آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦

اخبار


درگذشتگان
آية اللّه احمدى ميانجى
حضرت آية اللّه آقاى حاج ميرزا على احمدى ميانجى ـ قدس سرّه ـ يكى از مفاخر علماى حوزه علميه قم به شمار مى رفت.
معظم له, در چهارم محرم الحرام ١٣٤٥ق (١٣٠٦ش) در روستاى (پورسخلو) ـ چهار فرسنگى ميانه ـ در خانواده علم و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم ثقةالاسلام شيخ حسينعلى و جدّش مرحوم حجةالاسلام حاج شيخ احمد, از عالمان و واعظان منطقه خويش بودند, كه علاوه بر كشاورزى به كار تبليغ دين و اصلاح بين مردم و رفع نيازهاى مستمندان مى پرداختند.
فقيد سعيد, كتاب هاى فارسى متداول (گلستان, نصاب الصبيان, ابواب الجنان, منشآت اميرنظام) را نزد پدرش آموخت و در ١٣سالگى (١٣٥٨ق) به تحصيل علوم دينى روى آورد. سپس به ميانه رفت و نزد مرحوم آية اللّه شيخ ابومحمد حجتى, ادبيات, حاشيه, معالم و قوانين را به خوبى فرا گرفت و شرح لمعه را نيز از محضر وى و حاج شيخ لطفعلى زنوزى ميانجى و شيخ مهدى جديدى آموخت. سپس به توصيه استادش آية اللّه زنوزى به تبريز رفت و به محضر مرحوم علامه طباطبايى رسيد و چندى از ايشان بهره برد. با مهاجرت علامه طباطبايى به قم, معظم له نيز پس از مدتى به قم آمد و در مدرسه دارالشفا سكونت نمود و سطوح عالى را نزد حضرات آيات: حاج سيد حسين قاضى و علامه سيد محمد حسين طباطبايى و شيخ موسى عباسى زنجانى, و شيخ اسحق آستارايى فرا گرفت و پس از آن به طور مرتب در درس هاى فقه آيات عظام: بروجردى, محقق داماد و گلپايگانى و ميرزا رضى تبريزى و درس خارج اصول آية اللّه حاج ميرزا احمد كافى الملكى و درس فلسفه و تفسير علامه طباطبايى شركت كرد و بنيه علمى خويش را استوار ساخت. او همزمان با تحصيل, به تدريس سطوح, تبليغ دين و تأليف كتب پرداخت و به خوبى از عهده برآمد و هم با دوستان خويش, جلسات بحث پيرامون مسائل فقهى, حديثى, كلامى, تفسيرى و تاريخى تشكيل داد كه اين جلسات, بيش از پنجاه سال به طول كشيد. فقيد سعيد, هماره در ايام تعطيل حوزه علميه قم به ميانه مى رفت و در ارشاد مردم شهرش و دستگيرى از فقيران و مستمندان بسيار مى كوشيد كه تأسيس انجمن دينى و فرهنگى دين و دانش, صندوق قرض الحسنه مهديه, جلسات تفسير قرآن از آن جمله است. او در قم نيز, هماره پس از نماز جماعت (مغرب و عشا) خويش به پاسخگويى به مسائل دينى و سخنرانى مى پرداخت و مسجدش, كانون اجتماع جوانان مشتاق و مردم متدين قم بود. در جريان تأسيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم, سهم به سزايى داشت و امضاى وى در ذيل تمام اعلاميه هاى جامعه مدرسين عليه رژيم ستمشاهى به چشم مى خورد. او در راه پيشبرد نهضت اسلامى, بارها براى ابلاغ پيام هاى امام خمينى و مراجع تقليد, به شهر ميانه و اطراف آن مسافرت مى كرد و مردم منطقه را به وظايف دينى خود آشنا مى ساخت. وى بارها در قم و ميانه به ساواك احضار شد و مورد بازجويى قرار گرفت. نيز عوامل رژيم, يك بار به محل اقامتش در ميانه هجوم آوردند و ضمن ضرب و شتم او, به زندان تبريز انتق
الش دادند, كه با تلاش علما ـ به ويژه آية اللّه شهيد قاضى طباطبايى ـ آزاد گرديد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى همواره به دفاع از كيان نظام پرداخت و بارها به نمايندگى از امام خمينى به شهرهاى منطقه و استان هاى مختلف سفر كرد و در رفع مشكلات آنان كوشيد. در فتنه هاى پس از انقلاب, همانند حزب خلق مسلمان, فتنه منافقين و بنى صدر به روشنگرى هاى مداوم پرداخت و در دفاع از ولايت فقيه لحظه اى درنگ نكرد. در جنگ تحميلى, خود به جبهه رفت و فرزندش ـ جعفر ـ را هم تقديم كاروان شهيدان انقلاب اسلامى كرد و سه مرتبه نيز به عنوان نماينده مردم استان آذربايجان شرقى, به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى برگزيده شد كه تا پايان عمرش ادامه يافت.
معظم له, از اخلاقى خوش, زندگى ساده و بى پيرايه, زبانى نرم و مجلسى پربار برخوردار بود. گفتار و كردارش يكى بود و به آنچه مى گفت اوّل خود عمل مى كرد. لبخند از لبانش دور نمى شد و تواضع و فروتنى از كردار و رفتارش نمايان بود. زندگى اش پس از انقلاب با پيش از پيروزى انقلاب تفاوتى نكرد و دربِ خانه اش به روى همگان باز بود. سراسر عمرش را به تأليف و تدريس سطوح عاليه و اقامه جماعت و شركت در جلسات بحثِ علمى و وعظ و ارشاد گذرانيد و گروهى بسيار از طلاب حوزه علميه قم را با بياناتِ علمى و اخلاقى اش پرورش داد.
قلبى مهربان و دستى گشاده داشت و به اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ عشق مى ورزيد و با ذكر مصائب ايشان, اشك از چشمانش سرازير مى شد. از آيات عظام: امام خمينى, ميلانى, گلپايگانى اجازه امور حسبيه و از آية اللّه مرعشى نجفى اجازه روايت داشت.
برخى از تأليفات چاپ شده اش عبارتند از:
١. مكاتيب الرسول (٣ج) كتابى است كه شهرتش فراگير و در كشورهاى اسلامى هم شناخته شده است.
٢. مكاتيب الامام الرضا عليه السلام.
٣. تعليق و تصحيح و استدراك بر (معادن الحكمة فى مكاتيب الائمة), تأليف علم الهدى فيض كاشانى, (٢ج).
٤. مواقف الشيعة (٣ج): گزيده مناظرات علماى شيعه با مخالفين.
٥. التبرك بآثار النبى والصحابة.
٦. السجود على الارض. اين كتاب به فارسى ترجمه شده است.
٧. الاسير فى الاسلام. (كتاب برگزيده سال)
٨. مالكيت خصوصى زمين يا اصول مالكيت.
٩. اطلاعات و تحقيقات در اسلام.
١٠. تعليقه و پاورقى بر (شيعه در اسلام) علامه طباطبايى.
١١. تعليقه و حاشيه بر كتاب (المواعظ العددية).
١٢. خمس در اسلام.
و مقالات مختلف در مجلات مختلف, همانند مجله نور علم.
تأليفات چاپ نشده اش بدين قرارند:
١. تقريرات درس فقه
٢. تقريرات درس اصول
٣. شركت در تأليف كتاب (احاديث العترة عن طرق اهل السنة).
٤. مكاتيب الائمة عليهم السلام.
سرانجام آن فقيد بزرگوار, پس از عمرى ٧٥ ساله, در روز دوشنبه ٢١ شهريور ١٣٧٩ش (١٢ جمادى الثانى ١٤٢١ق) بدرود زندگى گفت و پس از تشييع باشكوه (روز سه شنبه) و نماز آية اللّه سيد موسى شبيرى زنجانى بر پيكر پاكش در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد و مراسم بزرگداشت مقام علمى و عملى اش تا مدت ها در قم و شهرهاى استان آذربايجان شرقى ادامه يافت و پيام هاى متعدد تسليت از سوى مقام معظم رهبرى و مراجع عظام تقليد و شخصيت ها و نهادها و ارگان ها در سوگِ فقدان وى صادر شد و رحلتش موجى از غم و اندوه در دل هاى همگان برجاى نهاد.
* آية اللّه محقق
حضرت آية اللّه آقاى حاج شيخ حيدرعلى محقق ـ طاب ثراه ـ يكى از علماى نامى اصفهان به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال ١٣٢٦ق در اصفهان به دنيا آمد و پس از يادگيرى خواندن و نوشتن به تحصيل علوم دينى روى آورد. در آغاز, مقدمات و ادبيات را نزد آقايان شيخ محمدباقر قمشه اى و شيخ محمدعلى عالم فراگرفت و پس از آن سطوح عاليه را در محضر حضرات آيات: شيخ محمدحكيم خراسانى و شيخ محمدحسن عالم نجف آبادى (قوانين), شيخ على يزدى (شرح لمعه), سيد مرتضى خراسانى (رسائل), سيد مهدى درچه اى (مكاسب) و آقا سيد محمد نجف آبادى (كفايه) آموخت و سپس به درس خارج آيات عظام: ابوالمجد شيخ محمدرضا اصفهانى, سيد على نجف آبادى و سيد محمد نجف آبادى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. سپس به حوزه علميه قم مشرف شد و ساليانى چند از درس آيات عظام: سيد صدرالدين صدر, حجت كوهكمرى و سيد محمدتقى خوانسارى و آية اللّه بروجردى استفاده كرد و پس از آن به نجف اشرف مهاجرت نمود و مدت هاى بسيار از درس آيات عظام: ميرزا ابراهيم اصطهباناتى, شيخ محمدكاظم شيرازى, سيد جمال الدين گلپايگانى و سيد محمود شاهرودى بهره برد و بنيه علمى خويش را استوار ساخت و اين همه, چهارده سال به طول انجاميد.
سپس به زادگاهش بازگشت و به تدريس, وعظ و ارشاد و اقامه جماعت پرداخت. مرحوم استاد سيد مصلح الدين مهدوى مى نويسد (…از ائمه جماعت و وعاظ محترم اصفهان, كه با مواعظ شافيه خود عموم مردم را هدايت و در نشر احكام و مسائل حلال و حرام مؤمنين را راهنمايى مى نمايد.) (تاريخ علمى اصفهان, ج٢, ص٣١٠) وى در مدرسه نيم آورد, در حجره اى ساده و بى پيرايه, كه به گليم هاى رنگ ورو رفته مفروش و به كتابخانه اى آذين بسته شده بود, ساليان فراوان به تدريس سطوح عاليه اشتغال داشت و جمعى كثير را پرورش داد. سيمايى جذّاب و آهنگى گيرا و اخلاقى خوش داشت و زهد و سادگى از زندگى اش نمايان بود.
برخى از تأليفات وى, عبارتند از:
١. تقريرات درس فقه آية اللّه شيخ محمدرضا اصفهانى.
٢. تقريرات درس اصول آية اللّه سيد محمد نجف آبادى (دوره كامل).
سرانجام, پس از عمرى ٩٥ ساله, در مرداد ماه ١٣٧٩ش (جمادى الاول ١٤٢١ق) بدرود حيات گفت و پس از نماز آية اللّه حاج آقا حسن امامى بر پيكر پاكش, در جوار مرقد صاحب بن عباد(ره) در خاك خفت.
* آيةاللّه طبسى حائرى
حضرت مستطاب آيةاللّه حاج سيد على نقى طبسى حائرى, يكى از علماى مشهد مقدس به شمار مى رفت. معظم له, در سحرگاه شنبه هفتم رمضان در سال ١٣٤٢ق در كربلا, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد كاظم طبسى (م١٣٨٠ق) يكى از علما و ائمه جماعات كربلا و از شاگردان حضرات آيات: شيخ محمدعلى سيبويه و شيخ على شاهرودى بود. فقيد سعيد, پس از كودكى به مكتبخانه خطاط معروف شيخ على اكبر نائينى رفت و مقدمات را فرا گرفت. سپس در مدرسه هندى سطوح اوليه و عاليه علوم دينى را نزد اساتيدى مانند آيةاللّه شيخ يوسف بيارجمندى خراسانى آموخت و پس از آن به تحصيل خارج فقه و اصول نزد آيات عظام: حاج آقا حسين قمى, ميرزا هادى خراسانى و سيد محمدهادى ميلانى پرداخت و همزمان سطوح را تدريس و شاگردانى چند, تربيت نمود, كه از جمله آنان: آيةاللّه حاج شيخ جواد كربلايى است. وى در آن زمان مورد وثوق غالب علماى كربلا و به ويژه آيةاللّه قمى بود و از اصحاب خاص آن مرجع بزرگ و وكيل مالى ايشان به شمار مى رفت. پس از وفات آيةاللّه قمى (ربيع الاول ١٣٦٦ق) به مشهد آمد (تابستان ١٣٢٦ش) و ساليان بسيار به تدريس سطوح در مدرسه سليمانيه و اقامه جماعت در يكى از رواق هاى مسجد جامع گوهرشاد و تبليغ دين و تشكيل جلسات هفتگى براى توده مردم و تأليف و تصنيف پرداخت و تا زمانى كه سلامتى اش اجازه مى داد, در خدمت خاص و عام بود و در پيشبرد اهداف شرع مقدس, كوتاهى نمى كرد و در اين راستا حسينيه اى باشكوه, همراه با كتابخانه, نوارخانه و دارالقرآن الكريم و انتشارات فدك را بنياد نهاد و ده ها كتاب را منتشر ساخت. وى از اكثر علما مانندِ آيةاللّه ميلانى و آيةاللّه بروجردى و امام خمينى(ره) اجازه داشت و در راه پيشبرد اهداف انقلاب اسلامى ايران در سال ١٣٥٧, پيام ها و تلگراف هاى متعدد صادر نمود و كتاب هايى ـ به شرح ذيل ـ نگاشت:
١. التحصيل فى ايام التعطيل(٢ج).
٢. كشكول يا دانستنى هاى سودمند(٣ج).
٣. مطايبات (لطائف و ظرائف).
٤. منتخبات اشعار.
٥. تقريرات درس فقه آيةاللّه قمى.
٦. تقريرات درس فقه آيةاللّه ميرزا هادى خراسانى.
معظم له, پس از عمرى ٧٩ ساله بر اثر بيمارى در سحرگاه روز پنجشنبه ٢٢ جمادى الثانى ١٤٢١ق (٣١ شهريور ١٣٧٩ش) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش در روز جمعه, پس از نماز حضرت آقاى حاج سيد محمدعلى ميلانى بر آن, در حسينيه اى كه خود بنياد نهاده بود, به خاك سپرده شد.
* آيةاللّه تقوى اشتهاردى
حضرت مستطاب آيةاللّه حاج شيخ حسين تقوى اشتهاردى, يكى از علما و فضلاى حوزه علميه قم به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در سال ١٣٤٤ق (١٣٠٤ش) در اشتهارد, در بيت علم و تقوا به دنيا آمد. پدرش مرحوم آيةاللّه حاج شيخ يحيى اشتهاردى (م١٣٦٨ق), يكى از علماى بزرگ و صاحب نام منطقه و مؤسس حوزه علميه و استادِ بسيارى از عالمان (همچون: آيةاللّه شيخ على پناه اشتهاردى) بوده است.
آن مرحوم, پس از فراگيرى قرآن و خواندن و نوشتن به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات و منطق و شرح لمعه و قوانين را نزد پدر بزرگوارش فرا گرفت. سپس در سال ١٣٦٥ق (١٣٢٥ش) به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و در مدرسه فيضيه ساكن شد, كه بر اثر شرايط بدِ زندگى و رطوبت حجره, به دردِ پاى شديد گرفتار آمد ولى با توسل به ذيلِ عنايت حضرت امام رضا ـ ع ـ شفا يافت. سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شهيد صدوقى, مجاهدى, شيخ عبدالجواد اصفهانى, سلطانى طباطبايى, شيخ محمدجواد خندق آبادى, شهيد مطهرى (شرح منظومه و بخشى از اسفار) آموخت و پس از آن به درس آيات عظام: آيةاللّه بروجردى, حجت كوهكمرى, امام خمينى و آقاى گلپايگانى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد و همزمان به تدريس سطوح پرداخت. معظم له, علاوه بر تحصيل و تدريس, در ايام محرّم و ماه مبارك رمضان به زادگاهش مى رفت و به تبليغ دين و ارائه خدمات اجتماعى و بهداشتى مى پرداخت (كه ساختمان ٢ باب حمام بهداشتى و پيشنهاد و كوشش در لوله كشى آبِ شرب شهر از كارهاى او بود). وى ساليان فراوان در مدارس حقّانى و آيةاللّه گلپايگانى به تدريس شرح لمعه و رسائل و مكاسب اشتغال داشت و گروه بسيارى را پرورش داد. وى از اخلاقى خوش و زبانى نرم و ملايم و مجلسى پر فايده و حافظه اى خوب برخوردار و زندگى اش ساده و به دور از مظاهر مادى بود و از شهرت پرهيز مى كرد.
برخى از تأليفات آن عالم فقيد, عبارتند از:
١. تنقيح الاصول; تقريرات درس اصول امام خمينى (٤ج). به چاپ رسيده است.
٢. تقريرات درس فقه امام خمينى (مكاسب محرمه) (٣ج). آماده چاپ است.
٣. تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى (كتاب صلاة و غير آن).
٤. اصول المذهب.
٥. فروع المذهب (٢ج).
٦. آداب معاشرت از ديدگاه وحى.
٧. كشكول.
سرانجام آن عالم بزرگوار, پس از عمرى ٧٥ساله, در ١١ رجب الخير ١٤٢١ق (١٨ مهر ١٣٧٩ش), زندگى را بدرود گفت و پس از تشييعى شايسته و نماز آيةاللّه حاج شيخ على پناه اشتهاردى, در بقعة العلماى باغ بهشت قم, سر به تيره تراب نهاد.
* حجةالاسلام حسينى مرندى
حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد صادق حسينى مرندى يكى از افاضل حوزه علميه قم به شمار بود. فقيد سعيد, در سال ١٣٥٠ق (١٣١٠ش) در يكى از روستاهاى مرند, در بيت علم و فضيلت زاده شد و پدرش مرحوم حجةالاسلام مير سيد ابراهيم مرندى, يكى از علما و ائمه جماعت مرند بود. معظم له, پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و فراگيرى خواندن و نوشتن, ١٢ ساله بود كه به تبريز آمد و در مدرسه طالبيه اقامت گزيد و ادبيات و سطوح فقه و اصول را نزد اساتيد بزرگوارى همچون حضرات آيات: شيخ على اكبر اهرى, سيد على مولانا, ميرزا محمود انصارى و سيد محمد بادكوبه اى فرا گرفت. سپس در ماه صفر ١٣٦٧ق به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و پس از تكميل سطوح عاليه, به درس هاى آيةاللّه العظمى بروجردى و آيةاللّه مرعشى نجفى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. پس از وفات آيةاللّه بروجردى, يكسره به درس و بحث آيةاللّه مرعشى نجفى و جلسات معظم له حاضر شد و جزو خواصِ اصحاب ايشان به شمار آمد و علاوه بر تحصل در محضر ايشان, به تأليف و تدريس سطوح و در ايام تعطيلِ حوزه علميه قم, به تبليغ دين در شهرهاى مختلف پرداخت.
برخى از تأليفات ايشان, عبارتند از:
١. گناهان كبيره در اسلام (از نظر خاصه و عامه).
٢. قوانين كيفرى در اسلام (حدود, قصاص و ديات).
٣. مذاهب اسلام (بررسى مذاهب گوناگون اسلامى).
٤. تقريرات درس فقه آيةاللّه مرعشى نجفى.
سرانجام معظم له, در روز شنبه ٣٠ رجب الخير ١٤٢١ق (٧ آبان ١٣٧٩ش) در ٧٠ سالگى درگذشت. ناصرالدين انصارى
* انتخاب كتاب (سال ولايت)
آيين انتخاب كتاب (سال ولايت) روز پنجشنبه ٢٦آبان در تالار مفيد دانشگاه قم, به همت (مؤسسه آل البيت(ع) لاحياء التراث) و معاونت فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد. سيزده نفر از مؤلفان برتر كتاب هايى كه در ٢٠ سال گذشته به زبان هاى فارسى, عربى, انگليسى و اردو درباره امام على(ع) (زندگى, سيره و نهج البلاغه) نوشته شده است, معرفى شدند.
احمد مسجدجامعى قائم مقام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در اين مراسم طى سخنانى به برگزارى مراسم كتاب سال ولايت با هدف غنى كردن نشر كشور و بهره گيرى از معارف اهل بيت(ع) اشاره كرد و گفت: با خلق تاليفات درباره سيره و شخصيت و معارف اهل بيت سلام اللّه عليهم اجمعين نمى توان منتظر توليدرات خودجوش بود. اين امر ضرورتاً نيازمند سازماندهى علمى, معتبر و مورد وثوق است.
حجةالاسلام والمسلمين مهدوى راد دبير علمى انتخاب كتاب (سال ولايت) چگونگى شناسايى, بررسى و گزينش آثار برتر را چنين گزارش داد.
ابتدا آثار مرتبط با سيره, آثار, معارف علوى و هر آنچه را به گونه اى بر نهج البلاغه مرتبط بود شناسايى كرديم. محدوده زمانى ما كتاب هاى نگاشته شده در ٢٠سال اخير بود. در مرحله اول حدود ٤٠٠ عنوان كتاب شناسايى شد كه بخش قابل توجهى از آن بيرون محدوده ٢٠ سال بود. پس از آن داوران ما كه شخصيت هاى علمى و محققانى از حوزه و دانشگاه بودند در بررسى اغازين دويست اثر را برگزيدند. از ميان اين ٢٠٠ اثر ٣٨ اثر به مرحله نهايى راه يافت. مرحله نهايى داورانى بجز داوران پيشين بررسى كردند و ١٢ اثر را برگزيدند و از يك اثر تقدير به عمل آوردند. مستند ما در شناسايى آغازين فهرست ها, كتابنامه ها, كتابشناسى ها, فهرست هاى كتابخانه ها, كتاب ماه, و نيز مراجعه به مراكز علمى و شخصيت هاى فرهنگى و نهادهاى پژوهشى در داخل و خارج بود. مهدوى راد افزودند كه دبيرخانه كتاب سال ولايت دائمى خواهد بود و در سال هاى آينده به توفيق خداوند كتاب هاى نشر يافته در يكسال و در حوزه فرهنگ تشيع ارزيابى, گزينش و معرفى خواهد شد. وى درباره اهداف و سياست هاى اين دبيرخانه گفت: معطوف كردن توجه همگانى نسبت به اهميت فرهنگ تشيع و ميراث مكتوب آن, سازمان دادن به مباحث و پرسش هاى تازه در باب مطالعات در حوزه دين, اطلاع رسانى و معرفى آثار و كتاب هاى پديد آمده در خصوص اهل بيت عصمت و طهارت و فراهم آوردن زمينه هاى لازم براى تعميق مطالعات و انتشارات در حوزه دين از جمله اين اهداف است.
در پايان اين مراسم پديدآورندگان برترين كتاب هايى كه در ٢٠ سال گذشته درباره امام على(ع) و نهج البلاغه نوشته شده است از سوى هيئت داوران مرحله نهايى انتخاب كتاب سال ولايت به اين معرفى شدند.
١. آيةاللّه حاج شيخ جعفر سبحانى فروغ ولايت.
٢. علامه فقيد حاج شيخ محمدتقى جعفرى ترجمه و تفسير نهج البلاغه.
٣. علامه فقيد حاج شيخ محمدتقى شوشترى بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه.
٤. حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد محمدى رى شهرى موسوعه الامام على بن ابى طالب(ع) فى الكتاب والسنه والتاريخ.
٥. حجةالاسلام والمسلمين حاج سيدعلى ميلانى نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار.
٦. حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدباقر محمودى نهج السعاده فى مستدرك نهج البلاغه.
٧. حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ عبدالمجيد معاديخواه فرهنگ آفتاب.
٨. حجةالاسلام والمسلمين سيد حسن قبانچى مسند الامام على بن ابى طالب(ع).
٩. حجةالاسلام والمسلمين سيد بن حسن نجفى غديرخم (اور) خطبه غدير.
١٠. دكتر سيد جعفر شهيدى ترجمه نهج البلاغه.
١١. دكتر محمدمهدى جعفرى پرتوى از نهج البلاغه.
١٢. دكتر ابراهيم بيضون الامام على(ع) فى رويه النهج و روايت التاريخ (غير ايرانى).
١٣. كتاب جانشينى محمد(ص) آقاى پروفسور مادلونگ مورد تشويق هيئت داوران قرار گرفت.
* جشن رونمايى كتاب
در تالار كتابخانه فرهنگستان زبان و ادب فارسى روز چهارشنبه ٢٢ تير سال جارى جشنى با عنوان (جشن رونمايى) برگزار شد. نخست دكتر حداد عادل درباره نام گذارى اين جشن گفت: (اين اصطلاح براى بار اول است كه در محافل علمى و ادبى ما به كار مى رود. من اين اصطلاح را از فارسى زبانان هند وام گرفته ام. آنها معمولاً براى هر كتاب تازه انتشاريافته اى جشن تولد مى گيرند و در دعوت نامه هاى خود از مدعوين مى خواهند كه در جشن رونمايى كردن كتاب شركت كنند. اين جشن در حضور مؤلف برگزار مى شود و طى مراسمى از كتاب وى, چهره گشايى مى شود.) حداد عادل سپس افزود: (وقتى اين كتاب تأليف شد و من مى دانستم كه آقاى نجفى چه رنجى را متحمل شده است تا در طى ده سال تلاش, كار خود را به انجام برساند به وى پيشنهاد كردم اجازه بدهد براى اثرش, جشن رونمايى برگزار كنيم.)
سپس دكتر على محمد حق شناس به تفصيل كتاب فرهنگ فارسى عاميانه را شناساند و سخنران بعدى آقاى بهاءالدين خرمشاهى بود كه به نقد و بررسى فرهنگ فارسى عاميانه پرداخت و در بخشى از سخنان خويش گفت: (اين كتاب نه هر آنچه خوب است دارد, هر آن چه دارد, خوب است) و (اگر فرهنگ ها را به دو گروه فعال و غير فعال تقسيم كنيم, فرهنگ هاى فعال مولدند, آموزشى اند و خواندنى; اما فرهنگ هاى غير فعال مخزن الغات اند, (گنج واره اند) و مرجع. چون مرجع هستند در واقع خواندنى نيستند, يعنى فقط به هنگام نياز مورد مراجعه قرار مى گيرند. فرهنگ فارسى عاميانه از نوع اول است.)
در پايان ابوالحسن نجفى علاوه بر دادن پاسخ هاى اجمالى به سؤال هاى مطرح شده به انگيزه, اهميت, ضرورت و روش كار خود پرداخت.
در پايان مراسم, استاد احمد سميعى (گيلانى) از كتاب فرهنگ فارسى عاميانه چهره گشايى كرد و همه حاضران, شخصيت ها و استادان رشته هاى ادبيات و زبان شناسى از زحمات استاد ابوالحسن نجفى قدردانى كردند.
* انتشار فصلنامه تاريخ اسلام
نخستين شماره فصلنامه تاريخ اسلام به صاحب امتيازى مؤسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم منتشر شد. آقاى سيد محمدتقى آل سيد غفور مدير مسؤول آن است و زير نظر شوراى سردبيرى اداره مى شود.
در بخشى از سرمقاله شماره اول چنين مى خوانيم: (شناخت صحيح از اسلام به عنوان ركن اصلى هويت ايرانى نيز, وظيفه ما را در نگاه دقيق تر و عميق تر به سرچشمه ها و مبانى تاريخ اسلام دشوارتر مى سازد. از اين رو بر آن شديم تا به مدد الهى و همت استادان و محققان, قدمى كوچك در اين عرصه برداريم و به سهم ـ و البته توان محدود ـ خود فضايى براى تضارب افكار و آرا در زمينه تاريخ اسلام فراهم آوريم.)
(بر اهل نظر پوشيده نيست آنچه به عنوان تاريخ اسلام يا فرهنگ و تمدن اسلامى شهرت يافته, بيشتر مراد از آن تاريخ فرهنگ و تمدن اقوام و ملل مسلمان در ادوار مختلف تاريخى است تا تاريخ اسلام. تصور رايج از تاريخ اسلام عبارت از آن واقعيت تاريخى است كه حول و حوش ديانت اسلام و يا تحت عنوان اسلام شكل گرفته و تاكنون تداوم يافته است.) (ص٤)
محورها و بستر مباحث مجله اين گونه معرفى شده است: (طبيعى است كه محورهاى مورد بحث, خود مفصل و شامل تاريخ صدر اسلام, تاريخ ائمه(ع), تاريخ خلافت هاى نخستين, اموى, عباسى, حوزه هاى تمدنى اندلس, فاطميان, سلسله ها و خاندان هاى اسلامى, فرق و مذاهب و ملل و نحل, سيره و مغازى, تاريخ نگارى, فلسفه تاريخ اسلام, عرفان و تصوف اسلامى, جغرافياى تاريخى سرزمين هاى اسلامى, تاريخ هاى محلى, و… مى شود كه در اين ميان بررسى تاريخ صدر اسلام و ائمه(ع) اهميت بسزايى دارد و نقطه مركزى و محور اساسى مقالات فصلنامه خواهد بود. اميد آن داريم كه به زودى و با كمك و حمايت اساتيد فن, هر شماره را به يكى از محورهاى فوق اختصاص دهيم, و اين امر را ممكن مى دانيم; زيرا در پيكره علمى جامعه خود توانى بيش از اين را هم سراغ داريم.) (ص٥)
برخى از عنوان هاى اين شماره عبارتند از: پيامبر اسلام و شيوه گذر از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى; تاريخ نگاران عرب و فتنه كبرا; بن مايه ها و درون مايه هاى رخداد عاشورا; تاريخ و مورخان اسلامى تا پايان دوران عباسى; زمينه هاى اجتماعى واقعه عاشورا و…. آينه پژوهش ورود مجله (تاريخ اسلام) را به عرصه فرهنگ و خانواده مطبوعات تبريك گفته و توفيق دست اندكاران آن را از خداوند خواستار است.
* انتشار مجله فلسفه متعاليه
محمّد نورى
فلسفه اسلامى در نيم سده اخير به مرحله جديدى پانهاد و علاوه بر رقابت با نظام هاى معارض در سرزمين هاى اسلامى, به عرصه هاى اكادميك جهانى هم راه يافت. به اهتمام كسانى همچون مرتضى مطهرى ادبيات فلسفه اسلامى, ساده تر و مخاطب گزينى آن عمومى تر گرديد و همت هاى افرادى همچون مهدى حائرى و حسين نصر, آن را به عنوان يك نظام عقلانى ويژه در مجامع علمى جهان مطرح نمود.
پس از تجربه آموزى ها در دو زمينه مزبور, اخيراً گام ديگرى از سوى مؤسسه مطالعات اسلامى لندن (Institute of Islamic Studies) برداشته شد و مجله فلسفه متعاليه (Transcendent Philosophy) به منظور نشر آموزه هاى فلسفه اسلامى به ويژه فلسفه شيعى و ايرانى و بالاخص فلسفه متعاليه ملاصدرا در كنار نظام هاى فلسفى جهان و بررسى تطبيقى آنها به جامعه متفكران و فيلسوفان جهان پيوست. چون مهم ترين هدف اين نشريه بررسى تطبيقى و مقايسه اى در ابعاد وسائل مختلف فلسفه است, غنا, اتقان آموزه هاى فلسفى مسلمانان و نيز همسخنى اين دستگاه با ديگر نظام هاى فلسفى و طرح مسائل نوين در پيش روى فلسفه اسلامى را در پى خواهد داشت.
در عنوان اين مجله عبارت An International Journal for Comparative Philosophy and mysticism آمده است كه اشاره به دو خاستگاه جهانى و مقايسه اى شدن مسائل فلسفى و عرفانى دارد. از اين رو فعاليت علمى مطلوب اين نشريه اولاً به جهانى شدن انديشه هاى مطلوب فلسفى; ثانياً ممانعت از جهانى شدن افكار غيرانسانى در پروسه جهانى شدن علم و دانش, كمك خواهد كرد. از همه مهمتر اگر عامل و علت اساسى تداوم و نشاط فلسفه اسلامى را ورود به عرصه هاى فكرى جهانى بدانيم, اين نشريه بستر مناسبى براى اين هدف خواهد بود.
سيد قهرمان صفوى از اساتيد دانشگاه لندن (دانشكده SOAS) سردبيرى آن را عهده دار است و خود فارغ التحصيل دكتراى فلسفه مى باشد و مسئول بخش توصيف كتاب (Book Review) پاول هاردى Paul Hardy از استادان SOAS است.
آقايان دينانى, داورى و اعوانى از دانشگاه تهران, اراكى مسئول مركز اسلامى لندن, چيتيك از دانشگاه دولتى نيويورك, محقق داماد از دانشگاه علامه طباطبايى, كسپينر و لندلت از دانشگاه مك گيل كانادا, ليمان از دانشگاه ليورپون, ميشوت از مركز مطالعات اسلامى آكسفورد, موريس از دانشگاه اكتور, نصر از دانشگاه جورج واشنگتن, پازوكى از مؤسسه مطالعات فرهنگى و انسانى, تونر از دانشگاه دورهام و بالاخره مينايى از دانشگاه كلمبيا اعضاى علمى اين نشريه مى باشند. تنوع و تعدد اين شخصيت ها نشانگر جامعيت نسبى آن است هرچند ساختار علمى اين هيئت مكفى نيست و جاى فلاسفه عرب خالى است. گويا خط مشى اصلى گردانندگان مجله صرفاً تعامل و تعاطى فلسفه اسلامى در ابعاد ايرانى آن با فلسفه غرب در ابعاد خاورشناسى آن بوده است. البته در يادداشت سردبيرى هدف اين نشريه را ايجاد زمينه هاى گفتگو بين شرق و غرب از يك سو و فلسفه ـ عرفان اسلامى از ديگرسو دانسته است كه كلى تر از تركيب علمى مزبور مى باشد. در همين يادداشت چنين آمده است: از مقالات نويسندگان در موضوعات فلسفه تطبيقى اسلام و ديگر گرايشهاى فلسفى شرق و غرب, تاريخ فلسفه, فلسفه معاصر, شناخت شناسى, فلسفه روح و علم ادراكى, فلسفه علم, منطق و فلسفه منطق, فلسفه زبانى, علم اخلاق و فلسفه اخلاق, كلام و فلسفه دين, تصوف و عرفان, فلسفه سياست, فلسفه هنر و متافيزيك و فرجام شناسى استقبال مى كند.
شماره دوم اين مجله در سپتامبر ٢٠٠٠ با نه مقاله زير منتشر شد:
١. تداوم و منطق ادراك از جان بل; ٢. شناخت شناسى و فلسفه طبيعى ملاصدرا از كانر داگلى; ٣. اديان و شناخت در ديدگاه ملاصدرا از داويد دكاك; ٤. دمكراسى و فلسفه سياست امام خمينى از حميد حاجى حيدر; ٥. شناخت راهى براى تكامل از ديدگاه ملاصدرا از بلال كسپينار; ٦. جايگاه نبوت در فلسفه ملاصدرا از جوزف لمبارد; ٧. ملاصدرا در تصور ادراكى و جهان متصور از لاتمه پروين پروانى; ٨. ملاصدرا و شناخت از قهرمان صفوى; ٩. شناخت فلسفى و ديدگاه عرفانى ملاصدرا در ذهنيت وايتهد از الپارسلان اچيكگنچ در ابتداى هر مقاله چكيده آن آمده است.
على رغم محاسن اين مجله, ضعف هاى آن عبارتند از: نداشتن مقدمه علمى و تحليلى, نداشتن بخش اطلاع رسانى در عرصه هاى مختلف فلسفى و عدم جامعيت در منابع مقالات اسلامى. ضعف سوم شايد به دليل عدم دسترسى به منابع فلسفى منتشر شده در جهان اسلام است. گفتنى است كه بخش مهمى از اهداف مجله با تقويت بخش اطلاع رسانى به سامان خواهد رسيد و ضعف دوم جبران خواهد شد. محمّد نورى