نخستين سخن
«الحمدللّه الذي هو ربُّ كل شيء و الهُ كلِ شيء و خالقُ كلِ شيء و صانعُ كلِ شيء و قبل كلِ شيء و بعد كلِ شيء و فوق كلِ شيء و عالمٌ بكل شيء و قادرٌ علي كلِ شيء و يبقي و يفني كلُ شيء.»
به فضل الهي و الطاف حجج طاهرين ـ سلاماللّه عليهم اجمعين ـ اين شماره از معرفت فلسفي نيز با مقالاتي در باب فلسفه، معرفتشناسي، دينشناسي و فلسفه حقوق سامان يافته است كه به اختصار اهم محورها، موضوعات و مسائل مطرح در مقالات آن را مرور ميكنيم:
در مقاله «حركت جوهري و تجدّد امثال، تأمّلات و پرسشها» نويسنده محترم ابتدا به معرفي حركت، قوّه و فعل و پاسخ اين پرسش كه «آيا حركت ممكن است؟» پرداخته، و پس از بيان شبهه عدم بقاي موضوع و عدم بقاي نوع، نظريه حركت جوهري ملّاصدرا را معرفي كرده و به شبهات آن پاسخ گفته است. در ادامه وي براهين اثبات حركت جوهري را بيان نموده و لوازم و نتايج حركت جوهري را برشمرده و چنين آورده است كه: «بدينسان، ملّاصدرا بر پايه اصالت وجود به نظريه حركت جوهري ميرسد كه بر اساس آن توفيق مييابد تفسير نويني از عالم ارائه دهد و گره از معضلاتي همچون حقيقت وجود، حقيقت عالم طبيعت و وحدت آن، ثبات و تغيير و ارتباط ثابت و متغير، حدوث و قدم و ارتباط حادث و قديم، زمان، حدوث جسماني نفس و سير تكاملي آن و حشر انسان بگشايد.» وي در پايان مقاله پرسشها و تأمّلات خود را درباره براهين مذكور بيان نموده و درباره تجدّد امثال به تفصيل قلم زده است.
چرا علوم را از هم جدا ميكنند؟ ملاك اين مرزبندي چيست؟ در علوم برهاني ملاك تمايز كدام است؟ نويسنده محترم مقاله «ملاك تمايز علوم برهاني» در پي آن است كه به اين پرسشها،به ويژه پرسش اخير، پاسخ گويد. وي ابتدا سه ملاك الف) روش؛ ب) غايت؛ ج) موضوع را به مثابه ملاكهاي عام مرزبندي معرفي كرده و پس از آن با بررسي نظريه امام خميني(قدس سره) و نظريه علّامه طباطبائي(قدس سره) درباره موضوع علم، و بيان نكاتي درباره حقيقت علوم برهاني، اثبات ميكند كه ملاك تمايز علوم برهاني موضوعات آنهاست. در پايان اين مقاله، به اين بحث پرداخته شده است كه آيا در مقام تدوين علوم، بايد به توصيف علوم موجود پرداخت يا بايد با معياري معقول تدويني نوين ارائه كرد؟
نويسنده محترم مقاله «حواس باطني از منظر معرفتشناسي» ابتدا به جايگاه و نقش حواس باطني در ميان قواي ادراكي و تعريف حواس باطني و ارائه طبقهبندي و انواع حواس باطني اشاره كرده و پس از آن، تمايز قواي ادراكي و همكاري ميان آنها را بازگو كرده است. وي در ادامه حسّ مشترك و كاركردها و قلمرو آن را بيان نموده و تمايز حسّ مشترك و حواس ظاهري را توضيح داده و قوّه تخيّل و خطاپذيري ادراكات خيالي را به بحث كشيده است. نقش حافظه، جايگاه حافظه در روانشناسي، گستره حافظه در معرفتشناسي و خطاپذيري حافظه و توليدكنندگي آن از ديگر مباحث مهم اين مقاله است.
در مقاله «دان كيوپيت و دين» نويسنده محترم ضمن ارائه و تشريح آراي دان كيوپيت در باب معرفتبخشي گزارههاي ديني و برخي باورهاي ديني و متدينان، به نقد و بررسي آنها پرداخته است. به نظر وي تناقضگويي، مغالطهكاري، خروج از جاده انصاف و تعميم نارواي احكام صادق درباره مسيحيت به اسلام، از مهمترين نقاط ضعف و كاستي در آراي دان كيوپيت است.
قانون طبيعي چيست؟ چه تفاوتي با حقوق طبيعي دارد؟ نقش آن در فلسفه حقوق يونان باستان چه بوده و چه تطوراتي يافته و نقاط قوت و ضعف آن كدام است؟ اين پرسشها اهم محورهاي بحث در مقاله «قانون طبيعي و نقش آن در فلسفه حقوق يونان باستان» را تشكيل ميدهند. نويسنده محترم مقاله ابتدا ضمن بيان پيشينه قانون طبيعي در غرب، اين نكته را خاطرنشان ميگردد كه اولا، در ميان انديشمندان مسلمان بحث «قانون طبيعي» با حفظ عنوان و قلمرو خاص آن سابقه مشخص و مستقلي ندارد. ثانياً، ميان قانون طبيعي و حقوق طبيعي خلط شده است. وي در ادامه با بيان واژهشناسي قانون طبيعي، به تقسيمبنديهاي اين قانون در فلسفه غرب پرداخته و نظريات موجود در يونان باستان در اين زمينه را معرفي كرده است. در پايان اين مقاله آمده است كه: «وجه تسميه "قانون طبيعي" در هيچيك از آثار متفكران يونان باستان روشن نيست... به بيان ديگر، محتواي قانون طبيعي امري مبهم است... حتي رواقيان نيز كه پيش از اسلاف خود درباره قانون طبيعي توضيح دادهاند و آن را به زيستن مطابق طبيعت يا زندگي بر طبق احكام عقل تفسير نمودهاند، هرگز مراد خويش را از طبيعت يا حكم عقل بيان نكردهاند.
در اينجا از همه دانشوران ارجمندي كه آثار آنان در اين شماره عرضه شده است و همه سروران گرانمايهاي كه به دلايلي نتوانستيم از آثارشان بهره بگيريم، صميمانه تشكر نموده و بر اين نكته تأكيد ميورزيم كه نقدها و پيشنهادهاي عالمانه و مشفقانه خوانندگان فرهيخته را پاس داشته، راهنماي راه خويش قرار خواهيم داد. با تشكر
سردبير