ترجمه و شرح دعاى صباح - كازرونى، محمدتقى بن محمد شفيع - الصفحة ٣٥٣
.وَجَلَّ عَنْ مُلاءَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ .
.جلال و عظمت و ملائمه ، فراهم آوردن است و فراهم آمدن ، و كيفيت ، جمع او «كيفيات» است و كيفيّت ؛ به معنى چگونگى است ؛ يعنى : اى آن كسى كه بزرگ است ، از فراهم آوردن كيفيّات او! هيچ كس مطلّع نمى تواند شد بر كيفيات ذات اقدس و صفات مقدّس او ـ جلّ جلاله ـ .
.يا مَنْ قَرُبَ مِنْ خواطِرِ [١] الظُّنُونِ!
.«قُرب» ، نزديكى است و «خواطر» ، جمع خاطر است و خاطر ، عبارت است از انديشه كه در دل آيد و «ظنون» ، جمع ظنّ است و ظن ، گمان و اين جا مراد از ظن ، تصديق است مطلقا ، و اضافه خواطر به ظنون بيانيّه است ؛ يعنى : اى آن كسى كه نزديك است به خواطرى كه مقصود از آن ، تصديق است به وجود او [٢] ! و ما حصل اين دو فقره آن كه از چشم و ديدن دور است و به دل دانستن ، نزديك است . اى به دل نزديك و دور از ديده گريان مننيستى غايب زمانى از دل و از جان من [٣] و در بعضى نسخه ، «خطرات الظنون» واقع شده و «خطرات» ، جمع «خطره» است ، به معنى خطور .
.وبَعُدَ عَنْ مُلاحَظَة [٤] العُيُون .
.«بَعُدَ» ، دور است و «ملاحظه» ، نگريستن به گوشه چشم و«عيون» ، جمع عين ؛ يعنى : اى آن كسى كه دور است از نگريستن او را به گوشه چشم ها! كنايت از ديدن
[١] در بعضى از كتب ادعيه ، به جاى خواطِر ، «خَطَرات» آمده است .[٢] نسخه : + است .[٣] بوستان خيال ، فدايى ، ص٢٢٦ .[٤] در نسخه بدل ، «لحظات» آمده است .