نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - آفات علم
... به يارى خدا درسه قسمت گذشته از (آفات علم) به [غرور] (كبر) و[حسد] پرداختيم .(فصلهاى تلخ و رنج آورى بود...)
چه مى توانستيم كرد؟ جز نشان دادن پرتگاههاى سر راه و لغزشهاى مسير و بيمارى هاى جان ودل .
اينك در پيگيرى همان آفت شناسى به معقوله اى ديگر مى پردازيم .
كه متاسفانه هم رواج دارد هم قديمى است هم خطرناك و هم تباه كننده دنيا و آخرت .الا... و هوالعلم بلاعمل !
اين فصل نيز تلخ است همچون گذشته چون[ حق] است . مقاله نيست رنجنامه است !
آنكه چون پسته ديدمش : همه مغز پوست بر پوست بود همچو پياز پارسايان روى در مخلوق پشت بر قبله مى كنند نماز
(سعدى )
٤ علم بى عمل
آنكه درمان مى طلبد تلخى دارو را بايد تحمل كند.
آنكه در راه خودسازى است به شنيدن و تحمل كردن و پذيرفتن[ حق] نيازمنداست هر چند كه كام جانش را تلخ سازد كه ازاين تلخى ها بايد به شيرينى ها رسيد.
در پيگيرى[ آفات علم] به دره هولناك و وحشت انگيزى مى رسيم كه نامش آشناست و خودش نيز!
موضوع موضوعى است قديمى به قدمت وجود علم در دل دنياطلبان با سابقه اى به درازاى زمان .
تا آنجا كه[ علم بى عمل] در ضرب المثلهاى كهن ادبيات و فرهنگ ما هم وارد شده است و درباره اش مثل ها و تشبيه هاى فراوانى بيان كرده اند.
ولى درد درداست بايد درانديشه علاج بود.
اينك نگاهى تازه داريم به اين درد كهن گر چه اين بيمارى ديرينه و آفت قديمى هميشه[ نو]است واين مين ضد نفر هر لحظه در پيش پاى هر طالب علم و سالك طريقى قابل انفجاراست كه به هوا بفرستد يا به زمين بكوبد.
علم خاصيت درمانى واثر فروع بخشى و روشنگرى و راهنمائى داردچه آفتى بالاترازاينكه علم نه تنها چراغ راهمان و عصاى دستمان نگردد بلكه سنگ راه و بند و كمند دست و پا و گردنمان شود!
گرسنه سر بر گنج نهادن درداست .
سود نبردن ازامكانات ضايعه است .
بر لب دريا زيستن واز تشنگى هلاك شدن خسارت است .
نان درانباشتن واز گرسنگى تلف شدن حرمان است .
چه فرق مى كند؟ نداشته باشى يا داشته هايت به كار نيايد؟ نتيجه يكيست ! همچون كسى كه در داروخانه باشد ولى از درد به خود بپيچد.
مانند آنكه وصف و خواص دروها را بداند و بگويد و بنويسد ولى خود را مداوا نكند.
چون طبيبى كه طبابت آموخته و به معالجه ديگران هم پرداخته ولى خود از بيمارى ها رنج ببرد و علمش به كار نيايد.
يا گرسنه اى كه لذت غذاها را توصيف كند ولى آنرا نيابد.
راستى جزاين است ؟!
اگر چراغ علم خانه دل خود عالم را روشن نسازد ازاين سوختن چه سود؟ بيرون را روشن كردن و در ظلمت درونى به سر بردن خسران است .
اگر بر بام خانه اى چراغ برافروزى ولى درون خانه تاريك و وحشتناك باشد ازاين شغل افروزى چه فايده ؟
اگر فروغ علم فقط در محدوده زبان باشد ولى درون وحشت آور واگر بى عمل باشد چه نتيجه اى مى توان گرفت ؟! ٢
مگر يك بيمار با خواندن مكرر يك نسخه و حفظ كردن نام داروها و شناخت اجزاء تركيبى معجون هاى درمانى شفا مى يابد؟
از نسخه درمانى اگر يك ميليون نسخه هم تكثير و پخش كنى و به دست هزاران بيمار هم بدهى و هر شب هم آنرا بخوانند و بخوانى تا به آن عمل نشود درد درمان نشود! ٣
خسارت عظيم
آيا خسارت نيست كه براى ديگران بسوزى ولى وجود خودت سرد و يخ زده باشد؟اين سخن پيامبراسلام است كه :
[آنكه كى داند و عمل نمى كند مانند چراغى است كه به مردم نور مى دهد ولى خودش را مى سوزاند]. ٤
واين كلام علوى را شنيده اى كه :
[ العالم بلا عمل كالشجر بلاثمر] ٥
عالم بى عمل درخت بى ثمراست .
عيساى مسيح درباره عالمان بى عمل و زشتى اين خصلت فرموده است :
نابينا رااز گستردگى نور خورشيد چه سود؟
عالمى هم كه به دانسته خود عمل نكند عملش بى فايده است .
ثمره درخت چه بسياراست ولى هر ثمره سودمند و خوردنى نيست .
دانشمندان بسيارند ولى همه آنان از علم خويش بهره نمى گيرند.
زمين گسترده است ولى همه جايش قابل سكونت نيست .
گويندگان چه بسيارند ليكن همه حرفها راست نيست .
خود رااز عالمان دروغين نگهداريد آنانكه پشمينه پوش اند و سر به زير ولى از زيرابروهايشان در پى گناهانند همچون گرگ ها سخنشان مخالف عملشان است . مگراز بوته هاى خار و حنظل مى توان انگور وانجير چيد؟ ... ٦
به قول سعدى :
[ هر كه علم خواند و عمل نكرد بدان ماند كه گاو راند و تخم نيفشاند]. ٧
و چه آفتى بزرگترازاين ؟
به فرموده على (ع) :
آفه العلم ترك العمل به . ٨
خسران ازاينجا نيز ناشى مى شودكه : چنين علمى نه تنها سود نمى بخشد كه مايه زيان هم مى شود اگر به دانسته عمل نشد آن دانش موجود هم رخت بر مى بندد چرا كه بااينگونه صاحبان علم و با صاحبان اينگونه علم انس والفتى ندارد.
روايتى به صورت مكرر از پيامبراسلام وامام صادق و حضرت امير[عليهم السلام] نقل شده است :
[ العلم يهتف بالعمل فان اجابه والاارتحل عنه] ٩ .
هميشه علم دعوت به عمل مى كنداگر به آن عمل نشد از عالم مى كوچد و رخت برمى بندد.
در مقابل عمل به علم دانش را بارورتر وافزونتر مى سازد واين لطف خدائى است . بفرموده رسول گرامى اسلام :
[من عمل بما يعلم . و ربه الله علم مالم يعلم] . ١٠
هر قدم در راه علم برداشتن و به كار بستن آن درهائى از حكمت و آگاهى روى انسان باز مى كند.
مگر دانش را و علم دين را براى چه مى خواهيم ؟
فقط براى گفتن به مردم ؟
تنها براى ارشاد خلق الله
مگر ما خود بى نيازاز مواعظه وارشاديم ؟
چه مى شود كه خودمان را هم مخاطب حرفهايمان بدانيم ؟
اگر بلند گوى تبليغ را در دست گرفته ايم و رو به مردم مدتها و سالهاست در همه جا سخن مى گوئيم چه مى شود كه گاهى هم بلندگو را به طرف خودمان بگيريم و خود را مخاطب خويش سازيم !
خودمان به تعليم و تربيت و موعظه وارشاد اولى و سزاوارتريم فقط اهل علم نباشيم اهل عمل هم باشيم و به خودمان هم بگوئيم !
زبان سخن يا زبان عمل ؟
مى دانى كه : زبان عمل موثرتراز زبان سخن است ؟
مى دانى كه:[ دو صد گفته چون نيم كردار نيست] ؟
سعديا! گرچه سخن دان و مصالح گوئىبه عمل كار برآيد به سخندانى نيست !
اگر به علمت جامه عمل پوشاندى
اگر حركاتت تجليگاه افكارت شد
اگر رفتارت ميدان بروز سخنانت گشت
اگر عملت آئينه عملت شد
دراينصورت نياز چندانى به سخن گفتن نيست . بلكه عمل خود گوياترين سخن هاست .
على[ ع] آموزشى بزرگ دارد مى فرمايد:
[آنكس كه خويش را پيشواى مردم قرار دهد بايد قبل از تعليم ديگران به خود تعليم دهد وادب كردنش با رفتار پيش از تاديب به گفتار باشد. آنكه آموزگار و مربى خويش است براى احترام سزاوارتراز كسى است كه معلم و مربى ديگران است] . ١١
اين مى رساند كه زبان عمل و رفتار از زبان حرف رساتر گوياتر نافذتر موثرترو صادقانه تراست و چنين موعظه اى در گوش و دل شنونده ماندگارتراست .
[دعوت با عمل] واستفاده از[ زبان رفتار] رهنمود حضرت صادق[ ع] است كه فرموده است :
[مردم را بااعمالتان دعوت كنيد نه با زبانهايتان] . ١٢
و گويائى[ زبان عمل] بيان حضرت امير (ع) است كه فرموده است :
موعظه كه از گوش بيرون نمى رود[ و در سود بى همتاست آنست كه[ زبان سخن] از آن ساكت باشد و[زبان فعل] به آن گويا باشد]. ١٣
ظريفى مى گفت : در قديم مى گفتند: كلمات لغت عرب بر سه قسم است :اسم است و غعل است و حرف .اينك تمامش حرف است و حرف است و حرف (باور) كلمه مقدسى است . كه اگر در دل صاحب سخن باشد او را عملا هم به حرفش ملتزم مى سازد.
اگر سخنى سرشاراز سوز و درد واز دل برخاسته باشد براى نفوذ در دل ديگران حتى اجازه هم نمى گيرد. به قول معروف : سخن چون از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند ولى اگر فقطاز سر زبان برآيد از گوش هم فراتر نمى رود و به قلب و عمل ديگران نمى رسداگراز گوش ديگر بيروننرود.
زبان عمل چندان موثراست كه گفته اند:
[تاثير عمل يك نفر در هزار نفر بيش از تاثير سخن هزار نفر در يك نفراست] . ١٤
داستان نهى پيامبراز رطب خوردن آن شخص را شنيده اى كه روزى كه خود آنحضرت خرما خورده بود آنروز نهى نكرد و به فردا موكول نمود كه: [رطب خورده منع رطب چون كند].
پيامبراسلام به ابوذر غفارى فرمود:
[يااباذر! مثل الذى يد عو بغير عمل كمثل الذى يرمى بغير وتر].
آنكه بى عمل دعوت مى كند چون تيراندازى است كه بدون زه تير مى اندازد. مگر شليك بدون فشنگ كارسازتراست ؟
مگر چكاندن ماشه بدون گلوله اى در خشاب تاثيرى دارد؟
سخنى هم كه پشتوانه اى از عمل صاحب سخن نداشته باشد اولا به ديگران نمى رسد اگر هم برسد تاثير ندارد اگر هم موثرباشد اندك است و زودگذر!
بازاز كلام نورانى ائمه[ ع] بهره بگيريم .
اما صادق[ ع] فرمود:
[ ان العالم اذا لم يعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب كما يزل المطر عن الصفا]. ١٦
هر گاه عالمى به علم خويش عمل نكند موعظه اش از دلها مى لغزد. آنچنانكه باران از سنگ سخت مى لغزد و روى آن نمى ماند.
موعظه هاى على[ ع] چرا آنگونه دگر گونساز بود؟
خطبه هايش چه نيروئى داشت كه[ همام] را منقلب مى ساخت ؟
سخنانش چه شعله اى داشت كه دلها و جانها را آتش مى زد؟
جز آنكه حيات على[ ع] تجسم افكار و باورهايش بود؟
جز آنكه عمل آنحضرت تبلور كلمات و مواعظش بود؟
وى بيش از حرف در عمل[ على] بود و پيش از گفتن عمل مى كرد.
اين را هم از زبان خودش بشنويم كه با سوگند و تاكيد فرموده است :
[بخدا سوگند! هرگز شما را بر طاعتى تشويق و تحريك نمى كنم مگر آنكه پيش از شما خودم بسوى آن مى شتابم . و هرگزاز معصيتى شما را نهى نمى كنم جز آنكه پيش از شما خودم از آن دست مى كشم]... . ١٧
آيا قبول داريد كه زبان عمل قاطع تر و موثرتراز زبان قول است ؟ مالكم ؟ كيف تحكمون ؟...
(عمل) روح و جان (علم)
ناهماهنگى درون و برون و ناسازگارى علم و عمل سخن و رفتار نوعى[ نفاق] است .
منافق فقط تروريست مسلح نيست .
نفاق فقط غر يهود مدينه تجلى نمى كند.
اختلاف ظاهر و باطن شعار و عملكرد گفتار و رفتار هم نفاق است .
اين تضاد را چگونه مى توان حل كرد؟
نكوهش بت پرستى كجا؟ و هيزم شكنى آتش نمروديان كجا؟
دم از وحدت زدن كجا؟ و[حماله الحطب] اختلافات بودن كجا؟
آنكه نام الله بر زبان دارد و محبت بت در دل .
آنكه در نماز على شركت مى كند و بر سفره معاويه مى نشيند.
آنكه دم از على مى زند و زندگى عثمانى دارد گرفتار دو گانگى زبان ودل و دو گونگى[ قول] و[فعل] است .
سخن زاهدانه گفتن و عمل حريصانه داشتن .
امر كردن و خود فرمان نبردن .
نهى كردن و خود مرتكب شدن .نوعى تضاد شخصيت پديد مى آورد.
چنين كسى ممكن است حتى فتواى قتل امام را بدهد!
مگر شريح قاضى چه كرد؟
مگر نه اينكه كسانى بر مركب هدايت موسى سوارند و داعيه هدايت بنى اسرائيل را دارند ولى دنبال ضلالت سامرى در[تيه] حيرت سرگردانند؟
[ بلعم باعورا] مگر علم نداشت كه به نفرين موسى[ ع] پرداخت ؟ ١٨
اينان علمشان هم مرده است .
و خودشان اموات اند گرچه علم سرمايه حيات است . ليكن وقتى مورد عمل قرار نگيرد عامل دلمردگى و تيره جانى و گمراهى است .
به فرموده امام امت :
[علم تنها اثر ندارد بلكه گاهى مضراست . علم بدون عمل بى نتيجه است . علم و عمل دو بالى است كه انسان را به مقام انسانيت مى رساند].
و بدون اين دو بال مگر مى توان پرواز كرد؟
[رونده بى معرفت مرغ بى پراست . و عالم بى عمل درخت بى بر و زاهد بى علم خانه بى در]. ٢٠
علم بى عمل . پيكر بى روح است .
سعدى مى گويد: