آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - نگاهى به فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان - ميرمحمدى حميد رضا
نگاهى به فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان
ميرمحمدى حميد رضا
فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان, محمد مهريار, فرهنگ مردم, چاپ اول, ١٣٨٢.
فرهنگ فوق داراى ديباچه اى در هژده صفحه است كه بيانگر نحوى تدوين و تأليف اثر و اصول و قواعد نام گذارى آبادى ها مى باشد. كليه مكان هاى جغرافيايى به ترتيب حروف الفبا تنظيم و بررسى شده است. اثر با نام (آباد) آغاز و به (يونارت) ختم مى شود. مجموع آبادى ها در ٩٢٣ صفحه مورد بررسى قرار گرفته و سپس نمايه كاملى از نام ها شامل نام جاى ها, اشخاص, اقوام و قبايل, زبان ها و لهجه ها و فهرست نام كتاب ها و نشريات مجموعاً در ١١٧ صفحه ارائه گرديده است.
در اثر فوق ١٨٥٦ آبادى مورد بحث قرار گرفته است. جاى چنين فرهنگى نه تنها در استان اصفهان كه در كل كشور خالى و نياز مبرم به چنين فرهنگ هايى همچنان پابرجاست. جمع آورى و تدوين چنين اثرى نيز كارى بس طاقت فرسا و دشوار است, چنان كه در مقدمه آن آمده است مؤلف محترم رنج سى ساله را در تحقيق و تفحص و تأليف بر خود هموار نموده است. نگارنده اين سطور به واسطه نياز مبرمى كه به چنين اثرى داشته و دارم با معرفى اثر در شماره ٨٣ مجله آينه پژوهش موفق به تهيه و مطالعه آن گرديدم. در حين مطالعه به سبب مطالعاتى چند درباره شهرستان هاى استان اصفهان در سال هاى گذشته به مواردى چند در فرهنگ فوق برخوردم كه ذكر آن را خالى از فايده ندانستم:
١. سال ها قبل كه در دانشگاه مشغول تحصيل بودم استادى گرامى كه تمامى وقت خود را صرف مسائل اقتصادى خارج از دانشگاه نموده بود جزوه درسى اى را ارائه نموده بود كه ارقام و اعداد آن اغلب مربوط به دهه چهل و قبل از آن بود. هرگاه با مخالفت دانشجويان مواجه مى گرديد اعلام مى داشت كه عمداً چنين ارقامى ارائه گرديده تا حس تحقيق و تفحص در دانشجويان تقويت شود و به دنبال جديدترين آمار و اعداد باشند. در فرهنگ فوق نيز كليه ارقام و اعداد و شماره نفوس آبادى ها مربوط به سال ١٣٤٥ مى باشد. آمار و اطلاعاتى از اين دست, بهره خوانندگان را از چنين آثارى اندك مى نمايد, چرا كه حداقل سه دوره مختلف از سرشمارى هاى كشور از سال ١٣٤٥ تاكنون مى گذرد و ما در آستانه آماده سازى امور مربوط به سرشمارى سال ١٣٨٥ مى باشيم, ليكن آمار مورد بحث براساس سرشمارى ١٣٤٥ است.
٢. به نظر مى رسد استاد محترم كار مطالعات فوق را در دوران جوانى به انجام رسانيده و امروزه با نثر قديم و اغلب نارسا به تنظيم آن مبادرت ورزيده است, ضمن آن كه اثر فوق ويراستار نيز داشته است. در فرهنگ فوق در تقسيمات كشورى به بلوك, ولايت, ايالت و ناحيه اشاره داشته, در حالى كه در تقسيمات كشورى ايران از سال ١٣١٦ تاكنون بلوك, ايالت, ولايت و ناحيه جايگاهى ندارند و اغلب براى نسل جوان بى مفهوم است براى نمونه در صفحه ١٣٤: اشكستان در بلوك حومه از شهرستان نائين است يا در صفحه ١٤٠ . آبادى اُشيان ديه بزرگى است در شهرستان لنجان اصفهان كه در ضمن نام بلوك هم هست و ده ها نمونه ديگر; در بيان فاصله شهرها و آبادى ها به جاى كيلومتر به فرسنگ اشاره كرده است, براى نمونه در صفحه ٢٧٨: (تينجان) يكى از آبادى هاى كهن دهستان جبل بخش كوهپايه كه در سه فرسنگى شمال جاده اصفهان ـ نائين قرار دارد.
٣. بى توجهى به تقسيمات كشورى و بيان آبادى ها و شهرهاى متعدد در محدوده خارج از اصفهان. استاد باستانى پاريزى مى گويد: قسم خورده ام كه در تمام آثارم به كرمان و كرمانى اشاره نمايم و به قول معروف از چوب, كرمانى بتراشم. به نظر مى رسد استاد مهريار, اصفهان را مركز عالم در نظر گرفته و ساير شهرها و آبادى ها به فرموده ايشان, ديهى در عداد ديه هاى اصفهانند; شهرها و آبادى هاى يزد, چهارمحال و بختيارى و بخشى از آبادى هاى استان مركزى در عداد ديه هاى اصفهان محسوب و منظور گرديده است.
٤. در بيان مكان ها جملات تكرارى بسيار است, براى نمونه در بيان آبادى هاى شهرستان فريدن در صفحات ٣٧, ٤٠, ٤٦, ٦٥, ٧٤, ٨١, ٩٧, ١٧٠, ١٩٥, ٢٢٠, ٢٢١, ٣٧٦, ٤٤٣, ٤١٩, ٥٤٤, ٥٦٤, ٦٢٧, ٧٦٦ و ٨٤٧ كليه موارد و جملات تكرارى است, در ضمن به واژه فريدن نيز ارجاع داده شده است.
٥. به علت آن كه جمعيت و تقسيمات كشورى سال ١٣٤٥ ملاك عمل قرار گرفته است بسيارى از شهرهاى كنونى كه داراى جمعيت درخور توجهى نيز مى باشند جز روستاها محسوب گرديده اند.
٦. به روز نبودن اسامى مكان هاهمچون اعداد و ارقام جمعيتى, براى مثال سد زاينده رود تنها در صفحات ٢٤ و ٢٠١ ذكر گرديده, در حالى كه نام قديم سد زاينده رود يعنى سد شاه عباس كه حداقل ٢٥سال قبل مرسوم بوده, حداقل در صفحات ٣١٩, ٤٥٩, ٥٥٩, ٦٤٢, ٦٤٥و ٨٧٨ آمده است.
٧. به علت به روز نبودن اعداد و اطلاعات ارائه شده, اغلب آبادى هاى سابق كه با گسترش شهرها در شهرها ادغام گرديده و از محله هاى شهرها محسوب مى گردند به عنوان يك آبادى مستقل مورد بررسى قرار گرفته اند كه نمونه هايى از آن به تفصيل خواهد آمد.
٨. جاى بسيارى از آبادى هاى كهن در فرهنگ فوق خالى است و بسيارى آبادى هايى كه در زمره ديه هاى كهن آمده اند سابقه چندانى ندارند مثلاً به آبادى مشهد كاوه در شهرستان فريدن با نام كهن (كودوليه) يا (كواليه) كه بعد از اسلام, مشهد كاوه نامگذارى گرديد اشاره نشده, اما آبادى دامنه كه اخيراً شهر گرديده و سابقه چندانى ندارد جزو آبادى هاى كهن ذكر گرديده است.
٩. برخى از معانى واژه ها در پاورقى به ساير واژه ها ارجاع داده شده و لذا بعضى از واژه ها بى معنا مانده اند و پاسخى به خوانندگان داده نشده است.
با اين مقدمه به بيان چند مورد معدود اشاره مى گردد.
١. در صفحه ٩و١٠ تفاوتى بين شهر و شهرك و روستا قايل نگرديده, براى مثال در شهميرزاد و ولاسگرد را دو شهرك محسوب نموده. در صورتى كه شهميرزاد از جمله شهرهاى استان سمنان است و ولاسگرد از جمله روستاهاى اين استان است.
٢. صفحه ١١ واژه رباط را واژه اى عربى و صحيح آن را به كسر اول آورده است, به معناى قسمتى از لشگر كه در مرزها براى مقابله با بيگانگان قرار داشته و به معناى كاروانسرا. در صورتى كه واژه معمول در آبادى هاى ايران به ضم اول است كه واژه اى است كهن كه ريشه فارسى دارد. رباط منحصراً به ساختمان هاى كنار راه به ويژه بيرون از شهر و آبادى اطلاق مى شود و از روزگارى بسيار كهن به زبان تازى راه يافته و حتى از آن فعل نيز ساخته اند و ارباط به معناى منزل گرفتن و آسودن در ميان راه به كار مى رفته است [راه و رُباط, ص١٢٢]
٣. در صفحه ١١ در توضيح واژه (خلج) آمده است كه اين واژه بر ٣٥ ديه در اطراف كشور اطلاق شده است. در حالى كه اين واژه در مركز كشور و حتى در استان اصفهان نيز وجود دارد, از جمله آبادى هاى خلج و نهر خلج در شهرستان فريدن در استان اصفهان [ديباچه اى بر جغرافياى تاريخى فريدن, ص١٢٢].
٤. در صفحه ٢٧ آبادى خره را از آبادى هاى اصفهان دانسته, در حالى كه از آبادى هاى استان چهارمحال و بختيارى است و در محدوده استان اصفهان نمى باشد. از طرفى آبادى هاى آب خره در شهركرد, قزوين و مهاباد نيز كه در محدوده اصفهان نمى باشند, مذكورند.
٥. در صفحه ٢٩ آب ريّزه يا حسن آباد آب ريزه را ديهى در ناحيه باختر اصفهان و در بلوك كرون آورده است. اين آبادى در شهرستان تيران و كروند واقع است و سابقاً نيز در محدوده شهرستان نجف آباد بوده و ارتباطى به اصفهان ندارد.
٦. در صفحه ٣٧ مؤلف در توضيح آبادى آچك, آن را ديهى از روستاى فريدن اصفهان دانسته. در حالى كه فريدن روستا نيست و از سال ١٣٢٦ شهرستانى مستقل بوده و بين اصفهان تا شهرستان فريدن ,شهرستان هاى نجف آباد و تيران و كرون واقع و اين روستا از روستاهاى شهرستان فريدن است, نه آن كه فريدن روستايى است از روستاهاى اصفهان.
٧. در صفحه ٤٠ آخوره را ديه اى از دهستان گرجى از دهستان فريدن آورده است و توضيحات زندگى اجتماعى آن هيچ ربطى به زندگى حداقل ٣دهه گذشته اين مكان ندارد. توضيح آن كه آخوره يا فريدونشهر اكنون مركز شهرستانى به همين نام است. مؤلف محترم (آخوره) را از دو بخش (اُو) و (خوره) به معناى فرّآب دانسته است و آن را از ريشه اوستايى در نظر آورده است, در صورتى كه آخوره كلمه اى اوستايى نيست و سابقه به كارگيرى اين واژه در اين مكان نيز از حدود ٤٠٠سال بيش نمى گذرد. توضيح آن كه شاه عباس صفوى هنگامى كه در سال ١٠١٣ق هزاران خانوار گرجى و ارمنى و شروانى را به خاك ايران كوچانيد مخصوصاً دستور داد كه هر يك از اين اقوام را به مكانى كه در آن آب و هوا و مقتضيات زندگانى با وطن اصلى شان شبيه و نزديك باشد انتقال دهند. به همين دليل گرجى ها را ابتدا در مازندران سكونت دادند, ولى با نامساعد بودن آب و هوا تلفات زيادى دادند و سپس به شهرستان هاى داخلى ايران روانه شدند. گرجى هايى كه به فريدن مهاجرت نمودند, در زمان شاه عباس ابتدا در محله عباس آباد اصفهان و بعد مدتى در محل فعلى شهر نجف آباد زندگى كردند و چون در نزاعى, تعدادى از اهالى كشته شدند با دشمنى اهالى روبه رو شدند و پيوسته در نزاع بودند. در نتيجه شاه عباس براى خاتمه دادن به اين نزاع ها و جلوگيرى از حملات پى درپى عشاير بختيارى به روستاهاى فريدن و از طرفى آباد كردن زمين هاى باير, دستور كوچاندن گرجى ها را به فريدن مى دهد و گرجى ها آخرين بخش فريدن يعنى آخره (آخوره) يا همان فريدونشهر فعلى را جهت شباهت آب و هوايى با گرجستان و از سويى تا اندازه اى براى فرار از پرداخت ماليات, انتخاب كردند.
گرجى هاى ساكن آخوره به زبان گرجى, آخوره را (سوپلى) به معناى زادگاه مى نامند, زيرا اولين گرجى ها در اين ناحيه ساكن شدند. عشاير چهارسنگ و فارسى زبانان, اين ناحيه را آخوره مى نامند. از دلايل مهمى كه در اين باره مى توان ذكر كرد, اين كه چون اين ناحيه بزرگ ترين منطقه تمركز جمعيت در آخرين قسمت فريدن و در واقع استان اصفهان بوده, به نام آخره و آخوره آمده و بعد از آن به علت كوهستان هاى بلند زاگرس, شهر و مكان آبادى وجود ندارد و چون دو آبادى به اين نام در نزديكى هم بودند يكى را آخوره بالا و ديگرى را آخوره پايين ناميدند. در سال ١٣٣٥ جمعيت آخوره به ٥٠٠٠ نفر رسيد و تبديل به شهر شد و لذا نام آخوره بالا به (فريدونشهر) تغيير يافت. بعد از پيروزى انقلاب اسلامى, نام آخوره پايين به (وحدت آباد) تغيير يافت. بنابراين سابقه آخوره يا فريدونشهر بيش از ٤٠٠سال نمى باشد و لذا اين واژه هيچ ارتباطى با واژه اوستايى ندارد. ديگر اين كه آخوره يا فريدونشهر سابقه شهريت حدود ٤٣ساله دارد و از ديه هاى اصفهان محسوب نمى گردد و امروزه مركز شهرستانى به همين نام در ١٧٥كيلومترى اصفهان است (ديباچه اى بر جغرافياى تاريخى فريدن, ص١٣٧ـ١٣٤).
٨. در صفحه ٤٢ آبادى (آدرو) از آبادى هاى دهستان تنگ چنار يزد ذكر شده است كه از اصفهان نمى باشد.
٩. در صفحه ٌ٤٦ آوگان (عادگان) را ديه بزرگ در دهستان چادگان شهرستان فريدن آورده است, در حالى كه چادگان از جمله شهرستان هاى استان اصفهان است و در گذشته نيز دهستان نبود و مركز بخش چاوگان بوده و سابقه شهريت چاوگان از سال ١٣٤٢ مى باشد (شهرنشينى و نظام شبكه شهرى استان اصفهان, ص١٥٢).
١٠. در صفحه ٥٢ آذرشك را ديهى از روستاى مهريز از شهرستان يزد ذكر كرده است. توضيح آن كه اولاً مهريز شهر است نه روستا و در سال ١٣٧٥ داراى ٢٥٢٣٩ نفر جمعيت بوده است, ثانياً مهريز يكى از شهرستان هاى استان يزد است, نه از روستاهاى شهرستان يزد, ثالثاً فرهنگ آبادى ها مربوط به استان اصفهان است و آذرشك در استان يزد واقع است.
١١. در صفحه٥٠ آذرمناباد را ديهى در روستاى برخوار ذكر نموده, در حالى كه برخوار و ميمه از جمله شهرستان هاى استان اصفهان است و برخوار در سال ١٣٧٥ داراى ١٤٠٢١ نفر جمعيت بوده است.
١٢. در صفحه٥٢ در ذكر آرجان از روستاهاى گلپايگان, شهر گوگد را ديه محسوب نموده. ضمناً كنجدجان كه امروزه گلشهر ناميده مى شود نيز از جمله شهرهاى شهرستان گلپايگان است نه روستا.
١٣. در صفحه٥٧ آريچ را ديهى در عداد ديه هاى دهستان بهاباد شهرستان يزد ذكر نموده. اولاً اين آبادى در استان اصفهان نيست, ثانياً بهاباد از جمله شهرهاى شهرستان بافق مى باشد و دهستان نيست.
١٤. در صفحه ٦٠ آزان را ديهى در دهستان برخوار و ميمه از شهرستان اصفهان محسوب نموده كه همچنان كه گذشت برخوار و ميمه شهرستان است.
١٥. در صفحه ٦١ آسگان را قلعه و صحرايى در روستاى لنجان اصفهان ذكر نموده است. توضيح آن كه لنجان از جمله شهرستان هاى استان اصفهان است كه در سال ١٣٧٥ داراى ٢٠٦٦١١ نفر جمعيت بود, بنابراين از جمله روستاهاى اصفهان نمى باشد.
١٦. در صفحه ٦٢ آسمان را ديهى در دهستان رباطات يزد ذكر نموده, ظاهراً يزد از توابع اصفهان محسوب گرديده!
١٧. در صفحه ٦٤ در ذكر آشيان از توابع نائين, معناى آشيان را با آشتيان كه از جمله شهرستان هاى استان مركزى است يكسان در نظر گرفته است, در صورتى كه نام قديم آشتيان در استان مركزى ابرشتجان بوده است كه به گفته مؤلف تاريخ ابرشتجان اردوان اصغر بن بلاش آن را بنا كرده است [مسيرى كوتاه در جغرافياى تاريخى تفرش و آشتيان, ص٧٢] كسروى در نام شهرها و ديه هاى ايران (صفحه٦٠) آشيان را در زبان پهلوى به معناى پرستشگاه و جايگاه قربانى آورده است. جغرافياى استان مركزى ضميمه جغرافياى ايران (صفحه٢٩) ابرشتجان و آشتيان را يكى دانسته است.
١٨. در صفحه٦٥ در بيان آشجرد ديهى در دهستان ورزق فريدن, چنين آمده است: (بيشتر ساختمان هاى ديه هاى روستاى فريدن با خشت خام برآورده شده است). اين در حالى است كه فريدن خود شهرستانى مستقل است كه در سال ١٣٢٦ داراى فرماندارى مستقل گرديده, لذا روستا نمى باشد و خود داراى ١٤٦ روستاى داراى سكنه مى باشد.
١٩. در صفحه٦٧آشنايى را ديهى در دهستان ميان كوه شهرستان يزد آورده است, بنابراين در محدوده استان اصفهان نمى باشد.
٢٠. در صفحه٦٩ آبادى آهنگ در دهستان عقدا ذكر شده است. اين دهستان در شهرستان اردكان واقع در استان يزد مى باشد و ارتباطى با استان اصفهان ندارد.
٢١. در صفحه٧٤ ابول از جمله آبادى هاى شهرستان فريدن آورده شده است. در صورتى كه اين آبادى در شهرستان فريدونشهر واقع است. در پايان همين مبحث از شهرستان فريدن به دهستان فريدن تعبير شده است.
٢٢. در صفحه٨٠ در بيان (ارّان) گويد ديه بزرگى است در دهستانِ تيران نجف آباد. نكته اين كه تيران و كروند اكنون مركز شهرستانى به همين نام است و در گذشته نيز شهر تيران يكى از بخش هاى شهرستان نجف آباد بوده و دهستان نبوده است.
٢٣. در صفحه٨٩ مؤلف آبادى ارجِنك خوانسار را از جمله آبادى هاى شهرستان گلپايگان محسوب نموده و در بيان معناى آن نيز دچار اشتباه شده است و معناى آن را با گياه ارزن يكى دانسته است. در صورتى كه ارجنك و ارجن يا ارژن نوعى درخت كوهى است كه در كوهستان هاى اين ناحيه نيز مى رويد.
٢٤. در صفحه٩٠ آبادى ارسور از جمله آبادى هاى شهرستان گلپايگان محسوب گرديده. در صورتى كه ارسور يكى از محله هاى شهر خوانسار مى باشد.
٢٥. در صفحه٩٣ اروندرود مورد بررسى قرار گرفته, در صورتى كه نه در استان اصفهان واقع است و نه آبادى است, بلكه رودخانه اى است در استان خوزستان; حال چه نسبتى بين اروندرود و اصفهان وجود دارد؟!
٢٦. در صفحه٩٢ آبادى اروچه در دهستان جوشقان اصفهان محسوب گرديده. در حالى كه اين آبادى جزء دهستان تودشك بخش كوهپايه اصفهان مى باشد.
٢٧. صفحه٩٥ ازبك نام ديهى است در دهستان كهنسال نبادكوك يزد, لذا نسبتى با اصفهان ندارد.
٢٨. صفحه١٠٣ استارج در دهستان نبادكوك يزد است و در اصفهان واقع نيست.
٢٩. در صفحه١٢٢ اسگران (عسگران) را مؤلف از بلوك شهرستان نجف آباد آورده است. در حالى كه عسگران در شهرستان تيران و كروند قرار دارد و از سويى بلوك در تقسيمات فعلى ايران جايگاهى ندارد.
٣٠. در صفحه١٢٨ اُستيجه از جمله ديه هاى دهستان عقدا در شهرستان يزد عنوان گرديده. اولاً ربطى به اصفهان ندارد و ثانياً دهستان عقدا در شهرستان اردكان واقع است.
٣١. صفحه١٣٠ در خصوص اشكذر آمده است كه اين واژه نام ديهى يا بهتر بگوييم شهركى است در جمع ديه هاى استاق شهرستان يزد. اولاً اشكذر در استان يزد واقع است, ثانياً اشكذر از جمله شهرهاى شهرستان يزد مى باشد و در سال ١٣٧٥ داراى ١١٤١٣ نفر جمعيت بوده است,بنابراين ديه نمى باشد.
٣٢. در صفحه١٣٥ آبادى اشكفتو مورد بحث قرار گرفته در شهرستان يزد كه طبيعتاً در اصفهان نمى باشد.
٣٣. در صفحه١٣٦ آبادى اشكووه مورد بحث در دهستان كذاب يزد مورد بحث قرار گرفته.
٣٤. صفحه١٣٦: آبادى اشگالو نيز در استان يزد واقع است و در اصفهان نيست.
٣٥. در صفحه١٣٩ آشن از جمله ديه هاى دهستان علويچه از شهرستان نجف آباد محسوب گرديده. در صورتى كه اين آبادى در شهرستان تيران و كروند واقع است.
٣٦. در صفحه١٤٧ افجان ديهى خوش آب و هوا در روستان كرون نجف آباد محسوب گرديده. ضمن آن كه محسوب كردن ديه از روستاى ديگر نادرست است, روستاى فوق در شهرستان تيران و كروند واقع است.
٣٧. در صفحه١٤٧ مؤلف آبادى اصفهانك را جزء شهرستان فريدن محسوب نموده كه در شهرستان فريدونشهر واقع است.
٣٨. در صفحه١٥٧ در ذكر انارك در شهرستان نائين, آن را ديه محسوب نموده. در حالى كه انارك در سال ١٣٣٧ به شهر تبديل گرديده است.
٣٩. در صفحه١٦٥ آبادى انديجان جزء دهستان وردشت سميرم محسوب گرديده.در حالى كه اين آبادى در دهستان حومه سميرم واقع است.
٤٠. در صفحه١٦٩ شهر بروجن يا به قول مؤلف اورجن از ديه اى اصفهان شمرده شده. در حالى كه از جمله شهرهاى استان چهارمحال و بختيارى و مركز شهرستانى به همين نام است كه در سال ١٣٧٥ داراى ٤٢٨٦٢ نفر جمعيت بوده است.
٤١. در صفحه١٧٣ اوزناك را ديهى از دهستان كذاب شهرستان يزد ذكر كرده كه در محدوده اصفهان نمى باشد.
٤٢. در صفحه١٧٩ آبادى بادامك, دهستان تنك چنار شهرستان يزد مورد بحث واقع كه در محدوده اصفهان نمى باشد.
٤٣. در صفحه١٨٠ آبادى (جاز) واقع در دهستان بنادكوك يزد مورد بحث قرار گرفته است كه خارج عنوان كتاب است.
٤٤. در صفحه١٨٤ در ذكر باغ وردان (باغ بهادران) فاصله آن را ٨تا٩ فرسنگ تا اصفهان ذكر نموده كه اين فاصله به كيلومتر اكنون ٥٨ كيلومتر است.
٤٥. صفحه١٩٥ در خصوص آبادى بردشاه آن را ديه اى در دهستان چادگان شهرستان فريدن آورده است. اولاً چادگان دهستان نمى باشد, بلكه شهرستانى است در حاشيه رودخانه زاينده رود, ثانياً در سطر٢١ مؤلف مدعى گشته كه ارامنه ساكن فريدن در سال ١٣٢٢ از فريدن به ارمنسَان بازگشتند و اقتصاد ناحيه سخت زيان ديد, ولى رفته رفته جبران شد. در اين زمينه مى بايست دقت نمود كه ارامنه فريدن هرگز در بردشاه ساكن نبودند و ديگر اين كه اقتصاد فريدن به گروه اقليت ارامنه وابستگى چندانى ندارد, كما اين كه امروزه نيز تعداد ارامنه ساكن در فريدن بسيار اندكند.
مؤلف بردشاه را برده شاه در نظر گرفته, در صورتى كه در زبان بختيارى برد به معناى سنگ است و شَ ـ شه به معناى سياه, كما اين كه اطراف روستاى فوق را سنگ هاى سياه فراگرفته كه معناى فارسى آن سنگ سياه است در مقابل سنگ سفيد كه نمونه هاى متعددى از آن در نام آبادى هاى ايران وجود دارد. لازم به ذكر است اين آبادى را براساس همين پندار غلط كه برده شاه ناميده شده است به آزادگان تغيير نام داده اند (پژوهشى بر نام شهرها و آبادى هاى ايران, ص٢٥).
٤٦. در صفحه١٩٦ مؤلف در معناشناسى بردشير آن را به معناى شهرگل آورده است. در حالى كه بردشير به معناى شيرسنگى است. البته اين معنا در زبان بختيارى هاى ساكن منطقه عنوان گرديده است و معناى بردسير يا بردشير واقع در استان كرمان خارج از اين معناست.
٤٧. در صفحه٢٠٧ بفروئيه را ديهى بزرگ واقع در دهستان ميبد از شهرستان يزد عنوان نموده است. اولاً اين آبادى در محدوده استان اصفهان نيست, ثانياً بفروئيه امروزه از جمله شهرهاى استان يزد است, ثالثاً دهستان ميبد امروزه از جمله شهرستان هاى استان يزد مى باشد.
٤٨. در صفحه٢١٢ ذكر دهستان بنادكوك يزد به ميان آمده است كه در محدوده اصفهان نمى باشد.
٤٩ .در صفحه٢١٧ ذكر آبادى بنساده واقع در استان يزد به ميان آمده كه مربوط به اصفهان نمى باشد.
٥٠. در صفحه٢١٨, باز ذكر دو آبادى بنساوه و بنه رنگ مربوط به استان يزد به ميان آمده است.
٥١. در صفحه٢٢١ بوئين را نام شهركى آورده است در ناحيه مياندشت از شهرستان فريدن. امروزه بوئين و مياندشت بر اثر افزايش جمعيت و گسترش محدوده جغرافيايى به يكديگر پيوسته و تشكيل شهر بوئين و مياندشت را داده و مركز بخشى به همين نام مى باشد. مؤلف معناى بوئين را مكان دلنشين با آب خوب و خوش آورده است, در حالى كه منابع ديگر بوئين را به معناى انبار آورده اند (سيماى شهر اراك, ج١, ص٢٦ و نيز ديباچه اى بر جغرافياى تاريخى فريدن, ص١٣٠).
٥٢. در صفحه٢٢٣ بوران را ديه اى كوچك در عداد ديه هاى كوهستان جبل محسوب نموده است, ولى اين كه كوهستان جبل جزء كدام شهرستان يا بخش يا ناحيه است مشخص نگرديده است!
٥٣. در صفحه٢٢٥ دو آبادى بورق و بوز در يزد مورد بحث قرار گرفته كه خارج از محدوده استان اصفهان است.
٥٤. در صفحه٢٢٨ بيراگان را دهى در دهستان پشتكوه فريدن محسوب نموده كه صحيح آن, شهرستان فريدونشهر مى باشد.
٥٥. در صفحه٢٢٩ آبادى هاى پشندگان, دزك, سو, شوله, كولاد و لبد از جمله آبادى هاى شهرستان فريدن محسوب گرديده كه صحيح آن از جمله آبادى هاى شهرستان فريدونشهر مى باشد.
٥٦. در صفحه٢٣٤ آبادى يتيكان را آبادى واقع در شهرستان ديرينه سال بهاباد منظور نموده است. اولاً بهاباد از جمله شهرهاى جديد استان يزد است و شهرستان نمى باشد, ثانياً اين آبادى در محدوده استان اصفهان نمى باشد.
٥٧. در صفحه٢٣٧ پشندگان را آبادى در ناحيه فريدن در دهستان پشتكوه موگويى آورده است كه در واقع اين آبادى در شهرستان فريدونشهر واقع است. ساير اوصاف فريدن در اين صفحه همچون صفحات متعدد ديگر تكرار مكررات است.
٥٨. در صفحه٢٥٦ در سطر ٨ تجره دهى در شهرستان گلپايگان محسوب و در سطر ١٠ همين صفحه اين آبادى در زمره آبادى هاى دهستان كوهسار شهرستان خوانسار محسوب گرديده كه در واقع يك مكان در دو نقطه متفاوت در نظر گرفته شده است.
٥٩. در صفحه٢٥٦ آبادى ترزه (طرزه) از جمله آبادى هاى دهستان پشتكوه فريدن محسوب گرديده. در صورتى كه آبادى فوق از جمله آبادى هاى شهرستان فريدونشهر است.
٦٠. در صفحه٢٦١ شهر تفت واقع در استان يزد را ديه اى در نزديك يزد منظور نموده. اولاً تفت شهر است و ديه نيست, ثانياً در استان يزد واقع است و در محدوده استان اصفهان نمى باشد.
٦١. در صفحه٢٦٧ آبادى تنگلو واقع در دهستان پشتكوه يزد مورد بحث است كه مربوط به اصفهان نمى باشد.
٦٢. در صفحه٢٦٨ آبادى توده از جمله آبادى هاى دهستان ميان كوه يزد ذكر گرديده كه مربوط به اصفهان نمى باشد.
٦٣. در صفحه٢٧٣ شهر تيران مركز شهرستان تيران و كروند را دهى از آبادى هاى شهرستان نجف آباد محسوب نموده است.
٦٤. در صفحه٢٧٦ آبادى تيكن را جزو دهستانى با نام ساختگى عربستان از شهرستان گلپايگان محسوب و عربستان را نام ساختگى بى مسمّى مطرح نموده. در اين خصوص لازم به توضيح است كه دهستان عربستان به منطقه وسيع شرق شهرستان هاى گلپايگان, خوانسار و تيران و كروند تا بخش دهق و علويجه گفته مى شود كه به علت كوچ اجبارى اعراب در اين ناحيه در طول تاريخ به ناحيه عربستان معروف گرديده است. در برخى از روستاهاى اين دهستان كه اعراب در آن ساكن گرديده اند هنوز هم واژه هاى عربى كاربرد دارد. گروهى از اين اعراب در صدر اسلام به اين ناحيه كوچيده و گروه ديگر را نادرشاه از شمال خراسان به اين ناحيه كوچاند (جغرافياى خوانسار, ج٢, ص٢٥٧).
٦٥. در صفحه٢٧٩ آبادى جاجا را از جمله آبادى هاى دهستان ورپشت شهرستان نجف آباد ناميده است. اين آبادى در شهرستان تيران و كروند واقع است.
٦٦. در صفحه٣٠١ جندق را نام دهستانى در بخش خوروبيابانك نام برده و به نقل از فرهنگ معين آورده است كه جندق شهرستانى است در ميان كوير نمك كه ديه بزرگ آن خور است. در اين خصوص ذكر اين نكته لازم است كه جندق يكى از شهرهاى شهرستان نائين است و اين كه فرهنگ فارسى معين , ج٥, ص٤٣٤ آن را شهرستانى در ميان كوير آورده صحيح نيست و شهرستان نائين در ميان كوير نمك واقع و جندق از شهرهاى آن است.
٦٧. در صفحه٣٢٠ چرمهين را از ديه هاى اصفهان آورده است. حال آن كه چرمهين ديه نيست و شهر است و در سال ١٣٧٥, ١١٣٣٥ نفر جمعيت داشته است.
٦٨. در صفحه٣٢٩ چم را ديه اى از ديه هاى دهستان پشتكوه يزد عنوان نموده كه در خارج از محدوده استان اصفهان است و ذكرش بى مناسبت.
٦٩. در بيان معناى چوم گويد كه اين واژه در زبان فارسى معناى ندارد. در اين خصوص بايد گفت كه (چام ـ Gam) در گويش سامان و شهركرد و (چوم ـ Gum) در گويش محلى اليگودرز, نجف آباد و سميرم به بادهاى بسيار سرد نابهنگام بهارى و پاييزى گويند كه سرماى بهاره آن سبب سياه شدن و سرمازدگى شكوفه هاى درختان ميوه و به ويژه بادام و آلو گشته و نيز موجب سرمازدگى باغات انگور و مزارع پنبه مى شود; در اين خصوص مراجعه كنيد به مقاله (چوم سوزان سازمان سنتى مبارزه با سرماى نابهنگام) در فصلنامه تحقيقات جغرافيايى, شماره٣١, صفحه١٠٦.
٧٠. آبادى چين را جزو دهستان پشتكوه موگويى شهرستان فريدن ذكر نموده كه صحيح آن شهرستان فرويدنشهر است.
٧١. آبادى خارنگ ديهى در دهستان بهاباد شهرستان يزد ذكر شده. اولاً در محدوده استان اصفهان نيست, ثانياً بهاباد از جمله شهرهاى استان يزد مى باشد و دهستان نيست.
٧٢. در صفحه٣٣٩ خرانق را ديهى در دهستان رباطات يزد محسوب داشته است. اين آبادى در محدوده استان اصفهان نمى باشد و ضمناً خرانق مركز بخش خرانق واقع در شهرستان اردكان مى باشد و مربوط به دهستان هاى يزد نمى باشد.
٧٣. در صفحه٣٤٣ خسكك در يزد مورد بحث واقع گرديد كه در محدوده اصفهان نمى باشد.
٧٤. در صفحه٣٤٥ خمين را نام محلى آورده است نزديك گلپايگان و از حدود اصفهان و در خصوص نام آن ضمن توضيحاتى آن را (كمين) آورده است به معناى محل منسوب به آفتاب كه صحيح به نظر نمى رشد. گفتنى است براى نخستين بار نام (خمين) (خمهين) در كتاب تاريخ پيامبران و پادشاهان آمده. در تأليف اين كتاب از برخى منابع كهن از جمله خداينامه سود جسته شده; حمزه اصفهانى در شرح زندگى طبقه دوم پادشاهان ايرانى (كيانى) مى نويسد: (وى شميران دختر بهمن و (هما) لقب اوست به بلخ مى نشست و يك بار لشگريان وى با مردم جنگيدند و گروه بسيارى را اسير گرفتند و هما بنايان ايشان را به ساختن بناهاى موسوم به مصانع اصطخر كه به فارسى هزار ستون گويند برگماشت. در اصفهان نيز در روستاى موسوم به تيمره (كمره) شهرى زيبا و شگفت آور ساخت و آن را خمهين (خمين) ناميد. اين شهر به دست اسكندر ويران شد. ابراهيم دهگان در كرجنامه در خصوص معناشناسى خمين آن را به معناى جايگاه خوب و يا سرزمين مقدس آورده است).
٧٥. در صفحه٣٥٠ خوراسگان را ديه اصفهان ذكر نموده. در صورتى كه اين شهر در سال ١٣٧٥ داراى ٦١٢١١ نفر جمعيت بوده است.
٧٦. در صفحه٣٥٦ در ذكر خورميز, آن را نام دو ديه بالا و پايين از دهستان حومه مهريز در استان يزد آورده است كه در محدوده استان اصفهان نمى باشد.
٧٧. در صفحه٣٥٧ ذكر آبادى خوره در شهرستان يزد به ميان آمده. همچون بسيارى ديگر از آبادى ها مربوط به اصفهان نمى باشد.
٧٨. در صفحه٣٦٥ خويه را ديهى در شهرستان فريدن دهستان پشتكوه موگويى آورده است كه صحيح آن شهرستان فريدونشهر است.
٧٩. صفحه٣٧٦ آبادى دامنه شهرستان فريدن را ديه اى در كنار شاهراه خوزستان در سمت راست مسير ذكر نموده و آن را در دامنه كوه كوچكى دانسته است. اولاً دامنه از جمله شهرهاى شهرستان فريدن است و ديه نيست, ثانياً در سمت چپ مسير جاده خوزستان قرار دارد, ثالثاً كوه كوچكى كه آبادى دامنه در دامنه آن واقع است رشته كوه دالانكوه نام دارد. مؤلف در ادامه مدعى است در داران كه مركزيت دارد زبان همگانى تركى است. در صورتى كه از قديم الايام داران از جمله مراكزى بوده در فريدن كه زبان اصلى آنان فارسى بوده است. وى مى افزايد از قرارى كه شنيدم زبان تركى روز به روز توسعه مى يابد. چرا چنين است كه تركى رواج مى يابد و پارسى در آنجا به واپس مى گرايد. اين سؤالى است كه بدان پاسخى آن چنان نمى توان داد و اصلاً زبان تركى از چه تاريخى در آن نفوذ كرده آن را هم درست نمى دانيم. به گمان من و بيشتر پژوهشگران, زبان تركى با سلجوقيان آمده و توسعه يافته است. در پاسخ اين مطلب بايست گفت اتفاقاً زبان تركى در اكثر مناطق فريدن همچون ساير گويش هاى محلى در ساير نقاط كشور رو به نابودى است و زبان فارسى جايگزين آن مى شود, دوم اين كه مهاجرت قوم ترك زبان به فريدن داراى تاريخ مشخص و مدونى است و ترك زبانان فريدن از ترك زبانان قزلباش زمان صفويه مى باشند. جهت مطالعه بيشتر مراجعه شود به (جغرافياى تاريخى فريدن, پرتيكان باستان, ص١٢٠) در ادامه مؤلف در معناشناسى دامنه دچار سرگشتگى گرديده و آن را با واژه دام و دامن و دامان و غير مقايسه نموده و نهايتاً آن را از واژه دامان دانسته و مخفف آن را دامن و با اضافه (ه) غير ملفوظ به معناى جايى كه براى تخم افشانى مناسب باشد گرفته است.
دامنه همچنان كه گذشت شهرى است در دامنه رشته كوه دالانكوه و به واسطه واقع شدن در دامنه كوه به اين نام شهرت يافته است. دامنه قديم در مركز دشت, موسوم به قهيز واقع بوده و بين دامنه قديم و شهر جديد چندين كيلومتر فاصله است و به سبب آن كه اين آبادى در انتهاى نيزار قهيز واقع بوده به (دُم نى) به معناى انتهاى نيزار موسوم بوده است; پس از جابه جايى مكانى و واقع شدن در دامنه دالانكوه به دامنه شهرت يافت.
٨٠. در صفحه٣٧٨ درچه را ديه بزرگى در اصفهان ذكر نموده است. توضيح آن كه دُرچه از جمله شهرهاى شهرستان خمينى شهر در استان اصفهان است و در سال ١٣٧٥ داراى ٣٣٣٥٦ نفر جمعيت بوده و تاريخ تأسيس شهردارى در آن به سال ١٣٤٥ مى رسد, بنابراين ديه نيست.
٨١. در صفحه٣٨٢ آبادى دره گت واقع در پشتكوه يزد مذكور است كه مربوط به اصفهان نيست.
٨٢. در صفحه٣٨٦ دستگر برخوار را ديه اى از ناحيه برخوار دانسته است. توضيح آن كه دستگر شهرى است با ١٤٠٢١ نفر جمعيت در سال ١٣٧٥ و سابقه شهريت آن به سال ١٣٤٥ باز مى گردد (نظام شبكه شهرى استان اصفهان, ص١٥٢).
٨٣. صفحه٣٨٩ دليجان را قصبه و جزء قرا و قصبات محلات قلمداد نموده است; در صورتى كه دليجان مركز شهرستان دليجان و قصبه نيست, ثانياً در استان مركزى واقع است و در استان اصفهان نيست. در خصوص معناى آن كه مؤلف محترم به خطا رفته است, مراجعه شود به منابع ذيل: ( غلامرضا جوادى, دليجان در آئينه ايران, انتشارات آستان قدس رضوى; حسين صفرى, گويش واجى, انتشارات بنياد نيشابور, ١٣٧٨).
٨٤. در صفحه٣٩٦, دوگان را نام محلى در دهستان عقدا از شهرستان يزد ذكر نموده است. اولاً اين مكان مربوط به اصفهان نيست, ثانياً دوگان تابع دهستان عقدا از بخش مركزى شهرستان اردكان مى باشد و در فاصله دوگان تا شهرستان يزد, شهرستان هاى ميبد و صدوق واقع است.
٨٥. در صفحه٣٩٨ آبادى دِهَرت در دهستان بهاباد از شهرستان يزد ذكر شده است. اولاً اين آبادى در محدوده اصفهان نيست, ثانياً دِهرت در بخش بهاباد, شهرستان بافق واقع است و مربوط به شهرستان يزد نمى باشد.
٨٦. در صفحه٣٩٩ ده سور نام دو ديه عليا و سفلى در شهرستان فريدن ذكر گرديده كه صحيح آن شهرستان فريدونشهر است.
٨٧. در صفحه٤٠١ مؤلف مدعى است دهنو ده كوچكى است در شهرستان فريدن .در حالى كه اين آبادى در شهرستان فريدونشهر واقع است.
٨٨. در صفحه٤٠٢ ذكر آبادى (ديزرون) در يزد به ميان آمده است كه در محدوده اصفهان نمى باشد.
٨٩. در صفحه٤٠٦ ديزيجه در صفحه٤٠٤ جزء لنجان محسوب گرديده, در صفحه٤٠٦ جزء اصفهان محسوب گرديده. در صورتى كه اين شهر جزء شهرستان مباركه مى باشد با ٩٥٧٩ نفر جمعيت در سال ١٣٧٥.
٩٠. در صفحه٤٠٧ ديلم را نام ديهى آورده از دهستان حومه يزد كه از محدوده اصفهان خارج است.
٩١. صفحات ٤٠٩ و ٤١٠ ديو از دهستان رباطات يزد مورد بحث است كه خارج از محدوده اصفهان مى باشد.
٩٢. در صفحه٤١١ راچه را در محدوده دهستان پشتكوه موگويى فريدن محسوب داشته و به واژه نامه فريدن ارجاع داده است. در صورتى كه اين آبادى در پشتكوه موگويى شهرستان فريدونشهر واقع است.
٩٣. صفحه٤١٩ رزوه را به فتح اول, نام ديهى بزرگ در دهستان چاوگان در شهرستان فريدن عنوان نموده است. اولاً در تلفظ مردمان منطقه رزوه به ضم اول است, ثانياً رزوه از جمله شهرهاى شهرستان فريدن مى باشد.
٩٤. در صفحه٤٣٨ ذكر آبادى زانيان به ميان آمده است كه در استان چهارمحال و بختيارى واقع است و مربوط به اصفهان نمى باشد.
٩٥. در صفحه٤٣٩ ذكر آبادى زاوه به ميان آمده در دهستان عقدا از توابع يزد. اولاً زاوه در محدوده اصفهان نيست, ثانياً دهستان عقدا در شهرستان اردكان واقع است. زاوه به معناى خانقاه و گوشه صوفيان است. مؤلف آن را از زه آوه به معناى محل آب منظور نموده است كه جاى تأمل است.
٩٦. در صفحه٤٤٣ آبادى زرنه مورد بحث قرار گرفته و آن را ديهى در دهستان گرجى فريدن دانسته و در ادامه گويد كه ساكنان آن همه گرجى اند و…. زرنه در بخش بوئين مياندشت فريدن واقع است و تنها روستاى صد در صد ارمنى نشين ايران مى باشد و ارامنه به آن (بولوران) به معناى تپه گرد گويند. اين ارامنه در زمان شاه عباس به اين منطقه كوچانده شدند (جهت اطلاع بيشتر به كتاب جغرافياى تاريخى فريدن مراجعه شود).
٩٧. در صفحه٤٤٤ ذكر آبادى زريگان در دهستان بهاباد به ميان آمده كه خارج از محدوده اصفهان است.
٩٨. در صفحه٤٦٤ آبادى ساعتد را ديه بزرگى با نامى باشكوه در دهستان رباطات يزد عنوان نموده است. اولاً اين ابادى مربوط به اصفهان نيست, ثانياً ساعتد در دهستان رباطات از بخش خرانق شهرستان اردكان واقع است.
٩٩. در صفحه٤٧١ آبادى سكان را نام ديهى در دهستان پشتكوه موگويى در شهرستان فريدن آورده است. در صورتى كه سكان در دهستان پشتكوه موگويى, بخش حومه شهرستان اليگودرز استان لرستان واقع است.
١٠٠. در صفحه٥٠٥ ذكر آبادى اى به نام سيتان به ميان آمده در دهستان چادگان از شهرستان فريدن كه مؤلف مدعى است اين ناحيه از اين پيش كَروَن ناميده مى شد. در فرهنگ آبادى هاى اين ناحيه, چنين نامى يافت نشد.
١٠١. در صفحه٥٠٩ ذكر آبادى شاهان در دهستان فريدن شهرستان اصفهان به ميان آمده. اولاً چنين آبادى اى در فريدن وجود ندارد, ثانياً همچنان كه گذشت فريدن شهرستان است و دهستان نيست و بين فريدن تا اصفهان ,١٥٠ كيلومتر فاصله است; بنابراين حتى اگر فريدن دهستان باشد باز در شهرستان اصفهان نيست.
١٠٢. در صفحه٥١٢ از آبادى شواز در دهستان بنادكوك يزد سخن به ميان آمده كه در خارج از محدوده اصفهان است.
١٠٣. در صفحه٥١٥ آبادى شوله را ديه كوچكى از دهستان پشتكوه موگويى در شهرستان فريدن ذكر نموده است در صورتى كه اين آبادى در شهرستان فريدن شهر واقع است.
١٠٤. در صفحه٥٢٨ از آبادى عاريض در دهستان حومه بافق به ميان آمده كه مربوط به اصفهان نيست.
١٠٥. در صفحه٥٢٩ عقدا را آبادى يا شهركى بزرگ ذكر نموده, در دهستانى به همين نام. اولاً عقدا در شهرستان اردكان استان يزد واقع است و مناسبتى با اصفهان ندارد, ثانياً مؤلف محترم عقدا را به معناى محل آب در نظر گرفته است كه مناسبتى با وجه تسميه عقدا ندارد. در خصوص وجه تسميه عقدا سه روايت مطرح است: اول اين كه در زمان مغولان سه سردار به نام هاى عقدار, ميبدار و بيدار سه ناحيه را آباد و به نام خود نام گذارى نمودند, دوم اين كه چون در اين محل درختان خرما بوده و اعراب آن را عقدا مى ناميدند, به همين دليل اين محل به عقدا معروف شده است, سوم اين كه در اين محل چهل نفر از زرتشتيان به يكباره مسلمان شدند و به روش مسلمانان به عقد يكديگر درآمده و سپس اين محل به عقدا معروف شده است (رجوع كنيد به: فرهنگ جغرافيايى استان يزد, ج١, ص٢٧٤).
١٠٦. در صفحه٥٤٤ مبحث مربوط به فريدن به علت آن كه تقسيمات كشوريِ قبل از انقلاب اسلامى منظور گرديده, داراى موارد بسيارى است, از جمله آن كه مركز فريدن را فريدونشهر در نظر گرفته است, در حالى كه مركز فريدن شهرداران است و وجه تسميه فريدن را كه برگرفته از نام فريدن بوده است به معناى جاى خوب ذكر نموده است كه مناسبتى با معناى واقعى آن ندارد و قبلاً متذكر شديم.
١٠٧. در صفحه٥٥٤ فهرج را ديه بسيار بزرگ در دهستان حومه مهريز از شهرستان يزد عنوان نموده است. اولاً فهرج در استان يزد واقع است و مربوط به اصفهان نمى باشد, ثانياً فهرج در دهستان فهرج, بخش مركزى شهرستان يزد واقع است و مهريز شهرستانى مستقل در استان يزد مى باشد.
١٠٨. در صفحه٥٥٨ آبادى قرقر در دهستان چادگان, شهرستان فريدن عنوان گرديده كه صحيح آن, شهرستان چادگان مى باشد.
١٠٩. در صفحات ٥٥٩ و ٥٦٣ آبادى هاى قُرون و قمى در استان يزد مورد بحث واقع گرديد كه خارج از محدوده اصفهان است.
١١٠. در صفحه٥٦٣ آبادى قودجان واقع در شهرستان خوانسار (هم مرز با شهر خوانسار) را از ديه هاى حومه گلپايگان قلمداد نموده و در خصوص دهستان حومه گلپايگان تكرار مكررات نموده. در خصوص وجه تسميه قودجان بايد گفت كه به علت اين كه دو كودك به نام هاى حليمه و نرگس كه از دختران اعقاب موسى بن جعفر(ع) مى باشند در اين مكان دفن شده اند, اين مكان را كودكان يا قودجان ناميده اند (پژوهشى در نام شهرها و آبادى هاى ايران, ص١٤٧)
١١١. در صفحه٥٧١ آبادى قيه از دهستان بنادكوك يزد ذكر شده است كه مربوط به اصفهان نمى باشد.
١١٢. در صفحه٥٧٣ آبادى كاركن را از جمله آبادى هاى شهرستان فريدن محسوب داشته است. در حالى كه اين آبادى در دهستان پشتكوه موگويى شهرستان فريدونشهر واقع است. در سطر٧ اشاره گرديده كه شاه عباس, ارامنه را به نواحى فريدن كوچاند و همچنين از ناحيه گرجستان نيز كسانى را به آن جا (فريدن) آورد و دهستان گرجى را تشكيل داد. در بخش زرنه صفحه٤٤٣ اشاره شده بود كه ارامنه در اصفهان ساكن گرديدند و گرجى ها در فريدن كه همخوانى ندارد.
١١٣. در صفحه٥٧٤ رودخانه كارون مورد بحث است. اولاً رودخانه آبادى نيست, ثانياً مربوط به اصفهان نيست. مؤلف مدعى است كه چون سرچشمه آن از زردكوه بختيارى است بنابراين مربوط به اصفهان است. در اين خصوص ذكر اين نكته ضرورى است كه زردكوه بختيارى همچنان كه نام آن مشخص است در چهارمحال و بختيارى واقع است و هيچ ربطى به اصفهان ندارد, مگراين كه چهارمحال را ديه اى از ديه هاى اصفهان بدانيم.
١١٤. در صفحات ٥٧٧ و ٥٨٠ دو آبادى كاشكو و كالمن واقع در استان يزد مورد بحث است كه در خارج از محدوده اصفهان واقعند.
١١٥. در صفحه٥٨١ آبادى كتك در شهرستان شهركرد مورد بحث واقع گرديده كه در استان چهارمحال و بختيارى واقع است.
١١٦. در صفحات ٥٩٢ ـ ٦٠٨, ٦١٤ و ٦١٩ آبادى هاى كذبچه, كرمك, كرو, كرهنگ و كفير در استان يزد قرار دارند و مربوط به اصفهان نمى باشند.
١١٧. در صفحه٦٠١ آبادى كروزوم به غلط كرزم عنوان گرديده و از سويى اين آبادى در شهرستان فريدونشهر واقع است كه مؤلف آن را در فريدن اصفهان قلمداد نموده است.
١١٨. در صفحه٦٢٧ معناشناسى كلوسه, آن را به معناى محل جريان آب آورده است. در صورتى كه كِلوُس همان كرفس است كه عشاير چهارسنگ بختيارى منطقه آن را كِلوس گويند و اين منطقه از مناطق بزرگ رويش گياه كرفس مى باشد.
١١٩. در صفحه٦٣٨ آبادى كمران را از جمله آبادى هاى شهرستان فريدن منظور نموده. در صورتى كه در شهرستان فريدونشهر واقع است.
١٢٠. در صفحات٦٤٠, ٦٤٦ و ٦٥٦ آبادى هاى كم كوه, كنگاه و كهدوئيه در استان يزد مورد بحث قرار گرفته است.
١٢١. در صفحه٦٤٢, آبادى كميتك را در دهستان چادگان شهرستان فريدن محسوب نموده. در صورتى كه اين آبادى در شهرستان چادگان واقع است.
١٢٢. در صفحه٦٥٩ آبادى كهرت واقع در شهرستان خوانسار را از جمله آبادى هاى پشتكوه شهرستان گلپايگان منظور نموده است.
١٢٣. در صفحات٦٥٩, ٦٦٧, ٦٨٣و ٧٠٥ آبادى هاى كهكين, كيه, گزومه و لاجر در استان يزد واقع و مربوط به اصفهان نيست.
١٢٤. در صفحه٦٧١ ذكر باتلاق گاوخانى به ميان آمده كه زاينده رود به آن مى ريزد. نيازى به توضيح نيست كه گاوخانى آبادى نيست, بلكه باتلاقى است (فصلى يا درياچه فصلى).
١٢٥. در صفحه٦٨٤ آبادى گشنگان در شهركرد مورد اشاره قرار گرفته كه مربوط به استان چهارمحال و بختيارى است.
١٢٦. در صفحه٦٨٧ در ميان گلپايگان اشاره به دهستان عربستان نمود و تكرار مكررات. در بخش هاى قبل مورد بحث قرار گرفت و علت نامگذارى آن و كوچ اعراب به اين محل ذكر شد.
١٢٧. در صفحه٦٨٨ جنگاه را از آبادى هاى شهرستان گلپايگان محسوب نموده. در صورتى كه جنگاه نام محلى است در شرق شهر خوانسار كه جنگ افغان ها و مردم خوانسار در پايان سلسله صفويه در اين مكان اتفاق افتاده و علت نامگذارى آن نيز به اين سبب است.
١٢٨. در صفحه٦٩٢ آبادى گنهران يا گلهران را در محدوده شهرستان نجف آباد محسوب نموده. در حالى كه اين آبادى در شهرستان تيران و كروند واقع است.
١٢٩. در صفحه٦٩٥ آبادى گوكان بالا و پايين را در دهستان پشتكوه موگويى فريدن ذكر نموده كه صحيح آن شهرستان فريدونشهر مى باشد و نيز در صفحه٧١٣ آبادى لاوه فريدونشهر, در محدوده فريدن منظور گرديده است.
١٣٠. در صفحه٧٢٠ در بيان لنگ, آن را يك طايفه آريايى در نظر گرفته و چهارسنگ و هفت سنگ را ايل خوانده است. در صورتى كه هفت سنگ و چهار سنگ دو طايفه از ايل بختيارى مى باشند. از نظر مكانى طايفه هفت سنگ را در فريدن و چهارسنگ را در بختيارى دانسته است. در صورتى كه طايفه چهارسنگ در شهرستان فريدونشهر و فريدن است و هفت سنگ در چهارمحال و بختيارى ييلاق مى نمايند.
١٣١. در صفحه٧٢٥ هادى را كه نام نهرهاى جارى در داخل شهر اصفهان است و از زاينده رود منشعب است در رديف آبادى ها ذكر نموده است كه نادرست است.
١٣٢. در صفحات٧٣٨ و ٧٤٥ دو آبادى مازه ابول و مزان واقع در دهستان پشتكوه شهرستان فريدونشهر را از جمله آبادى هاى شهرستان فريدن محسوب نموده است.
١٣٣. در صفحات٧٤١, ٧٥٠, ٧٥٥ و ٧٥٧ آبادى هاى مدوار, مفتان, منشار و منگ آباد از جمله آبادى هاى استان يزد مى باشند و خارج از محدوده اصفهان و از سويى مهريز را يكى از دهستان هاى شهرستان يزد منظور نموده كه امروزه مهريز يكى از شهرستان هاى استان يزد مى باشد.
١٣٤. در صفحه٧٥٨ آبادى موته از جمله آبادى هاى ميمه در شهرستان اصفهان ذكر شده است كه صحيح آن شهرستان برخوار و ميمه مى باشد و نيز صفحه ٧٥٩ موچه خورت از جمله آبادى هاى شهرستان برخوار و ميمه است كه در محدوده شهرستان اصفهان منظور گرديده است.
١٣٥. در صفحه٧٦١ موردان را نام چشمه اى در سمت شمال شاهانكوه عنوان نموده كه اكنون خشكيده است و از سويى نام آبادى نيست و در فرهنگ آبادى ها جايگاهى ندارد.
١٣٦. در صفحات ٧٧٣, ٧٧٥, ٧٧٧, ٧٧٨, ٧٩٢, ٧٩٣, ٧٨٠, ٨٠٤, ٨١٧, ٨٢٤ و٨٣٥ آبادى هاى مهرگرد, مهريز, (دهستان در نظر گرفته شده, در صورتى كه خود شهرستانى مستقل است) و ميبد كه خود شهرستانى است مستقل, ولى در محدوده شهرستان يزد محسوب گرديده. ميامى, ناروان, ندگان, ندوشن, نير و نگنگان و نيوك و وارعون همگى در استان يزد و خارج از محدوده استان اصفهان هستند.
١٣٧. در صفحه٧٨٣ شهر ميمه را شهركى در شهرستان اصفهان محسوب نموده كه صحيح آن شهرى در شهرستان برخوار و ميمه است.
١٣٨. در صفحه٧٩٧ نسار را ديهى در دهستان چادگان منظور نموده, در شهرستان فريدن و معناى آن را آب ذكر نموده است. اولاً نسار (اسكندرى) در شهرستان چادگان واقع است نه دهستان چادگان, ثانياً نسا و نسار به معناى محل پشت به آفتاب در مقابل بر آفتاب, كما اين كه دو مكان اسكندرى بر افتاب و اسكندرى نسا در چادگان به همين معناست كه گاهى اسكندرى نسا را مخفف نموده, نسا گويند.
١٣٩. در صفحه٨١٠ ذكر نهاوند در استان همدان به ميان آمده كه مربوط به اصفهان نيست.
١٤٠. در صفحه٨٣٦ آبادى ورپشت را ديهى از دهستان كرون, بخش حومه شهرستان نجف آباد ذكر نموده كه صحيح آن شهرستان تيران و كروند است.
١٤١. در صفحه٨٤١ ورنامخواست را ديهى از دهستان اُشيان در شهرستان لنجان آورده است. صحيح آن كه ورنامخواست از جمله شهرهاى شهرستان لنجان مى باشد.
١٤٢. در صفحه٨٤٥ وزوان را ديه بزرگى در كنار شاهراه اصفهان آورده است. صحيح آن كه وزوان از جمله شهرهاى شهرستان برخوار و ميمه است.
١٤٣. در صفحه٨٤٧ وزوه را ديهى در دهستان پشتكوه موگويى از شهرستان فريدن محسوب داشته كه صحيح آن شهرستان فريدونشهر است. مؤلف در ادامه گويد: فريدن امروزه براى خودش شهرستانى شده و نام و نشانى پيدا كرده است. در تصحيح اين سخن بايد گفت فريدن در سال ١٣٢٦ به شهرستان تبديل شده است و اكنون ٥٧سال از اين موضوع مى گذرد.
١٤٤. در صفحه٨٦٣ آبادى ويجه را از دهستان پشتكوه فريدن محسوب داشته است. صحيح آن شهرستان فريدونشهر است.
١٤٥. در صفحات ٨٦٦, ٨٧٦, ٨٨٤, ٨٨٦, ٨٩٢, ٨٩٨, ٨٩٩ و٩٠٠ آبادى هاى مورد اشاره شامل دوهامانه, هرسك, هفتاد دُر, هفتهر, هميجان, هنزا, هنگره و هنله همگى در استان يزد واقع و براساس تقسيمات كنونى كشورى با آنچه ذكر گرديده است, متفاوت است.
١٤٦. در صفحه٨٦٨ آبادى هباد (حبيب آباد) را ديهى در ناحيه برخوار آورده است. در حالى كه حبيب آباد از جمله شهرهاى استان اصفهان است.
١٤٧. در صفحه٨٧٢ آبادى ه