معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧
امام شناسی مهدویت
گزیدهای از پژوهشهای ارسالی شماره ٧٧ ـ موضوع پژوهش(٢) امامت، یکی از اصول دین اسلام است که جز با اعتقاد به آن، ایمان آدمی کامل نمیگردد. برای اعتقاد پیدا کردن به این مقوله، تقلید ازهیچ کس روا نیست، بلکه همانند توحید و نبوت، دقت و استدلال نیاز دارد. امامت همانند نبوت از الطاف الهی است و به همین دلیل باید در هر زمان و روزگاری، امام هدایتگری وجود داشته تا در انجام وظایف الهی نبی(ص)، جانشین وی باشد. در حقیقت، امام ـ پس از پیامبر(ص) ـ وظیفۀ هدایت جامعه و راهنمایی آنها به سعادت و خوبی را بر دوش میکشد و همان ولایت عامّی را که پیامبر دارد، پس از وی، به امام و جانشین وی منتقل میشود. منظور از ولایت عامّ، تدبیر و مدیریت شئون زندگی انسانها و مصالح امور آنها، برپاداری عدل میان انسانها و از میان برداشتن دشمنی و ستم در جامعۀ آنهاست. بنابراین امامت، ادامۀ جریان نبوت است و همان دلیلی که موجب برانگیختن پیامبران و انبیای الهی شده، دلیلی برای جانشینی امام، پس از پیامبر و نبّی دوران است. دقیقاً به همین دلیل که امامت ادامۀ نبوت است، ما معتقدیم که امامت فقط با تصریح و انتخاب ذات پروردگار و از طریق زبان پیامبر قابل پذیرش است و به دلیل اهمیّت والای رهبری در تشخیص سود و زیان افراد جامعه، اختیار و انتخاب مردم در این مقوله، مدخلیتی ندارد. بنابراین جایز نیست که در هیچ عصر و دورانی، زمین خالی از امام واجب الطّاعه، منصوب از سوی پروردگار باشد، فرقی نمیکند که مردم او را قبول کنند یا نپذیرند، یاریاش دهند یا ندهند، اطاعتش کنند یا نافرمانیاش کنند، حاضر باشد یا غایب از دیدگان مردم. امام صادق(ع) فرموده است: «هماره بر روی زمین، از سوی خدا، رهبر و حجّتی عهدهدار دعوتگری مردم به سوی خدا بوده است و اگر چنین رهبری در جهان نباشد، زمین اهلش را فرو میبرد.» امام، روشنایی را از تاریکی باز مینماید و راستی را از کژی امتیاز میدهد، بایست و نابایست را باز میشناسد، آیین خداوندی را نگهبانی میکند و مردم را با اندرز و دانش به سوی خدا میخواند، اما دشمنان کینهتوز که هیچگاه منش ناب انسانی را دنبال نمیکنند و فقط به خود و امیال حیوانی خود میاندیشند، در صددند تا روند جامعه را برای رسیدن به اهداف غیر انسانی خود به انحراف کشیده و در پرتگاه خطرناک بیهویّتی قرار دهند. اینجاست که نقش امام در دفاع از هویّت ناب انسانی و حمایت از آموزههای انبیای الهی، رخ مینماید و برای مبارزه با این افراد و نجات بشر از این پرتگاه خطرناک اقدامات درخور انجام میدهد. حمزه نظرپور، شمارۀ اشتراک ١٧٢٥ ¾¾¾ امام کیست؟ امام در عقیدۀ شیعه، کسی است که از طرف خدا و پیامبر اسلام(ص)، برای رهبری و راهنمایی مردم در تمام امور دینی و دنیایی، معیّن شده است. اگر پیامبر، مؤسس مکتب گرانقدر اسلام است، امام، حافظ و نگهبان این مکتب میباشد و همۀ وظایف پیامبر، به جز دریافت وحی را بر عهده دارد. خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف امامت میگوید: امامت یک نوع ریاست کلیِ دینی است که عهدهدار ترغیب عموم مردم به حفظ و پاسداری از مصالح دینی و دنیایی آنهاست و به دلیل حراست از همین مصالح است که از آنچه آسیب میرساند، نهی میکند.[١] امامت و نصب آن از جانب خدا، به دلیل عقلی واجب است، زیرا که آن لطف است، چونکه ما قطع داریم به اینکه اگر بر مردم رئیسی باشد که ایشان را راهنمایی کند و مردم فرمانبردار او باشند و داد مظلوم را از ظالم بخواهد و ظالم را از ستم کردن، بازدارد، البته نزدیکتر به صلاح و دورتر از فساد خواهند بود و لطف واجب است، پس وجود امام بعد از پیامبر، ثابت است.»[٢] بنابراین، به همان دلایلی که در زمان پیامبر اسلام(ص) نیاز به پیشوا و رهبر در جامعه بود، پس از ایشان نیز جامعه، نیازمند پیشوایی عالم و معصوم است، تا آیات قرآن و احکام دین را برای مردم بیان نموده و پاسخگوی سؤالات و مشکلات مسلمانان باشد و با زمامداری عادلانۀ خویش، جامعۀ مسلمین را رهبری نماید و با ولایت معنوی، واسطۀ فیض و رحمت الهی به مخلوقات و مردم باشد. موسی صیاداربابی، شمارۀ اشتراک ١١٥٧٥ شئون امامت با نگاهی به آیات و روایات مربوط به امامت دانسته میشود که امامت در اسلام مراتب و شئون مختلفی دارد که غفلت از آنها موجب بدفهمی و مغالطه خواهد شد. شئون امامت عبارتاند از: ١ ـ زعامت سیاسی همۀ انسانهای عاقل میپذیرند که هر جامعهای نیازمند رهبر و پیشواست. فقدان حکومت و قانون در یک جامعه، ثمرهای جز هرج و مرج و فروپاشی نظم و ساختار اجتماعی آن در پی نخواهد داشت. جامعۀ اسلامی نیز مانند هر جامعۀ دیگر، پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) نیازمند رهبر و زعیم بود که این زعامت را امام(ع) بر عهده گرفت. ٢ ـ مرجعیت دینی یکی دیگر از شئون امامت که مهمترین و اصلیترین وظیفۀ اجتماعی و دینی امام نیز به شمار میرود، مرجعیت دینی و تبیین و تفسیر وحی است. امامت در این مرحله نوعی کارشناسی معصومانۀ اسلام است. البته کارشناسیای که علم آن از ناحیۀ خداوند افاضه میشود. امام کسی است که علمش را از راهی غیرعادی، از پیامبر اکرم(ص) گرفته و در تبیین و تفسیر وحی نیز از خطا و اشتباه مصون است. این شأن از امامت، از اعتقادات اصیل و بنیادین شیعه محسوب میشود و اصولاً فلسفۀ امامت نیز همین است. ٣ ـ ولایت معنوی سومین مرتبه و شأن امامت در اعتقاد شیعی، به ولایت معنوی و باطنی امامان باز میگردد. اعتقاد به امامت در نزد شیعیان؛ یعنی اعتقاد به وجود انسان کاملی که «حامل معنویت کلی و انسانیت و قطب و محور عالم امکان» است. بر این اساس هیچ زمانی ممکن نیست که زمین از جهت حق و وجود انسان کامل خالی باشد: «اگر حجت خدا و انسان کامل وجود نداشته باشد، زمین ساکنان خود را میبلعد».[٣] به اعتقاد شیعه، به یمن وجود امام، عالم امکان برپاست. او حلقۀ اتصال زمین و آسمان میباشد. به اعتقاد شیعه، به یمن وجود امام، عالم امکان برپاست. او حلقۀ اتصال زمین و آسمان میباشد. امیر ثامنی، شمارۀ اشتراک ٥٦٥٩ مفهوم معرفت امام شیخ صدوق(ره) دربارۀ ضرورت معرفت امام و آنچه را که هر شخصی باید در مورد امام خود بداند، مینویسد: «بر ما واجب است که پیامبر اسلام و امامان پس از ایشان را ـ که درود و سلام خداوند بر ایشان باد ـ به خوبی بشناسیم و این امر، یک فریضۀ واجب الهی است که بر همۀ ما واجب میباشد و پروردگار هیچ عذری را در مورد هیچکس نمیپذیرد، خواه انسان جاهل قاصر باشد و خواه جاهل مقصّر.»[٤] نویسندۀ کتاب ارزشمند «مکیال المکارم» نیز، مراد و مقصود از «معرفت امام» را که در روایات به آن سفارش شده است، چنین توضیح میدهد: «بدون تردید، مقصود از شناختی که امامان ما ـ که درود و سلام پروردگار بر ایشان باد ـ تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرمودهاند، این است که ما آن حضرت را چنانکه هست، بشناسیم، بهطوریکه این معرفت و شناخت، سبب در امان ماندن ما از شبههای ملحدان و مایۀ نجاتمان از اعمال و رفتار گمراهکنندگان و مدعیان دروغین باشد. اینگونه شناختی جز با دو امر به دست نمیآید: شناختن شخص امام به نام و نسب و شناخت ویژگیهای ایشان. به دست آوردن این شناخت، از مهمترین واجبات است.»[٥] باید بدانیم که شناخت امام، در زمان ما از اهمیت ویژهای برخوردار است و در واقع، اینگونه شناخت میتواند در زندگی اجتماعی و فردی منتظران ایشان، منشأ اثر و تحوّل ویژهای باشد، زیرا اگر شخصی بهحقیقت به صفات و ویژگیهای امام زمان(ع) و نقش و جایگاه ایشان در هستی و فقر و نیاز خود نسبت به ایشان آگاه شود، هرگز از یاد و ذکر آن حضرت غافل نخواهد شد. نکتهای که باید در نظر بگیریم، این است که شناخت امام زمان(ع) از شناخت دیگر امامان(ع) جدا نیست. اگر شخصی به خوبی به صفات، ویژگیها، شأن و جایگاه امامان معصوم(ع) آگاه شد و به وظایف و مسئولیت خویش در قبال آنها پی برد، به طور یقین، به شناختی شایسته از امام زمان(عج) نیز خواهد رسید. علی انصاری، شمارۀ اشتراک ١٢٥٨٧ وظیفۀ امت در قبال امام ١ـ شناسایی، رجوع و پیروی از امام: «فَاطلُب لِنَفسِکَ دَلیلاً؛[٦] برای خودت راهنمایی بجوی.» پس از آنکه متوجه شدیم برای رهایی از سرگردانی و سرگشتگی، باید در پی امامی باشیم که راه را از چاه و هدایت را از ضلالت بشناسد، اینک باید در مقام جستوجوی او برآمد تا با یافتن او، خود را در دژ و حصار او قرار داد و در کاروانی داخل گشت که از میان تمامی کاروانها و مکتبها، تنها اوست که به سوی نور و حقیقت در حرکت است و کاروانهای دیگر هر کدام دیر زمانی نمیگذرد که از حرکت باز میایستند و یا به علت انحراف در مسیر، به درّۀ هولناک نادانیها، خودنگریها و استکبارها سقوط میکنند. امام محمد باقر(ع) در مورد مسلمانانی که به گرد کعبه میگشتند، فرمود: «اینها مانند زمان جاهلیت به گرد این خانه میگردند، در حالیکه امر شدهاند که پس از این گردش، به سوی ما آیند و ما را از ولایت و دوستی خودشان آگاه سازند و برای یاری ما آمادگیشان را اعلام دارند.»[٧] ٢ـ دلبستگی و محبت به امام: میان محبت راستین و عمل، رابطهای سخت استوار برقرار است. چگونه ممکن است که انسان به فردی محبت داشته باشد و به او عشق ورزد، اما رفتار و افکارش با او در تضاد بوده و با او بیگانه باشد، چگونه ممکن است که انسان به خاندانی علاقه داشته باشد، اما از مکتب، حرکت و نحوۀ زندگانی آنها به دور باشد. پیامبر(ص) خطاب به علی(ع) فرمود:«لا یُحِبُّکَ اِلّا مُؤمِنٌ وَ لا یُبغِضُکَ اِلّا مُنافِقٌ؛ [٨] ای علی! ترا جز مؤمن دوست نمیدارد و جز منافق به تو بغض نمیورزد.» ای علی! ترا جز مؤمن دوست نمیدارد و جز منافق به تو بغض نمیورزد.» «محبوبترین و گرامیترین بندگان نزد خداوند بزرگ، کسی است که پرهیزکارتر باشد و هیچکس بر خدا حجتی ندارد، هرکه مطیع خداست، او ولی و دوست ما و هرکه نافرمانی خدا کند ـ درحقیقت با کردار و رفتاری که دارد ـ دشمن ماست. به ولایت ما جز با عمل و ورع نمیتوان رسید.»[٩] ٣ـ بیزاری جستن از دشمنان امام: خداوند در قرآن یکی از خصوصیات کسانی را که به ریسمان الهی چنگ زدهاند، کفر به «طاغوت» و ایمان به «اللّه» میداند؛[١٠] یعنی آنان که به خدا ایمان آوردهاند، باید به یقین رسیده باشند که در نزد طاغوت و شیطان هیچ خبری و حقی موجود نیست و کوچکترین امیدی به طاغوت و شیطان داشتن یا شرک است، یا کفر و یا نفاق. و همگی همان ضلالتی است که اگر ذرهای از حق دور گشتی، به چیزی جز آن نخواهی رسید.[١١] یا باید موسی را برگزینی و یا در سپاه فرعون درآیی، یا باید محمد(ص) را لبیک گویی و یا در کنار مشرکین با او به جنگ پردازی. اگر علی را انتخاب میکنی، نه تنها باید در صف معاویه نباشی، بلکه باید از او بیزاری هم بجویی و لعنت خدا را بر او بخواهی و با قلب، زبان و عملت بیزاری خود را از او به اثبات رسانی، که در غیر اینصورت عمروعاصی خواهی بود که سفرۀ معاویه و نماز علی را میخواهد که در نهایت کار، همچون او در سپاه معاویه درخواهی آمد. مهین انوشفر، شمارۀ اشتراک١٢٣٤ اثبات وجود امام زمان(عج) یکی از مباحث مهم در حوزۀ مهدویت، اثبات وجود امام زمان(عج) است. این نکته، بسیار مهم و زیربنایی است، چرا که اساس حرکت تخریبی مخالفان نیز برای ایجاد شبهه و شک در این رکن رکین است. در روایات ما نیز اشاره شده که طول غیبت حضرت، باعث به وجود آمدن شک و شبهه در قلوب افراد متزلزل میشود، تا آنجا که عدهای میگویند اصلاً امامی نیست و چنین فردی متولد نشده است. از اینرو اثبات وجود امام و بلکه اثبات اضطرار به او، نکتۀ مهمی است که در حوزۀ مهدیشناسی نقش بسزایی دارد. راههای اثبات وجود امام، متعدد و مختلف است. هر یک از حوزههای مختلف با زبان خود، این استدلالها را بررسی میکنند. تاریخ، عقل، تجربه و کشف برای خود طرق خاصی دارند که باید مورد مطالعۀ دقیق قرار گیرند. قرآن مجید این حقیقت که ـ هر زمانی، امامی الهی برای مردم وجود دارد و جریان هدایت، به وجودش نیاز دارد ـ را به بیانهای مختلف مطرح کرده است. محمد فتاحی، شمارۀ اشتراک ٨٥٢٧ یکی از مسائل مهمی که در باب منزلت امام مطرح میشود، چگونگی مشخصشدن امامت اوست، اگر نقش امام پیامبرگونه باشد، در اینصورت رسالت وی همانند رسالت پیامبران است و شخصیتی آسمانی خواهد داشت. طبق پرسش و پاسخ فوق، تعیین و معرفی یک فرد برای امامت، باید مطابق نصّ دینی و یا هر امر دیگر باشد که از انتصاب الهی او حکایت دارد. ولی کسانی که امامت را یک مقام معمولی میدانند، به این مسئله معتقد نیستند و شناخت و معرفی امام را به مردم موکول میکنند. ماوردی در احکام السلطانیه میگوید: «امامت برای امت به دو صورت حاصل میشود: یکی، از راه گزینش صاحبنظران و معتمدان امت؛ دوم، از راه اعلام امام پیشین».[١٢] ولی امام رضا(ع) فرمودند: «ارزش امامت بالاتر و جایگاهش برتر از آن است که مردم با اندیشههای قاصر، آن را دریابند. امامت، خصیصهای است ممتاز که خداوند متعال حضرت ابراهیم را پس از نیل به مقام «نبوت» و «خلّت» و طی امتحانات طاقتفرسا بدان مفتخر نمود».[١٣] سپس فرمود: « سپس فرمود: «هل تعرفون قدر الامامة و محلها من الامّة فیجوز فیها اختیارهم؛[١٤] آیا ارزش امامت را میشناسید و موقعیت رفیع آن رسا در میان امت میدانید؟» بیدلیل نیست که امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «لقد تقمّصها فلان و انه لیعلم انّ محلّی منها محل القطب من الرّحی ینحدر عنّی السّیل و لا یرقی الی الطّیر...[١٥] تحقیقاً لباس خلافت را فلانی بر اندام خویش به زحمت پوشانید، در صورتیکه یقیناً میدانست جایگاه من به خلافت همچون محور آسیاب است و دانشهای فراوان از دامن من سرازیر میشود و مرغ فکر بشر نمیتواند به قلّۀ رفیع و بلندای علم من پر بکشد و برسد». امامت، مقامی والا و ارجمند است که در مسئولیت خود، هم امور سیاسی و حکومتی را عهدهدار میشود، هم شئون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم را متعهّد میگردد و هم بازسازی امور مادی را قبول میکند. مهوش آجیلی، شمارۀ اشتراک ١١١٨ آشنایی اجمالی با حضرت مهدی(عج) حضرت حجةبنالحسنالعسکری(عج)، دوازدهمین امام معصوم، آخرین وصیّ پیامبر و با واسطۀ نُه امام معصوم، نوۀ حضرت علی و زهرا(علیهماالسلام) است، نام و کنیۀ آن حضرت همچون نام و کنیۀ پیامبر(ص) میباشد و القاب مشهور ایشان عبارتاند از: مهدی، حجت، قائم و منتظر. القاب ایشان فراوان است و هر یک بیانگر یکی از ویژگیهای امام است. در مورد لقب «قائم» به روایت زیر توجه کنید: «پس از شهادت امام حسین(ع)، فرشتگان عرض کردند: پروردگارا! آیا کشندگانِ برگزیدۀ خویش (حسین) را به حال خود رها میکنی؟ خداوند در پاسخ آنها فرمود: به عزت و جلالم سوگند، از قاتلان حسین(ع) انتقام خواهم گرفت. آنگاه امامان از نسل امام حسین(ع) را به فرشتگان نمایاند، درحالیکه یکی از آنان درحال نماز بود. خداوند فرمود: به وسیلۀ این«قائم» از آنان انتقام خواهم گرفت.»[١٦] مادر آن حضرت، «نرجس» دختر (یشوعا پسر قیصر روم) است. خاندان ستمگر عباسی، پس از آنکه به قدرت رسیدند، با مؤمنان واقعی، به ویژه علویان به ستیز برخاستند و امامان شیعه را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند و از آنجایی که روایات پیامبر(ص) پیرامون مهدی موعود(عج) را شنیده بودند، تصمیم جدی داشتند که آن حضرت را نیز از بین ببرند، ولی مشیّت خداوند بر این بود که حجّت پایانی خویش را از گزند بدخواهان محفوظ بدارد، از اینرو دوران بارداری حضرت نرجس، کاملاً فوقالعاده بود به طوریکه هیچکس آثار بارداری را در او مشاهده نکرد تا اینکه در شب پانزدهم شعبان سال ٢٥٥، وجود نازنین حضرت مهدی(عج) به دنیا آمد. حضرت امام عسکری(ع) در مورد ولایت ایشان فرمود: «ولیّ خدا و حجت او بر بندگانش... متولد شد و نخستین کسی که او را با آب کوثر و سلسبیل (بهشتی) شستوشو داد، «رضوان» نگهبان بهشت با جمعی دیگر از فرشتگان مقرّب الهی بود.»[١٧] حضرت مهدی(عج) پس از تولد رو به قبله کرد، سر بر سجده نهاد و گفت: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ الّا اَللّهُ وَ اَشهَدُ اَنَّ جَدّی رَسُولُ اللّهِ وَ اُنَّ اَبی اَمیرَالمُؤمِنینَ وَصِیُّ رَسُولِ اللّهِ» مهدی محمدی فرید، شمارۀ اشتراک١٤٢٢٧ شناخت مهدی(عج) از بعد اجتماعی شناخت عمیق امام زمان(عج)، از بُعد اجتماعی هم ضرورت دارد. وقتی افراد تشکیلدهندۀ جامعه، آنگونه که شایسته است امام خود را بشناسند، رفتار فردی و اجتماعی آنها تحت تأثیر معرفت قرار میگیرد و این شناخت از سه جهت اهمیت دارد: اول: امروز بیشترین تلاش دشمن برای این است که ملتهای اسلامی را نسبت به آیندۀ خود نگران و ناامید کند، هویت فرهنگی و دینی آنان را نابود سازد و فرهنگ و تمدن آنها را ناکارآمد جلوه دهد. آشنایی عمیق با امام مهدی(عج) و اهداف قیام و انقلاب او، نهال امید را در دلها میرویاند و این امید سبب حرکت، رشد و بالندگی آنان میشود. همانگونه که پایداری در جنگ و تشکیل انقلاب اسلامی، نتیجۀ همین اعتقاد، بینش و پیوستگی حرکت ما به انقلاب جهانی مهدی(عج) بود. دوم: شناخت امام زمان، مانع همکاری و همراهی با ظلم و ستمگران میشود. آنکه با امام مهدی(عج) آشنا شد، میداند و میفهمد که منتظر امامی است که هرگز با ظلم و ستم سازش نخواهد کرد، بنابراین میکوشد که خود نیز اینگونه باشد. سوم: آنکه امام زمان خود را به عنوان مصلح جهانی شناخت، در جهت اصلاح اخلاق و رفتار خود تلاش میکند تا برای جبهۀ ایمان عنصری مفید، مؤثّر و کارآمد باشد، بلکه به اصلاح دیگران نیز میپردازد. بنابراین اجتماع منتظر، اجتماعی است که در پرتو یاد و نام امام زمان(عج) به سوی خوبیها و ارزشها پیش میرود. جامعهای اینچنین، جمعیتی هدفدار است که به سوی اهداف الهی و انسانی حرکت خواهد کرد و این همه از برکات معرفتی جامعهای آگاه و ژرف نسبت به اسلام است. اعظم گلی، شمارۀ اشتراک١٣٤٤٢ اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) مهمترین و اصلیترین اهداف و خواستههای حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)که عمدتاً با اهداف جهانی شدن و جهانیسازی فرق دارد، عبارتاند از: ١ـ رساندن جامعۀ بشری به کمال مطلوب و رشد و بالندگی: این هدف یکی از ویژگیهای جامعۀ ایدهآل در عصر امام زمان(عج) است و اهداف دیگر حکومت امام زمان که اشاره خواهد شد، از دیگر موارد ویژگیهای جامعۀ ایدهآل در عصر امام زمان(عج) میباشد، که توجه شما خوانندگان عزیز را به آن جلب مینمایم؛ ٢ـ برقراری عدالت اجتماعی و گسترش قسط و عدل در سراسر گیتی: تمامی افراد جامعه در حکومت عدل مهدوی از حقوق مساوی برخوردار خواهند شد؛[١٨] ٣ـ اداره و سازماندهی نظام جهان براساس ایمان به خدا و احکام دین اسلام: جامعۀ ایدهآل در عصر امام زمان(عج) جامعهای خواهد بود که در سایۀ دین مبین اسلام اداره خواهد شد؛ ٤ـ تثبیت و گسترش صلح و امنیت جهانی و از بین بردن جنگها، ستیزهجوییها، کینهها و زیادهخواهیها: جامعۀ ایدهآل در عصر امام زمان از جنگ و خونریزی به دور است و صلح و امنیت در آن پابرجاست؛ ٥ـ نجات دنیا و مردم از چنگال ستمکاران، جباران و مفسدان و اهتزاز پرچم یکتاپرستی و دینخواهی در پهنۀ زمین خاکی: جامعۀ ایدهآل در زمان امام زمان جامعهای است که در آن ندای یکتاپرستی بر فراز کرۀ خاکی به گوش خواهد رسید و مظلومان از چنگال ستمگران و مفسدان نجات خواهند یافت؛ ٦ـ احیای آیین توحیدی و تعمیق برابری و مساوات اسلامی؛ ٧ـ تشکیل حکومت جهانی و ایجاد دولت کریمه؛ ٨ ـ بسط و گسترش دین اسلام و غلبۀ آن بر کلیۀ ادیان باطل و منحرف؛ ٩ـ به کمال نهایی رساندن علم و دانش بشری و رشد و شکوفایی اندیشهها و افکار انسانها: جامعۀ ایدهآل در عصر امام زمان(عج) جامعهای خواهد شد که بنا به گفته امام صادق(ع): هنگام قیام قائم (عج) ٢٥ حرف دانش از ٢٧ حرف در میان مردم منتشر میشود، درحالیکه مردم تا عصر امام زمان(عج) تنها با ٢ حرف علم آشنا شده بودند. امام ٢٥ حرف را با ٢ حرف پیوست میکند تا همۀ ٢٧ حرف منتشر گردد. با استفاده از مقالههای: محسن فتاحی، شمارۀ اشتراک ٨٩٥٥ محمود ابراهیمی، شمارۀ اشتراک ١٣٨٣٦ ویژگیهای حکومت مهدوی ١ـ عمران و ساخت و ساز شهرها و مساجد: با اهتمام به روایات و احادیث این امر حاصل میشود که امام(ع) در امور عمران و ساخت و ساز شهرها و راهسازی، برنامههای جالبی را به مرحلۀ اجرا میگذارد و به مساجد به عنوان اصلیترین کانون اسلامی توجه ویژهای خواهد داشت و مساجدی را که سر راه ساخته شدهاند خراب میکند و حتی بخشهای جدید مسجدالحرام را ویران میکند و به وضع زمان پیامبر در صدر اسلام باز میگرداند. در روایتی آمده است: « امام(ع) در نخستین جمعه پس از ورود به عراق، در مسجد کوفه خطبه خواهد خواند. در جمعۀ دوم، مردم میگویند: ای فرزند رسول خدا، نماز به امامت شما مانند نماز به امامت پیامبر(ص) میباشد، ولی این مسجد گنجایش ما را ندارد. امام(ع) در پاسخ میفرمایند: من در پی خواستۀ شمایم، آنگاه به سوی«غری» همان نجف اشرف میرود و محدودۀ مسجدی را با هزار در که گنجایش همۀ مردم را داشته باشد، ترسیم و مشخص میفرماید.»[١٩] یکی دیگر از اقدامات امام(ع) در امر راهسازی،« احداث شاهراههای بزرگ » است، این شاهراهها، جادههای دو شهر را به یکدیگر پیوند میدهد. ٢ـ قوانین اجتماعی و تردد در جامعه: یکی از ویژگیهای جامعۀ ایدهآل در عصر امام مهدی(عج)، طرح قوانین اجتماعی در بین تمام آحاد جوامع بشری است، به طوریکه این قوانین به نفع و سود همۀ افراد میباشد و هیچکس حق سلطهگری و برتری بر دیگری را ندارد. امام کاظم(ع) میفرماید: «وقتی قائم قیام کند دستور میفرماید: سوارهها در وسط حرکت کنند و پیادهها در کنار راه و خیابان، پس اگر سوارهها از این قانون پیروی نکردند و در کنار خیابان حرکت نمودند و ضرری به کسی وارد شد، باید خسارت بدهند و اگر پیادهها از قانون خود مخالفت نموده و از وسط خیابان حرکت کردند و خسارتی به آنها وارد شد، حق خسارت طلبکار نیستند.»[٢٠] ٣ـ گسترش و توسعۀ بخش کشاورزی: جامعۀ ایدهآل عصر مهدی(عج) با انقلاب کشاورزی آنچنان از رشد فوقالعادهای برخوردار میشود که تاکنون هیچ عصری به خود ندیده است. آن حضرت اصلاحات لازم را در امور کشاورزی به نحو احسن انجام میدهد؛ حفر کانالها و قناتها جهت آبیاری بیابانها، قرار دادن دستگاههای مکانیزه به صورت رایگان در اختیار مردم برای بهرهوری بیشتر و توزیع ارزاق عمومی با قیمت پایینتر و یا رایگان در اختیار تمام اقشار جامعه. با انقلاب کشاورزی، امام(ع) تبر به ریشۀ فقر و بیکاری میزند، سطح درآمد خانوارها را بالا میبرد و آنها را بینیاز از دیگران میکند. با استفاده از مقالههای: کبری حاجیخانی، شمارۀ اشتراک ١٣٩١٣ سکینه رمضانی بیدگلی، شمارۀ اشتراک ١٢٨٣٩ سیرت امام زمان(عج) بعد از ظهور ابوخالدکابلی از امام محمد باقر(ع) روایت کرده که فرمود: «هنگامیکه قائم وارد کوفه شود، تمام مؤمنین در کوفه هستند یا به کوفه میآیند»؛[٢١] چنانکه امیرالمؤمنین(ع) فرموده: «قائم در کوفه به مؤمنین میگوید: با ما بیایید تا به جنگ سفیانی برویم.»[٢٢] مفضل بن عمر از حضرت صادق(ع) روایت کرده که: «چون قائم قیام کند، زمین با نور خداوند روشن گردد و مردم از نور خورشید بینیاز گردند و هر مردی در ایام دولت او دارای هزار پسر خواهد شد و یک دختر در میان آنها متولد نمیشود، مسجدی در بیرون کوفه میسازد که هزار در داشته باشد، خانههای کوفه به نهر کربلا و (حیره) متصل میشود، به طوریکه مردی در روز جمعه سوار بر استر تندرو میشود تا خود را به نماز برساند ولی نمیرسد.»[٢٣] از امام باقر(ع) روایت شده که فرمودند: «حضرت مهدی(عج) وارد کوفه میشود، در حالیکه سه گروه با سه پرچم با هم کشمکش دارند، ولی در برابر او تسلیم میشوند.»[٢٤] حضرت وقتی وارد مسجد میشود، به منبر میرود و سخنرانی میکند، مردم از دیدن و شنیدن سخنان وی گریه میکنند و هیچ نمیدانند که چه میگوید. ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمود: «قائم، مسجدالحرام و مسجدالنبی را خراب کرده و براساس اول میسازد و خانۀ خدا را در جای خود بنا میکند و در جای خود به پا میدارد و دست دزدان بنیشیبه را بریده بر خانۀ کعبه میآویزد.» حسینعلی متقینیا، شمارۀ اشتراک ١٧٥١ * * * پینوشتها: [١] . قواعد القواعد، ص ١٠٨. [٢] . شرح باب حادی عشر یا جامع شهرستانی ـ علامه حلی"ره" محشی: محسن صدر رضوانی ص ٢٤٢ و ٢٤٣ [٣] . بصائر الدرجات، ص ٥٠٨. [٤] . شیخ صدوق، الهدایة، ص ٢٨ ـ ٢٩ [٥] . مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ج ٢، ص ١٠٧. [٦] . اصول کافی، ج ١، ص ٢٨٣، به نقل از: هدایت و ولایت، ص ٦٣. [٧] . همان، ج ٢، ص ٢٣٨، به نقل از: هدایت و ولایت، ص ٦٣. [٨] . کتاب سیرتنا و سنتنا، ص ٢، به نقل از: هدایت و ولایت، ٢٤٧. [٩] . اصول کافی،ج ٢، ص ٧٤، به نقل از: هدایت و ولایت، ص ٦٦. [١٠] . بقره (٢) آیۀ ٢٥٦. [١١] . یونس (١٠) آیۀ٣٢. [١٢] . احکام السلطانیه، ص ٧. [١٣] . کافی، ج ١، ص ١٩٩. [١٤] . معانی الاخبار، ص٩٦؛ الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٣٣. [١٥] . نهج البلاغۀ صبحی صالح، ص ٤٨. [١٦] . علل الشرایع، ص ١٦٠. [١٧] . اثبات الهداة، ج ٣، ص ٥٧٠. .[١٨] نادر حاتمی خواجه، آسیب شناسی مهدویت، ص ٢٣. .[١٩] محمدرضا اوحدی، نشانههایی پس از ظهور امام زمان(عج ا...)، ص ٤٧٧. .[٢٠] همان، ص ٢٤. [٢١] . شیخ طوسی، الغیبه، ص ٤٥٥. .[٢٢] مهدی موعود، ترجمۀ جلد سیزدهم و بحارالانوار، ص ١١١٦. [٢٣] . المستجاد من الارشاد، ص ٢٦٦. [٢٤] . شیخ مفید، الارشاد، ج ٢، ص ٣٨٠. چنانکه امیرالمؤمنین(ع) فرموده: «قائم در کوفه به مؤمنین میگوید: با ما بیایید تا به جنگ سفیانی برویم.» ولی امام رضا(ع) فرمودند: «ارزش امامت بالاتر و جایگاهش برتر از آن است که مردم با اندیشههای قاصر، آن را دریابند. امامت، خصیصهای است ممتاز که خداوند متعال حضرت ابراهیم را پس از نیل به مقام «نبوت» و «خلّت» و طی امتحانات طاقتفرسا بدان مفتخر نمود». سپس فرمود: « یعنی آنان که به خدا ایمان آوردهاند، باید به یقین رسیده باشند که در نزد طاغوت و شیطان هیچ خبری و حقی موجود نیست و کوچکترین امیدی به طاغوت و شیطان داشتن یا شرک است، یا کفر و یا نفاق. و همگی همان ضلالتی است که اگر ذرهای از حق دور گشتی، به چیزی جز آن نخواهی رسید.