آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نقدى بر مسند زرارة بن اعين - طهورى صادق
نقدى بر مسند زرارة بن اعين
طهورى صادق
مسند زرارة بن اعين, بشير المحمدى المازندرانى, مؤسسة النشر الاسلامى التابعة لجماعة المدرسين بقم المقدسة, چاپ اوّل, ١٤١٣ق, ٧١٦ص.
(سنت) در كنار قرآن, مستند مهم و استوار شناخت دين و معارف الهى است. پس از رسول الله(ص) كتابت حديث با فراز و فرودهايى رويارو ى شد. نگارش حديث و نشر آن در مكتب اهل بيت(ع) گو اينكه بسى جدّى گرفته شد امّآ فضاى حاكم بر آن روزگاران گستردگى نشر حديث را بويژه در سالهاى آغازين پس از رسول الله(ص) باز گرفت. روند كتابت و نشر بروزگار امامت حضرت باقر(ع) رو به شتاب نهاد و در زمان امام صادق(ع) گسترده تر گشت, شاگردان امام(ع) در پيشگاه آن بزرگوار زانو مى زدند, احاديث را ثبت مى كردند و در نشر آن مى كوشيدند.
يكى از سرآمدترين و ارجمندترين شاگردان اين دو امام همام, شخصيت برجسته زرارة بن اعين است. به طورى كه امام صادق(ع) در مورد وى فرمود: (لولا زرارة ونظراؤه لا ندرست احاديث ابى).
در دوره هاى بعد, توجّه و اهميت دادن براى شنيدن و حفظ احاديث حتى توسط كسانى كه زمان آنان را درك نكرده بودند, نه تنها كم نشد, بلكه در مواردى افزون تر گشت. بزرگانى چون ابراهيم بن هاشم, احمد بن محمد بن عيسى, كلينى, صدوق و ده ها تن ديگر از عالمان دينى با تحمّل رنج هاى فراوان به ضبط احاديث پرداختند و با دسته بندى آنها, خدمات شايانى به علم و دين نمودند.
از جمله اقدامات سودمند كه در ميان اهل سنّت رواج بيشترى داشته است, گردآورى روايت هاى نقل شده از يك راوى, تحت عنوان (مسند) است. فوايد متعدّدى بر جمع آورى مسانيد مترتب است. از جمله:
١. احياى بيشتر نام راويان بزرگ;
٢. كشف مجهول ها و ابهامات احتمالى.
(با اين توضيح كه با مقابله كتب و روايت هاى هر راوى و حتى نقل هاى متعدد از يك مضمون با كتاب هاى روايى و روايت هاى راويان ديگر, چه بسا به برطرف شدن مجهول ها و ابهامهاى موجود در منابع حديثى و رجالى منجر گردد و بدين وسيله صحّت و سقم بسيارى از روايت ها و نام نويسندگان بعضى آثار روشن گردد و در اين رهگذر ممكن است به صحت و عدم صحّت استناد برخى كتب به مؤلّفان آنها منجر گردد);
٣. پى بردن به جهات مختلف شخصيتى يك راوى;
٤. پى بردن به جوّ فقهى, علمى, سياسى و… در عصر راوى;
٥. مشخص شدن روايات عرض, در سؤال هاى واحد از دو امام مختلف;
٦. مشخص شدن نقل معناى واحد به طرق گوناگون.
از جمله مسانيدى كه اخيراً به همّت جناب آقاى شيخ بشير محمّدى مازندرانى به زيور طبع رسيده, (مسند زرارة بن اعين) است.
جا داشت (مسند زرارة) با دقّت بيش تر و با كمك صاحب نظران و آشنايان با منابع روايى و رجالى تدوين مى يافت تا همانند آثارى چون (وسائل الشيعة) مدار تحقيق و مراجعه قرار مى گرفت.
در اين نوشتار به اختصار پاره اى از اشكالات موجود در اين اثر را پيش چشم مى آوريم:معرّفى زراره
نويسنده در آغاز, به بيان شخصيت زراره مى پردازد, ليكن در اين بخش از كتاب, نارسايى هايى ديده مى شود:
الف. ترتيب فنّى و علمى اقتضا مى كند نقل مطالب از منابع تراجم و رجال متقدم; مانند كتاب هاى كشّى, نجاشى و شيخ طوسى شروع شود چرا كه كتاب هاى متأخّر مانند نقد الرجال, قاموس الرجال و معجم رجال الحديث, مملو از استناد به سخنان اين سه بزرگوار است و تحقيقات و اضافات, با متن قرار دادن آنها و با ملاحظه آنها ارائه مى گردد.
اگر خلاف اين شيوه, به كار گرفته شود; مثلاً از متأخرين شروع كنيم و بعد به قدما بپردازيم, علاوه بر غير فنّى بودن, موجب تكرار مطالب و خستگى خواننده مى شود.
اين مسند بدون توجه به اين امر, تدوين يافته است. مثلاً كلام صاحب (وسايل الشيعه) (م١١٠٤ق) و صاحب قاموس الرجال, بر كلام نجاشى (م٤٥٠ق) و شيخ طوسى (م٤٦٠ق) مقدّم شده است, در حالى كه كلام نجاشى و شيخ مورد استناد متأخرين است. اين شيوه نادرست سبب شده در بخش معرّفى زراره, كلام نجاشى نُه بار و كلام شيخ طوسى پنج بار و كلام كشى سه بار تكرار شود.
ب. صفحه ٢٠ تا ٣٢ به ذكر فضايل و علوّ مقام زراره اختصاص دارد. ليكن در صفحه ٢٢ شماره ١١ طريقه مرحوم صدوق به زراره و در صفحه ٣٠ شماره٢٤ طبقه زراره در حديث آورده شده در حالى كه هيچ كدام به مدح زراره و ذكر فضايل او ربطى ندارد.
ج. به نقل از (قاموس الرجال) چنين آمده است:
(زرارة بن اعين, قال: عدّه الشيخ فى رجاله فى اصحاب الباقر(ع)) (مسند زراره, ص٢٣, ش١٣).
از آن جا كه (قاموس الرجال) تعليقه بر (تنقيح المقال) است, مرجع ضمير در (قال) صاحب (تنقيح المقال) است, نه محقق شوشترى.
د. جا داشت دو روايت زير را ـ كه در بخش هاى ديگر كتاب آمده ـ در اين بخش ذكر مى گرديد:
١. ذيل روايت ١٨٥٢ آمده است:
(… فلمّا كثر (الكلام) بينى و بينه (الامام الباقر ـ عليه السلام ـ) قال(ع) لى: يا زرارة حقّاً على اللّه ان يدخلك الجنّة.) (مسند زراره, ص٦٨٩).
٢. روايت ١٧١ بيان كننده نحوه اوّلين ملاقات زراره با امام باقر(ع) است كه از زبان زراره به صورتى زيبا بيان شده:
(قال (زرارة) قدمت المدينة و انا شابّ امرد, فدخلت سرادقاً لابى جعفر بمنى فرأيت قوماً جلوساً فى الفسطاط… فقال(ع): امن بنى اعين انت؟ فقلت: نعم, انا زرارة بن اعين. فقال(ع): انّما عرفتك بالشبه…. (مسند زراره, ص٩٥)تقليد نادرست از دو الگو در انتخاب عنوان
نويسنده محترم به خاطر عاريت گرفتن عناوين از دو كتاب بحارالانوار و كافى, دو عنوان (كتاب الامامة) از بحار و (كتاب الحجّة) از كافى, را كنار هم ذكر كرده است, در حالى كه تمام روايات دو كتاب تحت يك عنوان جا مى گيرد. اين شيوه غير فنّى, سبب تكرار روايات زيادى در (كتاب الحجّة) شده است.
عدم تبويب هر كتاب
براى هر دسته از روايات هم سنخ از يك كتاب, بايد باب مستقلّى گشوده مى شد تا مراجعه كننده, روايت مورد نظر را به آسانى بيابد.
به عنوان نمونه در (كتاب الطهارة) پانزده روايت از شماره ٣٦٢ تا ٣٧٦ در مورد شرطيّت قصد قربت, ولايت, اخلاص, مانعيت شرك و ريا و… مى باشد. در حالى كه نويسنده مى توانست بابى تحت عنوان (مقدمه عبادات) باز نمايد و همه را آن جا ذكر كند.
عدم دسته بندى روايات سبب شده گاه چند روايت با موضوعات كاملاً متفاوت, كنار يكديگر قرار گيرند. در اين جا به چند مورد اشاره مى شود.
الف. در صفحه هاى ٧٢ و ٧٣, حديث ١٠٤ در مورد نبوّت و ولايت است و حديث ١٠٥ راجع به استغاثه شترى از حضرت رسول(ص) و حديث ١٠٦ راجع به سختى ها و آزار پيامبر(ص) از سوى قريش است.
ب. در صفحه هاى ٢٧٠ـ٢٧٢ حديث ٥٨٧ در مورد استخفاف نماز, حديث ٥٨٨ راجع به فرق بين نماز واجب و مستحب و حديث ٥٨٩ در مورد وسيله تقرب بودن نماز است و حديث ٥٩٠ درباره اين است كه نماز وسطى همان نماز ظهر است.
ج. در صفحه هاى ٤٣٠ و ٤٣١, حديث ١٠٤٣ راجع به فضيلت تقدم نماز بر افطار است و حديث ١٠٤٤ راجع به مقايسه زكات و روزه و حديث ١٠٤٥ درباره ثواب افطارى دادن به مؤمن و حديث ١٠٤٦ درباره فضيلت تقديم نماز بر افطار است.ابداع نادرست عنوان (المتفرقات)
نويسنده در آخر مسند, بخشى را (المتفرقات) نام نهاده كه در جوامع روايى سابقه ندارد. در اين بخش, رواياتى كه به نظر نويسنده در قسمت هاى ديگر نمى گنجيده, آورده است.
گذشته از اين كه بيش از نيمى از روايات اين بخش, قابل گنجايش در قسمت هاى ديگر است (كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت) اين بخش بايد به (النوادر) تغيير نام مى داد.
براى روشن شدن معناى نوادر, عبارت مرحوم مامقانى در كتاب شريف مقباس الهداية فى علم الدراية, صفحه ٣٠ و٣١ مى آوريم:
(ان المجتمع فيه قليل من الاحاديث غير المشتبه فى كتاب. فمرّة هى من سنخ واحد فيقال: انّه من نوادر الصلاة او الزكاة مثلاً و اخرى من اصناف مختلفة فيقتصر على انّه نوادر او كتاب نوادر).
سپس از مرحوم بهبهانى چنين نقل مى كند:
(وامّا النوادر فالظاهر انه ما اجتمع فيه احاديث لاتنضبط فى باب لقلّته بأن يكون واحداً او متعدداً لكن يكون قليلاً جداً و من هذا قولهم فى الكتب المتداولة نوادر الصلوة و نوادر الزكوة وامثال ذلك).
خلاصه اين كه احاديثى كه به خاطر قلّتشان در يك باب و يا يك عنوان نمى گنجند, تحت عنوان (نوادر) ذكر مى شوند و عنوان (زيادات) در تهذيب به معناى نوادر است.
تقطيع سلسله اسناد روايات
روايات در اغلب موارد به صورت (مرسل) نقل شده است و خواننده بايد با مراجعه به پاورقى و معلومات خود (شناخت مؤلفان كتب و شناخت طريق آنها به راوى حديث) سلسله سند را تشخيص داده آن را كامل نمايد. در اين جا به چند مورد اشاره مى شود:
الف. (ابى عن محمد بن سنان عن ابن بكير….) (ص٣٨, ح٩).
نقل صحيح: (صاحب المحاسن (احمد بن محمد بن خالد برقى) عن ابيه عن محمد بن سنان عن ابن بكير….)
ب. (ابى عن سعد عن ابراهيم بن هاشم.) (ص٤٠, ح١٣).
نقل صحيح: (محمد بن على بن الحسين (فى كتاب التوحيد) عن ابيه عن سعد عن ابراهيم بن هاشم.)
ج. (ابى عن ابن ابى عمير عن جميل عن زراره) (ص٥٦, ح٦٤)
نقل صحيح: (على بن ابراهيم (فى تفسير القمى) عن ابيه عن ابن ابى عمير عن جميل عن زرارة).
د. (ابى و ابن الوليد معاً عن الصفار) (ص١٠٤, ح١٩٨).
نقل صحيح: (جعفر بن محمد بن قولويه (فى كامل الزيارات) عن ابيه و ابن الوليد معاً عن الصفار).
عدم ذكر روايات در جايگاه اصلى
در ابتدا سه مورد را به تفصيل مورد بررسى قرار مى دهيم و بقيه موارد را فهرست وار ياد خواهيم كرد:
الف. (كتاب الحجر) تنها شامل روايت زير است:
(حميد بن زياد عن الحسن بن محمد بن سماعة عن صفوان بن يحيى عن موسى بن بكر عن زرارة عن ابى جعفر(ع) قال: لايدخل بالجارية حتى يأتى لها تسع سنين او عشر سنين). (ص٥١٤).
روشن است اين روايت به كتاب (نكاح) مربوط است نه كتاب (حجر). منشأ اشتباه اين است كه اين روايت در (وسائل الشيعة) در كتاب (حجر) آمده است و نويسنده با تقليد از (وسائل الشيعة), همين كار را در مسند زراره انجام داده است. حال آن كه شيوه صاحب وسائل, جمع بندى روايات در هر باب و رسيدن به حكم فقهى از مجموع روايات آن باب است. در اين جا نيز براى اثبات حكم زمان ارتفاع حجر از دختر, از روايت مربوط به كتاب نكاح به صورت زير استفاده نموده است:
صاحب وسائل الشيعة در كتاب حجر رواياتى با اين مضمون آورده كه زمانى از دختر رفع حجر مى شود كه به مرحله نكاح برسد. سپس روايت مورد بحث را آورده كه زمان نكاح دختر, نُه يا ده سالگى مى باشد. در نتيجه رفع حجر در نُه يا ده سالگى است.
ملاحظه مى شود كه روايت مورد بحث در (وسائل الشيعة) به عنوان واسطه در اثبات حكم است و جايگاه اصلى آن, كتاب نكاح است, نه كتاب حجر.
ب. نويسنده محترم در (كتاب القضاء) چند روايت را از كتاب قضاء (وسائل الشيعة) اخذ نموده كه صاحب (وسائل الشيعة) براى اثبات حكم و فتواى خود, در اين باب ذكر كرده است. براى نمونه چند روايت از اين قسمت و جايگاه اصلى آن را مى آوريم:
١. حديث ١٧٣٧, در مورد نهى پيامبر(ص) از عجله و جاى آن در نوادر (متفرقات) است.
٢. حديث ١٧٣٨, در مورد اين است كه تفسير قرآن هفت وجه دارد و تنها امامان(ع) از آن آگاهند.
٣. حديث ١٧٣٩, در مورد نهى از خصومت و جدال با آيات قرآن است.
٤. حديث ١٧٤٠, درباره اين است كه قرآن ناسخ و منسوخ دارد.
٥. حديث ١٧٤١, راجع به اين است كه قرآن با عقل بشر قابل تفسير نيست.
جايگاه چهار مورد اخير كتاب (فضل القرآن) است.
ج. روايتى از صفوان بن يحيى از موسى بن بكر در (كتاب الصوم) شماره ١٠٣٣ آورده شده و در كتاب حج نيز به همين سند به شماره ١٠٨٦ روايت ديگرى آمده است.
در واقع هر دو روايت, دو قسمت تقطيع شده از يك روايت مفصّل در (من لايحضره الفقيه) ج٤, ص٢٩٨, ح٩٠٠ است و صاحب (وسائل الشيعة) براساس شيوه خود, قسمت هايى از اين روايت را كه مطابق با ابواب فقهى مورد بحث است, تقطيع نموده است. بنابراين, طبيعى است كه قسمت هايى از آن در (وسائل الشيعة) ذكر نگردد. ليكن از آن جا كه نويسنده محترم به مصادر روايات رجوع ننموده, به همان اندازه اى كه در (وسائل الشيعة) آمده, در مسند زراره ذكر كرده است.
از آن جا كه اين روايت به موضوعات مختلف پرداخته است, جاى اصلى آن در (نوادر) مى باشد; اگرچه به صورت تقطيع شده در باب هاى مختلف قابل استناد و استفاده است.
به دليل فراوانى رواياتى كه در غير جايگاه اصلى مطرح گرديده, به موارد ديگر به صورت اجمالى اشاره مى نماييم. همچنين متذكر رواياتى خواهيم شد كه علاوه بر جايگاه مطرح شده, در جاى ديگر نيز تكرار آن لازم است.
ضمناً براى تهيه اين جدول, فقط كتاب هاى اعتقادى و كتاب طهارت و صلوة و بخش متفرقات را بررسى كرده ايم.
| شماره | نام كتابى كه حديث در آن ذكر شده | شماره حديث | ابتداى حديث | نام كتابى كه حديث بايد در آن هم ذكر مى شد | نام كتابى كه حديث بايد فقط در آن ذكر مى شد و نويسنده آن را در جاى نادرستى آورده است. | توضيحات يا مطالب لازمى كه نويسنده بايد ذكر مى كرد |
| ١ ٢ ٣ ٤ ٥ ٦ ٧ ٨ ٩ ١٠ ١١ ١٢ ١٣ ١٤ ١٥ ١٦ ١٧ ١٨ ١٩ ٢٠ ٢١ ٢٢ ٢٣ ٢٤ ٢٥ ٢٦ ٢٧ ٢٨ ٢٩ ٣٠ ٣١ ٣٢ ٣٣ ٣٤ ٣٥ ٣٦ ٣٧ ٣٨ ٣٩ ٤٠ ٤١ ٤٢ ٤٣ ٤٤ ٤٥ ٤٦ ٤٧ ٤٨ ٤٩ ٥٠ ٥١ ٥٢ ٥٣ ٥٤ ٥٥ ٥٦ ٥٧ ٥٨ ٥٩ ٦٠ ٦١ ٦٢ ٦٣ ٦٤ ٦٥ ٦٦ ٦٧ ٦٨ ٦٩ ٧٠ ٧١ ٧٢ ٧٣ ٧٤ ٧٥ ٧٦ ٧٧ ٧٨ ٧٩ ٨٠ ٨١ ٨٢ ٨٣ ٨٤ ٨٥ ٨٦ ٨٧ ٨٨ ٨٩ |
العدل والمعاد العدل والمعاد النبوة النبوة النبوة النبوة النبوة النبوة النبوة الامامة الامامة الامامة الامامة الامامة تاريخ على(ع) تاريخ على(ع) تاريخ السجاد(ع) تاريخ السجاد(ع) تاريخ السجاد(ع) الايمان والكفر الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة الصلوة المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات المتفرقات |
٤٣ ٤٤ ٦٨ ٦٩ ١٠٤ ١٠٦ ١١٢ ١٢٦ ١٢٨ ١٥٨ ١٥٩ ١٦١ ١٧٣ ١٧٧ ١٨٩ ١٩٤ ٢٠٦ ٢٠٧ ٢٠٩ ٢٨١ ٥٨٣ ٥٨٢ ٧٥٦ ٧٥٧ ٧٥٨ ٧٥٩ ٧٦٠ ٧٦١ ٧٦٢ ٧٦٣ ٧٦٤ ١٨١٧ ١٨١٩ ١٨٢٠ ١٨٢١ ١٨٢٢ ١٨٢٣ ١٨٢٤ ١٨٢٥ ١٨٢٦ ١٨٢٧ ١٨٢٨ ١٨٢٩ ١٨٣٠ ١٨٣١ ١٨٣٦ ١٨٣٧ ١٨٣٨ ١٨٣٩ ١٨٤٠ ١٨٤٢ ١٨٤٥ ١٨٤٦ ١٨٤٨ ١٨٤٩ ١٨٥٠ ١٨٥٢ ١٨٥٣ ١٨٥٥ ١٨٥٦ ١٨٥٧ ١٨٥٨ ١٨٦٢ ١٨٦٤ ١٨٦٧ ١٨٦٩ ١٨٧٠ ١٨٧٢ ١٨٧٣ ١٨٧٤ ١٨٧٥ ١٨٧٦ ١٨٧٩ ١٨٨٠ ١٨٨١ ١٨٨٢ ١٨٩٤ ١٨٩٥ ١٨٩٧ ١٩٠٣ ١٩٠٨ ١٩١٠ ١٩١٢ ١٩١٤ ١٩١٥ ١٩١٦ ١٩١٧ ١٩١٨ ١٩١٩ |
سألت اباعبدالله عن قول الله واذ اخذ ربك الحديث. مرسله: ان رجلاً سال اباعبدالله عن قول الله واذ اخذ ربك من بنى آدم… الحديث. سألت اباجعفر(ع) عن قول الله واذ اخذ ربك… الحديث. قلت لابى عبدالله مامنع اميرالمؤمنين(ع)… الحديث. قال(ابوجعفر): نزل جبرئيل على رسول الله… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله فى قوله خير الماكرين… الحديث. قال الصادق(ع) لما اسرى بالنبى(ص)… الحديث. انّ اسماء بنت عميس نفست… الحديث. قال(ابوجعفر) ان سمرة بن جندب… الحديث. قال(زراره) دخلت عليه و فى يده… الحديث. عن ابى عبدالله قال: مامضي… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: كنت بالمدينه… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ان الله تبارك وتعالي… الحديث. سمعت اباجعفر يقول… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ورث على(ع)… الحديث. ان اسماء بنت عميس نفست… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: كان على بن الحسين يقول… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: سمعته يقول كان الحجاج… الحديث. قال(زراره): كان يوسف ابوالحجاج الحديث… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ان الله تبارك وتعالي… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال لاتسحقرن بالبول… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: لاتتهاون بصلاتك… الحديث. سمعت اباعبدالله يقول: يجب الانصات… الحديث. سألت اباجعفر(ع) عن المريض… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: تفسير القرآن… الحديث. عن ابى جعفر(ع) وعن ابى عبدالله فى قوله واوحى اليّ… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ليس شى ابعد… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: اياكم والخصومه… الحديث. قال(زراره) سالت اباجعفر(ع) عن القرآن… الحديث. قال(زراره) سألته عن القرآن… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: خطب رسول الله… الحديث. قلت لابى جعفر(ع) ان الناس… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ان رسول الله… الحديث. قلت لابى جعفر(ع) عبدالله(ع) مامنع… الحديث. قال رجل لابى عبدالله: انّ لى ابنا… الحديث. سألت اباجعفر(ع) عن الطواف… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: سألته عن مسألة… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: لوان عبداً… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: المؤمن… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: لاتعلم… الحديث. سئل ابوعبدالله وانا جالس… الحديث. قال لنا ابوجعفر(ع) ما الذى تبغون… الحديث. قلت لابى جعفر(ع) قوله لاقعدن… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ليس على الناس… الحديث. عن ابى عبدالله قال: ان من حقيقة الايمان… الحديث. قال ابوجعفر(ع) لاتنسوا الموجبتين… الحديث. عن ابى جعفر(ع) خطب رسول الله… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: اياكم والخصومة… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ليس شئ ابعد… الحديث. قال زراره دخلت على ابن جعفر(ع) فقال: اى شىء… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله عن قوله… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: لاينبغى لمن اعطي… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله(ع) فى قول الله العروة الوثقي… الحديث. عن زراره: ان تودوا الامانات… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: قال على بن ابى طالب: نزلت المائدة… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله فى قوله يوم ياتى بعض آيات ربك… الحديث. دخلت انا وحمران على ابى جعفر(ع) … الحديث. قلت لابى عبدالله(ع) عبدزنى؟… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: ان العمرة… الحديث. عن ابى عبدالله فى قوله واتموا الحج… الحديث. قال: سألت اباجعفر(ع) عن قول الله ذلك لمن لم يكن… الحديث. سمعت اباجعفر يقول: ان النبى قال لابى عبدالله بن ابي… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله فى قوله تعالى ولاتجهر بصلاتك… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله قالا: لو انّ عبداً عمل عملا… الحديث. قال: لاترجع المراة فيما عرقب…الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: اتى رسول الله عماربن ياسر فقال… الحديث. عن احدهما(ع) قال: فى بسم الله الرحمن الرحيم… الحديث. قال: سالت اباعبدالله عن هذه الايه اقم الصلوه…الحديث. عن ابى جعفر(ع) فى قول الله اقم الصلوة… الحديث. عن ابى جعفر وابى عبدالله عن قوله اقم الصلوة… الحديث. قال(زراره): تغديت مع ابى جعفر… الحديث. عن ابى جعفر(ع) فى قوله وعبادالرحمن… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: لاباس… الحديث. عن ابى عبدالله(ع) قال: ما من احد… الحديث. عن احدهما(ع) قال: الكلاب… الحديث. عن ابى عبدالله(ع) قال: ان ناضحاً… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: قلت له… الحديث. عن ابى عبدالله قال: صلاة الليل… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: اذا انت انصرفت من الوكر… الحديث. قال سمعته يقول: ان القضاء والقدر… الحديث. قال وقع بين ابى جعفر وبين ولد الحسن(ع) كلام… الحديث. قلت له قوله عزوجل لاتعدن لهم صراطك… الحديث. عن ابى جعفر(ع) قال: رايت كاني… الحديث. عن ابى جعفر(ع) ان الناس لماصنعوا ماصنعوا… الحديث. عن ابى جعفر(ع) ان ثمامه بن اثال اسرته… الحديث. قال: سألت اباعبدالله(ع) عن قول الله… الحديث. قال: زرارة كان ابوجعفر فى المسجد الحرام… الحديث. عن احدهما قال: اصبح رسول الله يوما… الحديث. عن احدهما قال: قال رسول الله لولا اني… الحديث. |
تاريخ نبينا(ص) تاريخ على(ع) تاريخ على(ع) الحج كتب فقهى يا متفرقات(نوادر) النبوة ١. تاريخ امام باقر ٢. تاريخ امام صادق تاريخ على(ع) تاريخ امام ثانى عشر(ع) تاريخ فاطمه(س) الف. تاريخ نبينا(ص);ب. الامامة, ج. تاريخ الامام الثانى عشر الطهارة (بعضى قسمت هاى حديث) فضل القران |
التوحيد تاريخ على(ع) الحج نوادر نوادر نوادر (البته ذيل روايت) نوادر (متفرقات) (بعضى از قسمت هاى حديث) نوادر(متفرقات) ذيل حديث فضل القرآن الف. الامامة ب. فضل القرآن الامامة الف.الامامة ب.فضل القرآن الف.فضل العلم ب. فضل القرآن فضل القرآن فضل القرآن فضل القرآن التوحيد تاريخ على(ع) تاريخ على(ع) فضل العلم الف. تاريخ نبينا(ص) ب. تاريخ السجاد(ع) ج. تاريخ باقر(ع) د. الحج فضل العلم الطهارت مقدمة عبادات الايمان والكفر (الامامة) الامامة الامامة الاماهة الامامة الايمان والكفر الف. الصلوة ب. الدعاء فضل القرآن الف. فضل العلم ب. فضل القرآن فضل القرآن فضل العلم النبوة الهبة الايمان والكفر الامامة فضل القرآن العدل والمعاد من هو زرارة الحدود الحج الحج الحج الف. تاريخ نبينا(ص) ب. صلوة (باب صلوة الميت) الصلوة الطهارة (باب مقدمات العبادات) الهبة الطهارة مقدمة العبادات الف. الصلوة ب. تاريخ نبينا(ص) الصلوة الصلوة الصلوة الاطعمة والاشربة الامامة التجارة التجارة التجارة تاريخ نبينا(ص) الصلوة الصلوة الصلوة التوحيد تاريخ امام باقر(ع) الامامة تاريخ امام باقر(ع) تاريخ على(ع) تاريخ نبينا(ص) الامامة تاريخ باقر(ع) تاريخ نبينا تاريخ نبينا(ص) |
در كتاب (الايمان والكفر) با شماره ٢٧٧ مسنداً ذكر شد, بايد آورده مى شد. سند ديگرى با يك ذيل دارد كه در شماره ١٨٨ ذكر شده و اين جا هم بايد آورده مى شد. اين روايت, دو سند ديگر هم دارد كه در شماره ٢٠٤ و ٢٧١ آمده و بايد ذكر مى شد. |
^