آیینه پژوهش
(١)
ارزش و اهميّت تذكره نصرآبادى - مسرت حسين
١ ص
(٢)
در جستجوى مدينة العلم - کريمى حسين
٢ ص
(٣)
ابيات و امثال تازى در سندبادنامه - هنر على محمد
٣ ص
(٤)
تأملاتى در كتاب درآمدى بر فلسفه دين و كلام جديد - اخوان محمد
٤ ص
(٥)
افغانان از چشم پژوهشگران - سلطانى محمدعلى
٥ ص
(٦)
قدى بر رسم الخط كتابهاى درسى - شهرى محمد
٦ ص
(٧)
نقدى بر كتاب مفاخر آذربايجان - طيار مراغى محمود
٧ ص
(٨)
در حاشيه دو مقاله - شبيرى سيد محمدجواد
٨ ص
(٩)
پاسخ نقد واحد اصطلاح نامه علوم قرآن -
٩ ص
(١٠)
ثعالبى و كتاب ثمار القلوب فى المضاف والمنسوب1 - انزابى نژاد رضا
١٠ ص
(١١)
نسخه اى نادر از الحدائق البديعية فى الانواع الادبيّة - فاطمى سيد حسن
١١ ص
(١٢)
معرفىهاى اجمالى -
١٢ ص
(١٣)
معرفيهاى گزارشى -
١٣ ص
(١٤)
مجله هاى پـژوهشى -
١٤ ص
(١٥)
مركز نشر معارف اسلامى در جهان -
١٥ ص
(١٦)
مرورى بر آثار آيت اللّه سيدعبدالحسين لارى -
١٦ ص
(١٧)
ابن العتايقى و شرح نهج البلاغه - صدرائى خوئى على
١٧ ص
(١٨)
پاسخى به يك نقد -
١٨ ص
(١٩)
اخبار -
١٩ ص
(٢٠)
فهرست موضوعى سال هشتم
٢٠ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - مرورى بر آثار آيت اللّه سيدعبدالحسين لارى

مرورى بر آثار آيت اللّه سيدعبدالحسين لارى


در آستانه برگزارى كنگره بزرگداشت آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى آينه پژوهش
فقيه, اصولى, سياست مدار, مبارز و مجتهد سرشناس جنوب مرحوم آيت اللّه حاج سيّد عبدالحسين نجفى لارى از سادات محترم شاه ركن الدين دزفولى و از شخصيت هاى نامور اين خاندان است. پدرش سيد عبداللّه دزفولى نجفى و مادرش فاطم بيگم دختر آقا سيد محمّد دزفولى بود و برادران وى, مرحوم سيّد عبدالحسن و سيّد عبدالرسول از علماى نجف اشرف و از اصحاب مرحوم ميرزاى بزرگ به شمار مى آمدند.
سيّد عبدالحسين نجفى لارى به سبب نقش محورى در مبارزات مردم جنوب ايران عليه انگليسيان و نيز حوادث مشروطه و ديگر حوادث سياسى آن روزگار از شهرت و آوازه بيشترى نسبت به ديگر برادرانش برخوردار شد. تقوى و خدا محورى در كنار درايت سياسى و شجاعت و دليرى تحسين برانگيز سيّد سبب احترام و عشق فراوان مردم جنوب و بويژه لاريان نسبت به وى شد و كم كم مجتهد و مرجع تقليد بلامنازع مردم آن خطه گشت. وجود هرج و مرج سياسى و بيدادگرى ديوانيان و نمايندگان دولت مركزى در كنار محبوبيّت و پذيرش عمومى به سيّد فرصت داد تا باورهاى فقهى در خصوص موقعيّت فقيه در جامعه اسلامى را به آزمايش بگذارد و انديشه حكومت اسلامى را در حوزه اى كوچك و محدود مطرح سازد. گرچه اين انديشه توفيق چندانى در عمل پيدا نكرد, امّا افكار و عملكرد سيّد را به موضوعى قابل مطالعه و بررسى تبديل كرد. شايد همين موقعيّت موجب شد برگزاريِ همايش بزرگداشت وى توصيه رهبرى قرار گيرد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى آن را در دستور كار قرار دهد.
سيّد عبدالحسين لارى در خاندان علم و دانش به دنيا آمد و از اين رو, تحصيلات اوليّه دينى را در نجف اشرف و احتمالاً در نزد پدرش گذراند. از استادان دوره سطح وى در كتب تراجم نامى به ميان نيامده است و تنها به يادكرد چند تن از اساتيد دوره خارج وى همچون: شيخ محمد حسين كاظمينى, شيخ لطف اللّه مازندرانى, شيخ محمد ايروانى معروف به فاضل ايروانى, آخوند ملا حسينقلى همدانى و ميرزا محمد حسن شيرازى, بسنده كرده اند. سيّد عبدالحسين در رفتار و منش زندگى بسيار تحت تأثير آموزش و تربيت استادش ملاحسينقلى همدانى بود و زندگى سرتاسر مبارزه و جهادش تحقق دستورالعمل و راهنمايى هاى استادش در سر درس بود. سيد عبدالحسين لارى روش و منش استادش را چنين نقل مى كند:
(او از كليّه مجلوبات از بلاد كفره اجتناب مى فرمود و قند و چاى و دخانيات را استعمال نمى كرد. حتى از اطعمه و اشربه بازار, احتراز مى كرد…) و يادآور مى شود كه: (آن عارف سالك مكرّر مى فرموده كه من راضى نيستم كسى به حوزه درس من حاضر شود مگر آن كه متّقى باشد يا مجاهد و بر اثر اين اعلام تهديدآميز بعضى از آقايان حضور در مجلس درس وى را ترك كردند.)
آثار چنين توصيه هايى نمود روشنى در مبارزات سيد عبدالحسين لارى در جنگ جهانى اوّل و صدور فتواى جهاد عليه روس و انگليس و نيز در فتواى تحريم كالاهاى وارداتى از دُول كفر داشت. تقواى فقهى سيّد كه خود نشانى از تعاليم استادش ملا حسينقلى همدانى است, در رساله (پرسش و پاسخ فقهى) كاملاً نمودار است. سيّد در اين رساله نفرت و انزجار خود را از ديوانيان و اهل ظلم و ستم همپاى انزجار از پاره اى روحانى نمايان و دين فروشان نشان مى دهد و حِيَل شرعى و توجيه هاى بى پايه براى سودجويى دنيوى از دين را نفى مى كند.
سيّد در سال ١٣٠٩ هجرى قمرى در پى درخواست تعدادى از مردم لار و به دستور ميرزاى شيرازى به منطقه مزبور مى آيد. در اين منطقه, حوزه علمى تأسيس مى كند و پس از آن عده اى از علماى مناطق مجاور به آنجا منتقل مى شوند. بيش از بيست سال در اين شهر سكونت مى كند و مدام مردم را عليه ستم حاكمان برمى انگيزاند. زمزمه مشروطه خواهى و قيام عليه دربار فرصت لازم را در اختيار وى مى گذارد و سيّد ديدگاه خود را در زمينه قانونمند كردن سلطنت و به تعبير درست تر ايجاد حاكميّت براساس قانون دين, بيان مى دارد. سپس بعضى از قوانين دين از قبيل تعزيرات را كه در حوزه اختيار فقيه مى دانست, به اجرا درمى آورد. نوشتن كتاب هايى در زمينه اداره اجتماع در كنار اجراى تعزيرات و چاپ و نشر تمبر به نام تمبر اسلام و مخالفت مدام با نمايندگان دولت مركزى, انديشه ايجاد حكومت دينى از سوى سيّد را به واقعيّت نزديك كرد و دلهره اى در دل نمايندگان حكومت مركزى انداخت.
درگيرى با قوام الملك و ظل السلطان, پشتيبانى از قيام بوشهريان به سردمدارى رئيس على, صدور فتواى جهاد عليه انگليسيان, تحريم خريد و فروش و مصرف اجناس خارجى, آوارگى و مهاجرت هاى متعدّد, به غارت رفتن خانه و كاشانه سيّد و ده ها موضوع ديگر از حوادث قابل مطالعه و بررسى در زندگى سيّد عبدالحسين لارى است. اين همه حادثه در زندگى يك شخصيّت دينى, وى را در موقعيّتى قرار مى دهد كه برگزارى بزرگداشت براى بررسى زندگى و حوادث زمان او توجيه پذير باشد. از اين رو, وزارت ارشاد اسلامى با همكارى انجمن آثار و مفاخر فرهنگى, بنياد فارسى شناسى, استاندارى فارس و فرماندارى لار از يك سال پيش به فكر برگزارى كنگره بزرگداشت سيّد عبدالحسين لارى افتادند و با تشكيل ستادى به تنظيم برنامه هاى اجرايى كنگره پرداختند. ستاد مزبور دفترى در قم تشكيل داد و به احياى كتاب ها و رساله هاى آن مرحوم جهت ارائه در كنگره پرداخت. ستاد, كارهاى تحقيقى خود را به عهده بنياد معارف اسلامى قم واگذاشت و اين بنياد نخست به تهيه نسخ اصلى كتاب ها و رساله هاى سيّد مبادرت ورزيد. نسخه هايى از كتاب هاى سيّد كه در دست وارثان وى پراكنده بود, گردآورى شد و بسيارى از آنها كه همچنان خطى باقى مانده بود, استنساخ شد كه بيش از ٣٥٠٠ صفحه مى شود. محققان بنياد ياد شده, اقدام به استخراج آيات, روايات و اقوال فقها كردند. از آنجا كه سيّد در مواردى به سبب اشتغالات سياسى و تحرّك, به كتب روايى دسترسى نداشت, روايات را نقل به معنى كرده است و در نتيجه كار تحقيق به دشوارى گراييد. اين مشكل در كنار سرعت كار و عجله در ارائه كتب تا زمان برگزارى كنگره موجب پايين آمدن نسبيِ كيفيت كار گرديد.
در كتب اصولى و فقهى در مواردى به رغم تصريح سيّد به نام صاحب نظريّه اى, محققان نام كتاب و نشانى دقيق آن را نمى دهند; براى نمونه مى توان به موارد زير از جلد نخست (تقريرات فى اصول الفقه) اشاره كرد: ص٢٠,س١١; ص٢٦, س١٢; ص٣٤, س٥; ص٣٥, س١١; ص٩٥, س١٥.
همچنين در غالب موارد كه سيّد قولى را با عنوان كلّى از قبيل, بعض المحققين (ص٣٠ و٩٤); مازعمه بعض (ص٢٩٢), عن بعضهم (ص٢٥٥) و… ياد مى كند محققان به جستجو براى يافتن نام گوينده و محل ذكر آن نپرداخته اند; در حالى كه اين قبيل كارها حداقلِ كار در تحقيق و تصحيح متون است. بگذريم از آن كه در مواردى سرعت عمل موجب بروز اشتباه هايى در تقويم نصّ و تنظيم عبارت شده است.
كنگره با فراخوان مقاله درباره سيّد و نيز مسايل و موضوعات مرتبط با زندگى, محيط و عصر سيّد توفيق دست يابى به تعداد مقاله قابل توجّه داشته است كه در كنگره ارائه خواهد شد.
مجلّه آينه پژوهش به پاس احترامى كه براى سيّد عبدالحسين لارى به عنوان نويسنده و مجتهدى مبارز و تيزبين و فقيهى عامل و متّقى, قايل است, نخست در فكر ارائه ويژه نامه اى درخور در نقد و معرّفى آثار سيد عبدالحسين لارى بود, امّا به سبب تأخير در آماده سازى آثار وى و به خاطر تعجيلى كه در برگزارى كنگره پيش آمد, بهتر آن ديد با معرّفى اجمالى پاره اى از آثار سيّد عبدالحسين لارى در اين مهمّ, سهيم گردد.
*
آثار سيّد عبدالحسين لارى را مى توان در پنج بخش فقهى, اصولى, اعتقادى, حديثى قرآنى و سياسى دسته بندى كرد: المعارف السلمانيه
از بحث هاى مهم و جدّى در كلام و بويژه كلام شيعه, مبحث چگونگى علم رهبران برگزيده الهى است. اين بحث در بين اهل سنت نيز درباره علم پيامبر اكرم(ص) و انبياء گذشته مطرح است. ديدگاه غالب آنان پذيرش مراتبى از اشتباه و خطا از پيامبران و بويژه پيامبران گذشته است و در نتيجه علم آنان را محدود مى دانند. در برابر آنان متكلمان شيعه, چنين باورى را ندارند و جز اندكى از دانشوران گذشته شيعه, چنين پديده اى را شايسته و بايسته رهبرى برگزيده خدايى نمى دانند و آن را با فلسفه و حكمت ارسال راهنما از سوى حكيم هم نوا نمى شمارند. بحث ياد شده در بين متكلمان شيعه اختصاص به پيامبران ندارد; علم امام(ع) نيز از بحث هاى مطرح در اين حوزه است. سيد عبدالحسين لارى كتاب ياد شده را در همين باره نگاشته است. وى بطور جدّ طرفدار باور به علم حضورى گسترده امامان معصوم است و در اين كتاب بر اين مطلب استدلال مى كند. وى نخست چهارچوب بحث را روشن مى كند و به تعبير ديگر تحرير محل نزاع مى كند و بحث را درباره چگونگى و حدود علم امام به مفهوم كسى كه رياست الهى بر همگان (در شكل برگزيده مستقيم و يا باواسطه پيامبرـ ص ـ دارد, از زاويه علم غير اكتسابى مى داند و آن را از علم الهى كه علم حضورى بر معلومات در شكل علم بر عليّت و معلوليّت است, جدا مى كند. آنگاه آراى موافقان و مخالفان ديدگاه منتخب را بيان و دلايل و چگونگى استدلال هر گروه را بررسى و نقد مى كند و با توجيه و تفسير ديدگاه مخالفان, در جهت هم آهنگ سازى و يا تقريب آن با نظريه خود تلاش مى كند. سيّد در ضمن بحث, آثار و نتايج مترتب بر هر ديدگاه را يادآور مى گردد و انتقادهاى احتمالى بر ديدگاه منتخب را بررسى و به پاره اى از آنها پاسخ تشريحى مى دهد و پاره اى ديگر را كه ناشى از روايات موجود در بحث است, با ترديد در سند روايات, وجود تقيه و محكم و متشابه در سخنان معصومان(ع) كم ارزش مى سازد.
اين كتاب قبلاً با تحقيق شيخ محمد جميل از سوى مركز جواد در بيروت نشر يافته است و كنگره بر آن است با تحقيقِ دوباره, آن را در مجموعه انتشارات خود قرار دهد. عرفان السلمانى بحقايق الأيمانى
دوست داشتن يا ناخوش شمردن دنيا همواره يكى از بحث هاى جدّى در اخلاق اسلامى است. وجود آيات و رواياتى در نيك داشتن دنيا از سويى, و بد شمردن و پرهيز از آن از سوى ديگر, دانشوران را بر آن داشته تا راهى براى حل تنافى و آشتى بين آن دو بجويند. سيّد عبدالحسين لارى نيز كه دغدغه چنين تنافى در آموزش هاى دين درباره دنيا را داشت, رساله اى كوتاه در حل اين معضل پرداخت. وى طبق شيوه نگارشى خود, نخست به تحرير محل نزاع مى پردازد و وجوهى را كه در تبيين و تعيين محل خلاف ذكر شده, مى آورد و آن گاه با دلايل نقضى و تشريحى آنها را رد مى كند و نظر خود را مبنى بر حرمت (نفس حبّ دنيا) و تابع بودن حكم آن به حكم اهدافى كه مقدمه دست يابى براى آن اهداف قرار گرفته است; بيان مى كند. سيّد بحثى نيز در آثار مثبت يا منفى دنيادوستى مى آورد و نمونه هاى تاريخى عواقب زشت دنيا دوستى را فرا روى خواننده مى نهد.
از نكات جالب و خواندنى كتاب, نقد ديدگاه شايع و زيانمند درباره آثار افراطى حب اهل بيت(ع) كه آن را براى زدودن هر نوع گناه كارساز و از انجام هر نوع كار نيك بسنده مى داند. وى تأثير حب اهل بيت(ع) را تنها در صورت هم آهنگى با كردار و رفتار شايسته مى داند.
اين رساله در سال ١٣١٣ هجرى قمرى به خط شخصى به نام على اكبر طالقانى در تهران استنساخ و چاپ سنگى شده بود و اكنون با تصحيح و حروف چينى مناسب, براى كنگره مرحوم لارى آماده شده است. اكسير السعادة فى اسرار الشهادة
سيّد عبدالحسين لارى در اين كتاب به پاسخ ايرادها و شبه هايى كه درباره شهادت امام حسين(ع) مطرح شده, پاسخ مى دهد. شبهه بيرون بودن قيام امام حسين(ع) از انواع جهاد مشروع; شبهه القاى نفس در هلاكت; شبهه توجيه ناپذير بودن ثواب هاى منقول براى عزادارى امام حسين(ع); شبهه چگونگى تقدّم عزادارى امام حسين(ع) بر هر نوع عبادت; شبهه ترديد در كفر قاتلان امام حسين(ع) و ده ها شبهه ديگر در اين كتاب پاسخ داده شده است. سيد ضمن اينكه تصريح مى كند شفاعت تنها شامل توبه كنندگان است, مى نويسد:
(…هذا التعليل دليل صريح فى تخصيص غفران الشيعه وشفاعة اهل الكبائر منهم بالتائبين منها فوراً من غير اصرار ولا مهلّه وانّ غير النادم المصرّ ولو على الصّغيرة دون الكبيرة بل ولو بمجرّد العزم على المعصية بل ولو بمجرّد عدم النّوم فوراً و تسويف التّوبه فعلاً مأمون من الوعيد و غير مؤمن بالمعاد وهو كفر و ارتداد وهذا من جملة مايعصم الظهور ولم يبق فى تلك العمومات غرور ولا سرور). اين كتاب تحقيق شده, آماده نشر است. هداية الطالبين فى اصول الدين
اين كتاب به زبان فارسى و براى توده مردم در اصول اعتقادى شيعه نوشته شده است.
مرحوم سيّد در تعبيرى در آغاز مبحث خداشناسى, به اين هدف اشاره مى كند و مى نويسد:
(مطلب اوّل در اثبات وجود واجب الوجود است و ادلّه بر اين مطلب بسيار است ولكن اكتفا مى شود به چند دليل كه به فهم عوام نزديك تر است…)
زبان به كار رفته به رغم آن كه براى عوام در نظر گرفته شده, براى مردم امروز چندان روان و آشنا نيست و سبك نگارش دوران ناصرى را دارد.
در اين كتاب اصول پنج گانه به طور فشرده و بدون شرح و تفصيل بررسى و اثبات شده است. روند بحث مشابه كتاب هاى كلامى متداول آن روزگار است و ابتكار و نوآورى ويژه اى در آن ديده نمى شود.
كتاب با پاورقى ها و توضيح هاى فراوانى كه محققان كنگره بر آن افزوده اند, به نوشته اى سودمند در عقايد تبديل شده است. از جمله كتب اعتقادى سيّد حواشى بر كشف المراد مرحوم علامه حلّى و محاكمات در قطع مناظرات است.
رسالة فى المحكم والمتشابه
رساله اى كوتاه درباره محكم و متشابه در قرآن است. وى نخست تعريف مشهور از محكم و متشابه را يادآور مى شود. آنگاه آن را نقد مى كند و تعريف خود را با اين عبارت بيان مى دارد:
(…انّ المستفاد من هذا الحكم كون المحكم هو المرجع والمتبع والمتشابه خلافه, فيكون الحكم من الآيات والروايات هو المستحكم بموافقة العقل والنقل المتبّع والمتشابه ضدّه وعكسه وهو الموهون والمعارض ظاهره بمخالفة العقل او النقل القطعى المتّبع…)
وى همچنين به چرايى وجود محكم و متشابه در قرآن مى پردازد و آثار مثبت آن را ذكر مى كند. علت بيان نشدن همه موارد متشابه از سوى امامان معصوم, را بيان مى كند و مواردى از آيات متشابه را يادآور مى شود; از قبيل: آيات تخصيص علم غيب به خداوند; نفى علم غيب از انبياء; انتساب ذنب و يا نسيان به پيامبران; انتساب خوف به آنان; گزارش بى تابى هاى آنان در برابر سختى هاى دنيايى; طلب هدايت توسط آنان; انتساب نقص جسمى به پاره اى از پيامبران همچون لكنت زبان به موسى(ع). اين رساله جهت نشر آماده شده است. نصائح و فضائح (آيات الظالمين)
كتاب درباره زشتى ظلم و ستم نگارش شده است و در آن به ترتيب سور, آياتى كه بر زشتى ظلم دلالت مى كند گردآورى شده است. آياتى كه سيد گردآورى كرده, بيش از چهارصد آيه است. او پس ذكر آيات, به بيان رواياتى كه درباره موضوع ياد شده از پيامبر اكرم و امامان شيعه نقل شده است, مى پردازد. سيد در آغاز كتاب انگيزه اقدام خود را چنين بيان مى كند (چون در اين زمن فتن و محن به واسطه طول غيبت كبرى و اندثارِ آثار و احكام انبياء و خلفا, و نوّاب حقيقى ختم الاوصيا و مهجور شدن امر به معروف و نهى از منكر و شدّت انهماك خلق در محبت دنيا و كثرت ركون و آزمايش به اهل كفره و فجره و ظلمه… موجب شيوع و ذيوع ظلم و جور بى پايه و جور و ستم و احجاف بى اندازه باشد, ما لايطاق در جميع آفاق و اصعاق وقاع و بقاع و قرى و امصار و بلدان و بحارى و صحارى و قفار و بطون اوديه و قلل جبال به حدى كه لايحدّه قلم و لايبقى به بيانه رقم… لذا لازم و واجب آمد به جهت حسم ماديّه اين شبه و اشتباه و غرور و اغراء و كفر و ارتداد رجوع نمودن به مستقلات عقل و محكمات كتاب و سنت چنان كه مضمون خبر ثقلين است…) اين كتاب براى نشر آماده است. حواشى بر كتب روايى
آثار ديگر سيد عبدالحسين لارى حواشى و توضيح هايى كه بر كتاب كافى مرحوم كلينى و شرح الزيارة مرحوم شيخ احمد احسايى و نيز كتاب بحارالأنوار مجلسى نوشته است. گويا سيد اكثر مجلدات بحارالأنوار را حاشيه زده اند. مرحوم سيد على اكبر آيت الله, فرزند سيّد لارى در پايان جزء هشتم از جلد نهم بحارالانوار مى نويسد:
(مخفى نباشد كه اين كتاب مستطاب كتابى است كه حضرت مستطاب آيت اللّه فى الأنام حجةالأسلام مرحوم آقاى والد ماجد ـ قدس اللّه نفسه و نوراللّه ضريحه ـ از ابتدا تا انتها مطالعه فرموده و به خط مبارك خود حاشيه بر آن نوشته…)
اميد است كه ستاد برگزارى كنگره كه تاكنون موفّق به آماده سازى حواشى سيّد بر كتب روايى نشده است, پس از برگزارى كنگره با پى گيرى كار, اين دست از آثار سيد را با تحقيق شايسته فرادست پژوهشگران قرار دهد. تعليقه بر صوم مدارك الأحكام
اين رساله تعليقه كوتاهى بر كتاب صوم مدارك الأحكام است. براساس گفته سيد در آغاز اين رساله, گويا كتاب مدارك الاحكام, مدّتى محور و مبناى بحث خارج يكى از اساتيد سيد بوده و او پس از مشاركت و بهره گيرى از درس ياد شده, به نگارش اين تعليقه مى پردازد. سيد از اين استاد به نام ياد نمى كند و تنها با عنوان (علامة مشائخنا الأعلام) وى را ذكر مى كند. كلام سيد به قرار زير است:
هذه تعليقات رشيقة وتحقيقات انيقة علّقتها على كتاب الصيام من مدارك الأحكام بعد ما استفدتها من علاّمة مشائخنا الأعلام فى نبذة من الليالى والأيام…)
چنان كه از عبارت بالا مفهوم است, سيد در اين درس مدّت زيادى حاضر نشده و گويا همين امر سبب نقص تعليقه و اختصاص آن به تعداد انگشت شمارى از مباحث صوم از قبيل تعريف صوم, نيّت, قصد قربت, تداوم نيّت, وقت نيت و مُفطرات روزه است. اين تعليقه با تحقيق نشر خواهد يافت. رسالة الصاع و المُدّ
رساله كوچكى است كه در آن به تعيين ملاك و مقدار صاع و مُدّ مى پردازد و اندازه گيرى صاع به كيل و وزن را مشخص مى كند. وى نخست نظر فقها را در مقدار هر كدام از مد و صاع ذكر مى كند و آن گاه ديدگاه مشهور و ديدگاه سلطان العلما را كه درهم را نصف مثقال صيرفى مى دانست, نقد و بررسى كرده و با ملاك قرار دادن آن, دو ديدگاه به تعيين مقدار صاع براساس وزن هاى متداول از قبيل وزن استانبولى, عطارى, مَنِ تبريز, مَنِ شاهى و وزن نجفى مى پردازد. وى همچنين آب كر را براساس رطل عراقى, تعيين و آن گاه بر پايه اوزان ياد شده, رطل عراقى را تفسير و تبيين مى كند. اين رساله در مجموعه رساله هاى تحقيق شده سيّد نشر خواهد يافت. پرسش و پاسخ
نوشته اى است بسيار كوتاه كه در شكل فتوا ارائه شده و در پاسخ سؤال زير است:
(استعمال مطعومات و مشروبات و ملبوسات و مصنوعات مجلوبه از بلاد كفرة كه جميع يا اغلب اهالى آنها كفّارند و منتشره در بلاد اسلاميّه شده, چه صورت دارد؟ بيّنوا توجروا) سيد عبدالحسين لارى در پاسخ به اين استفتاء حكم به حرمت بهره گيرى از اين نوع كالا مى كند و دلايل حكم را نيز بيان مى دارد. در ضمن به توجيه هايى كه ممكن است براى جواز بهره گيرى از كالاهاى ياد شده ارائه گردد, پاسخ مى گويد. آنگاه براى تأييد فتواى خويش, پاسخ مرحوم ميرزاى بزرگ را به همين پرسش, مى افزايد. اين فتوا به همراه رساله دفاعيه سيّد كه در شرح و توضيح حكم جهاد نوشته است, نشر خواهد يافت.
اين فتوا با توجّه به پايين بودن سطح زندگى مردم و امكان توليد در حد نياز, اگر مورد توجّه مسلمانان قرار مى گرفت, استقلال اقتصادى و خودكفايى در كشور دست يافتنى تر از امروز بود. التعليقة على رياض المسايل
سيّد بر كتاب رياض سيّد على طباطبايى تعليقه زده است. اين تعليقه در بخش طهارت و صلوات بسيار مفصل است و به عنوان نمونه كتاب طهارت وى بيش از ٣٧٩ صفحه خطى است. بخش هاى ديگر از قبيل كتاب تجارت, نكاح, ارث, قضا, شهادات, حدود و تعزيرات, قصاص و ديات بسيار به اختصار برگزار شده است. در اين كتاب پاره اى از آراى نو سيّد عبدالحسين را مى توان يافت.
اين كتاب از سوى بنياد معارف اسلامى, تحقيق و جزو مجموعه انتشارات كنگره نشر خواهد يافت. تشريع الخيرة والتكلان
اين كتاب درباره مشروع يا نامشروع بودن استخاره و چگونگى انجام آن است. سيد پس از نقل اقوال گوناگون درباره موضوع ياد شده, به مشروعيت آن استدلال مى كند و آن را طريق و موصِل به واقع مى داند. آنگاه مسايلى كه درباره استخاره از قبيل نيابت در استخاره, تكرار آن براى يك موضوع, ترك انجام مفاد استخاره و امثال آن را مطرح است, بررسى مى كند و در نهايت بحثى در باب مباهله مى افزايد.
از مقدمه كتاب پيداست كه سيد آن را در شرايط سخت آوارگى و درگيرى هاى سياسى نوشته است. در آغاز مى فرمايد: (فيقول العبد المتحيّر فى البلدان والمتبعّد عن الأهل والأوطان المبتلى بنوائب الزمان وطوارق الحدثان وافترق الأحبّة والأخوان عبدالحسين الموسوى التستري…)
كتاب تحقيق شده و در مجموعه انتشارات كنگره نشر خواهد يافت. سؤال و جواب فقهى
كتاب به زبان فارسى است و پاسخ مسايل فقهى شخصى به نام محمد اشكنانى انصارى است كه گويا مسأله دان و مورد اعتماد اهالى روستاى خود بود و مسايل مورد ابتلاى مردم را از سيّد مى پرسيد. اين كتاب يكى از آثار ارزشمند و راه گشا در تحليل و بررسى زندگى, طرز فكر مردم, روابط شان با حاكمان وقت, نقش ملاّيان روستاها, شرايط اقتصادى و ده ها موضوع ريز مردم شناسى است. كتاب همچنين تيزبينى و آزادمنشى سيد را در زندگى بخوبى نشان مى دهد. كتاب به سبب شكل پرسش و پاسخى آن, واقع گرايانه و بدور از برداشت هاى انتزاعى فقهى است. پاره اى از مسايل كه مى توان در اين كتاب يافت به شرح زير است:
١. چگونگى سلطه ديوانيان و شگردهايى كه براى توجيه دينى رفتار خود داشتند, نوع هدايا و پيش كشى هاى متداول, تصرف اموال رعايا, مشروع جلوه دادن رفتارهاى ناشايست از راه معاشرت با افراد به ظاهر دينى. براى نمونه در سؤال پنجاهم مى خوانيم:
(گماشتگان و نوكران و ناظران و پيش خدمتان و چاكران اهل ظلمه و ديوانيان مى روند در كربلا و نجف موافق پنج تومان به مجتهدين مى دهند آنچه از حرام و پيش كشى كه به ايشان داده اند, از هر ولايت كه مى روند و چه ديوانى مى گيرند و هر تصرفاتى و هر ظلمى كه كرده اند كه موافق صد تومان زيادتر است به همان پنج تومان همراه ايشان صلح مى كنند و به ايشان مى بخشند مجتهدين, اين صحيح است يا الاّ فلا؟
پاسخ: صحيح نيست بلكه به قدرى كه داده است هم محسوب از مظالم نمى شود; زيرا كه اين از اموال معلوم المالك است نه مجهول, ولى از باب از خرس مويى, از ايشان مى گيرند.)
٢. شيوع خرافات و سركيسه كردن مردم از طريق دعانويسى, رمل و جادو, براى نمونه در سؤال صد و پانزده و پاسخ آن بخوبى هويداست:
(سؤال: بعضى كتاب هاى دعوات مثل جامع الدعوات كه چاپ كرده اند, بعضى ملاّها دارند, بيمارنامه دارد و اسم مادر بيمار به حساب جمل بيرون مى آورند و مى گويند كه بيمار فلان روز و فلان شب نظر به او زده اند, يا پريان به او آزار رسانيده اند, فلان دوا و فلان آيه مى نويسند و فلان مرغ و فلان گوسفند بكشند كه بيمار شفا مى يابد. اين كار كردن مكر و عوام فريبى مى باشد يا عيبى ندارد؟
جواب: بلى كتاب بيمارنامه و حساب نامه و فال نامه و آنچه در آن ها نوشته شده از مجعولات اكاذيب دراويش و صوفيه است. در مجالس صدوق روايت است كه (ما آمن بى من صدّق كائناً او معرفاً); يعنى هركسى كه تصديق آنها نمايد, ايمان به پيغمبر نياورده و نيّت آنها هم دروغ و افتراست. انّما يقتدى الكذب الذين لايؤمنون.)
٣. درباره آداب برخورد مردم با مجتهدان, در سؤال شصت و ششم آمده است:
(اين ذرّه عوام كالأنعام بلكه از انعام پست فطرت وليكن اسمش به انسان است نه حيوان…)
و در سؤال صد و نوزده مى خوانيم:
(فداى تراب نعال مباركت گردد, اين ذره بى مقدار عامى تبه روزگار…)
و از اين نوع تعابير فراوان ديده مى شود. و نيز عباراتى كه موقعيّت زنان, كنيزكان را نشان مى دهد. اين رساله توسط كنگره در حال آماه سازى است. تعليقه بر مكاسب شيخ انصارى
سيّد بر بخش هاى زيادى از اصل مكاسب شيخ انصارى و ملحقات آن تعليقه زده است. كتاب نكاح, كتاب وصيّت, رضاع, رساله تقيه, مواسعه, مضايقه و قضاى از ميّت, از جمله مباحث ملحق بر مكاسب شيخ است كه سيد بر آن ها تعليقه زده است. تعليقه سيد بر اصل مكاسب در سه جزء و دو جلد است: جزء اوّل مكاسب محرمه; جزء دوم بيع و جزء سوّم خيارات است. سيد اين تعليقه ها را در نجف نوشته است. اين تعليقه جهت نشر آماده شده است. تعليقه بر قضاء جواهر الكلام
از آثار ديگر سيد تعليقه وى بر كتاب قضاى جواهر شيخ محمد حسن نجفى است كه چون ديگر تعليقه هاى سيد همچنان خطى است. حاشيه جامع عباسى
جامع عباسى اولين رساله عمليّه به زبان فارسى است. عده اى از فقها, در گذشته تنها با حاشيه زدن بر جامع عباسى آراى فقهى خود را براى مقلّدان خويش بيان مى داشتند و جايگاه عروةالوثقى سيد محمد كاظم يزدى را در دوره هاى بعد داشت. سيد لارى نيز بر اين كتاب حاشيه زده است. رساله مشروطه مشروعه
به رغم آنكه سيد لارى را از پشتيبانان مشروطه مى شمارند, وى مشروطه مطلق را باور نداشت و پيش از آن كه درگيرى مشروطه خواهان و مشروطه مشروعه طلبان به وجود آيد, به مشروطه مشروعه تأكيد مى ورزيد و بر بطلان مشروطه مطلق استدلال مى كرد. وى (قدرت و اقتدار مشروع را ناشى از افاضه و عنايت حضرت معبود مى دانست… [بنابراين] هيچ نظر و شورايى و هيچ تدبير و آرايى از هيچ عقل و عقلايى و هيچ ذى شعور و دانايى محل اعتبار و اعتنايى نبوده و نخواهد بود, مگر راجع به نظر صوابديد آراء و شوراى انبياى عظام و علماى اعلام و نوّاب حضرت خيرالأنام…) سيد عبدالحسين لارى براى اثبات نظريّه خود, افزون بر ارائه دلايل علمى به سرنوشت مردمى چون تركان و فرانسويان كه به مشروطه گردن نهاده اند و نيز مردمى چون افغانان كه مشروطه را نپذيرفتند, استدلال مى كند و بقاى استقلال افغانستان را ناشى از ردّ مشروطه و از بين رفتن آن در تركيه را معلول پذيرش مشروطه مى داند. وى در اين كتاب توصيه هايى براى چگونگى تنظيم قانون ملّى ارائه مى كند. بنياد معارف اسلامى اين جزوه را تحقيق كرده و نشر خواهد كرد. رساله قانون در اتحاد دولت و ملّت
از نوشته هاى سياسى مرحوم سيّد لارى به زبان فارسى است. در اين رساله مؤلف براى اثبات درستى مشروطه استدلال مى كند. مشروطه اى كه سيد از آن دفاع مى كند, همان مشروطه مشروعه اى است كه پس از اختلاف بين مشروطه خواهان و طرفداران شيخ فضل اللّه نورى در صحنه سياسى آن روز نمود پيدا كرد. در واقع سيد به فكر مهار استبداد حاكمان قاجار بود و حاكميّت قوانين شرعى به دست آمده از مشاوره اهل علم را مى طلبيد. در اين رساله سيد انتظارات خود از مشروطه را بيان مى كند و تفاوت دو نظام مشروطه مشروعه با دولت استبدادى را توضيح مى دهد. اين رساله براى نشر در مجموعه انتشارات كنگره, آماده شده است.
از جمله آثار سياسى به جاى مانده از سيد, كتاب قانون اداره بلديّه است كه از سوى كنگره تحقيق و نشر مى يابد. تقريرات فى اصول الفقه
تقريرات اصول سيد عبدالحسين شامل مباحث الفاظ است و تا پايان مبحث مطلق و مقيّد ادامه دارد. سيّد به طور صريح از استادى كه تقريرات درس وى را نوشته ياد نمى كند. دو تعبير در آغاز جلد اوّل وجود دارد كه هر كدام مى تواند به يكى از استادان سيد اشاره باشد. در جايى مى نويسد: (ووفّقنا… باقتباس ما استفدنا من استاذنا العلاّمه علم الأساطين والفحول… سمّى رسول اللّه عليه وعلى آله المطهّرين افضل السلام…) با توجّه به اين كه تنها مرحوم شيخ محمد فاضل ايروانى از بين اساتيد سيد, سمّيِ رسول اللّه است, احتمالاً اين كتاب تقرير درس اوست. در جاى ديگر مى نويسد: (… لمّا ساعدنى سواعد التوفيقات الألهى على الحضور فى محفل استاذنا الربّانى وابينا الروحانى جعلنى اللّه فداه…) و سيّد از استادش مرحوم ملاّ حسينقلى همدانى معمولاً با تعبير ابينا الروحانى ياد مى كند به احتمال ضعيف مى رود كه كتاب تقرير درس وى باشد.
كتاب با تحقيق محققان بنياد معارف اسلامى آماده نشر شده و جزو مجموعه انتشارات كنگره نشر خواهد يافت. التعليقه على فرائد الأصول
اين تعليقه بر مباحث قطع و ظن, خبر واحد, شهرت, اجماع, برائت, اشتغالِ فرائد الأصول شيخ انصارى نوشته شده است و سيد با نگارش اين تعليقه تقريباً مباحث اصولى را كه در تقريرات خود مبحث الفاظ آن را بحث كرده بود, تكميل كرده است. تنها بحث استصحاب, در اين مجموعه مطرح نشده است كه آن هم در يك رساله مستقل مورد تحقيق و پژوهش قرار گرفته است. اين تعليقه با تحقيق بنياد معارف اسلامى براى كنگره سيد لارى آماده شده است.
سيد عبدالحسين لارى افزون بر اين چند كتاب تعليقاتى نيز بر قوانين الأصول ميرزاى قمى دارد كه اميد است تحقيق و نشر يابد.
در پايان تلاش محققان بنياد معارف اسلامى و تمامى دست اندركاران برگزارى كنگره بزرگداشت را ارج نهاده, توفيق آنان را خواستاريم.