آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - چند نسخه تازه ياب معتزلى١ - هاگاى بن شماى
چند نسخه تازه ياب معتزلى١
هاگاى بن شماى
##ترجمه محمدكاظم رحمتى٢##
سخن مترجم: قرائيم نحله يهودى متأثر از فرهنگ اسلامى, خاصه معتزله, است. اين فرقه را عانان بن داود در حدود ٧٦٧م در عراق بنيان نهاد. اين فرقه تنها سنت مكتوب يهودى را مبناى خود قرار داده و سنت شفاهى (تلمود) را قبول ندارد. اهميت اصلى اين فرقه در توجه آنها به سنت معتزلى و استنساخ آثار آنهاست. مجموعه اى كه آقاى هاگاى بن شماى در اين جا آن را معرفى كرده, يكى از گنجينه هاى مهم اسلامى است كه آبرهام فركويچ از عالمان قرائيمى روسى (١٧٨٧ـ١٨٧٤) آنها را در راه سفر خود به سوريه, فلسطين و مصر گردآورى كرده است. در اين مجموعه, نسخه هاى خطى كهن عربى حتى شيعى نيز وجود دارد. در ابتداى نوشتار, بن شماى به اختصار از نسخه اى از كتاب الذخيره العالم وبصيرة المتعلم سيد مرتضى (م٤٣٦) ياد كرده است. آقاى سيد احمد حسينى اين كتاب را با عنوان الذخيره فى علم الكلام براساس دو نسخه خطى (آستان قدس ٣٢٤٤ و با تصريح به نام آن يعنى الذخيرة العالم و بصيرة المتعلم و نسخه كتابخانه آخوند همدانى شماره ٤٦٣٥ , قم, ١٤١٥) به چاپ رسانده است. افتادگى اين دو نسخه و قدمت نسخه فركويچ (كتابت در ٤٧٢ق) لزوم تصحيح مجدد اين كتاب را الزامى مى كند. خانم اشمينكه به تفصيل از اين نسخه در مقاله (نسخه اى كهن از كتاب الذخيره شريف مرتضى) (تاريخ كتابت ٤٧٢) در مجله معارف, دوره بيستم, شماره٢, مرداد ـ آبان ١٣٨٢, ص٦٨ ـ٨٤ سخن گفته اند. اهميت ديگر مجموعه فركويچ به دربرداشتن بخش هايى تا به حال چاپ نشده از كتاب مهم المغنى قاضى عبدالجبار است كه خانم اشميتكه آنها را در دست چاپ دارد. ٣
* * *
بخش اولنسخه خطى or.٢٥٢٩ كتابخانه بريتيش ميوزيوم٤ دربردارنده سه بخش مكتوب به خط عبرى توسط يهودى عرب زبانى از نحله قرائيم است. دو بخش نخست (برگ هاى ١ـ ٩٥) بر طبق نظر فهرست نگار,٥ استنساخ هايى از كتاب هاى فلسفى مسلمانان در دفاع از عقايد معتزله است. نام مؤلفى ارائه نشده است. به نظر مى رسد بوريسف (A. Ya. Borisov) با ارجاع به يكى از اين دو بخش, تلاشى براى معرفى هويت مؤلفان در مقاله اش درباره نسخه هاى خطى معتزلى در كتابخانه عمومى دولتى لنينگراد انجام داده است.٦ بوريسف در اين مقاله سيزده بخش از اجزاى مجموعه فركويچ (Firkovich) را توصيف كرده است.٧ محتويات همه اين سيزده بخش داراى مشخصه واضح معتزلى است,٨ اما تنها دو قطعه از سيزده بخش (شماره هاى دوم و يازدهم فهرست بوريسف) داراى عنوان هستند و نام مؤلف به صراحت آمده است: المحيط تأليف عبدالجبار و ذخيرة العالم و بصيرة المتعلم تأليف شريف المرتضى. برخلاف انتظار بوريسف, مقاله وى ظاهراً توجه محققان را به خود, به جز در چند ارجاع مختصر كتابشناسانه, جلب نكرد.٩
از زمانى كه بوريسف مقاله خود را منتشر كرده, منابع متعدد معتزلى به چاپ رسيده است. مطالعه معتزله به نحو اعم و عبدالجبار به طور خاص به مرحله مطلوبى رسيده است.١٠ اين حقيقت مى تواند ياريگر تلاش مجدد براى معرفى دو بخش قرائيم در نسخه بريتيش ميوزيوم, همچنين برخى از آنچه كه بوريسف آنها را گزارش كرده, باشد. بخش دوم
بدون ترديد برگ هاى ١ـ ٨٨ نسخه خطى بريتيش ميوزيوم به شماره ٢٥٢٩, بخشى از كتاب المحيط عبدالجبار است. اين را مى توان با مقايسه اين قطعه با جلد اول كتاب (كه اكنون دو چاپ آن در دست است: يكى به كوشش عمر السيد عزمى و ديگرى توسط هوبن ـ J.S. Houben) ثابت كرد.١١ اين بخش كه برگ هاى a١ـ a٣١, پاراگراف اول تا سطر١٣ را تشكيل مى دهد با متن چاپى از صفحه ٣٦٨, پاراگراف, اول سطر١٠ به آخر چاپ عزمى مطابقت دارد (صفحه ٣٨٤, پاراگراف اول, سطر دوم از چاپ هوبن به آخر).١٢
همان گونه كه اشاره شد قطعه شماره دومِ فهرست بوريسف بخشى از كتاب المحيط عبدالجبار است. مقايسه عناوين و فهرست مطالب اين قطعه با چاپ عزمى و بخشى از نسخه بريتيش ميوزيوم نشان مى دهد كه برگ هاى ١تا٧ قطعه لنينگراد مى بايد بعد از برگ٣٠ قرار گيرد و برابر با صفحات ٢٩٥ـ٣٢٦, ٣٣٤ـ٣٣٩ در چاپ عزمى است.
براساس آنچه در فهرست مطالب شماره هفتم فهرست بوريسف آمده, به نظر مى رسد اين قطعه, كه ٦٥برگ نيز هست, بخشى از كتاب المحيط عبدالجبار باشد.١٣ اين را مى توان از عبارتى در قطعه نسخه بريتيش ميوزيوم استنباط كرد كه در آن عبدالجبار بررسى عامى از محدوده موضوعات مرتبط براساس نظر خود در باب تكليف آورده, و از اين رو شايسته بحث در چارچوب كتاب المحيط است. عناوينى كه در اين عبارت آمده, همان عناوينى است كه شماره هفت فهرست بوريسف نشان مى دهند و در ديگر بخش هاى محيط نيز مورد بحث قرار گرفته اند. آنچه در پى خواهد آمد, برگردان عربى اين عبارت از عبرى به حروف عربى است١٤ (نسخه خطى بريتيش ميوزيوم Or.٢٥٢٩, برگ a٧١, پاراگراف دوم, سطر ١٥ به بعد):
إن قيل ما جملة القول فى ذلك؟ فجوابنا ان القول فيه يدور على خمسة اقسامك احدها ما التكليف وما يتصل به. والثانى جملة المكلف و ما يتصل به.١٥ والثالث صفة المكلف و ما يختص به من الشروط, والرابع صفة الافعال التى يتناولها التكليف وما يتصل بها. (b٧١) و الخامس ماهو الغرض بالتكليف وما يختص به.١٦ ولا باب يُتكلَّم فيه و يقع بين المتكلمين والفقهاء واهل الدين به خلاف الا و يرجع الى ما قدمناه. وربما اشتبه شرائط هذه الاقسام بعضها ببعض, و ذلك لايؤثر فيها نريده و ربما تخلص و تميز. وربما يُظَنّ فى بعض المسائل انه لا اتصال له بما قدمناه و له به اتصال. و ان احدنا١٧ فى هذا التفصيل يطول و يستغرق ذلك بما نذكره من الابواب ان شاءاللّه.
فان قيل: فاي مدخل لحمكة المكلف فى هذا الباب؟ فجوابنا ان التكليف لايثبت لولاها, ولو ثبت لكان يزول بزوال الدواعى الى تحمُّل المشقّة فيها لولا حمكة المكلف, وكان لايوثق بالمجازاة وبما هو الغرض بالتكليف.١٨ فنحن اذا تكلمنا فى وجه الحكمة فيما خلق الى غير ذلك فانما نثبت مائية التكليف.١٩ و اذا تكلمنا فى الاصلح٢٠ فانما نثبت ان التكليف تفضل لا واجب الى غير ذلك. [٧٢a] و يدخل فى ذلك الكلام فى جملة التكليف. واذا تكلمنا فى اللطف٢١ فانما نبين ما يجب لمكان التكليف. وكذلك القول فى الآلام.٢٢ واذا تكلمنا فى الوعد والوعيد٢٣ فانما نثبت ما يجرى النشر ما فى التكليف او ما يكون لطفا فيه.٢٤ و كذلك القول فى النبوات والشرائع.٢٥ و اذا تكلمنا فى الامامة واثباتها او الكلام فى الامر بالمعروف والنهى عن المنكر, فانما نثبت ما يتناوله التكليف اما عقلاً و اما سمعا. و اذا تكلمنا فى القرآن والسنة٢٦ فهو الكلام فى تثبيت طريق معرفة التكليف و ما يتصل به. وهذا القدر كاف فى التنبيه على ما قدمناه.
بنابراين, براساس محتويات, قطعه شماره هفت كاملاً منطبق با طرح كلى كتاب المحيط است. افراد و كسانى كه از آنها نقل قول شده در هر دو شماره هفتم و دوم آثار فهرست بوريسف, همچنين در قطعه نسخه بريتيش ميوزيوم بسيار شبيه هستند.٢٧ اين سه قطعه مورد بحث كه روى هم ١٨٥ برگ است, تحرير قرائيمى از كتاب المحيط عبدالجبار است, غير از ديگر قطعات كوتاه ترى كه ممكن است در مجموعه فركويچ يافت نشود.
پرسشى كه به سرعت در ذهن خطور مى كند اين است كه چه ارتباطى بين تحرير قرائيمى و تحرير ابن متويه است.اين پرسش به دو دليل اهميت خاصى دارد: نخست تحرير المحيط ابن متويه فزون تر از ديگر نگاشته هاى عبدالجبار, گفته هاى تدوين گر آن (ابن متويه) را دربردارد;٢٨ دوم ما از خلال نقل قول هايى كه يوسف البصير, معاصر جوان تر قرائيمى عبدالجبار آورده, درمى يابيم كه عالمان قرائيمى با متن اصلى كتاب المحيط آشنا بوده و از آن بهره برده اند, قبل از آن كه ابن متويه توانسته باشد كه تحرير خود را تمام كند.٢٩ با وجود تنها ٣١برگ از قطعه بريتيش ميوزيوم كه با جلد اول چاپ شده المحيط تطابق دارد,٣٠ به نظر مى رسد بتوانيم مقايسه اى بين تحرير قرائيمى اين كتاب با تحرير ابن متويه داشته باشيم:
(باب في بيان ما يتعلق بالاسماء في هذا الباب).٣١
(ان قالك اتقولون ان السبب يوجب المسبَّب؟ فجوابنا: نعم, على طريق الاصطلاح. فاما على مايقتضيه الاصل فلا, لان الموجب للمسبَّب هو فاعل السبب من حيث وقع من قدرته على هذا الحدّ و لانه كالوصلة والآلة. فكما لايضاف الفعل اليها فكذلك الى السبب. فان قال: افتقولون انه مولّد؟ فجوابنا قريب مما تقدم. فاما وصف المسبَّب بانه متولد فصحيح, سواء قيل ان السبب يولّد او فاعل السبب بالسبب).
(فان قال: افيقال انه حادث عن السبب وبالسبب؟ فجوابنا: لا, بل هو حادث من جهة القادر, فان كان بالسبب احدثه. فان قال: افتقولون انه محرّك الاجسام باعتماد يده؟ فجوابنا: نعم. وانما يمتنع من ذلك من يقول بالجبر لان عندهم ان المتولد ان ليسه٣٢ بكسب بل القديم منفرد٣٣ بها, حتى دعاهم ذلك الى القول بان الكسر يحلّ في يد المرء لا في المكسور, وكذلك القتل, الى غير ذلك من الجهالات).
(باب في بيان ما يتعلق بالاسماء في هذا الباب).٣٤
(ما بتصل بالمعنى فيما نقوله في باب التوليد قد مضى. فاما الكلام في الاسماء والعبارات التي تجري على هذه الاسباب فقد حصل الاصطلاح منّا على اسماء تطلق على اسباب فنتوسع بها ولو حققناهاغ ما كان يجب ذلك نحو قولنا في السبب انه موجب للمسبَّب لان الذي اوجب حصوله هو ما عليه القادر و صار السبب واسطة بينه و بين ذلك الفعل و ان كنا نمتنع من إطلاق الموجب على الفاعل ايضا لان طريقة الفعلية تنافي الايجاب. فكذلك فلا يصحّ على الحقيقة ان يقال في السبب انه مولّد لانه من اسماء الفاعلين. ولا يقال ايضا انه٣٥ حادث بالسبب, فان حدوثه هو بالقادر. بل يصح ان يقال احدثه القادر بهذا السبب او حرّك المحلّ المنفصل عنه بالاعتماد او الّف بالمجاورة الى ما شاكل ذلك. وانما يمتنع هذا على قول المجبرة لان عندهم ان فعل احدنا لايتعدّى محلّ قدرته, وعلى هذا جعلوا الكسر حالاّ في الكاسر, وكذلك فيما يجري مجراه وارتكبوا بذلك الجهالات. فاما قولنا في المسبَّب انه متولد فصحيح سوآء جعل المولّد هو الفاعل او السبب).
نخست به نظر مى رسد تحرير قرائيمى نشانگر متن متفاوتى است. براى مدلل نمودن اين تفاوت, مثال مختصرى سودمند خواهد بود. عبارت زير برگردان عربى شده از فصلى از تحرير قرائمى است (ستون سمت راست, نسخه خطى بريتيش ميوزيوم Or.٢٥٢٩, برگ a١٥, پاراگراف دوم, سطر٤ به بعد) كه با فصل مشابه متن چاپ شده تطابق دارد (عزمى, ص٤٠٢= هوبن, ص٤٢١).
نخستين تفاوت چشمگير حجم مطالب است. بيشتر فصول تحرير قرائيمى مختصرتر از مقدارى است كه ابن متويه آورده است; همانند مثالى كه در قبل نقل كرديم. با اين حال فصولى نيز هست كه در تحرير قرائيمى مفصل تر است. از منظر تاريخى اين با اهميت است كه يكى از اين فصول مطول تر تحرير قرائيمى, فصلى است كه به (باب فى ذكر من القدريه) نامگذارى شده است,٣٦ كه ده صفحه در تحرير قرائيمى است, برخلاف دو صفحه اى كه در تحرير ابن متويه آمده است. تحرير قرائيمى اين فصل,احاديثى دربردارد كه در تحرير ابن متويه نيامده است.٣٧ از آنچه خود ابن متويه آورده, درمى يابيم اين فصل در متن اصلى عبدالجبار مفصل تر بوده است, همان گونه كه ابن متويه گفته است: (وقد بسط القول فى ذلك وهذا جملة ما أورده).٣٨ در مورد ديگر, ابن متويه حديثى را كه عبدالجبار نقل كرده, خلاصه كرده, مى گويد: (وأورد فى٣٩ الكتاب حديث الاصبغ بن نباته ان شيخاً قام الى على يوم صفين).٤٠ اين روايت به تفصيل در تحرير قرائيمى موجود است و بالغ بر يك صفحه و نيم است.٤١
آن گونه كه مى توان به طور كلى از تشابهات دو فصل نقل شده در قبل دريافت اين است كه تفاوت اين دو تحرير تنها در حجم مطالب نيست, بلكه در سبك نقل مطالب نيز هست. شيوه نقل روايت قرائيمى نزديك تر به سبك كتاب شرح الاصول الخمسه قاضى عبدالجبار است كه آن نيز البته حاصل فرايند باز تحرير [كتابى از قاضى عبدالجبار] است.
فزون تر آن كه, تفاوت هايى در محتواى دو متن نيز هست. پرداختن به چنين تفاوت هاى حجمى, مطلبى فراتر از اين نوشتار تذكرگونه است, اما مثال مختصرى, خالى از فايده نخواهد بود. در صفحه ٣٧١, پاراگراف اوال, سطر٢٠, متن ابن متويه (چاپ عزمى) چنين خوانده شده است: (واذا زال انعامه زال استحقاقه للشكر والعبارة التى من شأنها ان تستحق باصول النعم). به نظر مى رسد اين عبارت ابن متويه بيانگر جمله مشابهى است كه در تحرير قرائيمى, برگ a٣, پاراگراف اول, سطر سوم آمده: (ثم حكم لأجل ذلك عليه بالعذاب الدائم فكيف يستحق عليه الشكر والحال هذه وذلك مخالف لنص الكتاب ولإجماع الامة).
تفاوت ديگر بين دو متن در ماهيت و شيوه باب بندى است. تحرير ابن متويه به اسفار تقسيم شده ,در حالى كه تحرير قرآئيمى به اجزا تقسيم شده كه مفصل تر نيز هست. نخستين جزء تحرير قرائيمى با اسفار هفتم تحرير ابن متويه تطابق دارد و فصل نخست, سفر هشتم.٤٢ اين را نيز بايد خاطرنشان كرد كه هر دو تحرير در ترتيب فصول و همچنين در عنوان گذارى باب ها با يكديگر به طور كلى تطابق دارند.
آخرين تفاوت بين دو تحرير مى تواند در شناخت هويت مؤلف تحرير قرائيمى كمك كند. در برخى جملات ,مؤلف تحرير قرائيمى به چندين كتاب خود كه پيشتر تأليف كرده, اشاره كرده است. در برگ b٩, پاراگراف اول, سطر١٤ او مى گويد: (والقول على هذا المذهب بسطناه فى كتاب الداوعى والصوارف)٤٣ و در برگ a٣٥, پاراگراف اول, سطر دوم: وقد بيننا [!] فى جواب مسائل ابى رشيد.٤٤ اين ارجاعات كه به صورت شخص اول آمده, به كتاب هاى عبدالجبار اشارت دارد٤٥ كه مى بايد مورد توجه قرار گيرد, در حالى كه هيچ ارجاعى به نگاشته هاى عبدالجبار در جلد نخست تحرير ابن متويه وجود ندارد.
متعاقباً آن كه اين را مى توان ديد كه تحرير قرائيمى نزديك تر به متن اصلى عبدالجبار است تا تحرير ابن متويه. اين را مى توان فرض كرد كه تحرير قرائيمى متن اصلى كتاب است چرا كه بسيارى از اصطلاحات و عبارت هاى خاص اسلامى تغيير داده نشده, بلكه به همان صورت نقل شده است٤٦ و اين برخلاف شيوه عالمانِ قرائيمى علاقه مند به متون اسلامى است كه در هنگام تلخيص يك متن, نخست ويژگى هاى اسلامى را خصوصاً حذف مى كرده اند. به طور كلى متن اصلى كتاب المحيط عبدالجبار ميان عالمان قرائيمى رواج داشته و دليلى در دست نيست كه بپذيريم آنها تحرير متأخر آن را پذيرفته اند. اين حقيقت كه اين قطعات از متن اصلى باقى مانده اند, خاصه جالب توجه است, چرا كه حاوى مباحثى از موضوعاتى است كه مى بايد بخشى از اجزاى المغنى باشد كه گمان مى شده است مفقود شده اند (بنگريد به ادامه).
آشكار است كه نسخه هاى خطى تحرير قرائيمى كه به عبرى نوشته شده اند, حروف نگارى عبرى نگاشته عربى كتاب هستند [يعنى كتاب به عربى و به خط عبرى است]. اين حقيقت موجب خواندن نادرست بسيارى از كلمات شده است,٤٧ فزون تر آن كه به نظر مى رسد بخشى از نسخه بريتيش ميوزيوم صورت تحرير شده عبرى متن عربى باشد, اما حداقل نسخه دوم گرچه اشتباهاتى نيز دارد كه تنها با ذكر عبارت عبرى آن مى توان آنها را برشمرد, چون در برگ٢٤, پاراگراف اول, سطر٤ كلمه عبرى به جاى و جنود الشيطان.٤٨ بنابراين در هر تلاشى براى پديد آوردن متنى مقبول در چاپ انتقادى از تحرير قرائيمى,٤٩ بايد شيوه هاى نگارش عربى و عبرى را مد نظر داشت. از حيث تاريخى توجه به اين نكته ارزشمند است كه قرائيميان در قرن چهاردهم ميلادى,٥٠ هنوز ضرورت مراجعه به متون معتزلى و استنساخ آنها را احساس مى كردند, گرچه آنها قبل از آن متكلمان نومايه قرائيمى داشته اند كه آثارى به عبرى و عربى تأليف كرده اند, چون القرقسانى, يوسف البصير, ابوالفرج فرقان, هدسى و ديگران. بخش چهارم
برگ هاى ٨٩ ـ ٩٥ از نسخه خطى بريتيش ميوزيوم Or.٢٥٢٩, بخش كوتاه ترى است. محتويات آن به اين نحو كه عناوين آنها آمده (فصول شماره گذارى شده) و مؤلفان آن نقل شده اند,٥١ همگى دلالت دارند كه اين قطعه بخشى از همان كتاب شماره سوم فهرست بوريسف است (يا همان نسخه).٥٢ فزون تر آن كه عبارتى در نسخه بريتيش ميوزيوم است كه در فهرست نسخه ها نقل شده است و ممكن است سر نخى براى شناخت هويت مؤلف به دست دهد. در برگ a٨٩, پاراگراف اول, سطر١٣, عبارت چنين است: (وقد تُقُصّى الكلام فى هذه الطريقة فى المغنى). ارجاع به المغنى و نام بردن از آن نشان واضحى است كه اين قطعه, بخشى از كتاب ديگر عبدالجبار است. بنابراين ما هم در نسخه بريتيش ميوزيوم و مجموعه فركويچ ٨٢برگ از كتابى ـ ظاهراً تا به حال ناشناخته ـ از عبدالجبار در اختيار داريم. عنوان آن را تنها مى توان حدس زد و كتابى است كه به مسائل كاملاً كلامى پرداخته و به نظر مى رسد كه كتابى منظم است و به بحث از يك موضوع خاص كلامى اختصاص يافته است.٥٣ اين موضوع به نظر مى رسد درباره نظريه الجواهر والاعراض به عنوان برهانى در اثبات وجود و توحيد خدا باشد. از حيث زمانى, اين رساله بعد از وفات ابوعبدالله بصرى (متوفى٣٦٧), آخرين استاد عبدالجبار تأليف شده, چرا كه عبدالجبار از او با عبارت (رضى الله عنه) ياد كرده است.٥٤ اين نكته با اين واقعيت نيز مورد تأييد است كه اين كتاب مى بايد تنها بعد از نگارش اجزايى از كتاب المغنى كه به همان مسائل فوق پرداخته, تأليف شده باشد,٥٥ كه قبلاً وجود داشته است.٥٦
همه اين دلايل ما را به اين نتيجه هدايت مى كند كه قطعه مورد بحث مى تواند, بخشى از رساله شرح كشف الاعراض باشد.٥٧ براساس شاهدى از خود عبدالجبار, درمى يابيم كه اين رساله همزمان با تأليف بخش هاى آخر كتاب المغنى و بعد از وفات ابوعبدالله بصرى تأليف شده است.٥٨ بخش پنجم
مشخص است تا زمانى كه محققان عملاً از مراجعه به نسخه هاى معتزلى مجموعه هاى لنينگراد محروم هستند, آن منابع ارزش محدودى در تحقيقات اسلامى خواهند داشت. با اين حال مى توان نظر سودمندى از محتويات اين مجموعه يافت. اين بخش مقاله, تلاشى است جهت معرفى برخى اجزاى معتزلى مجموعه فركويچ; گرچه اين تلاش منحصراً مبتنى بر فهرست عناوينى است كه با نهايت دقت در توصيفات بوريسف آمده است. سه قطعه از قطعاتى را كه در آن جا معرفى شده اند با اطمينان مى توان اجزايى از المغنى دانست و بخش چهارم نيز احتمالاً مى تواند از همان كتاب باشد.
قطعه شماره نخست در فهرست بوريسف (١٣١برگ به عربى) بخش هايى از جلد يازدهم و دوازدهم المغنى است و تقريباً به اين ترتيب كه برگ هاى b٤٢ـ b٥٢ با صفحات ٥١٦ ـ٥١٩, ٥٢٣ ـ٥٣١ از جلد يازدهم چاپى; برگ هاى a٥٣ ـ a٧١, b٧١ـ a١١٣, a٣ـ b٥, b٣٢ـ b٣٨و a٣٩ـ a٤٢ با صفحات ٣ـ ٣٥, ٤١ـ١٢٦, ٢٢٠ـ٢٢٩, ٣٠٦ـ٣٢٤,٣٤٧ـ٣٥٧ جلد دوازدهم چاپى و برگ هاى a١٢٤ـ b١٣١ تا حدى با فصولى كه در صفحه ١٦٦, ١٨٢, ٢٠٨ و ٢٠٩ جلد دوازدهم آغاز شده, تطابق دارد.
قطعه شماره ششم (٣٣برگ به عربى) اجزايى از جلد ششم المغنى را دربر دارد كه حدوداً به اين ترتيب است: برگ هاى b١٣ـ b١٥, a٤ـ a١٠, a١٦ـ b٣٣ كه با صفحات چاپى جلد ششم ٧ـ ٨, ١٣ـ٤٧ و ١٧٧ـ٢٠٩ تطابق دارد. اين كه از كتاب التعديل و التجوير ابوعلى جبايى نقل شده يا خير, بايد نسخه خطى را ديد و بررسى كرد, چرا كه همين عنوان در همان مجلد المغنى نيز آمده است.
قطعه شماره سيزدهم (٩١برگ, به عربى) دربردارنده جلد نهم و احتمالاً مجلدى گم شده از المغنى است (بنگريد به ادامه) و تقريباً به اين ترتيب است: برگ هاى a١٠ـ b١٤ و a٥٢ ـ a٥٤ كه تا اندازه اى با صفحات ١٣٨ـ ١٦٨ جلد نهم المغنى تطابق دارد. شش عنوان ديگر در اين قطعه (فصولى كه حدود ٢٥برگ است) به نوشته خود عبدالجبار آغاز جلد نهم است,٥٩ گرچه در نسخه صنعاء نيامده است. از اين رو قطعه شماره سيزدهم در برطرف كردن افتادگى بخش اعظمى از جلد نهم سودمند است. اين شش عنوان در برگ هاى b٢١ـ b٢٥, a٧٠ـ b٧٦ و b٨٢ ـ b١٨٤ از نسخه شماره سيزدهم است. همچنين يازده عنوان ديگر نيز هست كه بديلى در جلد نهم ندارند.
براى قطعه نهم (٧٩برگ به عربى), بديلى از مجلدات باقيمانده از المغنى نمى توان يافت. برخى نكات مسلم در اين نسخه هست كه مى توان مجلد آن را معلوم كرد. اين بخش با عبارت (تم الجزء العاشر) پايان يافته است. مهمترين موضوعات آن, معيارى براى ارزيابى ايمان و كفر, طاعت و سركشى, پاداش و مجازات است. جلد دهم و مباحث مفصل اين موضوعات در نسخه هاى خطى قابل دسترس المغنى نيامده است. اين ما را به اين نتيجه گيرى مى رساند كه اين قطعه در حقيقت بخش دومِ مفقود از جلد دهم است. در قبل اشاره كرديم كه در قطعه سيزدهم فهرست بوريسف, يازده عنوان (فصولى كه ٨٣برگ را تشكيل مى دهد) هست كه بديلى در جلد نهم المغنى يا در هر مجلد ديگرى ندارد. از عناوين مى توان استنباط كرد كه بيشتر اين فصول از مسأله قدرت و استطاعت بحث مى كند. در كتاب المحيط به دنبال اين دو موضوع, بحث توليد آمده است٦٠ كه موضوع جلد نهم المغنى است. هيچ موضوع ديگرى به اين تفصيل در كتاب المغنى مورد بحث قرار نگرفته است. بنابراين اغلب اين فصول مى تواند با جلد دهم المغنى كه در قطعه شماره نهم قرار دارد تطبيق گردد. بخش ششم
در ارتباط با تاريخ مكتوبات قرائيمى, تداول وسيع كتاب هاى عبدالجبار تا قرن پانزدهم ميلادى حيرت انگيز است. نسخه هاى قرائيمى اين گونه آثار كه پيشتر نيز شناخته شده بود پژوهش بيشترى در اين باب را ترغيب مى كند. مجموعه هاى مختلف گنيزه, بى ترديد مطالب ديگرى را نيز فراهم خواهد كرد. توصيفى كه از دو تكه موجود در مجموعه گنيزه در كتابخانه دانشگاه كمبريج مى آيد, مثال ساده اى از اين دست است:
١. نسخه خطى T-S, جعبه عربى ١٢/١٠, شش برگ متوالى (پشت سرهم) كه هركدام به سه قطعه تقسيم شده اند و دو قطعه از برگ هفتم ٥/١٦ھ٥/١٣ سانتى متر, ١٩سطر, حروف عبرى. چهار عنوان خوانا عبارتند از برگ b٢, برگ b٣, برگ b٥,٦٦ برگ b٦. رجالى كه از آنها نقل شده, عبارتند از: ابوعلى يعنى ابوعلى جبايى (دوبار); ابوهاشم (فرزند ابوعلى) هفت بار ; يك بار با عنوان, يك بار نيز با عنوانى غير از عناوين ذكر شده آمده است.
٢. نسخه خطى T-S, جعبه عربى١٢.١٤ يك بار, ١٨ھ١٤ سانتى متر, ١٧سطر, حروف عبرى. يك عنوان خوانا آمده است: احتمالاً صاحب بن عباد.
قائل اين گفته ذكر نشده است.
براساس تأملات پيش گفته مى توان ادعا كرد كه حتى بعد از كشف ارزشمند نسخه هاى خطى يمنى آثار عبدالجبار, مجموعه فركويچ به همراه مجموعه نسخه هاى خطى عبرى, هنوز مى توانند منبع مهمى در بازسازى نگاشته هاى مكتوب گسترده عبدالجبار قرار گيرند.١ . اين مقاله ترجمه اى است از: H. Ben-Shammai, A Note On Some Karaite Copies of Mutazilite writings, BSOAS, ٣٧ (١٩٧٤), pp. ٢٩٥-٣٠٤. ٢ .كلمات عبرى اين مقاله را به دليل برخى مشكلات حذف كرديم. ٣ . درباره فرقه قرائيم به آثار زير رجوع كنيد: Sabine Schmidtke, Neuere Forschungen Zur Mutazila Unter Besonderer Berںcksichtigung Der Sp*teren Mutazila Ab Dem ٤.١١٠ Jahrhundert, Arabica, ١٩٩٨, vol.٤٥, p.٤٠٥. ژرژ وجده كتاب المحتوى يوسف بصير را كه از عالمان قرائيمى بوده, به چاپ رسانده است. (ظاهراً متن اين كتاب عربى باشد). Al- Kitab al-Muhtawi de Yusuf al-Basir, Texte. Traduction et Commentaire par G. Vajda (Leiden, ١٩٨٥); George Vadja, زDe quelques Fragments Mutazilites En Judeo-Arabeس Journal Asiatique CCLXIV (١٩٨٦), pp.١-٧; شيخ بوعمران, مسئله اختيار در تفكر اسلامى و پاسخ معتزله به آن, ترجمه اسماعيل سعادت , ص٣٨٧ـ٣٩٤(تهران, ١٣٨٢); منشه امير, واژه هاى فرهنگ يهود , ص١٩٦(تل آويو ١٩٧٧/١٣٥٦) ; Isidore Epstein, Judaism: A Historical Presentation (London, ١٩٧٧), pp. ١٨٦ff; EI٢, s.v زKaraitesس by L. Nemoy and W. Zajacckowski. ٤ . منتخبات از اين نسخه را در اين جا با اجازه مسئولان كتابخانه بريتيش ميوزيوم آورده ام. ٥. G. Margoliouth, Catalogue of the Hebrew and Samaritan MSS in the British Mudeum, III, London, ١٩٠٩-١٥, no. ٨٩٤١I-II. ٦. Mutazilitskiye rukopisi Gosudarstvennoy Publichnoy Bibliotekiv Leningrade, Bibliografiya Vostoka, ٨-٩, ١٩٣٥, pp. ٦٩-٩٥. ارجاع به نسخه خطى Or.٢٥٢٩ در صفحه ٧٩ مقاله است. ٧ . به نظر مى رسد اين مجموعه حاوى ذخاير ارزشمند بيشترى از تراث عربى باشد. ر.ك: ibid., p.٧٠, n.٣. ٨ . متأسفانه بوريسف تنها قطعاتى كه سى برگ يا بيشتر داشته اند توصيف كرده و مجموعه هاى كمتر از سى برگ را نياورده است (cf.Ibid., p.٧١, ٧٨) كه ممكن است اهميت يكسانى داشته باشند. ٩. F. Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, I, Leiden, ١٩٦٧, p.٦٢٥. ظاهراً اين اطلاع برگرفته از دائرةالمعارف اسلام (Copies), ويرايش دوم, ج١, ص٥٩ است. ١٠. see Sezgin, Loc. Cit., and G.F. Hourani, Islamic rationalism, Oxford, ١٩٧١, p.٤, nn.١-٢. ١١ . اين دو چاپ, در قاهره و بيروت( ١٩٦٥) به چاپ رسيده است. ١٢ . ارجاعات ديگر به متن چاپ شده عزمى است (به جز مواردى كه متن تصحيح شده, مشكل داشته باشد). ١٣. cf. Borisov, p.٧٤. ١٤ . آن گونه كه ذكر شد نسخه بريتيش ميوزيوم به خط عبرى نوشته شده است. نسخه فاقد اعراب گذارى است و اعراب گذارى ها از من است. تغييرات ديگرى كه در عربى نگارى متن انجام شده, در پاورقى ذكر شده است. ١٥ . بخوانيد بها؟ ١٦ . درباره اين بند بنگريد به: عزمى, ص١١ـ١٢. ١٧ . عبارت عبرى كه در نسخه خطى آمده است (فإن أخذنا؟) خوانده مى شود, نيز بنگريد به عزمى, ص١٤, پاراگراف دوم, سطر١٣ـ١٤. ١٨ . عزمى, ص١٨. ١٩ . بنگريد به نسخه خطى بريتيش ميوزيوم( Copies), برگ هاى Copies٧٢ـ Copies٨٠. قرائت دقيق اين عناوين را مارگليوث آورده است ر.ك: Catalogue, p.٢٩٥, n.٢. ٢٠ . مقايسه كنيد اين عنوان برگ b٤ كه در فهرست بوريسف شماره هفتم است. ٢١ . نسخه خطى, Or.٢٥٢٩, برگ هاى a٢٧ـ a٣٣, b٣٧ـ a٥٠, b٦٦ ـ b٦٧. ٢٢ . نسخه خطى Or.٢٥٢٩, برگ هاى a١٥ـ b٢٢, b٥٣. ٢٣ . مقايسه كنيد با عزمى, ص١٩. ٢٤ . بنگريد به پاورقى٢١. ٢٥ . درباره عناوينى كه در اين جمله و عبارت بعدى آن, آمده است, بنگريد به عزمى, ص ١٩ . ٢٦ . عزمى, ص٣٠٦ـ٣٣٩. ٢٧ . خاصه توجه گردد كه كتاب الدواعى والصوارف (درباره آن ر.ك: ادامه) در هر سه اثر آمده است. بر طبق نوشته عبدالكريم عثمان, قاضى القضاة عبدالجبار , ص٦٦, شماره٣٢ و ص٦٩, شماره٥٠ (بيروت, ١٩٦٧). اين رساله كه عبدالكريم عثمان, تنها منقولاتى را از آن در آثار تأليف شده بعد از وفات عبدالجبار يافته, مى بايست زمانى در حدود تأليف بين المغنى و المحيط نگارش يافته باشد. كتاب المحيط به نظر مى رسد كه جزء آخرين آثار عبدالجبار باشد. ٢٨ . بنگريد به مقدمه چاپ عزمى. ٢٩ . بنگريد به عزمى, ص٨; G. Vajda, Revue des Etudes Juives, cxxviii, ٢-٣, ١٩٦٩, p.١٧٢. درباره انتساب نادرست كتاب المحيط به يوسف البصير (توسط Steinschneider) ر.ك: بوريسف, ص٧٤. به يادداشت بوريسف اين را نيز مى توان افزود كه عبارت عبرى كه به عنوان برگردان عبرى كتاب التميز بصير آمده, در حقيقت برگردان لقب عبدالجبار قاضى القضاة است. ابن متويه در ٤٦٨/١٠٧٥ درگذشته است و كاملاً ترديدآميز است كه وى ديدار مستقيمى با عبدالجبار داشته باشد. درباره تحرير ابن متويه ر.ك: عزمى, ص ٨; G. Vajda, Revue de lصHistoire des Religions, CLXIX, ٢ (١٩٦٦), pp. ١٩٤-٥. (مرور وجده بر چاپ كتاب المحيط توسط هوبن). ٣٠ . من تا به حال نتوانسته ام, نسخه لنينگراد را ببينم. ٣١ . ر.ك: پى نوشت١١. ٣٢ . يعنى المسبب. ٣٣ . يعنى فى باب التوليد. عنوان آمده در تحرير قرائيمى, همچنين اولين جمله اين فصل, مؤيدى بر قرائت مرجع هوبن است. ٣٤ . ر.ك: پى نوشت٣٥. ٣٥ . عبارت عبرى در نسخه خطى به نظر مى رسد معادل ليست باشد. ر.ك: J. Blau, A grammar of mediaeval Judaeo-Jerusalem ١٩٦١, p.٤١f. و (به عبرى) Arabic . و ان دراصل ات است و اين حاصل تبديل پسوند عبرى در حروف نگارى عربى به خط عبرى است و ات را بايد در ادامه كلمه المتولد دانست و بر اين اساس متنِ اصلى بايد چنين بوده باشد: ان المتولدات ليست بكسب. چنين توضيحى معناى كلمه بها را در ادامه عبارت نيز مشخص مى كند. ٣٦ . براى توضيح كلمه عبرى در نسخه خطى. ر.ك: J. Blau, The emergence and linguistic background of Judaeo-Arabic, Oxford, ١٩٦٥, p.١٨٠f. ٣٧ . نسخه خطى بريتيش ميوزيوم Or.٢٥٢٩, برگ b٢٥, بند دوم, سطر١٥ به بعد. عزمى, نسخه اساسى تصحيح خود را (ياب فى ذكر من ذم القدريه )خوانده است, اما قرائت تحرير قرائيمى مرجع است (هوبن, ص٤٤٢ عبارت را باب ذكر من القدريه خوانده است), چرا كه مؤلف ظاهراً توجه بسيار دقيقى در معرفى قدريه مورد بحث در چند حديث داشته است. به اين مطلب نيز بايد توجه كرد كه عزمى اساس چاپ خود را بر دو نسخه خطى از چهار نسخه موجود قرار داده و ظاهراً تمام اطلاعات ناظر به اختلاف نسخه ها و عناوين مذكور را نياورده است. ٣٨ . از نظر كتاب شناختى, تحرير قرائيمى نسبت به تحرير ابن متويه رجحان دارد. در چاپ عزمى, ص٤٢٢, بند اول, سطر٣ از انتهاى صفحه آمده است: (وحكى [عبدالجبار] ما ذكره ابن يزداد عن سفيان الفورى). در حالى كه در تحرير قرائيمى آمده است (برگ b٢٩, انتها): و(قد ذكر ابوبكر محمد بن داود الاصبهانى) (درباره وى ر.ك:GAL, Supp١., I,٢٤٩). عبارت فى كتاب الصائح ان سفيان الثوري… را مارگليوث در فهرست نسخه هاى خطى نيز نقل كرده است. ٣٩ . عزمى, ص٤٢٣, بند اول, سطر هفتم. ٤٠ . احتمالاً مراد متن اصلى كتاب باشد. ٤١ . عزمى, ص٤٢٠, بند اول, سطر١٨. ٤٢ . نسخه خطى, برگ b٢٣, بند اول, سطر هفت, برگ a٢٤, بند اول, سطر١٧. تغييرات بسيارى از اين دست را مى توان ذكر كرد. ٤٣ . بنگريد به نسخه شماره دوم از فهرست بوريسف. ٤٤ . عبارت بديلى از اين بخش در متن چاپ شده ابن متويه (عزمى, ص٣٨٦) نيست. ٤٥ . در باره اين ارجاعات و ديگر ارجاعات به المغنى ر.ك: Borisov, Loc.Cit., and Margoliouthصs Catalogue. ٤٦ . بنگريد به عبدالكريم عثمان, همان, ص٦٥, شماره٢٧ و ص٦٦, شماره٣٢. ٤٧ . برخى از اين موارد را مارگليوث در فهرست نسخه ها آورده است, جز يك عبارت عبرى كه به معناى رسول است, از سوى ديگر عبارتى چون (الرسول عليه السلام) (برگ b٣٠, بند اول, سطر٤) نيز تغيير داده نشده است. ٤٨ . بنگريد به پى نوشت٣٥. مثال ديگر در برگ a٢٢, بند دوم, سطر ١٠ـ١٢ است. قرائت درست عبارت (نيز ر.ك: عزمى, ص٤١٨, بند دوم, سطر ٨ ـ٩) اين است: فقال له بشر بن المعتمر عند ذلك لما شنعت سهلت فان القوم انقطعوا عند جوابه و عدّه بشر شنعة (با خواندن عبارت به اين شكل, در اعراب گذارى هوبن فَعُدّ, ص ٤٣٧, بند اول, سطر٨, غير ضرورى خواهد بود). ٤٩ . كه به دقت در برگ a٢٦, بند اول, سطر دوم استنساخ شده است. ٥٠ . من قصد انجام چنين كارى را در آينده اى نزديك دارم. ٥١ . تاريخ نسخه بريتيش ميوزيوم براساس فهرست نگار در فهرست نسخه هاست. ٥٢ . قبلى, شماره ٨٩٤/ II. ٥٣ . اين چندان تصادفى نيست كه نسخه بريتيش ميوزيوم از مسأله آغاز شده كه نسخه فركويچ پايان يافته است. ٥٤ . يعنى همانند جوابات, امالى و آثار اين گونه نيست. ٥٥ . در فهرست, اين مطلب دوبار آمده است. ٥٦ . احتمالاً در بخش هاى اول, افتادگى هايى نيز باشد. ٥٧ . ر.ك: عبدالكريم عثمان, همان, ص٤٩, ٧٠ (شماره٥٧). ٥٨ . عبدالكريم عثمان, همان, ص٦٧, شماره٤٠. ٥٩ . المغنى, تحقيق عبدالحليم محمود و سليمان دنيا, ج٢٠, بخش دوم (قاهره, بى تا). ٦٠ . همان, تحقيق توفيق الطويل و معيد زايد, ج٩, ص ٨ ـ ٩ (قاهره, بى تا) و بنگريد به: G. C. Anawati, R. Caspar and M. el-Khodeiri, زUne Somme inedite de theologie motazilite: Le Moghni du qadi Abd al-Jabbarس, MIDEO, Iv, ١٩٥٧, p.٢٩٧.