آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦
نمايى از اصطلاح نامه اصول فقه
نخعى گلپايگانى سعيد
اصطلاح نامه اصول فقه, گروه اصطلاح نامه اصول فقه, واحد اصطلاح نامه علوم اسلامى, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه) دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, ١٣٧٨ ش, ٣«٤٠٣ص, رحلى.
مقدمه
عصرى كه ما در آن زندگى مى كنيم, عصر گسترش سريع علوم و نشر اطلاعات علمى از طرق مختلف است كه از اين رو دستيابى به اطلاعات فشرده امرى ضرورى است كه بايد از زياده گويى و صرف وقت زياد براى يافتن مطالب جلوگيرى كرد.
در حال حاضر به جاى آن كه از مقالات مفصل و عبارات و واژه هاى مركب و طولانى استفاده شود, روش هايى از قبيل استفاده از چكيده نويسى, نمايه و اطلاعات گزيده به كار گرفته مى شود كه محققان ضمن آن كه از تازه ترين اطلاعات با خبر مى شوند, در وقت آنها صرفه جويى شده, به راحتى مى توانند به مطالب علمى مورد نظر خود دست يابند.
اصطلاح نامه (تزاروس) بهترين راه براى دريافت اطلاعات و تنظيم مناسب آنها است; به خصوص در صورتى كه اين اطلاعات انبوه به رايانه سپرده شود و از ساختار منظم اصطلاح نامه ـ كه با منطق كامپيوترى هم خوانى دارد ـ استفاده شود, سرعت و دقت ماشين را چند برابر كرده, از ريزش و يا كاهش اطلاعات مطلوب پيش گيرى مى كند. و پژوهش گران سريع تر و بهتر به اطلاعات مورد نياز خود دست خواهند يافت.
از مشهورترين اصطلاح نامه ها, اصطلاح نامه يونسكو (unesco thesaurus) (با ويرايش هاى مختلف) درباره اطلاعات علمى و فنى, اصطلاح نامه اريك (thesaurus of Eric) درباره تعليم و تربيت و در زبان فارسى, اصطلاح نامه هاى فرهنگى فارسى (اصفا) در مقوله هاى فرهنگى آموزش و پرورش, ارتباطات, اقتصاد, جامعه شناسى, جغرافيا, روان شناسى, كتابدارى, اطلاع رسانى و … است و اصطلاح نامه نظام مبادله اطلاعات (نما) كه ترجمه اصطلاح نامه اسپاينز است.
با توجه به گستردگى علوم اسلامى, ضرورت تدوين اصطلاح نامه در حوزه هاى مختلف علوم اسلامى, امر مشهودى بود كه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه) وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, در اين مسير نخستين قدم را پيش نهاد و تدوين اين پروژه بزرگ را پذيرفت.
هم اكنون اصطلاح نامه هاى علوم قرآنى, فلسفه اسلامى, كلام اسلامى به پايان رسيده و در دسترس پژوهشگران است. اصطلاح نامه هاى منطق, علوم حديث, اخلاق اسلامى و فقه نيز در حال تدوين است كه بزودى در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت. اصطلاح نامه اصول فقه نيز يكى ديگر از طرح هاى اين مركز است كه در سال ١٣٧٨ در قالب كتابى عرضه شده است.١ اين طرح در واحد اصطلاح نامه علوم اسلامى به همت گروه اصطلاح نامه اصول فقه سامان يافته است.
تعريف اصطلاح
اصطلاح (term) واژه يا عبارتى است كه در مواردى خاص, معناى كاملاً دقيق و محدود را بيان مى كند و يا ويژه علم, هنر, حرفه, تجارت يا موضوعى خاص باشد.٢ در اصطلاح نامه, علاوه بر ثبت روابط اصطلاحات به برقرارى روابط ميان (كليدواژه ها) نيز پرداخته مى شود.
تعريف كليدواژه
كليد واژه (keyword) كلمه مهمى از يك عنوان يا از يك متن است كه به عنوان اولين كلمه يك شناسه در نمايه سازى يا فهرست به كار برده مى شود. در عرف اطلاع رسانى, كليد واژه به اصطلاحاتى اطلاق مى شود كه از مدارك, عناوين كتاب, يا مقاله, چكيده و ديگر متون اطلاعاتى استخراج مى گردند و پايه نمايه سازى قرار مى گيرند.
تعريف اصطلاح نامه
اصطلاح نامه ٣, مجموعه اصطلاحات استاندارد, گزيده شده و نظام يافته اى است كه بين آنها روابط معنايى و رده اى, يا سلسله مراتبى برقرار است و توانايى آن را دارد كه موضوع آن رشته را با تمام جنبه هاى اصلى, فرعى و وابسته به شكل نظام يافته و به قصد ذخيره و بازيابى اطلاعات و مدارك و مقاصدِ جنبى ديگر عرضه كند٤, و از نظر ساختارى, گنجينه واژگان كنترل شده و سازمان يافته در يك زمينه خاص مى باشد و حامل حداكثر اطلاعات با اقل ضايعات است.٥
ساختار اصطلاح نامه اصول فقه
اين مجموعه در يك مقدمه ٣٨ صفحه اى و سه بخش تدوين گرديده است: در مقدمه از تعريف اصطلاح نامه, اهداف كاربردى, تاريخچه و ويژگى هاى آن, فرق اصطلاح نامه با واژه نامه, لغت نامه, سر عنوان موضوعى و نمايه و مباحثى پيرامون اصطلاح نامه هاى انگليسى و فارسى, اصطلاح نامه علوم اسلامى در قسمت هاى مختلف و اطلاعات مفيد و سودمندى درباره اصطلاح نامه اصول فقه و … سخت رفته است.
بخش اول, نمايش الفبايى اصطلاحات است كه صفحات ٣٩ تا ٢٦٦ كتاب را به خود اختصاص مى دهد. در اين بخش, اصطلاحات پذيرفته شده به ساده ترين شيوه (الفبايى) به نمايش گذاشته شده است. بدين ترتيب مى توان با دانستن نام يك اصطلاح به جايگاه آن در اين علم پى برد.
آگاهى و پى بردن به اين روابط بين اصطلاحات, بسيار مفيد مى باشد و در واقع ظرافت اصطلاح نامه و سختى آن در همين بخش از كار است. در واقع اصطلاح نامه نويس با استمداد از تخصص خود, روابط٦ منطقى بين اصطلاحات را ايجاد مى كند. در اين قسمت همراه هر اصطلاح مرجّح (اصطلاحى كه نسبت به مترادفات خود رجحان دارد) اصطلاحات رأس, وابسته اعم, اخص, غيرمرجّح, يادداشت دامنه٧ و توضيح گر٨ آورده شده است;
مانند:
ادله
ى.د: مراد ادله احكام (مقابل اصول عمليه) مى باشد.
بج: ادله اجتهادى
ادله محرزه
اصل (دليل)
حجت (اصول)
دليل
دليل محرز
ا.ع: اصول فقه
ا.خ: ادله اربعه
ادله اولى
ادله ثانوى
ادله شأنى
ادله شرعى
ادله فعلى
ادله قطعى
ادله لبّى
ادله لفظى
سيره
…
ا.و: حجت (لغت)
حجت (منطق)
حجيّت
سببيّت (امارات)
طريقيت
قواعد
مذاهب شريعت
مناسبت حكم و موضوع
نقض
در زير هر اصطلاح غيرمرجح, اصطلاح مرجح با علامت اختصارى (بك) آورده شده است.
مانند:
ادله اجتهادى
بك: ادله
اين ارجاع به اين معنا است كه (ادله) به عنوان اصطلاح متداول پذيرفته شده است, و اطلاعات مربوط به (ادله اجتهادى) را بايد ذيل (ادله) آورد.
اين بخش حاوى ٥٣٩٤ اصطلاح است: اصطلاحات غيرمرجح ٢٣٢٨ و ٢٣١٠ اصطلاحات وابسته و ٢٣٩٠ اصطلاحات اخص ٩.
بخش دوم, نمايش نظام يافته اصطلاحات است كه صفحات ٢٦٥ تا ٣٧٦ كتاب را به خود اختصاص داده است. اين بخش كه داراى شش رده اصلى مى باشد, از عام ترين اصطلاح تا خاص ترين آن به شيوه اى خاص رديف شده كه هر رده با يك تورفتگى نشان داده شده است. در زير هر رده, اصطلاحات مربوط به آن به صورت الفبايى آمده. در اين جا به تقسيمات شاخه هاى اصلى و فرعى علم اصول فقه يك جا مى توان دست يافت و دسترسى به تمامى اصطلاحات اين علم از طريق رده هاى اصلى و فرعى ممكن است, نه از طريق رديف الفبايى كه در بخش اول كاربرد داشت.
علايم اختصارى (بك) , (ا.ع) و (ا.خ) در اين بخش ديده نمى شوند. چون در اين جا اصطلاحات مرجح به كار رفته و مراتب تورفتگى نيز حاكى از محدوده اعم و يا اخص بودن است, و اصطلاحات مترادف و وابسته با نشانه هاى خاص خود نمودار مى گردد.
شش رده اصلى پذيرفته شده در اين اصطلاح نامه, به ترتيب عبارتند از: اجتهاد و تقليد, ادلّه, اصول عملى, تعارض و تعادل و تراجيح, مباحث الفاظ و ملازمات عقلى.١٠
اصطلاحات وابسته به علم اصول فقه به ١٩ اصطلاح مى رسد كه عبارتند از: احكام, اصوليون, اصول فقه مقارن, تاريخ اصول فقه, تدوين اصول فقه, رتبه اصول فقه, علوم مقدمى اصول فقه, فايده اصول فقه, فقه, قواعد اصولى قواعد فقهى, كتاب شناسى اصول فقه, كتب اصول فقه, مبادى اصول فقه, محمول اصول فقه, مسايل اصول فقه, مصنفين اصول فقه, موضوع اصول فقه, واضع اصول فقه.١١
در اين بخش و بخش سوم (نمايش سلسله مراتبى) وجه منطقى تقسيمات يك موضوع با عبارت راهنما بيان مى گردد. علامت آن پرانتزى است كه ذيل اصطلاح و قبل از هر تقسيم مى آيد; مانند:
اصول فقه
اجتهاد و تقليد
اجتهاد (عام)
ا.و: اجتهاد در اصول عقايد
اجتهاد در اصول فقه
احكام اجتهاد
افتاء …
(به لحاظ عدم دليل منصوص)
اجتهاد (خاص)
بج: اجتهاد به راى
(به لحاظ زمان)
اجتهاد در عصر ائمه(ع)
اجتهاد در عصر تابعين
اجتهاد در عصر صحابه
(به لحاظ فعليت و عدم آن)
اجتهاد فعلى
ا.و: اجتهاد بالقوه
اجتهاد بالقوه
بج: اجتهاد بالملكه
ا.و: اجتهاد فعلى
بخش سوم: نمايش سلسله مراتبى (ترسيمى) است كه صفحات ٣٧٥ تا ٣٩٤ كتاب را به خود اختصاص داده است. در اين بخش فقط اصطلاحات حاكم و تابع (اعم و اخص) نمايش داده شده است و ساختار كلى علم از اعم به اخص به شكل درختى آمده, مراتب تورفتگى در ساختار رده اى ٧ فاصله است كه هر تورفتگى با يك نقطه مشخص شده است, رده هاى اصلى هر اصطلاح را همراه با اخص هاى آن به سرعت مى توان بازيابى نمود. در اين جا نيز مانند بخش دوم, اساس منطقى تقسيمات يك موضوع با عبارت راهنما بيان گرديده و هيچ يك از علايم اختصارى كه در دو بخش قبل به كار مى رفت ديده نمى شود; مانند:
اصول فقه
. ادله
. . (به لحاظ اصول ادله)
. . ادله اربعه
. . . سنت (دليل)
. . . . خبر
. . . . به لحاظ تعداد راوى
. . . . . خبر واحد
. . . . . . خبر صحيح
. . . . . . . خبر صحيح قدما
در پايان كتاب, فهرستِ منابع و مآخذ (كتاب نامه) اصطلاح نامه اصول فقه كه بيش از ١٥٠ عنوان كتاب در ده صفحه آمده است و اطلاعات كتاب شناسى منابع اعم از نام كتاب, نام مؤلف, انتشارات, سال چاپ, دوره ذكر شده است.
ويژگى هاى اصطلاح نامه اصول فقه
١. اولين اصطلاح نامه اصول فقه در حوزه فرهنگى عرب زبانان و فارسى زبانان است.
٢. ساختار كلى اصول فقه را با توجه به نظرات مشهور اصوليون و توجه به اهداف اطلاع رسانى تنظيم و به نمايش گذارده است.
٣. روابط بين اصطلاحات اصول فقه از جهت مترادف, اعم, اخص, و وابسته را تنظيم نموده است.
٤. با طرح خاص اصطلاحات, مفاهيم اصول فقه را به ذهن خواننده انتقال مى دهد.
٥. پژوهشگران را جهت تكميل پايان نامه ها, مقالات و كتاب هاى اصولى كمك و راهنمايى مى كند.
٦. يكى از عمده ترين ويژگى هاى آن يارى رساندن به نمايه سازان در متون اصولى است.
٧. با بررسى بخش نظام يافته از سوى عالمان و پژوهشگران بسامد پژوهش در رده هاى مشخص شده و مباحث متورم از مسايل و موضوعاتى كه نياز به تحقيق بيشتر دارد, متمايز مى شود.
٨. بخش هاى ترسيمى و نظام يافته آن مى تواند در تدريس براى استاد و متعلم به كارآيد.
٩. در تنظيم كتابخانه هاى تخصصى اصول فقه, بخش هاى نظام يافته و ترسيمى بهترين الگو است و به مراتب بهتر از روش هاى رده بندى جارى و مرسوم كتابخانه اى (كنگره و ديويى) جواب خواهد داد.
١٠. با استفاده از برنامه نرم افزارى, امكان طبقه بندى اطلاعات از مدارك و منابع اصول فقه فراهم مى شود تا دانشمندان و پژوهشگران بتوانند به سهولت و با دقت و سرعت مطالب مورد نظر خود را بر اساس ساختار منطقى اصطلاح نامه اصول فقه پى جويى نمايند.پى نوشت ها:
١. براى هر يك از اصطلاح نامه هاى مذكور, مستنداتى در دستور كار قرار گرفته كه پس از بازنگرى صاحب نظران به صورت فرهنگ نامه قابل عرضه و استفاده خواهد بود.
٢.اصطلاح نامه كتاب دارى, پورى سلطانى, فروردين / و مقدمه اصطلاح نامه فلسفه اسلامى, ج١, ص٥٤ و راستين, كتابخانه ملى ايران, تهران ١٣٦٥ ش, ويرايش دوم.
٣. اصطلاح نامه, معادل كلمه لاتينى تزاروس (thesaurus) است كه به واژگان نامه, گنج واژه و كنز اصطلاح نيز معروف است. ر.ك: مقدمه اصطلاح نامه فلسفه اسلامى, ج١, ص١٣.
٤. درآمدى بر مبانى اصطلاح نامه علوم اسلامى, محمدهادى يعقوب نژاد, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, سال ١٣٧٥.
٥. ر.ك مقدمه اصطلاح نامه اصول فقه, ص٩ و اصطلاح نامه فلسفه, ج١, ص١٣.
٦. روابطى كه در اصطلاح نامه وجود دارد بر سه نوع است:
١ـ رابطه هم ارز (ترادف): اين نوع رابطه هم معنا بودن اصطلاحى را با اصطلاح ديگر بيان مى كند. علامت ارجاع به اصطلاح مرجح (بك) به معناى (به كار ببريد) است. در ذيل اصطلاح مرجّح علامت (بج) به معناى (به كار ببريد به جاى) است.
٢ـ رابطه سلسله مراتبى: اين رابطه بيانگر رابطه كلى و جزئى (حالت جنس و نوع) كل و جزء و موردى يا مصداقى بين مفاهيم است; به نحوى كه حوزه علمى مورد نظر با شاخه ها و مباحثش به طور مرتب از كلى ترين اصطلاح تا جزئى ترين آن ترسيم مى گردد. در اصطلاح نامه اين نوع رابطه با دو علامت نشان داده شده است:
الف. ا.ع: اين علامت نشانه اين است كه اصطلاحِ بعد از آن, دامنه اى وسيع تر از اصطلاح قبلى دارد; يعنى اعم است.
ب. ا.خ: اين علامت نشان گر آن است كه اصطلاحِ بعد, محدوده كمترى از اصطلاح قبلى دارد; يعنى اخص است.
٣. رابطه وابستگى: اصطلاحاتى كه از نظر مفهومى به هم نزديك هستند, به نحوى كه يا بين آنها پيوند بحثى وجود دارد و يا بين آنها تداعى معنايى برقرار است كه اطلاع از يكى بر عمق و دامنه اطلاع از ديگرى مى افزايد; ولى نمى توان بين آنها ترادف يا رابطه سلسله مراتبى ايجاد نمود. علامت اختصارى آن (ا.و) است.
٧. يادداشت, دامنه توضيحى است كه هنگام انتخاب واژه به كار مى رود و موارد استعمال و كاربرد اصطلاح را معلوم مى كند. علامت اختصارى آن (ى.د) مى باشد.
٨. توضيح گر در كلمات متشابه (مشتركات لفظى) كه داراى معانى متفاوت و شكل واحد مى باشد, بعد از اصطلاح مشترك و داخل پرانتز مى آيد تا مقصود از اصطلاح را بيان كند. مانند: مشتق (اصولى) مشتق (ادبى)
٩.مقدمه اصطلاح نامه اصول فقه, ص٢٥.
١٠. مقدمه اصطلاح نامه اصول فقه, ص٨٢.