آیینه پژوهش
(١)
پيش زمينه تاريخ كتابخانه هاى اسلامى - استلهورن مکنسن روث
١ ص
(٢)
بازخواني كتاب بازتاب بودا در ايران و اسلام - ذکاوتى قراگزلو علي رضا
٢ ص
(٣)
كاستى ها و ناراستى ها در طبقات مفسّران شيعه - قاسمى رحيم
٣ ص
(٤)
غزالى مشهدى و مثنوى نقش بديع - قربانپور آرانى حسين
٤ ص
(٥)
سخنى در باب كتاب بديع از ديدگاه زيبايى شناسى - عمرانى غلامرضا
٥ ص
(٦)
اصطلاح نامه علوم قرآنى در يك نگاه - حسينى سيد غلامحسين
٦ ص
(٧)
ملاحظاتى بر كتاب مطالعات قرآنى - گراهام ويليام
٧ ص
(٨)
مصادر و مأخذ سيوطى در كتاب المزهر - عبدالتواب رمضان
٨ ص
(٩)
نيم نگاهى به كتاب جستارهايى در تاريخ تالش در گستره تاريخ ايران - اردبيلى يوسف محسن
٩ ص
(١٠)
سيرى در سير نگارش هاى علوم قرآنى - بابايى رضا
١٠ ص
(١١)
معرفي هاي اجمالي -
١١ ص
(١٢)
معرفي هاي گزارشي -
١٢ ص
(١٣)
مجله هاي پژوهشي -
١٣ ص
(١٤)
كتابشناسى مسجد - اصغر نياويند شهرام
١٤ ص
(١٥)
اخبار
١٥ ص
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥
اخبار
در گذشتگان
آيت اللّه روحانى(فقيه معظم حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيد مهدى حسينى روحانى ـ قدس سره ـ چهره اى محبوب و آشنا, و مدرّسى مشهور و تلاشگرى ژرف نگر, استادى دلسوز, عالمى عامل, فقيهى مردم دوست و از راويان احاديث اهلبيت عصمت و پاسدار فرهنگ اصيل اسلامى و فقه سنّتى و به حق از ثمرات گرانقدر حوزه علميه قم بود.) (مجله نور علم, ش٢٩, دى ١٣٦٧ش, ص١٦)
معظم له در ٢٣ ذى الحجة ١٣٤٣ق (١٣٠٣ش), در بيت علم و تقوا و فضيلت در شهر مقدس قم زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللّه حاج سيد ابوالحسن روحانى (١٣٠٩ـ ٦ ذى القعدة ١٣٨٢ق) از شاگردان آيات عظام: سيّد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى, و او فرزند آيت اللّه حاج سيّد صادق قمى (١٢٥٥ـ پنجم ربيع الاول ١٣٣٨ق) ـ مرجع و فقيه متنفّذ و رئيس مُطاع و حاكم شرع مطلق قم ـ از شاگردان آيات عظام: شيخ انصارى و ميرزاى شيرازى و بيش از همه شاگرد ميرزا حبيب الله رشتى, و صاحب (كتاب الزكاة) بوده است.و از سوى مادر, به مرحوم آيت اللّه العظمى ميرزاى قمى صاحب قوانين نَسَب مى برد. والده ماجده اش, دختر مرحوم آيت اللّه سيّد فخرالدين قمى (١٢٨١ـ١٣٦٣ق) ـ شيخ العلماى قم و نوه ميرزاى قمى ـ بوده است.
فقيد سعيد, پس از دوران كودكى و نوجوانى, در اوج استبداد رضاشاهى ـ كه كيان حوزه هاى علميه در خطر بود و كمتر كسى به علوم دينى رغبت مى كرد ـ به فراگيرى دانش دينى روى آورد و در محضر پدرش, مقدمات را فراگرفت. سپس در محضر آيت اللّه شيخ عبدالرزاق قائينى, از سيوطى تا شرح لمعه را به خوبى آموخت و در اين ميان, از درس هاى مرحوم آيت اللّه سيّد مرتضى علوى فريدنى و آيت اللّه شيخ جعفر صبورى قمى هم بهره هاى فراوان برد. در ١٩ سالگى (سال١٣٦٢ق) به نجف اشرف مهاجرت كرد و بخش عمده سطوح عاليه را از حضرات آيات: ميرزا حسن يزدى (رسائل), سيد يحيى مدرسى يزدى (مكاسب) و ميرزا باقر زنجانى (كفايه) فراگرفت و در بازگشت به قم (١٣٧٠ق), قسمت هاى بر جاى مانده رسائل (برائت و اشتغال) و مكاسب را از حضرت امام خمينى آموخت و مورد علاقه فراوان ايشان قرار گرفت. با ورود آيت اللّه العظمى بروجردى به قم در سال ١٣٦٥ق (١٣٢٥ش), به درس فقه و اصول معظم له حاضر شد و علاوه بر آن, درس هاى آيات عظام: سيّد محمّد حجّت كوهكمرى, سيّد محمّد محقق داماد, سيّد احمد خوانسارى و علامه سيّد محمّدحسين طباطبايى را ساليان فراوان, درك كرد و از فيضِ آنان بهره بسيار برد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. وى علاوه بر تحصيل, به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه و اصول نيز پرداخت و بيش از پنجاه سال, به مباحثه فقه و حديث و تفسير با آيات معظم: احمدى ميانجى, شبيرى زنجانى, آذرى قمى, و گاه با شهيد بهشتى, سيّد موسى صدر و موسوى اردبيلى اشتغال داشت.
معظم له, در كنار مطالعات رايج حوزه هاى علميه ـ فقه و اصول ـ به تحقيق در تفسير, حديث, تاريخ, كلام و مذاهب اسلامى پرداخت و يكى از صاحب نظران برجسته علوم اسلامى در حوزه علميه قم به شمار مى رفت. وى با مقارنه و تطبيق كتاب هاى آسمانى (تورات و انجيل) با قرآن مجيد, نقاط اشتراك و افتراق آنها را با قرآن روشن ساخت و يادداشت هاى بسيار در شناختِ فرقه هاى گوناگون اسلامى فراهم آورد. وى و گروهى از دوستانش, نخستين كسانى بودند كه در حوزه علميه قم كارِ گروهى را بنياد نهادند و جلسات بررسى ماركسيسم و اصولِ ديالكتيك را تشكيل دادند و بازده انديشه ها و بحث هاى خويش را در اختيار نويسندگان و روزنامه ها قرار مى دادند. آنان نوشتارها و تأليفاتشان را در اختيار يكديگر قرار مى دادند و نظرات اصلاحى هم ديگر را به كار مى بردند. آنان با يارى و همفكرى يكديگر, شالوده (جامعه مدرسين حوزه علميه قم) را پى افكندند كه در جريان انجمن هاى ايالتى و ولايتى و پس از آن و در طول تاريخ مبارزات مردم مسلمان ايران به رهبرى امام خمينى, نقش حساس و بنيادين خود را ايفا كرد و در گسترش پيام مرجعيت و روحانيت در گوشه و كنار كشور شركت مستقيم داشت, كه نام مرحوم آيت اللّه روحانى, در تمام اعلاميه هاى ضد رژيم ـ و از جمله اعلاميه تاريخى خلع شاه از سلطنت ـ ديده مى شود. معظم له, پس از پيروزى انقلاب اسلامى, در جهت تقويت و حمايت از نظام از هيچ كوششى فروگذار نكرد و سه بار به عنوان نماينده مردم استان هاى مركزى و قم, در مجلس خبرگان رهبرى برگزيده شد و در جنگ تحميلى عراق عليه ايران, فرزند برومندش حجةالاسلام سيّد على روحانى را تقديم كاروان شهداى انقلاب اسلامى نمود. او در عين حال, فقيهى دلسوز به حال جامعه و عالِمى عامل به دستورات دين بود. از بام تا شام, درِ خانه اش ـ كه يادگار بيت يكصدساله فقاهت و مرجعيت و رياست عامه قم بود ـ به روى همگان باز بود و با صبر و حوصله تمام, به مشكلات مردم رسيدگى مى كرد و بسيارى از خانواده هاى نيازمند را تحت سرپرستى و عنايت خود قرار داده بود. وى با اخلاق خوش و زبانِ ملايمش مرهمى بود بر زخم دل هاى رنجديده, او در ميان مردم قم ـ به دليل سابقه خانوادگى و زهد و تقوا و ويژگى هاى ممتاز خود ـ جايگاهى والا داشت و مسجدش ـ كه هر سه وعده صبح و ظهر و شب اقامه جماعت مى كرد ـ محل اجتماع مردم متدين بود. زندگى اش بسيار ساده و نشانه هاى بى اعتنايى به زخارف دنيوى از آن نمايان بود و به حق مى توان گفت: رفتار و كردارش و زندگى اش, يادآورِ زندگى پيشوايان دين و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ بود.
تأليفات معظم له عبارتند از:
١. بحوث مع اهل السنة والسلفية.
٢. فرقة السلفية و تطوراتها فى التاريخ (در كنفرانس علوم انسانى در ژاپن به عربى و انگليسى به چاپ رسيد).
٣. الوتر ثلاث ركعات (همراه با نظرات آيت اللّه سيّد موسى شبيرى زنجانى).
٤. احاديث اهل البيت ـ عليهم السلام ـ عن طريق اهل السنة (با همكارى مرحوم آيت اللّه احمدى ميانجى, چند جلد).
٥. مجموعه مقالات (مانند: النظريات الفقهية والاصولية, يك پيشنهاد براى تعيين خط دقيق قبله,…).
و كتاب هاى غيرچاپى اش هم عبارتند از:
٦. حاشيه بر تفسير جوامع الجامع.
٧. تفسير سوره حمد.
٨. تفسير سوره فجر.
٩. تاريخ فرق و مذاهب اسلامى (٢ج).
١٠. تقريرات درس فقه آيت اللّه محقق داماد.
سرانجام آن فقيه پارسا, پس از پشت سر نهادن يك دوره بيمارى ـ و پس از زمان كوتاهى از درگذشت برادرش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد هادى روحانى و يارِ وفادار و دوست گرانقدرش آيت اللّه احمدى ميانجى ـ در ٧٧ سالگى, در روز پنجشنبه ٣ آذر ١٣٧٩ (٢٦ شعبان المعظم ١٤٢١ق) چشم از جهان فرو بست و به اجداد طاهرينش پيوست. با اعلام خبر وفاتش, از سوى مراجع تقليد و مقام معظم رهبرى و مقامات روحانى و كشورى پيام هاى تسليت صادر شد و پيكر پاكش در صبح جمعه ٢٧ شعبان, با حضور هزاران نفر از علما و فضلا و مردم متدين قم تشييع و پس از نماز آيت اللّه بهجت بر آن, در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام اللّه عليها ـ در كنار دوست ديرين خويش آيت اللّه احمدى ميانجى به خاك سپرده شد و مجالس يادبودش تا مدت ها, ادامه يافت.
* حجةالاسلام امينى نجفى
فقيد پژوهش و تحقيق, حضرت حجةالاسلام والمسلمين استاد دكتر محمّدهادى امينى ـ طاب ثراه ـ يكى از نويسندگان و محققان مشهور به شمار مى رفت.
معظم له, به سال ١٣٥٥ق (١٣١٤ش) در نجف اشرف, در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش, علامه بزرگ و دانشمند سترگ آيت اللّه علامه شيخ عبدالحسين امينى تبريزى (١٣٢٠ـ١٣٩٠ق) صاحب (الغدير) و (شهداء الفضيلة) و او فرزند آيت اللّه ميرزا احمد ـ بن مولا نجف على ـ امين الشرع (١٢٨٧ـ١٣٧٠ق) صاحب (حاشيه مكاسب) ـ و از شاگردان ميرزا اسداللّه تبريزى ـ بوده است (نقباءالبشر, ج١, ص١٢٤). او پس از تربيت در مكتب علمى و تحقيقى پدر بزرگوارش و فراگيرى ادبيات و سطوح, به تأليف و تحقيق و پژوهش روى آورد و ده ها كتاب را به سامان رسانيد. آن مرحوم علاوه بر تحصيل علوم دينى, موفق به اخذ دكترا از دانشگاه الازهر در ادبيات عرب شد و در اثر فشارِ رژيم بعثى عراق, در سال ١٣٩١ق از عراق اخراج شد و تهران را براى زندگى برگزيد, كه اين تا پايان عمرش ادامه يافت. وى, در طريق محبّت و ولايت اميرالمؤمنين على(ع) سر از پاى نمى شناخت و عمر خويش را بر سر اين كار نهاد. هر هفته ـ روزهاى دوشنبه ـ از تهران به قم مى آمد و پس از زيارت حضرت معصومه ـ سلام اللّه عليها ـ به مسجد مقدس جمكران مشرف مى شد و در هيئتى از عاشقان امام زمان, حديث كسا را مى خواند و سپس به تهران مى رفت. او در انقلاب اسلامى ايران, فرزندش مهندس مرتضى را هم تقديم كرد كه به وسيله منافقين كوردل, هدف ترور قرار گرفت و به شهادت رسيد.
تأليفات وى عبارتند از:
١. معجم رجال الفكر والادب فى النجف خلال الف عام (٣ج) ـ كه معروف ترين كتاب وى است.
٢. اصحاب اميرالمؤمنين(ع) والرواة عنه (٢ج).
٣. اعلام نهج البلاغه.
٤. نهج البلاغه واثره على الادب العربى.
٥. حالة المرأة الاجتماعية فى عهد الفاطميين.
٦. عيد الغدير فى عهد الفاطميين.
٧. الشريف الرضى.
٨. معلم الامة الشيخ المفيد.
٩. مصادر الدراسة عن الشيخ الطوسى.
١٠. مصادر ترجمة الشريف الرضى.
١١. الشيوعية ثورة و تآمر.
١٢. الشيوعية عدوة الانسانية.
١٣. الى ابى (ديوان شعر).
١٤. التدخين والسرطان (ترجمة).
١٥. مناعة المجتمع العربى.
١٦. مكة (به فارسى ترجمه شده است).
١٧. فاطمة بنت اسد.
١٨. فاطمة بنت الامام الحسين(ع).
١٩. فاطمة بنت الامام موسى الكاظم(ع).
٢٠. بطل فخ.
٢١. معجم المطبوعات النجفية.
٢٢. مخطوطات مكتبة السيد محمّد البغدادى.
٢٣. مخطوطات مكتبة السيّد الحكيم (من نوادر…).
٢٤. تذكره شعراى غدير (٦ج) ـ كه وسيله انتشارات (اميركبير) به چاپ خواهد رسيد.
٢٥. ياران پايدار امام حسين.
٢٦. عترت در قرآن.
٢٧. درس هايى از مكتب ولايت.
و كتاب هاى تحقيقى وى, عبارتند از:
١. اخبار السيّد الحميرى. از ابى عبيداللّه مرزبانى.
٢. اخبار شعراء الشيعة. از ابى عبيداللّه مرزبانى.
٣. اختيار مصباح السالكين ـ شرح نهج البلاغه ـ از ابن ميثم بحرانى.
٤. ديوان طلايع بن رزيك.
٥. الدرر الباهرة من الاسلاف الطاهرة. از شهيد اوّل.
٦. الايجاز فى الفرائض والمواريث. از شيخ طوسى.
٧. رواية الطف. از محمدرضا شالچى موسى.
٨. السقيفة والفدك. از ابوبكر احمد جوهرى.
٩. افحام الاعداء والخصوم. از سيد ناصر حسين موسوى هندى.
١٠. خصائص الائمة. از سيّد شريف رضى.
١١. خصائص اميرالمؤمنين(ع). از شريف رضى.
١٢. فتح الملك العلى بصحة حديث (انا مدينة العلم وبابها على). از ابوالفيض احمد غمارى مغربى.
١٣. كفاية الطالب فى مناقب على بن ابى طالب. محمّد بن يوسف كنجى شافعى.
١٤. نزل الابرار بما صحّ من مناقب اهل البيت الاطهار. از محمّد بن رستم خان حارثى بدخشانى.
١٥. نظم درر السمطين فى فضائل المصطفى والمرتضى والبتول والسبطين. از شمس الدين محمّد بن يوسف خزرجى زرندى حنفى.
١٦. المناقب. مولى حيدر على شيروانى اصفهانى.
١٧. فضائل فاطمة الزهرا ـ عليها السلام ـ از ابى حفص بن شاهين بغدادى.
١٨. خصائص اميرالمؤمنين على(ع). از حافظ ابوعبدالرحمن نسائى.
١٩. مقدمه هاى فراوان بر كتاب هاى تاريخى و حديثى, مانند (الكنى والالقاب والدرة النجفية).
٢٠. ده ها مقاله در مجلات مصر, لبنان, سوريه و عراق.
سرانجام آن محقق فرزانه, پس از ٦٥ سال زندگى, در چهارشنبه ١٨ شعبان المعظم ١٤٢١ق (٢٥آبان ١٣٧٩ش) بر اثر بيمارى چشم از جهان فرو بست و به مواليان طاهرينش پيوست. پيكر پاكش را در روز پنجشنبه پس از تشييع شايسته و نماز آيت اللّه سيّد محمّد شاهرودى, در بقعةالعلماى باغ بهشت قم به خاك سپردند.
* آيت اللّه حسينى اعرجى
حضرت مستطاب آيت اللّه حاج سيّد محمّدرضا اعرجى حسينى آل فحّام, يكى از علما و افاضل حوزه علميه قم به شمار مى رفت. معظم له, در روز ٢٤ ذيحجةالحرام ١٣٦٨ق ـ روز مباهله ـ در كربلا زاده شد و پس از كودكى, به اقتضاى شوق فطرى به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات و سطوح را نزد حضرات آقايان: سيّد حسن كهنُوى, شيخ عبدالرضا صافى, سيّد محسن جلالى, شيخ مهدى كابلى و شيخ محمّدحسين مازندرانى فرا گرفت. در سال ١٣٩١ق, در اثرِ فشار دولت جائر بعث عراق, از كربلا اخراج شد و پس از تسفير به ايران, به قم آمد و با جدّيت و تلاش پيگير به تحصيل و تأليف پرداخت و آثار متعددى در فقه, حديث, تاريخ و تراجم به سامان رسانيد. وى در حوزه علميه قم به درس آيات عظام: گلپايگانى, شريعتمدارى, حايرى و پس از وفات ايشان به درسِ آيات عظام: آملى, ميرزا كاظم تبريزى, سيّد محمّد روحانى, شيخ جواد تبريزى, وحيد خراسانى و سيّد ابوالقاسم كوكبى حاضر شد و مورد توجه فراوان و علاقه بسيار اساتيدش قرار گرفت و از آيت اللّه حاج آقا مرتضى حايرى, موفق به اخذ اجازه اجتهاد شد و از حضرات آيات: شيخ آقابزرگ تهرانى, شيخ محمّدرضا طبسى و شيخ فرج اللّه قطيفى اجازه روايت گرفت. وى در شبانه روز, بيش از ١٥ ساعت به كار علمى مى پرداخت و تا نيمه شب, مشغول تأليف و تصنيف بود. به امام زمان(ع) عشق مى ورزيد و هفته اى يكبار و دوبار به مسجد جمكران مشرف مى شد و هر روز نماز استغاثه به آن حضرت را مى خواند. خطش بسيار زيبا و اخلاقش نيكو و شايسته بود.
آثار چاپى اش عبارتند از:
١. احسن الجزاء فى اقامة العزاء على سيّد الشهدا(ع) (٢ج).
٢. نجاة الامّة فى اقامة العزاء على الحسين والائمة(ع).
٣. ارشاد العباد الى استحباب لبس السواد (تحقيق و نوشته شيخ جعفر حايرى).
٤. افضل الأعمال الصلاة على النبى والآل(ع).
٥. النجم الزاهر فى بيان نذر الناذر.
٦. خيرالدارين فى برّ الوالدين.
٧. تنقيح الادلة فى حكم الامام والحاكم بعلمه.
٨. رسالة فى مفطرية الدخان للصوم.
٩. رسالة فى تعين الجلوس فى ركعة الوتيرة.
١٠. رسالة فى اجزاء الاغسال عن الوضوء.
١١. رسالة فى لزوم اولوية الصلاة الظهر من يوم الجمعة.
١٢. المقباس الجلى فى فضل الصلاة.
و كتاب هاى غيرچاپى اش هم عبارتند از:
١٣. دلائل الاحكام فى شرح شرايع الاسلام (چند مجلّد).
١٤. مدارك العروة الوثقى (٣ج: اجتهاد و تقليد, صوم و نكاح).
١٥. انفع العوائد فى شرح الفرائد.
١٦. نتايج العقول فى شرح كفاية الاصول (٦ج).
١٧. العلم المنيف فى شرح التصريف.
١٨. هداية المبتدئين فى شرح معالم الدين.
١٩. بغية الطالب فى احوال الامام على بن ابيطالب(ع).
٢٠. رسالة فى التقية.
٢١. رسالة فى اثباة انّ الامامة من اصول الدين.
٢٢. البرهان الفائز فى حكم نثل الجنائز.
٢٣. تحفة الاحباب فى حكم اهل الكتاب.
٢٤. الخمر فى حكم الاسلام.
٢٥. ارشاد العقول فى وجوب اكرام ذريّة الرسول.
٢٦. احسن الاثر فى تراجم مجتهدى القرن الرابع عشر.
٢٧. بقايا الاطياب فى تتمة الكنى والالقاب(٢ج).
٢٨. الانوار الجلية فى تراجم السادات الاعرجية (٢ج).
٢٩. الفيض الربانى فى ترجمة العلامة الاصفهانى (سيّد حسين).
٣٠. موهبة البارى فى ترجمة العلامة المازندرانى (شيخ زين العابدين).
سرانجام, آن عالم بزرگوار پس از عمرى خدمت به علم و دانش در ٥٢سالگى به علّت بيمارى قلبى, در روز پنجشنبه ١٠ رمضان المبارك ١٤٢١ق (١٧ آذر ١٣٧٩ش) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع شايسته و نماز آيت اللّه سيّد موسى شبيرى زنجانى, در قبرستان بقيع در قم به خاك سپرده شد.
* آيت اللّه موسوى همدانى
حضرت مستطاب آيت اللّه آقاى حاج سيّد محمّدباقر موسوى همدانى, يكى از عالمان و فقيهان حوزه علميه قم به شمار بود. فقيد سعيد در چهارم محرم الحرام ١٣٤٤ق (١٣٠٤ش), در همدان در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد.
پدرش مرحوم آيت اللّه آقا سيّد هادى گرّوسى (١٢٩٢ـ١٣٧٢ق) يكى از علما و مدرّسين سطوح حوزه علميه همدان و صاحب كتاب اخلاقى (لسان الغيب) بوده است كه در صفاى باطن و روشنى ضمير و معرفت و فضائل اخلاقى زبانزد همگان بود. معظم له, در دوازده سالگى مادرش را از دست داد. تحصيلات ابتدايى, جامع المقدمات را در شهر بيجار آموخت. سپس, در سال ١٣٢٠ش پس از زيارت امام على بن موسى الرضا(ع) و استعانت از آن امام هُمام به قصد تحصيل علوم دينى رهسپار حوزه علميه قم شد و در مدرسه دارالشفا سكونت گزيد و در كمالِ فقر و فاقه و با زحمت و مشقّت فراوان به آموختن ادبيات و منطق اشتغال جُست.براى معالجه برادرش ـ كه در اثر رطوبت حجره و غذاى ناكافى به بيمارى سردرد شديد مبتلا شده بود ـ به تهران رفت و در مدرسه مروى, نزد حضرات آيات: شيخ عبدالرزاق قائنى و شيخ محمّدتقى آملى كتاب رياض و كفاية الاصول را فراگرفت. در سال ١٣٢٥ش ـ كه آيت اللّه العظمى بروجردى به قم آمد و با ورودش حوزه علميه قم جانِ دوباره به خود گرفت ـ همراه با استادش آيت اللّه قاينى, به قم آمد و نزد حضرات آيات آقايان: استاد شهيد مطهرى (مطوّل) و حاج آقا روح اللّه كمالوند خرم آبادى (مكاسب) را فراگرفت و پس از آن در درس فقه و اصول آيت اللّه بروجردى و درس اصول امام خمينى و درس تفسير علامه طباطبايى شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و در همان زمان مورد توجه بسيار علامه طباطبايى قرار گرفت.
معظم له فقيهى مهذّب و خودساخته, متواضع, خوش اخلاق, خوش برخورد, سليم النفس و ساده زيست و مصداق يك روحانى با كمال بود و آثار تربيت علامه طباطبايى در رفتار و كردارش نمايان بود. وى ساليان بسيار در انجمن خيريه حمايت از ايتام و مؤسسه خيريه الزهراء ـ سلام اللّه عليها ـ (قم) منشأ خدمات فراوان به يتيمان و مستمندان بود.
برخى از تأليفات آن مرد بزرگ عبارتند از:
١. ترجمه تفسير الميزان (٤٠ جلد).
معظم له اين ترجمه را به درخواست و تشويق مرحوم علامه طباطبايى انجام داده و بيش تر مطالب آن را با مؤلف در ميان نهاده و ترجمه دقيق و امين آن را ارائه داده و همه آن (٤٠ جلد) مكرر به چاپ رسيده است.
٢. ترجمه تحريرالوسيله (٣ج).
٣. ترجمه قصص قرآن و داستان انبياء (با همكارى استاد على اكبر غفارى) نوشته احمد محمّد جادالمولى مصرى.
٤. درس هايى از اصول عقايد.
٥. تفسير سوره حمد.
٦. محرّم از ديدگاه عارفان.
٧. پاسخ به پرسش ها (٢ج).
٨. على(ع) در كتب اهل سنت.
٩. جواب به شبهات وهابى ها در مورد عزادارى امام حسين(ع).
١٠. حاشيه بر جواهر. (كتاب الطهارة, كتاب الزكاة, كتاب الخمس, كتاب القضاء).
اين حاشيه نقطه نظرات اجتهادى مؤلف است, كه ٢٢جلد خواهد شد و جلد نخست آن در دست چاپ است.
آن بزرگوار, در تاريخ چهارشنبه عيد فطر ١٤٢١ق (٧دى ماه ١٣٧٩ش) در ٧٥ سالگى چشم از جهان فرو بست و به مواليان و اجداد طاهرينش پيوست. پيكر پاكش صبح روز پنجشنبه پس از تشييع و نماز آيت اللّه نورى همدانى بر آن, در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به خاك سپرده شد و در غمِ فقدانش پيام تسليتى از سوى مقام معظم رهبرى, حضرت آيت اللّه خامنه اى صادر شد. عاش سعيدا و مات سعيدا.
* آيت اللّه لاكانى
فقيه اهل بيت عصمت و طهارت(ع) حضرت آيت اللّه آقاى شيخ محمّد لاكانى رشتى, يكى از علماى بزرگ خطّه گيلان و عالم و فقيه نامى رشت به شمار مى رفت. معظم له, در ٢٨ صفرالخير ١٣٣١ق در نجف اشرف, در بيت علم و تقوا به دنيا آمد. پدرش, مرحوم آيت اللّه حاج شيخ مهدى لاكانى (١٢٩٤ـ١٣٧٠ق) از علماى نامى شهر و از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى, سيّد محمّد كاظم يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى به شمار مى رفت.
معظم له, در ١٠سالگى (١٣٠٠ش/١٣٤١ق) به همراه پدر بزرگوارش به رشت آمد و به تحصيلات جديد (تا سيكل) پرداخت و پس از فراغت از آن, به فراگيرى علوم دينى روى آورد و ادبيات و سطوح را نزد حضرات آيات: شيخ حسن رشاد, شيخ ابوطالب شفتى و شيخ احمد طاهرى و پدر بزرگوارش آموخت. در سال ١٣٥٠ق (١٣١٠ش) به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و از درس هاى فقه و اصول و فلسفه و كلام آيات عظام: سيّد محمّدتقى خوانسارى, سيّد محمّد حجت كوهكمرى, سيّد صدرالدين صدر و حاج شيخ مهدى مازندرانى بهره فراوان برد. در سال ١٣٦٣ق (١٣٢٢ش) به قصد زيارت عتبات مقدسه عراق, وارد نجف اشرف شد و به مدت شش ماه از درس هاى آيات عظام: سيّد ابوالحسن اصفهانى و آقا ضياء عراقى بهره برد و پس از موفقيت در امتحان, به اخذ درجه اجتهاد از آن دو فقيه بزرگ نائل آمد. سپس به قم بازگشت و به تأليف و تدريس (رسائل و مكاسب و كفايه و شرح منظومه و شرح تجريد) پرداخت و همزمان در درس هاى فقه و اصول آيت اللّه العظمى بروجردى هم شركت كرد و اين ٧ سال به طول انجاميد. در سال ١٣٢٩ش, پس از زيارت بيت اللّه الحرام و مدينه منوره و شام و عتبات و مشهد مقدس و قم, به علّت بيمارى پدر بزرگوارش به رشت بازگشت و به تأليف و تدريس و اقامه جماعت و تبليغ دين و گشايش امور مردم پرداخت و مديريت مدرسه علميه مستوفى و اقامه نماز را در مسجد خواهر امام بر عهده گرفت و خدمات بسيار به ساحت علم و دين, ارائه داد. وى با آن مقام شايسته علمى و دينى اش, به شهرش مهاجرت كرد و به خدمت به مردم پرداخت و از تمام مناصبى كه شايستگى احراز آن را داشت و اگر در حوزه هاى علميه بزرگ مى ماند, قطعاً بدان دست مى يافت, چشم پوشى كرد. او در نيم قرن اقامتش در رشت, شاگردان بسيار پرورانيد و موفق شد تا بيمارستان ٢٠٠ تختخوابى دكتر حشمت ـ از سران و مجاهدان معروف نهضت جنگل ـ را براى رفاه حال مردم, بنياد نهد.
وى از آيات عظام: بروجردى, حجت كوهكمرى, اصفهانى و آقا ضياء عراقى اجازه اجتهاد داشت و از مجلسى مفيد و اخلاقى خوش و روى گشاده و بيانى نافذ برخوردار بود.
برخى از تأليفات متعدد آن فقيه بزرگ, عبارتند از:
١. شرح فرائد الاصول (مباحث قطع و ظن و استصحاب و تعادل و تراجيح).
٢. شرح كفاية الاصول (مباحث الفاظ و برائت).
٣. شرح مكاسب (مباحث محرمه و معاطاة و خيارات).
٤. رساله در قطع و ظن.
٥. رساله در برائت و اشتغال.
٦. رساله در استصحاب.
٧. رساله در تعادل و تراجيح.
٨. رساله در شكوك.
٩. قاعده لاضرر.
١٠. رساله رضاع.
١١. قاعده من ملك.
١٢. رساله در جمع بين اصالة الوجود و اصالة الماهية.
١٣. رساله در بحث نفس.
١٤. رساله در اعتقادات.
١٥. رساله در علم اخلاق.
١٦. رساله در علم درايه.
١٧. رساله در علم منطق.
١٨. رساله در علم فلسفه.
١٩. رساله در علم اصول.
٢٠. رساله در علم فقه.
٢١. رساله در كرّ و حلّ اختلافات اقوال و جمع بين روايات.
٢٢. قواعد فقهى و اصولى.
٢٣. رساله در اقتباسات آخوند خراسانى در كفايه.
٢٤. حاشيه بر شرح لمعه.
٢٥. حاشيه انتقادى بر مكاسب.
٢٦. حاشيه انتقادى بر رسائل.
سرانجام آن فقيه بزرگ, در تاريخ ٨ شوال ١٤٢١ق (١٤ دى ١٣٧٩ش) در ٩٠ سالگى در رشت بدرود زندگى گفت و به دنبالِ آن, در استان گيلان عزاى عمومى اعلام و پرچم هاى سياه در گوشه و كنار شهر برافراشته شد و پيكر پاكش با تشييع بى سابقه و احترام بسيار, پس از نماز آيت اللّه صادق احسانبخش, در مسجد كاسه فروشان به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمى
* دكتر سيّد مرتضى آيت اللّه زاده شيرازى
زنده ياد استاد دكتر سيّد مرتضى آيت اللّه زاده شيرازى(ره), حفيد ميرزاى بزرگ شيرازى(ره) در سال ١٣٠٧ش در نجف اشرف ديده به جهان گشود. پس از سپرى كردن دوره ابتدايى در دبستان علوى ايرانيان در نجف, تحصيلات حوزوى خويش را در همان ديار آغاز كرد. آن گاه در سال ١٣٢٥ش رهسپار ايران گشت و در مدرسه خان مروى و برخى حوزه هاى علمى ديگر به ادامه تحصيل همت گماشت. در سال ١٣٣٠ش به دانشگاه تهران, دانشكده معقول و منقول (الهيات) راه يافت و پس از اخذ درجه ليسانس در رشته زبان و ادبيات عرب راهى مصر شد و در دانشگاه قاهره به تكميل تحصيلات خود در دوره هاى فوق ليسانس و دكترى پرداخت و از محضر استادان نامدارى همچون (دكتر طه حسين, دكتر يحيى الخشّاب, دكتر شوقى ضيف, دكتر يحيى قلماوى و…) بهره جست.
وى در سال ١٣٤٢ش موفق شد از رساله دكترى خود تحت عنوان (الزمخشرى لغوياً و مفسّراً) به راهنماى دكتر عبدالحليم نجّار دفاع كند. او همچنين در طول اقامت ده ساله خود در مصر, مدت ٥سال در دانشگاه قاهره و دانشگاه الأزهر به تدريس زبان و ادبيات فارسى اشتغال داشت. پس از اخذ درجه دكترى از دانشگاه قاهره به ايران بازگشت و به عنوان استاديار, به عضويت هيأت علمى دانشكده الهيات و معارف اسلامى, دانشگاه تهران درآمد و مراحل مختلف استاديارى, دانشيارى و استادى را پشت سر نهاد و تا پايه ٢٥ استادى به پيش رفت.
مرحوم دكتر سيّد مرتضى آيت اللّه زاده شيرازى(ره), علاوه بر گذراندن دوره دوساله فوق تخصصى زبان هاى سامى در دانشگاه كمبريج انگلستان همچنين به تأليف و ترجمه بيش از ٢٥ اثر و نگارش حدود بيست مقاله در مجلات معتبر داخلى و خارجى توفيق يافت. وى همچنين تا سال ١٣٧٥ش (به مدت ٢١سال) مسؤوليت سردبيرى مجله مقالات و بررسى ها (نشريه علمى و پژوهشى دانشكده الهيات) و مديريت بخش عربى گروه علوم قرآن و حديث همين دانشكده (از سال ١٣٦٥ تا ١٣٧٩ش) را بر عهده داشت.
يكى از مهم ترين آثار استاد, ترجمه كتاب (الأدب المقارن) تأليف (غنيمه هلال) است كه با نام (ادبيات تطبيقى) از سوى انتشارات اميركبير در سال ١٣٧٣ش نشر يافته است. كتاب مهم ديگر وى (فرهنگ اصطلاحات روز) (فارسى ـ عربى) است كه آن را با همكارى استاد دكتر محمّد غفرانى تأليف كرده و تاكنون ١٦بار تجديد چاپ شده است. استاد طى چند سال اخير در صدد بود كه به تكميل و ترتيب جديدى در آن دست زد كه متأسفانه توفيق آن را نيافت. اثر ديگر او, فرهنگ چند زبانه (مجمع اللغات) است كه آن را با همكارى استاد دكتر آذرتاش آذرنوش تدوين كرده است و راهگشاى بسيارى از مشكلات پژوهشگران هنگام مراجعه به متون علمى به زبان هاى خارجى است.
سرانجام پس از عمرى تلاش خستگى ناپذير, در تاريخ ١٤/٦/٧٩ بر اثر عارضه قلبى چشم از جهان فروبست. پيكر استاد فقيد, در تاريخ ١٦/٦/٧٩ در مسجد شفاى تهران تشييع شد و آن گاه به دانشكده الهيات انتقال يافت تا دوستداران, همكاران و شاگردانش در دانشكده اى كه ٣٧ سال در آن جا عاشقانه استادى كرد, با او وداع كنند. آيين تشييع جنازه ابتدا در مسجد شفا سپس دانشكده الهيات و پس از آن در قم شكوهمند و پراحساس برگزار شد و در نهايت, پيكر آن استاد فرزانه در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد. روحش شاد! عبدالهادى فقهى زاده
* دومين اجلاس تجليل از پژوهشگران برگزيده حوزه (دين و فرهنگ)
دومين مراسم تجليل از پژوهشگران حوزه دين و فرهنگ و اجلاس مقدماتى سومين كنگره دين پژوهان كشور, ٢٤ آذرماه سال جارى به همت دبيرخانه شوراى دين پژوهان كشور و دبيرخانه شوراى پژوهشى اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى قم, با حضور سرپرست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى جناب آقاى مسجدجامعى و جمع كثيرى از مسؤولان, اساتيد حوزه و محققين, در قم برگزار شد.
در اين مراسم ابتدا مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى قم پس از خيرمقدم گويى با اشاره به نقش پژوهش در تعميق بخشيدن به علوم گفت:
(پژوهشگران با فعاليت هاى ذهنى و عملى خويش, ميراث فرهنگى و خلاقيت هاى عقلانى بشرى را اعتلا بخشيده و از اين راه, افقى نو فرا راه سرنوشت بشريت مى گشايند.) وى سپس از راه اندازى شبكه فرهنگ, خبر داد كه مى توان از راه اينترنت و اينترانت از آن استفاده كرد.
سپس آقاى صاحبى دبير شوراى دين پژوهان كشور به تشريح برنامه هاى شوراى پژوهش پرداخت و گفت: (يكى از برنامه هاى اين شورا براى گسترش فرهنگ تحقيق و پژوهش در كشور, تجليل از پژوهشگران است.)
وى اضافه كرد: در پى فراخوان عمومى, ما با همكارى وسيع محققين روبه رو شديم.
آقاى صاحبى خاطرنشان ساخت: (از ١٥٠٠ پژوهش و تحقيق ارائه شده, ١٣ اثر در فرهنگ عمومى انتخاب و معرفى مى شوند.)
آقاى مسجد جامعى سرپرست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى سخنران بعدى بود. وى با بيان اهميت و نقش پژوهش به ويژه در حوزه دين, خاطرنشان ساخت: پژوهش در عرصه دين, گسترش زياد و دغدغه هاى فراوانى دارد و از زواياى مختلف قابل بررسى است. حتى مسائل معمول آن هم شايد بسيار حساس و مهم باشد.
وى با بيان اين كه دين به عنوان مبناى ارزش هاى ما مى باشد, گفت: (ما در حوزه دين فصل مشتركى با مسائل اجتماعى داريم.) سپس با اشاره به جايگاه دبيرخانه پژوهش, يادآور شد:
(دبيرخانه رقيب هيچ نهاد فرهنگى نيست, بلكه همكار آنان است.)
آقاى مسجدجامعى اضافه كرد:
٢٠٠ مركز پژوهش در حوزه دين وجود دارد, ولى مركزيتى كه پژوهش ها در آن جمع آورى و مورد بهره بردارى قرار گيرد, نداريم. اطلاعات مربوط به پژوهشگران نيازمند يك بانك اطلاعاتى است.
وى با تأكيد بر اين كه دبيرخانه, بايد زمينه تحقيقات مورد نياز جامعه را فراهم نمايد, گفت: ما اگر بتوانيم نسبتى بين پژوهش هاى حوزه دين و نيازهاى جامعه ايجاد كنيم, راه مهمى را طى كرده ايم.
وى گفت يكى از وظايف كنگره و دبيرخانه اين است كه سؤال هايى را كه در ذهن جوانان ما وجود دارد, استخراج كند و در اختيار محققين قرار دهد.
سخنران پايانى اين مراسم آيت اللّه معرفت بود. ايشان در سخنان خود نقد سخنان بزرگان را با رعايت اصول و لوازم, احترام به آنان دانست و از پژوهشگران خواست در پژوهش و تحقيق سعى كنند نظرات و اقوال گوناگون را مطالعه و مورد توجه و دقت قرار دهند.
آيت اللّه معرفت پاسخ گويى به نيازهاى جامعه را از مهم ترين اولويت هاى پژوهش ذكر نمود.
آيت اللّه معرفت تأكيد كرد: ما در تحقيقات بايد بيش تر همت خود را معطوف كنيم تا به شبهات پاسخ دهيم. شبه افكنى خيلى كار آسانى است, اما جواب شبه دادن, علم و آمادگى و استعداد مى خواهد.
در پايان مراسم افراد و مؤسسات زير به عنوان پژوهشگران برتر در حوزه دين و فرهنگ معرفى شدند و با هدايايى از آنان تقدير به عمل آمد.
١. روش شناسى تفسير, اثر جمعى از پژوهشگران پژوهشكده حوزه و دانشگاه.
٢. دائرةالمعارف موضوعات و مفاهيم قرآن, اثر گروه محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن وابسته به دفتر تبليغات اسلامى.
٣. دين و عرفان, اثر دكتر سيد يحيى يثربى.
٤. فرهنگ جانبازى در متون اسلامى, اثر سيّد ابوالقاسم حسينى ژرفا, از مركز تحقيقات جانبازان.
٥. پژوهش ديندارى و بزهكارى, اثر دكتر سيّد حسين سراج زاده از مؤسسه فرهنگ و هنر و ارتباطات.
٦. مكاشفه عرفانى و تجربه دينى, اثر حجةالاسلام دكتر محمّدتقى فعالى.
٧. تحقيق و احياى كتاب الفصول المهمة, اثر ابن صباغ مالكى به جهت تصحيح انتقادى و كاوش هاى محقق در زمينه اسناد و منابع تاريخى, حديثى و روايى, و تناسب جلد اول آن با سال امام على(ع); توسط آقاى سامى الغريرى.
٨. پژوهش نقش تقيّه در استنباط احكام, اثر نعمت صفرى فروشانى از پژوهشكده فقه و حقوق مركز تحقيقات اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى.
٩. تصحيح كتاب الطهارة اثر امام خمينى(ره) به كوشش گروه محققان مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى, زير نظر حجةالاسلام مسيح بروجردى.
١٠. درآمدى بر منشأ دين, اثر حجةالاسلام عليرضا قائمى نيا از معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى وابسته به نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها.
١١. پژوهش كلام جديد, اثر حجةالاسلام هادى صادقى از مؤسسه فرهنگى و انتشاراتى طه.
١٢. پرسش ها و پاسخ هاى قرآنى, اثر گروه محققان مركز آموزش تخصصى تفسير علوم قرآن حوزه علميه قم.
١٣. نظريه سياسى اسلام از ديدگاه شهيد صدر, اثر جناب آقاى على معمورى, مربوط به مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره) نيز شايسته تقدير و تشكر شناخته شد.
در حوزه فرهنگ عمومى و استانى سه اثر ذيل برگزيده گرديد:
١. بررسى وضعيت مطالعه غير درسى دانش آموزان دوره متوسطه استان قم, اثر جناب آقاى ابوالفضل يوسفى از اداره آموزش و پرورش استان قم.
٢. بررسى ميزان و چگونگى گذران اوقات فراغت جوانان قم, اثر جناب آقاى ابوالفضل مطهرى از دبيرخانه مشترك شوراى پژوهشى و شوراى فرهنگ عمومى استان قم.
٣. مشاركت سياسى و عوامل اجتماعى مؤثر بر آن در شهر قم, اثر جناب آقاى احمد نيكزاد از استاندارى قم. نامه رسيده
حضرت آقاى مهدوى راد سلّمه اللّه
در مقاله قابل استفاده خانم شادى نفيسى [(سبك عباسيان در كتابت قرآن), آينه پژوهش, ش٦٣, ص٢٤] اين چند اشكال را بفرمائيد توضيحى بدهند.
١. D در نام خليلى نشان دكتر نيست. براى دكتر Dr. نوشته مى شود. D حرف اول نام ديگر ايشان است.
٢. Codicology علم قواعد نسخه شناسى است; نه رمزشناسى.
٣. توپكاكى (دوبار) توپقاپى (و به مصطلح ترك ها طوبقاپى) درست است.
٤. كتابخانه ملى بيبليوتك نادرست است. بيبليوتك يعنى كتابخانه و در اينها ايجاد حشو شده است.
٥. چستر بتى به كسر باء است و بهتر است بيتى به تحرير درآيد.
٦. ابن خالقان (ص٢٦٦) نبايد درست باشد (يا من نمى شناسم). شايد منظور ابن خلكان معروف است. (ص٢٦٦)
٧. پالئوگرافى Paleography علم خطوط قديمه شناسى روى كاغذ است نه منقورات سنگى و لوحى (كتيبه شناسى) كه اپيگرافى ناميده مى شود.
٨. در يكجا (ص٢٧١) كوديكولوژى را ـ كه قبلاً رمزشناسى آورده اند ـ خط شناسى تعبير كرده اند.
ورود و وقوف نويسنده در تحليلى كه از كتاب جولين ربى كرده اند, براى بنده دلپذير بود. ايرج افشار
بيستم دى ماه ١٣٧٩