پژوهش زده آثار همسوى با زمان و هماهنگ با نيازها عرضه كنند

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها:
١. چنانكه پيشتر آورديم عالمان و محدثان براى حراست از سلامت نقل در روايات و جلوگيرى از گسترش جعل و تحريف به ضبطاحوال راويان و گزارشگران احاديث پرداختند و براساس اين آگاهيها و شناختها روايات را تقسيم بندى نموده پيرامون آنهااظهار نظر كردند. عالمان متاخر براى تسهيل در شناسايى روايات نتيجه بررسيها و كاوشهاى عالمان [معرفه الرجال] را نسبت به افراد زنجيره سند و سلسله اسناد با اختصار بازگو نموده و بدينسان احاديث را نام گذارى كردند. مثلا حديثى را كه زنجيره اسناد آن همه امامى و عادل باشد صحيح ناميدند و ... كم كم دامنه تحقيقات پيرامون احاديث بگسترد و رشته هاى گوناگون در دامن اين تلاشها و ژرفكاويهاى سودمند و پرثمر پديد آمد.از جمله با نامگذارى احاذيث به اعتبارات گوناگون وافزايشبرخى مسائل ديگر مانند وظائف ناقل آداب نقل حديث شرايط راوى شاخه اى در حديث شناسى با عنوان[ مصطلح الحديث] پى نهاده شد. و با توجه به اين دقتها در [معرفه الرجال] وارزيابى متن روايات و بازشناسى سره از ناسره در آثار متونى پديد آمد با عنوان:[ الموضوعات] . دراين شاخه از حديث شناسى روايات از لحاظ سند و محتوى به دقت بررسى مى شوند و روايات مجعول موضوع و تحريف شده بازشناسى شده معرفى مى گردند. دراين زمينه از جمله بايداز[ الموضوعات] ابن جوزى و[ لالى المصنوعه] سيوطى نام برد. و در ميان آثار متاخران دو كتاب:[ الموضوعات الموضوعات فى الاثار والاخبار] هاشم معروف الحسنى [ اضواء على السنه المحمديه] [ شيخ المضيره ابوهريره] محمودابوريه و[ الاخبار الدخيله] علامه شوشترى شايان تقدير و قابل توجه است . و در همين راستا آثار ديگرى پديد آمد با عناوين[ متفردات] [ قرب الاسناد] [سلسلات] و ... (رك : درايه الحديث ١٥).

٢ در تعريف درايه گفته اند:[ هو علم يبحث عن سندالحديث و متنه و كيفيه تحمله و آداب نقله] . درايه علمى است كه از سند حديث و متن آن و چگونگى فرا گرفتن و آداب نقل حديث گفتگو مى كند. ( الوجيز/٠١/ ضياءالدرايه .١٣. شرح البدايه ٤٥).

همانگونه كه پيشتر آورديم ازاين شاخه از حديث شناسى گاهى به [مصطلح الحديث] تعبير مى شود. دقت در مباحث كتابهائى كه پيرامون اين بحث نگاشته شده است نشان مى دهد كه اين نامگذارى مناسب تراست چرا كه[ درايه] بمعنى فهم دقيق متن گفتاراست و نه چگونگى نقل آن . بهرحال قبل از گزارش چگونگى تدوين و سيراين بحث بيانى علامه عاليقدر شيخ آقا بزرگ تهرانى مى آوريم كه به شايستگى موضوع اين بحث را روشن نموده است وى در تعريف داريه چنين مى گويد:

درايه علمى است كه درارتباط بااحوال

و عوارض سند حديث گفتگو مى كندلا سند يعنى طريقى كه به متن حديث مى رسد كه اى نطريق از عده اى اشخاص تركيب يافته كه بطور مرتب هر يك متن حديث رااز كسى كه شنيده است براى كسى كه مستمع اوست نقل مى كند. سپس اين شنونده باز براى شنوده ديگر نقل مى كند تا بدينگونه و بااين شيوه نقل متن حديث به ما مى رسد. واين سند را كه از گروهى ناقل تركيب يافته است حالات مختلفى عارض مى شود كه در معتبر و نامعتبر بودن آن موثر است وازاين روى سندانواع واقسامى پيدا مى كند همانند:[ متصل] [منقطع] [ مسند] [ مرسل] [ معننعن] [ مسلسل] [ عالى] [ قريب] [صحيح] [ حسن] موثق] [ ضعيف] و ديگراقسام كه در معتبر و نامعتبر بودن سند دخالت دارند.

بدين سان علم[ درايه الحديث] متكفل بحث ازاين عوارض واحوال سنداست .اما گفتگوازاحوال شخصى عارض براجزاء سند يعنى اشخاصى كه بگونه زنجيره اى درسلسله نقل قرار مى گيرند كه از آنها به روات تعبير مى شود و بيان ويژگيهاى هر يك از مدح و قدح و غير آن مسائلى كه درقبول يا رد فرد تاثير دارد موكول به علم[ رجال الحديث] است و آن فن ديگرى است اگر چه هر دو فن[ درايه و رجال] دراين جهت اشتراك دارند كه موضوعشان يكى است يعنى سند حديث . نهايت جهت بحث در هر يك بدانگونه ه دانستى فرق مى كند. در علم درايه بحث ازاحوال سند و در علم رجال ازاحوال اجزاء واعضايى است كه سنداز آنها تركيب مى شود (راويان ). و بالاخره فن سومى هست غيرازاين دو فن و آن فن [فقه الحديث] است كه موضوع آن با موضوع اين دو فن تفاوت دارد چرا كه موضوع[ فقه الحديث] متن حديث است بخصوص زيرا در فقه الحديث به شرح لغات حديث مى پردازند و حالات وانواع و متن را بيان مى كنند مانند[ نص] [ ظاهر] [ عام] [ خاص] [ مطلق] [ مقيد] [ مجمل] [ مبين] [معارض] [ غيرمعارض] . و علماى شيعه را در هر يك ازاين فنون تاليفات بى شماراست: الذريعه ج ٨.٤٣. يادنامه علامه امينى .١٠٣اين بيان جامع و مفصل علامه طهرانى را آورديم تا معلوم شود كه[ علم درايه] بخشى از مباحث مربوط به[ احوال حديث و خبر]است . و سخن مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى تمام نيست ازاين رو پس از معرفى كتابهاى ياد شده در متن مقاله به معرفى آثار خواهيم پرداخت درابعاد مختلف حديث شناسى . بعد علامه تهرانى قسمتى از نوشته هاى[ درايه] را مى شمارند. و يادآورى مى كنند كه آثار و نوشته هاى پيرامون[ رجال الحديث] را در ذيل [رجال] نقل كرده اند و[ فقه الحديث] را در[ شرح الحديث] ياد خواهند كرد.

بارى [ فقه الحديث] يعنى كاوش در متن حديث و بررسى مفهوم و معناى روايات نيز شعبه ها و شاخه هاى زيادى يافت . و كتابهاى بسيارى با توجه به[ موضوعات و مفاهيم] احاديث سامان يافت و شرح ها و تعليق ها و تفسيرهاى بسيارى بر روايات نگاشته شد:

( الذريعه ج ١٣.١٨٦).

دراينجا سزامنداست از يكى از شاخه هاى آن يعنى[ غريب الحديث] يا كنيم كه شرح و تفسير مشكلات و دسواريهاى لفظى و معنوى احاديثرا به عهده دارد. دراين فن عالمان بزرگى به تلاش و تحقيق پرداخته و آثار گرانسنگى پى نهاده اند.اولين كسى كه در[ غريب الحديث] كتاب نگاشت اوعبيده معمر بن مثنى تيمى (م .٢١٠) بوده است . و پس از آن عالمان بسيارى دراين فن كتاب نگاشتند تا بالاخره زمخشرى كتاب[ الفائق] را نوشت و پس از آن ابن اثير[ النهايه] را نگاشت . كه جامع ترين اين آثاراست . (كشف الظنون ج ٢.١٢٠٣.النهايه ج /٠٣/١ علم الحديث .١٥٠).

و در ميان آثار شيعه بايداز كتاب عظيم[ مجمع البحرين] نام برد كه بجز بحث و بررسى مشكلات لغات احاديث نبوى به روايات اهل بيت ( ع ) نيز پرداخته است گر چه[ مجمع] را متخصصان فن دراتقان و دقت در حد [نهايه] نمى دانند. بجزاين آثار ويژه احاديث بسيارى از فرهنگ نويسان نيز در ضمن بحثهاى لغوى خود به توضيح و تشريح لغات روايات پرداختند مثلا اين منظور در[ لسان العرب] و زبيدى در[ تاج العروس] محقق پركار و سختكوش آقاى شيخ عزيزالله عطارى اينگونه بحثهاى تاج العروس رااستخراج كرده و در ٤ جلد در حيدرآباد هند چاپ كرده كه اميداست هر چه زودتر به دست مشتاقان آشنايى با فرهنگ اسلامى برسد. و در ميان عالمان متاخر بايداز علامه سيد عبدالله شبر نام برد كه[ مصابيح الانوار فى حل مشكلات الاخبار] را نگاشت . وى دراين كتاب احاديث مشكل را در آغاز به طور مسند نقل مى كند و آنگاه ازابعاد مختلف پيرامون آن به بحث و بررسى مى پردازد و معنا و مفهوم حديث را روشن مى سازد.اين كتاب در دو جلد با تحقيق و تعليق سيد على شبر منتشر شده است .

٣. ( الذريعه ج ٨.٥٤ دائره المعارف القران العشرين ج ٣.٣٦٢ درايه الحديث .١٧).

درارتباط با آغازگر تدوين[ درايه] اختلاف است . سيوطى[ ابن الصلاح] را آغازگراين فن دانسته است . و مرحوم سيد حسن صدر حاكم نيشابورى را (تاسيس الشيعه .٢٩٤). فريد وجدى مى گويد:اولين كسى كه دراين فن كتاب نوشت ابو محمد رامهرمزى است (دائره المعارف القرن العشرين ج ٣.٣٦٢ تدريب الراوى ج ١.٥٢) كه كتابى ساخته است با عنوان : ( المحدث الفاصل بين الراوى والواعى ). سخن فريد وجدى درست مى نمايد زيرا وى به سال ٣٦٠ در گذشته و حاكم در سال .٤٠٣ وفات يافته است . كتاب رامهرمزى تمامى مباحث لازم دراين فن را در بر نمى گيرد.ازاين روى پس از وى محمد بن عبدالله حاكم نيشابورى كتاب مفصل وارزشمند: [معرفه علوم الحديث] را نوشته و مطالب مفيد وارجدارى را به بحث و بررسى گذاشته است .اين كتاب به سال ١٣٨٥ با تصحيح و تعليق سيد معظم حسين در حيدرباد چاپ و منتشر شده است : مولف آن محمد بن عبدالله معروف به[ حاكم نيشابورى] فقيه محدث قاضى و متفكر بزرگ اسلامى است كه به سال .٣٢١ در شهر

نيشابوراز مادر بزاد و در سال .٤٠٥ رخت از جهان بربست .

وى عالمى پركار محدثى پراطلاع و مولفى سختكوش و توانمند بود. مرحوم سيد محسن امين مى گويد:[ وى عالمى است كه شايسته است امت اسلامى به وجودش افتخار كند]. مرحوم مدرس تبريزى مى نويسد:[ فقيه قاضى محديث حافظ كثيرالمشايخ از اكابر فقهاء و محدثين نيشابور مى باشد كه در عصر خودامام اهل حديث و جلالت او مسلم اكابر وقت بود و حق فضل و حرمت او را رعايت مى كردند. شماره مشايخ او كه ازايشان استماع حديث كرده در حدود دو هزار نفرند]. آثار حاكم در نوع خود كم مانند و تحقيقات پس از وى هماره منبع و مرجع پژوهشگران و محققان بوده است .او[ مستدرك (صحيحين) ] را نوشت و احاديث فضيلت على[ ع] را در آن نگاشت . درباره مذهب وى سخن بسيار است و گويا شيعى بودن او براى پژوهشگرانى چون علامه صدر شيخ آقا بزرگ تهرانى سيد محسن امين مسلم بوده است . رك:[ وفيات الاعيان ج ٤.٢٨٠ تاريخ بغداد ج ٥.٤٧٣ المنتظم ج ٧.٢٧٤ تذكره الحفاظ.١٠٣٩ شذرات الذهب ج ٣.١٧٦ روضات الجنات ج ٩.٣٩١ معجم مولفى الشيعه .٤٢٨ الاعلام ج ٦.٢٢٧ تاسيس الشيعه .٢٩٤ معجم المولفين ج]...٢٣٨.١٠ .

٤. شهيد ثانى درابتدا جزوه كوچكى نگاشت با عنوان:[ البدايه فى علم الدرايه فى علم الدرايه] و بعد خود به شرح آن همت گماشت . بدايه همراه شرح بارها چاپ شده است از جمله در تهران به سال .١٣١٠ و در نجف به سال ١٣٧٩. واخيرا متن[ بدايه] با نام[ [ الداريه] از سوى [مجمع علمى اسلامى] با چاپى منقح و زيبا منتشر شده است . و قسمتى از شرح آن با تحقيق و تعليق عبدالحسين محمد على بقال منتشر شده است و بقيه در دست تحقيق وانتشاراست .

برخى بدايه شهيدرااولين اثر مدون شيعه دراين فن دانسته اند اما اگر تشيع حاكم پذيرفته شود - كه گويا پذيرفتنى هم هست شهيد اولين مولف دراين زمينه نخواهد بود.

٥. بزرگوار عالم جليل القدر شيخ زين الدين عالمى معروف به [شهيدثانى] يكى از چهره هاى درخشان و قله هاى افراشته فرهنگ اسلامى و از مرزبانان بزرگ حماسه جاويد و خونين تشيع است كه در سيزدهم رجب .٩١١ بدنيا آمد. در آغاز نزد پدر و سپس در محضر عالمان بزرگى همچون شيخ على ميسى سيدحسن كركى شيخ احمد بن جابر ملا محمد استرآبادى شيخ ناصرالدين طلاوى شافعى و ... دانش آموخت . ( الدرالمنثور ج ٢ ١٦٢). شهيد براى دانش اندوزى و گسترش آگاهيهايش شهرها و آباديها را در هم نور ديد و با بهره ورى از عالمان بزرگ به ستيغ معرفت و آگاهى رسيد. آثار وى درابعاد گونه گون علوم اسلامى نشانگر جامعيت ژرف انديشى و بلند نظرى وى است .اثر جاودان و گرانقدر[ شرح لمعه] وى چشمه سار زلال و هميشه جارى و پاينده اى را ماننده است كه در طول سالهاى جستجوگران دانش و عاشقان علوم اهل بيت را سيراب ساخته و مى سازد. كتاب تعليمى و

گرانسنگ وى[ منيه المريد] از عاليترين عميق ترين وارزشمندترين است كه ازانفاس قدسى وى سرچشمه گرفته و هزاران هزار پوينده سلوك علمى را راهنمائى كرده است . براستى سخن از وى دراين مجال بهيچ روى ممكن نيست .ازاين روى به شمارى از منابع شرح حال وى اشاره مى كنيم به اميد آنكه طالبان علم در دانش اندوزى بلند نظرى تهذيب نفس والااين رهروان رفتند: ( الدرالمنثور ج ٢.١٤٩. رساله ابن عودى نقدالرجال .١٤٥. رياض العلماء ج ٢.٣٩٥.امل الامل ج ١.٨٥. شهداءالفضيله .١٣٢ سفينه البحار ج ١.٧٢٣. روضات الجنات ج ٣.٣٥٢.

الكنى والالقاب ج ٢.٣٤٤.اعيان الشيعه ج ٧.١٤٣.الاعلام ج ٣.٦٤. نجوم السماء.٥٣. ريحانه الادب ج ٣.٢٨٠.

اللعه الدمشقيه ج ١.١٤٩. مستدرك الوسائل ج ٣.٤٢٥. مفاخراسلام ج ٤.٤٥٤. معجم مولفى الشيعه .٢٧٥.

٦. در سال شهادت شهيد ثانى در منابع شرح حال وى اختلافى به چشم مى خورد اما با تدبر و تحقيق گويا سال ٩٦٥ درست باشد.

٧.[وجيزه ] :رساله اى است كوتاه پر محتوى و خوش تنظيم در علم درايه كه به عنوان مقدمه اى بر[ حبل المتين] نگاشته شده است . شيخ بهايى دراين رساله بحثهاى مهم اين فن را در نهايت اختصار با نثرى روان واستوار به بحث كشيده است . و جيزه بارها در تهران چاپ شده است واخيرا با خطى زيبا و مقدمه اى از آقاى معرفت انتشار يافته است .اين اثر شيخ همانند آثار ديگر وى هميشه مورد توجه بوده و عالمان بسيارى بر آن شرح نگاشته اند. ( الذريعه ج ١٤.١٦٨ ج ٨.١٠١) مرحوم علامه سيد حسن صدر نيز شرحى عظيم بر آن نوشته و مباحث اين فن را بگستردگى وارسى كرده با عنوان:[ نهايه الدرايه] .اين اثر در هند چاپ شده است چاپى مشوش پر غلط و ناهنجار. (تاسيس الشيعه مقدمه .١٧). بجاست صاحب همتى با فراهم آوردن نسخ خطى آن به طبع و نشر آن همت گمارد. محدث بزگوار مرحوم شيخ عباس قمى نيز بر آن شرحى نگاشته اند كه بوسيله يكى از فضلا تحقيق و تصحيح شده و در دست چاپ است (نور علم شماره ١٤.١٢٠).

٧. منابع شرح حال وى را پيشتر نگاشته ايم مجله حوزه : شماره ٧.٢٠.

٨.[رواشح السماويه] . مرحوم ميرداماداين مجموعه را بعنوان مقدمه اى بر شرح كافى نگاشته است .او پس از شرح خطبه[ كافى] در ضمن .٣٩ فصل كه هر كدام را[ راشحه] ناميده مباحث مهم[ علم درايه] را بحث كرده و آخرين فصل را به برخى از مسائل اصولى اختصاص داده است . اين مقدمه بعنوان كتاب مستقلى چاپ شده است با عنوان ياد شده . رواشح به سال .١٣١١ در طهران چاپ سنگى شده است ( الذريعه ج ١١.٢٥٧) و پس از آن بارها بطورافست منتشر شده است رواشح اثرى است پر مايه سودمند و قابل استفاده كه اميداست با چاپى منقح و تحقيق و تصحيح شده و منتشر شدو و مورداستفاده اهل تحقيق قرار گيرد.

٩. مير برهان الدين محمد باقر داماد متخلص به[ اشراق] و ملقب به [معلم ثالث] از فيلسوفان و

محققان و محدثان بزرگ دوره صفويه است . ما پيشتر منابع شرح حالى وى را بااشاره اى گذرا به شخصيت علمى فلسفى اخلاقى آن بزرگمرد آورده ايم شماره ١١.٧٠.

١٠.ابن حجر ابتداء كتاب[ نخبه الفكر فى مصطلح اهل الاثر] را نگاشت كه كتابى است جامع و مفيد. و آنگاه خود به شرح آن همت گماشت و شرح را[ نزهه النظر فى توضيح نخبه الفكر] ناميد.

١١. منابع شرح حال ابن حجر را پيشتر نگاشته ايم شماره ١١.٧٨.

١٢.اثرارجمند[ ابن حجر] در درايه مورد توجه و عنايت عالمان پس از وى قرار گرفت و بسيارى بر آن شرح نوشته و يا حاشيه زدند براى آگاهى ازاين شروح رك : كشف الظنون ج[ .١٩٣٦.٢ درايه الحديث] . بيست . [تدريب الراوى] . ج /٠٨/١

١٣.[كشف الظنون] ج[ .١٩٣٧.٢ درايه الحديث] .بيست و يك .

١٤.[ الفيه] مجموعه هزار بيت شعراست شامل مهمترين مباحث[ علم داريه] . مرحوم احمد محمد شاكر متن الفيه را تصحيح كرده و با شرحى مفصل و سودمند به چاپ رسانده است . به جزاين شرح الفيه شرحهاى ديگرى نيز دارداز جمله شرحى كه در متن مقاله آمده است .

١٥.منابع شرح حال[ سيوطى] را پيشتر آورده ايم شماره ٢٢/٠٧

١٦.عراقى[ الفيه] را به انگيزه تلخيص كتاب معروف[ ابن صلاح] به نظم در آورد وپس از فراغت از نظم آن خود به شرح و تفصيل آن همت گماشت و آن را[ فتح المغيث] ناميد. كتاب عراقى شرحهاى ديگرى هم دارد كه برخى از آنها را حاجى خليفه ياد كرده است (كشف الظنون ج ١.١٥٦). .

١٧. محدث فقيه اديب و دانشمند پراطلاع زين الدين عبدالرحيم ابن الحسين عراقى از محققان و مولفان قرن هشتم هجرى است . وى براى گسترش آگاهى و بهره ورى از محضر عالمان واستادان به دمشق حلب حجاز واسكندريه مسافرت كرد و در تمامى اين مسافرتهاازاندوختن و تعليم يافتن باز نايستاد تا به جايگاه بلندى در فرهنگ اسلامى دست يافت . وى درابعاد مختلف فرهنگ اسلامى آثار و تاليفات گرانبهائى بر جاى نهاد. و بالاخره به دوم شعبان سال ٨٠٦ جهان را بدرود گفت .

براى آگاهى بيشتر رك : ذيل (تذكره الحفاظ] .٢٣٩٢٢١ [ شذرات الذهب] ج ٧.٥٥ [ حسن المحاضره] ج ١.٢٠٤ [ ايضاح المكنون] ج ٢.٤٤٢ [ هديه العارفين] ج ١.٥٦٢ [ معجم المولفين] ج ٥.٢٠٤الاعلام ج ٣.٣٤٤.

١٨.الذريعه ج /٠٧/٢٣

١٩. مجله حوزه شماره ١٠.٣٠.

٢٠. رياض العلماء ج ٢.١١٥.

٢١. براى آگاهى بيشتر رك:[ امل الامل] ج[ .٧٤.١ رياض العلماء] ج[ .١٠٨.٢ ريحانه الادب] ج ٤.١٢٦ [ لولوه البحرين[ /٠٦/[ روضات الجنات] ج[ .٣٣٨.٢ اعيان الشيعه] ج[ .٥٦.٦ مستدرك الوسائل] ج ٣.٣٩٥. [ ايضاح المكنون] ج[ .٣٤٦.١ تنقيح المقال] ج[ .٣٣٢.١ معجم المولفين] ج ٤.١٧. معجم مولفى الشيعه .٢٧٥.

٢٢. حوزه شماره ١٠.٣١.

٢٣.الذريعه ج ١٦.٣٩ ج ١٣.٣٨٧.

٢٤. نقباءالبشر ج ٤.١٤٠٦.

٢٥. براى آگاهى بيشتر رك : نقباءالبشر ج ٤.١٤٠٥ معارف الرجال ج ٢.١٢٥ مقدمه رحال خاقانى .

٢٦. تقريظ آيه الله صدر سماءالمقال ج ١.

٢٧. براى آگاهى بيشتر رك: مقدمه سماءالمقال البدرالتمام .٤٥. ريحانه الادب ج ٥.٢٨٩. نقباءالبشر ج ١.٨١. مصفى المقال .٣٩.

٢٨. براى آگاهى بيشتر رك:[ تذكره الحفاظ] ج[ .١١٣.٣ يتيمه الدهر] ج[ .٤٢٣.٣ معجم الادباء] ج ٩.١٧. فهرست ابن نديم[ .١٧٢. شذرات الذهب] ج ٣.٣٠ اعيان الشيعه ج ٥.١٢٩. مقدمه[ المحدث الفاضل] .

٢٩. وفيات الاعيان ج ١.٩٢.

٣٠. براى آگاهى بيشتر رك:[ وفيات الاعيان] ج[ .٩٢.١ معجم الادباء] ج ٤.١٣. تذكره الحفاظ ج[ .١١٣٥.٤ شذرات الذهب] ج ٣.٣١١. [ريحانه الادب] ج[ .١٤٤.٢ طبقات الشافعيه] ج[ /١٢/٣ الاعلام] ج ١.١٧٢. [روضات الجنات] ج[ .٢٨.٤ معجم المولفين] ج ٢.٣ ج ١٣.٣٦٤.

٣١. حوزه شماره ٧.٢٢.

٣٢. معجم المولفين ج ٣.١٥٧ ج ١١.٢٢٠.الاعلام ج ٢.١٣٥. مقدمه [قواعدالتحديث] [ معجم المطبوعات] .١٤٨٣.

امام خمينى
آنهايى كه مىنشينند و هى صحبت مىكنند كه بياييد چه بكنيد اينها از اسلام بى اطلاع هستند و نمىدانند قضيه اسلام چيست ؟ در احوال پيامبر و ائمه مسلمين مطالعه كنيد مىبينيد كه تمام عمر پيغمبر صرف مجاهدت شد.

٥ \ ١ \ ٦٥