آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - ارزش و اهميّت تذكره نصرآبادى - مسرت حسين
ارزش و اهميّت تذكره نصرآبادى
مسرت حسين
تذكره نصرآبادى از سودمندترين و جامع ترين تذكره هاى پارسى است كه سرگذشت و نمونه اشعار نزديك به هزار سخنور پارسى زبان را دربر دارد. نصرآبادى اين تذكره را كه به نام خودش نامور شده, به نام صفى ميرزا معروف به شاه سليمان صفوى فرزند شاه عباس ثانى, در يك ديباچه, پنج (صف) و پايانه اى شامل دو (دفعه) تدوين كرده است.
ديباچه: در ذكر اشعار شاهان و شاهزادگان صفوى است كه يا شاعر بوده يا به شاعرى منسوب بوده اند.
صف نخست: در ذكر رجال سخنور در دوره صفوى است كه به سه فرقه تقسيم شده است: مقرّبان و امراى ايران/ امرا و خوانين هند/ وزرا, مستوفيان و نويسندگان دفترخانه همايون.
صف دوم: درباره سادات و بزرگان و محترمان است.
صف سوم: در بيان سه فرقه: عالمان و فاضلان/ خوشنويسان/ فقرا و درويشان.
صف چهارم: مهمترين و مفصّل ترين بخش اين تذكره است كه در ذكر سخنوران و درباره سه فرقه تنظيم شده: شاعران عراق و خراسان, شاعران فرارود (ماوراءالنهر), شاعران هندوستان.
صف پنجم: در ذكر خويشان نصرآبادى و خود اوست.
خاتمه: در ذكر مادّه تاريخ ها, لغزها و معمّاهاى پيشينيان و معاصران كه به دو دفعه و هر دفعه به سه حرف بخش شده است.
*
نصرآبادى در سبب تأليف اين تذكره گويد:
(غرض از تسويد اين اوراق, اينكه… در تاريخ شهور سنه ١٠٨٣ دُردنوش بزم نامرادى, محمّد طاهر نصرآبادى را به شوق تشبّه به آن طبقه عليّه [يعنى مؤلفان تذكره هاى پيشين] با اينكه خزان تشويش بيش از پيش نهال حالم را بى برگ و نوا ساخته و دوحه مرادم را صرصر بى تميزى و معامله ناشناسى ابناى دهر از پاى انداخته… به خاطر رسيد كه مختصرى از اشعار معاصرين خود كه بعضى صاحب ديوان و جمعى گاهى متوجّه ترتيب نظمى شده اند, پردازد. و بعضى از اعزّه فرمودند كه در اين مدّت از معمّا و لغز انتخابى نشده, اگر از معمّا و تاريخ و لغز متقدّمين و متأخّرين انتخابى شده, داخل شود, شاهد تأليف را, حسنى ديگر به هم رسد)١
همو در پايانه نسخه خطى كتابخانه وزيرى مى نويسد:
(بعد از آنكه اين ريزه چين بساط سخن گسترى, و دريوزه گر بزم سخن پرورى, گمنام گوشه نامرادى, محمد طاهر نصرآبادى كه از خوشه [] خرمنى اندوخته و در بساط خاطر از ابيات گزيده سخن سنجان چراغان افروخته, خواست تا خود را در سلك ارباب معنى داخل سازد, هيچ تحفه شايسته تر و هيچ هديه بايسته تر از اين نديد كه مجمعى بپردازد, و شاهد معانى كه مشّاطه خيال عزيزان در جمله خاطر به حلى و حلل ترصيع و توضيح, مزّين و مرصّع ساخته در زيور نظم بر مسند ظهور نشانده اند, در مرآت طبع شناسنده و آينه ذهن دريابنده ارباب طبع سليم و اصحاب ذهن مستقيم جلوه گر سازد. (جرم جواهر و لآلى حقايق و معارف كه از معدن خيال ارباب معنى در خزانه خاطر اين بيوجود مودع [بود] به دستيارى خامه در اين اوراق ثبت نمود.)٢
نصرآبادى از سال ١٠٧٧ق (امّا خود مى گويد از ١٠٨٣) چنانكه ذيل سرگذشت ملاّ محمد شفيع عبارت (در اين سال) را مى آورد, شروع به گردآورى تذكره كرده است. هرچند نبايد از نظر دور داشت كه در ذيل سرگذشت مولانا رجبعلى به تاريخ ١٠٧٠ و ذيل ملاّ عليرضا تجلّى به ١٠٧٢ق اشاره مى كند. بنابر آنچه آمد مى توان گفت وى مواد اين تذكره را از سال ١٠٧٧ تا سال ١٠٩٠ در دست داشته (بنگريد ذيل درويش جان بيگى كه سال ١٠٩٠ق به عنوان سال جارى ضبط شده) و ظاهراً همان سال آن را تدوين كرده است (تاييديه نصرآبادى بر نسخه وزيرى در سال ١٠٩١است).
امّا تذكره نويسان پس از تدوين نهايى تذكره خود تا زمانى كه در قيد حيات بوده يا توانايى نوشتن داشتند, اطلاعات جديد, از جمله شعراى از قلم افتاده و يا تاريخ در گذشتگان را به كتاب خود مى افزودند. بر همين سان است در تذكره نصرآبادى نسخه دانشگاه تهران كه تواريخ ١٠٩٩ (ذيل ملاّ ميرزاى شيروانى), ١١١٢ (ذيل ميرزا محمّد طاهر وحيد) و ١١١٥ (ذيل مسيحاى معنى آمده است: (در سنه ١١١٥ فوت شده, قصيده اى كه در باب درد پا گفته, دليلى روشن است بر اثبات دعوى فقير و ديباچه اى بر مجموعه فقير نوشته كه كمال غرابت دارد)). برخى محقّقان از جمله روان شادان استاد جلال الدّين همايى در تاريخ اصفهان (ج١:١٥٠) و محمد تقى دانش پژوه در صحّت اين تواريخ كه از آنِ نصرآبادى باشد, ترديد داشتند. استاد دانش پژوه در فهرست دانشگاه تهران مى آورد: (اگر سالهاى ١١١٠, ١١١٢ و ١١١٥ الحاقى نباشد و ديگران نيفزوده باشند, چنانكه در نسخه ما گويا به خطّ ديگرى است) (فهرست دانشگاه, ج١١:٢٣٣١)
نكته ديگر آنكه نصرآبادى در تكميل تذكره خود (تراجم شعراى ماوراءالنهر را در ميان سالهاى ١٠٨٨ تا ١٠٩١ به قلم آورده است, چه كه ميرزا بديع مليحاى سمرقندى مؤلّف تذكره مذكّر الاصحاب در سال ١٠٨٨ هجرى به اتّفاق خواجه نياز ايلچى در هيأت سفارت خانى بخارا از طرف عبدالعزيزخان به اصفهان آمد و در مدّت اقامت خود كه سه سال به طول انجاميده است, با ميرزا طاهر در مسجد لنبان مكرراً صحبت داشته و تراجمى كه از شعراى ماوراءالنهر در اين تذكره است از مليحاى سمرقندى است كه ترجمه اش در [تذكره نصرآبادى] مسطور به وى رسيده)٣
نسخه هاى تذكره نصرآبادى
از نسخه هاى خوب و قابل اعتماد اين تذكره, نسخه خطّى كتابخانه وزيرى است كه به رغم اينكه چندين شرح حال و برخى ابيات و عبارات را ندارد, با اين حال از همه نسخه هاى شناخته شده, جامع تر و كامل تر است, بويژه آنكه خود نصرآبادى نسخه را از نظر گذرانده و به اصلاح برخى نادرستى هاى آن مبادرت كرده است.
پس از آن مى توان به نسخه دانشگاه تهران اشاره كرد كه زمانى از آنِ دانشمند معاصر زنده ياد محمد على تربيت تبريزى بود و بعدها در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران جاى گرفت. اين نسخه به غير از برخى مزايا از جمله چند شرح حال كه افزون بر نسخه وزيرى دارد, تراجم كمترى دارد. امتياز اين نسخه در تاريخ افزوده اى است كه در ديگر نسخه ها ديده نمى شود.
در درجه سوم مى توان به نسخه كتابخانه ملّى ملك اعتنا كرد كه با داشتن برخى امتيازات از جمله چند شرح حال افزون بر نسخه وزيرى, بسيارى از شرح حال ها را ندارد. دو نسخه اخير مبناى تصحيح استاد وحيد دستگردى در نخستين چاپ تذكره نصرآبادى بوده است.
نسخه بعدى در اينديا آفيس است كه نسبت به بقيه شرح حال كمترى دارد, امّا چند سرگذشت و برخى ابيات ويژه و افزون دارد.
منابع و مآخذ تذكره نصرآبادى
چنانكه گفته شد تذكره نصرآبادى از تذكره هاى عصرى و شامل شعراى معاصر مؤلّف بوده كه خود از آنان بواسطه يا بيواسطه گرفته است. نصرآبادى با اينكه تذكره عصرى است, امّا در نگارش برخى سرگذشت ها از خلاصة الاشعار و عرفات العاشقين هر دو از تقى الدّين اوحدى بليانى بهره برده است, بنگريد ذيل فارغ تبريزى٤. غير از اين اشاره استاد گلچين معانى در كاروان هند هيچ سند ديگرى از مآخذ نصرآبادى در دست نيست.
اين تذكره بنا بر جامعيّتى كه از لحاظ شعراى عهد صفوى داشته, منبع و مأخذ بسيارى از تذكره هاى سده هاى اخير بوده كه برخى حتّى اشاره اى بدين موضوع نكرده اند. امّا آنچه از فحواى كتاب هاى تاريخ تذكره هاى فارسى جلد١و٢, تذكره نويسى فارسى در هند و پاكستان, كاروان هند جلد١و٢ و برخى منابع ديگر برمى آيد, تذكره هايى كه نامشان در زير مى آيد, نواخوان بزم نصرآبادى بوده اند:
١. سفينه خوشگو: بندر ابن داس در ١١٤٧ـ١١٣٧ق [تذكره نويسى در هند, ص ٢٤٩; تاريخ تذكره ها, ج١, ص٧١٨]
٢. مجمع النفايس: سراج الدّين على خان آرزو در ١١٦٤ق [تذكره نويسى در هند, ص٣٣٧; تاريخ تذكره ها, ج٢, ص١٥٨]
٣. رياض الشعرا: على قلى خان واله داغستانى در ١١٦١ق [تذكره نويسى, ص٣٠٤; تاريخ تذكره ها, ج١,ص٦٥١]
٤. سرو آزاد: غلامعلى آزاد بلگرامى در ١١٦٦ق [تذكره نويسى, ص٣٨٤]
٥. خلاصة الكلام: على ابراهيم خان بنارسى در ١١٩٨ق [تذكره نويسى در هند, ص٤٦٠; تاريخ تذكره ها, ج١, ص٥٩٨]
٦. صحف ابراهيم: على ابراهيم خليل خان در ١٢٠٥ق [تذكره نويسى, ص ٤٧٣; تاريخ تذكره ها, ج١, ص٧٦٢]
٧. مخزن الغرايب: احمد على خان هاشمى سنديلوى در ١٢١٨ق [تذكره نويسى, ص٤٩٦; تاريخ تذكره ها, ج٢, ص١٧٩]
٨. نگارستان سخن: سيد نورالحسن خان در ١٢٩٢ق [تذكره نويسى, ص٦٠٤]
٩. اختر تابان: ابوالقاسم محتشم شروانى در ١٢٩٨ق [تذكره نويسى, ص٦١٩]
١٠. تذكره شعراى پارسى زبان كشمير: خواجه عبدالحميد در ١٣٣٤ق [تذكره نويسى, ص٦٨١]
١١. بزرگان و سخنسرايان همدان: مهدى درخشان در ١٣٤١ق [تاريخ تذكره ها, ج١, ص٨٩]
١٢. خزانه عامره: مير غلامعلى آزاد بلگرامى در ١١٧٦ق [تاريخ تذكره ها, ج١, ص٥١٣]
١٣. دانشمندان آذربايجان: محمّد على تربيت تبريزى در ١٣١٤ش [تاريخ تذكره ها, ج١, ص٦٢٠,٦٢٢]
١٤. چمن سرور: درّى شوشترى [تاريخ تذكره ها, ج١, ص٧١٦]
١٥. منتخب الاشعار:؟ [تاريخ تذكره ها, ج٢, ص٣٠٧]
١٦. تذكره سخنوران يزد: اردشير خاضع در ١٣٤٠ش [رؤيت]
١٧. تذكره شعراى يزد: عباس فتوحى يزدى در ١٣٦٦ش [رؤيت]
و بسيارى از تذكره هايى كه در اين شصت سال اخير تأليف و تدوين شده و بر همين سان است بسيارى از تذكره هايى كه در اين شصت ساله تصحيح و ويرايش شده و كوشندگان آن براى تكميل سودمندى تذكره خود از اطلاعات تذكره نصرآبادى سود جسته اند.
تذكره نصرآبادى از ديد نقد ادبى
* تذكره نصرآبادى از معدود تذكره هايى است كه در زمينه شعر شاعران اظهارنظر كرده و خوب و بد آن را روشن مى سازد, از اين رو مى توان آن را در رديف كتابهاى نقد ادبى كهن به شمار آورد. دكتر زرّين كوب در اين باره مى نويسد:
(كلام نصرآبادى هم در بيان احوال شعرا از چاشنى انتقاد خالى نيست, امّا البتّه صراحت و تهوّرى كه در سخن سام ميرزا شاهزاده صفوى هست, در گفته اين شاعر منزوى وجود ندارد. نقد او در بعضى موارد مجامله آميز و مقرون به احتياط است. معذلك غالباً منصفانه است. درباره حاج محمّد جان قدسى كه شاعرى مشهور و متنفّذ به شمار مى آمده است, مى نويسد: (از طور سخن او كمال شاعرى ظاهر است, امّا در قصيده گاهى ابيات بى نسبت دارد) (ص٢٢٥, چاپ وحيد) و درباره زلالى خوانسارى نيز كه شهرت بسيار داشته, مى نويسد: (در تازه گويى و نمك كلام فرد است. در فنّ مثنوى طرز تازه اى به عرصه آورده كه كسى تتبّع آن نتواند كرد, رَطب و يابس در كلامش بسيار است, امّا ابيات بلندش از قبيل اعجاز است (ص٢٣, چاپ وحيد)).٥
* در زمينه شرح ها و تناسب آنها با شاعر و ميزان ابياتى كه گواه مى آيد, يكدستى در تذكره ديده نمى شود; مثلاً ذيل بديع الزّمان, پسرش حدود صد وبيست ويك بيت از او نقل مى كند كه چندان اشعارش دلنشين نيست, امّا درباره عبدالقادر بيدل دهلوى كه صاحب سبك و شاعر نامورى است و ديوانى در حدود ده هزار بيت دارد, فقط دو بيت آورده است.
* در صحت شاعر بودن برخى بايد ترديد كرد, چنانكه ذيل درويش جان بيگ تقريباً اين چنين مى گويد: با وجود اينكه هرگز متوجه شعر گفتن نبود, اين بيت را در اين روزها گفته؟! شايد به اصرار مؤلّف تذكره! همچنين ذيل يوسفا پس از شرحى مفصّل و بى فايده, تنها يك بيت از او گواهى است بر شاعرى وى. همچنين است ذيل امير بيگ قصّاب.
نثر نصرآبادى
نمونه هايى از مختصات نثر عصر صفوى در تذكره وى نه به شدّت ساير آثار منثورش ديده مى شود, همچون: بهره گيرى از لغات تركى و مغولى رايج, حذف فعل بدون قرينه, آوردن سجع در نثر, كاربرد برخى واژه ها در معانى تازه, مثل: قرق: ممنوع; انگيز:حركت تحريك آميز, تحريك كننده; درمى گرفت: اثر مى كرد.
* نصرآبادى در انتخاب اشعار, صاحب ذوق و سليقه بوده (بنگريد ذيل حاجى امينى); نيز علاقه اى فراوان به رباعى داشته, چنانچه از شاعرى, رباعى خوبى دستگير نمى شده, تك بيتهايى از غزل يا قصيده شاهد مى آورده است و در اين ميان سعى كرده اصلاً سراغ مدايح نرود.
* نكته جالب اينكه بيشتر شعراى تذكره همچون خود نصرآبادى تائب شده و پس از رفتن به مشهد مقدس يك سره فردى عابد و زاهد مى گردند (بنگريد ذيل: ميرزا رضى دانش, ميرزا جانى عزّتى, ملا سيرى جرفادقانى).
* نصرآبادى در برخى موارد تعصّب و جانبدارى را روا مى دارد; مثلاً نسبت به شاعران تُرك نظر خوبى ندارد و با طنز و كنايه از آنان نام مى برد (بنگريد ذيل ملاّ واقف) يا اينكه كسانى كه در دستگاه حكومتى مقامى دارند يا با خود نصرآبادى دوستى و معاشرتى دارند بيشتر مورد احترامند و درباره آنان فعل جمع به كار مى برد.
* توصيفاتى كه درباره هركس به كار مى برد, بسيار جالب است: آدمى روشن, آدم ميانه, پاكيزه وضع, اهل, هموار, قابل, معقول, مربوط, صلاح, خوش طبيعت. و كمتر دچار تكرار شده و براى هريك تركيب خاصّى آورده است, اگرچه گاهى هم تكرار شده است.
* برخى شعرا از غيب مى گويند, بنگريد ذيل: زلالى خوانسارى, امير بيگ قصّاب و….
دكتر زرّين كوب درباره ساده دلى وى مى نويسد: (از ستايش مبالغه آميزى كه در باب رباعى مير همام كرده است و در ذيل نقل مى شود, پيداست كه مردى ساده دل و كم تجربه بوده و تربيت ذوقى و ادبى كافى نداشته است. مى گويد: (ميرهمام, حسب التقرير خودش نسب به سادات عظام دارالعباده يزد مى رساند. مرد درويش فقيرى است, تاجى به سر مى گذارد و گاهى به قهوه خانه مى آيد و اين رباعى كه برابر يك ديوان شعر است از اوست و ماندن اين معنى تا حال خيلى غرابت دارد:
اين چار خليفه را كه مى دانى نغز
گويم سخنى با تو ز انصاف ملغز
با دام خلافت از پى گردش دهر
افكند سه پوست تا برون آمد مغز)٦
اشتباهات نصرآبادى
آنچه بيش از همه چيز در تذكره وى نمود دارد كه نمى توان به حساب سهل انگارى, تنبلى و عدم دقّت نصرآبادى نوشت, اشتباهاتى است كه در سرتاسر تذكره وى وجود دارد. اين اشتباهات به چند دليل پيدا شده است; نخست: دستگاه ضعيف اطّلاع رسانى آن روزگار, دوم فاصله زياد بين شهرها و كندى سرعت سير ميان آنها و سوم دشوارى هاى مسافرت و ناامنى و غيره.
داورى نادرستى خواهد بود اگر محتويات تذكره را با معيارهاى امروزى بسنجيم. حتّى اگر تعداد شاعران و آگاهى هاى درون آن را با معيارهاى صد سال پيش هم نسنجيم مى بينيم كه به رغم مشكلات آن روزگار, بسيار كار سترگى بوده و بيش از توان يك تن است. گويى صدها نفر در سرتاسر ايران و توران و هندوستان در كار گردآورى اين تذكره بوده اند. آفرين بر عزم و همّت نصرآبادى.
نمونه هايى از اشتباهات وى را استاد گلچين معانى در كتابهاى تاريخ تذكره هاى فارسى (ج١و٢) كاروان هند (ج١و٢) تذكره ميخانه و نامواره افشار (ج٤) و استاد دكتر ذبيح الله صفا در تاريخ ادبيّات (ج٥) برمى شمارده اند كه ذيلاً به برخى از آنها اشاره مى شود.
دكتر ذبيح الله صفا در تاريخ ادبيات خود در شرح: محوى همدانى (ج٥, ص٨٩٣) طالب آملى (ج٥, ص١١٥٠) فيّاض لاهيجى (ج٥, ص١٢٢٠) سرخوش كشميرى (ج٥, ص١٣٧٣) اين اشتباهات را روشن مى سازد.
استاد احمد گلچين معانى در حواشى تذكره ميخانه, ذيل: اسيرى (ص٣١٧) محمّد مؤمن عزّتى (ص٦٤١) طالب آملى (ص٨٢٤) شرمى (ص٨٩٣) در كاروان هند, ذيل: الهى شيرازى (ج١, ص٩٤) مخفى رشتى (ج١, ص١٦٧) تجلّى گيلانى (ج١, ص٢٠٨) حسنعلى يزدى (ج١, ص٣٢٢) خالص اصفهانى (ج١, ص٣٧٠) دانش مشهدى (ج١, ص٣٩٧) حكيم ضياءالدين (ج١, ص٤٢٠) ذهنى كاشى (ج١, ص٤٢٩) راقم مشهدى (ج١, ص٤٣٢) روح الامين شهرستانى (ج١, ص٤٧٥) سعيداى گيلانى (ج١, ص٥٦٠) سليم طهرانى (ج١, ص٥٦٩), صيدى تهرانى (ج١, ص٦٢٢) صافى كازرونى (ج١, ص٦٧٧) طغرا (ج١, ص٨٢٢) علوى كاشانى (ج٢, ص٩٠٧), فغفور لاهيجى (ج٢, ص١٠٣٥) فكرى اصفهانى (ج٢, ص١٠٥١) قبلان چاوشلو (ج٢, ص١٠٨٩) طالب آملى (ج٢, ص١١١٤) مالى شيرازى (ج٢, ص١٢١٠) مير مفرّ كاشانى (ج٢, ص١٣١٧) خلقى يزدى (ج٢, ص١٣٧٩) كليم كاشانى (ج٢, ص١٤٣٢) نويدى (ج٢, ص١٤٩٣) قاضى يحيى نوربخش لاهيجى (ج٢, ص١٥٥٤).
در تاريخ تذكره هاى فارسى, ذيل: ابوحيّان طبيب شيرازى (ج١:١٧٢) قدسى مشهدى (ج١, ص٧٢٠), در كتاب تذكره نويسى فارسى در هند و پاكستان: عليرضا نقوى, ذيل: سفينه خوشگو (ص٢٤٧) ديگر اشتباهات نصرآبادى آمده است. با تأكيد بر اينكه آنچه نويسندگان كتاب هاى نامبرده دريافته اند, برخوردى بوده نه يك تحقيق حساب شده و سازمان يافته, بى گمان اگر روزى تعليقات و توضيحات تذكره نصرآبادى به گونه جامع فراهم آيد, موارد اين اشتباهات به رقمى چندين برابر اكنون مى رسد.
امتيازات تذكره نصرآبادى
افزون بر آنچه در بخش هاى گوناگون اين گفتار درباره فوايد و برترى هاى تذكره نصرآبادى بر ديگر تذكره هاى مشابه عصرى و عمومى بيان شد, در زير به گونه سامان يافته و دسته بندى شده به اهمّ اين امتيازات اشاره مى شود:
١. زنده نگه داشتن نام و نشان و اشعار نزديك به هزار سخنور عصر صفوى.
٢. بازتاب اوضاع و احوال تاريخى, اجتماعى, سياسى و فرهنگى دوره صفوى از خلال شرح حال ها كه براى تاريخنگاران و جامعه شناسانى كه قصد تحقيق جامع و روشنگرانه را درباره اين عصر دارند, بسيار سودمند و كاراست. در اين باره آقاى دكتر دامادى مى نويسد:
(نصرآبادى ناظرى آسوده و فارغ البال نيست كه قضايا را تنها از بيرون نگريسته باشد. بلكه او خود با رگ و پوست و سراسر هستى و وجود خويش در قلمرو وقايع جاى داشته و در كتاب او اوضاع عمومى مردم آن روزگار و احوال شاعران هرم آسا و از پايه و قاعده يعنى طبقات فرودست جامعه مورد نقد و بررسى واقع گرديده است.
هنر ميرزا طاهر در آن است كه اصيل ترين عنصر اجتماع يعنى مردم ساده و برخوردار از قريحه شاعرانه را با همان زيركى عارى از زرق و برق و طبيعت سختكوش و بركنار از دغدغه را با زبانى ملايم و لحنى محتاط در معرض داورى خواننده كتاب خود مى گذارد و درگير و دار چاره انديشى و پايدارى و يا سرگشتگى و تسليمشان در پيروزى هاى لغزنده و شكست هاى تلخ و آموزنده, حوادث زندگى قشرى از مردم آن روزگاران را روشن و محسوس مى گرداند.)٧
٣. صاحبان بسيارى از اشعار را كه در تذكره هاى آن عصر و سده هاى بعد سرقت و دگرگونه شده, باز مى نمايد.
٤. وجود بسيارى ضرب المثل در اين تذكره, همچون: در خانه به كدخداى ماند همه چيز (ص٢٧, چاپ وحيد) نعل وارونه زدن (ص٢٤٥, چاپ وحيد) و….
٥. بازنمودن بسيارى از آداب و رسوم و اخلاقيات عصر صفوى, همچون: رسم پستان سياه كردن براى شير نخوردن بچه (ص٢٣٨, وحيد) رسم دادخواهى و خون بر صورت ماليدن (ص٣٠٥, وحيد) درخواست تخلّص شعراى نوكار از شعراى پيشكسوت (ص٤٣٨, ذيل ربيعا).
٦. آوردن بسيارى از تركيبات نو, زيبا و دلنشين همچون: انگيز: حركت تحريك آميز (ص٢٣٢ وحيد) تحريك كننده (ص٢٣٨); گوش خواباندن: مراقب بودن (ص٢٢٨); درگرفتن: اثر كردن (ص٢٤٧); آبله پا: پاى تاول دار (ص٢٨٧); با دوستى: تلف كردن (ص٨٩); بازيگاه: محلّ بازى اطفال (ص١٠٨); پرهيزانه: غذاى مخصوص بيمار (ص١٨٥); پنجه آفتاب: قرص خورشيد (ص٩٨); پوچگو: هرزه گو (ص٢١٨); پول شكستن: تنزّل بهاى پول و قدرت خريد آن (ص٤٢١); پيشينگاه: موقع پيشين (ص٢٣٢); چرب زبانى (ص٢٤٥); راست بازى: صداقت و درستى (ص٤٦١); شكر خواب (ص٣٦٥); گُل كردن (ص٤١٥); چسبان: مطلوب و خوشايند (ص٣٤٦); روشنگر (ص٣٤٥); براى اطلاع بيشتر بنگريد: چند لغت و تركيب و… كمياب در تذكره نصرآبادى, ايرج افشار, آرام نامه, ص٢٥٤ـ٢٤٣.
٧. كتاب فرهنگى جامع است از مشاغل عصر صفوى, همچون: ميرآخورباشى, قورچى گرى, ميرآب, داروغگى, ايشك آقاسى, قهوه چى باشى گرى, يوزباشى گرى, تحلويدار اياغ خانه, ميرجملگى, واقعه نويس, اوارجه نويس, مشرف باغات, ناظر بيوتات, مشرف اصطبل, وزير, كلانتر و محصّص, متولّى, بزّاز, محتسب, خيك دوز, تاجر, معرّف, عطّار, حكّاكى, تفنگچى, لندره دوز, خادم مسجد, جامه فروش, كتابدار, طبيب, زركش, ساعت ساز, شعرباف و صدها شغل ديگر.
٨. اين تذكره فرهنگنامه اى است از هنرمندان, همچون: خوشنويسان (عارف كاشانى, بهرام بيگ, خواجه كلان, شيخ عماد, شفيعا) موسيقى دانان (مذاقى, شاه مراد باقياى نائينى, غيرت همدانى, سامعا, صبوحى, ميرصبحى, ملاّ طبيعى, عرب شيرازى, ميرصوتى) شاهنامه خوانان (نجاتى بافقى, ملاّ بيخودى, صبوحى) قصّه خوانان (صبوحى, آشوب همدانى, ميرزا محمد فارس, حاتم بيگ, مير مظهر استرآبادى) آوازه خوانان (ملاّ واصب قندهارى, حافظ محمّد حسين, برخوردار بيگ, عندليب كاشانى, مير ظلّى) نقّاشان (حيدر ذهنى, سعيدا, محمّدقلى بيگ, مصوّر, حكّاك, سراجا) مذهّبان (محمّد مذهّب) معماران (آقا اسماعيل معمار, استاد على اكبر معمارباشى, شاه باقر كاشانى) صحّافان (محمد طاهر شيرازى, عارف كرمانى, ملك محمد, محمد طاهر شيرازى, محمد على صحاف) نقشبندان (سعيدى ايزدى).
٩. تذكره اى است جامع از شعراى محلى ايران. انگار چندين نفر در گوشه و كنار اين خاك زرخيز در كار گردآوردن شرح حال و نمونه اشعار سخنوران عصر صفوى بوده و آنها را سامان داده و يكجا در دسترس نصرآبادى گذاشته اند.
١٠. با وجود مشكلات راه و دورى شهرها و فقر ارتباطات از جامعيّت درخورى برخودار است.
١١. نه تنها آينه تمام نمايى از شعراى ايران زمين, بل توران زمين و هندوستان و آسياى مركزى و ميانه و شبه قاره هند در عهد صفوى است. هرجا سخنورى به زبان پارسى دُرّى سُفته, نشانش در تذكره جسته مى شود, مگر به استثنا. اوج اين تلاش ها ارتباط و گردآورى شرح شعراى فرارود (ماوراءالنهر) است (بنگريد: تاريخ تذكره ها, ج٢, ص٢٣٨ـ٢٤١).
١٢. پديدار شدن برخى اطلاعات اجتماعى از جمله اينكه: قهوه خانه ها محل گرد آمدن بسيارى از شعرا بوده است.
١٣. از كتاب هاى خوب نقد ادبى عصر صفوى است; بنگريد ذيل زلالى خوانسارى (رطب و يابس در كلامش بسيار است); ميرزا تقى (غزل اختراعى مى گفت, چراكه وزن و قافيه غريب اختراعى مى كرد); عاقلا (در معنى سخن سنجى ترازوى انصاف در كف داشت); مير برهان (خيلى تازگى در كلامش هست); جلا لاى كاشى (شعرش نهايت هموارى دارد); مير حيدرى (معانى نجيب دارد).
١٤. بنا بر جامعيّتى كه دارد منبع و مأخذ بسيارى از تذكره هاى سال هاى پس از خود بوده. چونان كه: رياض الشعرا, صحف ابراهيم, سفينه خوشگو, خزانه عامره, نگارستان سخن, سرو آزاد و ده ها تذكره ديگر از مندرجات اين تذكره بهره مند بوده اند.
١٥. روشن كردن اوضاع و احوال ادارى مردم صفويه (بنگريد ذيل مير شمس الدين محمد).
١٦. چون نصرآبادى داراى ذوقى لطيف و طبعى ظريف بوده, ضمن آنكه خود بهترين ابيات را از ديوان شعرا گلچين مى كرده, از معاصران و دوستان نيز مى خواسته كه نمونه اى از بهترين اشعارشان را براى مجموعه اى كه در دست او بوده, بنويسند: (وقتى كه فرصت داشتند, متوجه نظم مى شوند و اين ابيات را بر مجموعه فقير نوشته اند) (ص١١٧ وحيد).
١٧. دست يابى به اطلاعاتى در زمينه كتابدارى, كتابشناسى و نسخه شناسى و علوم وابسته به آن و اصطلاحات اين حرفه ها همچون: بين الدفتين, قطّاعى, افشان, رحل آبنوس, مَسطر, جدول كشى, طومار گلريز, قالب, كاغذ ابرى, كاغذ خطايى, كاغذ حلوا, صحّاف, كتابت.٨
١٨. از بهترين اسناد براى تدوين و نگارش تاريخ سياسى, اجتماعى اصفهان عصر صفوى است. نويسنده چون باشنده اين شهر بوده, اطلاعات خوبى از اوضاع و احوال آن روزگار مردم اصفهان, روابط مردم با دولت و حاكم, مشاغل, افراد, رجال, ناموران, عالمان دينى و غير دينى آن شهر دارد.٩
١٩. اين تذكره غير از اطلاعاتى كه ذيل شرح حال ها مى دهد, در بخش ماده تاريخ ها, به غير از حقايق تاريخى, تاريخ بنياد بسيارى از بناهاى تاريخى اصفهان را اشاره مى كند. كه براى پژوهندگان تاريخ معمارى ايران بويژه اصفهان بسيار سودمند است. همچون مدرسه جدّه, مدرسه خواجه محبّت, مدرسه نقّاشان, مدرسه شيخ لطف الله, مسجد جامع عباسى, مسجد شيخ لطف اللّه, امامزاده سهل بن على, امامزاده قيس على, مزار بابا ركن الدين و….
شاهكار اين ماده تاريخ ها, رباعيّات ششگانه محتشم كاشانى است كه از آن ١١٢٨ تاريخ استخراج مى شود (وحد ٤٧٣) بنگريد ذيل: مير حيدر معماى, نظام معمايى و ملا شهاب معمايى.
٢٠. با توجّه به اينكه آگاهى هاى خوبى درباره مدارس علميّه, حوزه هاى درسى, مكتب ها, كتابفروشى هاى و ديگر مراكز فرهنگى شهر اصفهان به دست مى دهد. در زمينه تحرير تاريخ فرهنگ اصفهان نيز مى تواند كتابى كارآمد باشد.
٢١. اوصاف درخورى از روستاها و محلات اصفهان همچون: عباس آباد. شمس آباد, نصرآباد, نجف آباد دارد.
٢٢. بهترين اطلاعات را درباره مكان هاى اجتماعى بويژه قهوه خانه و نقش آن در عصر صفوى مى دهد. از جمله اينكه محفلى براى حضور ادبا و شعرا, درويشان و احياناً قصّه خوانان و شاهنامه خوانان بوده و نامى از قهوه خانه عرب (وحيد٢٣٩) قهوه خانه جنب دارالشّفاى قيصريه اصفهان (وحيد٣٢٦) قهوه خانه درويش دلاّك به ميان مى آيد(ص١٤٠).
٢٣. لطايف و حكاياتى چند در اين كتاب ديده مى شود كه آن را از يكنواختى بيرون آورده; از جمله ذيل مير شرب (ص٣١٠) يوسفا خوانسارى (ص٣٢١) بابا حسينى قزوينى (ص١٤٠) يوسف جربادقانى.١٠
٢٤. از مآخذ درجه اوّل در مطالعه سبك هندى است.
كتابنامه ها
الف كتاب.
ـ خاضع, اردشير, تذكره سخنوران يزد, حيدرآباد دكن: كتابفروشى خاضع, ١٣٤١, ٢ج.
ـ دانش پژوه, محمّدتقى, فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, تهران: كتابخانه…, ١٣٤٠, ج١١.
ـ زرّين كوب, عبدالحسين, آشنايى با نقد ادبى, تهران: سخن, چاپ دوم, ١٣٧٢.
ـ صفا, ذبيح الله, تاريخ ادبيّات در ايران, تهران: فردوس, ١٣٧٠ـ ١٣٦٨, ج٥ در ٣بخش.
ـ فتوحى يزدى, عباس, تذكره شعراى يزد, تهران: بى نا, چاپ دوم, ١٣٧٣.
ـ فخرالزمانى, عبدالنبى, تذكره ميخانه, به كوشش احمد گلچين معانى, تهران: سنايى, چاپ پنجم, ١٣٦٧.
ـ گلچين معانى, احمد, تاريخ تذكره هاى فارسى, تهران: سنايى, چاپ دوم, ١٣٦٣, ٢ج.
ـ كاروان هند, مشهد, آستان قدس رضوى, ١٣٦٩, ٢ج.
ـ نصرآبادى, محمد طاهر, تذكره نصرآبادى, نسخه خطى كتابخانه وزيرى يزد, ش٢٦٠٢, در ١٠٩١ق.
ـ تذكره نصرآبادى, نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ش٣٣٤٢, در سده يازدهم.
ـ تذكره نصرآبادى, نسخه خطى كتابخانه ملى ملك تهران, ش٣٧٩٣, در قرن دوازدهم.
ـ تذكره نصرآبادى, نسخه خطى كتابخانه اينديا آفيس, بى تا.
ـ تذكره نصرآبادى, به كوشش حسن وحيد دستگردى, تهران: فروغى, چاپ سوم, ١٣٦١. نقوى, عليرضا, تذكره نويسى فارسى در هند و پاكستان, تهران: علمى, ١٣٤٧.
ب: نشريه ها
ـ افشار, ايرج: (اطلاعات كتابدارى و نسخه شناسى در تذكره نصرآبادى) جشن نامه استاد مدرس رضوى, به كوشش ضياءالدين سجادى, تهران: انجمن استادان زبان و ادبيات فارسى, ١٣٥٦, ص٣٣ـ٤٣.
ـ افشار, ايرج: (چند لغت و تركيب و تعبير و اصطلاح كمياب در تذكره نصرآبادى), آرام نامه به كوشش مهدى محقق, تهران: انجمن استادان زبان و ادبيّات فارسى, ١٣٦٢, ص٢٤٣ـ٢٥٤.
ـ جعفريان, رسول: (اصفهان قرن يازدهم از نگاه تذكره نصرآبادى) آينه پژوهش, شماره ٤٤, ص٥٥ ـ٦٢.
ـ دامادى, محمد: (برخى از فوائد ادبى و اجتماعى تذكره نصرآبادى), هشتمين كنگره تحقيقات ايرانى: محمد روشن, تهران: بنياد فرهنگ ايران, ١٣٥٨, ج٢, ص٣١٧ـ٣٤٣.
ـ گلچين معانى, احمد: (نظرى به تذكره نصرآبادى) نامواره دكتر محمود افشار, به كوشش ايرج افشار, تهران: موقوفات دكتر محمود افشار يزدى, ١٣٦٧, ج٤, ١٩٥٨ـ١٩٧٣.
ـ نصراللهى, غلامرضا: (زندگينامه و آثار ميرزا محمد طاهر نصرآبادى) اولياى اصفهان, س٤٨, ش٢٢٠٤ (٢٨/١/٧٦), ص٦.
ـ وحيد دستگردى, حسن: (ميرزا محمد طاهر نصرآبادى) ارمغان, س١٩, ش٤ (مهر١٣١٧), ص٢١٧ـ٢٢٣.پاورقي :
١و٢ . تذكره نصرآبادى, نسخه وزيرى, ص١٧ـ ١٨.
٣. يادداشت گلچين معانى بر نسخه خطى وزيرى. نيز بنگريد تاريخ تذكره هاى فارسى ٢:٢٤١ـ٢٣٧.
٤. كاروان هند ١:٩٧٦.
٥. آشنايى با نقد ادبى: ٤٤٠ـ٤٣٩.
٦. آشنايى با نقد ادبى: ٤٤٠.
٧. برخى از فوايد ادبى و اجتماعى تذكره نصرآبادى: محمد دامادى: ٣١٨ـ٣١٧ (با تلخيص).
٨. در اين باره بنگريد مقاله اطلاعات كتابدارى و نسخه شناسى در تذكره نصرآبادى, ايرج افشار
٩. در اين باره بنگريد به مقاله اصفهان قرن يازدهم از نگاه تذكره نصرآبادى, رسول جعفريان, آينه پژوهش, شماره ٤٤, ص٥٥.
١٠.ر.ك: مأخذ پيشين.