حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٣ - مفهوم و جایگاه سنّت، ازنگاه اسلام و مسیحیّت
حواریان عیسی مسیح، رسولان، آباء مقدّس، اسقفها و پاپها تا امروز را شامل میشود که از نگاه مسیحیّت دارای اعتبار و قداست است.
ج. کلیسا در برخورد با کتاب مقدّس دو نقش ایفا کرده است:
- تفسیر و تبیین آموزههای مبهم و چالشدار کتاب مقدّس نظیر مسأله الوهیت مسیح و آموزه تثلیث؛
- تبیین آموزهها و اعمالی که کتاب مقدّس دربارهی آنها سکوت کرده است، نظیر آیین غسل تعمید.
٥. سنّت مسیحی از دو رهگذر بهصورت «مانعه الخلّو» اعتبار و حجیّت خود را اخذ میکند که عبارتند از:
١. دریافت شفاهی از عیسی مسیح(علیهالسلام): چنانکه پولس آموزههای خود را دریافت شده از مسیح میداند. پیداست که این کارکرد سنّت تنها مختص کسانی است که مسیح را درک کرده باشند و جزو اصحاب و حواری ایشان به شمار روند. این سنّت از آن جهت که بسان کتاب مقدّس لزوماً مکتوب نیست، میتواند شفاهی باشد و از آن جهت که متخذ از آموزهها و اعمال مسیح(علیهالسلام) است، دارای اعتبار است. "کالیستون ویر" مینویسد: «تا آنجا که ما میدانیم مسیح هیچگاه آموزشهای خود را ننوشت و کلیسا در آغاز صرفاً به سنّت شفاهی متکی بود.» (همایون همتی، ١٣٧٩، ص٤٦.)
این مفهوم و کارکرد سنّت، درست همان چیزی است که مسلمانان حداقل دربارهی بخشی از سنّت نقل شده از پیامبر، برای صحابه آن حضرت؛ یعنی، «سنّت تقریری» قایل هستند. به این معنا که لزوماً گفتاری خاص یا مکتوب از پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)مورد استناد نیست؛ بلکه نوع نگرش و عمل پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بهعنوان سنّت برای ما نقل شده است.
٣. الهام از روح القدس: باید دانست که مفهوم روح القدس در میان مسیحیّت با آنچه که در اسلام به کار رفته متفاوت است. مقصود از روح القدس به استناد آموزههای اسلامی یکی از فرشتگان بزرگ الهی ـ جبرییل یا فرشتهای دیگر ـ است که فیضرسانی در بسیاری از