آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - قدى بر رسم الخط كتابهاى درسى - شهرى محمد
قدى بر رسم الخط كتابهاى درسى
شهرى محمد
طرح مطلب
بى گمان خطّ و زبان فارسى گرانبهاترين ميراث فرهنگى ماست و دفاع از اين خطّ و زبان و آموزاندن آن به جوانان و نونهالانِ اين مرز و بوم در حقيقت دفاع از فرهنگ و استقلال فرهنگى جامعه ايران و زبان فارسى بشمار ميرود; از طرف ديگر ميدانيم مردمى كه زبانى پرمايه و توانا ندارند يا آموزش زبان را به مسائل قشرى و ظاهرى محدود ميكنند, از فكر بارور و زنده و آفريننده بى بهره اند و خطّ يكى از وسايل و ابزار مهمّ زبان آموزى است; بنابراين هرچه خطّى ساده تر و كاربردى تر داشته باشيم در آموزش زبان موفّق تر خواهيم بود و در حقيقت با اين كار در تقويت زبان فارسى كه بنيان مهمّ زندگى و پرورش فكر و فرهنگ مردم اين سرزمين است تلاش بيشترى كرده ايم.
موضوع اين مقاله نقد و بررسى رسم الخط كتابهاى تازه تأليف فارسى است, (كتابهاى فارسى اوّل تا سوّم راهنمايى و كتابهاى زبان فارسى (١و٢) و ادبيات فارسى (١و٢).
كتابهاى مذكور كه بتازگى در گروه ادبيات فارسى دفتر برنامه ريزى و تأليف كتب درسى وزارت آموزش و پرورش تأليف شده از هر جهت ساختارى متفاوت با كتابهاى درسى پيشين دارد و نويد از راهى نو در آموزش زبان و ادب فارسى ميدهد و اميدست كه اين شيوه تحوّلى واقعى در آموزش بيمارگونه زبان و ادبيات فارسى در مدارس كشور بوجود آورد در اين ميان دو كتاب: زبان فارسى(١و٢) و ادبيات فارسى(٢) از جهات بسيارى بى نظيرست و در تأليف آن موضوعات و محورهايى مورد نظر مؤلّفان صاحبذوق آن بوده كه در شيوه تأليف كتابهاى درسى بيسابقه است.١
سوگمندانه با وجود مزاياى بسيار, اين كتابها با رسم الخطّى نامأنوس و غير علمى ويرايش شده, رسم الخطى متفاوت با ساير كتابهاى درسى كه ويراستاران آن گرچه مدّعى هستند كه ويرايش املايى اين شش كتاب براساس آخرين مصوّبات فرهنگستان زبان و ادب فارسى انجام گرفته امّا جا دارد كه اين رسم الخط نقد و معايب و محاسن آن نشان داده شود, باشد كه با اصلاح و تعديل آن تصميمى درست و سنجيده از جانب مسؤولان محترم گرفته شود تا هم دانش آموزان از سرگردانى نجات پيدا كنند و هم معلّمان.
از آنجا كه بسيارى از معلّمان و مدرّسان و حتّى دانش آموزان, ابتكارى بودن و ساختار جديد كتابهاى تازه تأليف آنها را بشور آورده امّا بدخوانيها و نابسامانيهايى كه در رسم الخطّ كتابها وجود دارد كمابيش آنها را به اظهار اين جمله واداشته كه ميگويند: (آنچه مؤلفان ساخته و رشته اند ويراستاران ويران و پنبه كرده اند) بهمين دليل نويسنده تصميم گرفت اين مقاله را تنظيم كند و با بهره ورى از صائب ترين ديدگاهها و دستاوردهاى محققان فرزانه و بيطرف و استادان درجه اوّل زبان فارسى, رسم الخط اين شش كتاب را نقد كند تا پاسخى داده باشد به پرسشهاى معلّمان و پرسشگران جوانى كه رسم الخط فعلى اين شش كتاب تازه تأليف آنانرا گيج كرده است.
مقايسه رسم الخط كتابهاى تازه تأليف با كتابهاى پيشين
در هيچ يك از كتابهاى تازه تأليف اصول كلّى شيوه خط جديد ذكر نشده تا بتوان با تكيه بر آن و مقايسه اش با شيوه كتابهاى سابق نقاط اشتراك و افتراق آنرا با دقّت برشمرد, جز اينكه در مقدّمه بعضى از اين كتابها نوشته شده است: (در اين شيوه جديد (ها) علامت جمع و (تر) و (ترين) علامت صفت تفضيلى و عالى جدا نوشته ميشود.)٢ از اين جمله و نيز از مقايسه شيوه خط كتابهاى تازه تأليف با كتابهاى سابق بطور كلّى قاعده زير را ميتوان استخراج كرد:
در شيوه نامه جديد, بيشتر, بنا را بر گسسته نويسى گذاشته اند تا پيوسته نويسى بعبارت ديگر در اين شيوه نامه تمام كلمات فارسى خواه مركّب باشند يا مشتق, پسوندى باشند يا پيشوندى ترجيحاً اجزاى آن جدا از هم نوشته ميشوند يعنى كلماتى مانند: داستانها, بزرگتر, همزبان, نگهبانى, رستخيز, دسترسى و گفتگو بصورت: داستان ها, بزرگ تر, هم زبان, نگه بانى, رست خيز, دست رسى و گفت وگو نوشته شده است.٣
ظاهراً هدف ويراستاران از اعمال اين شيوه پديد آوردن رسم الخطى يكسان و شيوه املايى يكدست در ميان فارسى زبانان و فارسى خوانان نسل آينده است.
آشفتگيها و وجود اختلافات
طبيعى است كه ويراستاران شيوه جديد هرچند بطور جدّى بخواهند اين شيوه را در ميان دانش آموزان و دبيران رواج دهند امّا بدليل اينكه رواج اين شيوه در حقيقت مبارزه اى جدّيست با عادات هزار ساله جامعه و با توجّه باينكه خود ويراستارها شخصاً و عادتاً شيوه جديد را باور ندارند و تصوّر آنان بر اينست كه اين شيوه نامه را در همه كتابها اعمال كرده اند و از طرفى چون خودشان هم به شيوه جديد عادت ندارند بديهى است با تمام دقّتى كه در اعمال اين شيوه در كتابهاى تازه تأليف بعمل آورده اند, نتوانسته اند خويشتن را از زير بار عادات چندين و چندساله خود برهانند در نتيجه آشفتگيها و اختلافاتى فراوان در رسم الخط كتابهاى آنان پيش آمده است كه كلمات زير مشتى است از خروار بعنوان نمونه كلمات:
آنها, اينها, آنجا, اينجا, آنكه, اينكه, چنانچه, چنانكه, آنچه, دلپذير, سخنرانى, كنجكاو, صاحبدل, پرخاشجو, دانشنامه, دلبسته, فرمانروا, خوشبختى, بيشتر, كمتر, آنست, روبرو, خونريز, خوشحال, پيشامد, بيخود, بيگاه, گفتگو, جستجو, كداميك, نخلستانها, همانگونه, دامدارى, نگهبانى, رويداد, ستمديده, بكار, بهم, سالخورده و صدها كلمه ديگر ازين قبيل گاهى پيوسته و گاهى جدا نوشته شده است و اين تناقض نه تنها در يك كتاب كه گاهى در يك صفحه و حتى در يك سطر بچشم مى خورد.٤
البتّه آنچه نقل شد بعنوان نمونه بود و كمتر صفحه ايست در اين شش كتاب كه از اينگونه اشكالات خالى باشد و طبيعى است از ديدگاه ويراستارانيكه عمدى در يكدست كردن و يكسان كردن رسم الخط فارسى دارند وجود اينگونه آشفتگى ها و تناقضات توجيه پذير نيست.
اهمّ دلايل غير علمى بودن رسم الخط كتابهاى تازه تأليف
دلايل غير علمى بودن رسم الخط كتابهاى تازه تأليف فراوان است كه اگر بخواهيم به همه آنها اشاره كنيم مثنوى هفتاد من كاغذ شود. بهمين دليل اهمّ آنها در اينجا يادآورى ميشود:
١. يكى از بزرگترين دلايل غير علمى بودن اين شيوه خط اين است كه هيچ يك از استادان زبان و ادب فارسى و مجامع برجسته علمى كشور اين شيوه را قبول ندارند و از اينجاست كه برجسته ترين استادان دانشكده ادبيات تهران (حداقل بيست نفر) سال گذشته در نامه اعتراض آميزى بفرهنگستان زبان و ادب فارسى اعتراض خود و غير علمى بودن اين شيوه املائى را متذكّر شدند, نامه آنها در تابستان گذشته در مطبوعات كشور بچاپ رسيد.
٢. خطّ و زبان پديده اى اجتماعى و بسيار پيچيده و پر رمز و رازست و هر تغييرى كه در اين مورد صورت ميگيرد بايد ذوق فارسى زبانان و صاحبنظران را در نظر گرفت, بعبارت ديگر قاعده سازى و صدور حكم در خطّ و زبان آنهم برخلاف ذوق و سليقه عموم مردم نه عالمانه است و نه پسنديده علاوه بر اين در شيوه پيشنهادى منسوب به فرهنگستان كه مجريان امر در وزارت آموزش و پرورش شروع به اجراى آن كرده اند و (در آينده اى نزديك در تمام كتب درسى اعمال خواهد شد.)٥ به بحث و بررسى گذاشته نشده و نظرات موافق و مخالف درباره آن اظهار نشده است و در هيچ مجمع علمى بتصويب نهائى نرسيده و هيچ يك از استادان درجه اوّل زبان و ادب فارسى بر آن صحّه نگذاشته اند بلكه باين شيوه اعتراض هم دارند. بنابراين عاقلانه ترين راه اين است كه دست اندركاران و مجريان اين طرح در وزارت آموزش و پرورش رسم الخط پيشنهادى و شيوه املائى خود را بر محققان و استادان زبان فارسى عرضه دارند و نظر مخالف يا موافق آنانرا با دليل خواستار شوند, نظرات آنانرا نقد كنند و از ميان آنها بهترين را انتخاب و در كتابهاى درسى اعمال كنند; زيرا رسم الخط اين شش كتاب اگر رواج پيدا كند, بطوريكه گفته خواهد شد, زيانهائى غير قابل جبران ببار خواهد آورد كه بى ترديد مجريان امور در پى چنين چيزى نيستند بنابراين در اعمال و رواج هر شيوه يا رسم الخط نامأنوس بايد مصالح كشور و زبان فارسى را در نظر گرفت, بعبارت ديگر تا زمانيكه در مورد اين شيوه هاى نامأنوس اقتراحى صورت نگرفته و نظر موافق و مخالف درباره آن اظهار نشده وزارت آموزش و پرورش نبايد اقدام به اجراى اين شيوه املائى بنمايد.
٣. مسائل مربوط به خطّ و زبان را نبايد مانند قواعد فيزيك و رياضى تصوّر كرد و آنرا كلّى پنداشت. بنابراين شعار يكسان كردن رسم الخط و يكدست كردن آن كه شعار اين ويراستاران است, شعارى ساده لوحانه و ضدّ علمى است و بهترست بجاى ملاك قرار دادن اين اصل غير علمى اصل علمى درست نوشتن را ملاك قرار داد.٦ بنابراين دادن قواعد بدون استثنا در زبان و خط و علوم انسانى برخلاف روش صحيح علمى و زيانمندست بتعبير دوست دانشورم, دكتر حسين داودى,: (نميتوان براى زبان فارسى ساده لوحانه حكم صادر كرد و بطور مطلق تصميم گرفت.)٧ ضمناً همه ميدانيم كه وجود تنوّع و گوناگونى در همه اجزاى زبان امرى طبيعى است و خط و شيوه املائى نيز جزء لاينفكّ زبان است و بتعبير زبان شناسها خط (زبان ديدارى) است بنابراين بطور طبيعى بايد بوجود تنوّع شيوه ها قائل شد و آنرا پذيرفت زيرا: (تنوّع شيوه ها علاوه بر اينكه خالى از جاذبه نيست مشكل و مسئله اى هم پيش نمى آورد.)٨ بنابراين اگر مديرى ناآگاه تصميم بگيرد با يكسان كردن شيوه خط حق انتخاب و اختيار را از دانش آموز و معلّم بگيرد طبيعى است كه كم كم آنها را به يكنواختى و دلسردى دچار ميسازد.٩ از لحاظ علمى معقولتر و سنجيده تر اين است كه ما حق انتخاب داشته باشيم يعنى امكان گزينش از ميان چند گزينه. از طرف ديگر وجود گونه هاى مختلف در خط حتّى وجود تنوّع در گونه هاى مختلف خط گاهى بدرست خواندن شعر نيز كمك ميكند تا آنجا كه برخى معتقدند گونه خط نثر با گونه خط شعر متفاوت است.١٠ اين مسئله ايجاب ميكند كه ما از وجود گونه هاى مختلف خط در كتابهاى درسى و فارسى استفاده كنيم زيرا در كتاب درسى هم متن قديم هست هم متن جديد هم شعر هست هم نثر.
٤. يكسان كردن رسم الخط بويژه رسم الخط جديدى كه اخيراً اين شش كتاب تازه تأليف را با آن شيوه ويرايش كرده اند و گويا قرارست در آينده اى نزديك در تمام كتابهاى درسى اعمال شود, پيامدهاى شوم و زيانبارى را بدنبال خواهد داشت كه ممكن است در عرض دو سال و سه سال و پنج سال مشخّص نشود, امّا هنگاميكه سى يا چهل سال بر اين قضيه بگذرد مشخص خواهد شد كه اين امر اگر خيانتى نباشد لااقل خدمتى بزبان فارسى نيست زيرا رسم الخطى جعلى و بى ريشه است و رابطه جوانانرا با نوشته هاى گذشتگان قطع ميكند و تحصيلكردگان ما در آينده اى نزديك قادر نخواهند بود از كتابهاى مرجعى مانند فرهنگ معين, لغتنامه دهخدا, فرهنگ عميد, دائرةالمعارف فارسى و مانند آن استفاده كنند در نتيجه آيندگان ما مجبور خواهند شد براى اينكه نسل جديد و تحصيلكرده (يعنى در حقيقت دست پروردگان ما) بتوانند از ميراثهاى فرهنگى خويش استفاده كنند, هزاران هزار صفحه كتاب را برسم الخط جديد برگردانند و معلومست كه اينكار مستلزم بودجه و صرف وقت بسيارست و تازه پس از اينكه اين كار انجام پذيرد خواهيم فهميد كه كار ما از بنياد بيهوده بوده و نشان بيهودگى آن هم اينست كه ما مى توانيم اينهمه بودجه را صرف برنامه ريزيهاى جدّى تر و دقيقتر در جهت بارورى و سازندگى زبان فارسى بكنيم, براستى آيا آيندگان هنگاميكه با اين معضل روبرو شوند چه قضاوتى درباره ما خواهند كرد؟
٥. اين شيوه املائى رابطه فارسى زبانان ايران را با نوشته ها و فارسى زبانان كشورهاى ديگر (از راه نوشته ها) قطع ميكند زيرا معلوم نيست كه صاحبنظران زبان فارسى در كشورهاى ديگر هم بخواهند ذوقى, سليقه اى و غير علمى عمل كنند و نيز از كجا معلوم است كه حاصل ذوقيات نسنجيده ما (رسم الخط فعلى) را قبول داشته باشند؟
٦. يكى از موارد بسيار مهم در اصلاح شيوه خط, رعايت مرز و استقلال دستورى كلمه است كه در اين شيوه جديد بهيچ وجه لحاظ نشده است.
در شيوه خط اين شش كتاب تازه تأليف بدون توجّه باين اصل مهم زبان شناسى همه كلمات فوق و امثال آنرا منفصل نوشته اند, بسخن ديگر در اين رسم الخط حدّ و استقلال دستورى كلمه را در نوشتن فصل و وصل كلمات ناديده گرفته و آنرا رعايت نكرده اند.١١
٧. قواعدى كه در اين رسم الخط بكار رفته است از زبان و خط طبيعى مردم استخراج نشده و قواعدى ذهنى و سليقه اى است. بعبارت ديگر در تنظيم اين شيوه استقرائى صورت نگرفته است و بدون مراجعه بنوشته ها و متون خطّى و چاپى, قاعده سازى كرده اند. مثلا بيش از هزار سال است كه مردم طبق عادت (ها), (تر) و مانند آنها را متصل مينويسند يا (كه) بكلمات: آن, اين, چنان, همان, همين و مانند آن متّصل نوشته ميشود (بـ) بخصوص هنگاميكه كلمه جديدى ميسازد حتماً متصل نوشته ميشود.١٢
بهرحال اصل استقراء تام و آمار دو وسيله مهمّ كشف قواعد رسم الخط معاصرست كه در اين شيوه نامه ناديده گرفته شده است.١٣
٨. واضعان اين شيوه كه در پى يكسان كردن رسم الخط اند و ادّعاى آنرا دارند اساساً تصوّرى درست از يكسان كردن رسم الخط ندارند, بعبارت ساده تر در نظر آنان يكسان كردن با يكسان نويسى يكى است, در نتيجه خط را به هرج و مرج كشانده اند غافل از آنكه مراد از يكسان كردن واقعى رسم الخط يكسان كردن و هماهنگ نمودن بر طبق قواعد دستورى و زبان شناسى است نه ايجاد دوگانگى در قوانين اين علوم و درهم ريختن آن,١٤ مثلاً طبق نظريه يكسان كردن و بر طبق قوانين دستورى و زبان شناسى كلماتيكه اجزاى آن از نظر دستورى و زبان شناسى همپايه و هم ارزش هستند, حتى الامكان بايد مثل هم نوشته شوند مثلاً در زبان فارسى يك (ب) داريم و يك (مى) كه هر دو جزء پيشين فعل يا جزء صرفى مقدّم نام دارند و از نظر دستورى هم ارزش و همپايه اند بنابراين به هر دليلى كه ميگوئيم (ب) بايد بمادّه فعل بچسبد بهمان دليل (مى) نيز بايد چسبيده نوشته شود و بالعكس زيرا از نظر دستورى و زبان شناسى ميان اين دو مقوله هيچ تفاوتى وجود ندارد, متأسفانه اين مطلب بسيار بديهى و علمى در اين شيوه مورد ملاحظه قرار نگرفته است.١٥
٩. يكى ديگر از موارد ضدّ علمى بودن اين شيوه, اختيار رسم الخطى است كه بدخوانى, بدفهمى و غلط خوانى را بدنبال دارد, هنگامى كه تركيبات: پيش روى, پيش رو, دانش دوستان, بزرگ تر, دل بسته, روى داد, نگه دار, دست برد و مانند آنرا باين صورت از هم جدا ميكنيم دست خواننده را در بدخوانى باز گذاشته ايم.١٦
استاد بهمنيار معتقدست وقتى كلماتى مانند: فرمانبر, نگهدار, دلبسته, سخنگو, دلخوش و مانند آن صفت مركب باشند حتماً بايد سرهم نوشته شوند امّا اگر جزئى از عبارت فعلى باشند بايد آنرا جدا نوشت وگرنه در خواندن عبارت اشتباه و التباس پيش مىآيد مثال: خداى را فرمان بر و دل را نگه دار, فرمانبر خدا و نگهدار خلق باش, عشق مردمخوارست بى عشق مردم خوارست, آنها دلخوش و قويدل شدند, تو مينديش و دل خوش دار. همچنين است نظر ديگر استادان و زبان شناسان از جمله دكتر ابوالحسن نجفى.١٧
١٠. يكى ديگر از موارد ضدّ علمى بودن اين رسم الخط عدم توجه به شكل همزه و تلفظ آن در زبان مردم است. بهمين دليل است كه كلماتى مانند: ابتدائى, نيكوئى, دوئى, روئين تن, گوئيا, تنهائيش, گوئيش, دانائيت (دانائى تو) و مانند آنرا كه مردم با همزه يا صدائى نزديك بهمزه تلفظ ميكنند با (ى) نوشته اند در صورتى كه كلماتى از قبيل: قهوه اى, مدرسه اى, نامه اى, خسته اى, پروانه اى را بصورت اخير نوشته اند تا همزه آن بتلفّظ درآيد حال آنكه همزه اى كه در كلمات هر دو دسته مىآيد همگى صدائى است شبيه همزه و ماهيتاً يكى است و همه اين كلمات از نظر زبان شناسى بايد با همزه نوشته شوند بنابراين نوشتن دسته اى با (ى) و دسته ديگر با همزه درست نيست.١٨
١١. در اين شيوه املائى بتحقيقات گذشتگان در اين زمينه وقعى نهاده نشده است. گوئى واضعان اين شيوه نوشته هاى كسانى مانند: استاد بهمنيار, دكتر مصاحب, استاد مينوى, دكتر شعار, دكتر فرشيد ورد و ديگر صاحبنظران را در اين زمينه نديده اند.
١٢. برخى از قواعد اين رسم الخط متناقض بعضى از قواعد ديگر آنست; مثلاً از نظر دستورى و زبان شناسى تفاوتى است بين كلمات: همسفر, همدم, همنشين, همدرد, همگام, همسو, همكار, همتا و همراه با كلمات: همزمان, همدل, همسال, همسنگر, همرزم, همصدا نيست كه دسته اول را متّصل و دسته دوم را منفصل نوشته اند. گرچه گاهى حتى بفاصله يك صفحه كلمه (همراه) را يك بار متّصل و بار ديگر منفصل نوشته اند.١٩
ضمناً اگر به جمله هايى نظير ما هم هم دل تو هستيم, ما هم هم وطن تو هستيم, ما هم هم سنّ او هستيم (كه نمونه هاى آن در نوشته هاى فارسى بلكه در اين شش كتاب نيز كم نيست) توجه شود بى پايگى اين رسم الخط آشكار ميشود. گرچه اين تناقض منحصر بهمين مورد نيست به نمونه هاى ديگر كه از متن اين شش كتاب استخراج شده توجه فرمائيد:
الف) دسته اوّل كه گرايش غالب در اين كتابها با پيوسته نويسى است: سخندان فيزيكدان, ستمديده, ميخكوب, خدمتگزار, كتابخانه, بتخانه, خوشبو, دلنشين, دلسوز, دلبند, بيروح, فراموشكار, ورزشكار, نيلگون, گلگون, گناهكار, روشنفكر, دانشجو, پاكبازى, جانبازى, گردنكش, سخنگو, باغبان, شادمانگيمان, پيشرفت, يكسان, يكباره, شبگير, گردشگاه, خوابگاه.
ب) دسته دوم كه گرايش غالب در اين كتابها با جدانويسى است: عروض دان, رياضى دان, رنج ديده, تجارت خانه, خوش بخت, دل پذى, دل بسته, بى خود, بى دل, بى مانند, راه پيمايى, خيانت كار, دام دار, موج گون, گندم زار, كشت زار, كام جو, پرخاش جو, صاحب نظر, خون ريز, دل خراش, روشن دل, يك دست, يك دل, يك سان, پيش گيرى, سخت گير, نگه بان, حسودى مان, لال بازى, گم نام و صدها كلمه ديگر از اين قبيل.
با مقايسه كلمات اين دو دسته در يك نگاه مختصر پى مى بريم كه هيچ گونه تفاوتى از نظر دستورى و زبان شناسى بين كلمات دسته اوّل با دوّم وجود ندارد يعنى به هر دليلى كه كلمات دسته اوّل را متصل نوشته اند بايد كلمات دسته دوّم را هم متّصل بنويسند و برعكس. ويراستاران وزارت آموزش و پرورش حتماً بايد بدانش آموزان و معلّمان در اين مورد جواب بدهند.
١٣. كسانيكه در دفاع از اين شيوه ضدّ علمى, ضدّ دستورى و ضدّ زبان شناسى دم از رسم الخط علمى ميزنند آنچه را بنام نوشتن (ميان واژه اى) و (ميان لختى) در نگارش و چاپ پيشنهاد ميكنند مبناى علمى ندارد بلكه خود امرى ضدّ علمى, غير عملى و غير كاربردى و مشكل آفرين است و بيشتر بكار برنامه نويسان و اپراتورهاى كامپيوتر مىآيد و سرگرمى جالبى براى آنهاست زيرا در متنهاى دستنويس يا روزنامه هاى كثيرالانتشار كه شتاب و عجله لازمه كار آنانست رعايت اينگونه موارد عملى نيست وانگهى دانش آموزى كه در جلسه امتحان ترس و اضطراب سراپايش را فراگرفته و همه دقّت او متوجّه درست نوشتن كلمات است با كدام خط كش ميتواند دقيقاً بين اجزاى كلمات: دل پذير, نيك مرد, پيش وا, پيش روى, دل بسته و مانند آنرا اندازه گيرى كند تا مصداق ميان لختى و ميان واژه اى نوشتن قرار گيرد و معلّم املا اين كلمات را براى او غلط املائى محسوب نكند. كسانى هم كه در آغاز (ب) و (مى) را از اوّل كلمات جدا كردند همين حرف را ميزدند.
١٤. وجود تنوّع و گونه هاى مختلف در زبان و خط امرى عادى است بويژه, بدليل شكل خاص الفباى فارسى, وجود گونه هاى مختلف, امرى پذيرفته شده است, بنابراين بصلاح زبان و فرهنگ فارسى نيست كه ذهن دانش آموزان و دانشجويان را به شيوه اى خاصّ از رسم الخط حساس كنيم بلكه وظيفه معلّمان و پاسداران زبان و فرهنگ فارسى آموزش درست نوشتن است, زبان آموز بايد بداند كه امكان انتخاب از ميان گونه هاى مختلف براى او وجود دارد, از طرف ديگر حسّاس كردن ذهن دانش آموزان و دانشجويان و معلّمان به يك شيوه خاص چه بسا كه بجاى پرورش دادن محقّقانى واقع نگر و معتدل و پژوهندگانى خلاّق و باطن بين, افرادى سطحى نگر و ظاهربين پرورش يابند يعنى كسانى در جامعه پرورش پيدا كند كه بجاى تفكّر در برشته كشيدن معارف بشرى و خدمت بجامعه اسلامى همّ آنان مصروف به (فصل و وصل كلمات) شود و حدّاقل اگرنه تمام بلكه بخشى از فعاليتهاى نيروى انديشه ور و فكور جامعه بهدر رود و البتّه اين امريست كه اصلاً بصلاح فرهنگ و جامعه ما نيست.
١٥. اصلاح قواعد و رسم الخط فارسى بايد مبتنى بر خصوصيات دستورى و تاريخى و گرايشهاى غالب بر زبان فارسى باشد و عادات زبانى و خطّى مردم حتماً بايد مورد توجّه قرار گيرد, همچنين در اصلاح شيوه خط, مهمترين اصل زبان شناسى و دستورى يعنى قاعده كم كوشى يا صرف كمترين انرژى در نوشتن را نبايد فراموش كرد. اين موارد از اهمّ مسائلى است كه در وضع و اعمال اين شيوه مورد توجّه قرار نگرفته است. مثلاً هنگاميكه ما طبق عادت كلماتى همچون: گفتگو, آنكه, اينجا, چنانچه, روبرو, جستجو, آنچه, بويژه, چنانكه و مانند آنرا متّصل مى نويسيم نه منفصل, اصلى كاملاً علمى را رعايت كرده ايم, زيرا علاوه بر اينكه به اصل مهم (كوتاه شدن خطّ بر اثر كثرت استعمال) توجّه كرده ايم با حذف يك حرف يا كوتاه كردن آن, انرژى كمترى نيز صرف كرده ايم و طبيعى است كسانيكه بطور مداوم به امر نوشتن و استنساخ سر وكار دارند طبيعتاً شيوه اخير پسند خاطر آنانست و چون اين شيوه به تند نويسى نيز كمك ميكند چه لزومى دارد كه در صدد تغيير آن برآييم و عادت اجتماعى هزار ساله مردم را برهم زنيم.
١٦. در شيوه جديد, متأسّفانه, بجاى انتخاب صورت مشهورتر و آسانتر گونه نامأنوس و غير كاربردى تر را برگزيده اند. بهمين دليلست كلماتى كه طبق عادت و بر مبناى اصول دستور و زبان شناسى بيش از هزار سال است كه در قلمرو زبان فارسى متّصل بهم نوشته مى شود در اين شيوه اجزاى آن جدا از هم نوشته شده كه در نتيجه در اغلب موارد غلط خوانى و بدفهمى متن, كمترين نتيجه و ره آورد آن است, كلمات زير نمونه هاى كوچكى از آنهاست: يك ديگر, پيش وا, آن چه, دل ربا, بيش تر, كنج كاو, خون سرد, يك سان, گل برگ, هم زبان, پرخاش جو, راست گو, دست مال, پيش رفت, دل سوز, بزرگ داشت, خدمت گزار, پيش نهاد, هم دل, چنان چه, دل سرد, ارزش ياب و صدها كلمه ديگر.
پيشنهاد و ختم سخن
چون در يك مقاله كوتاه آوردن دلايلى بيش ازين صلاح نيست. بهمين مقدار بسنده شد. پيشنهاد ميشود مسؤولان و دست اندركاران گروه ادبيات فارسى در وزارت آموزش و پرورش فعلاً از اعمال اين شيوه غير علمى و زيانمند چشم بپوشند و تا رسيدن برسم الخطّى دقيق و علمى همان رسم الخط كتابهاى سابق را با اندكى اصلاح در كتابهاى درسى نگه دارند و با تشكيل كلاسهاى ضمن خدمت و صدور بخشنامه به معلّمان تازه كار آموزش بدهند كه (اساساً مسأله املا با رسم الخط دو مقوله جداگانه است) مثلاً اگر دانش آموزى در برگه املاى خود بنويسد: دلپذير, عيبناك, ميرود, بنام خدا و مواردى از اين قبيل, غلط املائى محسوب نميشود بلكه انتخابى است از يك گونه درست خط بديگر سخن پيشنهاد ميشود وزارت آموزش و پرورش ضمن پذيرش گونه هاى مختلف خط سازمانى بنام (سازمان تحقيق در رسم الخط فارسى) ايجاد كند و بكمك دستوردانان, آواشناسان, معلمان ادبيات و محققان علاقه مند, تحقيق و مطالعه اى گسترده در رسم الخط فارسى (بخصوص مطالعه رسم الخط معاصر) را آغاز كند.
اين سازمان مى تواند جزئى از پروژه هاى تحقيقاتى دفتر تحقيقات و برنامه ريزى باشد و با تهيّه طرح و دستورالعملى دقيق و ارسال آن براى علاقه مندان, با حدّاقل بودجه ممكن مى تواند كار خود را دنبال كند و پس از آماده شدن مواد و يادداشتهاى لازم, گروه ادبيات فارسى بكمك محقّقان دقيق و علاقه مند و غير افراطى كه معتقد بروش علمى هستند, زمينه تهيّه رسم الخطى دقيق و سنجيده و علمى را فراهم كند و پس از اصلاح و نظرخواهى آنرا مبناى اعمال در كتابهاى درسى قرار دهد, بديهى است كه در اين مدّت هم نبايد نگران وجود گونه هاى مختلف در كتابهاى درسى بود زيرا همانطور كه پيشتر گفته شد وجود گونه هاى خطّ امرى پذيرفتنى است و اگر ذهن معلّمان و دانش آموزان را به يك شيوه خاصّ حسّاس نكنند نه تنها هيچ مشكلى پيش نمى آيد بلكه با دور شدن ذهن آنان از مسائل قشرى و ظاهرى زمينه هاى خلاّقيت و ابتكار در ذهن نونهالان ما بيش از پيش تقويت مى شود.پاورقي:
* بنا به درخواست اكيد نويسنده هيچ گونه ويرايشى بر متن صورت نگرفت. آينه پژوهش
١. اينجانب در همين جا از نويسندگان و صاحبذوقان و علاقه مندان بآموزش زبان و ادب فارسى تقاضا ميكنم بنقد و معرفى اين كتابها (بويژه دو كتاب زبان فارسى ١و٢ و ادبيات فارسى٢) بپردازند تا تشويقى باشد براى مؤلفان خوش ذوق و مبتكر آن.
٢. بنگريد بكتاب: زبان فارسى (١و٢), مقدّمه, ضمناً تمام مستندات اين مقاله در اين شش كتاب براساس چاپ سال ١٣٧٥ تنظيم شده است.
٣. صورت املائى اخير كليّه اين كلمات از متن اين شش كتاب استخراج شده است.
٤. مثلاً مراجعه كنيد بكتاب زبان فارسى (١و٢) صفحه١٣ كه (روى داد) را جدا و در صفحه١٤ همين كلمه را متّصل نوشته است همچنين فارسى سال دوم راهنمايى صفحه ٦٠ كه يك بار همين كلمه را جدا و بار ديگر پيوسته نوشته است ضمناً در همين كتاب صفحات ١٢٧ و ١٤١ كلمه (آنها) يك بار جدا و يك بار پيوسته نوشته شده يا در فارسى سال اوّل راهنمايى صفحه ١٣١ كلمه (كاو) را بهمين صورت و در صفحه ١٣٣ بصورت (كو) نوشته اند, در كتاب فارسى سال سوّم راهنمايى صفحه٨٣ و كتاب ادبيات فارسى(١) كتاب زبان فارسى (١و٢) با يك نگاه اجمالى ملاحظه ميشود كه كلمات (اينجا و آنجا) گاهى پيوسته و گاهى گسسته نوشته شده است يا در مورد كلمه (آن چه) در فارسى سال سوّم راهنمايى گرايشى به جدانويسى و در فارسى دوّم راهنمايى گرايشى آشكار به پيوسته نويسى ديده ميشود جالبتر از اين كلمه (چنانكه) است كه در صفحه ١٩٠ كتاب ادبيات(١) در يك سطر يك بار جدا و يك بار پيوسته نوشته شده است. گمان ميكنم اگر بيشتر از اين مقايسه ادامه يابد علاوه بر اينكه حواشى مقاله بر متن افزونى مييابد, مقاله نيز از هدف اصلى خود دور مى افتد, خواننده نكته سنج و علاقه مند با مراجعه بمتن كتابهاى مورد نظر و مقايسه اى اجمالى صحّت گفتار نويسنده را درخواهد يافت.
٥. بنگريد به: زبان فارسى (١و٢), مقدّمه. گفتنى است كه بنابر آنچه در مقدمه سه كتاب زبان و ادبيات فارسى دوره پيش دانشگاهى آمده است, ظاهراً وضع اين گونه رسم الخط به فرهنگستان زبان و ادب فارسى نسبت داده شده است و جالب است كه اين مؤسسه علمى و فرهنگى در نشريه رسمى خويش يعنى (نامه فرهنگستان) صفحه دوم به خوانندگان نشريه تذكّر داده است كه اين رسم الخط (مصوّب فرهنگستان تلقّى نشود) و ويراستاران كتابهاى تازه تأليف هم كه ظاهراً با اين تذكّر از اين انتساب طرفى نبسته اند در مقدّمه كتاب تازه تأليف ادبيات فارسى سال اوّل دبيرستان چاپ ١٣٧٦ بجاى جمله فوق نوشته اند: (ويرايش املائى كتاب بر مبناى شيوه نامه ويرايش و رسم الخط كتابهاى درسى وزارت آموزش و پرورش است.)
٦. براى اطلاع بيشتر ر.ك: املاء, نشانه گذارى, ويرايش, دكتر خسرو فرشيد ورد, انتشارات صفى عليشاه, ص٤.
٧. مجله رشد ادب فارسى, شماره٤٠, ص٢٧ (مقاله نه همه نه هيچ)
٨. آيين نگارش, احمد سميعى گيلانى, مركز نشر دانشگاهى, چاپ سوّم, ص٨٤.
٩. تعبير از دكتر حسين داودى است. بنگريد به: مجلّه رشد ادب فارسى, همان شماره, ص٢٤.
١٠. بررسى علمى شيوه خطّ فارسى, نازيلا خلخالى, انتشارات ققنوس, ص١٨١ ببعد.
١١. ناگفته پيداست كه در همين مورد نيز بايد استثنائات را در نظر گرفت نك: همين مقاله بخش چهارم (لزوم اصلاح شيوه خط فارسى) شماره هاى ٩ تا١٢.
١٢. در اين شيوه جديد حتى كلماتى از قبيل: بويژه, بوسيله, بعنوانِ, روبرو, دست بدست و بسيارى از كلمات ديگر مانند: اينجا, آنجا, دلپذير, دستمال, كنجكاو, رستخيز, پيشروى, آنها, چنانكه و مانند آن را كه بيش از هزار سال است در متون فارسى متّصل بهم نوشته ميشود, بطور نسنجيده همه اينها را جدا كرده اند.
١٣. براى اطّلاع بيشتر ر.ك: املاء, نشانه گذارى, ويرايش, ص٥٨.
١٤. همان كتاب, ص٦٤.
١٥. بزبان ساده تر به هر دليلى كه واضعان اين شيوه مينويسند: برود, بگويد, بخورد, بايد بنويسند: ميرود, ميگويد, ميخورد و….
١٦. به اين بيت (كتاب ادبيات فارسى١, قافيه و عروض ـ نقد ادبى, ص٦) توجه فرمائيد:
كسى دانه نيك مردى نكاشت كزو خرمـن كـام دل برنداشت
هنگاميكه از يك دانش آموز ممتاز رشته ادبيات (سال چهارم) خواسته شد كه اين بيت را بخواند, دانش آموز كلمه (نيكمردى) را (نيكِ مردى) خواند و كلاس هم گرچه سراپا گوش بود هيچ كس اعتراض نكرد و هنگاميكه اينجانب قرائت دانش آموز را اصلاح كرد با اعتراض شديد ديگر دانش آموزان روبرو شد!
١٧. براى اطّلاع از نظريات احمد بهمنيار در باب رسم الخط فارسى ر.ك: مقدّمه لغت نامه دهخدا, ص١٤٥ ببعد, مقاله (نامه بمقام فرهنگستان) نيز براى اطّلاع از نظرات دكتر ابوالحسن نجفى در باب اينگونه كلمات بنگريد به: غلط ننويسيم, ابوالحسن نجفى, مركز نشر دانشگاهى, چاپ سوم, صص١٩٣ـ١٩٤.
١٨. همزه همه اين كلمات در هر دو دسته از نظر دستورى يكى است و نوعى صامت ميانجى محسوب ميشود (بنگريد به: بررسى علمى شيوه خط فارسى ص١٢٦ ببعد) اين مورد نيز از ايجاد دوگانگى و بيقاعدگى در رسم الخط حكايت دارد كه مدّعيان يكسان كردن رسم الخط ايجاد كرده و بدون هيچگونه دليلى يك مقوله دستورى و زبان شناسى را بدو صورت نمايش داده و خط را مشكلتر و دانش آموز و معلّم را سرگردان كرده اند.
١٩. بعنوان نمونه بنگريد به فارسى دوم راهنمايى صص١٩٠ و١٩٢ و براى ملاحظه ديگر كلمات مورد بحث, نك: كتاب ادبيات فارسى١ صص١٩٨ و٢٠١, ادبيات فارسى٢ صص٤٩, ١٨٧, ١٥٣, ١٦٣ فارسى سوّم راهنمايى صص٥٩ و٨٧ و فارسى دوّم راهنمايى صص٧, ٨, ٢١, ١٨٣ و ديگر صفحات اين شش كتاب.