الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٦ - داشتن مال و زر نشانهء پيغمبرى نيست
اى عبد الله آنچه گفتى كه ايمان ما صناديد قريش با ساير تبعه و خويش بتو اى محمد موقوف است بر انفجار اراضى مكه كه احجار بسيار و جبال بيشمار دارد بايد كه حفر آن نموده عيون بسيار مملو از آب خوشگوار ظاهر گردانى كه ما را احتياج بسيار بانهار است .
اى عبد الله تو چون از اراده و خواهش حضرت بيچون جاهل و غافلى و اصلا تو را من جميع الابواب اطلاع بر ارادت كامله و قدرت شامله عزيز وهاب نيست التماس آنها مينمائى .
اى عبد الله آيا تو صدق قول مرا در باب دعوى نبوت و ادعاى رسالت موقوف باين ميدانى چنانچه من اگر تقديم و انصرام اين امور مسئوله تو نمايم پيغمبر ميشوم ؟
گفت : نه يا محمد .
حضرت نبى المحمود فرمود : اى عبد الله تو را در زمين طايف باغات بسيار و بساتين بيشمار است ، آيا تو بيشتر از آنكه اراضى آن محال را باصلاح آرى و قابل زراعت و عمارت گردانى در آن سرزمين مواضع فاسده مملو از احجار صخره و جبال صعبه بسيار بود كه همهء آنها را نقل و تحويل نمودى و آن محال را باين حال كه الحال صلاحيت زراعت و عمارت دارد تبديل كردى ، بلكه در آن مكان چشمههاى فراوان جارى و عيان نمودى ؟
گفت : بلى يا محمد .
حضرت رسول فرمود كه آيا تو در آن بساتين كه بواسطهء آن ارتكاب شدايد و محن و متحمل آلام بسيار بجهت اصلاح آن مكمن ؟ ؟ ؟ شدى نظرى در آن دارى ؟
گفت : بلى يا محمد .
آن حضرت فرمود كه آيا بوسيلهء سعى و اهتمام بىغايات كه بجهت آن باغات كردى و آن محل را باين غايت رسانيدى با جمعى ديگر كه در آن سرزمين باغات