آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥
نقدى جديد بر كتاب تاريخ الادب العربى
نورى محمد
تصحيح اخطأ بروكلمان في تاريخ الادب العربي, عبداللّه محمد الحبشى, ابوظبى, المجمع الثقافى, ٢٠٠٣م.
مقدمه
به تازگى ناشران فعالى در كشور امارات متحده عربى پا گرفته و با شركت در بازارهاى جهانى كتاب به تدريج فعالانه وارد رقابت در عرصه چاپ و نشر شده اند. يكى از اين ناشران كه امسال به نمايشگاه بين المللى كتاب تهران آمده بود, المجمع الثقافى يا Cultural Foundation است. در بين آثارى كه آورده بود, كتابى نظرم را جلب كرد. عنوان اين اثر تصحيح اخطاء بروكلمان في تاريخ الادب العربي, نوشته عبدالله محمد الحبشى بود.
اهميت كتاب بروكلمان و تأثيرگذارى آن در پژوهش هاى اسلامى ايجاب مى كرد كه عده اى, ضعف ها و خطاياى آن را برشمارند و تا آنجايى كه خبر داريم, اين اولين كتاب مستقل در نقد تاريخ الادب العربي است.
قبل از توضيح و گزارش نقد آقاى الحبشى, توصيفى از خود كتاب بروكلمان عرضه مى شود, آنگاه به سراغ الحبشى مى روم.
گزارش تاريخ ادبيات عرب
اين اثر, تاريخ علوم اسلامى و فرهنگ عرب و اسلام از دوره جاهليت تا اواسط سده بيستم ميلادى در مناطق مختلف مسلمان نشين به زبان المانى است.
نام نويسنده كارل بروكلمان١ (١٩٥٦ـ ١٨٦٨م) خاورشناس آلمانى است. وى در شهر روستوك٢ متولد شد. از دوره دبيرستان علاقه مند به مطالعات شرقى بود و آموختن زبان هاى آرامى و سريانى را از همان دوره آغاز كرد.
در چند دانشگاه آلمان از جمله استراسبورگ نزد كسانى همچون نولدكه به تحصيل درس هاى شرق شناسى پرداخت. زير نظر نولدكه, پژوهشى درباره رابطه الكامل ابن اثير و تاريخ طبرى در ١٨٩٠م انجام داد و به دريافت جايزه نايل گرديد. پس از فراغت از تحصيل به استادى چند رشته از مطالعات شرقى در دانشگاه هاى آلمان دست يافت.
وى به يازده زبان شرقى مانند عربى, سريانى, عبرى, آشورى, فارسى ميانه, فارسى نوين, تركى و قبطى آشنا بود. نيز زبان هاى يونانى, لاتين, ايتاليايى, فرانسه, اسپانيولى و انگليسى را مى دانست. آثار زيادى درباره موضوعات مختلف تأليف كرد. سبك نگارش او عمدتاً دائرةالمعارفى و مستندنگارى است.٣
وى در هر سه زمينه تأليف, ترجمه و تصحيح آثار اسلامى فعال بود. مقالات بسيارى در دائرةالمعارف اسلام (ليدن) نوشت, و كتاب هايى مانند الكامل ابن اثير را به چاپ رساند.٤ كثرت آثار او, برخى را به فهرست سازى از آثارش ترغيب كرده است.٥
مسافرت هايى به استانبول و برخى از سرزمين هاى اسلامى ديگر به منظور آشنايى با آداب, زبان, فرهنگ و كيش مسلمانان داشت.٦
پيش از بروكلمان, پژوهش هاى فراوانى توسط خاورشناسان در زمينه مسائل مختلف اسلام و مسلمانان انجام يافته بود. اما بروكلمان با استفاده از همه آنها, يعنى فهرست ها, متون تحليلى و ترجمه هايى كه غربى ها تدوين كرده بودند, اثرى برتر و جامع تر تأليف كرد. النجار بعضى از منابع بروكلمان را در مقدمه ترجمه عربى معرفى كرده است.٧ به ويژه استشراق آلمانى, تجربه هاى فراوانى در زمينه هاى مختلف فرهنگ اسلامى كسب كرده بود و اين پيش زمينه خوبى براى بروكلمان بود.
غير از اين پژوهش ها, آثارى هم در خصوص تاريخ ادبيات عرب و تاريخ فرهنگ مسلمانان در اروپا منتشر شده بود. يوسف فون هامر پورگشتال٨ (١٧٧٤ـ١٨٥٦), خاورشناس اتريشى, اولين كسى است كه به تأليف تاريخ ادبيات٩ پرداخت.
بروكلمان در مقدمه به برخى پژوهش هاى متفرقه مانند كارهاى گلدزيهر در علوم حديث اشاره و چگونگى استفاده خود را از آنها بيان مى كند. غير از خاورشناسان, نويسندگان عرب مانند مصطفى صادق الرافعى نويسنده كتاب تاريخ آداب العرب١٠ در اين زمينه قلم زده بودند. بروكلمان از اينها نيز بهره برده است.١١
با وجود آن همه آثار, اين كتاب به عنوان مهم ترين دائرةالمعارف ميراث علمى عرب در دوره اسلامى شناخته شده است. زيرا داراى اسلوب و روش علمى, دقت, تبويب و نظام بندى منطقى و ديگر مشخصات منحصر به فرد است.١٢ از اين رو همچون دائرةالمعارف و مرجع بزرگى است كه پژوهشگران از آن بى نياز نيستند.
تاريخ ادبيات عرب در واقع يك دوره تاريخ تمدن اسلام و مسلمانان نيز هست. البته روش نويسنده اين گونه است كه به جاى طرح مباحث كلى و نظرى تمدن اسلامى, به مصاديق و موارد آن يعنى علوم و دانشمندان پرداخته است.
بروكلمان پس از اتمام معجم سريانى (١٨٩٥) و سفر تركيه (١٩٨٥ـ١٩٨٦) ضرورت تأليف كتاب مرجع درباره تاريخ فرهنگ عرب در دوره اسلامى را به طورى كه بتواند راهنماى پژوهشگران باشد بيش از پيش احساس كرد.١٣ در واقع هدف بروكلمان از تأليف اين كتاب, اطلاع رسانى در مورد منابع به ويژه كتاب هاى خطى در عرصه علوم مختلف عربى و مسلمانان و عرضه آدرس هاى آنها در كتابخانه ها به منظور دستيابى آسان تر پژوهشگران به آنها است.
داورى برخى اين است كه از حيث كثرت تتبع و گردآورى مآخذ, تاريخ ادبيات عرب انصافاً ارزنده و جالب است.١٤ اما نبايد از اشتباهات آن غفلت شود. براى نمونه كتاب بشارةالمصطفى را از آثار محمد بن جرير بن يزيد طبرى پنداشته, در حالى كه از محمد بن على بن رستم طبرى (از علماى اماميه) است.١٥ نيز جواد على برخى برداشت ها و مطالب بروكلمان را برنمى تابد و نقدهايى دارد.١٦
ساختار و تبويب كتاب:
سرفصل هاى اصلى آن, هفت دوره زمانى است; يعنى تاريخ فرهنگ عرب را به دوره هاى زير تقسيم كرده و مطالبى ذيل هر فصل آورده است:
١. پيش از اسلام يا جاهليت;
٢. دوره رسالت;
٣. دوره بنى اميه;
٤. از ٧٥٠ (يا ١٣٢ق, سال سقوط دولت اموى و روى كار آمدن عباسيان) تا ١٢٥٨م (يا ٦٥٦ق يعنى سال سقوط بنى عباس به دست مغول);
٥. از حمله مغول تا سال ١٥١٧م (سقوط دولت مماليك و فتح سوريه توسط سلطان سليم اول)
٦. از ١٥١٧ تا ١٧٩٨ (حمله ناپلئون به مصر);
٧. دوره جديد (از حمله ناپلئون تا اواسط سده بيستم).
هر دوره به چند منطقه جغرافيايى تقسيم و ذيل هر منطقه, علوم مختلف و ذيل علوم مختلف, دانشمندان را براساس تاريخ وفات آورده است. بنابراين هر دوره تقسيم چهارگانه دارد. به عبارت ديگر از معيارهاى تاريخى, علمى و جغرافيايى در كنار يكديگر براى طبقه بندى مطالب تاريخ فرهنگ استفاده كرده است.
البته دوره هاى اول و دوم, تقسيم هاى مزبور را ندارد. دوره چهارم, به دو دوره متمايز زير تقسيم شده است:
الف. ١٣٢ تا ٤٠٠ق يا دوره قديمى شكوفايى فرهنگ در عصر عباسى.
ب. ٤٠١ تا ٦٥٦ق يا دوره جديد شكوفايى فرهنگ.
از نظر ديگر, بروكلمان تاريخ فرهنگ عرب را به دو دوره متمايز تقسيم مى كند: دوره ميراث اصيل عرب و دوره اختلاط فرهنگى عرب با ديگر ملت ها. دوره اول شامل عصر جاهليت تا امويان و دوره دوم از عصر عباسيان آغاز به بعد است.
كتاب بروكلمان نه همانند Whos Who متداول در غرب و نه همانند طبقات و تراجم نگارى ها متعارف در بين مسلمانان و نه مثل فهرست هاى ابن نديم و طوسى و نه كتابنامه هايى همچون كشف الظنون است. بلكه تركيبى از همه اينها در قالبى جديد است.
در عنوان كتاب, ادبيات (Litteratur) آمده است. ادبيات دو كاربرد دارد: يكى در مورد نثر و شعر و دوم در معنايى وسيع تر, بر حيات فكرى و فرهنگ مكتوب اطلاق مى شود. كاربرد دوم در غرب متداول تر است. بروكلمان ادبيات را به معناى دوم استعمال كرده است.١٧ النجار معتقد است اين كلمه در فرهنگ آلمانى به معناى ميراث علمى مدون, كتب و مراجع علمى است.١٨ از اين رو قلمرو علمى اين اثر, فرهنگ اسلامى است. البته نمى توان گفت همه علوم موجود در فرهنگ اسلامى را تفحص كرده ولى مهم ترين آنها را تحقيق كرده است. علومى كه در اين كتاب مورد تحقيق قرار گرفته عبارتند از: عقايد, علوم, حديث, علوم قرآن, فقه, تصوف, شعر, نثر, تاريخ محلى, انساب, رجال, تاريخ دولت ها, لغت شناسى, تاريخ, تفسير, فلسفه, رياضيات, فلك و تنجيم, دائرةالمعارف ها, طب, سياست و مديريت, جغرافيا و سفرنامه نويسى, علوم طبيعى, هندسه, سحر و ديگر علوم غريبه, موسيقى, تجارت, شطرنج, و ديگر بازى ها و سرگرمى ها, كشاورزى, جنگ, دامپزشكى و كيميا.
كتاب هايى نظير تاريخ ادبيات عرب از حنا الفاخورى,١٩ فقط به ادبيات در معناى اخص آن يعنى شعر و نثر پرداخته اند. از اين رو قلمرو آنها تمام فرهنگ نيست.
قلمرو جغرافياى
مورد پژوهش او همه جهان اسلام از هندوستان تا اندلس است. از اين رو اطلاعات مفيدى درباره ايران, افغانستان, آسياى ميانه و تركيه عرضه مى كند.
به دليل استفاده مؤلف از فهرست هاى مخطوطات, مى توان گفت اين كتاب, اطلاعات يك دوره فهارس دستنوشته ها را در خود جاى داده است. عناوين فهرست هاى مخطوطات به ١٦٨ عنوان مى رسد. البته از منابع ديگر چاپى و حتى مقالات نيز به فراوانى استفاده كرده است.٢٠
مؤلف فقط گردآورنده اطلاعات نبوده بلكه براساس باورها و نظرات خاص براى مثال به تأليف پرداخته است. بروكلمان معتقد است اسلام در سبك و اسلوب شعرى و ادبى تحولى ايجاد نكرد و تا پايان دوره امويان, شعرا به همان روش دوره جاهليت پيش مى رفتند. از اين رو از دوره جاهليت تا دوره امويان از اين نظر شباهت وجود دارد. اما در دوره عباسيان تحولاتى پديد آمد.٢١
بروكلمان ذيل هر علم, مهم ترين نويسندگان را معرفى كرده است. شيوه او اين گونه است كه ابتدا نام اشهر را به عنوان مدخل و پس از نام كامل و زندگى نامه كوتاهى مشتمل بر نام, نسب, سال ولادت و وفات و فعاليت هاى علمى او را عرضه مى كند. پس از آن مصادر زندگينامه او را فهرست, آنگاه آثارش را معرفى مى كند. اگر آثار خطى باشد, پراكندگى آن را در كتابخانه اى مختلف نشان مى دهد.
گاهى كتاب هاى منحول و مشكوك را معين كرده است. اما توضيحات تحليلى و توضيحى در اين مورد ندارد. اطلاعات بروكلمان درباره ترجمه ها, شرح ها, مختصرها, حاشيه ها و تهذيب هاى برخى كتب, راهنمايى خوبى براى پژوهشگران است.
براى آشنايى با سبك بروكلمان (مدخل القونوى) تحليل مى شود. ابتدا نام كامل او را به اين صورت ثبت كرده است: علاءالدين ابوالحسن على بن اسماعيل بن يوسف القونوى. در همين جا به تاريخ تولد وى و زادگاه او اشاره مى كند. به دنبال آن مى نويسد:
در ٦٩٣ق/١٢٩٤م به دمشق آمد و در مدرسه اقباليه استاد شد. در ٧٠٠ق, استادى در مسجد طولونى را به دست آورد. در پى آن ديگر مناصب, مشاغل و فعاليت هاى او را توضيح داده و در پايان اين بخش به وفات وى اشاره مى كند.
بخش دوم زير عنوان منابع زندگينامه او چندين كتاب كهن عربى و يك منبع لاتين آورده است, مثلاً چنين نوشته است: طبقات الشافعية للسبكى ٦/١٤٤.
بخش سوم اختصاص به آثار قونوى دارد. چهار كتاب براى وى برشمرده است. آدرس دو عنوان از آن چهار كتاب را به فهرست هاى مخطوطات ارجاع مى دهد.
از جمله انتقادهايى كه در مورد اين اثر گفته اند: بروكلمان با تكيه بر فهارس مخطوطات, اطلاعات دستنوشته ها را آورده است. از اين رو چون بسيارى از نسخه ها فهرست نشده بود, در اين كتاب يادى از آنها نشده است. اين نقص بزرگى براى اين كتاب است.
چند كتاب درباره تاريخ ادبيات ايران منتشر شده كه در مقايسه با كتاب بروكلمان, پژوهش حجيم ذبيح الله صفا٢٢ به آن نزديك تر است. شباهت هاى اين دو كتاب يكى در كاربرد واژه ادبيات در معناى اعم آن و دوم ساختار اصلى كتاب يعنى تبويب آن است. صفا مانند بروكلمان, دانشمندان را همراه با آثار آنها معرفى كرده است.
تاريخ ادبيات عرب در دو جلد اصلى در ١٩٠١م چاپ شد و دو جلد متمم آن هم در ١٩٣٦م چاپ شد.
Geschichte der arabischen Literature, Ied, ٢Bands, Berlin, ١٨٩٨-١٩٠٢, ٢ed., Leiden, Brill, ١٩٣٧-١٩٤٩, ix + ٦٧٦ + xiv+٦٨٦s.
بروكلمان از زمان نشر چاپ اول كتاب تاريخ ادبيات عرب (١٩٠٢ـ ١٨٩٨م) اصلاح, توضيح و تكميل آن را به مدت چهل سال ادامه داد. همه تغييرات را در دو جلد قطور گردآورى كرد كه يكى در ١٩٣٧ و ديگرى در ١٩٣٨ از سوى بريل در ليدن هلند زير عنوان پيوست تكميلى تاريخ ادبيات عرب منتشر شد.٢٣
نظر بدوى در مورد پيوست دو جلدى اين است كه بهتر بود اين تكمله ها و اضافات در متن اصلى اعمال مى شد و در واقع متن اصلى از نو تدوين مى گرديد. زيرا خوانندگان براى استفاده با مشكلات عديد مواجه خواهند شد. خود بروكلمان هم معتقد به بازنگارى بود اما ناشر, شرط هايى به ميان آورده بود كه انجام آنها از سوى بروكلمان ناممكن بود.
بروكلمان پيوست ديگرى را در يك جلد در ١٩٤٢ منتشر كرد. اين جلد سوم مستدرك ها بود. ويژگى مهم اين پيوست پرداختن به موضوع جديد و بدون سابقه در متن اصلى يعنى تاريخ ادبيات عربى نوين از ١٨٨٢ (سال اشغال مصر از سوى انگلستان) تا عصر حاضر است. در اين جلد علاوه بر ذكر سرفصل هاى كتاب ها به محتوا و مضامين فصل هاى در منابع, همچنين به داورى درباره زبان و سبك نگارش نيز پرداخته است. در صورتى كه جلدهاى متن و پيوست يك اين گونه نبود.
مشخصات اين مستدرك ها بدين قرار است:
Supplement, ٣Bands, Leiden, Brill, ١٩٣٧-١٩٤٢, Xvii+ ٩٧٣, Xvii+١٠٤٥, X+١٣٢٦s.
برگردان عربى اين كتاب به پيشنهاد اداره فرهنگى دانشگاه الدول العربية و به سرپرستى دكتر عبدالحليم النجار آغاز شد. تا زمان وفات النجار سه جزء آن بين سال هاى ١٩٦٠ تا ١٩٦٢ ترجمه شد. پس از او سيد يعقوب بكر و رمضان عبدالتواب سرپرستى ترجمه بقيه اجزاء را به درخواست سازمان عربى تربيت و فرهنگ و علوم٢٤ بر عهده گرفتند. جزء٤ و ٥ و ٦ بين ١٩٧٠ تا ١٩٧٧ ترجمه شد و پروژه متوقف گرديد. مجدداً همان سازمان از محمود فهمى حجازى تقاضاى ادامه كار را نمود. ولى آقايان محمد عونى عبدالرؤوف, محمد حمدى زقزوق, غريب محمد غريب, عمر صابر عبدالجليل, سعيد حسن البحيرى و حسن محمود اسماعيل را به كار گرفت. بالاخره ترجمه كتاب در ده قسمت بين سال هاى ١٩٩٢ تا ١٩٩٥ مجدداً منتشر شد.
ترجمه عربى داراى اين مشخصات است: تاريخ الادب العربى, ترجمه محمود فهمى حجازى و ديگران, ده مجلد, قاهره, الهيئة المصرية العامة للكتاب, ١٩٩٣م.
جلد اول مشتمل بر مقدمه هايى از مسارع حسن الراوى مدير سازمان عربى تربيت و فرهنگ و علوم, محيى الدين صابر مدير سابق همان سازمان و محمود فهمى حجازى سرپرست گروه مترجمان است.
مترجمان خود را ملتزم به رعايت تبويت بروكلمان نديده و دخل و تصرفات و اضافاتى داشتند.٢٥ بيوگرافى مترجمان در مقدمه جلد اول آمده است.
فهرست هاى اين كتاب توسط درية الحطيب, در چهار جزء با مشخصات زير چاپ شده است.
الفهارس العربية للكتاب تاريخ الادب العربى, حلب, معهد التراث العلمى العربى, ١٤٠٤ـ١٤١١ق/ ١٩٨٤ـ١٩٩١م.
اين فهرست شامل اعلام, كتب, مجلات, مقالات, اماكن و مراجع است البته آشفتگى هايى در آن وجود دارد و پژوهشگران به راحتى نمى توانند از آن استفاده كنند.
نقد و بررسى
پس از گذشت حدود نيم سده از فوت بروكلمان (درگذشت ١٩٥٦م) و پس از گذشت حدود يك سده از چاپ كتاب تاريخ ادبيات عرب, نقد آقاى حبشى منتشر شد. با اين كه كتاب بروكلمان مرجع در بسيارى از تحقيقات اسلامى است و صدها پژوهشگر از آن بهره برده اند. چاپ اول اين نقد به ١٩٩٧ باز مى گردد. پس از چاپ اول و استقبال از آن و تمام شدن نسخه ها در بازار, آقاى حبشى به چاپ دوم اقدام كرد. البته تفاوت هايى بين اين دو چاپ هست و برخى تعديل, كم يا زيادها انجام يافته است.
آقاى حبشى مدعى است اصل آلمانى و ترجمه عربى را مطالعه كرده و اشكالات آنها را استخراج نموده است. در مقدمه علت هاى مشكلات و ضعف هاى كتاب بروكلمان را در چند نكته دانسته است:
كثرت اطلاعات و بزرگى دامنه موضوع, يعنى بررسى تاريخ چهارده قرن فرهنگ مسلمانان, به ويژه اينكه, پژوهش و تأليف آن را فردى نه گروهى انجام داده است.
دليل ديگر كثرت خطاهاى بروكلمان, غير عرب بودن او و بيگانگى از فرهنگ عربى ـ اسلامى به ويژه عدم تخصص در نسخه شناسى است.
آقاى حبشى معتقد است به دليل اقدميت اثر بروكلمان بر بسيارى از آثار مشابه, خطاهاى او به آثار بعدى منتقل شده است. از اين رو بسيارى از خطاها تكثير شده اند.
البته همه خطاها از جانب بروكلمان نيست و برخى توسط مترجمان عربى وارد شده است; به ويژه در ضبط و ثبت نام ها وضع حادتر است. زيرا بروكلمان نام هاى عربى را به آلمانى نوشته است و مترجمان مجدداً به عربى برگردانده اند و به دليل تشابه برخى حروف مثل حاء و عين يا ضاد و طاء در حروف آلمانى, مترجمان اشتباه افتاده اند.
مطابق احصاء و بررسى آقاى حبشى, خطاهاى جزءهاى اول تا ششم بسيار كم است. زيرا مترجمان, با دقت به متون اصلى مراجعه كرده اند. اما متأسفانه غلط هاى چاپ و سقط صفحات و افتادگى مطالب ديده مى شود. در مجموع حدود ٢٠٠٠ اشتباه پژوهشى و غلط چاپى و ترجمه اى يافته است.
شيوه حبشى اين گونه است كه خطاى كتاب بروكلمان را ابتدا آورده و دنبال آن مطلب صحيح را متذكر شده است. ايشان فقط به اشكالات جزئى مانند خطا در نام نويسنده يا عنوان كتاب پرداخته, ولى به اشكالات ساختارى موجود در تاريخ الادب العربى توجهى نكرده است.
چند سالى كه ناشران ايرانى درصدد انتشار كتاب بروكلمان در ايران بوده اند, ولى غير از چاپ ناقص سه جزء آن در سال هاى دور هنوز عملى نشده است; اما گويا جديداً ناشرى تصميم به چاپ آن گرفته است. اميد است پيش از چاپ, اغلاط و مشكلاتى كه توسط آقاى حبشى و ديگران مطرح شده, اصلاح شود.١. Carl Brockelman
٢. Rostock
٣. ر.ك: المستشرقون, عقيقى, ج٢, ص٧٧٨ و ٧٨٢.
٤. براى اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به: موسوعة المستشرقين, عبدالرحمن بدوى, مدخل بروكلمان, المستشرقون, عقيقى, ج٢, ص٧٧٧ به بعد; ترجمه تاريخ الادب العربى; دانشنامه جهان اسلام, ج٣, ص٢٦٥ـ٢٦٧; خاورشناسان, ابوالقاسم سحاب; (حياة كارل بروكلمان و اعماله), محمود فهمى حجازى, مقدمه جلد اول;
"Autobiography", Oriens, No ٢٧ and ٢٨ (١٩٨١); Johann Fuck, "Carl Brockelmann", ZDMG, Bd.١٠٨, ١٩٥٨, p.١-١٣.
٥. ر.ك: موسوعة المستشرقين, عبدالرحمن بدوى, مدخل بروكلمان.
٦. نقد آثار خاورشناسان, حسينى طباطبايى, ص٣٢.
٧. تاريخ الادب العربى, ج١, ص٣١ـ ٣٥.
٨. Josef von Hammer-Purgstall.
٩. مشخصات كتابشناختى:
Literaturgeschichte der Araber, wien, ١٨٥٠.
١٠. قاهره, ١٨٩٣م.
١١. فهرست اين آثار را بروكلمان در مقدمه معرفى كرده است.
١٢. مقدمه تاريخ الادب العربى, ج١, ص٦, ٢٩.
١٣. مقدمه النجار بر تاريخ الادب العربى, ج١, ص١٧.
١٤. نقد آثار خاورشناسان, حسينى طباطبايى, ص٣٥.
١٥. همان.
١٦. ر.ك: المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام, جواد على, ج١, ص٧٩ و جاهاى ديگر اين كتاب.
١٧. موسوعة المصادر والمراجع, عبدالرحمن عطيه, ص٣٤.
١٨. مقدمه تاريخ الادب العربى, ج١, ص١٧.
١٩. اين كتاب توسط عبدالمحمد آيتى به فارسى برگردانده و با اين مشخصات چاپ شد: تاريخ ادبيات زبان عربى, تهران, توس, ١٣٧٤, چاپ سوم.
٢٠. موسوعة المصادر والمراجع, عبدالرحمن عطيه, ص٣٦.
٢١. تاريخ الادب العربى, ج١, ص٩٥.
٢٢. تاريخ ادبيات در ايران, چاپ سيزدهم, تهران, انتشارات فردوس, ١٣٧٢.
٢٣. موسوعة المستشرقين, عبدالرحمن بدوى.
٢٤. المنظمة العربية للتربية والثقافة والعلوم.
٢٥. موسوعة المصادر والمراجع, عطيه, ص٣٤ـ ٣٥.