آیینه پژوهش
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣
اخبار
درگذشتگان
آيةاللّه سبط الشيخفقيه بزرگوار حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ على سبط الشيخ انصارى, عالم و فقيه بزرگ دزفول به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال ١٣٤٤هـ.ق (١٣٠٤هـ.ش) در بيت علم و فضيلت, در دزفول زاده شد. پدرش مرحوم آيةاللّه شيخ منصور سبط الشيخ (١٣٠٧ـ١٣٩٣هـ.ق), فرزند آيةاللّه شيخ محمد, فرزند آيةاللّه شيخ محمدحسن انصارى ـ برادرزاده و داماد خاتم الفقهاء والمجتهدين شيخ مرتضى انصارى ـ از علماى بزرگ خوزستان بوده است.
معظم له, در ١٢سالگى فراگيرى ادبيات و سطوح را آغاز كرد و در محضر پدر بزرگوارش بسيارى از كتاب ها را آموخت. در ١٨سالگى راهى نجف شد, اما پس از مدتى به قم مهاجرت كرد و دروس فقه و اصول را در محضر آيات عظام: بروجردى, سيد صدرالدين صدر و امام خمينى فرا گرفت. او در جريان نهضت اسلامى, به خاطر پيروى و حمايت از امام خمينى و ايراد سخنرانى عليه رژيم, دستگير شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او از حضرات آيات: آقا بزرگ تهرانى, شيخ منصور سبط الشيخ, شيخ محمدمهدى بيگدلى دزفولى, شيخ محمدصالح حائرى سمنانى اجازه روايت گرفته, و به تنى چند نيز اجازه روايت داده است. او در علوم عقلى و نقلى و هم طبّ سنّتى آگاه, و صاحب نظر بود و به فارسى و عربى هم شعر مى سرود.
آثار معظم له, عبارتند از:
١. توضيح المسائل
٢. مناسك حج
٣. حاشيه عروةالوثقى
٤. حاشيه استدلالى عروةالوثقى
٥. حاشيه رسائل و مكاسب و كفايه
٦. حاشيه بر اعتقادات مفيد
٧. الدلائل والمسائل
٨. خلاصة الاصول و شرح آن
٩. آيات الاحكام
١٠. اصول و فروع منظوم
١١. تهذيب الفيه و تهذيب المنطق
١٢. احكام وصيت
١٣. نجات و شرح نجات
١٤. الحجة من فقه آل محمد(ص)
١٥. اقتباس از فقه آل محمد(ص)
١٦. ادلة المستحدثات
١٧. الروضة
١٨. النجاح فى طبّ الارواح
١٩. خواص الادوية
٢٠. رساله در علم درايه
آن فقيه بزرگوار, در ٧٩سالگى, در روز پنجشنبه ١٤خرداد ١٣٨٣ش (١٤ربيع الثانى ١٤٢٥هـ.ق) درگذشت و پيكر پاكش در روز شنبه ١٦خرداد با شركت هزاران نفر از مقابل مسجد جامع دزفول تشييع, و در مدرسه علميه ـ كه سال ها در آن تدريس مى نمود ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه بياضى عاملى
مرحوم آيةاللّه شيخ ابراهيم سليمان بياضى عاملى, يكى از علماى جبل عامل به شمار بود.
فقيد سعيد در ٢٣ محرم الحرام ١٣٢٨هـ.ق (١٩١٠م) در شهر بياض ـ از شهرهاى جبل عامل در جنوب لبنان ـ به دنيا آمد. پس از دوران كودكى, نزد پدرش شيخ على, قرآن و ادبيات را فرا گرفت و پس از آن, در ١٣٤٠هـ.ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح را فرا گرفت. به دنبال بيمارى اش, به زادگاهش بازگشت و در سال ١٣٥١هـ.ق, مجدداً به نجف رفت و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ ابراهيم كرباسى, سيد حسين حمامى, شيخ محمدرضا كاشف الغطاء و شيخ غلامعلى قمى آموخت و پس از آن دروس خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام: ميرزاى نائينى, سيد محسن حكيم ـ كه بيشترين استفاده علمى اش را از محضر پر فيض او آموخت ـ و سيد حسين حمامى فرا گرفت و از آنان به دريافت اجازه اجتهاد نائل آمد. در سال ١٣٧٠هـ.ق, از سوى آيةاللّه حكيم براى تصدى منصب قضاوت به كشور كويت مهاجرت كرد و مدت ١١سال در آنجا ماند. در سال ١٣٨١هـ.ق, به زادگاهش بازگشت و به تأليف, تدريس, وعظ و ارشاد و اقامه جماعت پرداخت و موفق شد در آن شهر حوزه علميه (امام الحجة) و كتابخانه عمومى ـ با ده هزار جلد كتاب ـ بنياد گذارد. او مؤلف ده ها جلد كتاب در فقه, اصول, كلام, هيأت و منطق بود كه اكثر آنها مخطوط مانده, و كتاب هاى چاپى اش عبارتند از:
١. الاوزان والمقادير
٢. حرمة حلق اللحية
٣. المسائل الستينية
٤. جبل عامل
او اديبى قوى دست و شاعرى زبردست بود كه اشعار بسيار در مواضع مختلف سروده است, و نمونه عالى يك عالم و فقيه خدمتگذار مردم و كوشا در حلّ مشكلات و اصلاح امور ايشان به شمار مى رفت.
آن عالم بزرگوار, در ٩٧سالگى در روز دوشنبه ٨صفرالخير ١٤٢٥هـ.ق در زادگاهش بدرود حيات گفت و پيكر پاكش به نجف اشرف انتقال داده شد و در روز چهارشنبه ١٠صفر, در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
(علماء ثغور الاسلام, ج١, ص٢٢ـ٢٣) آيةاللّه مهدوى دامغانى
مرحوم آيةاللّه حاج شيخ محمدرضا مهدوى دامغانى, يكى از علماى مشهور مشهد مقدس به شمار بود.
فقيد سعيد در آخر ماه صفر ١٣٥٢هـ.ق (٧تير ماه ١٣١٢هـ.ش), در مشهد مقدس, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش حضرت آيةاللّه حاج شيخ محمدكاظم دامغانى (١٣١٦ـ١٤٠٢), از اعاظم شاگردان آيات عظام: ميرزا مهدى اصفهانى, ميرزا محمد آقازاده خراسانى و حاج آقا حسين طباطبايى قمى, و از بزرگانِ علماى مشهد مقدس بوده است.
آن مرحوم, پس از رشد و دوران نوجوانى, ادبيات عرب را از اديب نيشابورى ثانى آموخته و در سال ١٣٧٠هـ.ق به فراگيرى سطوح (معالم و قوانين و شرح لمعه) در محضر آيات: شيخ عبدالنبى كجورى و حاج ميرزا احمد مدرس يزدى پرداخت و در سال ١٣٧٣ق, سطوح عاليه را از پدر بزرگوارش و حاج شيخ هاشم قزوينى فرا گرفت و همزمان به تدريس ادبيات و دروس سطح پرداخت. با ورود آيةاللّه العظمى ميلانى به مشهد مقدس در سال ١٣٧٣هـ.ق, يكسره به بحث فقه و اصول آن فقيه بزرگ حاضر شد و تا پايان عمرش (رجب ١٣٩٥هـ.ق), به مدت ٢٢سال از معظم له بهره برد و زندگى خود را يكسره وقفِ تدريس و تحصيل نمود. او از سال ١٣٩٠هـ.ق به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و گروه فراوانى از فضلاى حوزه مشهد را تربيت كرد و همزمان به اقامه جماعت در (مسجد الحجة) و بيان تفسير قرآن ـ تا آخرين روزهاى عمر شريفش ـ اشتغال داشت. وى از آيةاللّه العظمى سيد محمود شاهرودى, اجازه اجتهاد داشت و پس از وفات آيةاللّه خويى, گروهى از مؤمنين از او درخواست رساله عمليه نمودند كه او با مناعت طبع, از آن صرف نظر كرد و آنان را به علماى ديگر ارجاع مى داد. فقيد سعيد, نزديك به ٤٠سال, در شب هاى شنبه به تفسير قرآن كريم اشتغال داشت, كه دوره اول آن ٣٤سال به طول انجاميد و در ابتداى دوره دوم تفسير بود كه بر فراز منبر جان به جان آفرين تسليم كرد. او در ١٠سال آخر عمر مباركش, ماه هاى رجب و شعبان را روزه مى گرفت و به ماه مبارك رمضان متصل مى كرد و حالات دعا و گريه او زبانزد همگان بود. مكرر به زيارت حج بيت الله الحرام به نيابت از پيامبر(ص), مشرف شد و جلسات متعدد در اسرار و مناسك حج, سخنرانى نمود كه همه آنها در قالب سى دى و كاست منتشر شده است. برخى از تأليفات او عبارتند از:
١. تفسير سوره انسان
٢. تفسير سوره احزاب
٣. تفسير سوره اعلى
٤. تقريرات درس اصول آيةاللّه ميلانى
٥. صدها نوار سخنرانى در تفسير قرآن
٦. نوارهاى درس خارج فقه (مباحث: حج, وصيت, نكاح)
آن عالم بزرگوار, در ٧٠سالگى, در شب شهادت رئيس مذهب امام جعفر صادق(ع), در شب ٢٥شوال المكرم ١٤٢٤هـ.ق (٢٨ آذر ١٣٨٢هـ.ش) بر فراز منبر و در حال گفتن تفسير قرآن, بدرود حيات گفت و بنابر وصيت خويش, در كتابخانه شخصى خويش مدفون شد. حجةالاسلام شمس گيلانى
استادِ سخن مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ حسن اعتماد شمس گيلانى, يكى از خطباى مشهور تهران به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال ١٣٤٧هـ.ق (١٣٠٧هـ.ش), در رشت, در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين, حاج شيخ على رشتى ملقّب به اعتماد الواعظين (١٣١٣ـ ١٣٨٩هـ.ق), يكى از مشهورترين خطبا و وعاظ گيلان و از شاگردان آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حايرى, مير سيد على يثربى كاشانى و ميرزا مهدى آشتيانى, و او هم فرزند عالم جليل و واعظ نامى حاج ملا آقاجان شمس بود.
آن مرحوم, پس از دوران كودكى و فراگيرى قرآن و كمى از مقدمات و ادبيات و معالم نزد پدر بزرگوارش و آيةاللّه شيخ مهدى لاكانى, در شهريور ١٣٢٠هـ.ش به قم آمد و پس از آموختن معانى بيان و شرح لمعه, در ١٣٢١هـ.ش به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ عبدالحسين رشتى, سيد احمد اشكورى, شيخ عبدالنبى عراقى به پايان رسانيد و سپس به درس خارج آيات عظام: ميرزا آقاى اصطهباناتى, سيد جمال گلپايگانى, شيخ محمدعلى كاظمينى و سيد ابوالقاسم خويى حاضر شد و با جديّت و كوشش فراوان در تكميل مبانى علمى اش, كوشيد تا سرانجام در اواخر سال ١٣٢٥هـ.ش به قم بازگشت و به تحصيل در محضر آيةاللّه حاج سيد محمدتقى خوانسارى و تبليغ دين در مساجد مختلف پرداخت. در سال ١٣٢٩هـ.ش به تهران رفت و به عنوان سخنگوى (اتحاديه مسلمين) با حاج سراج انصارى به همكارى و فعاليت سياسى پرداخت و براى تبليغات, به شهرهاى مختلف ايران سفر كرد. اما پس از كودتاى ٢٨مرداد ١٣٣٢هـ.ش, يكباره دست از فعاليت هاى سياسى برداشت و يكسره به تأليف و تبليغ دين پرداخت. در سال ١٣٤٢هـ.ش, همراه با وعاظ تهران دستگير و چند ماهى در زندان قزل قلعه به سر برد. او, پس از آزادى, به تأليف و تبليغ در داخل و خارج كشور (انگليس, فرانسه, آمريكا و كشورهاى اسلامى) اشتغال داشت و در اين عرصه, دمى نياسود.
از آن واعظ نامى, تأليفات فراوانى بر جاى مانده است, كه عبارتند از:
١. تاريخ علما و شعراى گيلان
٢. كشكول شمس
٣. ترجمه مكالمات حضرت رضا(ع)
٤. شرح و ترجمه ٢٠١ حديث اخلاقى و اجتماعى
٥. اوراق سياه يا گوشه اى از جنايات بنى اميه
٦. ترجمه قصيده تائيه دعبل خزاعى
٧. باغ وحش: دورنماى دنياى امروز
٨. شعله هاى آتش: سخنان حسين(ع) و يارانش
٩. نهج البلاغه: نامه هاى اميرالمؤمنين به دوستان و دشمنان
١٠. شرح و ترجمه زيارت عاشورا
١١. حكومت منهاى دين (ترجمه (العلمانية)) نوشته محمدمهدى شمس الدين
١٢. انديشه مادى و معنوى (ترجمه (مطارحات فى الفكر المادى والمعنوى))
١٣. خيام رياضى دان, خيام لاابالى نيست
١٤. نامه آدميت: شرح و تفصيل نامه ٣١ نهج البلاغه (٢ج)
١٥. آفت اجتماع: زندگينامه خودنوشت
سرانجام آن عالم واعظ دلسوز جامعه, در ٧٥سالگى, در ٢٧ جمادى الثانى ١٤٢٤هـ.ق (٤شهريور ١٣٨٢هـ.ش) بدرود حيات گفت, و پس از تشييع در تهران, در قبرستان ابوحسين قم به خاك سپرده شد. آية الله مولانا
حضرت آية الله آقاى حاج سيد ابوالحسن مولانا يكى از علماى مشهور تبريز بود.
معظم له, در روز چهارشنبه ٢٧ جمادى الاول ١٣٤٣ق (سوّم دى ١٣٠٣ش), در نجف اشرف, در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آية الله حاج سيد على مولانا (١٣٢٠ـ١٣٩٢ق) از اعاظم علماى تبريز و از شاگردان آيات عظام: آقا ضياء عراقى, شيخ محمدحسين اصفهانى, شيخ احمد و شيخ محمدحسين كاشف الغطاء و نويسنده ده ها كتاب, مانند: مرآة الحج, درّ منظوم, نصايح المعصومين, تعديل الميزان و آثار المعاصى, و او فرزند آية الله العظمى سيد محمد مولانا (١٢٩٤ـ١٣٦٣ق) ـ از شاگردان آيات عظام: فاضل شرابيانى, شريعت اصفهانى, شيخ هادى طهرانى و آقا رضا تبريزى ـ و مؤلف ده ها كتاب علمى مانند: مفتاح المطالب (شرح مكاسب), مصباح الوسائل (شرح رسائل), تفسير الوجيز و مصباح السالكين و او فرزند عالم ربانى مرحوم آقا سيد عبدالكريم بوده است.
فقيد سعيد در كودكى (١٣٤٦ق) همراه پدر بزرگوارش به تبريز مهاجرت كرد و پس از دوران كودكى, مقدمات و ادبيات را از والدش و ميرزا على اكبر نحوى اهرى فرا گرفت (١٣٦٠ق) و پس از آن در سال ١٣٦٢ق, به حوزه علميه قم آمد و دروس سطح را نزد حضرات آيات: شيخ موسى زنجانى (شرح لمعه و رسائل), سيد محمدباقر سلطانى (مكاسب), آية الله خوانسارى, آية الله گلپايگانى و آية الله مرعشى نجفى (جلدين كفايةالاصول) را بياموخت و همزمان اسفار و شرح منظومه را هم از علامه طباطبايى فرا گرفت, و پس از آن به درس هاى خارج فقه و اصول آيات عظام: بروجردى, حجت كوهكمرى, امام خمينى و محقق داماد حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. او از حضرات آيات: خويى, نجفى مرعشى, محمد صالح حائرى سمنانى و شيخ آقا بزرگ تهرانى اجازه روايت حديث گرفته بود. معظم له, در سال ١٣٧٦ق, به موطن پدرى اش بازگشت و به خدمات علمى و دينى همانند: تأليف, تدريس, امامت جماعت در مسجد استاد و شاگرد و افتاء پرداخت و حدود نيم قرن به جهاد علمى و خدمت به مردم اشتغال داشت.
از آن فقيه والا مقام آثارى بر جاى مانده, كه برخى از آنها عبارتند از:
١. توضيح المسائل
٢. حاشيه بر منهاج الصالحين
٣. حاشيه رسائل
٤. حاشيه مكاسب: درر المطالب
٥. داستان هاى راستين (٢ج)
٦. مهدى نجات دهنده بشر
٧. راهنماى دين در اصول دين
٨. پيامبر اسلام و كثرت همسران
٩. الحلية فى حرمة حلق اللحية
١٠. النجم الزاهر فى صلاة المسافر: تقرير بحث آية الله حجت
١١. چهل حديث
١٢. انيس الابرار در وظائف اخيار
١٣. درس هايى از اخلاق اسلامى
١٤. درّ تابناك در كلمات ١٤معصوم
١٥. مسأله ولايت فقيه
١٦. پاسخ به سؤالات
١٧. تحقيق و تعليق بر احسن الدلالاتِ علامه حائرى
آن فقيه بزرگوار, در ٨٠سالگى, در روز پنجشنبه ٧خرداد ١٣٨٣ش (٧ ربيع الثانى ١٤٢٥ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش روز جمعه با حضور هزاران نفر, تشييع و پس از نماز برادرش حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد ابوالقاسم مولانا بر آن, در وادى رحمت به خاك سپرده شد. آية الله ميلانى
آية الله حاج سيد نور الدين حسينى ميلانى, يكى از علماى مشهور شهر رى و امام جماعت حرم حضرت عبدالعظم(ع) بود. فقيد سعيد در ١٤شوال المكرم ١٣٣٦ق (١٢٩٦ش) در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرجع بزرگ شيعه آية الله العظمى سيد محمدهادى ميلانى (١٣١٣ـ ١٣٩٥ق), مشهورتر از آن است كه در اين مختصر بگنجد.
معظم له, در ١٣٥٥ق, همراه والد بزرگوارش به كربلا رفت, و پس از فراگيرى ادبيات و سطوح از اساتيد زمان, سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: سيد زين العابدين كاشانى (رسائل), حاج آقا حسن قمى و شيخ محمدعلى اردبيلى (مكاسب), آية الله ميلانى و آية الله شيخ على محمد بروجردى (كفايه) فرا گرفت و همزمان حكمت و فلسفه را از آقا ميرزا غلامحسين تبريزى و شيخ على محمد بروجردى آموخت. سپس به درس خارج فقه پدر بزرگوارش و خارج اصول آية الله خويى ـ كه آن زمان در كربلا به سر مى برد ـ حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. پس از مهاجرت والد گراميش به مشهد مقدس (١٣٧٤ق), او جانشين پدر در اقامه جماعت در حرم مطهر امام حسين(ع) گرديد و منزلش مركز مراجعات و محل بحث و تجمع علما و فضلا و قاطبه مردم شد و او از اين موقعيت براى پيشبرد اهداف اسلامى و اجتماعى مردم نهايت استفاده را كرد و بارها در جهت حمايت از حقوق مردم فلسطين و كشمير سخنرانى (به زبان هاى مختلف) كرد و اعلاميه صادر نمود. او بارها در جهت احقاق حقوق شيعيان, در كشورهاى مختلف به راه افتاد و با مقامات آنها ديدار كرد و باعث آزادى بسيارى از زندانيان شيعه در پاكستان و عراق شد. سخنرانى ها و اعلاميه هاى گوناگون وى, خود كتاب مفصّلى را تشكيل مى دهد كه به زودى به چاپ خواهد رسيد. وى در كربلا, به غير از اقامه جماعت و سخنرانى, به تربيت نسل جوان همت گماشت و (مكتبة الامام الحسين(ع)) را در جهت نشر و گسترش فرهنگ اسلامى بنياد گذاشت و در آنجا به تعليم دانش آموزان و دانشجويان پرداخت. تا آنكه رژيم بعثى عراق تاب فعاليت هاى او را نياورد و در سال ١٣٩٣ق, او را به ايران اخراج كرد, و او, شهر رى و حرم حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) را كانون فعاليت هاى خويش قرار داد و در آن شهر, به اقامه جماعت, تدريس و تأليف و رسيدگى به مشكلات مردم مؤمن پرداخت.
از تأليفات اوست:
١. شرح زيارت جامعه كبيره (ناتمام)
٢. لحظه اى با امام عصر(ع) ـ كتابى است مفصّل و در ٢٥باب تنظيم شده و در باب تشرّفات بى نظير است ـ
٣. مجموعه اشعار
٤. مجموعه اعلاميه ها و سخنرانى ها
٥. تقريرات درس اساتيد.
او, در فروردين ١٣٨٣ش (صفر ١٤٢٥ق) در ٨٦ سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و نماز آية الله العظمى وحيد خراسانى بر آن, در قبرستان شيخيان قم آرام گرفت. آية الله مقدس نجفى
مرحوم آية الله حاج شيخ محمدهادى حسين زاده مقدّس, يكى از عالمان حوزه علميه قم بود.
فقيد سعيد, در ربيع الثانى ١٣٤٤ق, در نجف اشرف, در بيت علم ـ در خانه مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ على رشتى نجفى ـ زاده شد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و سطوح را در نجف فرا گرفت. سپس به قم آمد و ساليانى در درس آية الله العظمى بروجردى شركت كرد و پس از وفات معظم له, يكسره به درس آية الله گلپايگانى رفت و تقريرات درس ايشان را ـ منظم و مرتب ـ نگاشت و به جز آن, كتاب هاى متعدد از خود به يادگار نهاد, كه عبارتند از:
١. منية الاحباب
٢. مرقاة الكمال (٢ج)
٣. احسن الحكايات
٤. كتاب الطهارة ـ تقرير درس آية الله گلپايگانى
٥. خودسازى انسان (٥ج), ترجمه مرقاة الكمال
٦. بهترين داستان ها, ترجمه احسن الحكايات
كتاب هاى غير چاپى اش عبارتند از:
٧. تقرير درس فقه آية الله بروجردى
٨ تا ١٢. تقريرات درس فقه آية الله گلپايگانى (حج, بيع, قضا, شهادات و حدود)
او, در روز شنبه ١٥شهريور ١٣٨٢ش (٩رجب ١٤٢٤ق), در ٨٠سالگى بدرود حيات گفت. استاد فقيهى
مورّخ نامدار قم, اديب و مترجم نامى, استاد على اصغر فقيهى يكى از مفاخر شهر قم به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال ١٣٣٦ق (١٢٩٧ش) در قم, در خانواده علم و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام شيخ ابوالحسن فقيهى (م١٣٠٢ـ١٣٥٩ق), از شاگردان آية الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى و آية الله حاج ميرزا محمد ارباب قمى, و نويسنده حاشيه بر (درر الاصول) مرحوم آية الله حايرى و از مدرّسان سطوح عاليه بوده است. استاد فقيهى, در ٥سالگى به مكتبخانه رفت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت و پس از دوران كودكى, در مدرسه (جانى خان) ـ نزديك مسجد جامع ـ به فراگيرى ادبيات و دروس ديگر پرداخت, و پس از آن سطوح عاليه را در محضر آيات عظام: امام خمينى, مرعشى نجفى و فيض قمى آموخت و درس خارج فقه و اصول را نيز از آية الله العظمى حاج سيد محمدتقى خوانسارى فرا گرفت. از اوان تشكيل دانشكده معقول و منقول ـ الهيات و معارف اسلامى كنونى ـ وارد آن شد, و در محضر اساتيد و بزرگانى مانند: دكتر محمود شهابى, بديع الزمان فروزانفر, سيد نصرالله تقوى, ميرزا يدالله نظرپاك و الهى قمشه اى به كسب علم و معرفت پرداخت و در اين ميان به مرحوم استاد محمود شهابى دل بست و تحت تأثير وى بود. در سال ١٣١٩ش (١٣٥٩ق), پس از فراغت از تحصيل به قم بازگشت و در مدرسه حكيم نظامى به تدريس ادبيات فارسى و عربى و تاريخ و جغرافيا پرداخت و در دوران تصدّى مديريت اين دبيرستان (١٣٢٧ـ ١٣٣٠ش), به دستور آية الله بروجردى, هفته اى يكبار جلسه وعظ و ارشاد تشكيل مى داد و از خطباى نامى براى تقويت مبانى دينى دانش آموزان دعوت مى نمود. در سال ١٣٣٠ش, كه دبيرستان دين و دانش در قم به همّت آية الله حاج آقا مرتضى حايرى و به مديريت شهيد مظلوم آية الله دكتر بهشتى تأسيس شد, از آن فقيد براى همكارى و تدريس دعوت گرديد كه او ساليان دراز در معيّت شهيد بهشتى به كارهاى فرهنگى پرداخت. او مردى سختكوش و متواضع بود كه تا پايان عمر پر بارش به تحقيق و تأليف و تدريس پرداخت و در كمال زهد و قناعت زندگى كرد و هماره در مساجد و محافل مذهبى و نماز جماعت, حضورى هميشگى داشت. از فضلا و نويسندگان جوان بسيار تقدير مى كرد و پاس زحمات آنان را مى داشت. او زبان عربى و فرانسه را خوب مى دانست و اديبى بزرگ و مترجمى چيره دست به شمار مى رفت. از نخستين كارهايش, تدوين رساله (توضيح المسائل) آية الله العظمى بروجردى ـ با همكارى مرحوم شيخ محمدصادق كرباسچيان معروف به علامه, مؤسس مدارس علوى تهران ـ بود, كه بعدها, همان پايه و اساس رساله هاى عمليه مراجع تقليد ـ تا زمان كنونى ـ گرديد. او به سفر علاقه فراوان داشت و بسيارى از كشورهاى جهان را از نزديك ديده و سفرنامه نگاشته بود. در سال ١٣٨٠ش, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى قم, مجلس بزرگداشتى در تجليل از مقام علمى وى برگزار, و كتاب (ارج نامه فقيهى) را منتشر كرد. برخى از تأليفات وى ـ كه همگى به چاپ رسيده است ـ عبارتند از:
١. ترجمه نهج البلاغه (همراه با شرح عبده)
٢. آل بويه و اوضاع زمان ايشان
٣. تاريخ مذهبى قم
٤. تاريخ و عقايد وهابيان
٥. وهابيان
٦. سفرنامه آفريقا
٧. حج, آن طور كه من رفتم
٨. فرمانروايى عضدالدوله ديلمى
٩. دستور املا و انشا
١٠. مجموعه مقالات (در روزنامه ها و مجلات قم)
١١. تاريخ اجتماعى قم (ناتمام و چاپ نشده)
١٢. تاريخ علمى قم (ناتمام و مخطوط)
١٣. ايران در جنگ گذشته
١٤. تاريخ و جغرافياى بحرين
١٥. جغرافياى كشورهاى اسلامى
١٦. راه خداشناسى (توحيد مفضّل)
١٧. دستور زبان فارسى
١٨. سير القاب و عناوين در اسلام و ايران
١٩. عهدنامه مالك اشتر
٢٠. گذشته خوزستان (سلسله مقالات در هفته نامه (سرچشمه))
سرانجام آن دانشمند عاليقدر, در ٩٥سالگى, در روز يكشنبه ١٢آذر ماه ١٣٨٢ش (٢٨ رمضان المبارك ١٤٢٤ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش, پس از تشييع پر شكوه و نماز آية الله صافى گلپايگانى بر آن, در صحن حرم مطهر حضرت معصومه به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمى دكتر اصغر مهدوى
دكتر مهدوى فرزند محمدحسين در بهمن ١٢٩٤ خورشيدى در تهران ديده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه, از دانشكده حقوق, ليسانس حقوق را اخذ كرده و در سال ١٣١٥ش موفق به اخذ ليسانس فلسفه از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران گرديد. وى سپس رهسپار پاريس شد و دوره هاى مدرسه علوم سياسى پاريس و تحصيلات عالى روانشناسى از دانشگاه سوربن پاريس و تحصيلات عالى حقوق عمومى و اقتصاد سياسى را گذراند و موفق به اخذ دكتراى دولتى حقوق و اقتصاد از دانشگاه پاريس در سال ١٣٢٠ش گرديد.
دكتر مهدوى به مدت چهل سال عضو گروه تشخيص نسخه هاى خطى كتابخانه هاى مجلس, ملى, مركزى دانشگاه تهران و پژوهشكده اسناد بود. وى در هيأت امناى كتابخانه دكتر مجتبى مينوى, شوراى توليت موقوفات دكتر محمود افشار يزدى, هيأت گزينش كتاب موقوفات دكتر افشار, هيأت امناى دانش گستر, شوراى كتابخانه مجلس, شوراى علمى مجله نامه بهارستان و در هيأت امناى شمارى از مؤسسات فرهنگى و عام المنفعه عضويت داشت و به تدريس در دانشكده اقتصاد و مديريت گروه اقتصاد سياسى و نمايندگى دانشكده اقتصاد در شوراى دانشگاه تهران نيز اشتغال داشت و تمامى حقوق و دريافتى خود را وقف چاپ كتاب كرد و در سلسله انتشاراتى كه با نام (اهدائى اصغر مهدوى) به چاپ رسيد, ده ها كتاب ارزنده را به جامعه فرهنگى هديه كرد.
دكتر مهدوى از فعالان در كنگره هاى تحقيقات ايرانى و مدعوين كنگره هاى جهانى در زمينه نسخه هاى خطى بود. از ديگر خدمات ايشان مى توان به تنظيم آرشيو خانوادگى اشاره كرد كه دربردارنده اسناد منحصر به فرد از زمان ناصرالدين شاه تا رضاخان مى باشد.
از ايشان تأليفات متعددى در زمينه اقتصاد و اسناد تاريخى بر جاى مانده است كه عبارتند از:
١. ديوان محاسبات ايران كه رساله دكتراى ايشان مى باشد.
٢. علم اقتصاد. تهران, دانشگاه تهران, ١٣٤٢.
٣. يزد در اسناد امين الضرب (١٢٨٨ـ ١٣٣٠هـ) (با همكارى ايرج افشار) كه مشتمل بر مجموعه اى از مهم ترين اسناد و نامه هاى بازرگانى و نمايندگان طرف معاملات حاج محمدحسين امين الضرب مشهور به كمپانى و فرزند او حاج آقا حسين آقا امين الضرب مى باشد. تهران, طلايه, ١٣٨٠, وزيرى, ٥٧٤ص.
٤. برگ هاى جنگل. (با همكارى ديگران) مجموعه اى از گزارش ها, اسناد و مدارك مربوط به نهضت جنگل و قيام ميرزا كوچك خان جنگلى, تهران, فرزان روز, ١٣٨٠, رقعى, ٣٦٤ص.
٥. اسناد تجارت ايران در سال ١٢٨٧. (با همكارى ايرج افشار), تهران, علمى و فرهنگى, ١٣٧٩, وزيرى, ٣٣٨ص.
٦. مجموعه اسناد و مدارك چاپ نشده درباره سيد جمال الدين اسدآبادى. (با همكارى ايرج افشار), تهران, دانشگاه تهران, ١٣٤٢, ٢١٧ص.
٧. تصحيح ترجمه فارسى سيرت رسول الله(ص).
سرانجام در صبح گاه سه شنبه ٢٢ ارديبهشت سال ١٣٨٣ش اين استاد مبرز نسخه شناسى و كتابشناسى در تهران چشم از جهان فرو بست. روحش شاد. حجةالاسلام اسدالله داستانى بنيسى
حجةالاسلام حاج شيخ اسدالله فرزند اسماعيل در سال ١٣٢٥هـ.ش در روستاى بنيس كه در ٥كيلومترى شبستر در استان آذربايجان شرقى قرار دارد, به دنيا آمد. وى از شش سالگى در محضر پدر ,حاج اسماعيل داستانى و روحانى روستايشان شيخ اسدالله بنيسى مشغول به تحصيل گرديد و در دبستان و دبيرستان درخشانى بنيس تحصيل را ادامه داده و در سال ١٣٤٠ به تهران آمد و ديپلم خود را در آنجا اخذ كرد. سپس به قم آمد و دروس مقدمات و سطوح را از جمعى از اساتيد اين حوزه فرا گرفت كه از جمله آنان آيات: حاج شيخ محمدعلى مدرس افغانى و شيخ احمد پايانى و شيخ مصطفى اعتمادى و شيخ قدرت الله وجدانى فخر مى باشند. سپس دروس خارج حوزه را از اساتيدى چند مانند آيات: سيد محمد وحيدى و سيد محمدرضا گلپايگانى و سيد محمدكاظم شريعتمدارى فرا گرفت. به غير از فعاليت هاى تبليغى, ايشان انتشارات بنيس را تأسيس كرده و بسيارى از كتاب هاى مذهبى و اسلامى را منتشر كرده اند. وى داراى طبع شعر بوده و اشعار بسيارى به زبان فارسى و تركى و عربى سروده اند. عمده فعاليت ايشان نويسندگى و ارائه كتاب هاى اخلاقى و آموزنده براى كودكان و جوانان بوده است و از اين رهگذر, يكى از پر كارترين نويسندگان حوزه علميه گرديده اند:
كتاب هاى چاپ شده ايشان عبارتند از:
١. آدم و حوا, ١٣٦٥, ٨٧ص.
٢. آلاله هاى بنيسى يا سرودهاى مذهبى به سبك جديد, ١٣٧٥, ١٦٠ص.
٣. ارمغان شب هاى شادى, ١٣٧٩, ١٦٠ص.
٤. امامت, ٣٢ص.
٥. اميد آينده, ١٣٨٠, ٣٢٠ص.
٦. اولين زن پيامبر(ص), ٣٢ص.
٧. بانوى كنيزان, ١٣٩٩ق, ٣٢ص.
٨. پدر و مادر خود را دعا كنيم, ٤٠ص.
٩. پنج تن آل عبا, ٤٠ص.
١٠. پيام سنگين عاشورا١, ١٣٧١, ٨٨ص.
١١. تقوا چيست و چگونه تقوا داشته باشيم؟, ١٣٦١, ٨٨ص.
١٢. تقوا چيست و يكصد سخن درباره تقوا, ١٣٦١, ١٠٨ص.
١٣. توحيد, ٣٢ص.
١٤. تولد فرزند اسرارآميز, ١٤٠٠ق, ٤٠ص.
١٥. جوانان مى پرسند: چگونه و با چه كسى ازدواج كنيم؟, ١٣٧٤, ٩٦ص.
١٦. خدايا پدر و مادر مرا بيامرز, ٤٠ص.
١٧. خديجه مادر يتيم ها٢, ٣٢ص.
١٨. داستان شجاعان در تاريخ اسلام (مجموعه داستان مشتاقان), ١٣٧٠, ١٠٩«٩٦ص, ٢جلد.
١٩. دختر سر تا پا طلا, پسر سر تا پا نقره٣, ١٣٧١, ٦٤ص.
٢٠. ديدار نور المهدى(ع), ١٣٧٥, ٢٠٨ص.
٢١. راه بازگشت به سوى خدا, ١٣٧١, ١٣٦ص.
٢٢. رسالة العقوق و الحقوق يا پنجاه و پنج حديث, ١٣٦٩, ٦٤ص.
٢٣. روز خوب خدا, ١٣٦٩, ٦٤ص.
٢٤. زنى در داخل كعبه, ٣٢ص.
٢٥. سفرى بر پايگاه حضرت زينب كبرى(ع), ١٣٧١, ٨٨ص.
٢٦. شهيدى كه جنازه اش را خاك قبول نكرد, ٣٢ص.
٢٧. شير خداى آذربايجان, ١٣٧٦, ٢٨٨ص.
٢٨. عدل, ٣٢ص.
٢٩. على(ع) از ديدگاه على بن ابى طالب(ع), ١٣٧١, ١٤٢ص.
٣٠. على در كنار حوض كوثر, ١٣٦٩, ٦٤ص.
٣١. على در معراج پيغمبر(ص), ١٣٦٩, ٦٤ص.
٣٢. فرشيم هاى تكبر و انگيزه هاى تواضع,١٣٧١, ٢٨٨ص.
٣٣. قرآن و دعا, راه ارتباط با خدا, ١٣٧٥, ١٦٠ص.
٣٤. قيام رنگين عاشورا٤, ١٣٧١, ١٠٤ص.
٣٥. كودك آواره, ٣٢ص.
٣٦. گنج كجاست؟, ٢٤ص.
٣٧. گنجينه دعا, ١٣٨٠, ٨٠ص.
٣٨. مالك اشتر شمشيرى از شمشيرهاى خدا, ٣٢ص.
٣٩. محبوب دل ها, ١٣٨٠, ٩٦ص.
٤٠. محبوبه يكتا, ١٣٨٠, ٩٦ص.
٤١. مراسم عروسى و معجزات حضرت فاطمه زهرا(ع), ١٣٧٦, ١٤٤ص.
٤٢. معاد, ٣٢ص.
٤٣. مليكه, ٣٢ص.
٤٤. من مادر اويم, ١٣٩٩ق, ٣٢ص.
٤٥. مهمان و مهمان دارى در اسلام, ١٣٧٦, ٨٠ص.
٤٦. نبوت, قم, ٣٢ص.
٤٧. نواى نينوا (مجموعه اشعار ايشان در مدح و رثاء امام حسين(ع)), ١٣٨٠, ٩٦ص.
٤٨.نوحه در شب هاى غم, ١٣٧٩, ١٦٠ص.
٤٩. وظيفه دو همسر شايسته: يك زن و يك مرد٥, ١٣٧١, ٦٤ص.
٥٠. وعده, به سر خواهد رسيد, ١٣٧١, ٨٨ص.
٥١. هابيل و قابيل, ١٣٦٥, ٨٨ص.
٥٢. هماى آسمانى, ١٣٨٠, ١٦٠ص.
٥٣. يك پايم در بهشت است, ١٣٧٥, ٦٤ص.
٥٤. يكصد سؤال, يكصد هزار ريال جايزه, ٦٤ص.
اكثر اين كتاب ها توسط انتشارات بنيس به چاپ رسيده اند.
كتاب هاى منتشر نشده ايشان عبارتند از:
١. آداب تبليغ از ديدگاه قرآن و پيامبران
٢. آفت شناسى
٣. اسم اعظم خدا
٤. امر به معروف و نهى از منكر
٥. انسان افضل موجودات
٦. باغستان بنيسى
٧. باقيات الصالحات
٨. بدعت حرام است و قياس باطل
٩. بردگى يا بندگى؟
١٠. برگستان بنيسى
١١. بهشت كجاست؟
١٢. پند پيران بر پوران
١٣. تمناى وصال
١٤. تولى و تبرى
١٥. جرعه مهر
١٦. حج و جهاد
١٧. حرف هاى طلايى
١٨. خمس و زكات
١٩. خوديابى و خودسازى
٢٠. درياى مهربانى
٢١. دست به دامان چهارده معصوم(ع)
٢٢. شرح دعاى حضرت حجة(ع)
٢٣. شهيدى كه جگرش را درآوردند
٢٤. شهيدى كه خواستند در كاسه سرش شراب بنوشند
٢٥. شهيدى كه فرشتگان غسلش دادند
٢٦. طالوت و جالوت
٢٧. فصيحة الصحيفة
٢٨. قاموس الشعراء
٢٩. كرامات امام كاظم(ع)
٣٠. كرامات حسنين(ع)
٣١. كربلا بهشت روى زمين
٣٢. كيمياى بنيسى
٣٣. گلستان ائمه
٣٤. گنجينه لؤلؤ و مرجان
٣٥. مفاتيح الرزق
٣٦. من كيستم و چيستم؟
٣٧. نماز و روزه
٣٨. هاروت و ماروت
٣٩. يأجوج و مأجوج و ذو القرنين
سرانجام اين عالم ربانى در روز سه شنبه ١٢/٣/٨٣ به علت ايست قلبى, دار فانى را وداع گفتند و بعد از تشييع جنازه باشكوهى و اقامه نماز توسط آيةاللّه سيد يوسف مدنى تبريزى, در گلزارى شهداى على بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد. روحش شاد.٦ شهيد حجةالاسلام محمدحسن ابراهيمى
حجةالاسلام محمدحسن ابراهيمى در سال ١٣٤٦ در كربلا بدنيا آمد و سپس به همراه پدر حجت الاسلام شيخ حسين ابراهيمى به شهر قم مهاجرت نموده و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در اين شهر گذراند. در سال ١٣٦٩ دروس حوزوى را با جديت آغاز نمود و دروس مقدماتى و سطح را به سرعت سپرى نموده و چند سالى در درس خارج آيات و مراجع عظام سيد محمدعلى علوى گرگانى و شيخ جواد تبريزى و شيخ حسين وحيد خراسانى حاضر گشت. همزمان با فراگيرى دروس حوزوى به تقويت زبان انگليسى و عربى پرداخت به گونه اى كه در تدريس فقه و اصول به زبان انگليسى تسلطى كامل يافت. وى همچنين موفق گرديد كه دروس دانشگاهى را گذرانده و ليسانس حقوق را از مجتمع قضايى قم و فوق ليسانس حقوق بين الملل را از دانشگاه مفيد قم اخذ كند. سوابق اجرايى و تدريس ايشان به شرح ذيل مى باشد: تدريس ادبيات عرب و اصول فقه و مكاسب محرمه در مدارس حوزه علميه قم و تدريس در مدرسه حجتيه براى طلاب خارجى, تدريس زبان انگليسى, در مجتمع پرورش مربى سپاه پاسداران, مترجمى سايت هاى سپاه در دوران دفاع مقدس, كارشناس امور حقوقى كميته امداد امام خمينى(ره) كارشناس امور حقوقى مركز جهانى علوم اسلامى, مترجم همزمان در كنفرانس ها, ميزگردها و سمينارهاى مختلف. تأليفات و تحقيقاتى كه از اين شهيد بزرگوار به انجام رسيده است عبارتند از:
١. نقش سازمان هاى غير دولتى در نگهدارى از محيط زيست (پايان نامه كارشناسى ارشد به زبان انگليسى)
٢. تحقيق و پژوهش در مورد چگونگى استرداد اموال بلوكه شده دولت جمهورى اسلامى ايران در آمريكا (به زبان انگليسى)
٣. تقريرات دروس خارج فقه و اصول (به زبان فارسى)
از آنجا كه ايشان به تبليغ دين خدا و ترويج تشيع عشق مى ورزيد, به امر تبليغ در داخل و خارج كشور پرداخت و براى دستيابى به اين هدف, هجرت به كشور گويان را در آمريكايى جنوبى كه فاصله زيادى با وطنش داشت, برگزيد تا در زمره علماى مهاجر قرار گيرد. اطلاعات وسيع علمى و ايمان و تقوا و عشق به اهل بيت و تسلط به زبان انگليسى از او شخصيتى جالب و جذاب براى جوانان مشتاق و تشنه گويان و ترينيداد ساخته بود. در مدتى كه در اين سرزمين مشغول فعاليت تبليغى بود با شجاعت و مردانگى رسالت خود را انجام داد و از تهديد دشمنان ترسى به دل راه نداد تا آنجا كه در اين راه مورد ضرب و شتم نيز قرار گرفت, اما از رسالت خود دست نكشيد. وى در مدت حضورش در گويان به عنوان امام جمعه و مدير كالج بين المللى مطالعات اسلامى نقش بارزى در ساماندهى و تجديد حيات دوباره شيعيان اين كشور بر عهده گرفت. برخى از فعاليت هاى ايشان در آمريكاى جنوبى از اين قرار است:
١. ثبت رسمى مدرسه امام محمدباقر(ع) و اخذ مجوز فعاليت كالج بين المللى مطالعات اسلامى از دولت گويان;
٢. اقامه نماز جمعه و جماعت و احياى مناسبت هاى اسلامى و برگزارى مراسم دعاى كميل و توسل و زيارت عاشورا و كساء و…;
٣. فعاليت هاى راديويى و تلويزيونى در جهت نشر معارف اسلامى و سخنرانى و پاسخ به سؤالات در مساجد و مدارس برادران اهل سنت;
٤. برگزارى كنفرانس هاى متعدد و نمايشگاه قرآنى و راه اندازى دارالقرآن;
٥. تدريس و مديريت كالج بين المللى مطالعات اسلامى;
٦. نظم و انتظام بخشيدن به كلاس هاى درس مدارس امام حسين(ع) در ترينيداد و توباگو و مدرسه امام على(ع) در كشور سورينام و مدرسه امام محمدباقر(ع) در شهر ليندن گويان و مدرسه امام صادق(ع) در شهر باربيس گويان.
فعاليت هاى چشمگير او و جذب جوانان به مكتب اهل بيت(ع) دشمنان كوردل و سنگدل را بر آن داشت كه اين شمع فروزان هدايت در كشور گويان را خاموش كنند و نيت پليد خود را با ربودن ايشان و شكنجه هاى فراوان عملى ساختند. سرانجام جنازه مطهر ايشان در گودالى در خارج شهر كيپ تاون پايتخت گويان به دست آمد و بعد از مدتى به ايران منتقل گرديد. بنا بر اظهارنظر مقامات پزشكى قانونى در ايران زمان تقريبى شهادت تاريخ ١٦/٢/٨٣ بوده است كه نشان از آن داشت كه وى ٢ الى ٣ هفته بعد از ربودن با شليك دو گلوله در سر و شكنجه هاى فراوان به شهادت رسيده است. بعد از تشييع باشكوهى كه در تهران از ايشان صورت گرفت, پيكر غرق به خون ايشان به قم منتقل گرديد و در روز ٢٨/٢/٨٣ و بعد از اقامه نماز توسط آية الله العظمى مكارم شيرازى, و با حضور شكوهمند مردم و روحانيت معظم تشييع جنازه ايشان تا گلزار شهداى على بن جعفر(ع) صورت گرفت و در كنار شهداى گرانقدر جنگ تحميلى به خاك سپرده شد. درود بيكران خداوند و ملائكه و اولياى خدا بر او باد كه از جمله علماى مهاجر و مهاجران شهيد و اولين شهيد تبليغى در خارج كشور بود. راهش پر رهرو باد. پيام تسليت مقام معظم رهبرى بسم الله الرحمن الرحيم
با تأسف و تأثر از حادثه درگذشت دلخراش مجاهد جبهه تعليم و تبليغ, حجت الاسلام محمدحسن ابراهيمى اطلاع يافتم. جنايتكاران كه دست خود را به خون اين جوان با ايمان و فداكار آلوده اند, وابسته به هر دولت و سازمان جاسوسى كه باشند با اين جنايت خود ثابت كرده اند كه اهريمنانى سنگدل و ضد دانش و روشنگرى و ايمانند. اين مصيبت را به والدين, همسر و داغ ديدگان آن عزيز تسليت مى گويم و مقام و پاداش شهيدان را به روح او تهنيت عرض مى كنم. والسلام عليكم و رحمةالله
سيد على خامنه اى امرالله شجاعى
پى نوشت ها: ١. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام پيام عاشورا در شهر لاهور در سال ١٩٩٨م به چاپ رسانده است. ٢. اين كتاب به انگليسى ترجمه شده و با نام Khadijeh of the orphans در امريكا در سال ١٩٨٥م به چاپ رسيده است. ٣. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (لركى سونالر كاچاندى) در لاهور در سال ١٩٩٨م به چاپ رسيده است. ٤. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (قيام عاشورا) در لاهور به چاپ رسانده است. ٥.اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (حقوق زوجين) در لاهور به سال ١٩٩٨م به چاپ رسانده است. ٦. در تهيه اين زندگى نامه از اطلاعات با ارزش كتاب گرانقدر (موسوعة مولفى الامامية) و همچنين از خانواده بزرگوار ايشان استفاده گرديد.