الجمل و العقود في العبادات - الشيخ الطوسي - الصفحة ١٣ - پيش گفتار
اما فقها رفته رفته با وسعت نظر و جرأت بيشتر بدون رعايت اين احتياط، خود را از قيد الفاظ روايات آزاد ساختند و پس از دقت و كنجكاوى در احاديث و عرضه كردن برخى بر برخ ديگر، آن چه از مجموع روايات و كليۀ نصوص دينى در حدود مسائل منصوص استنباط مىكردند با عبارات ديگر روى كاغذ مىآوردند و اين مرحله از فقه را بايد فقه مستنبط يا بضميمه مرحله قبل از آن هر دو را فقه منصوص ناميد و تقريبا هم زمان با اين امر، قدم ديگرى برداشته شد و باب اجتهاد، با شجاعت و تدبير رجال آن عصر از جمله مؤلف ما شيخ طوسى وسعت بيشتر پيدا كرد و آن، اين بود كه فقها پاى خود را از حدود فقه منصوص بيرون گذاردند و بر اساس قواعد كلى و نصوص عام كتاب و سنت و ادلة عقليه در مورد فروع مستحدثه و مسائل روزمره كه در نصوص، مطرح نگرديده و شايد تا آن هنگام صورت وقوع بخود نگرفته بود اظهار نظر كردند و با اينكه از بكار بردن قياس كه اكيدا در مذهب شيعه از آن جلوگيرى شده اجتناب مىكردند در عين حال، كليۀ نيازمنديها و مسائل را بر اساس نص، پاسخ مىگفتند. و اين رشته از فقه مرحله نهائى اجتهاد است و با عدم آن، اجتهاد ناقص و باحتياجات قانونى مردم نارسا است. پس، تحول جديد، در حقيقت آغاز تكامل و يا پيدايش اجتهاد بمعنى واقعى خود در بين شيعه بود، در صورتى كه در مذاهب ديگر اسلام، مخصوصا در مذهب حنفى تقريبا دو قرن پيش از آن، اين روشهاى گوناگون بصورت ديگر معمول بود و مذهب شيعه از اين بابت خواهى نخواهى با حفظ اصول اوليه خود تحت تأثير ديگران قرار گرفت.
كما اينكه همزمان با اين تحولات، مقايسه بين مذاهب فقهى و موازنه در پارهاى از مسائل مورد اختلاف مذاهب، بين شيعه معمول گرديد و رشتهاى از فقه به نام مسائل الخلاف بتعبير ما فقه تطبيقى قدم بعرصه وجود گذارد. و بطورى كه در ترجمۀ مؤلف خواهيم گفت شيخ طوسى در همۀ اين فنون فقهى گوى سبقت را از معاصران و حتى اساتيد خود ربوده و كتب وى در اين خصوص، مخصوصا كتاب نهايه در فقه منصوص و كتاب مبسوط در فقه تفريعى و همچنين كتاب خلاف وى در فقه تطبيقى بهترين كتب در اين رشتهها بشمار مىرود.
يكى از فنون فقهى كه تدريجا از انشعاب فقه به رشتههاى مختلف پديد آمد اين بود كه اصول مسائل فقهى را با كمترين عبارت و در عين حال با ترتيب و نظم تمام با فصول و فرازهاى