آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣

اخلاقِ ويرايش
طريقه دار ابو الفضل


براى موفقيت در هر علم وقتى بايد شرايط آن را كسب كرد و راه و رسم آن را به درستى شناخت. ويراستارى نيز از جمله فنونِ مرتبط با چرخه پژوهش, نگارش و نشر است كه انجام دادنِ صحيح آن به چهار شرط نياز دارد: علمى, فنى ـ ذوقى, جسمى و اخلاقى. با شرايط علمى و فنى براى ورود به كار آماده مى شود و با ذوق خود آن را طراوت مى بخشد, با شرايط جسمى, تاب و حوصله مستمرِ اين شغل طاقت فرسا را پيدا مى كند و مى تواند به صورت حرفه اى و تمام وقت بدان مبادرت ورزد و با شرايط اخلاقى, موفقيت خود را كامل مى كند.
همه اين شرايط, كامل كننده يكديگرند و در صورتِ نبودِ يكى, ديگرى كم رنگ و بى اثر مى شود. شرايط علمى و فنيِ ويراستار را در فرصتى ديگر خواهيم گفت. اكنون شرايط اخلاقى را برمى شمريم. ١. وجدان كارى
برخى از نويسندگان نوشته هاى خود را پس از ويرايش نمى خوانند و يا اگر هم بخوانند در همه سطرها و صفحه ها دقت نمى كنند. بعضى از آن ها نيز در قيد حيات نيستند و وارثانشان و يا متوليان نشر, به درستى در فضاى كار نيستند و به چند و چونِ موضوع آگاهى ندارند. بدين رو ويراستار را فردِ امينى مى شمارند كه با دقت همه اثر را مطالعه و تصحيح مى كند. پس وجدان كارى ويراستار به او حكم مى كند كه كار خود را با دقت به انجام رساند و از عجله, سهل انگارى و بى دقتى بپرهيزد. بعضى از كتاب هاى پر غلط كه اكنون در بازار كتاب موجود است, نتيجه همين بى دقتى ها و فاصله گرفتن از وجدان علمى و اخلاق است. ٢. انصاف
در هر شغل و رشته اى, انصاف پسنديده است. ويرايش نيز اكنون شغل مهمى شده كه همه يا اكثر مؤسسه هاى پژوهشى و انتشاراتى به آن توجه كرده اند و در آن, تعرفه, قيمت گذارى و قراردادِ پولى و مالى مطرح است. دقت در كلمه يا صفحه شمارى, تعيين قيمت هاى منصفانه و ارائه كار متناسب با قيمت, امورى است كه ويراستار بايد به آنها توجه كند.
شك نيست كه اين انصاف, طرفينى است; يعنى ناشر يا مؤلفى هم كه اثر خود را به ويراستار مى سپارد بايد توجه كند كه ويراستار ـ مخصوصاً ويراستاران اهل قلم و پژوهش ـ بنا به ضرورت هايى, علم و فن و هنر خود را در اختيار مؤلف مى گذارد و چونان مشاورى امين و دلسوز به ارائه بهتر و مطلوب تر كتاب, كمك مى كند, پس بايد حق او را ادا كند. ٣. تواضع
ويراستارى كه به شكل حرفه اى امر ويرايش را دنبال مى كند بايد توجه كند كه به شغل و پيشه اى وارد شده كه عموماً با انسان هاى فرهيخته و اهل فرهنگ رو به روست: مؤلف, بررسى كنندگان اثر, همكارانِ سازمان ويرايش, مسئولان پژوهشكده, مجموعه كاركنان نشر و خودِ ناشر, افرادى هستند كه با تواضع و فروتنى علمى مى توان با آن ها ارتباط برقرار كرد. در اين ميان, رابطه نويسنده و ويراستار بسيار مهم است. ديده شده كه در اين خصوص, تنش ها و نزاع ها و دل خورى هايى به وجود آمده كه ريشه آن ها در غرور و دور شدن از تواضع بوده است.
ويراستار ـ اگر اهل قلم و پژوهش نيز باشد ـ بايد توجه كند كه در هنگام ويرايش اثر, ويراستار آن كتاب است نه نويسنده آن. او نبايد با نويسنده رقابت, يا از سرِ غرور و تكبر با او بحث كند. در هنگام طرح اشكال ها, شيوه بيان و برخورد ويراستار بايد به گونه اى باشد كه شائبه حسادت و سبك كردن مؤلف در آن نباشد. ٤. قاطعيت
درست است كه ويراستار نبايد مغرور و متكبر باشد, ولى در عين حال نبايد قاطعيت را از كف نهد. ويراستارى كه از طرح ديدگاه هاى خود هراس دارد, نمى تواند كتاب را به درستى سامان بخشد.
بايد توجه داشت كه نحوه قاطعيت به خرج دادن در موقعيت ها و شرايط مختلف, فرق مى كند: گاهى كه براى مؤسسه و سازمان ويرايشى و يا پژوهشى با شيوه نامه ويرايشى خاص ـ به ويژه در مسائل صورى و فنى ـ كار مى كنيم بايد دستور العمل هاى آن ها را رعايت كنيم, و در برابر اصرار مؤلف براى اعمال نظرهاى شخصى, قاطعيت داشته باشيم. اما اگر كارى بيرون از سازمان و پژوهشكده باشد و مؤلف ديدگاه هاى خاصى در زمينه رسم الخط, نشانه هاى سجاوندى و يا مسائل ديگرى از اين دست دارد, قاطعيت ما در عوض كردن نظرهاى او بى مورد است. البته مى توانيم ديدگاه هاى خود را به او منتقل كنيم ولى جاى اصرار نيست. ٥. خوش قولى
نويسنده اى كه موضوعى را براى نوشتن انتخاب مى كند و ناشرى كه بر روى آن سرمايه گذارى مى كند, مسلماً زمانِ خاصى را براى طرح موضوع و يا برگشتِ سرمايه در نظر گرفته اند. بسيارى از كتاب ها, موضوعاتى دارند كه در زمانِ خاصى مى توان به فروش آن ها اطمينان داشت, بدين رو مسئله زمان در نشر اهميت مى يابد. مسلماً نويسنده و ناشر براى هر يك از مراحل مختلف نشر از ويرايش گرفته تا حروف چينى و غلط گيرى, صفحه بندى و سپس طراحى و فيلم و زينگ و چاپ, زمان خاصى در نظر گرفته اند. بنابراين ويراستار بايد به زمان توجه كند و در هنگام تحويل گرفتن كتاب با بررسى دقيق, زمانِ تحويل دادنِ مشخصى را ـ با چند روز انعطاف ـ اعلام كند.
برخى ويراستاران به اين انگيزه كه مى خواهند اثرى را به جد و عالى ويرايش كنند, زمان تحويل دادن را چند ماه و گاهى چند سال به تأخير مى اندازند! حال آن كه اگر اثرى هر قدر هم عالى ويرايش شود, همين كه ديرتر از زمان خود به بازار آيد, كهنه شده و كار و سرمايه اى كه براى آماده سازى و نشر آن صرف گرديده به هدر رفته است. ٦. برخورد نيك
برخوردها با نويسنده هاى مختلف, فرق مى كند: با برخى از آن ها مطالبى را مى توان در ميان گذاشت كه با نويسنده هاى ديگر نمى توان. پس ويراستار بايد به خلق و خويِ نويسندگان هم توجه كند و به گونه اى رفتار نمايد كه در آنان واكنش نامطلوب برنيانگيزد. ويراستار بايد حريم ها را رعايت كند و حدود خود را بشناسد. اين كه اثرى را براى ويرايش به ويراستار سپرده اند معنايش اين است كه اشكال ها و خطاها را اصلاح كند و خلأها را گوشزد نمايد, ولى نبايد خطاها را به رخ نويسنده بكشد و دائماً ضعف هاى او را عمده نمايد. جريحه دار ساختنِ عزت نفس صاحب اثر, امرى است كه به روابط نويسنده و ويراستار لطمه مى زند و صميميت ها را از بين مى برد.
صاحبان قلم, در برابر كارهايى كه ويراستار انجام داده و زحماتى كه متحمل شده دو نوع برخورد دارند: برخى شاكرند و قدرِ زحماتى كه بر روى كارشان انجام شده مى دانند اما بعضى مغرورند و حتى كارهاى خوب را مشكل مى پذيرند, وظيفه ويراستار آن است كه از نرم خوييِ گروه اول سوءاستفاده نكند و با اخلاق گروه دوم, مدارا نمايد. ٧. حوصله
ويرايش, كار پر زحمتى است و ويراستار بايد در كتاب ها, كه به مثابه باغ ها و دشت هاى پر فراز و نشيبى هستند, به دفعات رفت و آمد كند و آن را براى ديدار خوانندگان و خوش منظره ساختن و چيدن محصول, آماده نمايد. چنين كار پر مشقتى, مستلزم داشتن حوصله كافى است. ديده شده ويراستارانى با علم و دانش بالا و ذوق هنرى خوب, به سبب بى حوصلگى, ويرايش هاى ضعيفى را انجام داده اند و به تدريج چراغ ذوقشان, كم سو شده و سرانجام, دست از اين كار كشيده اند. ٨. فداكارى
انگيزه هاى ويراستاران از توجه به حرفه ويرايش مختلف است: برخى دغدغه معاش دارند, بعضى معاششان شغل ديگرى هم اداره مى شود, اما از سر علاقه به اين كار مى پردازند و عده اى هم تركيبى از علاقه و معاش است. اين هر سه گروه, با (فداكارى) تلاش مى كنند كه آثار مكتوب, با كيفيت بهتر به دست خوانندگان برسد.
اين فداكارى در آن دسته از ويراستارانى كه خود اهل قلم و پژوهش اند, بيشتر ديده مى شود. اينان به انگيزه بهسازى فضاى نشر و فرهنگ و علاقه فراوان به عرضه بهتر كتاب ها نيمى از كارهاى خود را وامى نهند و به كار ويرايش مشغول مى شوند. ويراستاران بايد دسته اخير را الگوى خود سازند و بدانند در راهى گام گذاشته اند كه فداكارى مى طلبد, و گمنامى, اصل رايج و پذيرفته شده آن است. او بايد نيك بداند دايه اى است كه سهم مهمى در پرورش فرزندانى دارد كه از آنِ شخص ديگرى است. ٩. نظم و انضباط
هر كارى با نظم سامان مى گيرد و دوام مى يابد. در امر ويرايش نيز اين صفت, ويراستار را موفق مى كند. او با انبوهى از برگه ها در قطع هاى كوچك و بزرگ, يادداشت هاى ريز و درشت, نوشت افزارها به اضافه كارهاى متفرقه ادارى و نيز امور مختلف منزل و درس و بحث بچه ها و شايد كارهاى پژوهشى خود و يا تدريس شخصى اش رو به رو است, آنچه او را در برابر اين حجم انبوه كارها موفق مى كند, نظم است. گاه گم شدن يك يا چند برگه, روزها و هفته ها روند نشر يك اثر را متوقف مى كند.
در موارد متعدد ديده شده كه به سبب همين بى نظمى و سهل انگارى, كتاب هايى از دست رفته اند و صورت ويرايش شده يك اثر, مفقود گشته و ضررهاى مادى و معنوى بسيارى به مؤلف و ناشر وارد آمده است.
انضباط در تنظيم وقت نيز بسيار مهم است. ويراستارانى كه نظم زمانى ندارند و بدون توجه به زمان و توان خود, وعده مى دهند, به اعتبار خود لطمه مى زنند و چرخه نشر را نيز دچار كُندى مى كنند.

١٠. پرهيز از بخل و حسادت
اين دو صفت در هركس با هر شغل و پيشه اى باشد, مذموم است. در حرفه ويرايش نيز ويراستار نبايد به علم و دانش مؤلف و نيز شهرتى كه او پس از نشرِ آثارش با زحمات ويراستاران و گروه نشر, به دست آورده حسادت ورزد. ويراستار ـ خصوصاً اگر پژوهشگر و اهل قلم باشد ـ گاهى به خوبى حس مى كند كه شهرت مؤلف مديونِ طرح ها و پيشنهادها و نيز كارهايى است كه او بر روى اثرش انجام داده, اما تنها ردّ پايى كه از اوست, در شناسنامه كتاب است كه نامش آمده و يا در پيش گفتار از او تقدير شده است. از اين رو گاهى, نفس او را برمى انگيزد كه به نوعى مؤلف را در جايى با قلم يا زبانش كم اعتبار كند و همه زحماتش را به رخ بكشد و آزار برساند. اين كار, اخلاقى نيست, چرا كه خودِ ويراستار از ابتدا انجام دادن چنين كارهايى را پذيرفته و از كم و كيف كار مطلع بوده است.
از سوى ديگر, ويراستار نبايد بخل بورزد و از مشورت دادن به مؤلف و ارائه پيشنهادهاى مؤثر و مطلوب, سر باز زند. اگر جلمه هاى قشنگ و عبارت هاى زيبا به ذهنش مى رسد يا منابع و كتاب هايى را مى شناسد, بايد سخاوت مندانه در اختيار مؤلف قرار دهد. انگيزه اين كار همانا ايجاد فضاى مناسب و جذّاب براى ارائه آموزه هاى دينى, علمى و فرهنگى است. ١١. پرهيز از وسواس
وسواس نوعى بيمارى روانى است كه برخى افراد در زمينه هاى گوناگون به آن مبتلا مى شوند. در عرصه پژوهش, ويرايش و نشر هم پاره اى ويراستاران, گرفتار آنند. مرورهاى چند باره جمله ها و واژه ها و عوض كردن شكل پانوشت ها و يا جابه جايى سجاوندى ها نشان از بيمارى وسواس است.
(ايزابل زيگلر) در كتاب هنر نويسندگى خلاق مى نويسد: (گوستاوفلوبر, تمام صبح را وقت صرف مى كرد كه يك ويرگول را در جاى خود قرار دهد و تمام بعد از ظهر همان روز را صرف مى كرد تا آن را بردارد). اين عمل, هرچند دقت فراوان نويسنده را نشان مى دهد حاكى از گرفتار شدن او به بيمارى وسواس نيز هست.
اين بيمارى, ويراستار را به شدت رنج مى دهد و عملِ ويرايش را با كندى رو به رو مى سازد. ١٢. پرهيز از عمل سليقه اى
سبك و ذوق مؤلفان و مترجمان, متفاوت است و همين تفاوت, ميدان را براى بروز سليقه ها باز مى كند. ويراستاران نيز در جنبه هاى صورى, نگارشى و ترجمه اى, سليقه هاى گوناگون دارند. اما بايد چاره اى انديشيد كه اين سليقه ها به هرج و مرج و بى ضابطگى نكشد. براى اين كار, توجه به نكته هاى زير لازم است:
الف. هر مؤسسه پژوهشى و انتشاراتى براى خود, شيوه نامه صورى و فنى تهيه كند. با اين شيوه نامه تعدّد سليقه ها ـ لااقل در يك مؤسسه خاص ـ از بين مى رود و ميان ويراستاران صورى/فنى وحدت رويّه به وجود مى آيد.
ب. در زمينه نگارش و شيوه بيان, تعدّد سبك ها و سليقه ها مذموم نيست بلكه پسنديده نيز هست و اساساً نمى توان در اين عرصه, سبك واحدى را تحميل كرد, منتها به اين نكته بايد توجه كرد كه نويسندگان عموماً به ذوق خود متكى اند و در هنگام نگارش به قواعد دستورى, توجه دقيق ندارند, پس وظيفه ويراستار است كه در عينِ حفظ سبك, غلط هاى دستورى و نگارشى را اصلاح كند.
اين قواعد در كتاب هاى (دستور زبان) و نيز برخى از كتاب هاى معتبر, كه غلط هاى مشهور را باز نمايانده اند, جمع آورى شده است. اجماع ويراستاران يك مؤسسه بر معتبرترين اين كتاب ها, سليقه هايشان را به هم نزديك و از پراكندگى جلوگيرى مى كند.