آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨ - پاسخى به يك نقد
پاسخى به يك نقد
در مجله آينه پژوهش, مرداد ـ شهريور سال هشتم شماره سوم ١٣٧٦, تحت عنوان (نقدى بر مسند زرارة بن اعين) توسط جناب آقاى صادق طهورى (نوروزى) مطرح شده است, لازم است توضيحاتى در جهت رفع ابهام و اشكال ارائه شود.
(معرفى زراره)
نقاد: ترتيب فنى و علمى اقتضا مى كند نقل مطالب از تراجم و رجال متقدم مانند كتاب هاى كشى, نجاشى و شيخ طوسى شروع شود.
مؤلف: اگر چنانچه بحث از طبقات رجالى و تاريخ درايه باشد براى طبقه بندى رجال و رده بندى آنان زمينه اى وجود خواهد داشت, ولى اگر روش فقط گردآورى روايات يك تن از اعاظم رواة باشد, نيازى به طبقه بندى رجالى نيست, چنانچه محدث بزرگ مرحوم شيخ حر عاملى صاحب كتاب وسائل الشيعه گاهى كلام متأخرين را بر متقدمين مقدم دارد; مثلاً وقتى روايتى را با سند نقل مى كند مى گويد: (نقله الكشى و العلاّمة) و گاهى مى گويد (نقله العلامه والكشى) يا مى گويد (نقله الكشى و الشيخ) و گاهى مى گويد (نقله الشيخ و العلامه) و گاهى مى گويد (نقله العلامه والشيخ) (به صفحه هاى ٣٢٥, ٣٢٦, ٣٢٨ و به شماره هاى ١٠٢٩, ١٠٣١, ١٠٤٣ وسائل الشيعة ج٢٠ مراجعه كنيد)
نقاد: به نقل از (قاموس الرجال) چنين آمده است (زرارة بن اعين) قال عدّه الشيخ فى رجاله فى اصحاب الباقر(ع): مسند زراره ص٢٣, ش١٣) از آنجا كه (قاموس الرجال) تعليقه بر (تنقيح المقال) است مرجع ضمير در (قال) صاحب (تنقيح المقال) است نه محقق شوشترى.
مؤلف: متن فوق از كتاب (قاموس الرجال) تا به آنجا كه مورد نياز مسند بود ـ عيناً نقل شده است. از ضمير قال بحث به عمل نيامده است تا اشكال به مرجع ضمير مطرح شود.
نقاد: جا داشت دو روايت زير را كه در بخش هاى ديگر كتاب آمده در اين بخش ذكر مى گرديد:
١. ذيل روايت ١٨٥٢ آمده است: (فلمّا كثر (الكلام) بينى و بينه (الامام الباقر ـ عليه السلام) قال(ع):
لى: يا زرارة حقاً على الله ان يدخلك الجنّه) مسند زراره صفحه ٦٨٩).
٢. روايت ١٧١ بيان كننده نحوه اولين ملاقات زراره با امام باقر(ع) است كه از زبان زراره به صورتى زيبا بيان شده.
قال (زرارة) قدمت المدينة وانا شابّ امرد, فدخلت سرادتاً لابى جعفر بمنى فرأيت قوماً فى القسطاط… فقال(ع) امن بنى اعين انت: فقلت: نعم. انا زرارة بن اعين فقال(ع) انّما عرفتك بالشبه… (مسند زراره ص٩٥)
مؤلف: در ذيل دو روايت مورد انتقاد هر چند اشاره به فضيلت راوى به عمل آمده است كه اشاره امام را مى توان اين چنين تلقى كرد, ولى محتواى اصلى آن روايت ها مطالبى ديگر مى باشد كه طبق روال طبيعى بايد محتواى اصلى را مورد توجه قرار داد. هر روايت را در باب متناسب به آن بايد ثبت كرد.
ابداع نادرست عنوان (المتفرقات)
نقاد: نويسنده در آخر مسند بخشى را (المتفرقات) نام نهاد, كه در جوامع روايى سابقه ندارد در اين بخش, رواياتى كه به نظر نويسنده در قسمت هاى ديگر نمى گنجيده آورده است… خلاصه اين كه احاديثى كه به خاطر قلّتشان از يك باب و يا يك عنوان نمى گنجند, تحت عنوان (نوادر) ذكر مى شوند و عنوان (زيادت) در تهذيب به معناى نوادر است.
مؤلف: در اثر قلّت روايات چنانچه رواياتى از باب هاى مختلف گردآورى شود كه در حقيقت يك دسته از احاديث پراكنده مى باشد, با عنوان المتفرقات دقيقاً تطبيق خواهد كرد و از اين باب است كه مسائل متنوع و گوناگون را در آخر كتب مختلفه تحت عنوان مسائل متفرقه مى آورند و اگر چنانچه عنوان با محتوى همخوانى داشته باشد, ابداع عنوان مانعى نداشته و توقيفى نيست.
عدم ذكر روايات در جايگاه اصلى
نقاد: در ابتدا سه مورد را به تفصيل مورد بررسى قرار مى دهيم و بقيه موارد فهرست وار ياد خواهيم كرد.
مؤلف: درباره ترتيب جدول نسبت به جابه جايى روايات يادآور مى شود كه روايات از منابع رجالى با همان ويژگى ثبت شده در باب خاص نقل شده است و تا آنجا كه تتبع به عمل آمده, روايت ها در باب متناسب تدوين يافته است و اگر چنانچه نقاد محترم طبق بيان فوق ـ نسبت به تبويب وسائل الشيعه انتقاد دارند به مؤلف مسند ارتباطى نخواهد داشت.
در پايان از نگرش به عمل آمده از سوى جناب آقاى طهورى كمال تشكر را داشته توجه آن جناب را به نكات ذيل جلب مى نمايم
معناى نقد: انتقدت كذلك اذا نظرتها ليتعرف جيّدها و زيفها (المصباح المنير, ج٢)
١. نقد كردن يعنى نگرش در جهت شناسايى خوبى ها و بدى ها.
و روش نقادان بزرگ تاريخ معاصر هم به همين مبنا ـ معناى لغوى ـ استوار است و اگر فقط نكات منفى مورد توجه قرار گيرد و نكات مثبت كاملاً ناديده گرفته شود, اشكال تراشى و منفى بافى خواهد بود نه نقد منصفانه.
٢. هر اشكالى كه ايراد مى شود بايد مستند و با ارائه مدرك معتبر باشد.
٣. از آنجا كه هر كتابى درباره هر علمى سبك و سياق ويژه اى دارد لذا بايد كتاب جامع روائى و جامع فقهى و كتاب قواعد الحديث را از كتاب مسند جدا كرد تا موارد و اشكالات را تشخيص داده اشكال وارد بر سبك كتاب خاصى ـ قواعد الحديث ـ را به كتاب ديگرى ـ مسند رجالى ـ نبايد ارائه كرد.
محمّدى مازندرانى