آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧
آراى نحوى سيوطى
علينقيان حسين
علم عربيت از نخستين علومى بود كه سيوطى سعى در فراگيرى و كسب آن نمود١, و بنابر گفته خود او (چهارمين علم از علوم هفتگانه اى است كه در آن به تبحر دست يافت.)٢ وى در فراگيرى اين علم از اساتيد معاصرش در مصر بهره گرفت. مشهورترين و مؤثرترين آنها: تقى الدين ابوالعباس احمد بن محمد الشمنى (ت ٨٧٢هـ) و محى الدين ابوعبداللّه محمّد بن سليمان الكافيجى (ت ٨٧٩ هـ) بودند.
سيوطى در علم عربيت ٣٢ كتاب نوشت٣ كه اهم آن: همع الهوامع فى شرح جمع الجوامع, الاشباه و النظائر فى النحو, شرح شواهد مغنى اللبيب, و الاقتراح فى اصول النحو مى باشد. نيز آراى ديگرى كه معظم آنها از اقوال علماى پيش از او بوده, در دست است. امّا آيا در اين كتاب ها و آراى اديبانه او, چيزى يافت مى شود تا ادعاى سيوطى را مبنى بر [كسب] (تبحر در علم عربيت), به اثبات رساند؟
بررسى تأليفات و نظريات او پاسخگوى سؤال فوق خواهد بود. آنچه در اين مختصر مى آيد, معرفى مصنفات مذكور و سپس پاره اى از آراى وى است. در نگارش اين مقاله از تأليفات سيوطى و مقدمه هاى محققان آنها, نيز از تحقيق مفصل دكتر عدنان محمد سلمان در كتاب (السيوطى النحوى) استفاده نمودم.
كتابِ (الاشباه و النظائر فى النحو), مشتمل بر هفت فن است٤:
يك. فن قواعد و اصول, كه جزئيات و فروع به آنها باز مى گردند.
اين قسمت كه بيشترين و مهم ترين بخش از كتاب است, بر حسب حروف معجم, نوشته شده است. سيوطى گويد: (اين گفتار را با استقصا, تتبع و تحقيق [فراوان] نگاشتم و در آن مفصلاً سخن رانده ام. در ذيل هر قاعده اى, آنچه مورد گفتگو, تحرير, نكته, اعتراض, انتقاد, جواب و اشكال علماى عربى بود, آوردم و آن قواعد را به آيات قرآنى, احاديث, ابيات شعرا, و اصطلاحات [رايج] آنها, زرنگار كردم و با نكاتى [بس سودمند], زيور دادم و آنها را به زينت نفائس, آراستم.)
دو. فنِ ضوابط, استثنائات و تقسيمات; كه شامل چند باب مى شود.
سه. فن طرح برخى از مسائل مبنى بر بعضى ديگر.
چهار. فن جمع و فرق.
پنج. فن معما, چيستان, مناظره و ممتحنات.
شش. فن مناظرات, مجالسات, مذاكرات, مراجعات, محاورات, فتاوا, واقعات, مراسلات و مكاتبات.
هفت. فن افراد و غرائب.
سيوطى گويد: (هر فن را به يك نام خواندم و يك خطبه (پيش گفتار) به آن اختصاص دادم تا هر كدام از آنها يك تأليف واحد شود. و مجموعه آنها, همان كتاب الاشباه و النظائر شد. همان كتابى كه [براى كسب آن] سفرها بايد كرد, و مردمان در تحصيل آن رقابت ها خواهند نمود.)
سيوطى دست مايه كتابش را ـ كه مشتمل بر هفت فن پيش گفته است ـ از كتب ادبى پيش از خود فراهم نموده است; به طورى كه منابعى كه خود به آن تصريح مى كند بالغ بر ٢٧٨ تأليف مى شود. همه اين منابع را دكتر عبدالعال سالم مكرم, طى فهرستى ـ كه خالى از نقصان نيست ـ در [مقدمه] كتاب (الاشباه و النظائر) آورده است. مهم ترين آن مصادر به قرار زير است:
١. كتاب هاى زجّاجى; [شامل]: الجمل, الامالى, اللامات, مجالس العلماء.
٢. كتب ابوعلى فارسى: الاغفال, التذكرة, البغداديات, القصريات.
٣. كتاب هاى ابن جنى: الخصائص, سرالصناعة [الاعراب], المحتسب, الخاطريات.
٤. مؤلفات زمخشرى: المفصل, الأحاجى, الفائق, الكشاف.
٥. مصنفات علم الدين السخاوى: سفر السعادة, المفصل فى شرح المفصل, تنوير الدياجى فى شرح الأحاجى.
٦. مؤلفات ابن مالك: التسهيل و شرحش, العمده و شرح آن, الكافيه و الشافيه و شرحش.
٧. كتب ابوحيان: الارتشاف, التذييل و التكميل فى شرح التسهيل, نهاية الاعراب فى علمى التصريف و الاعراب.
٨. كتاب هاى ابن هشام انصارى: المغنى, حواشى التسهيل, شرح شذور الذهب, التذكره, موقظ الوسنان و موقد الاذهان, شرح اللمحة البدرية.
٩. كتب ابوالبركات بن الانبارى: الانصاف, نزهة الالباء.
١٠. الاصولِ ابن سراج.
١١. شرح المفصل, از ابن يعيش.
١٢. شرح المفصل, از علم الورقيِ اندلسى.
١٣. البسيط, از ابن العلج.
١٤. البسيط, از ركن الدين استرآبادى.
١٥. المقرب, از ابن عصفور.
١٦. المغنى, از ابن فلاح.
١٧. التبيين, از عكبرى.
١٨. التذكرة, از ابن الصائغ.
١٩. التذكرة, از ابن ام مكتوم.
٢٠. التعليقه على المقرب, از ابن النحاس.
٢١. شرح الجمل, از ابن عصفور.
٢٢. الغرّة, از ابن الدهان.
كتاب الاشباه و النظائر از مراجع نحوى مهم به شمار مى رود …. بسيارى از متونى كه سيوطى آن را درج و نقل كرده, از كتبى است كه به دست ما نرسيده است. مثل (تذكرة) از ابوعلى, (تذكرة) از ابن هشام, (المغنى) از ابن فلاح, و (البسيط) از ابن العلج.
امّا كتاب (همع الهوامع فى شرح جمع الجوامع) در حقيقت شرح كتاب موجز او يعنى (جمع الجوامع) است كه سيوطى در توصيف آن چنين گفته:
در علم عربيت, ما را كتابى است كه جامع همه مسائل است. هيچ مطلب خُرد و بزرگى در آن فرو گذاشته نشده است; مگر آن كه آن را بر شمرده است … در جمع آورى آن از حدود صد كتاب, بهره بردم. پس تعجبى نيست كه آن را جمع الجوامع خواندم چرا كه جامع مسائل و اختلافات [ادبى ـ نحوى] است و بس خوش تركيب است و موجز; نيز خلاصه دو كتاب التسهيل و الارتشاف را هم با مطالبى فزون در بر دارد. بلكه از آن دو در انسجام, برترى دارد و قريب الذهن است.٥
سيوطى كتاب همع الهوامع را در قالب چند مقدمه و هفت مقاله, تأليف نموده است. در مقدمات آن, به تعريف كلمه و انواع آن, كلام و كلمه, جمله و قول, اعراب و بنا, منصرف و غيرمنصرف, نكره و معرفه و انواع آن پرداخته است.
مقاله اول, شامل اصول (مرفوعات) و نواسخ است.
مقاله دوم, درباره فضلات (منصوبات) مى باشد.
مقاله سوم, شامل مجرورات و مجزومات و ادوات تعليق غير جازم و ما بقى حروف معانى است.
مقاله چهارم, در مورد عوامل, يعنى فعل, اشتغال و تنازع است.
مقاله پنجم, شامل توابع و صورت هاى تركيب اعرابى, مانند اخبار, حكاية تسميه و ضرورت هاى شعرى مى شود.
مقاله ششم, أبنيه.
مقاله هفتم, در تغييرات كلمات مفرد, مانند زيادت, حذف, ابدال, نقل و ادغام, و در پايانْ مباحثى پيرامون خط.٦
همان طور كه آمد سيوطى مطالب اين كتاب را از حدود صد كتاب, جمع آورى و اخذ كرده و خلاصه دو كتاب: التسهيل از ابن مالك و ارتشاف الضّرَب از ابن حيان نيز در آن مندرج است. در فهرستى ناقص كه دكتر عبدالعال سالم مكرم در تحقيق كتاب همع الهوامع تهيه كرده اين كتاب ها به ١٤٥ مى رسد كه اهم آنها از اين قرارند:
١. ارتشاف الضرب (از ابن حيان);
٢. التسهيل (از ابن مالك) و شرح آن از خود او;
٣. شرح التسهيل از ابن حيان;
٤. المغنى (ابن هشام);
٥. الافصاح بفوائد الايضاح (از ابن هشام الخضراوى);
٦. البديع, از محمد بن مسعود الغزنى;
٧. النهايه ابن الخباز.
كتاب همع الهوامع شامل كليه مسائل مطرح در صرف و نحو و شواهد آن بوده و آراى جمهور علماى عربيت از قديم و جديد در آن آمده است. تعداد شواهد در اين كتاب به عدد ١٨٢١ مى رسد; حال آن كه اين تعداد در ارتشاف الضرب ١٣٨٧ شاهد است.
اما كتابِ ديگر سيوطى به نام شرح شواهدِ مغنى اللبيب است. در چاپى كه توسط دكتر مازن المبارك و استاد محمدعلى حمداللّه فراهم آمده, اين ابيات به ١٢٠٠ مى رسد. سيوطى شواهد را بر اساس همان ترتيب مغنى شرح كرده است. در ديباچه كتاب درباره روش كار خود چنين مى گويد: (در وهله اول, بيت مورد استشهاد آورده مى شود; سپس نام شاعر و علتى كه آن قصيده براى آن سروده شده; به دنبال آن و به جهت استحسان, ابيات ديگرى از قصيده مى آيد و در پى آن شرح مشكل و غريب و ديگر استشهادات عربى, نكات شعرى و ديگر فوائد آمده و سپس شرح حال سراينده آن ذكر مى شود ….)
سپس سيوطى منابعى را كه در تدوين كتاب از آن بهره برده نام مى برد; شامل دوّاوين شعرا, كتب مختارات, كتب ادب مرجع, ايام العرب, تذكره هاى شعرا و رجال, نيز (شروح ابيات سيبويه) از ابن سيرافى, اعلم [الشنتمرى] و زمخشرى و كتاب (شرح شواهد الايضاح) از ابن يسعون, و (شروح شواهد الجمل) از خضراوى و بطليوسى و تدمرى; همچنين كتاب (المقاصد النحويه فى شرح شواهد شرح الألفيه) از عينى و اماليِ ابن الشجرى و نوادر ابوزيد و ابن الاعرابى و اماليِ قالى و اماليِ ثعلب (مجالس ثعلب) ….
امّا كتاب (الاقتراح فى علم اصول النحو) را سيوطى در چند مقدمه و هفت مقاله,قرار داده است. در مقدمات آن, ده مسئله ذكر مى كند:
١. اصول النحو; ٢. تعريف نحو; ٣. تعريف زبان / لغت; ٤. تناسب الفاظ با معانى; ٥. ادله نحوى; ٦. حكم نحوى; ٧. تقسيم بندى حكم نحوى از جهات ديگر; ٨. تعلق حكم نحوى; ٩. بيان واسطه بين عربى و عجمى; ١٠. تقسيم الفاظ به واجب, ممتنع و جائز.
آن هفت مقاله شامل سماع, اجماع, قياس, استصحاب, ادله مختلف, تعارض و تراجيح مى شود.
مؤلف ماده كتاب را از (لمع الأدله) و (الاغراب فى جدل الاعراب) از ابوالبركات بن انبارى و از خصائص ابن جنى فراهم آورده است. همچنين روايات از اصول ابن سراج, تذكره ابوحيان, تفسير ابن ابى حاتم رازى, ثمار الصناعةِ ابى عبداللّه الحسن بن موسى الجليس, شرح التسهيل از ابوحيان و الممتع ابن عصفور, به آن كتاب افزون نموده است.
كتاب الاقتراح, جامع گفتارها درباره اصول نحو است كه قبل از سيوطى در كتاب مختلف, پراكنده بوده است.
اين كتاب ها و ديگر كتب نحوى سيوطى, حافظ بسيارى از متون نحوى آن زمان بودند. چه, برخى از منابع آن متون كه سيوطى آنها را نقل كرده از ميان رفته اند. اگر همه آن اصولى كه سيوطى كتاب هايش را بر آن بنا نهاد, (منقول) باشد, باز از ارزش علمى و تاريخى آن كتب نمى كاهد. چرا كه سيوطى در تدوين مسائل ادبى و كليه آراى علماى ما قبل از خود و ترتيب و دسته بندى نيكوى آنها, مقام بلندى دارد و بر همگان مقدم است و كسى منكر اين فضل نشده است.
امّا خود سيوطى با آن كه بناى كتاب هايش بر تأليفات متقدمان است, همواره دأب او بر مباهات ورزيدن و بديع خواندن آثارش است و همواره آنها را كامل تر, وافى تر, نيكوتر و شكوهمندتر از تأليفاتى مى داند كه از آنها نقل كرده است. مثلاً در جمع الجوامع مى گويد: (اين ترتيبى است بديع و بى سابقه كه به روش كتب اصولى اتخاذ كرده ام.)٧
و در حاشيه اش بر مغنى اللبيب به نام (الفتح القريب) گويد: (آن كتاب را به طرزى به فوائد, غرائب, زوائد و نوادر قرين ساختم كه اگر شخصى غير از آن را طلب كند, هيچ بهره اى نخواهد برد.)٨ در اقتراح نيز مى نويسد: (هيچ قريحه و ذوقى به مانند آن نيست و هيچ كس به شيوه آن عمل ننمود; علمى است كه در روش بى سابقه است. آن چيزى جز علم اصول نحو نيست.)٩
اگر كسى مدعى شد كه سيوطى در تأليفاتش كارى جز جمع, تبويب و دسته بندى نكرد, سخنى غلوآميز گفته است. كليه آراى نحوى سيوطى گزينشى و برگرفته از اقوال علماى عربيت ماقبل از خود است. نمونه هايى كه خواهد آمد, از كتاب همع الهوامع است كه بيانگر اين نكته مى باشد:
١. فى الاسماء قبل التركيب ثلاثه اقوال: أحدها ـ و عليه ابن الحاجب ـ انها مبنية … الثانى: انها معربة … و الثالث: أنها واسطة لا مبنية و لا معربة … و هذا هو المختار عندى تبعاً لأبى حيان. (الهمع ١/١٩)
٢. فى اعراب الأسماء السته اثنا عشر مذهباً احدها ـ و هو المشهور ـ أنّ هذه الاحرف نفسها هى الاعراب و انها نابت عن الحركات … الثانى ـ و هو مذهب سيبويه و الفارسى و جمهور البصريين ـ … انها معربه بحركات مقدرة فى الحروف و أنها أتبع فيها ما قبل الآخر للآخر … المذهب الثالث: انها معربة بالحركات التى قبل الحروف و الحروف اشباع و اصحها الثانى. (الهمع ١/٣٨)
٣. و ليس الاعراب فى المثنى و الجمع بمقدرة قبلها أو فيها أو دلائل أو بالبقاء و الانقلاب خلافاً لزاعميها. (الهمع ١/٤٧ ـ ٤٨)
٤. اذا اجتمعت النون علامة الرفع فى المضارع المسند الى واو الجماعة او ألف الاثنين أوياء المؤنثة المخاطبه مع نون الوقايه (جاز الفك و الادغام و الحذف و الاصح انها المحذوفة) و هو مذهب سيبويه و رجحه ابن مالك و ذهب اكثر المتأخرين الى ان المخدوفة نون الوقايه, و عليه الاخفش الاوسط و الصغير و المبرد و ابوعلى و ابن جنى. (الهمع ١/٥١ ـ ٥٢)
٥. المنادى النكرة المقصودة آخر المعارف السبعة (و الاصح ان تعريفه بالقصد كما صححه ابن مالك, و ذهب قوم الى أن تعريفه بأل محذوفة. (الهمع ١/٥٤ ـ ٥٥)
٦. اذا اجتمعت نون الاناث و نون الوقاية جاز حذف احداهما فى ضرورة الشعر, نحو (فَلَيْنى) و ذهب المبرد الى ان المخذوفة نون الوقاية, و هذا هو المختار عندى. و رجحه ابن جنى و الخضراوى و ابوحيان و غيرهم. و حكى صاحب البسيط الاتفاق عليه. و قال سيبويه: هى نون الاناث …. (الهمع ١/٦٥)
٧. فى جواز تقديم الظرف و الجار و المجرور المتعلق بالصلة على الموصول مذاهب احدها: المنع مطلقاً, و عليه البصريون و الثانى: الجواز مطلقاً, و عليه الكوفيون, و هو اختيارى للتوسع فيهما; و الثالث: الجواز مع ال اذا جرّت بـ (من) … و عليه ابن مالك. (الهمع ١/٨٨)
٨. ايّ الموصولة المضافة المخدوف عائدها فى نحو (سلّم على ايهم افضل) تبنى حينئذٍ على الضم عند سيبويه … و المختار وفاقاً للكوفيه و الخليل و يونس, اعرابُها. (الهمع ١/٩٠)
٩. نزد نحويون حرف باء در مثل (بحسبك درهم) زائد است و حسبك مبتدا است, سيوطى در اين باره مى گويد: و المختار وفاقاً لشيخنا الكافيجى انه خبر. (الهمع ١/٩٣)
١٠. فى رافع المبتدأ و الخبر اقوال: فالجمهور و سيبويه على ان رافع المبتدأ معنوى و هو الابتداء … و رافع الخبر المبتدأ … و قيل: العامل فى الخبر هو الابتدإ … و قيل: العامل فيه الابتداء و المبتدأ معاً … و ذهب الكوفيون الى انهما ترافعا, فالمبتدأ رفع الخبر و الخبر رفع المبتدأ … و هذا المذهب اختاره ابن جنى و ابوحيان و هو المختار عندى …. (الهمع ١/٩٤ ـ ٩٥) …
از آنچه گذشته بر مى آيد كه روش سيوطى در تأليفاتش, مبتنى بر جمع, نقل, ترتيب و تبويب است. و روش نحوى او غالباً بر اساس اختيار اقوال و آراى نحويان متقدم است. همچنين در بسيارى از مواقع از آرا و اصول نحوى بصريون پيروى نموده است.
سيوطى در جمع آورى مطالب كتاب هايش و تقسيم بندى, تبويب و ترتيب آن ـ به بهترين شيوه ـ از ديگران برتر و مقدم است . اختيار و گزينش آراى نحويون متقدم دليل بر احاطه كامل او نسبت به مسائل نحوى است.پى نوشت ها
* اين نوشتار, برگردان مقاله (السيوطى النحوى) نوشته دكتر محمد احمد الدالى است كه در مجله (مجمع اللغة العربية بدمشق) شماره ربيع الآخر ١٤٣١ هـ/اكتبر ١٩٩٢م درج گرديده است. (مترجم)
١. الاشباه و النظائر, طبع مجمع اللغة العربية, دمشق, ١/١.
٢. حسن المحاضرة, ١/٣٧٨.
٣. مقدمه محقق الاشباه و النظائر, طبع المجمع, ص٢٣.
٤. الاشباه و النظائر, ١/٧ ـ ٩.
٥. همع الهوامع, طبع مصر, ١/٢.
٦. همان, ١/٣.
٧. همان, ١/٣.
٨. شرح شواهد مغنى اللبيب, ص٢.
٩. الاقتراح, طبع استانبول, ص٢.