آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - در آستانه ششمين سال

در آستانه ششمين سال



خداى را سپاسگزاريم كه با امداد و توفيق الهى و همّت و يارى همراهان نيكدل آينه پژوهش پنجمين سال انتشار را گذراند و اكنون آغازين شماره ششمين سال آن با ديگرسانيها و ديگرگونيهايى, فروتنانه به ساحت ارجمند خانواده مطبوعات گام مى نهد. آهنگ كلى مجله يارى رسانى به بهسازيِ پژوهش و نشر بود. از برنامه ها و جهتگيريهاى خرد و كلان اين هدف كلى بارها در سرمقاله هاى پيشين سخن رفته است. نقد, بررسى و نمودن كاستيها, كمبودها و كفايتهاى پژوهشها, گو اينكه هماره بخش عظيمى از مجلّه را ويژه خود ساخته است, امّا توجّه به ابعاد و اهداف ديگر نيز, كه از آنها در آغازين شماره مجله سخن رفته است, هميشه مطمح نظر بوده است. چنانكه پيشتر گفته ايم بانيان مجلّه هرگز براين باور نيستند كه همه آن اهداف را به شايستگى برآورده اند, امّا اقبال دانشوران و داوريهاى پژوهشيان و اظهارنظر ناقدان و عيارگيران نشان مى دهد كه گامهاى لرزان آن در ميدان تحقيق مقبول طبع جامعه علمى و صاحبنظران افتاده است. اكنون بر آنيم كه به برخى از آنچه در اهداف مجله آمده اشارتى كنيم و اندكى از آنچه را در سرمقاله هاى پيشين آمده, به گونه اى ديگر باز گوييم.
١. در شماره اوّل و پس از آن بارها, درباره نقد و لزوم نقادى آثار سخن گفته ايم. براين باور بوده و هستيم كه به گفته باغبان بزرگ (گلستان) ادب فارسى و برآورنده نكته دان و شيرين كلام (بوستانِ) سخنِ فارسى, شيخ اجل افصح المتكلمين, سعدى (متكلم را تا كسى عيب نگيرد سخنش صلاح نپذيرد). در آغاز كار, مجله با برخوردها و روياروييهاى سخت و ناهنجارى مواجه بود, امّا اكنون به لطف خداوند وضع ديگر شده است; تا حدود زيادى قبيله اهل قلم اهميت نقد را دريافته اند و نه تنها از عيارگيرى آرا و انديشه هايشان برنمى آشوبند, كه بر آن ارج مى نهند و نقد و نقادى را سپاس مى گزارند. در اين زمينه اخيراً آثارى از مراكز مهم فرهنگى و آموزشى نقد شده است. با اين باور كه اين اثار با مخاطبان بسيارى كه دارد, بايد هرچه دقيقتر, استوارتر و پخته تر باشند. جاى بسى شادمانى است كه مسؤولان اين مراكز چونان برخى از تنگ سينگان گرانجانى نكردند و با گشاده رويى از آن نقدها استقبال كردند. برآنيم كه اين شيوه را ادامه دهيم و از اين رو از قبيله اهل قلم دعوت مى كنيم كه در نقد و معرّفى متون درسى (حوزوى و دانشگاهى) و برنمودن كفايتها و كمبودهاى آن قلم زنند و از اين راه به بهبودى و كارآمدى و سودمندى اين آثار يارى رسانند. و بيفزاييم كه بر زبان فاخر, نثر استوار, تعبير سليم و به دور از درشتگويى تأكيد داريم. تلخگويى را كه بى گمان در تلخ انديشى ريشه دارد, روا نمى دانيم تا حرمت قلم پاس داشته شود و ارج و جايگاه پژوهش فرو نهلد. و اگر گاهى چيزى برخلاف آنچه آمد بر قلم رفته است به پيشگاه (قلم) و خادمان (قلم) عذر تقصير مى بريم و از فرهيختگان و پاكيزه خويانى كه اين موارد را بدون مجامله و از سر لطف ياد كرده اند, سپاسگزاريم.
٢. در يكى از شماره هاى مجلّه (سال اول, شماره دوم), به شرحهاى نوآيين و سست بنياد بر متون درسى حوزوى اشاره كرديم و اندكى از پىآمدهاى اين گونه شرحها و ناهنجاريهاى آن را گفتيم. اكنون نيز بر آن تأكيد مى ورزيم و از باريك بينان و هوشمندان حوزوى مى خواهيم كه چندى و چونى اين گونه شرحها را به دايره نقد بريزند و فرق فارق كتابهاى كمك درسى لازم و شرح هاى تنك مايه و سست بنياد آشفته و غيرلازم, بلكه مضرّ, را بازگويند. اكنون به نمونه هايى از نثر اين گونه آثار بنگريد. اين نمونه ها را از شرحهاى يادشده با حفظ رسم الخط و نشانه هاى نقطه گذارى مى آوريم, با نام كتاب و شماره جلد و صفحه:
الف: تشريح المقاصد فى شرح الفرائد (شرح رسائل شيخ). ج١, ص١٤: (لازم بتوضيح است مجرد وجود در سابق كافى در جريان استصحاب نميكند بلكه همانطوريكه مرحوم مصنّف اشاره فرموده اند بايد وجود سابق مورد لحاظ و اعتبار واقع شود, تا مصحّح و مجوز جريان آن بشود).
ب: النضيد فى شرح روضة الشهيد. ج١, ص١٧٨: (يعنى اختيار گذاشتن در هر كجاى روزهاى خون را داشتن, مربوط به ماه اوّل است و امّا در ماههاى بعد اگر خون از ده روز گذشته باشد بايد عددى را اختيار كرده آن را از آن روز از روزهاى خون حساب كند كه در ماه اوّل از آن روز حساب كرده…)
ج: النضيد فى شرح روضة الشهيد. ج١, ص٣٠٧ (آخرين سطر اين جلد): (يعنى دو قول آخر دليلى بر آن نداريم و قول اوّل هم دليلش روايتى است كه اين روايت در مقابلش روايات ديگرى هست قوى تر از آن كه دليل قوى مصنّف و قول اصح مى باشد.)
د: المباحث الفقهيه فى شرح الروضة البهية. ج١٦, ص٧٦: (وجه فرموده اين قائل, و اينكه اجرة المثل را به مناط مدت و زمان چرا بايد محاسبه كرد اين است كه اگر شخص حر و آزاده اى را غاصبى غصب كرده, و براى مدّتى نگذارد كه وى بكار و عمل خويش مشغول باشد پس از رفع غصب و رهائى مقدار مدّتى را كه در تحت غصب بوده بايد در نظر گرفت و سپس آن را به قيمت درآورد و آنگاه از غاصب قيمت حاصل را اخذ نمود و اين نيست مگر آنكه اجرة المثل را مى بايد بحسب زمان در نظر گرفت, پس در اينجا نيز بايد چنين محاسبه كرد.)
هـ: الكامل فى شرح العوامل. (چاپ اوّل) ص٣٩: (با براى بدل نيز مى آيد مانند: اى كاش قومى داشتم بدل اين جماعت وقتيكه سواره مى شدند پراكنده مى كردند بعلّت غارت نمودن اسب سواران و شترسواران را, يا اينكه در حاليكه اسب سوار و شترسوار بودند.)
مترجم محترم كتاب (تبصرة المتعلمين) در معرّفى آن نوشته اند: كتاب تبصرة المتعلمين كه حقيقتاً, جامع ترين و منقح ترين كتاب در فن خود مى باشد. روشن است كه مترجم محترم از آثار فقهى آگاهى دارد و چگونگى آنها را مى شناسد. اگر وى اندكى تأمل مى كرد درمى يافت كه اين كتاب نه تنها جامعترين و منقحترين كتاب فن فقه نيست, كه جامعترين و منقحترين كتاب فقهى علاّمه حلى نيز نيست.
رهاسازى قلم و بارى به هر جهت نويسى نتيجه اى جز اين ندارد. بگذريم كه تبصرة المتعلمين پيشتر ترجمه اى استوار و شايسته داشته است به خامه آيت الله شعرانى رضوان الله عليه.
آنچه ياد شد با توجه به نثر اين كتابها و عبارت پردازى آنها بود. نقد و تحليل و ارزيابى ترجمه متن و شرح و توضيحات اين بزرگواران (آسوده شبى خواهد و خوش مهتابى).
٣. از همان آغاز در مجله فصلى گشوديم با عنوان (پژوهشهاى در آستانه نشر). در اين فصل آثار در دست تصحيح, ترجمه و نشر معرفى گرديد تا جامعه علمى از پژوهشهاى در دست اجرا آگاه شود و با تكرارهاى بى ثمر امكانات بر باد نرود و كتابى بارها ترجمه نگردد و اثرى مكرّر تصحيح نشود و همتها, وقتها و امكانات بر عرضه آثار برجاى مانده صرف گردد. برخى محققان چگونگى پژوهشها و ترجمه ها را در اين بخش گزارش كردند و برخى از مراكز تحقيق نيز.
اين اطلاع رسانى نتايج نيكى داشت. برخى از شماره هاى واپسين از اين گونه گزارشها تهى بود. محققان و هوشمندانى بر ادامه آن و سودمندى و كارآمديش تأكيد مى كردند. متأسفانه عدّه اى بر اهميت اين اطّلاع رسانى توجه ندارند و كسانى نيز ـ كه متأسفانه گاه از بد روزگار و يا نيك آن, كه خدا داند, بر امكاناتى وسيع چيره هستند ـ با گرانجانى از گزارش تن مى زنند. كتاب (الدروع الواقيه) همزمان از دو مؤسسه نامور با تحقيق و تصحيح نشر يافت. (اربعين شيخ بهائى) را مؤسسه اى نشر كرد كه ديگرى در پايان كارهاى پژوهشى آن بود. كتاب (اسلام و حقوق بين الملل) با ترجمه و تحقيق نشر يافت و يكى از مؤسسات مهم فرهنگى ديگر در حال ترجمه و نشر آن است و… چرا؟ ان شاء الله اين همه نتيجه عدم اطّلاع از پژوهشهاى يكديگر است و نه ـ خداى ناخواسته ـ برخاسته از خويشتن بينى و خودمرادى و….
٤. درباره نشر آثار مذهبى و چگونگى آن سخن بسيار گفته شده است. متأسفانه هنوز هم بخشى از آثار مذهبى نشر يافته از تنگ مايگى, نثر آشفته, بارى به هر جهت نويسى, زمان نشناسى رنج مى برد و در آثار ارجمند و كارآمد نيز ناشران مذهبى غالباً استانداردهاى نشر را مراعات نمى كنند و هرگز بر زيبايى, چشم نوازى, و پاكيزگى و والايى ظاهرى آن نمى انديشند. خوب است آنان كه از سرِ مسؤوليت و درك ضرورتِ نگاشتن, قلم به دست مى گيرند, از سر تأمل, دقت و وسواس بنويسند و سخته نگارى و استوارى نويسى را به يك سوى ننهند و ناشران نيز ارج رنجها و تلاشهاى مؤلفان را پاس دارند و كتابهايى مذهبى را چشم نواز و فاخر عرضه كنند و جامعه مذهبى نيز بيش از پيش به كتابخوانى روى آورند و كتابخوانى, و فراتر از آن, كتاب پژوهى و دانش پژوهى را جزء زندگى كنند و با لحظات حيات درآميزند.
٥. گرانى در تمام ابعاد زندگى مسأله روز است; امّا نبايد از نظر دور داشت كه گرانى وسايل و ابزار توليد كتاب و نشريه و مآلاً آثار فرهنگى, مى رود كه به فاجعه بزرگ فرهنگى تبديل شود. نشريات كه بايد روزآمد و مستمر نشر يابند و در جهت نشر فرهنگ گامهاى بلندى برگيرند, به گونه اى بس شكننده با اين مسأله در چالش هستند و به تعبير برخى از مسؤولان آنها (به سختى نفس مى كشند.)
براى نشريات هزينه هاى پست و ارسال نيز پيرايه اى است كه بر دشوارى نشر مى افزايد و در مجموع نشريات را در پرتگاه توقّف مى افكند. بر مسؤولان است كه در جهت سامان بخشيدن به نشر بكوشند و در جهت زدودن دشواريهاى مسير كتاب و فرهنگ تلاش كنند. چه كسى است كه نداند جامعه كتابخوان را غالباً كسانى شكل مى دهند كه تهى دستند و به اصطلاح هشتشان در گرو نه است. و بعيد است كه آن بزرگواران ندانند كه (تهاجم فرهنگى) را با چند شعار و مقاله شعارگونه در برخى از نشريات نمى توان سد كرد. تلاشى سترگ, حركتى عظيم و خيزشى از سر آگاهى و تأمل لازم است و….
٦. دوّمين جشنواره مطبوعات را در روزهاى گذشته گذرانديم كه اقدامى است سودمند و ارجمند. جشنواره امسال با محتواى بهتر, پوشش خبرى گسترده تر و آهنگى مطلوبتر برگزار شد.
به برگزاركنندگان و كوشندگان آن دست مريزاد مى گوييم و اين اقدام فاخر فرهنگى را مى ستاييم.
آينه پژوهش ـ سپاس خداى را ـ در سال گذشته نشريه برگزيده جشنواره اعلام شد و امسال نيز دو مقاله از مجموعه مقالات آن در بخش علمى و تخصّصى صاحب جايزه شد. امسال بخشهاى مختلف توليد و نشر نشريات مورد تقدير واقع شدند كه اقدامى خداپسندانه بود. خوانندگان بايد بدانند كه در پس اين همه حروفى كه بر صفحات نقش بسته و در پيشديد دارند, چه رنجها و تلاشها و سختكوشيهايى نهفته تا مجموعه اى بدين صورت برآمده است. از بسيارى از مؤثران در اين وادى گذشته از اينكه نامى نيست كه بماند, (نانى) هم نيست كه يادكردنى باشد. بى گمان جشنواره كاستيهايى داشته است كه هرگز با يادكرد آن ـ كه در آغاز راه است ـ كام كوشندگان را تلخ نخواهيم داشت. حجم عظيم كار در مدتى نه چندان طولانى طبيعى است كه ناهنجاريهايى را تحميل كند. امّا هرچه بهتر برگزار شدن آن را آرزو داريم و اميدواريم اين حركت در گسترش ابعاد فرهنگجويى, كتابخوانى و دانش پژوهى سودمند افتد.
ديگر بگذاريم و بگذريم… با دست مريزاد به همراهان و سپاسگزارى از دانشوران, ناقدان, عالمان و ارجمندان قبيله اهل قلم كه ما را در نشر مجلّه يارى رساندند. ما به خدمتگزارى خادمان علم و فرهنگ و پژوهش مباهى هستيم و اميدواريم نيك انديشان, فرهيختگان و عالمان قبيله اهل قلم صفحات مجله را از آن خود بدانند و در رسيدن به اهداف بلند آن از هيچ گونه يارى دريغ نورزند. والله من وراء القصد
آينه پژوهش
*